🔶شیرزنی گرفتار بیداد ملایان
در زیر کوتاهشدهی یادداشت یکی از خوانندگان را دربارهی محکومیت اخیر بانو نسرین ستوده میآوریم. چون ما در کانال (کوشاد تلگرام) از بیدادی که قوهی قضاییه در حق بانو ستوده و بسیار کسان دیگر روا میدارد یاد کرده بودیم او چنین نوشته :
«درود بر شرف و غیرت زنان و مردان پاکدلی که در این آشفتهروزگارِ سیاهکاریهای ملایان ، مفهوم والای "انسانیت" را به دیده گرفته ، بدور از هایهویهای روشنفکرنمایانه و فلسفهسراییهای بیهوده ، بدنبال راهچارهی بدبختیهای میهنمان هستند ، چه در ردهی کشوری و چه در ردهی شخصی همچون چارهجویی برای دیگر کردنِ سرنوشت دردآوری که ملایان برای خانم نسرین ستوده رقم زدهاند.
برای آزادی این زن دلیر در زیر آنچه را بجا و درست میدانم مینویسم :
نباید دست از فریاد دادخواهی و آگاهیرسانی برداشت ، تا هنگامی که ، بیاری آفرندهی یکتا ، کوششها به انجام رسد :
هراس ملایان از سازمانها و انجمنهای بینالمللی ـ بویژه آن سازمانها که پرآوازهاند و مورد پذیرش جهانیان هستند ـ بسیار بیشتر است تا از مردم خودمان (راستش ، مردم خودمان را هیچگاه به "هیچ" نگرفتهاند. پاسخِ آن تیرهدرون نافهم در هواپیما یادتان هست؟ همان یک واژهی «هیچ» ، بهترین تعریفِ "احساسات ملایان" نسبت به ایرانیان است).
به سخن بازمیگردم :
بیایید ، به آن سازمانها ـ بویژه به عفوبینالملل ـ پیدرپی نامه (یا ایمیل) بفرستیم. دور میدانم که "تومارِ امضا" فراهم کردن ، همان هنایشِ ایمیل فرستادن را داشته باشد چرا که "تومارسازی" بیشوکم "عادی" شده و تازگیاش را تا اندازهی زیادی از دست داده.
اما ، یک دلیل ارجدارتر (مهمتر) نیز هست که چرا "تومار" بهترین راه نیست :
چنین بیندیشید که یک توماری با فرضاً ۱۰۰هزار امضا فراهم شده و به دست عفوبینالملل رسیده. در هرحال ، این تومار ، یک تومار است و بس.
اکنون ، به آن بیندیشید که روزی ۱۰۰ ایمیل (نه حتی بیشتر) ، حتی از خودِ همان فرستندگانِ همیشگی ، اما روزانه و مسلسلوار ، به عفوبینالملل برسد و در این ایمیلها بر بیگناهی نسرین ستوده و دربایست بودن آزادی هرچهزودتر او پافشاری شود. پایانی هم در کار نباشد ... تا آزاد شدنِ خانم ستوده ، به امید خدا. ایمیل پشتِ ایمیل. پیام پشت پیام. اعتراض پشت اعتراض.
بیگمانست که این راه دوم کارآتر ، بُرّندهتر و هنایاتر خواهد بود.
از سویی ، من سالها پیش ـ در آن هنگام که در جریان جنگ ایران ـ عراق ، عراق بر شهرهای کردنشین بمب شیمیایی انداخته بودـ در کانادا همکاریهایی با اندامان عفوبینالملل (اعضای رسمی عفوبینالمل) در راه نمایاندن این جنایت پلید داشته ، آگاهیهایی از چگونگی کارکرد این سازمان میدارم.
کمابیش بیگمان هستم که این راه دوم ـ تماسهای تکبهتک ، اما بیشمارـ بسیار بسیار کارآ است. در آن روزگار ، البته ، هنوز "ایمیل" به دنیا نیامده بود. اما ، نامهها و تلفنها و تلکسها و ... همان کار ایمیلِ امروز را میکردند.
هر کس از خانهی خود بیآغازد. من به همسر و به فرزندانم خواهم سپرد.
