Forwarded from moin.ngo موسسه معین
چهارشنبه گذشته، ۳۰ آبان، #نشست چهارم مجموعه «جوانه که میزنیم» را برگزار کردیم. در این نشست از منظر فلسفه و انسانشناسی به نهادهای مدنی به مثابه نهادهای مراقبت نگاه کردیم. و سپس با گفتوگو درباره تجربه زیسته سازمانهای غیرانتفاعی در ایران، به این فکر کردیم که آیا چشمانداز «مراقبت» میتواند افقی برای تحول نهادهای مدنی باشد؟
🎧فایل صوتی این نشست را در بالا دریافت کنید. ویدئو و گزارش کامل به زودی منتشر خواهد شد.
🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo
🎧فایل صوتی این نشست را در بالا دریافت کنید. ویدئو و گزارش کامل به زودی منتشر خواهد شد.
🌱🌀
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo
❤8👍1
✍️
گاهی نمینویسیم، چون ناتوانیم از گفتن، تلاطم و رنجمان کلمه ندارد_ یا هنوز کلماتش را نیافتهایم/ نساختهایم.
گاهی نمینویسیم تا آزادیمان سلب نشود. تا به زندگی معمولی ادامه بدهیم و بتوانیم بنویسیم. ما که پهلوان اخلاق نیستیم، درعینحال اخلاقی میبینیم که کلماتمان را نفروشیم. سکوت میکنیم تا «این نیز بگذرد».
گاهی نمینویسیم چون کشش روانی قضاوت عمومی را نداریم: «اعصاب فحش خوردن ندارم»، یا از آنطرف حوصله جواب پس دادن به «حراست» را؛ که ظرف و ظرفیت هر آدمی محدود است و تبدیلشدن به موجودی سرخورده، عصبی و پرخاشی نه وسیله که هدف است: نویسنده؟ آدمهایی خلوضع با کلمات بیاعتبار.
گاهی نمینویسیم چون به هر طرف نگاه کنی «تصاویر» قدرتمندتر از کلمات نشان میدهند چه خبر است. میبینند و میدانند و برهمان مسیر میتازند: چه جای حیفومیل کلمه.
گاهی نمینویسیم چون نگران هستیم کلمات نیمخورده ابزار توجیه ظلم و سرکوب شوند. زمانهایی هست که انگار ننوشتن همدست نشدن باشد. این وضعیت «فعل» دارد: ناصر تقواییشدن.
گاهی نمینویسیم چون به نظرمان گرچه آنچه میگذرد ظلم به یکی دونفر انسان نهچندان بیگناه در موضع قدرت است، اما سکوت خیر بزرگتری برای جمعیت بیگناه و نهچندان بیگناه بیشتری در موضع ضعف و ظلم به همراه دارد. «اثر» کلمه را آنقدر که پیداست باید پیشاپیش حدس زد. این جرقه کجا را روشن میکند؟ «مسئولیت گفتن» سنگین میشود.
گاهی نمینویسیم چون در هیاهوی خیل نویسندگان، که حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده، نمیدانیم اینجا و حالا نوشتن خدمتی است یا خیانت؟
@neocritic
گاهی نمینویسیم، چون ناتوانیم از گفتن، تلاطم و رنجمان کلمه ندارد_ یا هنوز کلماتش را نیافتهایم/ نساختهایم.
گاهی نمینویسیم تا آزادیمان سلب نشود. تا به زندگی معمولی ادامه بدهیم و بتوانیم بنویسیم. ما که پهلوان اخلاق نیستیم، درعینحال اخلاقی میبینیم که کلماتمان را نفروشیم. سکوت میکنیم تا «این نیز بگذرد».
گاهی نمینویسیم چون کشش روانی قضاوت عمومی را نداریم: «اعصاب فحش خوردن ندارم»، یا از آنطرف حوصله جواب پس دادن به «حراست» را؛ که ظرف و ظرفیت هر آدمی محدود است و تبدیلشدن به موجودی سرخورده، عصبی و پرخاشی نه وسیله که هدف است: نویسنده؟ آدمهایی خلوضع با کلمات بیاعتبار.
گاهی نمینویسیم چون به هر طرف نگاه کنی «تصاویر» قدرتمندتر از کلمات نشان میدهند چه خبر است. میبینند و میدانند و برهمان مسیر میتازند: چه جای حیفومیل کلمه.
گاهی نمینویسیم چون نگران هستیم کلمات نیمخورده ابزار توجیه ظلم و سرکوب شوند. زمانهایی هست که انگار ننوشتن همدست نشدن باشد. این وضعیت «فعل» دارد: ناصر تقواییشدن.
گاهی نمینویسیم چون به نظرمان گرچه آنچه میگذرد ظلم به یکی دونفر انسان نهچندان بیگناه در موضع قدرت است، اما سکوت خیر بزرگتری برای جمعیت بیگناه و نهچندان بیگناه بیشتری در موضع ضعف و ظلم به همراه دارد. «اثر» کلمه را آنقدر که پیداست باید پیشاپیش حدس زد. این جرقه کجا را روشن میکند؟ «مسئولیت گفتن» سنگین میشود.
