🔴ماجرای در آوردن درختان از ریشه توسط افراطیهای پاکستانی چیست؟
مردم از دیدن تصاویر درختان از ریشه درآمده، شوکه شدند. فراتر از آن، این اطلاعات جعلی که ادعا میکند مردم درختان را از ریشه کندند؛ چراکه این کار غیراسلامی بوده است، واقعیت ماجرا را کاملا پنهان میکند. همچنین پس از انتشار این ویدئو، دیگر کسی به ویدیو بعدی که کاشت دوباره درختان را توسط آنها نشان میداد، توجه نکرد.
واقعیتِ شایعه و دروغی که توسط ملحدین و اسلامستیزان در فضای مجازی منتشر شده را در پست زیر مطالعه کنید:
🌐 t.me/no_atheism/3117
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
مردم از دیدن تصاویر درختان از ریشه درآمده، شوکه شدند. فراتر از آن، این اطلاعات جعلی که ادعا میکند مردم درختان را از ریشه کندند؛ چراکه این کار غیراسلامی بوده است، واقعیت ماجرا را کاملا پنهان میکند. همچنین پس از انتشار این ویدئو، دیگر کسی به ویدیو بعدی که کاشت دوباره درختان را توسط آنها نشان میداد، توجه نکرد.
واقعیتِ شایعه و دروغی که توسط ملحدین و اسلامستیزان در فضای مجازی منتشر شده را در پست زیر مطالعه کنید:
🌐 t.me/no_atheism/3117
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
#خبر
#مغزشویی
🔴ماجرای در آوردن درختان از ریشه توسط افراطگرایان پاکستانی چیست؟
ویدئویی در تاریخ ۹ اوت در توییتر منتشر شده است که نشان میدهد حدود ۱۰۰ نفر در حال از ریشه درآوردن درختانی هستند که اخیرا در پاکستان کاشته شدهاند. در توضیحات ویدئو نیز آمده است که این درختان از سوی افراطیون اسلامی به علت فتوای یکی از علمای اسلامی ریشهکن شدهاند؛ زیر این درختان از نظر افراطگرایان «غیراسلامی» هستند!!
در یکی از مطالبی که در این باره در شبکههای اجتماعی بسیار زیاد دستبهدست شده است، کاربری ادعا کرده است: «کاشتن درخت در اسلام، حرام است.» این کاربر در هند زندگی میکند و ادعا میکند که این اتفاق در پاکستان رخ داده است، کشوری که اکثریت آنها را مسلمانان تشکیل میدهند. مطلب وی بیش از ۱۵ هزار بار ریتوئیت و بیش از ۲میلیون بار دیده شده است.
اندکی پس از انتشار این ویدئو از سوی کاربران هندی، همین اطلاعات از سوی کاربران فارسیزبان ایرانی و همچنین کاربران فرانسویزبان منتشر شد که این افراد را که به ظن آنها به دلایل مذهبی درختان را از ریشه در میآورند، مسخره میکردند.
🔻اما واقعیت چیست؟
🔹همان طور که واضح است تمام مطالب منتشرشده از سوی اسلامستیزان بهطور کامل دروغ و برای فریب مردم ساده در فضای مجازی است.
🔸عمران خان، نخست وزیر پاکستان در تاریخ ۹ اوت، با هدف کاشت ۳.۵میلیون نهال در یک روز، بهطور رسمی یک کارزار گستردهٔ درختکاری را در سراسر کشور کلید زد. بنابراین مقامهای محلی وظیفه داشتند مناطق درختکاری در هر نقطه از پاکستان را شناسایی کنند. در خیبر که در شمال پاکستان است، مقامهای منطقهای، محل تقریبا بایری را برای کاشت این درختان انتخاب کردند.
🔹عمر فاروق یکی از ساکنان این منطقه میگوید:
«آنچه رخ داد، هیچ ارتباطی با اسلام یا هر ایدئولوژی دیگر ندارد. منطقه انتخابشده از سوی مقامات در خیبر، در واقع یک منطقه بایر است که دو قبیله، مدعی مالکیت آن هستند. دو قبیله «سيباه» و«غابی خليل» مدعی مالکیت این زمین هستند.
🔸مقامهای محلی با قبیله غابی خلیل مذاکره کردند و آنها موافق کاشت درخت بودند؛ با این حال، مقامات با قبیله سیباه وارد مذاکره نشدند. اما در بین قبیله سیباه نیز دو دستگی بود؛ بخشی موافق بودند و برخی دیگر مخالف این کار. آنها مخالفان بودند که آمدند و تمام درختان تازه کاشتهشده را از ریشه درآوردند.
در همان روز، ریشسفیدان قبیله سیباه آمدند تا دوباره درختان را بکارند. آنها همچنین از طرف قبیله خود از کار اعضای جوان قبیله عذرخواهی کردند.
🌐 https://bit.ly/31cnQiS
🔺 مردم از دیدن تصاویر درختان از ریشه درآمده، شوکه شدند. فراتر از آن، این اطلاعات جعلی که ادعا میکند مردم درختان را از ریشه کندند؛ چراکه این کار غیراسلامی بوده است، واقعیت ماجرا را کاملا پنهان میکند. پس از انتشار این ویدئو، دیگر کسی به ویدیو بعدی که کاشت دوباره درختان را توسط آنها نشان میداد، توجه نکرد.
🌳🌴 اما جایگاه کاشت نهال و اهتمام به محیط زیست در دین اسلام چگونه است؟
▪️پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «ما من مسلم يغرس غرسا، أو يزرع زرعا، فيأكل منه طير أو إنسان أو بهيمة، إلا كان له به صدقة»
📚صحیح البخاری، ج۳، ص۱۰۳ ح۲۳۲۰؛ صحیح مسلم، ج۳، ص۱۱۸۹ ح۱۵۵۳.
✔️ترجمه: «هيچ مسلمانى نيست كه نهالى بكارد يا زراعتى كشت كند و پرندهاى يا انسانى يا چهارپايى از آن بخورد، جز اينكه آن برايش صدقه به شمار مىرود.»
▪️رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «إن قامت الساعة وبيد أحدكم فسيلة، فإن استطاع أن لا يقوم حتى يغرسها فليفعل»
📚مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج۲۰، ص۲۹۶ح۱۲۹۸۱؛ الأدب المفرد للبخاری، ص۱۶۸ح۴۷۹: «حدیث صحیح».
✔️ترجمه: « اگر قیامت فرا رسد و در دست یکی از شما نهالی باشد، چنانچه بتواند برنخیزد تا آن را بکارد، باید آن را انجام دهد.»
▪️رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «سبع يجري للعبد أجرهن من بعد موته، وهو في قبره: من علم علما، أو كرى نهرا، أو حفر بئرا، أو غرس نخلا، أو بنى مسجدا، أو ورث مصحفا، أو ترك ولدا يستغفر له بعد موته.»
📚مسند البزار، ج۱۳، ص۴۸۳ح۷۲۸۹: «حدیث حَسَن»، بنگرید به: (صحيح الجامع الصغير، الألبانی، ج۱، ص۶۷۴ ح۳۶۰۰).
✔️ترجمه: «هفت چیز است که پاداش آن براى بنده در قبر او و پس از مرگش دوام دارد: کسى که علمى تعلیم دهد، یا نهرى به جریان آورد یا چاهى حفر کند یا نخلى بکارد یا مسجدى بسازد یا مصحفى به ارث گذارد یا فرزندى به جا نهد که پس از مرگش براى او آمرزش خواهد.»
▪️👈 پیامبرﷺ میفرماید:
«کَفَى بِالْمَرْءِ کَذِبا ًأَنْ یُحَدِّثَ بِکُلِّ مَا سَمِعَ»
✔️ترجمه: «برای دروغگو بودن انسان، همین کافی است که هرچیزی را که بشنود برای دیگران بازگو کند.»
📚صحیح مسلم، ج۱، ص۱۰.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
#مغزشویی
🔴ماجرای در آوردن درختان از ریشه توسط افراطگرایان پاکستانی چیست؟
ویدئویی در تاریخ ۹ اوت در توییتر منتشر شده است که نشان میدهد حدود ۱۰۰ نفر در حال از ریشه درآوردن درختانی هستند که اخیرا در پاکستان کاشته شدهاند. در توضیحات ویدئو نیز آمده است که این درختان از سوی افراطیون اسلامی به علت فتوای یکی از علمای اسلامی ریشهکن شدهاند؛ زیر این درختان از نظر افراطگرایان «غیراسلامی» هستند!!
در یکی از مطالبی که در این باره در شبکههای اجتماعی بسیار زیاد دستبهدست شده است، کاربری ادعا کرده است: «کاشتن درخت در اسلام، حرام است.» این کاربر در هند زندگی میکند و ادعا میکند که این اتفاق در پاکستان رخ داده است، کشوری که اکثریت آنها را مسلمانان تشکیل میدهند. مطلب وی بیش از ۱۵ هزار بار ریتوئیت و بیش از ۲میلیون بار دیده شده است.
اندکی پس از انتشار این ویدئو از سوی کاربران هندی، همین اطلاعات از سوی کاربران فارسیزبان ایرانی و همچنین کاربران فرانسویزبان منتشر شد که این افراد را که به ظن آنها به دلایل مذهبی درختان را از ریشه در میآورند، مسخره میکردند.
🔻اما واقعیت چیست؟
🔹همان طور که واضح است تمام مطالب منتشرشده از سوی اسلامستیزان بهطور کامل دروغ و برای فریب مردم ساده در فضای مجازی است.
🔸عمران خان، نخست وزیر پاکستان در تاریخ ۹ اوت، با هدف کاشت ۳.۵میلیون نهال در یک روز، بهطور رسمی یک کارزار گستردهٔ درختکاری را در سراسر کشور کلید زد. بنابراین مقامهای محلی وظیفه داشتند مناطق درختکاری در هر نقطه از پاکستان را شناسایی کنند. در خیبر که در شمال پاکستان است، مقامهای منطقهای، محل تقریبا بایری را برای کاشت این درختان انتخاب کردند.
🔹عمر فاروق یکی از ساکنان این منطقه میگوید:
«آنچه رخ داد، هیچ ارتباطی با اسلام یا هر ایدئولوژی دیگر ندارد. منطقه انتخابشده از سوی مقامات در خیبر، در واقع یک منطقه بایر است که دو قبیله، مدعی مالکیت آن هستند. دو قبیله «سيباه» و«غابی خليل» مدعی مالکیت این زمین هستند.
🔸مقامهای محلی با قبیله غابی خلیل مذاکره کردند و آنها موافق کاشت درخت بودند؛ با این حال، مقامات با قبیله سیباه وارد مذاکره نشدند. اما در بین قبیله سیباه نیز دو دستگی بود؛ بخشی موافق بودند و برخی دیگر مخالف این کار. آنها مخالفان بودند که آمدند و تمام درختان تازه کاشتهشده را از ریشه درآوردند.
در همان روز، ریشسفیدان قبیله سیباه آمدند تا دوباره درختان را بکارند. آنها همچنین از طرف قبیله خود از کار اعضای جوان قبیله عذرخواهی کردند.
🌐 https://bit.ly/31cnQiS
🔺 مردم از دیدن تصاویر درختان از ریشه درآمده، شوکه شدند. فراتر از آن، این اطلاعات جعلی که ادعا میکند مردم درختان را از ریشه کندند؛ چراکه این کار غیراسلامی بوده است، واقعیت ماجرا را کاملا پنهان میکند. پس از انتشار این ویدئو، دیگر کسی به ویدیو بعدی که کاشت دوباره درختان را توسط آنها نشان میداد، توجه نکرد.
🌳🌴 اما جایگاه کاشت نهال و اهتمام به محیط زیست در دین اسلام چگونه است؟
▪️پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «ما من مسلم يغرس غرسا، أو يزرع زرعا، فيأكل منه طير أو إنسان أو بهيمة، إلا كان له به صدقة»
📚صحیح البخاری، ج۳، ص۱۰۳ ح۲۳۲۰؛ صحیح مسلم، ج۳، ص۱۱۸۹ ح۱۵۵۳.
✔️ترجمه: «هيچ مسلمانى نيست كه نهالى بكارد يا زراعتى كشت كند و پرندهاى يا انسانى يا چهارپايى از آن بخورد، جز اينكه آن برايش صدقه به شمار مىرود.»
▪️رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «إن قامت الساعة وبيد أحدكم فسيلة، فإن استطاع أن لا يقوم حتى يغرسها فليفعل»
📚مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج۲۰، ص۲۹۶ح۱۲۹۸۱؛ الأدب المفرد للبخاری، ص۱۶۸ح۴۷۹: «حدیث صحیح».
✔️ترجمه: « اگر قیامت فرا رسد و در دست یکی از شما نهالی باشد، چنانچه بتواند برنخیزد تا آن را بکارد، باید آن را انجام دهد.»
▪️رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «سبع يجري للعبد أجرهن من بعد موته، وهو في قبره: من علم علما، أو كرى نهرا، أو حفر بئرا، أو غرس نخلا، أو بنى مسجدا، أو ورث مصحفا، أو ترك ولدا يستغفر له بعد موته.»
📚مسند البزار، ج۱۳، ص۴۸۳ح۷۲۸۹: «حدیث حَسَن»، بنگرید به: (صحيح الجامع الصغير، الألبانی، ج۱، ص۶۷۴ ح۳۶۰۰).
✔️ترجمه: «هفت چیز است که پاداش آن براى بنده در قبر او و پس از مرگش دوام دارد: کسى که علمى تعلیم دهد، یا نهرى به جریان آورد یا چاهى حفر کند یا نخلى بکارد یا مسجدى بسازد یا مصحفى به ارث گذارد یا فرزندى به جا نهد که پس از مرگش براى او آمرزش خواهد.»
▪️👈 پیامبرﷺ میفرماید:
«کَفَى بِالْمَرْءِ کَذِبا ًأَنْ یُحَدِّثَ بِکُلِّ مَا سَمِعَ»
✔️ترجمه: «برای دروغگو بودن انسان، همین کافی است که هرچیزی را که بشنود برای دیگران بازگو کند.»
📚صحیح مسلم، ج۱، ص۱۰.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤1
🌀 اندیشهٔ الحادی
#شناخت_الحاد
قسمت چهارم: رابطهٔ میان علم و الحاد
❓آیا علم بە دین پایان دادە است؟
این همان سؤالی است کە الحاد نوین بە شکلی نو آن را مطرح میکند.
در ایدئولوژی الحاد نوین، علم، شاخصِ مطلقِ آزمودن تمام انواع و ابعاد مربوط بە هستی و زندگی و بهانەای برای پایاندادن بە ادیان میباشد.
☑️ نزد پیروان برخی ادیان، علم و دین، هردو از نعمتهای خداوند متعال هستند و ستیزی میان آن دو وجود ندارد. در حقیقت هر دو مفهوم در دو زمینهٔ متفاوت قرار دارند و بە دو پرسش متفاوت پاسخ میدهند. علم بە سؤالات «چیست؟» و «چگونە؟» و دین بە سؤالِ «چرا؟» پاسخ میدهد. علم بە دنبال شناخت پدیدەهای طبیعی و مهارکردن آنها است؛ اما دین دلیلها را بازگو میکند.
بهعبارتی، دین به ما میگوید: «چرا انسان و وقایع وجود دارند؟ چرا انسان اینجا است؟ و هدف او در زندگی چیست؟» این درحالی است کە علم هرگز نمیتواند معلوم کند کە هدف از وجود انسان چیست؛ چراکه علم هرگز نمیتواند بە کلمهٔ پرسشی «چرا؟» پاسخ بدهد. هرگز پاسخ کلمات پرسشی «چیست؟» و «چگونە؟» با پاسخ کلمهٔ پرسشی «چرا؟» یکسان نیست.
🔹در گفتمان علم، بیانِ هدف یا پاسخ به این پرسش «چرا این چیز چنین است؟» وجود ندارد. درحالیکه این پرسش بە پاسخ نیاز دارد و پاسخِ آن نیز در دین یافت میشود.
زندگی فقط خوردنوخوابیدن نیست؛ چنانکە استیون وینبرگ آن را تبلیغ میکند؛ بلکه ترکیبی از مادیات و معنویات است، بە این دلیل لازم است همراە با ماهیت وجود، بە دیگر جنبههای پدیدەها نیز توجە داشتە باشیم. از اینجا معلوم میشود کە اگر پرسش «آیا علم بە دین پایان دادە است؟» تحلیل عینی شود، نتیجەاش اشتباە خواهد بود!!! چراکه خود سؤال اشتباە است و هیچکدام از آن دو نمیتواند دلیل حذف دیگری باشد.
إن شاء اللّە در قسمت بعدی چارچوب علم را مشخص میکنیم.
bit.ly/30oc98p
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
#شناخت_الحاد
قسمت چهارم: رابطهٔ میان علم و الحاد
❓آیا علم بە دین پایان دادە است؟
این همان سؤالی است کە الحاد نوین بە شکلی نو آن را مطرح میکند.
در ایدئولوژی الحاد نوین، علم، شاخصِ مطلقِ آزمودن تمام انواع و ابعاد مربوط بە هستی و زندگی و بهانەای برای پایاندادن بە ادیان میباشد.
☑️ نزد پیروان برخی ادیان، علم و دین، هردو از نعمتهای خداوند متعال هستند و ستیزی میان آن دو وجود ندارد. در حقیقت هر دو مفهوم در دو زمینهٔ متفاوت قرار دارند و بە دو پرسش متفاوت پاسخ میدهند. علم بە سؤالات «چیست؟» و «چگونە؟» و دین بە سؤالِ «چرا؟» پاسخ میدهد. علم بە دنبال شناخت پدیدەهای طبیعی و مهارکردن آنها است؛ اما دین دلیلها را بازگو میکند.
بهعبارتی، دین به ما میگوید: «چرا انسان و وقایع وجود دارند؟ چرا انسان اینجا است؟ و هدف او در زندگی چیست؟» این درحالی است کە علم هرگز نمیتواند معلوم کند کە هدف از وجود انسان چیست؛ چراکه علم هرگز نمیتواند بە کلمهٔ پرسشی «چرا؟» پاسخ بدهد. هرگز پاسخ کلمات پرسشی «چیست؟» و «چگونە؟» با پاسخ کلمهٔ پرسشی «چرا؟» یکسان نیست.
🔹در گفتمان علم، بیانِ هدف یا پاسخ به این پرسش «چرا این چیز چنین است؟» وجود ندارد. درحالیکه این پرسش بە پاسخ نیاز دارد و پاسخِ آن نیز در دین یافت میشود.
زندگی فقط خوردنوخوابیدن نیست؛ چنانکە استیون وینبرگ آن را تبلیغ میکند؛ بلکه ترکیبی از مادیات و معنویات است، بە این دلیل لازم است همراە با ماهیت وجود، بە دیگر جنبههای پدیدەها نیز توجە داشتە باشیم. از اینجا معلوم میشود کە اگر پرسش «آیا علم بە دین پایان دادە است؟» تحلیل عینی شود، نتیجەاش اشتباە خواهد بود!!! چراکه خود سؤال اشتباە است و هیچکدام از آن دو نمیتواند دلیل حذف دیگری باشد.
إن شاء اللّە در قسمت بعدی چارچوب علم را مشخص میکنیم.
bit.ly/30oc98p
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
عدالت صلاحالدین و مجاهدان مسلمان نزد مسیحیان و یهودیان از زبان ویل دورانت...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
#تمدن_اسلامی
برند روک مورخ آلمانی: «اگر اسلام نمیبود، دانش و دانشگاه به شکل امروزی وجود نمیداشت.»
bit.ly/34mzjhY
🔹 درحالیکه اسلامهراسی در سطح اروپا روبهگسترش است، برند روک، تاریخنگار آلمانی نگاهی متفاوت به دین اسلام دارد. او بر این باور است که اسلام مانند ادیان مسیحیت و یهودیت به آلمان و به اروپا تعلق دارد.
🎙برند روک: «[...] جهان اسلام از قرن هشتم تا دوازدهم میلادی نسبت به اروپای لاتین، به مراتب، برتری داشت. مسلمانانِ عرب نوشتههای افلاطون و ارسطو را به اروپا آوردند. ابوعلی ابنسینا عرصهٔ طبابت را به گونهٔ چشمگیری تکامل داد. محمدبنرشد، فیلسوف نامدار عربی، از اندلس - اسپانیا - تقریباً در مورد تمام آثار ارسطو توضیحاتی نوشته است. تصویر او حتی در اثر رافائل، نقاش معروف ایتالیایی - در اوج عصر رنسانس - که در سال ۱۵۱۰ زیر عبارت «مکتب آتن» روی دیوار و سقف کلیسای واتیکان نقاشی کرده بود، جاودانه شده است. این خود نشان میدهد که جهانِ مسیحیت برای محمدبنرشد تا چه حد ارزش قائل بوده است. عربها، چه فلسفه و طب و چه عرصههای نجوم و ریاضی و فیزیکِ نور را همیشه به گونهای روشمند، بسط و ارتقا دادهاند. این مسأله بهویژه در مورد مراکز علمی مثل بغداد و یا جنوب اسپانیا صدق میکند. کتابخانهها در این مراکز چندین مرتبه بزرگتر از کتابخانههای کلیساها و صومعهها در اروپای مسیحی بوده است.
اگر اسلام نمیبود، هیچ دانشگاه، هیچ شیوهٔ تعلیمی مسیحیت در قرون وسطی و هیچ دانشی در شکل امروزی آن وجود نمیداشت.
اسلام، مانند یهودیت و بودیسم به آلمان و اروپا تعلق دارد. اروپا همواره از مفکورههای متنوع اسلام بهرهمند شده و جریانات و دانشهای نوین را با آن ادغام نموده است. افزون بر آن، مسأله بر سر دین اسلام نیست، بلکه این برخی گروهها هستند که محور بحث هستند. اکثریت مسلمانانی که در کشور ما زندگی میکنند، انسانهای معمولی و بیغرضیاند که میتوانیم از تجارب و ارزشهای زندگی آنها بسیار سود ببریم.»
💾 منبع: دویچه وله دری [p.dw.com/p/34DYW]
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
برند روک مورخ آلمانی: «اگر اسلام نمیبود، دانش و دانشگاه به شکل امروزی وجود نمیداشت.»
bit.ly/34mzjhY
🔹 درحالیکه اسلامهراسی در سطح اروپا روبهگسترش است، برند روک، تاریخنگار آلمانی نگاهی متفاوت به دین اسلام دارد. او بر این باور است که اسلام مانند ادیان مسیحیت و یهودیت به آلمان و به اروپا تعلق دارد.
🎙برند روک: «[...] جهان اسلام از قرن هشتم تا دوازدهم میلادی نسبت به اروپای لاتین، به مراتب، برتری داشت. مسلمانانِ عرب نوشتههای افلاطون و ارسطو را به اروپا آوردند. ابوعلی ابنسینا عرصهٔ طبابت را به گونهٔ چشمگیری تکامل داد. محمدبنرشد، فیلسوف نامدار عربی، از اندلس - اسپانیا - تقریباً در مورد تمام آثار ارسطو توضیحاتی نوشته است. تصویر او حتی در اثر رافائل، نقاش معروف ایتالیایی - در اوج عصر رنسانس - که در سال ۱۵۱۰ زیر عبارت «مکتب آتن» روی دیوار و سقف کلیسای واتیکان نقاشی کرده بود، جاودانه شده است. این خود نشان میدهد که جهانِ مسیحیت برای محمدبنرشد تا چه حد ارزش قائل بوده است. عربها، چه فلسفه و طب و چه عرصههای نجوم و ریاضی و فیزیکِ نور را همیشه به گونهای روشمند، بسط و ارتقا دادهاند. این مسأله بهویژه در مورد مراکز علمی مثل بغداد و یا جنوب اسپانیا صدق میکند. کتابخانهها در این مراکز چندین مرتبه بزرگتر از کتابخانههای کلیساها و صومعهها در اروپای مسیحی بوده است.
اگر اسلام نمیبود، هیچ دانشگاه، هیچ شیوهٔ تعلیمی مسیحیت در قرون وسطی و هیچ دانشی در شکل امروزی آن وجود نمیداشت.
اسلام، مانند یهودیت و بودیسم به آلمان و اروپا تعلق دارد. اروپا همواره از مفکورههای متنوع اسلام بهرهمند شده و جریانات و دانشهای نوین را با آن ادغام نموده است. افزون بر آن، مسأله بر سر دین اسلام نیست، بلکه این برخی گروهها هستند که محور بحث هستند. اکثریت مسلمانانی که در کشور ما زندگی میکنند، انسانهای معمولی و بیغرضیاند که میتوانیم از تجارب و ارزشهای زندگی آنها بسیار سود ببریم.»
💾 منبع: دویچه وله دری [p.dw.com/p/34DYW]
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
Forwarded from رد شبهات ملحدین
پاسخ دکتر ایاد قنیبی به نشر یک خبر:
یک شبکه و دو روزنامه محلی با رویکرد مشخص، پژوهشی تاییدنشده را در ارتباط با ریش، سگها و میکروبها منتشر نمودند.
ابتدا به آنها میگوییم: ما به دادههای شما درباره میکروبهای موجود در سگها احترام میگذاریم چرا که همه از میکروبهای سگ مطلع هستند.
اما در مورد ریش بایستی خاطرنشان ساخت: شاید پژوهشی که شما از آن سخن میرانید بر سیکها، هندوها، کسانی که از مد ریش اربابان غربیشان تقلید میکنند یا افراد مشابه دیگر اجرا شده باشد!
اما کسانی که پیرو سنت محمد ﷺ هستند به شما یادآور میشوم که پای هر یک از آنان که روزانه پنج بار جهت آمادگی برای دیدار با پروردگارش میشوید پاکیزهتر از چهرهی کسانیست که خود را کفش پاهای دشمنان امت در جنگ رسانهای آنها بر ضد اسلام قرار دادهاند.
از بزرگواران خواستارم که لینک خبر یادشده را قرار ندهند تا فعالیت ما آلوده نگردد.
https://bit.ly/2PuD4IG
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
یک شبکه و دو روزنامه محلی با رویکرد مشخص، پژوهشی تاییدنشده را در ارتباط با ریش، سگها و میکروبها منتشر نمودند.
ابتدا به آنها میگوییم: ما به دادههای شما درباره میکروبهای موجود در سگها احترام میگذاریم چرا که همه از میکروبهای سگ مطلع هستند.
اما در مورد ریش بایستی خاطرنشان ساخت: شاید پژوهشی که شما از آن سخن میرانید بر سیکها، هندوها، کسانی که از مد ریش اربابان غربیشان تقلید میکنند یا افراد مشابه دیگر اجرا شده باشد!
اما کسانی که پیرو سنت محمد ﷺ هستند به شما یادآور میشوم که پای هر یک از آنان که روزانه پنج بار جهت آمادگی برای دیدار با پروردگارش میشوید پاکیزهتر از چهرهی کسانیست که خود را کفش پاهای دشمنان امت در جنگ رسانهای آنها بر ضد اسلام قرار دادهاند.
از بزرگواران خواستارم که لینک خبر یادشده را قرار ندهند تا فعالیت ما آلوده نگردد.
https://bit.ly/2PuD4IG
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
📚نام کتاب: تأملی بر سرقتهای علمی از دستاوردهای مسلمین
✍ نویسنده: یعقوب سعیدی
📄 تعداد صفحات: ۲۳
📤ناشر: رد شبهات ملحدین
bit.ly/2CyqA0B
#معرفی_کتاب
هدف از این نوشتار، ارائۀ مستنداتی است که نشان میدهد برخی از دانشمندان غربی، بهویژه در اواخر قرون وسطا از علوم و دستاوردهای دانشمندان اسلامی بهره برده و با حذف نامونشان آنها، خود را بهعنوان کاشف و مخترع آن دستاوردهای علمی مسلمانان جا زدهاند.
جای شگفت است که برخی از مردم، دانشمندان غربی دوران رنسانس را پیشگامان علم میدانند و از سویی برای دانشمندان اسلامی هیچ نقشی در علوم جدید قائل نیستند. برای مثال، کوپرنیک را کاشف حرکت زمین، نیوتن را پدر نورشناسی (اپتیک) و کاشف قانون جاذبه و کاشف قوانین حرکت، فرانسیس بیکن و دکارت را بنیانگذار روش علمی، شامپولیون را رمزگشای زبان هیروگلیف میدانند؛ اما تا چه اندازه این ادعاها حقیقت دارد؟
#تمدن_اسلامی
#دانشمندان_اسلامی (٢)
◽️فهرست مطالب (نمونههایی از سرقتهای علمی اروپاییان از دانشمندان مسلمان که بدان پرداخته شده است):
▪️قوانین حرکت؛ قلب تمدن معاصر
▪️لقب بنیانگذار علم جامعهشناسی
▪️لقب بنیانگذار روش علمی
▪️لقب پدر نورشناسی
▪️تألیف دانشنامهٔ پزشکی
▪️رمزگشایی زبان هیروگلیف
▪️کشف گرانش زمین
▪️کشف حرکت زمین
▪️کشف گردش خون
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
✍ نویسنده: یعقوب سعیدی
📄 تعداد صفحات: ۲۳
📤ناشر: رد شبهات ملحدین
bit.ly/2CyqA0B
#معرفی_کتاب
هدف از این نوشتار، ارائۀ مستنداتی است که نشان میدهد برخی از دانشمندان غربی، بهویژه در اواخر قرون وسطا از علوم و دستاوردهای دانشمندان اسلامی بهره برده و با حذف نامونشان آنها، خود را بهعنوان کاشف و مخترع آن دستاوردهای علمی مسلمانان جا زدهاند.
جای شگفت است که برخی از مردم، دانشمندان غربی دوران رنسانس را پیشگامان علم میدانند و از سویی برای دانشمندان اسلامی هیچ نقشی در علوم جدید قائل نیستند. برای مثال، کوپرنیک را کاشف حرکت زمین، نیوتن را پدر نورشناسی (اپتیک) و کاشف قانون جاذبه و کاشف قوانین حرکت، فرانسیس بیکن و دکارت را بنیانگذار روش علمی، شامپولیون را رمزگشای زبان هیروگلیف میدانند؛ اما تا چه اندازه این ادعاها حقیقت دارد؟
#تمدن_اسلامی
#دانشمندان_اسلامی (٢)
◽️فهرست مطالب (نمونههایی از سرقتهای علمی اروپاییان از دانشمندان مسلمان که بدان پرداخته شده است):
▪️قوانین حرکت؛ قلب تمدن معاصر
▪️لقب بنیانگذار علم جامعهشناسی
▪️لقب بنیانگذار روش علمی
▪️لقب پدر نورشناسی
▪️تألیف دانشنامهٔ پزشکی
▪️رمزگشایی زبان هیروگلیف
▪️کشف گرانش زمین
▪️کشف حرکت زمین
▪️کشف گردش خون
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
آیا ابن سینا مُنکِر وجود خداوند بود؟!
«تحلیل و بررسی در رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
«تحلیل و بررسی در رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
🔻آیا ابن سینا، منکر وجود خداوند بوده است؟
مقاله کوتاه و مستند درباره شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا مشهور به ابنسینا
کسانی که به این بزرگمرد مسلمان تهمت و افترا میبندند، واقعا باید شرم کنند.
«تحلیل و بررسی در رد شبهات ملحدین»
📄تعداد صفحات: ۴
bit.ly/2Qg9GHp
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
مقاله کوتاه و مستند درباره شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا مشهور به ابنسینا
کسانی که به این بزرگمرد مسلمان تهمت و افترا میبندند، واقعا باید شرم کنند.
«تحلیل و بررسی در رد شبهات ملحدین»
📄تعداد صفحات: ۴
bit.ly/2Qg9GHp
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴تعداد دانشمندانی که در درستی نظریه داروین تردید دارند، روزبهروز در حال افزایش است...
زمان آن رسیده است که سکوت تهدیدآمیز حاکم بر جامعهٔ علمی و منتقدان نظریهٔ داروینیسم شکسته شود؛ نظریهای که همچون ابزاری در پیشبرد اهداف نظام لیبرالیسم غربی به کار گرفته میشود.
در سایت زیر، میتوانید لیست بیش از هزار دانشمند با مدرک دکترا را که با امضای این فهرست، شهرت و شغل خود را در مخالفت با استبدادگویی و انحصارگرایی علمی به خطر انداختهاند، مشاهده کنید.
🌐 dissentfromdarwin.org
📽 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
زمان آن رسیده است که سکوت تهدیدآمیز حاکم بر جامعهٔ علمی و منتقدان نظریهٔ داروینیسم شکسته شود؛ نظریهای که همچون ابزاری در پیشبرد اهداف نظام لیبرالیسم غربی به کار گرفته میشود.
در سایت زیر، میتوانید لیست بیش از هزار دانشمند با مدرک دکترا را که با امضای این فهرست، شهرت و شغل خود را در مخالفت با استبدادگویی و انحصارگرایی علمی به خطر انداختهاند، مشاهده کنید.
🌐 dissentfromdarwin.org
📽 ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
⏺ «رویگردانی علمی دانشمندان از نظریهٔ داروین؛ واقعیتی که شایسته است از آن آگاه باشیم.»
bit.ly/3hlVDvO
«از نظر من، امضای این بیانیه مهم است؛ چراکه معتقدم این «آزادی اندیشه» است که در دستاوردهای علمی ثمرآفرین خواهد بود. اگر اجازهٔ پرسش، ژرفنگری، وارسی دقیق و ارزیابی انتقادآمیز تمام زمینههای علمی به ما دانشمندان داده نشود، درحالیکه وادار به پیروی از درستپندارههای کنونی علم شویم، در آن صورت، رویکردی کاملاً غیراخلاقی در برابر ماهیت حقیقی علم، در پیش گرفتهایم.»
🖋 ربکا کلر، دارای دکترای شیمی و زیستفیزیک.
"I found it important to sign this statement because I believe intellectual freedom fuels scientific discovery. If we, as scientists are not allowed to question, ponder, explore, and critically evaluate all areas of science but forced to comply with current scientific orthodoxy then we are operating in a mode completely antithetical to the very nature of science."
Dr. Rebecca Keller, Biophysical Chemistry
◽️بیش از هزار دانشمند دارای مدرک دکترا، برای مقابله با ادعاهای استبدادگونه در مورد نظریهٔ فرگشت، تردید خود را نسبت به درستی این نظریه، آشکارا اعلام کردند. کلیدواژهٔ این خبر، «آشکارا» است.
امضاکنندگان دارای مدرک پروفسوری و دکترا و از دانشگاههای کمبریج، آکسفورد، هاروارد، برکلی، MIT، UCLA، دانشگاه پنیسیلوانیا و بسیاری دیگر از بنیادها و نهادهای علمی بلندآوازه هستند.
📎 برای مشاهدهٔ این فهرست، بر پیوند زیر بزنید:
🌐 bit.ly/2Etb2Mh
همچنان بر اعضای این گروه بینالمللی افزوده میشود. آکادمی ملی علوم ایالات متحده، آکادمی علوم طبیعی روسیه و آکادمی علوم برزیل در میان فهرست، به چشم میخورند.
تردیدنداشتن دانشمندان در نظریهٔ داروین تنها تا زمانی صادقانه و علمی بود که ایگون سکات، دلال سیاسی حامی نظریهٔ داروین، در سال ۲۰۰۹ اظهار داشت: «در نظریهٔ فرگشت، هیچ نقطهضعفی وجود ندارد.»
حال آنکه میتوان ده اشکال علمی در ارتباط با فرگشت شیمیایی و زیستشناختی ارائه داد:
۱. هیچ سازوارهٔ معتبری برای تولید «سوپ بنیادین» [۱] وجود ندارد.
۲. نمیتوان فرایندهای شیمیایی هدایتنشده را توضیحی برای تولید کدهای ژنتیکی دانست.
۳. جهشهای تصادفی، دادههای ژنتیکی لازم برای توصیف ساختارهای پیچیدهٔ کاهشناپذیر در اختیار نمیگذارد.
۴. «انتخاب طبیعی» با ماندگاری صفات برتر در جمعیتها، در ستیز است و به سختی راهی برای توضیح آن میگشاید.
۵. ظاهر غیرمنتظره گونهها در سنگوارهها، درستی نظریهٔ داروین را اثبات نمیکنند.
۶. زیستشناسی مولکولی در تولید «درخت حیات» پرجلوه، ناکام مانده است.
۷. فرگشت همگرا نظریهٔ داروین را به چالش میکشاند و منطقی را که پشت فرضیهٔ «نیای مشترک» است، بر باد میدهد.
۸. تفاوتهای میان جنین مهرهداران، پیشگوییهای مرتبط با «نیای مشترک» را نقض میکند.
۹. نظریهٔ نئوداروینیسم در توضیح پراکندگی زیستجغرافیایی بسیاری از گونهها موفقیتآمیز نبوده است.
۱۰. نئوداروینیسم تاریخچهای طولانی از پیشگوییهای نادرست داروین در مورد اندامهای بدون کاربرد و «Junk DNA» در خود دارد.
▪️آنچه در مورد این فهرست، دارای اهمیت است، نه تعداد بسیارِ اسامی و نهادهای علمی موجود در فهرست، بلکه گفتههای ایشان در مورد تعداد بسیار تردیدکنندگانی از جهان علم است که جرأت امضای این فهرست را به خود ندادهاند. دانشمندان میدانند بهچالشکشیدن نظریهٔ فرگشت به صورت آشکارا، پیامدهای شغلی را برای آنان به دنبال خواهد داشت.
خط فکری و جریان اصلی گسترهٔ علمی موجود، در صورت برخورداری از صلاحیت و قابلیتهای لازم، آنها را مجازات خواهد کرد و رسانهها نیز با این عنوان خبری: «همهٔ [دانشمندان] موافق نظریهٔ فرگشت هستند و این تنها شاعران و مشاوران حقوقی و دهاتیهای ابله هستند که در نظریهٔ داروین شک کردهاند.»، به این خط فکری میپیوندند.
کلینگهافر مینویسد: «اخیراً در صدد آن برآمدهام تا دستنوشتهای بهتانگیز را از دانشمندی که جرأت ارائهٔ دلایل خود برای رد نظریهٔ فرگشت را داشته باشد، در یکی از دانشگاههای آیوی لیگ [۲] مطرح کنم، البته معضل بعدی آن خواهد بود که کسی جرأت انتشار آن را نخواهد داشت.»
📚پینوشت:
[۱] سوپ بنیادین «Primordial Soup»، اصطلاحی است که الکساندر اپارین، زیستشناس شوروی سابق در سال ۱۹۲۴ معرفی کرد.
[۲] ﻧﺎﻡ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﻧﺎﻣﻮﺭ ﺑﺨﺶ ﺷﺮﻗﯽ ﺍﯾﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ (ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ: ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﻭ ﭘﺮﯾﻨﺴﺘﻮﻥ ﻭ ﯾﯿﻞ ﻭ ﮐﺮﻧﻞ) ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺗﺤﺎﺩﯾﻪﯼ ﻭﺭﺯﺷﯽ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ «Ivy League».
💻 منابع:
🌐 dissentfromdarwin.org
🌐 bit.ly/32oiCjE
🌐 bit.ly/3hq3Wqc
📑 پژوهش و ترجمه: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
bit.ly/3hlVDvO
«از نظر من، امضای این بیانیه مهم است؛ چراکه معتقدم این «آزادی اندیشه» است که در دستاوردهای علمی ثمرآفرین خواهد بود. اگر اجازهٔ پرسش، ژرفنگری، وارسی دقیق و ارزیابی انتقادآمیز تمام زمینههای علمی به ما دانشمندان داده نشود، درحالیکه وادار به پیروی از درستپندارههای کنونی علم شویم، در آن صورت، رویکردی کاملاً غیراخلاقی در برابر ماهیت حقیقی علم، در پیش گرفتهایم.»
🖋 ربکا کلر، دارای دکترای شیمی و زیستفیزیک.
"I found it important to sign this statement because I believe intellectual freedom fuels scientific discovery. If we, as scientists are not allowed to question, ponder, explore, and critically evaluate all areas of science but forced to comply with current scientific orthodoxy then we are operating in a mode completely antithetical to the very nature of science."
Dr. Rebecca Keller, Biophysical Chemistry
◽️بیش از هزار دانشمند دارای مدرک دکترا، برای مقابله با ادعاهای استبدادگونه در مورد نظریهٔ فرگشت، تردید خود را نسبت به درستی این نظریه، آشکارا اعلام کردند. کلیدواژهٔ این خبر، «آشکارا» است.
امضاکنندگان دارای مدرک پروفسوری و دکترا و از دانشگاههای کمبریج، آکسفورد، هاروارد، برکلی، MIT، UCLA، دانشگاه پنیسیلوانیا و بسیاری دیگر از بنیادها و نهادهای علمی بلندآوازه هستند.
📎 برای مشاهدهٔ این فهرست، بر پیوند زیر بزنید:
🌐 bit.ly/2Etb2Mh
همچنان بر اعضای این گروه بینالمللی افزوده میشود. آکادمی ملی علوم ایالات متحده، آکادمی علوم طبیعی روسیه و آکادمی علوم برزیل در میان فهرست، به چشم میخورند.
تردیدنداشتن دانشمندان در نظریهٔ داروین تنها تا زمانی صادقانه و علمی بود که ایگون سکات، دلال سیاسی حامی نظریهٔ داروین، در سال ۲۰۰۹ اظهار داشت: «در نظریهٔ فرگشت، هیچ نقطهضعفی وجود ندارد.»
حال آنکه میتوان ده اشکال علمی در ارتباط با فرگشت شیمیایی و زیستشناختی ارائه داد:
۱. هیچ سازوارهٔ معتبری برای تولید «سوپ بنیادین» [۱] وجود ندارد.
۲. نمیتوان فرایندهای شیمیایی هدایتنشده را توضیحی برای تولید کدهای ژنتیکی دانست.
۳. جهشهای تصادفی، دادههای ژنتیکی لازم برای توصیف ساختارهای پیچیدهٔ کاهشناپذیر در اختیار نمیگذارد.
۴. «انتخاب طبیعی» با ماندگاری صفات برتر در جمعیتها، در ستیز است و به سختی راهی برای توضیح آن میگشاید.
۵. ظاهر غیرمنتظره گونهها در سنگوارهها، درستی نظریهٔ داروین را اثبات نمیکنند.
۶. زیستشناسی مولکولی در تولید «درخت حیات» پرجلوه، ناکام مانده است.
۷. فرگشت همگرا نظریهٔ داروین را به چالش میکشاند و منطقی را که پشت فرضیهٔ «نیای مشترک» است، بر باد میدهد.
۸. تفاوتهای میان جنین مهرهداران، پیشگوییهای مرتبط با «نیای مشترک» را نقض میکند.
۹. نظریهٔ نئوداروینیسم در توضیح پراکندگی زیستجغرافیایی بسیاری از گونهها موفقیتآمیز نبوده است.
۱۰. نئوداروینیسم تاریخچهای طولانی از پیشگوییهای نادرست داروین در مورد اندامهای بدون کاربرد و «Junk DNA» در خود دارد.
▪️آنچه در مورد این فهرست، دارای اهمیت است، نه تعداد بسیارِ اسامی و نهادهای علمی موجود در فهرست، بلکه گفتههای ایشان در مورد تعداد بسیار تردیدکنندگانی از جهان علم است که جرأت امضای این فهرست را به خود ندادهاند. دانشمندان میدانند بهچالشکشیدن نظریهٔ فرگشت به صورت آشکارا، پیامدهای شغلی را برای آنان به دنبال خواهد داشت.
خط فکری و جریان اصلی گسترهٔ علمی موجود، در صورت برخورداری از صلاحیت و قابلیتهای لازم، آنها را مجازات خواهد کرد و رسانهها نیز با این عنوان خبری: «همهٔ [دانشمندان] موافق نظریهٔ فرگشت هستند و این تنها شاعران و مشاوران حقوقی و دهاتیهای ابله هستند که در نظریهٔ داروین شک کردهاند.»، به این خط فکری میپیوندند.
کلینگهافر مینویسد: «اخیراً در صدد آن برآمدهام تا دستنوشتهای بهتانگیز را از دانشمندی که جرأت ارائهٔ دلایل خود برای رد نظریهٔ فرگشت را داشته باشد، در یکی از دانشگاههای آیوی لیگ [۲] مطرح کنم، البته معضل بعدی آن خواهد بود که کسی جرأت انتشار آن را نخواهد داشت.»
📚پینوشت:
[۱] سوپ بنیادین «Primordial Soup»، اصطلاحی است که الکساندر اپارین، زیستشناس شوروی سابق در سال ۱۹۲۴ معرفی کرد.
[۲] ﻧﺎﻡ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﻧﺎﻣﻮﺭ ﺑﺨﺶ ﺷﺮﻗﯽ ﺍﯾﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ (ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ: ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﻭ ﭘﺮﯾﻨﺴﺘﻮﻥ ﻭ ﯾﯿﻞ ﻭ ﮐﺮﻧﻞ) ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺗﺤﺎﺩﯾﻪﯼ ﻭﺭﺯﺷﯽ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ «Ivy League».
💻 منابع:
🌐 dissentfromdarwin.org
🌐 bit.ly/32oiCjE
🌐 bit.ly/3hq3Wqc
📑 پژوهش و ترجمه: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤2
▪️دین چه تعاملی با علوم طبیعی دارد؟
▪️ابزارهای کسب معرفت کدامند؟
▪️انسان عاقل از کدام ابزارها و به چه شیوهای بهره میگیرد؟
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
▪️ابزارهای کسب معرفت کدامند؟
▪️انسان عاقل از کدام ابزارها و به چه شیوهای بهره میگیرد؟
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
#چهره_واقعی_کوروش_هخامنشی (۳)
#ایران_باستان
🔴قتلعام مردم نینوا توسط کوروش
یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد میشود، کورشنامه (سیروپدی) نوشتهٔ گزنفون است؛ اما در این استنادها، معمولاً به بازگویی بخشهای دلپسند آن اکتفا میشود و بقیه متن را نادیده میانگارند.
گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشنوشادی هستند. او به سپاهیان خود میگوید که خانههای مردم قابلاحتراق است و ما میتوانیم با پشتیبانی خدا و با مشعلهای فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعلههای آتش بسوزند.
آنان در حالیکه بانگ جشنوشادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که میدیدند به ضرب تیغ شمشیر از پای در میآوردند. گزنفون نقل کرده است: «کورش به سوارهنظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچهها یافتند، بکشند».
پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان (بتها) به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.
کوروش همچنین فرمان داد تا خانههای بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحتامر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحتمالکیت خود نگه دارند.
کوروش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین میکند، فرمانبرداری کنند و به کشتوکار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.
📚بنگرید به:
گزنفون، کورشنامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، ص۲۱۴تا۲۱۶.
