رد شبهات ملحدین
27K subscribers
1.21K photos
862 videos
348 files
2.17K links
✔آرشیو مطالب کانال
@no_atheism_archive

کتابخانه صوتی
@no_atheism_voice

کانال کوردی
@no_atheism_kurdi

یوتیوب آپارات فیسبوک
linktr.ee/no_atheism

اینستاگرام
instagram.com/no_atheism

یوتیوب
youtube.com/@no_atheism

«تا اطلاع ثانوی آیدی ادمین برداشته شد»
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آخرالزمان | قسمت دوم

#نشانه‌های_قیامت (Signs of The Hour)


نشانه‌های قیامت چگونه رخ می‌دهند؟
نشانه‌های کوچک و بزرگ قیامت

🎥 تهیه شده توسط: المومن الرشید
(Rational Believer)
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
✨ عالم کیست؟

📚حلية الأولياء، أبونعیم، ج۷، ص۲۷۲.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين، المبعوث رحمة للعالمين، محمد وعلى آله وصحبه أجمعين.
أما بعد: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

4️⃣2️⃣ #سلسله_پاسخ_به_شبهات_قرآنی

🔘شبهه: «در آیهٔ ۲۸ سورهٔ مریم، مریم مادر عیسی به اشتباه مریم خواهر هارون و موسی خوانده شده است!»

🔸شرح شبهه:
ملحدین می‌گویند: «در قرآن به اشتباه آمده است که مریم - مادر عیسی - خواهر هارون است؛ درحالی‌که هارون برادر موسی است و بیش از چهارده قرن با هم فاصله زمانی دارند!»

▫️{يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا} [مریم: ۲۸]
▪️«اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زنى بدكاره.»

🔹جواب شبهه با استناد به حدیث
پاسخی که پیامبر به شبههٔ اهل نجران در این رابطه فرموده‌اند:
▫️عنِ الْمُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ (رضی الله عنه) قَالَ: لَمَّا قَدِمْتُ نَجْرَانَ سَأَلُونِى، فَقَالُوا: إِنَّكُمْ تَقْرَءُونَ {يا أُخْتَ هَارُونَ} [مريم: ۲۸]. وَمُوسَى (علیه‌السلام) قَبْلَ عِيسَى (علیه‌السلام) بِكَذَا وَكَذَا، فَلَمَّا قَدِمْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم) سَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ، فَقَالَ: «إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَمُّونَ بِأَنْبِيَائِهِمْ وَالصَّالِحِينَ قَبْلَهُمْ». [مسلم: ۲۱۳۵]
▪️مغيره بن شعبه (رضي الله عنه) می‌گويد: هنگامی که به نجران رفتم، اهل نجران به من گفتند: «شما در قرآن - دربارهٔ مريم - می‌خوانيد {يا أُخْتَ هَارُونَ} [مريم:۲۸] «اي خواهر هارون!» حال آنکه موسی (علیه السلام) - و برادرش هارون (علیه السلام) - سال‌ها، قبل از عيسی (علیه السلام) بوده‌اند؟ - پس چگونه شما مادر عيسی (علیه‌السلام) را خواهر هارون (علیه‌السلام) می‌ناميد؟ - مغيره (رضي الله عنه) می‌گويد: هنگامی‌که نزد رسول الله (صلی الله علیه و سلم) آمدم، از ايشان در اين باره پرسيدم. پيامبر اکرم (صلی الله علیه و سلم) فرمود: «آنان نام‌های پيامبران و نيکوکاران قبل از خودشان را به عنوان نام انتخاب می‌کردند.»

🔸توجه ۱: دلیل نام‌گذاری مریم (علیها‌السلام) به خاطر نام «میریام» (مریم) (علیهاالسلام) خواهر هارون و موسی (علیهما‌السلام) بوده است. این حقیقت، کاملاً بر حدیث مغیره (رضي الله عنه) منطبق است که گفت: پيامبر اکرم (صلی الله علیه و سلم) فرمود: «آنان نام‌های پيامبران و نيکوکاران قبل از خودشان را به عنوان نام انتخاب می‌کردند.» در تورات آمده است:
⏺ نام زنِ عَمرام، يُوخِوِد، دختر لِوی بود كه زن لِوی او را برای لِوی در مصر زاييد. (وی) برای عَمرام، اَهَرُون (هارون) و مُشه (موسی) و ميريام (مریم) خواهرشان را زایید.» [اعداد | فصل ۲۶ | آیه ۵۹]

🔸توجه ۲: مریم مادر عیسی و «میریام» و موسی و هارون (علیهم‌السلام) پیوند خواهر و برادری نَسَبی با هم داشته‌اند؛ زیرا همهٔ آن‌ها از نسل یعقوب‌ بن‌ اسحاق‌ بن ابراهیم (علیهم‌السلام) هستند.

🔸 نتیجه: معنی {يا أُخْتَ هارُونَ} در قالب آیه:
▫️{يا أُخْتَ هارُونَ...} [مریم: ۲۸]
▪️«ای (کسی که نام تو هم‌نام مریم) خواهر هارون (است و بخاطر پاکی او این نام برای تو انتخاب شده است)...»

🔹جواب شبهه با استناد به کتاب‌های لغوی

🔸أخْت‏: خواهر. نظير. هم. مثل. ظاهر آن است كه معنى اصلى آن - خواهر - حقيقى و در غير آن مجاز باشد. در قرآن مجيد هر دو معنى را می‌توان يافت‏:
▫️{وَ لَهُ‏ أَخٌ‏ أَوْ أُخْتٌ‏} [النساء: ۱۲] «ميت را برادر يا خواهرى باشد.»
▫️{كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ‏ أُخْتَها} [الأعراف: ۳۸] «هر وقت، امتى به جهنم داخل شود به امت همانند خود، لعنت كند.»
▫️{وَ ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ‏ أُخْتِها} [الزخرف: ۴۸] «هيچ آيه به قوم موسى نشان نمی‌داديم؛ مگر اينكه از نظيرش (که پیش‌تر آمده بود) بزرگتر بود.»
📒[قاموس قرآن، ج‏ ۱، ص ۳۸]

🔸كلمهٔ «أخت» مؤنث «أخ» است؛ يعنى: «خواهر». حرف (ت) در آخر كلمهٔ «أخت‏»، عوض حرف محذوف اصلى آن است. در آيهٔ {يا أُخْتَ هارُونَ} [مریم: ۲۸] خطاب خواهربودن مريم به هارون، از جهت «همسان‌بودن در شايستگى» است نه در خواهربودن تنی. در آيهٔ {وَ ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها}[الزخرف: ۴۸] از اين جهت، آيات طبيعى به «خواهر» تشبيه شده‌‏اند كه در صحّت و روشنى و صدق مشتركند. پس در عبارت {أكبر من اختها} كه قسمتى از آيه است، ضمير (ها) به «آيات» برمى‏‌گردد؛ گوئى همهٔ آيات از يك اصل‌اند و «أخت» ناميدن آيات، از نظر شباهت در روشنى دلالت آن‌ها است.

ادامه…
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤3
همين طور در آيهٔ {كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها} [الأعراف: ۳۸] «هر امّتى كه داخل دوزخ مى‏‌شوند، پيشوايان و سران دنيائى خود را كه باعث گمراهی‌شان بوده‏‌اند، نفرين مى‏‌كنند؛ زيرا در كفر و ظلم همانند بوده‏‌اند.» به اين معنى در آيهٔ {أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ} [البقرة: ۲۵۷] اشاره شده است.
📒[مفردات الفاظ قرآن، ج‏ ۱، ص ۱۵۹]

🔶 برداشت‌ها:

🔸معنی «يا أُخْتَ هارُونَ» هم می‌تواند: «ای خواهر هارون» باشد و هم «ای کسی‌ که مانند هارون هستی.»