گاهی نمینویسیم چون در هیاهوی خیل نویسندگان، که حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده، نمیدانیم اینجا و حالا نوشتن خدمتی است یا خیانت؟
@neocritic
👍18🔥5
Forwarded from نطقیات
کتاب بیعدالتی معرفتی ( Epistemic Injustice: Power and the Ethics of Knowing) نوشتهٔ میراندا فریکر (Miranda Fricker)، فیلسوف بریتانیایی، با ترجمهٔ دکتر حسین شقاقی بهزودی منتشر خواهد شد.
این کتاب به بررسی بیعدالتیهای معرفتی میپردازد که در آن افراد به دلیل تعصبات اجتماعی مانند جنسیت، نژاد یا طبقه، در جایگاه تولیدکننده یا دریافتکننده دانش بیاعتبار و حذف میشوند. بیعدالتی معرفتی که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، چارچوبی نوآورانه برای تحلیل روابط قدرت در تولید و انتقال معرفت ارائه میدهد و در فلسفه، مطالعات جنسیت و علوم اجتماعی تأثیرگذار بوده است.
#معرفی_کتاب
#اخبار_کتاب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍3
Forwarded from MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی (🍀 MMMojahedi)
نیازی نیست رولان بارت باشی تا هم ریشه و هم میوهی بحرانهای ژرفآشوب کشور را در نشانههای ریز و درشتِ این نمای نمادین از ستیز تیشه و اندیشه ببینی.
۶ آبانماه ۱۴۰۴
@mmojahedi
۶ آبانماه ۱۴۰۴
@mmojahedi
🔥8🤯2
✍️درباره ظلم
✅ همسرم داشت توی گوشی خبر میخواند. سرش را بلند کرد و بیمقدمه پرسید: «چرا اینقدر همه چیز برای زنها تلخ و سخت پیشمیره؟»
✅ جلال ستاری در صفحات آغازین کتاب جذاب سیمای زن در فرهنگ ایران بعد از اشاره به محرومیتهای گسترده زنان در طول تاریخ در پاسخ به این سؤال که چرا «زنان سر به شورش برنداشتند و به پذیرش نظام عقیدتی سرورانشان تن دردادند؟» جواب میدهد احتمالاً «نرمی و انعطاف و سلطهپذیری را برای حفظ جان و راحت خویش بهتر از قیام و طغیان یافتند، هرچند که آن اطاعت و متابعت با اشکباری و حیلهگری و کینهتوزی و بیزاری همراه بوده است...»
✅ کتاب مشهوری دارد آن کاد به نام تحلیل ظلم که در آن به ضرورت و نیاز به «نظریه کلان» درباره ظلم و سرکوب اشاره میکند.
ما نظریه عامی درباره ظلم نداریم. احتمالاً چون بیشتر فیلسوفان متعلق به گروههای تحت ظلم نبودهاند. ضمن اینکه، ستم موضوعی دشوار برای بررسی بیطرفانه است و فوراً با عواطف و تجربیات شخصی گره میخورد. نهایتاً اینکه فیلسوفان کمتر به مسائل انضمامی مثل انواع و ابزار ستم اجتماعی علاقمند بودهاند. کار و کسب آنها «انتزاع» است.
✅ «ظلم ظالم» و «جور صیاد» مثل قصههای اساطیری همیشه آشکار نیست. بهویژه در دنیای امروز و باارزشهای جدید. ظلم امروزه بیشتر در لباس مبدل در میان ما زندگی میکند. مدتهاست که متفکران ظلم را دیگر در دربار شاهان نمیجویند؛ بلکه در عرفها و سنتها، نهادها و قوانین، ساختارهای اقتصادی و طبقاتی و حتی ابعاد روحی و روانی آدمها جستجو میکنند.
✅ ظلم در شکست «بهرسمیتشناسی متقابل آدمها» روی میدهد. در سوپراستاری که خیال میکند وقتی همه آگهیهای تلویزیونی و بیلبوردهای شهری و پردههای نقرهای را در اختیار دارد حق دارد هر جوری که مایل است با دیگری گمنام رفتار کند. حرف یک «ناموجود» دربرابر حرفِ اویِ همهجا موجود چه اعتباری دارد؟!
در ساختارهای اقتصادی رخ میدهد که سرمایه حول آن تصویر را ساخته بودند و حالا نگران سرمایههایشان هستند و با رشوه میخواهند دهانها را ببندند.
در نهادهای قانونی رخ میدهد که نابرابریهای تثبیت شده در آن، برای رسیدگی به ماجرا ناتوان است و مطابق عادت مألوف اول بهحساب روزنامهنگار و روزنامه رسیدگی میکند.