اگر نیاز بود (که دور میدانم نیاز باشد) ، بالای سرشان میایستم تا ایمیل به عفوبینالملل را نوشته ، بفرستند تا خیالم آسوده شود! خود نیز البته خواهم فرستاد.
متن ایمیل چندان ارجدار نیست تا خود ایمیل. و اتفاقاً ، اگر متن ، یکسان نباشد بهتر است زیرا بدگمانی به ربات نویسنده را نیز نخواهد داشت.
تنها ، نام "خانم ستوده" ، نام "ایران" ، و واژهی "آزادی" (freedom) یا "آزادکنید" (Free با اف بزرگ) حتماً در متن باشد.
یکی دو گزارهی ساده همچون اینها بسندهاند :
Free Nasrin Sotoudeh in Iran!
She is innocent!
اگر یک دو جمله نیز از سوی خود بیفزایید که بهتر.
نسرین ستوده را هرگز تنها نخواهیم گزاشت».
🔸کانال : از یار ارجمندمان سپاسگزاریم و در زیر نشانی عفو بینالملل را میآوریم. از هر راهی به آزادی این بانو که جز دفاع از حق و ایستادگی در برابر ستم گناهی نداشته میکوشیم. امیدمندیم خوانندگان کانال گذشته از ای میلی که خود نویسند ، آشنایانشان را نیز به نوشتن وادارند تا هرچه پرشمارتر و شورانگیزتر این کار را پیش بریم.
نشانی عفو بینالملل : Amnesty.org
London office
Telephone: +44 20 74135500
Address: 1 Easton Street, London, WC1X 0DW, UK
🔸نشانی ای میل عفو بینالملل :
Email: contactus@amnesty.org
در زیر کوتاهشدهی یادداشت یکی از خوانندگان را دربارهی محکومیت اخیر بانو نسرین ستوده میآوریم. چون ما در کانال (کوشاد تلگرام) از بیدادی که قوهی قضاییه در حق بانو ستوده و بسیار کسان دیگر روا میدارد یاد کرده بودیم او چنین نوشته :
«درود بر شرف و غیرت زنان و مردان پاکدلی که در این آشفتهروزگارِ سیاهکاریهای ملایان ، مفهوم والای "انسانیت" را به دیده گرفته ، بدور از هایهویهای روشنفکرنمایانه و فلسفهسراییهای بیهوده ، بدنبال راهچارهی بدبختیهای میهنمان هستند ، چه در ردهی کشوری و چه در ردهی شخصی همچون چارهجویی برای دیگر کردنِ سرنوشت دردآوری که ملایان برای خانم نسرین ستوده رقم زدهاند.
برای آزادی این زن دلیر در زیر آنچه را بجا و درست میدانم مینویسم :
نباید دست از فریاد دادخواهی و آگاهیرسانی برداشت ، تا هنگامی که ، بیاری آفرندهی یکتا ، کوششها به انجام رسد :
هراس ملایان از سازمانها و انجمنهای بینالمللی ـ بویژه آن سازمانها که پرآوازهاند و مورد پذیرش جهانیان هستند ـ بسیار بیشتر است تا از مردم خودمان (راستش ، مردم خودمان را هیچگاه به "هیچ" نگرفتهاند. پاسخِ آن تیرهدرون نافهم در هواپیما یادتان هست؟ همان یک واژهی «هیچ» ، بهترین تعریفِ "احساسات ملایان" نسبت به ایرانیان است).
به سخن بازمیگردم :
بیایید ، به آن سازمانها ـ بویژه به عفوبینالملل ـ پیدرپی نامه (یا ایمیل) بفرستیم. دور میدانم که "تومارِ امضا" فراهم کردن ، همان هنایشِ ایمیل فرستادن را داشته باشد چرا که "تومارسازی" بیشوکم "عادی" شده و تازگیاش را تا اندازهی زیادی از دست داده.
اما ، یک دلیل ارجدارتر (مهمتر) نیز هست که چرا "تومار" بهترین راه نیست :
چنین بیندیشید که یک توماری با فرضاً ۱۰۰هزار امضا فراهم شده و به دست عفوبینالملل رسیده. در هرحال ، این تومار ، یک تومار است و بس.