🔸انتخاب هارون هم می‌تواند به صورت طعنه باشد و هم می‌تواند معنی واقعی آن مد نظر باشد. در آیهٔ ۲۸ سورهٔ مریم، یهودیان مخالف مریم (علیهاالسلام) این جمله را گفته‌اند: {يا أُخْتَ هارُونَ}، پس می‌تواند معنی طعن‌آلود آن مورد نظر باشد: «ای کسی‌ که مردم تو را مانند هارون صالح و قدیس می‌دانند، این بچه‌ای که با تو است، مال کیست؟!»

🔸در میان بنی‌اسرائیل، نام «هارون» و «مریم» بسیار زیاد است، مانند نام «محمّد» و «فاطمه» در دنیای اسلام. جالب‌تر اینجاست که این نام‌ها - محمّد و فاطمه - در نام‌گذاری نوزادان اروپایی، نیز اول هستند!

🔹جواب شبهه با استناد به تفاسیر:
اقوال و آراء تفاسیر مرجع که هر کدام از آن‌ها می‌تواند صحیح باشد؛ روش دیگری بر بطلان شبهه فوق است.

▫️با توجه به تفسير النكت والعيون | الماوردي (ت ۴۵۰ هـ)، چهار قول دربارهٔ {يَآ أُخْتَ هَارُونَ... } وجود دارد:

🔸أنه كان رجلاً صالحاً من بني‌إسرائيل ينسب إليه من يعرف بالصلاح، قاله مجاهد وكعب، والمغيرة بن شعبة يرفعه للنبي صلى الله عليه وسلم
«هارون مردی صالح از بنی‌اسرائیل مدّ نظر بوده است و این نسبت دادن از جهت به شایستگی شناختن او بوده است.»

🔸أنه هارون أخو موسى فنسبت إليه لأنها من ولده كما يقال يا أخا بني فلان، قاله السدي.
«هارون (علیه‌السلام) برادر موسی (علیه‌السلام) مدّ نظر بوده است و این نسبت دادن، بخاطر یکسانی سلاله آن‌ها بوده است.»

🔸أنه كان أخاها لأبيها وأمها، قاله الضحاك.
«هارون برادر تنی مریم (علیهاالسلام) - مادر عیسی علیه السلام - بوده است.»

🔸أنه كان رجلاً فاسقاً معلناً بالفسق ونسبت إليه، قاله ابن جبير.
«هارون مردی فاسق بوده است.»

پس هر کدام از برداشت‌های بالا می‌تواند صحیح باشد و با هم هیچ تناقضی ندارند. این نشان می‌دهد که علاوه بر برداشت فاسد ملحدین، برداشت‌های دیگری هم وجود دارد که کاملاً منطبق بر عقل و نقل هستند. 👈 بسیاری از مفسرین بند سوم را پذیرفته‌ و گفته‌اند: «همان گونه که نام مریم از میریام خواهر هارون گرفته شده است و هیچ اختلافی در آن نیست و حتی ملحدین به آن معترف هستند، پس نام پدر و برادر مریم هم می‌تواند به اقتباس از صالحان و پیامبران بنی‌اسرائیل، عمران و هارون باشد.»

📑 سخن دیگر اینکه:
🔺ملحدین و مستشرقین برای دفاع از شبههٔ خود، شجره‌نامهٔ عیسی (علیه‌السلام) و مریم (علیها‌السلام) را مطرح می‌کنند:

▪️«اجداد عیسی مسیح: … یوسف بن هالی بن متّآت ... ناتان بن داود ... بن یهودا بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم ». [لوقا | فصل ۳ | آیات ۲۳ – ۳۸]

▪️«اجداد عیسی مسیح: ... ابراهیم پدر اسحاق، اسحاق پدر یعقوب، و یعقوب پدر یهودا و برادران او بود ... داود پدر سلیمان بود (مادر او قبلا زن اوریا بود) ... متّان پدر یعقوب بود. یعقوب پدر یوسف، و یوسف شوهر مریم، و مریم مادر عیسی مسیح بود».[ متی | فصل ۱ | آیات ۱ – ۱۷]

❌ این شجره‌نامه‌ها در انجیل لوقا به «ناتان» فرزند «داود» می‌رسد و در انجیل متی به «سلیمان» فرزند «داود» می‌رسد و در اکثر نام‌ها نیز با هم متفاوت هستند؛ پس هیچ اعتباری ندارند.
❌ شجره‌نامه‌های مذکور، مخالف متن انجیل و آیات قرآن است؛ زیرا متن انجیل و نصّ قرآن به صراحت بیان می‌کنند که عیسی (علیه‌السلام) فرزند مریم باکره (علیهاالسلام) است. این سلسله بایستی از مریم (علیهاالسلام) شروع و شامل پدران او شود.

🟠 انجیل، [لوقا | فصل ۱ | آیات ۲۷ – ۳۸]
جبرائیل فرشته از جانب خدا به شهری در جلیل فرستاده شد که ناصره نام داشت، تا نزد باکره‌ای مریم نام برود. مریم نامزد مردی بود، یوسف نام، از خاندان داوود. فرشته نزد او رفت و گفت: «سلام بر تو، ای که بسیار مورد لطفی. خداوند با توست.» مریم با شنیدن سخنان او پریشان شد و با خود اندیشید که این چگونه سلامی است. امّا فرشته وی را گفت: «ای مریم، مترس! لطف بسیار خدا شامل حال تو شده است. اینک آبستن شده، پسری خواهی زایید که باید نامش را عیسی بگذاری. او بزرگ خواهد بود و پسر خدای متعال خوانده خواهد شد. خداوندِ خدا تخت پادشاهی جَدّش داوود را به او عطا خواهد فرمود. او تا ابد بر خاندان یعقوب سلطنت خواهد کرد و پادشاهی او را هرگز زوالی نخواهد بود.» مریم از فرشته پرسید: «این چگونه ممکن است، زیرا من با مردی نبوده‌ام؟»

ادامه…
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤1
فرشته پاسخ داد: «روح‌القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند. از این‌رو، آن مولود مقدّس و پسر خدا خوانده خواهد شد. اینک اِلیزابِت نیز که از خویشان توست، در سن پیری آبستن است و پسری در راه دارد. آری، او که می‌گویند نازاست، در ششمین ماهِ آبستنی است. زیرا نزد خدا هیچ امری ناممکن نیست!» مریم گفت: «کنیزِ خداوندم. آنچه دربارۀ من گفتی، بشود.» آنگاه فرشته از نزد او رفت.

🟢 قرآن مجید، [مریم: ۲۳-۱۶]
«در اين كتاب مريم را ياد كن، آن گاه كه از خاندان خويش به مكانى رو به سوى برآمدن آفتاب، دورى گزيد. ميان خود و آنان پرده‏‌اى كشيد و ما روح خود را نزدش فرستاديم و چون انسانى تمام بر او نمودار شد. مريم گفت: از تو به خداى رحمان پناه می‌برم كه پرهيزگار باشى. گفت: من فرستادهٔ پروردگار تو هستم تا تو را پسرى پاكيزه ببخشم. گفت: از كجا مرا فرزندى باشد، حال آنكه هيچ بشرى به من دست نزده است و من بدكاره هم نبوده‏‌ام. گفت: پروردگار تو اين چنين گفته است: اين براى من آسان است. ما آن پسر را براى مردم آيتى و بخشايشى كنيم و اين كارى است حتمى و پايان يافته. پس به او آبستن شد و او را با خود به مكانى دورافتاده برد. درد زاييدن او را به سوى تنه درخت خرمايى كشانيد. گفت: اى كاش پيش از اين مرده بودم و از يادها فراموش شده بودم.»