در من و ماهای متورمی تجلی مییابد که از ترس ازدستدادن سروری و سیادت بر زنانِ «بهحکم ذات و طبیعت و قانون زیردست» حاضر نیستند یکبار، یکقدم کنار بکشند تا اطلاعرسانی شفافی صورت بگیرد و عدالت در همان حدی که قانون نابرابر بهرسمیتشناخته اجرا شود.
✅ هیولای ظلم به عقیده کاد سه تا دست دارد: خشونت، فشار اقتصادی، ایجاد آسیب روانی
خشونت مادیترین و آشکارترین نیرویی است که ظلم در اختیار دارد. خشونت ممکن است تصادفی باشد مثل شلیک اشتباه یا نزاع خیابانی، یا نظاممند بوده و از حمایتهای تلویحی قانونی برخوردار باشد مثل خشونت علیه زنان و دگراندیشان.
✅ ابزارهای اقتصادی ظلم و سرکوب اقتصادی ماهیت پیچیدهتری دارد. در برخی متون اخلاقیِ منزلیِ کلاسیکِ ما آمده است که «گرسنگی و برهنگی دو نگهبان زنان» در خانههاست. ایجاد مانع و مشکل آشکار و نهان بر سر راه دسترسی زنان به منابع مالی از همین مسیر عبور میکند و از همین قبیل است انواع موانعی که برای دسترسی اقلیتهای مذهبی و نژاد برای دستیابی به منابع مالی ایجاد میشود یا آنان را در مشاغل کمدرآمد و فرودست نگاه میدارد.
✅ ظلمهای روانی پیچیدهترینها هستند. از ایجاد تروما تا تحقیر و تهدید برای نگاهداشتن فرد در جایگاه خود، تا ازمیانبردن اعتمادبهنفس یا تحریف امیال به سمت چیزهایی که در واقع به زیان فرد یا گروه مظلوم است.
زخمهای روانی هم سختتر ترمیم میشوند و هم مقاومت در مقابل آنها دشوارتر است. تا ابد میشود نمونه آورد برای این نوع دستکاریها. نمونه دمدستی معیارهای زیبایی برای زنان.
✔️خشونت ابزار اولیه ظلم است، اقتصاد آن را نهادینه میکند و دستکاری روانی آن را درونی و پایدار.
✅ مسئولیت مقاومت برعهده کیست؟ کاد میگوید اگر دغدغه رفع ظلم داریم در درجه نخست افرادِ در موضع قدرت که مستقیم و غیرمستقیم از شرایط ناعادلانه بهرهمند میشود بیشترین مسئولیت اخلاقی را برای پایاندادن به آن دارند و درعینحال ستمدیدگان نیز مسئولند، بهویژه که گاهی در بازتولید ستم مشارکت میکنند، خاصه هنگامی که از ترس یا منفعت شخصی، در برابر ساختار ستم سکوت میکنند. (بااینحال، او تصریح میکند که مسئولیت ستمدیدگان ثانوی و محدود است، زیرا انتخابهای آنان در شرایط ناعادلانه و تحتفشار است.)
✅ کاد تأکید میکند به نظر او، آزادی حقیقی از ظلم تنها وقتی معنا دارد که فرد «در کنار دیگران آزاد باشد»؛ یعنی آزادی جمعی و نهادی. هر شخص وظیفه دارد آزادی خود و دیگران از ظلم را گسترش دهد، حتی اگر با منافع شخصیاش در تضاد باشد.
@neocritic
✅ همسرم داشت توی گوشی خبر میخواند. سرش را بلند کرد و بیمقدمه پرسید: «چرا اینقدر همه چیز برای زنها تلخ و سخت پیشمیره؟»
✅ جلال ستاری در صفحات آغازین کتاب جذاب سیمای زن در فرهنگ ایران بعد از اشاره به محرومیتهای گسترده زنان در طول تاریخ در پاسخ به این سؤال که چرا «زنان سر به شورش برنداشتند و به پذیرش نظام عقیدتی سرورانشان تن دردادند؟» جواب میدهد احتمالاً «نرمی و انعطاف و سلطهپذیری را برای حفظ جان و راحت خویش بهتر از قیام و طغیان یافتند، هرچند که آن اطاعت و متابعت با اشکباری و حیلهگری و کینهتوزی و بیزاری همراه بوده است...»
✅ کتاب مشهوری دارد آن کاد به نام تحلیل ظلم که در آن به ضرورت و نیاز به «نظریه کلان» درباره ظلم و سرکوب اشاره میکند.
ما نظریه عامی درباره ظلم نداریم. احتمالاً چون بیشتر فیلسوفان متعلق به گروههای تحت ظلم نبودهاند. ضمن اینکه، ستم موضوعی دشوار برای بررسی بیطرفانه است و فوراً با عواطف و تجربیات شخصی گره میخورد. نهایتاً اینکه فیلسوفان کمتر به مسائل انضمامی مثل انواع و ابزار ستم اجتماعی علاقمند بودهاند. کار و کسب آنها «انتزاع» است.