اکنون ، به آن بیندیشید که روزی ۱۰۰ ایمیل (نه حتی بیشتر) ، حتی از خودِ همان فرستندگانِ همیشگی ، اما روزانه و مسلسلوار ، به عفوبینالملل برسد و در این ایمیلها بر بیگناهی نسرین ستوده و دربایست بودن آزادی هرچهزودتر او پافشاری شود. پایانی هم در کار نباشد ... تا آزاد شدنِ خانم ستوده ، به امید خدا. ایمیل پشتِ ایمیل. پیام پشت پیام. اعتراض پشت اعتراض.
بیگمانست که این راه دوم کارآتر ، بُرّندهتر و هنایاتر خواهد بود.
از سویی ، من سالها پیش ـ در آن هنگام که در جریان جنگ ایران ـ عراق ، عراق بر شهرهای کردنشین بمب شیمیایی انداخته بودـ در کانادا همکاریهایی با اندامان عفوبینالملل (اعضای رسمی عفوبینالمل) در راه نمایاندن این جنایت پلید داشته ، آگاهیهایی از چگونگی کارکرد این سازمان میدارم.
کمابیش بیگمان هستم که این راه دوم ـ تماسهای تکبهتک ، اما بیشمارـ بسیار بسیار کارآ است. در آن روزگار ، البته ، هنوز "ایمیل" به دنیا نیامده بود. اما ، نامهها و تلفنها و تلکسها و ... همان کار ایمیلِ امروز را میکردند.
هر کس از خانهی خود بیآغازد. من به همسر و به فرزندانم خواهم سپرد.
اگر نیاز بود (که دور میدانم نیاز باشد) ، بالای سرشان میایستم تا ایمیل به عفوبینالملل را نوشته ، بفرستند تا خیالم آسوده شود! خود نیز البته خواهم فرستاد.
متن ایمیل چندان ارجدار نیست تا خود ایمیل. و اتفاقاً ، اگر متن ، یکسان نباشد بهتر است زیرا بدگمانی به ربات نویسنده را نیز نخواهد داشت.
تنها ، نام "خانم ستوده" ، نام "ایران" ، و واژهی "آزادی" (freedom) یا "آزادکنید" (Free با اف بزرگ) حتماً در متن باشد.
یکی دو گزارهی ساده همچون اینها بسندهاند :
Free Nasrin Sotoudeh in Iran!
She is innocent!
اگر یک دو جمله نیز از سوی خود بیفزایید که بهتر.
نسرین ستوده را هرگز تنها نخواهیم گزاشت».
🔸کانال : از یار ارجمندمان سپاسگزاریم و در زیر نشانی عفو بینالملل را میآوریم. از هر راهی به آزادی این بانو که جز دفاع از حق و ایستادگی در برابر ستم گناهی نداشته میکوشیم. امیدمندیم خوانندگان کانال گذشته از ای میلی که خود نویسند ، آشنایانشان را نیز به نوشتن وادارند تا هرچه پرشمارتر و شورانگیزتر این کار را پیش بریم.
نشانی عفو بینالملل : Amnesty.org
London office
Telephone: +44 20 74135500
Address: 1 Easton Street, London, WC1X 0DW, UK
🔸نشانی ای میل عفو بینالملل :
Email: contactus@amnesty.org
dar pirãmune romãn 1-2.pdf
169 KB
🔶 در پیرامون رمان
(هر دو بخش در یکجا)
🔷 (گفتاری از پرچم نیمهماهه)
(هر دو بخش در یکجا)
🔷 (گفتاری از پرچم نیمهماهه)
Forwarded from کتابخانه پاکدینی (کتابهای احمد کسروی و یاران او)
بدالشریعه شعر سروده.pdf
576.4 KB
🔶 «بدرالشّریعه» شعر سروده
🔍 جستار : آیا در اسلام روگیری زنان بوده؟ ، ارتباط روگیری زنان و دیگر عوامل با فساد.
📊 شمار ساتها : ۱۵
کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
🔍 جستار : آیا در اسلام روگیری زنان بوده؟ ، ارتباط روگیری زنان و دیگر عوامل با فساد.