❇️ در صفحهٔ ۱۳۷ کتاب «شبهات المشككين» آمده است که نَسَب مریم (علیهاالسلام) به «آل‌ عمران» می‌رسد:
ابراهيم – اسحاق – يعقوب – لاوی (پسر سوم يعقوب) – پسران لاوی (جرشون، قهات، مراوی) – فرزندان قهات (عمرام، ايصهار، حبرون، عزيئيل) – فرزندان عمرام (هارون، موسی و مريم)

🔸موسی (عليه‌السلام) از جانب خداوند متعال مأمور شد كه وصيت كند فرزندانش را كه می‌خواهد در بنی‌اسرائيل زمين را ارث ببرند، تعيين كند. و هر دختری با همان طايفهٔ خودش ازدواج كند. در اين باره در [سفر اعداد | فصل ۳۶ | آیه ۸] می‌خوانيم: «دخترانی كه در طايفه‌های اسرائيل، وارث زمين هستند، بايد فقط با مردان طايفهٔ خودشان ازدواج كنند تا از زمين آن طايفه كاسته نشود.»
«و وصيت كرد: طايفهٔ «لاوی» برای علم و دين فارغ شوند و در زمين نصيبی نمی‌برند و فقط در ميان ساير طوايف، در شهرشان سكونت كنند و وصيت كرد كه امامت فقط در نسل هارون باشد.» بر اساس اين قانون در ابتدای انجيل [لوقا | فصل ۱ | آیه ۵] می‌يابيم كه «اليزابت»، همسر زكريا (عليه‌السلام) از نسل هارون از طايفهٔ لاوی و زكريا نیز از نسل هارون از طايفهٔ لاوی است. اليزابت با زكريا ازدواج كرد و مريم عذراء از نزديكان و خويشان اليزابت بود، وقتی كه ثابت می‌شود كه او خويشاوند اليزابت است، پس ثابت می‌شود كه مريم (علیهاالسلام) مادر عیسی (علیه‌السلام)، هارونی و از طايفهٔ لاوی می‌باشد.

«در زمان هيروديس، پادشاه يهوديه، كاهنی می‌زيست، زكريا نام. او از كاهنان گروه اَبيّا بود. همسرش اليزابت نيز از تبار هارونِ كاهن بود.» [لوقا | فصل ۱ | آیه ۵]
📎 ناگفته نماند كه «گروه اَبيّا» از فرزندان هارون هستند.

🔸هنگامی كه فرشته به مريم (عليها‌السلام) بشارت تولد مسيح (عليه‌السلام) را می‌دهد، تصريح می‌كند كه اليزابت از خويشان تو نيز نازا است؛ ليكن فرزندی در راه دارد و تو نيز به مانند وی به امر خدا فرزندی به دنيا خواهی آورد:
«مريم از فرشته پرسيد: اين چگونه ممكن است، زيرا من با مردی نبوده‌ام؟... اينک اليزابت نيز كه از خويشان توست... زيرا نزد خدا هيچ امری ناممكن نيست!» [لوقا | فصل ۱ | آیات ۳۴، ۳۶–۳۷]

✅ وقتی كه صحيح است كه مريم از نزديكان اليزايت همسر زكريا باشد، پس چگونه - به گمان ملحدان - قرآن در نسبتش به هارون (عليه‌السلام) اشتباه می‌كند؟!

🔹رأی نهایی خودم، با توجه به جمیع مستندات بالا:
نام مادر عیسی (علیه‌السلام) مریم است که از «میریام» خواهر موسی و هارون (علیهم‌السلام) اقتباس شده است و نام پدر گرامی‌ِ بانو مریم، نیز «عمران» است که از نام پدر هارون و موسی و میریام - مریم - (علیهم‌السلام) گرفته شده است. این تشابه اسمی، امری متداول است که هزاران‌هزار مثال را از قدیم‌الایام تا به عصر حاضر دارد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پژوهشگر و گردآورنده: محمّدعزیز فتحی؛ ۳ذي‌القعده۱۴۴۱ هجری-قمری؛ ۴تیر۱۳۹۹ هجری-شمسی؛ سنندج.

تهیه شده در: «رد شبهات ملحدین»
bit.ly/2YrMmLB
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤1
#سلسله_مطالب_مربوط_به_قتل_ناموسی (بخش هفتم و پایانی)
🔺ادامه اعتراض‌های وارد بر قانون مجازات فرزندکشی❗️

در بخش قبلی، به سه ایراد مهمِّ وارد بر قانون مجازات فرزندکشی جواب داده شد و در این بخش نیز به اعتراض پایانی پاسخ خواهیم داد تا پرونده این شبهه نیز مختومه گردد.

❌اعتراض چهارم: مجازاتی که برای فرزندکشی معین شده است، دلیل بر مردسالاری است و به زنان ظلم شده است؛ چراکه پدری که دخترش را به قتل رسانده است، قصاص نمی‌شود، اما مادری که فرزندش را به قتل برساند، قصاص می‌شود.

◽️پاسخ:

✅ اولاً: همان طور که در بخش‌های قبلی مستنداً بیان کردیم بین پدر و مادر - بنابر دیدگاه جمهور فقهاء - در مجازات فرزندکشی تفاوتی نیست؛ بنابراین اصل این اعتراض وارد نیست.

✅ ثانیاً: در فرزندکشی بین دختر یا پسر نیز فرقی نیست، بنابراین از این جهت نیز اعتراض وارد نیست؛ یعنی چنین است که پدر برای قتل پسرش قصاص شود و برای قتل دخترش، خیر. در این ایرادِ واهی، معترض چنان وانمود کرده است که اگر پدری دخترش را به قتل برساند، قصاص نمی‌شود؛ اما اگر پسرش را به قتل برساند، لابد قصاص می‌گردد؛ لذا به نوعی به مخاطب القاء می‌کند که در این امر هم تبعیض وجود دارد؛ در صورتی که چنین ادعایی به هیچ وجه صحت ندارد.

✅ ثالثاً: چرا این معترضان، فرزندکشی توسط پدر را به مردسالاری تعبیر و مرتبط می‌کنند؛ اما موارد بسیاری را که قتل فرزند توسط مادر انجام شده است، نادیده می‌گیرند؟ چه چیزی باعث شده است که با احساسات مردم بازی شود و بخشی از جنایات را برجسته و بخش دیگر را مخفی و یا به راحتی از کنارشان عبور کنند؟!

به‌طور مثال:
▪️در تاریخ ۱۸شهریور۱۳۹۴، در مشهد، مادری دختر و پسر خردسال خود را به قتل رساند. [1]
▪️در تاریخ ۱۳تیر۱۳۹۶، در خراسال شمالی، مادری سه فرزند خود را کشت. [2]
▪️در تاریخ ۲۹خرداد۱۳۹۷، در مشهد، مادری با لگد، فرزند دو‌ و نیم سالهٔ خود را به قتل رساند. [3]
▪️در تاریخ ۱۲دی۱۳۹۸، در خراسان جنوبی، مادری فرزند یک‌ونیم سالهٔ خود را به قتل رساند. [4]
▪️در تاریخ ۲۳بهمن۱۳۹۸، در شیراز، مادری دو فرزند خود را کشت. [5]
▪️در تاریخ ۱۹خرداد۱۳۹۹، در کرمان، مادری دو دختر خود را به قتل رساند. [6]

⁉️چرا این خبر اخیر و اخبار قبلی مانند خبر فرزندکشی که توسط پدری در گیلان اتفاق افتاد، سر و صدا نکرد؟! جواب آن آسان است چون عده‌ای معترضِ مغرض به دنبال تشویش اذهان عمومی هستند و از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند.