البته بعضیها میگویند که فتح نینوا به دست هوخشتره روی داده است و در این کتاب بجای بابل، بعضی ترجمهها اشتباهی نینوا را ذکر کردهاند. اما این از اصل موضوع تاریخی چیزی را تغییر نمیدهد حال نینوا باشد یا بابل...
bit.ly/3itc8Gx
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
#ایران_باستان
🔴قتلعام مردم نینوا توسط کوروش
یکی از منابعی که برای وصف سجایای کورش به فراوانی بدان استناد میشود، کورشنامه (سیروپدی) نوشتهٔ گزنفون است؛ اما در این استنادها، معمولاً به بازگویی بخشهای دلپسند آن اکتفا میشود و بقیه متن را نادیده میانگارند.
گزنفون آورده است که کورش برای حمله و تسخیر شهر نینوا، روز عید را انتخاب کرد که مردم سرگرم جشنوشادی هستند. او به سپاهیان خود میگوید که خانههای مردم قابلاحتراق است و ما میتوانیم با پشتیبانی خدا و با مشعلهای فراوانی که داریم، آنها را به آتش بکشیم تا ساکنان شهر در میان شعلههای آتش بسوزند.
آنان در حالیکه بانگ جشنوشادی در شهر پیچیده بود، وارد شهر شدند و هر آنکس را که میدیدند به ضرب تیغ شمشیر از پای در میآوردند. گزنفون نقل کرده است: «کورش به سوارهنظام و سربازان خود فرمان داد هر کس را که در کوچهها یافتند، بکشند».
پس از این پیروزی، اولین اقدام کورش و سپاهیانش این بود که در برابر خدایان (بتها) به میمنت این پیروزی شکرگزاری کنند و سهمی از غنائم ناشی از غارت شهر را به معابد خدایان اختصاص داد.
کوروش همچنین فرمان داد تا خانههای بزرگان شهر را مصادره کنند و به سردارانی که مجاهدت بیشتری کرده بودند، واگذار شوند. او به مردان تحتامر خود اختیار داد تا اسیران جنگی را تحتمالکیت خود نگه دارند.
کوروش به مردم نینوا فرمان داد که از حاکمی که او معین میکند، فرمانبرداری کنند و به کشتوکار مشغول شوند تا بتوانند خراج و غنائم لازم را پرداخت کنند.
📚بنگرید به:
گزنفون، کورشنامه، ترجمه رضا مشایخی، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، ص۲۱۴تا۲۱۶.
البته بعضیها میگویند که فتح نینوا به دست هوخشتره روی داده است و در این کتاب بجای بابل، بعضی ترجمهها اشتباهی نینوا را ذکر کردهاند. اما این از اصل موضوع تاریخی چیزی را تغییر نمیدهد حال نینوا باشد یا بابل...
bit.ly/3itc8Gx
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
Forwarded from رد شبهات ملحدین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔎 چرا مسلمانان باید به زبان عربی نماز بخوانند در حالی که چیزی از آن متوجه نمیشوند؟! آیا نمیتوانیم با زبان منطقه خود نماز بخوانیم؟
🎙پاسخ توسط: دکتر ذاکر نایک
🔻لینک ویدیو با کیفیت بهتر در آپارات:
🌐 goo.gl/Qx45X0
ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🎙پاسخ توسط: دکتر ذاکر نایک
🔻لینک ویدیو با کیفیت بهتر در آپارات:
🌐 goo.gl/Qx45X0
ترجمه و زیرنویس: «رد شبهات ملحدین»
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❤2
رد شبهات ملحدین pinned «📚نام کتاب: تأملی بر سرقتهای علمی از دستاوردهای مسلمین ✍ نویسنده: یعقوب سعیدی 📄 تعداد صفحات: ۲۳ 📤ناشر: رد شبهات ملحدین bit.ly/2CyqA0B #معرفی_کتاب هدف از این نوشتار، ارائۀ مستنداتی است که نشان میدهد برخی از دانشمندان غربی، بهویژه در اواخر قرون وسطا از…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگوار [و خجسته] است آنكه فرمانروايى [جهان] به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست
آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است
آن خدایی که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در نظم خلقت خدای رحمان هیچ بینظمی و نقصان نخواهی یافت؛ بار ديگر نگاه كن، آيا هيچ نابسامانی و ناهمگونی مشاهده ميكنی؟
#هر_روز_با_قرآن (١)
🎙اسلام صبحی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است
آن خدایی که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در نظم خلقت خدای رحمان هیچ بینظمی و نقصان نخواهی یافت؛ بار ديگر نگاه كن، آيا هيچ نابسامانی و ناهمگونی مشاهده ميكنی؟
#هر_روز_با_قرآن (١)
🎙اسلام صبحی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
❤1
💠 نگاهی خداپسندانه به قصهٔ موسی و شبان
در زمانی به سر میبریم که سخنان عامهپسند بسیارند و هرکس گمان میکند که دعوت مردم به دین خداوند با درستشمردن افکار و ادیان مختلف متحقق میشود وگرنه مردم را از دین فراری دادهایم!
کاری با متناقضبودن چنین دعوتی نداریم، اما باید پرسید که پیامبران برای چه آمدهاند و چرا به جای نیکشمردن بتپرستی و عصیان، از دین قوم خود برائت جستهاند؟!
🔺 در قصهٔ موسی و شبان آمده است که مردی خداوند را به اوصاف نقص توصیف میکند، چنانکه میگوید: «شیر پیشت آورم ای محتشم» یا «وقت خواب آید، بروبم جایکت» و آنگاه که موسی (علیه السلام) بر آن مرد انکار میکند و سخنانش را کفر میداند، الله بر پیامبرش عتاب کرده است:
«تو برای وصلکردن آمدی ... یا برای فصلکردن آمدی» [۱]
✅ رویکرد صحیحی که مطابق آموزههای دین، از ما انتظار میرود، چیست؟
🔸اولاً. نسبتدادن نقلی به صدر اسلام اسناد معتبر میخواهد، چه رسد به زمان موسی (علیه السلام) که به مراتب، زمان بیشتری از آن گذشته است. همچنین، بسیاری از قصههایی که از انبیای پیشین به ما رسیده است، برگرفته از اسرائیلیات و غیرقابلاعتماد هستند. این حکایت نیز مانند بسیاری از آنچه میان منسوبین به زهد و متصوفه متداول شده و نادرستیشان از جهت دروغ عمد [۲] یا سهو [۳] محرز گردیده، باطل است و در کتب حدیثی، با سند صحیح و یا حتی ضعیفی هم نیامده است!
محققین مثنوی گفتهاند که «ظاهراً مأخذ آن حکایتی است که در عقد الفرید نقل شده است» [۴] اما آنچه در عقد الفرید آمده، از این اباطیل خالی و تا حدی، قابلتوجیه است؛ ضمن اینکه، ذکری از حضرت موسی (علیه السلام) هم در آن نیامده است. [۵] از طرفی، نزد محدثین، نیز ضعیف به حساب میآید. [۶]
🔸ثانیاً. اسماء و صفات الهی، توقیفی هستند و واجب است که الله را با صفاتی که در کتاب و سنت آمدهاند، توصیف کرد و هرچه را که در کتاب و سنت نفی شده است، از الله نفی کرد [۷] و این از ابواب توحید است.
در قرآن کریم میخوانیم:
▫️ {...لا تأخذه سنة ولا نوم...} [البقرة: ۲۵۵]
▪️ «او را نه چُرتی و نه خوابی فرا نمیگیرد.»
بنابراین «خواب» از «صفات سلبی» است؛ «صفات سلبی، صفاتی هستند که خداوند آنها را در کتابش یا بر زبان پیامبرش (صلی الله علیه وسلم) از خود نفی کرده است و همگی در حق او نقص هستند؛ مانند مرگ، خواب، جهل، فراموشی، ناتوانی و خستگی.» [۸]
🔺 پس کسی که بگوید پیامآوران الهی، نباید توحید را به عوام مردم بیاموزند و در صورت انکار بر مردم، مستحق عتاب الهی هستند، الحاد را تجویز میکند و در دعوت تمامی انبیاء، طعنه زده و مانند اهل تجهیل، دعوت به جهل داده است. نتیجهٔ چنین فکری این است که مردم هرچقدر در نادانی فرو روند، باید آنان را بر آن نادانی اقرار کرد و از آموزگاری خودداری کرد.
بنابراین قصهٔ یادشده با سند صحیح و یا حتی ضعیفی نقل نشده است و معنای قابل پذیرشی هم ندارد و امور اعتقادی را باید از قرآن کریم و احادیث و آثار صحیح فراگرفت، نه قصههای بیاساسی که برخی شاعران آوردهاند.
انبیا را دعوت حق واجب است ... گفتن توحید و سنت واجب است
گر نباشد امر و نهی در کارشان ... پس چه باشد پیشهٔ پیغمبران
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
تهیهشده در: «رد شبهات ملحدین»
📚پینوشتها:
[۱] مثنوی معنوی، جلالالدین بلخی، دفتر دوم، بخش ۳۶.
[۲] معرفة أنواع علوم الحديث، ابن الصلاح الشهرزوري، دار الفكر، ص۹۹.
[۳] صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج النيسابوري، دار إحياء التراث العربي، ج۱، ص۱۷.
[۴] احادیث و قصص مثنوی، بدیعالزمان فروزانفر، امیر کبیر، ص۱۹۶.
[۵] العقد الفرید، ابن عبد ربه، دار الكتب العلمية، ج۷، ص۱۸۲.
[۶] تخريج أحاديث إحیاء علوم الدین، دار العاصمة، ج۱، ص۲۴۸؛ الموضوعات لابن الجوزي، المكتبة السلفية، ج۱، ص۱۷۵؛ سلسلة الأحاديث الضعيفة للألباني، دار المعارف، ج۱۴، ص۸۷۶.
[۷] شرح الطحاوية، ابن أبي العز الحنفي، دار السلام، ص۵۲۰.
[۸] القواعد المثلی، محمد الوهیبي، الجامعة الإسلامیة، ص۲۳.
bit.ly/3gFGHbm
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
در زمانی به سر میبریم که سخنان عامهپسند بسیارند و هرکس گمان میکند که دعوت مردم به دین خداوند با درستشمردن افکار و ادیان مختلف متحقق میشود وگرنه مردم را از دین فراری دادهایم!
کاری با متناقضبودن چنین دعوتی نداریم، اما باید پرسید که پیامبران برای چه آمدهاند و چرا به جای نیکشمردن بتپرستی و عصیان، از دین قوم خود برائت جستهاند؟!
🔺 در قصهٔ موسی و شبان آمده است که مردی خداوند را به اوصاف نقص توصیف میکند، چنانکه میگوید: «شیر پیشت آورم ای محتشم» یا «وقت خواب آید، بروبم جایکت» و آنگاه که موسی (علیه السلام) بر آن مرد انکار میکند و سخنانش را کفر میداند، الله بر پیامبرش عتاب کرده است:
«تو برای وصلکردن آمدی ... یا برای فصلکردن آمدی» [۱]
✅ رویکرد صحیحی که مطابق آموزههای دین، از ما انتظار میرود، چیست؟
🔸اولاً. نسبتدادن نقلی به صدر اسلام اسناد معتبر میخواهد، چه رسد به زمان موسی (علیه السلام) که به مراتب، زمان بیشتری از آن گذشته است. همچنین، بسیاری از قصههایی که از انبیای پیشین به ما رسیده است، برگرفته از اسرائیلیات و غیرقابلاعتماد هستند. این حکایت نیز مانند بسیاری از آنچه میان منسوبین به زهد و متصوفه متداول شده و نادرستیشان از جهت دروغ عمد [۲] یا سهو [۳] محرز گردیده، باطل است و در کتب حدیثی، با سند صحیح و یا حتی ضعیفی هم نیامده است!
محققین مثنوی گفتهاند که «ظاهراً مأخذ آن حکایتی است که در عقد الفرید نقل شده است» [۴] اما آنچه در عقد الفرید آمده، از این اباطیل خالی و تا حدی، قابلتوجیه است؛ ضمن اینکه، ذکری از حضرت موسی (علیه السلام) هم در آن نیامده است. [۵] از طرفی، نزد محدثین، نیز ضعیف به حساب میآید. [۶]
🔸ثانیاً. اسماء و صفات الهی، توقیفی هستند و واجب است که الله را با صفاتی که در کتاب و سنت آمدهاند، توصیف کرد و هرچه را که در کتاب و سنت نفی شده است، از الله نفی کرد [۷] و این از ابواب توحید است.
در قرآن کریم میخوانیم:
▫️ {...لا تأخذه سنة ولا نوم...} [البقرة: ۲۵۵]
▪️ «او را نه چُرتی و نه خوابی فرا نمیگیرد.»
بنابراین «خواب» از «صفات سلبی» است؛ «صفات سلبی، صفاتی هستند که خداوند آنها را در کتابش یا بر زبان پیامبرش (صلی الله علیه وسلم) از خود نفی کرده است و همگی در حق او نقص هستند؛ مانند مرگ، خواب، جهل، فراموشی، ناتوانی و خستگی.» [۸]
🔺 پس کسی که بگوید پیامآوران الهی، نباید توحید را به عوام مردم بیاموزند و در صورت انکار بر مردم، مستحق عتاب الهی هستند، الحاد را تجویز میکند و در دعوت تمامی انبیاء، طعنه زده و مانند اهل تجهیل، دعوت به جهل داده است. نتیجهٔ چنین فکری این است که مردم هرچقدر در نادانی فرو روند، باید آنان را بر آن نادانی اقرار کرد و از آموزگاری خودداری کرد.
بنابراین قصهٔ یادشده با سند صحیح و یا حتی ضعیفی نقل نشده است و معنای قابل پذیرشی هم ندارد و امور اعتقادی را باید از قرآن کریم و احادیث و آثار صحیح فراگرفت، نه قصههای بیاساسی که برخی شاعران آوردهاند.
انبیا را دعوت حق واجب است ... گفتن توحید و سنت واجب است
گر نباشد امر و نهی در کارشان ... پس چه باشد پیشهٔ پیغمبران
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
تهیهشده در: «رد شبهات ملحدین»
📚پینوشتها:
[۱] مثنوی معنوی، جلالالدین بلخی، دفتر دوم، بخش ۳۶.
[۲] معرفة أنواع علوم الحديث، ابن الصلاح الشهرزوري، دار الفكر، ص۹۹.
[۳] صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج النيسابوري، دار إحياء التراث العربي، ج۱، ص۱۷.
[۴] احادیث و قصص مثنوی، بدیعالزمان فروزانفر، امیر کبیر، ص۱۹۶.
[۵] العقد الفرید، ابن عبد ربه، دار الكتب العلمية، ج۷، ص۱۸۲.
[۶] تخريج أحاديث إحیاء علوم الدین، دار العاصمة، ج۱، ص۲۴۸؛ الموضوعات لابن الجوزي، المكتبة السلفية، ج۱، ص۱۷۵؛ سلسلة الأحاديث الضعيفة للألباني، دار المعارف، ج۱۴، ص۸۷۶.
[۷] شرح الطحاوية، ابن أبي العز الحنفي، دار السلام، ص۵۲۰.
[۸] القواعد المثلی، محمد الوهیبي، الجامعة الإسلامیة، ص۲۳.
bit.ly/3gFGHbm
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمان بازپرسی مردم در حال نزدیک شدن است و آنان همچنان در غفلتند و رویگردان هستند.
هیچ پند و تذکری از سوی پروردگارشان برایشان نیامده مگر اینکه بازیکنان [و با حالت تمسخر] آن را میشنوند [و عمر خود را بیهوده میگذرانند]
و دل هایشان [به زندگی دنیا] مشغول است....
#هر_روز_با_قرآن (٢)
🎙ناصر القطامی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
هیچ پند و تذکری از سوی پروردگارشان برایشان نیامده مگر اینکه بازیکنان [و با حالت تمسخر] آن را میشنوند [و عمر خود را بیهوده میگذرانند]
و دل هایشان [به زندگی دنیا] مشغول است....
#هر_روز_با_قرآن (٢)
🎙ناصر القطامی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism | رد شبهات ملحدین
Forwarded from رد شبهات ملحدین
🔘 شبهه: اگر الکل ۹۰۰ سال قبل توسط ابوبکر زکریای رازی کشف شده پس چگونه اسلام ۱۴۰۰ سال قبل آن را حرام کرده است؟!
🔻پاسخ کوتاه: الکل بخشی از شراب است و تنها درصدی از شراب را تشکیل میدهد. زکریا رازی توانست با استفاده از تقطیر، این ماده را از شراب جدا کند و اسم آن را «الکحل» یا الکل نامید و از آن در مصارف پزشکی و کیمیاگری استفاده کرد به همین دلیل به رازی کاشف الکل (و نه مخترع آن) میگویند.
اسلام، شراب (که از هزاران سال قبل موجود بود) را حرام کرد و بعدها زکریای رازی توانست مادهای که در این شراب وجود دارد و باعث مستی میشود را استخراج کند. طبق حدیث پیامبرﷺ شراب و هر چیزی که مستکننده باشد حرام است پس بالتبع الکل موجود در آن نیز باید حرام باشد. اگرچه در ابتدا الکل خالص از شراب جداسازی نشده بود و در آیات قرآن و احادیث نیز لفظ الکل نیامده است.
🔻پاسخ کامل:
چگونگی کشف (و نه اختراع) الکل توسط «ابوبکر محمد بن زکریای رازی» به این صورت بود که وی توانست با عمل تقطیر توسط قرع و انبیق[1] الکل خالص را از شراب جداسازی کند.
امروزه در علم شیمی به ترکیباتی که در فرمول شیمیایی آنها عامل هیدروکسیل (OH--) وجود دارد الکل میگویند و فرمول شیمیایی آنها تابع [CnH2n+1 OH] است. الکلی که در مورد آن سخن میگوییم منظور اتانول یا الکل میوه با فرمول شیمیایی C2H5+OH است که از تخمیر کربوهیدراتها و قند میوهها بدست میآید. این الکل در موادی که با اصطلاح شراب شناخته میشوند وجود دارد و باعث سرمستی میشود.
🔹تاریخچهی استفاده از مواد مستکننده به حدود دههزار سال قبل برمیگردد. محققی آلمانی به اسم «فرانک تادئوس» میگوید به احتمال زیاد برای اولین بار انسانها بوسیله انجیر گندیده الکل مست کننده را استفاده کردهاند.
در اینجا توجه کنید که تا زمان کشف زکریای رازی، اسم الکحل یا الکل وجود نداشت اما انسانها میدانستند که بعضی مواد مستکننده هستند و بعدا توانستند از آنها نوشیدنیهایی با اسم شراب تهیه کنند.
🔸تهیهی شراب قدمتی چندین هزار ساله دارد تا جایی که در آثار مربوط به تمدنهای روم و یونان و چینیها شواهدی دال بر وجود شراب در میان آنها وجود دارد.