📊 شمار ساتها : ۱۵
کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
Forwarded from کتابخانه پاکدینی (کتابهای احمد کسروی و یاران او)
عطسه بصبر چه ربط دارد.pdf
520 KB
🔶 عطسه بصبر چه ربط دارد؟
🔍 جستار : داستانی از شهریور ۱۳۲۰ و پندارهای بیپایی همچون «صبر» ، استخاره ، آمد و نیامد
📊 شمار ساتها : ۱۳
کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
🔍 جستار : داستانی از شهریور ۱۳۲۰ و پندارهای بیپایی همچون «صبر» ، استخاره ، آمد و نیامد
📊 شمار ساتها : ۱۳
کتابخانهی پاکدینی
🔸 این کتاب از سوی «باهَماد پاکدینان» و بدست «کوشاد تلگرام» پراکنده میگردد.
🔶 ده توصیه در مورد سیل شمال کشور
کانال : دکتر کاوهی مدنی زادهی۱۳۶۰در تهران دانشمند ، پژوهنده و کوشندهی محیط زیست ، جانشین رئیس مجمع محیط زیست سازمان ملل متحد و استاد مرکز سیاست محیط زیست کالج سلطنتی لندن است. او از شهریور 96 چند ماهی معاون سازمان حفاظت از محیط زیست کشور بود.
بجا دیدیم دربارهی علتهای سیل اخیر گرگان و مازندران سخنانی از یک اهل فن بشنویم و اینست یادداشت او را از کانال اینستاگرامیاش در زیر میآوریم :
١- از تعجیل در تحلیل یک پدیده پیچیده خودداری کنیم. تحلیل سیل گلستان ـ مازندران به مطالعهی دقیق علمی نیاز دارد.
٢- به جای دعوا برای پیدا کردن مقصر ، در حال حاضر بر نجات آسیبدیدگان متمرکز شویم.
٣- مشاهدات میدانی و علمی خود را برای بررسیهای آتی و پنداندوزی ثبت کنیم.
۴- با توجه به خطر سیل در سایر نقاط کشور با استفاده از ظرفیت رسانههای مجازی و اطلاع رسانی و هشداردهی ، دیگر هموطنانمان را از خطر آگاه کنیم. فراموش نکنیم که در ایام نوروز ، بسیاری از مردم از اخبار مطلع نمیشوند.
٥- اطلاعات آماری سیل رخ داده کماکان ضد و نقیض است و حتی وزارت نیرو هم آمارهای متفاوتی ارائه داده است. حجم آب زیاد بوده است اما خسارت بالا در این شرایط معمولاً ریشه در فقدان سیاستهای پیشگیری از خسارت و مدیریت بحران دارد.
۶- پدیدههای پیچیده عوامل متعدد دارند. بنابراین نباید از نقش نوسانات اقلیمی ، وقایع حدی[؟] ناشی از تغییر اقلیم ، تغییر کاربری اراضی ، تخریب جنگلها ، قطع درختان ، تجاوز به حریم رودخانه ، لایروبی نکردن آبراههها ، مدیریت بد مخزن ، لحاظ نکردن پیش بینیها ، توسعهی غلط در پایین دست سد ، طراحی نامناسب خط آهن ، ضعف اطلاع رسانی و امداد و سایر موارد غافل شد.
٧- از مصادره به مطلوب سیل گلستان مازنداران پرهیز کنیم. اینکه گفته شود سدها از اتفاق بدتر جلوگیری کردهاند یک مغلطهی فرصت طلبانه است. اگر سدی وجود نداشت ، نقشهی توسعه منطقه و نحوهی پراکنش جمعیت متفاوت بود. به علاوه ، مدیریت بد مخازن ، خود میتواند یکی از عوامل اصلی اتفاق باشد.
٨- جوگیر نباشیم. سیل و خشکسالی رخدادهای طبیعی هستند که همواره وجود خواهند داشت. بنابراین با اتکا به داستان سیل به دنبال سدسازیهای بیشتر نرویم و یادمان نرود سال قبل چگونه از کمآبی می نالیدیم. وقوع سیل و ترسالی معضل ورشکستگی آبی را حل نمیکند. کماکان به کاهش جدی مصرف نیاز داریم.
٩- حافظهی کوتاه مدت نداشته باشیم و فاجعهی رخ داده را با یک اتفاق بد دیگر در کشور از یاد نبریم. باید از اشتباهات رخ داده درس گرفت و خواهان توبیخ کارشناسان و مدیران بد بود تا اینگونه اتفاقات تکرار و عادی نشوند.