✅ رابعاً: موارد زیادی وجود دارد که مادرِ قاتل یا محاکمه نشده و یا مجازات قصاص نداشته است. به‌طور نمونه:
▪️مادری در استرالیا که هفت فرزند و یک برادرزادهٔ خود را کشت، به‌ دلیل ادعای عارضهٔ روانی محاکمه نشد. [7]
▪️مادری در تهران که فرزند شیرخوار خود را به قتل رسانده است، بعد از گذراندن حبس آزاد می‌شود. [8]

✅ خامساً: اینکه در جامعهٔ مسلمانان به دلایل متعددی فرزندی کشته می‌شود دلیل بر این نیست که الزاماً به سبب مردسالاری باشد؛ چون در شریعت اسلام اجازهٔ فرزندکشی به طور عموم به والدین و بالاخص به پدران داده نشده است؛ بلکه در هر حال، فعلی حرام می‌باشد. با این وجود، با یک مقارنه در آمار فرزندکشی در برخی از کشورهای جهان روشن است که شمار فرزندکشی توسط پدران بیشتر است و یا اصولاً شمار فرزندکشی به‌صورت عموم در سال زیاد بوده است؛ آیا این دلیل بر والدسالاری یا مردسالاری است؟! یا باید دنبال یافتن علل و اسباب این جنایات از بُعد جامعه‌شناختی و رفع این معضل بود؟!

💢در آمریکا بین سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۷، آمار بالایی در فرزندکشی مادران ثبت شده است. [9] روان‎شناسان در آمریکا تخمین می‎زنند که از هر ۴ مادر، یک نفر به کشتن کودک خود فکر می‎کند. مطالعه‎ای که سال ۲۰۱۴ در آمریکا انجام شد نشان داد در یک دورهٔ ۳۲ ساله، ۱۵درصد از مجموع جنایات در این کشور، متعلق به فرزندکشی است. بنابر اطلاعات وزارت دادگستری آمریکا که در این رابطه به چاپ رسیده است، بین سال‎های ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۷، ۱۱ هزار کودک توسط والدین خود کشته شده‎اند و این یعنی، به‌طور متوسط، هر سال بیش از ۳۴۰ مورد فرزندکشی اتفاق افتاده است. [10] البته بر اساس مطالعات FBI در سال ۲۰۱۴، این رقم ۴۵۰ مورد در سال است. [11]
ادامه ...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
bit.ly/384hfZC
📝نتیجهٔ پایانی: فرزندکشی در شریعت اسلام حرام و از گناهان کبیره است. نزد جمهور فقهاء مرتکب آن مجازات تعزیری دارد؛ لیکن نزد برخی دیگر از فقهاء، ارتکاب این جرم، حکم قصاص را به دنبال دارد. همچنین نزد فقهاء، میان پدر و مادر، در پیگیری قضایی و نوع مجازات هیچ تفاوتی وجود ندارد. همچنین این نوع جنایت نیز نمی‌تواند دلیلی بر مردسالاری جامعه باشد؛ بلکه باید در پی شناخت علل و اسبابی که زمینه‌ساز بروز و ارتکاب چنین جرم‌هایی در جامعه هستند، بود. نهایتاً اینکه، ثابت شد ادعاهای معترضانِ مغرض در خور توجه نیست.

📚پی‌نوشت‌ها:
[1]www.yjc.ir/00MJL6
[2]www.isna.ir/news/96041306755/
[3]www.mashreghnews.ir/news/866365
[4]www.borna.news/fa/tiny/news-944611
[5]www.isna.ir/news/98112317419/
[6]tn.ai/2281877
[7]bbc.in/2AXG9hD
[8]www.eghtesadonline.com/n/1eGA
[9]bit.ly/31e8NFL
[10]bbc.in/3duJrWQ
[11]bit.ly/2VgFmiF
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤1
🔳 ضعفی که همواره با دشمنان اسلام همراه بوده است.
دشمنانِ امروزِ امت، ضعیف‌تر از دشمنان دیروز

📚 کتاب‌های ترجمه‌شدهٔ دکتر #سامی_عامری به فارسی:
سکولاریسم؛ طاعون عصر
الحاد در برابر خودش
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤1
📚نام کتاب: زن و تمدن
✍️نویسنده: محمد قطب
📝مترجم: خداداد مطاعی‌پور
📄تعداد صفحات: ۱۴

bit.ly/2ZbozyL
#معرفی_کتاب
📖 محمد قطب (رحمه الله) با این مقدمه که وضعیت زنان معاصر نیازمند تصحیح است و اینکه برگرداندن اعتبار انسانی زن به او ضروری می‌نماید، نظامی هماهنگ با ساختار فطری سازندگان اجتماع (زن و مرد) را پیش روی خواننده ترسیم می‌کند.

از این رو در کتابچهٔ حاضر، از بعد روانشناختی با مطالعهٔ مختصر ابعاد تاریخی-اجتماعی مشارکت زنان در جامعه به مسائل زیر پرداخته است:

🔹آزادی زن امروز و پاسخگویی او به فطرت طبیعی‌اش.
🔹سازگاری ساختار فطری زنان - برخورداری از خصلت‌هایی چون: لطافت روانی، حیا و داشتن اخلاص در روابط عاطفی - با وظایفی که مکلف به ادای آن هستند.
🔹عوامل مؤثری که در تهذیب و تعدیل خواسته‌های فطری و نه سرکوب آن‌ها، ایفای نقش می‌کنند.
🔹فروید، سیگار و شراب را جزو رذیلت‌های فطری مردان می‌داند.
🔹بیان سازگاری جواز تعدد زوجین برای مردان با فطرت آن‌ها
🔹ریشه‌یابی درصد بالای طلاق در آمریکا
🔹دو نبوغ اساسی مختص زن و مرد
🔹استعدادها و بازدارنده‌های فطری زنان در عرصهٔ جهاد و تلاش در راه اندیشه‌ای والا که به زندگی بشر بر روی زمین نظم ببخشد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔴آیا الله متعال مکار است و مکر می‌کند؟


🎙پاسخ:
الحمدلله والصلاة والسلام علی رسول الله...

الله متعال می‌فرماید:
(وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اَللّٰهُ وَ اَللّٰهُ خَيْرُ اَلْمٰاكِرِينَ) {۵۴ آل عمران}


در آیه بالا عبارت «مَكَرُوا وَ مَكَرَ اَللّٰهُ» آمده است.

‏« مَكَرُوا »: نقشه كشيدند، حيله‌گری كردند.
« مَكَرَ اللهُ »: خداوند برای ابطال حيله و نقشه ايشان چاره‌جوئی كرد.


▪️در اینجا هر دو مکر به یک معنا نیستند و در آن «مشاکلة» وجود دارد. یعنی ممکن است دو کلمه از یک جنس و حروف باشند اما هم معنی نباشند.

و مجازات الله متعال با تعبیر «مکر الله» آمده است به دلیل همراهی شدن با مکر آنها.


▪️امام قرطبی رحمه الله در تفسیرشان آورده اند:
«قال الزجاج: مکر الله مجازاتهم علی مکرهم» [۱]
الزجاج گفته است: (مکر الله) یعنی مجازات آنها بر مکرشان.


در تعریف "مشاکلة" آمده است که:
«هي ذکر الشيء بلفظ غیره لوقوعه فی صحبته تحقیقا أو تقدیرا» [۲]
یعنی: ذکر یک چیز با لفظ غیر از آن به دلیل وقوع و آمدنش به همراه آن، تحقیقا یا تقدیرا.

🔻و این در زبان عربی وجود دارد. به عنوان مثال در اشعار جاهلی عمرو بن کلثوم التغلبي:
«ألا لا یجهلن أحد علینا
فنجهل فوق جهل الجاهلینا» [۳]
یعنی کسی با ما به نادانی و جهل برخورد نکند چرا که به شدت با او برخورد می‌کنیم. (نه اینکه ما هم با نادانی برخورد می‌کنیم.)