ریشه واژه الکل از رنگ سیاهی است که زنان در شرق برای خودآرایی به چشمان خود می زدند. «ال-کحل» (al-kuhl) یا همان «سورمه» تدریجا در زبانهای غربی به صورت الکل (alcohol) درآمد.[2]
🔹 پاراسلوس (Paracelsus) (۱۴۹۳-۱۵۴۱ میلادی) شیمیدان سوئیسی نخستین کسی بود که در اروپا واژه الکل (Alcohol) را برای الکل شراب به کار برد. ابوبکر محمد بن زکریای رازی اولین شخصی بود که از الکل و فتیله دوطرفه در درمان مجروحان استفاده کرد. اگرچه شواهدی وجود دارد که دانشمندان مسلمان دیگری مانند «ابویوسف کندی» و «جابر بن حیان» قبل از زکریای رازی الکل را به روش تقطیر از شراب جداسازی کردهاند؛ اما چون رازی اولین بار این ماده را با نام الکحل نامگذاری کرد و به صورت مستقل آن را در پزشکی و همچنین ساخت بعضی ترکیبات شیمیایی مورد استفاده قرار داد، به او لقب کاشف الکل داده شده است.
🔹اسلام شراب و هر آنچه که باعث مستی میشود را حرام کرده است.
خداوند میفرماید:
▪️إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَْنْصَابُ وَالأَْزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَل الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة/۹۰)
«ای مؤمنان! میخوارگی و قماربازی و بتان و تیرها پلیدند و عمل شیطان میباشند، پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.»
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید:
▫️«كل شراب أسكر فهو حرام.»
هر نوشیدنی که مستکننده باشد، حرام است. [3]
پس طبق مطالبی که گفته شد در اسلام هر مادهای که باعث مست شدن انسان شود حرام است. حال فرض کنید در آینده مادهای جدید کشف شود که مستکننده و زایلکننده عقل باشد، ما طبق همین دلایل میگویم که این ماده جدید نیز حرام است. این موضوع درمورد الکل نیز صدق میکند.
البته همانطور که در ابتدا توضیح داده شد الکل همان جزء مسکر (مست کننده) در شراب است و اسلام شراب را حرام اعلام کرد و بعدها توسط زکریای رازی الکل از داخل شراب استخراج و به اصطلاح کشف شد. پس هیچ تضادی میان زمان کشف الکل با زمان حرام شدن آن وجود ندارد.
دلیل ایجاد این شبهه نیز این بود که بعد از مدتی واژه الکل فقط برای الکل خالص موجود در شراب بکار برده نشد و به نوشیدنیهایی که حاوی الکل هستند (مشروبات) نیز الکل گفته میشود و تنها خلط در اشتراک اسمی است.
✍نویسنده: دکتر م.ا
▪تهیه شده در: «رد شبهات ملحدین»
▪️۵ شهریور ۱۳۹۸ هجری شمسی
📚پینوشت:
[1]قرع و انبیق: ظرف تقطیر یا Retort، دستگاهی قدیمی مخصوص تقطیر که اختراع آن به دانشمند مسلمان جابر بن حیان منسوب است.
[2]هولمیارد، صفحه۱۱۲-۱۱۱
[3]بخاری (ح 242)، مسلم (ح 2001)
bit.ly/2ZwYBrE
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔻پاسخ کوتاه: الکل بخشی از شراب است و تنها درصدی از شراب را تشکیل میدهد. زکریا رازی توانست با استفاده از تقطیر، این ماده را از شراب جدا کند و اسم آن را «الکحل» یا الکل نامید و از آن در مصارف پزشکی و کیمیاگری استفاده کرد به همین دلیل به رازی کاشف الکل (و نه مخترع آن) میگویند.
اسلام، شراب (که از هزاران سال قبل موجود بود) را حرام کرد و بعدها زکریای رازی توانست مادهای که در این شراب وجود دارد و باعث مستی میشود را استخراج کند. طبق حدیث پیامبرﷺ شراب و هر چیزی که مستکننده باشد حرام است پس بالتبع الکل موجود در آن نیز باید حرام باشد. اگرچه در ابتدا الکل خالص از شراب جداسازی نشده بود و در آیات قرآن و احادیث نیز لفظ الکل نیامده است.
🔻پاسخ کامل:
چگونگی کشف (و نه اختراع) الکل توسط «ابوبکر محمد بن زکریای رازی» به این صورت بود که وی توانست با عمل تقطیر توسط قرع و انبیق[1] الکل خالص را از شراب جداسازی کند.
امروزه در علم شیمی به ترکیباتی که در فرمول شیمیایی آنها عامل هیدروکسیل (OH--) وجود دارد الکل میگویند و فرمول شیمیایی آنها تابع [CnH2n+1 OH] است. الکلی که در مورد آن سخن میگوییم منظور اتانول یا الکل میوه با فرمول شیمیایی C2H5+OH است که از تخمیر کربوهیدراتها و قند میوهها بدست میآید. این الکل در موادی که با اصطلاح شراب شناخته میشوند وجود دارد و باعث سرمستی میشود.
🔹تاریخچهی استفاده از مواد مستکننده به حدود دههزار سال قبل برمیگردد. محققی آلمانی به اسم «فرانک تادئوس» میگوید به احتمال زیاد برای اولین بار انسانها بوسیله انجیر گندیده الکل مست کننده را استفاده کردهاند.
در اینجا توجه کنید که تا زمان کشف زکریای رازی، اسم الکحل یا الکل وجود نداشت اما انسانها میدانستند که بعضی مواد مستکننده هستند و بعدا توانستند از آنها نوشیدنیهایی با اسم شراب تهیه کنند.
🔸تهیهی شراب قدمتی چندین هزار ساله دارد تا جایی که در آثار مربوط به تمدنهای روم و یونان و چینیها شواهدی دال بر وجود شراب در میان آنها وجود دارد.
ریشه واژه الکل از رنگ سیاهی است که زنان در شرق برای خودآرایی به چشمان خود می زدند. «ال-کحل» (al-kuhl) یا همان «سورمه» تدریجا در زبانهای غربی به صورت الکل (alcohol) درآمد.[2]
🔹 پاراسلوس (Paracelsus) (۱۴۹۳-۱۵۴۱ میلادی) شیمیدان سوئیسی نخستین کسی بود که در اروپا واژه الکل (Alcohol) را برای الکل شراب به کار برد. ابوبکر محمد بن زکریای رازی اولین شخصی بود که از الکل و فتیله دوطرفه در درمان مجروحان استفاده کرد. اگرچه شواهدی وجود دارد که دانشمندان مسلمان دیگری مانند «ابویوسف کندی» و «جابر بن حیان» قبل از زکریای رازی الکل را به روش تقطیر از شراب جداسازی کردهاند؛ اما چون رازی اولین بار این ماده را با نام الکحل نامگذاری کرد و به صورت مستقل آن را در پزشکی و همچنین ساخت بعضی ترکیبات شیمیایی مورد استفاده قرار داد، به او لقب کاشف الکل داده شده است.
🔹اسلام شراب و هر آنچه که باعث مستی میشود را حرام کرده است.
خداوند میفرماید:
▪️إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَْنْصَابُ وَالأَْزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَل الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (المائدة/۹۰)
«ای مؤمنان! میخوارگی و قماربازی و بتان و تیرها پلیدند و عمل شیطان میباشند، پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.»
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم میفرماید:
▫️«كل شراب أسكر فهو حرام.»
هر نوشیدنی که مستکننده باشد، حرام است. [3]
پس طبق مطالبی که گفته شد در اسلام هر مادهای که باعث مست شدن انسان شود حرام است. حال فرض کنید در آینده مادهای جدید کشف شود که مستکننده و زایلکننده عقل باشد، ما طبق همین دلایل میگویم که این ماده جدید نیز حرام است. این موضوع درمورد الکل نیز صدق میکند.
البته همانطور که در ابتدا توضیح داده شد الکل همان جزء مسکر (مست کننده) در شراب است و اسلام شراب را حرام اعلام کرد و بعدها توسط زکریای رازی الکل از داخل شراب استخراج و به اصطلاح کشف شد. پس هیچ تضادی میان زمان کشف الکل با زمان حرام شدن آن وجود ندارد.
دلیل ایجاد این شبهه نیز این بود که بعد از مدتی واژه الکل فقط برای الکل خالص موجود در شراب بکار برده نشد و به نوشیدنیهایی که حاوی الکل هستند (مشروبات) نیز الکل گفته میشود و تنها خلط در اشتراک اسمی است.
✍نویسنده: دکتر م.ا
▪تهیه شده در: «رد شبهات ملحدین»
▪️۵ شهریور ۱۳۹۸ هجری شمسی
📚پینوشت:
[1]قرع و انبیق: ظرف تقطیر یا Retort، دستگاهی قدیمی مخصوص تقطیر که اختراع آن به دانشمند مسلمان جابر بن حیان منسوب است.
[2]هولمیارد، صفحه۱۱۲-۱۱۱
[3]بخاری (ح 242)، مسلم (ح 2001)
bit.ly/2ZwYBrE
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔻آیا زکریای رازی، ملحد یا منکر نبوت بوده است؟
t.me/no_atheism/1557
🔻علت حقیقی نابینا شدن زکریا رازی چه بود؟
t.me/no_atheism/2731
🔻شبهه: اگر الکل ۹۰۰ سال قبل توسط ابوبکر زکریای رازی کشف شده پس چگونه اسلام ۱۴۰۰ سال قبل آن را حرام کرده است؟!
t.me/no_atheism/2284
t.me/no_atheism/1557
🔻علت حقیقی نابینا شدن زکریا رازی چه بود؟
t.me/no_atheism/2731
🔻شبهه: اگر الکل ۹۰۰ سال قبل توسط ابوبکر زکریای رازی کشف شده پس چگونه اسلام ۱۴۰۰ سال قبل آن را حرام کرده است؟!
t.me/no_atheism/2284