✅ «ظلم ظالم» و «جور صیاد» مثل قصههای اساطیری همیشه آشکار نیست. بهویژه در دنیای امروز و باارزشهای جدید. ظلم امروزه بیشتر در لباس مبدل در میان ما زندگی میکند. مدتهاست که متفکران ظلم را دیگر در دربار شاهان نمیجویند؛ بلکه در عرفها و سنتها، نهادها و قوانین، ساختارهای اقتصادی و طبقاتی و حتی ابعاد روحی و روانی آدمها جستجو میکنند.
✅ ظلم در شکست «بهرسمیتشناسی متقابل آدمها» روی میدهد. در سوپراستاری که خیال میکند وقتی همه آگهیهای تلویزیونی و بیلبوردهای شهری و پردههای نقرهای را در اختیار دارد حق دارد هر جوری که مایل است با دیگری گمنام رفتار کند. حرف یک «ناموجود» دربرابر حرفِ اویِ همهجا موجود چه اعتباری دارد؟!
در ساختارهای اقتصادی رخ میدهد که سرمایه حول آن تصویر را ساخته بودند و حالا نگران سرمایههایشان هستند و با رشوه میخواهند دهانها را ببندند.
در نهادهای قانونی رخ میدهد که نابرابریهای تثبیت شده در آن، برای رسیدگی به ماجرا ناتوان است و مطابق عادت مألوف اول بهحساب روزنامهنگار و روزنامه رسیدگی میکند.
در من و ماهای متورمی تجلی مییابد که از ترس ازدستدادن سروری و سیادت بر زنانِ «بهحکم ذات و طبیعت و قانون زیردست» حاضر نیستند یکبار، یکقدم کنار بکشند تا اطلاعرسانی شفافی صورت بگیرد و عدالت در همان حدی که قانون نابرابر بهرسمیتشناخته اجرا شود.
✅ هیولای ظلم به عقیده کاد سه تا دست دارد: خشونت، فشار اقتصادی، ایجاد آسیب روانی
خشونت مادیترین و آشکارترین نیرویی است که ظلم در اختیار دارد. خشونت ممکن است تصادفی باشد مثل شلیک اشتباه یا نزاع خیابانی، یا نظاممند بوده و از حمایتهای تلویحی قانونی برخوردار باشد مثل خشونت علیه زنان و دگراندیشان.
✅ ابزارهای اقتصادی ظلم و سرکوب اقتصادی ماهیت پیچیدهتری دارد. در برخی متون اخلاقیِ منزلیِ کلاسیکِ ما آمده است که «گرسنگی و برهنگی دو نگهبان زنان» در خانههاست. ایجاد مانع و مشکل آشکار و نهان بر سر راه دسترسی زنان به منابع مالی از همین مسیر عبور میکند و از همین قبیل است انواع موانعی که برای دسترسی اقلیتهای مذهبی و نژاد برای دستیابی به منابع مالی ایجاد میشود یا آنان را در مشاغل کمدرآمد و فرودست نگاه میدارد.
✅ ظلمهای روانی پیچیدهترینها هستند. از ایجاد تروما تا تحقیر و تهدید برای نگاهداشتن فرد در جایگاه خود، تا ازمیانبردن اعتمادبهنفس یا تحریف امیال به سمت چیزهایی که در واقع به زیان فرد یا گروه مظلوم است.
زخمهای روانی هم سختتر ترمیم میشوند و هم مقاومت در مقابل آنها دشوارتر است. تا ابد میشود نمونه آورد برای این نوع دستکاریها. نمونه دمدستی معیارهای زیبایی برای زنان.
✔️خشونت ابزار اولیه ظلم است، اقتصاد آن را نهادینه میکند و دستکاری روانی آن را درونی و پایدار.
✅ مسئولیت مقاومت برعهده کیست؟ کاد میگوید اگر دغدغه رفع ظلم داریم در درجه نخست افرادِ در موضع قدرت که مستقیم و غیرمستقیم از شرایط ناعادلانه بهرهمند میشود بیشترین مسئولیت اخلاقی را برای پایاندادن به آن دارند و درعینحال ستمدیدگان نیز مسئولند، بهویژه که گاهی در بازتولید ستم مشارکت میکنند، خاصه هنگامی که از ترس یا منفعت شخصی، در برابر ساختار ستم سکوت میکنند. (بااینحال، او تصریح میکند که مسئولیت ستمدیدگان ثانوی و محدود است، زیرا انتخابهای آنان در شرایط ناعادلانه و تحتفشار است.)
✅ کاد تأکید میکند به نظر او، آزادی حقیقی از ظلم تنها وقتی معنا دارد که فرد «در کنار دیگران آزاد باشد»؛ یعنی آزادی جمعی و نهادی. هر شخص وظیفه دارد آزادی خود و دیگران از ظلم را گسترش دهد، حتی اگر با منافع شخصیاش در تضاد باشد.