شارح معلقات در کتابش در شرح این بیت می‌گوید: «أي نجازیهم بسفههم» [۴]
یعنی: آنها را به نادانیشان مجازات می‌کنیم.


▪️پس این صنعت -مشاکله- است و در زبان عربی وجود دارد و کسی که با زبان و ادبیات عرب آشنا باشد این‌ را درک می‌کند.


✔️در این آیه هم مقصود مجازات آنها بر مکر و حیله شان است نه اینکه الله متعال العیاذبالله حیله‌گر باشد.

چنانکه در کتاب «المنجد فی اللغة والأدب والعلوم» آمده است که مکر الله به کسی به معنای مجازات او بر مکر می‌باشد:
(---الله فلانا: جازاه علی المکر)


🌸پس دانستیم که مقصود، حیله‌ی الله متعال نیست بلکه مجازات آنها بر مکرشان مراد می‌باشد و این واژه‌ی «مکر» برای الله متعال بخاطر همراهی با مکر کافرین که در آیه هست، آمده است؛ که این نوع صنعت در زبان عربی، مشاکله نام دارد.

نسأل الله العافیة والسلامة
✍نویسنده: ب. بادینی
____
📚پی نوشت ها:
[۱]: تفسیر القرطبي، ج۴ ص۹۸
[۲]: کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، محمد بن علي التهانوي، ج۲ ص۱۵۴۴
[۳]: شرح المعلقات السبع للزوزني، حسین بن أحمد الزوزني، ص۲۲۶
[۴]: همان منبع
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مهم
🔴برای نابودی یک جامعه و تمدن چه کار باید کرد؟

▪️سخنانی از جنس طلا...
🔹این کلیپ را ببینید تا بفهمید چگونه چینِ باستان بعد از ساخت دیوار چین، در جنگ‌ها بیشتر شکست خورد...
🔹این کلیپ را ببینید تا دقیق بفهمید چگونه غرب، با امت اسلام می‌جنگد...
🔹این کلیپ را ببینید تا بفهمید چرا بیشتر توجه و تمرکز رسانه‌ها روی مسائل زنان و حقوق آنان است...
🔹این کلیپ را ببینید تا بفهمید که چه بر سرمان آورده‌اند...

👌مقوله‌ای است که می‌گوید اگر خواستی جامعه و تمدنی را نابود کنی سه نقطه را هدف قرار بده:
🔖نابودی خانواده (با بی‌ارزش کردن نقش مادر و بی‌ارزش کردن زنِ خانه‌دار)
🔖نابودی آموزش (با تحقیر و تمسخر معلم)
🔖بی‌اعتبار کردن الگوها (با هدف قراردادن دانشمندان و علما، با تکذیب و بی‌ارزش کردنشان و ایجاد شک و شبهه)

📝زیرنویس از «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
🌀 اندیشهٔ اِلحادی
#شناخت_الحاد (١)

قسمت اول: چیستی اِلحاد

🔺 A+theos+ism=Atheism

واژه‌ای یونانی است که از لحاظ لغوی به معنای «بی‌دینی» به‌ کار می‌رود.
پیشوند «a» به معنای نفی: «هیچ» یا «نه» به‌ کار می‌رود. واژهٔ «theos» بدین معناست که به وجود یک یا چندین خدا ایمان داشته باشید که همگی در امور کائنات دخالت داشته باشند.

🔸در زبان عربی، واژهٔ «الحاد» به معنی انحراف از چیزی به کار رفته است؛ همان‌ طور که در قرآن به آن اشاره شده است:
«وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَاۖ وَذَرُواْ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ أَسۡمَٰٓئِهِۦۚ سَيُجۡزَوۡنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ» [الأعراف:١٨٠]

و در زبان کوردی نیز به آن «سوته» گفته می‌شود.

امروزه الحاد به معنی انکار وجود خالق و پروردگار بە کار می‌رود. الحاد به عنوان یک مکتب فلسفی شناخته می‌شود که بر عقیدهٔ عدمیت (نبود و نیستی) استوار است و اساس آن انکارِ وجود خداوند است.

🔸شماری از محققین الحاد را اینگونه تعریف می‌کنند: الحاد مفهومی برای توصیف مکتبی فلسفی و فکری می‌باشد که اساس اندیشهٔ آن‌، رد و انکار وجود خداوند یا هر قدرت فعال دیگری است؛ به بیانی ساده‌تر، الحاد یعنی انکارِ وجود خدا.

در گذشته الحاد به عنوان یک مکتب یا یک مجموعه و یک نهاد وجود نداشته، بلکه هرچه بوده، پدیده‌ای شخصی بوده است که‌‍ از اخلاق و رفتار مردم آن دوران بیزار گشته و طریق الحاد را برگزیده است؛ یعنی به دلیل وضعیت اجتماعی یا وضعیت روحی-روانی این مکتب را انتخاب کرده است.

🔹تا قرن هفتم اینگونه بوده است، سپس الحاد خود را به فلسفه متکی می‌سازد.
از جمله فیلسوفانی که ملحد بودند: دموکریت، اپیکور، کارل مارکس، توماس هوبز، فویرباخ، شوپنهاور و آلبرکامو و ... را می‌توان نام برد.

در گذشته فیلسوفان مجموعه‌ای از سؤالات مبهم فلسفی برایشان پیش می‌آمده که از مهم‌ترین آن‌ها عدالت خداوند و برهان شر بوده است؛ مثلا: «اگر خداوند می‌تواند مانع از شر و بدی شود، پس چرا این کار را انجام نمی‌دهد؟ اگر نمی‌تواند! پس بر همهٔ امور قادر نیست و اگر می‌تواند مانع شود، ولی این کار را انجام نمی‌دهد! پس او خدا نیست.»

🔺 علاوه بر این‌ها، شمار زیادی شبهه و سؤالات فلسفی دیگری برایشان پیش می‌آمد. بعدها سؤالات مربوط به برهان شر به صورت اصولی توسط آلوین پلانتینگا پاسخ داده شدند. اما در حال حاضر الحاد به علم تکیه کرده و از قالب فلسفه خارج گشته است. ملحدان می‌خواهند از طریق علم، اندیشهٔ خود را پیش ببرند؛ مثلا: تئوری داروین را مطرح می‌کنند و می‌خواهند از طریق زیست‌شناسی با ادیان به ستیز بپردازند؛ یا می‌خواهند از طریق علم فیزیک از ازلی بودن جهان یا شیوه‌ای از شیوه‌های خلقت جهان سخن بگویند و به عنوان دلیل علمی برای مخالفت با ادیان آن را به کار گیرند.
دانشمندان ملحدی که فقط به نظریات علمی اعتماد دارند عبارت اند از: استیون هاوکینگ،‌ لاورنس کراوس، ریچارد داوکینز، دنیل دنت، سم هریس.

🔺به‌طور کلی، ظهور الحاد از قرن شانزدهم به بعد اتفاق افتاده و اندک اندک تا قرون هجدهم و نوزدم به اوج قدرت رسیده و گسترش یافته است. این در حالی است که تعدادی از محققین در زمینهٔ الحاد بر این باورند که الحاد از قرن هجدهم ظهور یافته است.

ان‌شاءالله در قسمت بعدی به بررسی جایگاه الحاد و انواع آن می‌پردازیم.
bit.ly/2TU2Rx7
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
▫️تحول جهانی رسالت پیامبر (علیه الصلاة و السلام) از زبان گوستاو لوبون...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤2
#خبر
🔴چین سیاست عقیم‌سازی اجباری را علیه مسلمانان اویغور اعمال کرده است.