۱۰- آب احتمالاً به زودی در شمال فروکش میکند و عملیات امداد پایان مییابد اما شرایط زندگی مردم منطقه برای مدت مدیدی به حالت قبلی بازنخواهد گشت. بنابراین لازم است که ضریب حساسیت جامعه و فضای مجازی را نسبت به وضعیت آسیب دیدگان پس از پایان وضعیت بحرانی هم بالا نگه داریم.
https://www.instagram.com/p/BvbDfQngZZ-/
کانال : دکتر کاوهی مدنی زادهی۱۳۶۰در تهران دانشمند ، پژوهنده و کوشندهی محیط زیست ، جانشین رئیس مجمع محیط زیست سازمان ملل متحد و استاد مرکز سیاست محیط زیست کالج سلطنتی لندن است. او از شهریور 96 چند ماهی معاون سازمان حفاظت از محیط زیست کشور بود.
بجا دیدیم دربارهی علتهای سیل اخیر گرگان و مازندران سخنانی از یک اهل فن بشنویم و اینست یادداشت او را از کانال اینستاگرامیاش در زیر میآوریم :
١- از تعجیل در تحلیل یک پدیده پیچیده خودداری کنیم. تحلیل سیل گلستان ـ مازندران به مطالعهی دقیق علمی نیاز دارد.
٢- به جای دعوا برای پیدا کردن مقصر ، در حال حاضر بر نجات آسیبدیدگان متمرکز شویم.
٣- مشاهدات میدانی و علمی خود را برای بررسیهای آتی و پنداندوزی ثبت کنیم.
۴- با توجه به خطر سیل در سایر نقاط کشور با استفاده از ظرفیت رسانههای مجازی و اطلاع رسانی و هشداردهی ، دیگر هموطنانمان را از خطر آگاه کنیم. فراموش نکنیم که در ایام نوروز ، بسیاری از مردم از اخبار مطلع نمیشوند.
٥- اطلاعات آماری سیل رخ داده کماکان ضد و نقیض است و حتی وزارت نیرو هم آمارهای متفاوتی ارائه داده است. حجم آب زیاد بوده است اما خسارت بالا در این شرایط معمولاً ریشه در فقدان سیاستهای پیشگیری از خسارت و مدیریت بحران دارد.
۶- پدیدههای پیچیده عوامل متعدد دارند. بنابراین نباید از نقش نوسانات اقلیمی ، وقایع حدی[؟] ناشی از تغییر اقلیم ، تغییر کاربری اراضی ، تخریب جنگلها ، قطع درختان ، تجاوز به حریم رودخانه ، لایروبی نکردن آبراههها ، مدیریت بد مخزن ، لحاظ نکردن پیش بینیها ، توسعهی غلط در پایین دست سد ، طراحی نامناسب خط آهن ، ضعف اطلاع رسانی و امداد و سایر موارد غافل شد.
٧- از مصادره به مطلوب سیل گلستان مازنداران پرهیز کنیم. اینکه گفته شود سدها از اتفاق بدتر جلوگیری کردهاند یک مغلطهی فرصت طلبانه است. اگر سدی وجود نداشت ، نقشهی توسعه منطقه و نحوهی پراکنش جمعیت متفاوت بود. به علاوه ، مدیریت بد مخازن ، خود میتواند یکی از عوامل اصلی اتفاق باشد.
٨- جوگیر نباشیم. سیل و خشکسالی رخدادهای طبیعی هستند که همواره وجود خواهند داشت. بنابراین با اتکا به داستان سیل به دنبال سدسازیهای بیشتر نرویم و یادمان نرود سال قبل چگونه از کمآبی می نالیدیم. وقوع سیل و ترسالی معضل ورشکستگی آبی را حل نمیکند. کماکان به کاهش جدی مصرف نیاز داریم.
٩- حافظهی کوتاه مدت نداشته باشیم و فاجعهی رخ داده را با یک اتفاق بد دیگر در کشور از یاد نبریم. باید از اشتباهات رخ داده درس گرفت و خواهان توبیخ کارشناسان و مدیران بد بود تا اینگونه اتفاقات تکرار و عادی نشوند.
۱۰- آب احتمالاً به زودی در شمال فروکش میکند و عملیات امداد پایان مییابد اما شرایط زندگی مردم منطقه برای مدت مدیدی به حالت قبلی بازنخواهد گشت. بنابراین لازم است که ضریب حساسیت جامعه و فضای مجازی را نسبت به وضعیت آسیب دیدگان پس از پایان وضعیت بحرانی هم بالا نگه داریم.
https://www.instagram.com/p/BvbDfQngZZ-/
Instagram
Kaveh Madani كاوه مدنى
ده توصیه در مورد سیل شمال کشور ١- از تعجیل در تحلیل یک پدیده پیچیده خودداری کنیم. تحلیل #سیل_گلستان_مازندران به مطالعه دقیق علمی نیاز دارد. ٢- به جای دعوا برای پیدا کردن مقصر، در حال حاضر بر نجات آسیب دیدگان متمرکز شویم. ٣- مشاهدات میدانی و علمی خود را…
🔶 گلچینی از کتاب پلوتارخ بخش یکم
4) آلكبياديس ـ تکهی 8
🔸 در اين هنگام همگى زور آتنيان در ساموس گرد آمده بودند و كشتيهاى ايشان در آنجا ايستاده تا مىتوانستند جلوگيرى از شورش شهرهاى زيردست مىنمودند و بيش از همه بر آن مىكوشيدند كه برابرى خود را با اسپارت در دريا نگهدارند. تنها ترسی که داشتند از تیسافریس و دسته كشتيهاى فنيگیانى بود كه گفته مىشد بسفر برخاستهاند. اگر اين كشتيها بآنجا مىرسيد ديگر نشانى از جمهورى آتن بازنمىماند. الكبياديس از چگونگى آگاهى يافته كسى نزد بزرگان آتن كه در جزيرهی ساموس بودند فرستاد و بآنان وعده داد كه تيسافرنيس را بدوستى آتن برانگيزد و چنين گفت كه من اين نيكى را نه از بهر توده مىكنم بلكه از بهر آن دسته آتنيانى مىكنم كه اميدوارم دليرانه و دورانديشانه بکار برخاسته رشتهی حكومت را بدست آورند و جلو ناسزاييهاى توده را گرفته آتن را از ويرانى بازدارند. همهی آتنيان اين سخنان او را برضايت گوش دادند مگر فرونيخوس1 از مردم شهر ديراديس كه يكى از سرداران بود و دربارهی آن سخن ترديد پيدا كرده چنين گفت : به الكبياديس چه تفاوتى دارد كه رشتهی حكمرانى در دست توده بوده يا باختيار دستهاى از برگزيدگان شهر بيفتد. بلكه مقصود او از اين دخالت و پيغام راه براى خود باز كردن است كه بار ديگر بشهر برگردد و غرض او از نكوهش توده جز آن نيست كه كسانى را بهوادارى و دوستى خود وادارد. ولى چون اين سخنان فرونيخوس پذيرفته نشد او بيم آن كرد كه بدشمنى الكبياديس معروف شود و براى چارهجويى در نهانى خبر به استويوخوس2 فرمانده كشتيهاى دشمن داد كه الكبياديس رفتار دو رويه پيش گرفته و درخواست نمود كه او را دستگير گرداند بىآنكه بداند كه آن دو تن با يكديگر ارتباطهايى دارند. زيرا استويوخوس كه هميشه رضايت تيسافرنيس را مىجست و پايگاه الكبياديس را در نزد او مىشناخت ناگزير پاس او را مىداشت و از اين جهت همهی پيام فرونيخوس باو بازگفت. الكبياديس فرستادگانى به ساموس فرستاده خيانت فرونيخوس را بازنمود و چگونگى را بآنان خبر داد. بدينسان همهی سركردگان بدشمنى فرونيخوس برخاستند و او كار را سخت ديده ناگزير گرديد كه چارهی بد را با بدتر كند و براى رهايى از آن حال بيمناك بيك كار بيمناكتر و بدترى برخيزد و آن اين بود كه دوباره كس نزد استويوخوس فرستاده دربارهی بيرون دادن راز برو نكوهش نمود ، سپس وعده باو داد كه چون جنگ درگيرد آتنيان و كشتيهاى آنان را بدست ايرانيان بسپارد. ولى از اين پيشنهاد او هيچگونه آسيبى به آتنيان نرسيد. زيرا استويوخوس بار ديگر همگى سخن و پيام او را با الكبياديس در ميان گزاشت. چيزى كه هست اين بار فرونيخوس پيشدستى كرده چون مىدانست كه الكبياديس دوباره خبر را به آتنيان خواهند نوشت خود او پيش افتاده به آتنيان چنين خبرى داد كه دشمن آمادهی جنگ گرديده مىخواهد حملهی ناگهانى بياورد. بدينسان آنان را واداشت كه بكشتيها درآمده آمادهی پيكار ايستادند. در اين هنگام بود كه نامههايى از الكبياديس رسيد كه راز فرونيخوس را بيرون داده بآنان يادآورى كرده بود كه بهنگام جنگ از وى ايمنى نداشته رشتهی احتياط را از دست نهلند. آتنيان اين بار بسخن او نگرويده چنين پنداشتند كه الكبياديس بفريب آنان مىكوشد چه با آنكه از آهنگ و آمادگى دشمن از پيش خبر داشت تنها بدخواهى فرونيخوس را بايشان آگاهى مىفرستد. ليكن سپس چون هرمون3 نامى از پاسبانان شهر آتن در چهار سوى بازار خنجر به فرونيخوس زده او را بكشت ، آتنيان در ميان رسيدگى بآن پيشامد خيانتكارى فرونيخوس را دانستند و براى هرمون و همدستان او تاجها بنام سرفرازى بخشيدند. بهرحال هواخواهان الكبياديس همهی كسانى را كه در ساموس بودند با خود همداستان گردانيده پيساندر4 را به آتن فرستادند كه به تغيير حكمرانى بكوشد و هواداران اريستوگراسى را تشويق كرده براى برانداختن آيين دموكراسى بکار وادارد بدين عنوان كه اگر چنان كارى بشود الكبياديس كوشيده تيسافرنيس را بدوستى و پشتيبانى آتنيان خواهد برانگيخت.5
1ـ Phrunichus از مردم شهر Dirades
2ـ Astyochus
3ـ Hermon
4ـ Pisander
5ـ آتن از نخست هوادار حکمرانی دموکراسی بود و یکی از جهتهای دشمنی با اسپارت همین را داشت. اینزمان کسانی میکوشیدند در آتن نیز حکمرانی دموکراسی را برانداخته اختیار را بدست بزرگان و پيشوايان بدهند.
4) آلكبياديس ـ تکهی 8
🔸 در اين هنگام همگى زور آتنيان در ساموس گرد آمده بودند و كشتيهاى ايشان در آنجا ايستاده تا مىتوانستند جلوگيرى از شورش شهرهاى زيردست مىنمودند و بيش از همه بر آن مىكوشيدند كه برابرى خود را با اسپارت در دريا نگهدارند. تنها ترسی که داشتند از تیسافریس و دسته كشتيهاى فنيگیانى بود كه گفته مىشد بسفر برخاستهاند. اگر اين كشتيها بآنجا مىرسيد ديگر نشانى از جمهورى آتن بازنمىماند. الكبياديس از چگونگى آگاهى يافته كسى نزد بزرگان آتن كه در جزيرهی ساموس بودند فرستاد و بآنان وعده داد كه تيسافرنيس را بدوستى آتن برانگيزد و چنين گفت كه من اين نيكى را نه از بهر توده مىكنم بلكه از بهر آن دسته آتنيانى مىكنم كه اميدوارم دليرانه و دورانديشانه بکار برخاسته رشتهی حكومت را بدست آورند و جلو ناسزاييهاى توده را گرفته آتن را از ويرانى بازدارند. همهی آتنيان اين سخنان او را برضايت گوش دادند مگر فرونيخوس1 از مردم شهر ديراديس كه يكى از سرداران بود و دربارهی آن سخن ترديد پيدا كرده چنين گفت : به الكبياديس چه تفاوتى دارد كه رشتهی حكمرانى در دست توده بوده يا باختيار دستهاى از برگزيدگان شهر بيفتد. بلكه مقصود او از اين دخالت و پيغام راه براى خود باز كردن است كه بار ديگر بشهر برگردد و غرض او از نكوهش توده جز آن نيست كه كسانى را بهوادارى و دوستى خود وادارد. ولى چون اين سخنان فرونيخوس پذيرفته نشد او بيم آن كرد كه بدشمنى الكبياديس معروف شود و براى چارهجويى در نهانى خبر به استويوخوس2 فرمانده كشتيهاى دشمن داد كه الكبياديس رفتار دو رويه پيش گرفته و درخواست نمود كه او را دستگير گرداند بىآنكه بداند كه آن دو تن با يكديگر ارتباطهايى دارند. زيرا استويوخوس كه هميشه رضايت تيسافرنيس را مىجست و پايگاه الكبياديس را در نزد او مىشناخت ناگزير پاس او را مىداشت و از اين جهت همهی پيام فرونيخوس باو بازگفت. الكبياديس فرستادگانى به ساموس فرستاده خيانت فرونيخوس را بازنمود و چگونگى را بآنان خبر داد. بدينسان همهی سركردگان بدشمنى فرونيخوس برخاستند و او كار را سخت ديده ناگزير گرديد كه چارهی بد را با بدتر كند و براى رهايى از آن حال بيمناك بيك كار بيمناكتر و بدترى برخيزد و آن اين بود كه دوباره كس نزد استويوخوس فرستاده دربارهی بيرون دادن راز برو نكوهش نمود ، سپس وعده باو داد كه چون جنگ درگيرد آتنيان و كشتيهاى آنان را بدست ايرانيان بسپارد. ولى از اين پيشنهاد او هيچگونه آسيبى به آتنيان نرسيد. زيرا استويوخوس بار ديگر همگى سخن و پيام او را با الكبياديس در ميان گزاشت. چيزى كه هست اين بار فرونيخوس پيشدستى كرده چون مىدانست كه الكبياديس دوباره خبر را به آتنيان خواهند نوشت خود او پيش افتاده به آتنيان چنين خبرى داد كه دشمن آمادهی جنگ گرديده مىخواهد حملهی ناگهانى بياورد. بدينسان آنان را واداشت كه بكشتيها درآمده آمادهی پيكار ايستادند. در اين هنگام بود كه نامههايى از الكبياديس رسيد كه راز فرونيخوس را بيرون داده بآنان يادآورى كرده بود كه بهنگام جنگ از وى ايمنى نداشته رشتهی احتياط را از دست نهلند. آتنيان اين بار بسخن او نگرويده چنين پنداشتند كه الكبياديس بفريب آنان مىكوشد چه با آنكه از آهنگ و آمادگى دشمن از پيش خبر داشت تنها بدخواهى فرونيخوس را بايشان آگاهى مىفرستد. ليكن سپس چون هرمون3 نامى از پاسبانان شهر آتن در چهار سوى بازار خنجر به فرونيخوس زده او را بكشت ، آتنيان در ميان رسيدگى بآن پيشامد خيانتكارى فرونيخوس را دانستند و براى هرمون و همدستان او تاجها بنام سرفرازى بخشيدند. بهرحال هواخواهان الكبياديس همهی كسانى را كه در ساموس بودند با خود همداستان گردانيده پيساندر4 را به آتن فرستادند كه به تغيير حكمرانى بكوشد و هواداران اريستوگراسى را تشويق كرده براى برانداختن آيين دموكراسى بکار وادارد بدين عنوان كه اگر چنان كارى بشود الكبياديس كوشيده تيسافرنيس را بدوستى و پشتيبانى آتنيان خواهد برانگيخت.5
1ـ Phrunichus از مردم شهر Dirades
2ـ Astyochus
3ـ Hermon
4ـ Pisander
5ـ آتن از نخست هوادار حکمرانی دموکراسی بود و یکی از جهتهای دشمنی با اسپارت همین را داشت. اینزمان کسانی میکوشیدند در آتن نیز حکمرانی دموکراسی را برانداخته اختیار را بدست بزرگان و پيشوايان بدهند.
puldãrãno ãzmandãn 1-5.pdf
218.3 KB
🔶 پولداران و آزمندان
(همهی بخشها در یکجا)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم نیمهماهه)
(همهی بخشها در یکجا)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم نیمهماهه)