@neocritic
👍18🔥2
📚
Cudd, Ann. E. (2006). Analyzing oppression. Oxford University Press.
ستاری، جلال، 1373، سیمای زن در فرهنگ ایران، نشر مرکز
@neocritic
Cudd, Ann. E. (2006). Analyzing oppression. Oxford University Press.
ستاری، جلال، 1373، سیمای زن در فرهنگ ایران، نشر مرکز
@neocritic
❤5👍3
🎥 پیشنهاد تماشا
مادران کوچک (۲۰۲۵)
✅ فیلم فرانسوی ـ بلژیکی و واقعگرای اجتماعی که ماجرای آن در مرکز نگهداری از مادران نوجوانی میگذرد که آسیبدیده و بیپناه هستند. آنان باید برای باقی زندگی خودشان و فرزندشان تصمیم بگیرند و آماده شوند. دختران نوجوانی که به هردلیلی (فرار/ عشق/ داشتن خانواده) تصمیم به نگهداشتن فرزندشان گرفتهاند و با به دنیا آمدن کودک، واقعیت مسئولیتهای جهان بزرگسالی غافلگیرشان میکند.
@neocritic
مادران کوچک (۲۰۲۵)
✅ فیلم فرانسوی ـ بلژیکی و واقعگرای اجتماعی که ماجرای آن در مرکز نگهداری از مادران نوجوانی میگذرد که آسیبدیده و بیپناه هستند. آنان باید برای باقی زندگی خودشان و فرزندشان تصمیم بگیرند و آماده شوند. دختران نوجوانی که به هردلیلی (فرار/ عشق/ داشتن خانواده) تصمیم به نگهداشتن فرزندشان گرفتهاند و با به دنیا آمدن کودک، واقعیت مسئولیتهای جهان بزرگسالی غافلگیرشان میکند.
@neocritic
👍7❤5
نامه دکتر بهدخت نژاد حقیقی درباره آنچه در دانشگاه و بر دانشگاه و علوم انسانی میگذرد.
🔹🔹🔹
از اینجا
@neocritic
شاید کمی متجملانه باشد در این اضطراب عمیق برای آینده مملکت که دلها سخت متحیّر تا حال چون شود کسی از وضع دانشگاه بگوید، اما این قصه قدیمی است و همه قصههای بزرگ قدیمی خرده روایتهای به حاشیه رانده شدهای دارند. بلند شدن صدای یکی از آن همه خرده روایتهای مسکوت در غوغای این روزها مثل فریاد زیر آب است اما چه چاره از بازگفتن؟
من در این قیامت نهال خود مینشانم...
🔹🔹🔹
«زن» در علوم انسانی برای پذیرفته شدن در محیط دانشگاهی یا باید از طبقه اجتماعی و اعتقادی خاصی باشد با ظاهر مشخصی که نیازی به توضیح ندارد. ازدواج کرده باشد، ترجیحاً بچه داشته باشد و نوعاً با خانواده زندگی کند؛ یا به یکی از جناحين سرشناس سیاسی وابسته و برخوردار از حمایتشان باشد و منتظر بماند که در چرخش قدرت نوبت به او برسد؛ و یا اگر مستقل است و به هیچ گروه سیاسی و اعتقادی خاصی وابستگی ندارد لااقل باید سربه زیر بعضاً ضعیفتر از بقیه و در مقام شاگرد دیگر اعضاء باشد و احتمالاً همه را از دم استاد خطاب کند ...
از اینجا
@neocritic
👍30😢15
Forwarded from مطالعات جنسیت و سکسوالیته
عدالت ناممکن و صدای راوی.pdf
521.3 KB
📕عدالتِ ناممکن؛ صدای راوی و سیاستِ مراقبت
✍️ شیوا علینقیان
ناشر: کارگروه مطالعات جنسیت و سکسوالیته
وقتی نام یک سلبریتی در پرونده آزار جنسی مطرح میشود، معمولاً شبکهای از سکوت، تحسین، و «معصومسازیِ شهرت» را پشت سر او میبینیم؛ سازوکاری اجتماعی و فرهنگی که سالها، گاه دههها، به او امکان داده است تا هم به بدنها دسترسی داشته باشد و هم ردپاها را پاک کند.
اما این معصومسازی فقط فرهنگی نیست؛ حقوقی هم هست و با تأکیدش بر بیطرفی، تعلیق قضاوت، و ضرورتِ ادله عینی، عملاً به سود همان گروههایی کار میکند که تواناییِ ساختنِ ادله را دارند.
وقتی این ساختار میگوید «تا روشن شدنِ ادله قضاوت نکن»، این گزارهی در ظاهر بیطرفانه، در عمل جانبِ قدرتمند را میگیرد. زیرا در حوزه خشونت جنسی، ادله نه محصولِ مشاهده مستقیم، بلکه محصولِ شبکههای قدرت است: پلیس، رسانه، دادگاه، و حتی افکار عمومی.
@anthropologyofgender
✍️ شیوا علینقیان
ناشر: کارگروه مطالعات جنسیت و سکسوالیته
وقتی نام یک سلبریتی در پرونده آزار جنسی مطرح میشود، معمولاً شبکهای از سکوت، تحسین، و «معصومسازیِ شهرت» را پشت سر او میبینیم؛ سازوکاری اجتماعی و فرهنگی که سالها، گاه دههها، به او امکان داده است تا هم به بدنها دسترسی داشته باشد و هم ردپاها را پاک کند.
اما این معصومسازی فقط فرهنگی نیست؛ حقوقی هم هست و با تأکیدش بر بیطرفی، تعلیق قضاوت، و ضرورتِ ادله عینی، عملاً به سود همان گروههایی کار میکند که تواناییِ ساختنِ ادله را دارند.
وقتی این ساختار میگوید «تا روشن شدنِ ادله قضاوت نکن»، این گزارهی در ظاهر بیطرفانه، در عمل جانبِ قدرتمند را میگیرد. زیرا در حوزه خشونت جنسی، ادله نه محصولِ مشاهده مستقیم، بلکه محصولِ شبکههای قدرت است: پلیس، رسانه، دادگاه، و حتی افکار عمومی.
@anthropologyofgender
❤15👍3
Forwarded from انجمن علمی فلسفه دانشگاه فردوسی
✅انجمن علمی فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد برگزار می کند
🔶نشست علمی با موضوع
«جنسیت و واقعیت»
👤با حضور:دکتر مریم نصر اصفهانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🔶در این گفتار به بررسی نسبت «جنسیت و واقعیت» بر اساس دیدگاههای سالی هسلنگر، فیلسوف تحلیلی و استاد دانشگاه ام.آی.تی، خواهیم پرداخت. هسلنگر معتقد است فلسفه تنها در مقام توصیف و تحلیل باقی نمیماند، بلکه همچنان رسالتی سقراطی و انتقادی با هدف بهتر کردن جهان دارد. پژوهشهای او بهویژه در قلمرو مفاهیمی چون «جنسیت» و «نژاد» است تا نشان دهد این مقولات نه واقعیتهایی طبیعی، بلکه سازههایی اجتماعیاند که در خدمت اهداف و روابط مشخصی عمل میکنند.
🔷دبیر نشست: خانم زهرا احمدی، (دانشجوی کارشناسی فلسفه و کلام دانشگاه فردوسی مشهد)
🕞زمان:پنج شنبه، 15 آبان، ساعت 20
🏛مکان:به صورت مجازی در بستر اسکای روم
https://skyroom.online/ch/anjomanelmi/philofum
#انجمنعلمیفلسفه
@academia_mag
@fum_philosophy_theater
@philofum
@ssafum
@Theology_faculty
🔶نشست علمی با موضوع
«جنسیت و واقعیت»
👤با حضور:دکتر مریم نصر اصفهانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
🔶در این گفتار به بررسی نسبت «جنسیت و واقعیت» بر اساس دیدگاههای سالی هسلنگر، فیلسوف تحلیلی و استاد دانشگاه ام.آی.تی، خواهیم پرداخت. هسلنگر معتقد است فلسفه تنها در مقام توصیف و تحلیل باقی نمیماند، بلکه همچنان رسالتی سقراطی و انتقادی با هدف بهتر کردن جهان دارد. پژوهشهای او بهویژه در قلمرو مفاهیمی چون «جنسیت» و «نژاد» است تا نشان دهد این مقولات نه واقعیتهایی طبیعی، بلکه سازههایی اجتماعیاند که در خدمت اهداف و روابط مشخصی عمل میکنند.
🔷دبیر نشست: خانم زهرا احمدی، (دانشجوی کارشناسی فلسفه و کلام دانشگاه فردوسی مشهد)
🕞زمان:پنج شنبه، 15 آبان، ساعت 20
🏛مکان:به صورت مجازی در بستر اسکای روم
https://skyroom.online/ch/anjomanelmi/philofum
#انجمنعلمیفلسفه
@academia_mag
@fum_philosophy_theater
@philofum
@ssafum
@Theology_faculty
❤15👍3
هر انگشت یک هنر!
✅ در حال ریختن چای در آبدارخانه، به دوستم میگفتم تیرامیسویی که صبح خوردهام چطور حالم را عوض کرده. آقای آبدارچی پرسید: «خودتون درست کرده بودید؟»
گفتم: «نه، دختر نوجوان همکار دیگرمان درست کرده بود.»
دوستم سریع گفت: « تیرامیسو چیز خاصی نیست، ما وقتش رو نداریم.»
✅ دیدید چه شد؟ گمان میکنم همهٔ ما تجربهاش را داشته باشیم:
ـ «نه، الکی میگه. دستپختش عالیه.»
ـ «نه بابا! خیلی هم کدبانوئه خانم دکتر.»
ـ «تازه سفرههای رنگین خانم مهندس رو ندیدی»
ـ «خیلی هم بچهدوسته و ارتباطش با بچهها خوبه، ادا درمیاره. بهترین مامان میشه»
ـ«خیلی هم خوشتیپ و مانکن هستی»
ـ «با اینکه کارش خیلی سنگینه، ده برابر زن خانهدار برای بچهاش وقت میذاره.»
ـ «دندانپزشکی یکی از هنرهاشه، باید مهمونی دادنش رو ببینید.»
ـ «با اینکه خانهداره و سه تا بچه داره، تمام کارهای حسابداری شرکت شوهرش رو هم انجام میده.»
و...
✅ ما خیال میکنیم داریم تعریف میکنیم.
اما اینها ادامهٔ همان «همهچیزتمامی» به قول ما اصفهانیهاست که از دختر دم بخت طلب میکنند. اینکه «از هر انگشتش یک هنر بریزد» و جادوگری کند. این میشود که راحت نمیشود «بلد نبود».
✅ «نقص» است که باید انکار یا پوشانده شود.
درست است که شاغل تماموقت هستی، ولی نمیشود به آراستگی خانه اهمیت ندهی (اگر نمیرسی، کمک بگیر و بخشی از حقوقت را بهجبران بده؛ بقیهاش را هم بده برای آرایشگاه و باشگاه که نگویند زن شاغل «شلخته» است)
✅ اغلب عمدی در کار نیست. چیزی در ما درونی شده است. ناخودآگاه خیال میکنیم بابت «همهفنحریف نبودن» به بقیه بدهکاریم.
نیستیم.
ما آدمهای محدودی هستیم با علایق متفاوت. به نظرم هر «نه بابا، دستپخت خانم دکتر عالیه» که برای «آبروداری» یا «دلداری» میگوییم، مشارکت در تقویت «اسطورهٔ ابرزن» است که گرچه ظاهراً تعریف است، در باطن مساوی فشار مضاعف و اضافه بار روانی و احساس ناکافی بودن دادن است.
✅ بیایید همین امروز دست از دویدن در این مسابقه برداریم. همین حالا بایستیم. آب بخوریم و مشخص کنیم اولویتمان در زندگی شخصی و روابطمان چیست و چطور میتوانیم بهنحو اصیلی در مسیر شکوفایی و تحقق آن حرکت کنیم.
@neocritic
✅ در حال ریختن چای در آبدارخانه، به دوستم میگفتم تیرامیسویی که صبح خوردهام چطور حالم را عوض کرده. آقای آبدارچی پرسید: «خودتون درست کرده بودید؟»
گفتم: «نه، دختر نوجوان همکار دیگرمان درست کرده بود.»
دوستم سریع گفت: « تیرامیسو چیز خاصی نیست، ما وقتش رو نداریم.»
✅ دیدید چه شد؟ گمان میکنم همهٔ ما تجربهاش را داشته باشیم:
ـ «نه، الکی میگه. دستپختش عالیه.»
ـ «نه بابا! خیلی هم کدبانوئه خانم دکتر.»
ـ «تازه سفرههای رنگین خانم مهندس رو ندیدی»
ـ «خیلی هم بچهدوسته و ارتباطش با بچهها خوبه، ادا درمیاره. بهترین مامان میشه»
ـ«خیلی هم خوشتیپ و مانکن هستی»
ـ «با اینکه کارش خیلی سنگینه، ده برابر زن خانهدار برای بچهاش وقت میذاره.»
ـ «دندانپزشکی یکی از هنرهاشه، باید مهمونی دادنش رو ببینید.»
ـ «با اینکه خانهداره و سه تا بچه داره، تمام کارهای حسابداری شرکت شوهرش رو هم انجام میده.»
و...
✅ ما خیال میکنیم داریم تعریف میکنیم.
اما اینها ادامهٔ همان «همهچیزتمامی» به قول ما اصفهانیهاست که از دختر دم بخت طلب میکنند. اینکه «از هر انگشتش یک هنر بریزد» و جادوگری کند. این میشود که راحت نمیشود «بلد نبود».
✅ «نقص» است که باید انکار یا پوشانده شود.
درست است که شاغل تماموقت هستی، ولی نمیشود به آراستگی خانه اهمیت ندهی (اگر نمیرسی، کمک بگیر و بخشی از حقوقت را بهجبران بده؛ بقیهاش را هم بده برای آرایشگاه و باشگاه که نگویند زن شاغل «شلخته» است)
✅ اغلب عمدی در کار نیست. چیزی در ما درونی شده است. ناخودآگاه خیال میکنیم بابت «همهفنحریف نبودن» به بقیه بدهکاریم.
نیستیم.
ما آدمهای محدودی هستیم با علایق متفاوت. به نظرم هر «نه بابا، دستپخت خانم دکتر عالیه» که برای «آبروداری» یا «دلداری» میگوییم، مشارکت در تقویت «اسطورهٔ ابرزن» است که گرچه ظاهراً تعریف است، در باطن مساوی فشار مضاعف و اضافه بار روانی و احساس ناکافی بودن دادن است.
✅ بیایید همین امروز دست از دویدن در این مسابقه برداریم. همین حالا بایستیم. آب بخوریم و مشخص کنیم اولویتمان در زندگی شخصی و روابطمان چیست و چطور میتوانیم بهنحو اصیلی در مسیر شکوفایی و تحقق آن حرکت کنیم.
@neocritic
❤48👍23
Critic l مریم نصر
هر انگشت یک هنر! ✅ در حال ریختن چای در آبدارخانه، به دوستم میگفتم تیرامیسویی که صبح خوردهام چطور حالم را عوض کرده. آقای آبدارچی پرسید: «خودتون درست کرده بودید؟» گفتم: «نه، دختر نوجوان همکار دیگرمان درست کرده بود.» دوستم سریع گفت: « تیرامیسو چیز خاصی نیست،…
✍️
پینوشت:
زمان نوشتن رساله دکتری شدیداً لاغر شده بودم. یکی از مردهای فامیل از طریق همسرش برایم پیام فرستاد که بهش بگو « دنبال چیه؟ شبیه پیرزنها شده. زنان جوان میگویند بُکشم و خوشگلام کن، این مریم شما گفته بُکشم و دکترم کن».
✅ امروز دوستم گفت در پست کانالات چیز مهمی را از قلم انداختی. اینکه فقط زنها گرفتار و قربانی «اسطوره ابرزن» و کلیشههای آن نیستند. مردهایی که همسران مستقل/ شاغل دارند نیز مدام در معرض قضاوت سایر مردان هستند. هرچه مرتبه و موقعیت زن ممتازتر شود کنایهها هم بیشتر خواهد شد. مرد باید خیلی آدم فهمیده و مقاومی باشد که تاثیر نگیرد و فشار مضاعفی به همسرش وارد نکند. درعین حال زن هم تحت فشار است که جوری رفتار کند مبادا همسرش آماج نیشوکنایهها شود و احساس «شرم» کند و آن شرم به شکل سرخوردگی، خشم و آزار به خانواده و روابط صمیمانه بازگردد.
✅ زنان باید به الگوهای سنتی اطمینان بدهند که معیارهای آن را نقض نمیکنند. به این ترتیب، آگاهانه ترجیح میدهند جای اینکه دنبال موفقیتهای تحصیلی، اجتماعی و شغلی بیشتری باشند، موافق پسند جامعه عمل کنند. ارتقا نخواهند، توقع قدرشناسی و تشویق نداشته باشند. موفقیتهای حرفهای خود را پنهان و کمرنگ کنند و مدام به همه ثابت کنند کافی و خوب هستند در همسری و مادری و دلبری و آشپزی و خانهداری و پذیرایی از مهمانان.
@neocritic
پینوشت:
زمان نوشتن رساله دکتری شدیداً لاغر شده بودم. یکی از مردهای فامیل از طریق همسرش برایم پیام فرستاد که بهش بگو « دنبال چیه؟ شبیه پیرزنها شده. زنان جوان میگویند بُکشم و خوشگلام کن، این مریم شما گفته بُکشم و دکترم کن».
✅ امروز دوستم گفت در پست کانالات چیز مهمی را از قلم انداختی. اینکه فقط زنها گرفتار و قربانی «اسطوره ابرزن» و کلیشههای آن نیستند. مردهایی که همسران مستقل/ شاغل دارند نیز مدام در معرض قضاوت سایر مردان هستند. هرچه مرتبه و موقعیت زن ممتازتر شود کنایهها هم بیشتر خواهد شد. مرد باید خیلی آدم فهمیده و مقاومی باشد که تاثیر نگیرد و فشار مضاعفی به همسرش وارد نکند. درعین حال زن هم تحت فشار است که جوری رفتار کند مبادا همسرش آماج نیشوکنایهها شود و احساس «شرم» کند و آن شرم به شکل سرخوردگی، خشم و آزار به خانواده و روابط صمیمانه بازگردد.
✅ زنان باید به الگوهای سنتی اطمینان بدهند که معیارهای آن را نقض نمیکنند. به این ترتیب، آگاهانه ترجیح میدهند جای اینکه دنبال موفقیتهای تحصیلی، اجتماعی و شغلی بیشتری باشند، موافق پسند جامعه عمل کنند. ارتقا نخواهند، توقع قدرشناسی و تشویق نداشته باشند. موفقیتهای حرفهای خود را پنهان و کمرنگ کنند و مدام به همه ثابت کنند کافی و خوب هستند در همسری و مادری و دلبری و آشپزی و خانهداری و پذیرایی از مهمانان.
@neocritic
👍56❤18