بر اساس تحقیق تازه‌ منتشرشدهٔ «بنیاد جیمز‌تاون»، جامعهٔ مسلمانان اویغورِ چین قربانی سیاست عقیم‌سازی اجباری مقامات چین هستند تا از افزایش جمعیت مسلمانان این کشور جلوگیری شود.

مقامات چینی از عقیم‌سازی اجباری در منطقهٔ عمدتا مسلمان‌نشین «شین‌جیانگ» به‌عنوان بخشی از «یک استراتژی گسترده با هدف سلطهٔ قومی و نژادی» استفاده می‌کنند.

آدریان زنز، پژوهشگر آلمانی و مدیر این پژوهش که تاکنون چندین گزارش دربارهٔ سیاست چین در منطقهٔ نیمه‌بیابانی شمال غربی این کشور - محل زندگی اویغورها - نوشته است، می‌گوید: «میزان تولد در این منطقه از سال ۲۰۱۶ تاکنون روند نزولی داشته است.»

🔹چین دست‌کم یک میلیون مسلمان اویغور را در شمال غربی این کشور در اردوگاه‌هایی زندانی کرده‌ است که برای آموزش سیاسی مجدد اویغورها مورد استفاده قرار می‌گیرند.
پکن این اتهامات را رد کرده و گفته است که آنها مراکز آموزش حرفه‌ای را راه‌اندازی کرده‌اند که هدفشان کمک به مردم برای یافتن شغل و دورنگه‌داشتن آن‌ها از افراط‌گرایی و تروریسم است.
🌐 bit.ly/2Vqywar


🔸قبلا خبر همخوابی مقامات چینی با زنان اویغوری که همسرانشان در اردوگاه‌ها حبس هستند، منتشر شده بود:
🌐 t.me/no_atheism/2573

🌐 t.me/no_atheism/2260

🔹نکته جالب در این خبرها، دفاع آمریکا و کشورهای غربی از مسلمانان و محکوم کردن کار چین است. این نوع نمایشنامه‌ها برای کسانی که آن‌ها را نشناسند و از اعمالشان بی‌خبر باشند، به‌ گونه‌ای است که گمان می‌کنند آمریکا و غرب دلسوز مسلمانان هستند؛ اما این‌ها صرفا اشک تمساح ریختن است که علت اصلی آن جنگ تجاری و سیاسی میان آمریکا و چین است. چه فرصتی بهتر از این که هم جنایات و غارت‌های دویست سالهٔ غرب علیه مسلمانان خاورمیانه را با این دلسوزی‌ها بپوشانند و خود را فرشته‌های زمینی نشان دهند و هم بهانهٔ خوبی برای اعمال تحریم‌ها علیه دولت کمونیست چین در اختیار داشته باشند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
💎بازخواست نفس برای آگاهی از عیوب آن و اصلاحش...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
⭕️ به دروغ می‌گویند: «نیکوکار باش و دیگر مهم نیست که چه دینی داشته باشی!»

بعضی از هواپرستان، آیات قرآنی یا احادیث نبوی را از سیاق اصلی خود جدا می‌کنند تا به چیزی که هوای نفسانی‌شان آن را تأیید می‌کند، برسند و اینگونه اهل ایمان را فریب دهند. خداوند متعال ما را از پیروی هوای نفس بر حذر داشته و فرموده است:
▫️{أرأيت من اتخذ إلهه هواه أفأنت تكون عليه وكيلا} [الفرقان: ۴۳]
▪️«بگو آیا کسی که هوا و هوس خود را معبود خویش ساخته است، تو وکیلش خواهی بود؟!»

🔺انسان هواپرست قاعده و منهجی ندارد که بر اساس آن حرکت کند، بلکه در هر زمان به روشی سیر می‌کند!

یکی از مشهورترین باطل‌پراکنان [۱] به آیهٔ {ليس بأمانيكم ولا أماني أهل الكتاب} [النساء: ۱۲۳] «نه به آرزوهای شماست و نه آرزوهای اهل کتاب» خارج از سیاقی که دارد، استدلال می‌کند تا درستی باور خود را اثبات کند؛ فکر می‌کند که مسلمانان در قیامت با دیگران مساوی هستند و فرقی ندارد که انسان به عنوان مسلمان به دیدار خداوند برود یا یهودی و نصرانی باشد؛ مهم آن است که اعمال صالحی در نامهٔ خود داشته باشد تا اجرش را دریافت کند! این سخن، باطل و مخالف نصوص قرآن کریم و احادیث صریح در سنت پیامبر ﷺ است.
در این نوشتار به سبب نزول آیه و بیان تفسیر آن می‌پردازیم:

🔸معنای مختصر آیه:
{ليس بأمانيكم} اسم «لیس» در این آیه مضمر و تقدیرش چنین است: پاداش الهی به آرزوی شما و اهل کتاب نیست و آیهٔ پیشین نشان‌گر این تقدیر است. [۲] ابن کثیر می‌گوید: «معنای آیه این است که دین، به ادعا و آرزو نیست و وابسته به برهان است؛ چنین نیست که هرکسی مدعی چیزی شود، برایش حاصل شود و سخن هرکسی که بگوید: «من برحق هستم»، پذیرفته نمی‌گردد. پس خداوند فرموده است که به آرزوی شما یا اهل کتاب نیست. نجات به مجرد آرزوکردن حاصل نمی‌شود؛ بلکه نجات در پیروی از خداوند و شریعت اوست. [۳]

🔸سبب نزول:
ابن جریر طبری در تفسیرش از ابن عباس (رضی الله عنهما) آورده است: «اهل ادیان خصومت ورزیدند... اهل تورات گفتند که کتاب ما، بهترین کتاب و پیامبرمان، بهترینِ پیامبران است و اهل انجیل نیز مانند همین را برای خود گفتند. مسلمانان گفتند که دینی جز اسلام نیست و کتاب ما نسخ‌کنندهٔ کتاب‌های پیشین و پیامبرمان هم، آخرینِ پیامبران است. تمامی ما دستور داریم که به کتاب شما ایمان بیاوریم و به کتاب خود - قرآن - عمل کنیم. پس خداوند میان آنان داوری کرد و فرمود: «به آرزوی شما یا اهل کتاب نیست و هرکسی که کار بدی انجام دهد، در برابرش کیفر داده می‌شود و جز الله یار و یاوری نخواهد داشت.» سپس میان ادیان، برترین دین را معرفی کرد و فرمود: «آیین چه کسی بهتر از آن است که خالصانه خود را تسلیم خداوند کرده است، درحالی‌که نیکوکار باشد و از آیین راستین ابراهیم پیروی کند که مخلص و حق‌جو بود!» تا آنجا که فرمود: «و الله ابراهیم را دوست گرفت.» از مسروق، ضحاک، ابوصالح، قتاده، سدی و دیگران هم مانند همین نقل شده و از مجاهد روایت شده است که «[مشرکین] عرب گفتند که ما برانگیخته نمی‌شویم و عذاب نخواهیم شد و یهود و نصاری گفتند که جز ما کسی وارد بهشت نمی‌شود» و آیه را مربوط به آنان دانسته است.» [۴]


🔸سیاق آیات:
خداوند عزّوجل می‌فرماید:
▫️{والذين آمنوا وعملوا الصالحات سندخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها أبدا وعد الله حقا ومن أصدق من الله قيلا - ليس بأمانيكم ولا أماني أهل الكتاب من يعمل سوءا يجز به ولا يجد له من دون الله وليا ولا نصيرا - ومن يعمل من الصالحات من ذكر أو أنثى وهو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة ولا يظلمون نقيرا - ومن أحسن دينا ممن أسلم وجهه لله وهو محسن واتبع ملة إبراهيم حنيفا واتخذ الله إبراهيم خليلا} [النساء: ۱۲۵-۱۲۲]
▪️«کسانی را که ایمان آورده‌اند و کار شایسته انجام داده‌اند، به باغ‌هائی (از بهشت) داخل خواهیم کرد که در زیر (درختان) آن‌ها، رودبارها روان است، و آنان جاودانه تا ابد در آنجاها ماندگار می‌مانند. این را خدا وعده داده است و وعدهٔ خدا حق است و چه کسی در سخن از خدا راستگوتر است؟ نه به آرزوهای شما و نه به آرزوهای اهل کتاب است. هرکس که کار بدی بکند، در برابر آن کیفر داده می‌شود و کسی را جز خدا یار و یاور خود نخواهد یافت. کسی که اعمال شایسته انجام دهد درحالی‌که مؤمن باشد - چه زن یا مرد - چنان کسانی داخل بهشت شوند و کمترین ستمی بدانان نشود. آئین چه‌کسی بهتر از آئین کسی است که خالصانه خود را تسلیم خدا کند، درحالی‌که نیکوکار باشد و از آئین راستین ابراهیم پیروی کند که مخلص و حق‌جو بود و خداوند ابراهیم را به دوستی گرفته است.»

ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤1
🔸دلالت این آیات چنین است: خداوند بعد از بیانِ عاقبت اشقیایی که دوستانِ شیطان هستند، از عاقبت سعادت‌مندان سخن گفته و فرموده است: {والذين آمنوا}، کسانی که به خداوند، فرشتگان، کتاب‌های آسمانی، پیامبران، معاد و قَدَر، چنان‌که دستور داده شده‌‌اند، ایمان داشته باشند. {وعملوا الصالحات}، واجبات و مستحبات را شامل می‌شود که بعضی در قلب، بعضی بر زبان و بعضی با اعضای بدن انجام می‌گیرند. [۵] پس سیاق آیات از همان ابتدا نشان داده است که ورود به بهشت تنها برای مؤمنانی است که نیکوکار باشند و در آیهٔ ۱۲۴ همین مسئله مورد تأکید قرار گرفته و قید شده است که {وهو مؤمن}؛ پس کسی که ایمانش از اساس، ناقص و با آنچه که دینِ حق آورده است، مناقضت داشته باشد، با ناباوران تفاوتی ندارد! [۶] همچنین باری دیگر، آیهٔ بعدی وضوح بیشتری به مسئله داده است و نشان می‌دهد که مسلمانان نه به سبب آرزوهایشان، بلکه به دلیل برگرفتن اسباب رستگاری موجود در دینشان، رستگارند! [۷]

🔸جمع بین نصوص:
ادعای مساوات میان مسلمانان و غیر مسلمانان در ورود به بهشت، با عرضه‌ به نصوص قرآنی و سنت نبوی باطل می‌شود. برای مثال خداوند فرموده است:
▫️{إنه من يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنة ومأواه النار وما للظالمين من أنصار} [المائدة: ۷۲]
▪️«بی‌گمان هر کس انبازی برای الله قرار دهد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاهش آتش است و ستمکاران یار و یاوری ندارند.»
و فرموده است:
▫️{إن الله لا يغفر أن يشرك به ويغفر ما دون ذلك لمن يشاء ومن يشرك بالله فقد افترى إثما عظيما} [النساء: ۴۸]
«بی‌گمان خداوند شرک به خود را نمی‌بخشد، ولی گناهان جز آن را از هرکس که خود بخواهد می‌بخشد و هرکس برای الله شریکی قائل گردد، گناه بزرگی را مرتکب شده است.»

همچنین در سنت آمده است که عبدالله بن مسعود (رضی الله عنه) فرموده است: «از پیامبر خدا ﷺ شنیدم که فرمودند: «هرکس چیزی را شریک الله قرار داده باشد و بمیرد، وارد جهنم خواهد شد.» [۸] و نیز فرموده‌اند: «حق خداوند بر بندگان آن است که او را بپرستند و چیزی را شریک او قرار ندهند و حق بندگان بر خداوند این است که اگر شرک نورزیدند، آنان را عذاب ندهد.» [۹] و در حدیث دیگری آمده است: «قسم به کسی که جان محمد به دست اوست، هر یهودی یا نصرانی از امت [دعوت‌شده]، دعوت مرا بشنود و سپس بدون ایمان به آنچه بدان مبعوث شده‌ام بمیرد، از اهل جهنم خواهد بود.» [۱۰]

⚠️پس مسلمانان نباید به چنین شبهاتی توجه کنند و باید از چنین شبهه‌پردازانی بر حذر باشند و به دیگران نیز هشدار دهند تا دینشان محفوظ بماند و از چنین گمراهی‌هایی در امان باشند. این گمراهان همواره می‌گویند: «به کتب تفسیر و حدیث و غیره توجهی نکنید و مهم قرآن است.»؛ اگر فرد مسلمان کتاب‌های تفسیر و حدیث را رها کند، باید به تفاسیر گمراهانهٔ چنین اشخاصی گوش دهد و دینش را از آنان طلب کند و دیدگاه‌های شاذ و نوظهورشان را برگیرد؟!

از خداوند می‌خواهیم که دینمان را برایمان حفظ کند و ما را از اشتباهات و گمراهی‌ها دور بدارد.

💻منبع: وب‌سایت دکتر محمد بن ابراهیم سعیدی
📑برگردان فارسی با اندکی اختصار: «رد شبهات ملحدین»

📚پی‌نوشت‌ها:
[۱] افرادی چون عدنان ابراهیم، که در یکی از خطبه‌هایش چنین گفته است.
[۲] نک: «معاني القرآن وإعرابه»، زجاج (۱۱۱/۲) و «تفسیر عز بن‌ عبدالسلام» (۳۵۴/۱).
[۳] تفسیر ابن‌کثیر (۴۱۷/۲).
[۴] تفسیر طبری (۷ / ۵۱۴-۵۰۸) و تفسیر ابن‌کثیر (۴۱۷/۲) و طبری گفته است که مفسران در اینکه چه کسانی مخاطب آیه هستند، چند قول دارند: «اول اینکه مسلمانان مخاطب هستند، دوم اینکه مشرکان بت‌پرست و سوم اهل کتاب به طور خاص.» و طبری خود قول دوم را ترجیح داده است؛ زیرا آرزویی از مسلمانان از آیات قبل ذکر نشده، پس الحاق معنای {لیس بأمانیکم} به آنچه ذکرش از قبل آمده، سزاوارتر است.
[۵] تفسیر سعدی (ص۲۰۴ و ۲۰۵) و تفسیر ابن‌کثیر (۴۱۶/۲).
[۶] التحریر والتنویر (۲۰۹/۵).
[۷] همان.
[۸] بخاری (۱۲۳۸) و مسلم (۹۲)، لفظ از مسلم است: «من مات يشرك بالله شيئًا دخل النار».
[۹] بخاری (۶۲۶۷) و مسلم (۳۰)، لفظ از مسلم است: «فإن حق الله على العباد أن يعبدوا الله، ولا يشركوا به شيئا، وحق العباد على الله عز وجل أن لا يعذِّب من لا يشرك به شيئا».
[۱۰] مسلم (۱۵۳): «والذي نفس محمد بيده، لا يسمع بي أحد من هذه الأمة يهودي ولا نصراني ثم يموت ولم يؤمن بالذي أرسلت به، إلا كان من أصحاب النار».
bit.ly/2BbaWaj
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹تأمل در رحمت خداوند

▫️با بررسی گوشه‌هایی از دنیا به رحمت گستردهٔ خداوند پی ببریم.
▫️چرا برخی از امور زندگی انسان جبری است؟
▫️حکمت و رحمت وسیع خداوند در فراوانی نعمت‌ها و چگونگی تقسیم اختیارات انسان...

🎙ماموستا سرباز محمدحسن
📎 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤2
⁉️ اگر مختار هستیم، پس عذاب اخروی برای چیست؟!

🔺 شخصی از من پرسید: «مگر خداوند نگفته است که در دین، اجباری نیست؟ پس چرا خداوند کسی را که ایمان نیاوَرد یا نافرمانی کند، عقوبت می‌کند؟ پس اختیار چه می‌شود؟»

یکی از مهم‌ترین اسبابِ افتادن در دام چنین اشکالاتی این است که فرد، نص شرعی را به‌درستی نمی‌فهمد و آن را در جای خود قرار نمی‌دهد، برای همین، گمان می‌کند که بین نصوص، تعارضی حل‌نشدنی وجود دارد!
همچنین هر کلمه می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد و باید حساب هر معنا را در جای خود، جدا دانست. حال بیایید مفصلاً به بیان این دو موضوع بپردازیم:

⏺ آیا در دین اجباری هست یا نیست؟
بسیاری از مردم نمی‌دانند که آیهٔ {لا إکراه في الدین} [البقرة: ۲۵۶] چه معنایی دارد و چه بسا در مناسبت‌های مختلفی آن را تکرار کنند و حکمش را به چیزهایی تعمیم دهند که هرگز مورد تأیید شریعت اسلامی نباشد!
حافظ ابن کثیر (رحمه الله) در تفسیر آیه فرموده است: «کسی را برای اینکه مسلمان شود، تحت اجبار و اکراه قرار ندهید؛ زیرا اسلام دینی واضح است و برهان‌های روشنی دارد، پس نیازی نیست که کسی را مجبور به مسلمان‌شدن کرد.» [۱]

اسلام احکام و قوانینی دارد و برای تعدادی از جرایم، حد شرعی قرار داده است و ابداً نمی‌گوید که مردم در انجام هر کاری آزاد هستند؛ زیرا این قوانین اجباری نیستند. کسی که به اسلام در قلب خود مؤمن نباشد، در ظاهر ملزم به پذیرش قوانین حکومت اسلامی است و در صورت تخلف، همان گونه که در کشورهای دیگر مجرم شناخته شود، در حکومت اسلامی هم مجرم شناخته می‌شود. در لیبرال‌ترین کشورهای دنیا هم اینگونه نیست که مردم آزاد به انجام «هر کاری» باشند، پس چگونه توقع دارند که در حکومت اسلامی که بنیان آن، فرق‌گذاشتن میان فضیلت و رذیلت است، چنین باشد؟!

🔺 چرا این اشتباهات رخ می‌دهد؟!
زمانی که فقیه بخواهد حکم یک مسئله را بیان کند، تنها یک آیه را نمی‌بیند، بلکه مجموعه‌ای از دلایل شرعی را حاضر می‌کند. او تفسیر می‌داند و از کتاب‌های اهل تفسیر هم بهره می‌گیرد؛ پس آیاتی را که به آن موضوع ارتباط دارند، با هم جمع می‌کند و معنای هرکدام را درمی‌یابد و در جای خود می‌گذارد و احادیثی را که آمده است، درست می‌فهمد و آن‌ها را هم در جای خود قرار می‌دهد و اینگونه تصویری قابل قبول را در مقابل خود دارد؛ اما بسیاری از افرادی که در اشتباهات اعتقادی و منهجی گرفتار می‌شوند، شاید قرآن را هم نشناسند و تنها چند آیه از آن را شنیده‌اند که مفهومش را نیز نمی‌دانند و در موضوعاتی به آن‌ها استدلال می‌کنند که حقیقتاً بی‌ارتباط هستند. بعضی از این افراد عمداً به دنبال شبهه‌پراکنی هستند و به انتخاب گزینشی نصوص می‌پردازند! [۲] گروهی دیگر از مردم می‌خواهند اسلام را به نحوی عرضه کنند که انسان غربی آن را بی‌چون‌وچرا بپذیرد یا اینکه با قوانین و حقوقی که آن‌ها می‌شناسند، سازگار باشد! غافل از اینکه دین نیامده است که مطابقِ هوا و هوس مردم تغییر کند؛ بلکه آمده است تا هواهای نفسانی مردمان، تابع وحی گردد. خداوند فرموده است:
▫️{ولن ترضى عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم} [البقرة: ۱۲۰]
▪️«یهود و نصاری هرگز از تو راضی نخواهند شد، تا اینکه از دین آن‌ها پیروی کنی!»
کسی که به‌درستی این آیه را فهمیده باشد، تلاش نمی‌کند تا هر حکمی از احکام اسلام را در مقابل غیر مسلمانان توجیه کند! بعضی دیگر از آن‌ها – که شاید نیت نیکی داشته باشند – از بازگوکردن مفاهیمی چون «ایمان و کفر» یا «بهشت و دوزخ» هراس دارند و چه‌بسا که خود زشتی کفر و شرک را باور ندارند و کافران را مستحق عذاب خداوند نمی‌دانند؛ برای همین دچار اضطراب نفسانی می‌شوند و سخنان عجیبی بر زبان می‌آورند!

ادامه...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤3
🔸اگر اختیار هست، چرا عذاب می‌شوند؟!
می‌گوییم که مرادتان از اختیار چیست؟ اگر منظور از «اختیار»، اختیاری باشد که در مقابل «تکلیف» است، بشر مختار نیست و «باید» شریعت خداوند را بپذیرد؛ چنان‌که خداوند فرموده است:
▫️{أيحسب الإنسان أن يترك سدى} [القیامة: ۳۶]
▪️«آیا انسان می‌پندارد که بیهوده به حال خود رها می‌شود؟!»
چنین نیست که خداوند بشر را بیافریند و او را به حال خود رها کند و در نهایت، کافران و بدکاران را مانند مؤمنان و درستکاران قرار دهد؛ چراکه خداوند از ظلم منزه است! اما اگر منظور از اختیار، اختیاری باشد که در مقابل «جبر» قرار بگیرد، می‌گوییم که انسان مختار است؛ جبر آن است که برای انسان تأثیری قائل نباشیم و اراده و مشیئت را از او نفی کنیم (چنان‌که جبریه معتقد بوده‌اند) [۳].

✅ پس ما نمی‌گوییم که انسان «مجبور» است؛ بلکه او «مختار و مکلف» است.

«خداوند بندگانش را برای عبادت آفریده است؛ پس برای عبادت، به آنها اجر می‌دهد و کسانی که عبادت او را رها کرده باشند، عذاب می‌دهد. اگر او را بپرستند، در دنیا بندگانی آزاده و گرامیِ از بردگی دنیا خواهند بود» [۴] و در آخرت مشمول رحمت پروردگار؛ وگرنه در دنیا، بندهٔ شهوات و شبهات و در آخرت، گرفتار عذاب نامتناهی خواهند بود.

🔸چنین معنایی جبر نیست، اختیار است. همان‌ طور که مردم در مقابل قوانین راهنمایی‌و‌رانندگی مجبور نیستند و از خود اراده دارند، اما برای گذر از چراغ قرمز جریمه می‌شوند؛ پس برای کسی که از جریمهٔ دنیا حذر می‌کند، برحذربودن از عذابِ آخرت عاقلانه‌تر است.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
تهیه‌شده در: «رد شبهات ملحدین»

📚 پی‌نوشت‌:
[۱] تفسير القرآن العظيم، دار طيبة، ج۱، ص۶۸۲.
[۲] کتاب سابغات، تكوين، ص۶۴.
[۳] شرح العقيدة الطحاوية لابن أبي العز، مؤسسة الرسالة، ج۲، ص۷۹۷.
[۴] تفسير القرطبي، دار الكتب المصرية، ج۱۲، ص۱۵۶.
bit.ly/2Xx2f2Y
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤1