📖 دفتر «در پیرامون شعر و صوفیگری»
🖌 احمد کسروی
🔸 پیام ... (چهار از هفت)
شعر در ایران از دربارهای استبدادی برخاسته و در میخانهها پرورش یافته و اینست که بیشتر ابزار دست یاوهبافان و بیهودهگویان بوده. کنون در این زمان ما هم بیشتر شعرا جز بیهودهگویی نمیکنند و از این راه ریشهی هوش و خرد خود و دیگران را میکنند.
درخت را از میوهاش باید شناخت. اگر آنهمه شعرای ایران «گلزار خاطرشان آب از سرچشمهی فیض میخورده» پس چگونه اینهمه عیبها و بدیها درمیان توده پیداست؟!
مردمی که هزاران نبی و ولی از میان آنان برخاسته چرا باید حالش آن باشد که هست؟!
وانگاه شعرای ایران بمردم چه یاد دادهاند؟.. مگر دیوانهای آنان در دسترس ما نیست که میبینیم همه سخن از ستایش پادشاهان ترک و مغول و از عشقبازی با یاران پنداری و گفتگو از ساده و باده و طعن بر خدا و پیغمبران و غلو دربارهی آنان ، هجو و دشنام بیکدیگر و مانند اینهاست؟ آیا اینان تند باران حقیقت بر ساحت دلشان میباریده؟!
اگر بگویی : مولوی مثنوی را سروده. میگویم : سودش چیست؟! آیا آن پندارهای بیسر و ته صوفیان که خود گوینده نیز سر درنمیآورده چه سودی جز زیان میتواند داد؟!
یا اگر بگویی : شعرا در غزلهای خود هم اندرزهای بسیاری را برشتهی نظم کشیدهاند. میگویم : اندرزی که با دهن میآلوده بسرایند جز گردنکشی نتیجه بیرون نمیدهد. مگر اندرزشنو نمیبیند که خود شاعر در یک بیت پیش از آن چه گفته و چه کرده و با اینحال چه اثری بر اندرز او بار میکند؟!
شما اگر بانجمنی درآمده نخست دستگاه بادهخواری درچینید سپس چند دهان آوازه بخوانید و «یار! یار!» بگویید و پس از آن چند دست نرد و شطرنج بازی کنید و پس از همه منبری بگزارند و شما بالا رفته بمردم موعظه کنید ـ آیا این موعظهی شما چه اثری خواهد داشت جز آنکه مردم را بدتر از بد گرداند؟!
حاج تاج واعظ خراسانی معروف همین حال را داشت و اینبود که موعظههای او جز بدرد مسخرهبازی اعیان تیرهدرون استبداد نمیخورد. کنون این اندرزهای شعرا را نیز «موعظهی حاج تاجی» باید نامید.
هر گروهی همین که جلوی بدیهای آنان گرفته نشد روز بروز بر بدی میافزایند و از نیکی میکاهند و سرانجام نیکان نیز بدنام میگردند.
در ایران سادات حرمت بیاندازه داشتند و از پارساترین و پاکدامنترین مردمان بشمار میرفتند ولی در سایهی آنکه کسی جلوگیری از بدان ایشان نمیکرد آخر کار بآنجا رسید که دستههایی از آنان بقلدری برخاسته سر راه بر حاجیان میگرفتند و زشتیهای بسیار از آنان سر میزد و نتیجه آن شد که نیک و بد همگی حرمت خود را از دست دادند. همچنین دستههای دیگر.
شعرا نیز چون کسی بد آنان را نگفته و زبان بخردهگیری نگشاده اینست تودهی انبوه ایشان با هر بنیادی بستیز برخاسته و به هر آیینی پشت پا زدهاند.
🌸
🖌 احمد کسروی
🔸 پیام ... (چهار از هفت)
شعر در ایران از دربارهای استبدادی برخاسته و در میخانهها پرورش یافته و اینست که بیشتر ابزار دست یاوهبافان و بیهودهگویان بوده. کنون در این زمان ما هم بیشتر شعرا جز بیهودهگویی نمیکنند و از این راه ریشهی هوش و خرد خود و دیگران را میکنند.
درخت را از میوهاش باید شناخت. اگر آنهمه شعرای ایران «گلزار خاطرشان آب از سرچشمهی فیض میخورده» پس چگونه اینهمه عیبها و بدیها درمیان توده پیداست؟!
مردمی که هزاران نبی و ولی از میان آنان برخاسته چرا باید حالش آن باشد که هست؟!
وانگاه شعرای ایران بمردم چه یاد دادهاند؟.. مگر دیوانهای آنان در دسترس ما نیست که میبینیم همه سخن از ستایش پادشاهان ترک و مغول و از عشقبازی با یاران پنداری و گفتگو از ساده و باده و طعن بر خدا و پیغمبران و غلو دربارهی آنان ، هجو و دشنام بیکدیگر و مانند اینهاست؟ آیا اینان تند باران حقیقت بر ساحت دلشان میباریده؟!
اگر بگویی : مولوی مثنوی را سروده. میگویم : سودش چیست؟! آیا آن پندارهای بیسر و ته صوفیان که خود گوینده نیز سر درنمیآورده چه سودی جز زیان میتواند داد؟!
یا اگر بگویی : شعرا در غزلهای خود هم اندرزهای بسیاری را برشتهی نظم کشیدهاند. میگویم : اندرزی که با دهن میآلوده بسرایند جز گردنکشی نتیجه بیرون نمیدهد. مگر اندرزشنو نمیبیند که خود شاعر در یک بیت پیش از آن چه گفته و چه کرده و با اینحال چه اثری بر اندرز او بار میکند؟!
شما اگر بانجمنی درآمده نخست دستگاه بادهخواری درچینید سپس چند دهان آوازه بخوانید و «یار! یار!» بگویید و پس از آن چند دست نرد و شطرنج بازی کنید و پس از همه منبری بگزارند و شما بالا رفته بمردم موعظه کنید ـ آیا این موعظهی شما چه اثری خواهد داشت جز آنکه مردم را بدتر از بد گرداند؟!
حاج تاج واعظ خراسانی معروف همین حال را داشت و اینبود که موعظههای او جز بدرد مسخرهبازی اعیان تیرهدرون استبداد نمیخورد. کنون این اندرزهای شعرا را نیز «موعظهی حاج تاجی» باید نامید.
هر گروهی همین که جلوی بدیهای آنان گرفته نشد روز بروز بر بدی میافزایند و از نیکی میکاهند و سرانجام نیکان نیز بدنام میگردند.
در ایران سادات حرمت بیاندازه داشتند و از پارساترین و پاکدامنترین مردمان بشمار میرفتند ولی در سایهی آنکه کسی جلوگیری از بدان ایشان نمیکرد آخر کار بآنجا رسید که دستههایی از آنان بقلدری برخاسته سر راه بر حاجیان میگرفتند و زشتیهای بسیار از آنان سر میزد و نتیجه آن شد که نیک و بد همگی حرمت خود را از دست دادند. همچنین دستههای دیگر.
شعرا نیز چون کسی بد آنان را نگفته و زبان بخردهگیری نگشاده اینست تودهی انبوه ایشان با هر بنیادی بستیز برخاسته و به هر آیینی پشت پا زدهاند.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
86%
آری
13%
نه
1%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «بخوانند و داوری کنند» (شیعیگری)
🖌 احمد کسروی
🔸گفتار چهارم : زورگوییهایی که ملایان میکنند (12 از 12)
اینکه آقای خالصیزاده مینویسد : «چون معاویه دلیلی بر خلافت ابوبکر و عمر و عثمان بجز اجتماع مهاجر و انصار و شورا ندارد و به همین در مکاتبات خود به حضرت امیر استدلال کرد ...» که میخواهد بگوید امام علیبنابیطالب این سخنان را در پاسخِ نامههای معاویه نوشته است ، چیزیست که از پندار خود پدید آورده.
در نهجالبلاغه که این نامه هست در عنوانش مینویسد : «من کِتابُ لَهُ إلی مُعاویة» که میفهماند نخست آن امام به نامهنویسی برخاسته و این نامه را نوشته. از خود نامه هم جز این بدست نمیآید. همین نامه را در تاریخها نیز آوردهاند و من آنچه بیاد میدارم از آنها هم جز همین فهمیده نمیشود. به هر حال آقای خالصیزاده بشیوهی دیگران از پندار خود سخن رانده. هرچه هست این نامه ، چه نامهی نخست بوده و چه در پاسخ نامهی معاویه نوشته شده ، بآن معنایی که این دو تن بعنوان گزارش گفتهاند ، نتواند بود و نیست.
این پاسخدهندگان هر دو ، خطبهی شِقشِقیّه را پیش کشیده آن را دلیلی برای خود شماردهاند. میگویند در آن خطبه امام علیبنابیطالب از خلافت ابوبکر و دیگران ناخشنودی نموده.
میگوییم : آن خطبه در تاریخها دیده نشده و راست بودنش درخورِ باور نیست. اگرهم باور کنیم بیش از گلهگزاری نبوده و جز این را نمیرساند که امام علیبنابیطالب در دلش خود را بخلافت شایندهتر از دیگران میشمارده ، و این جز از سخنانیست که شیعیان میدارند.
آنگاه چنانکه شما آن نامه را بگزارش کشیده میگویید برای «الزام خصم» نوشته است ، دیگران هم توانند آن خطبه را بگزارش کشیده بگویند : امام آن را برای «تألیف قلوب» رافضیان که در کوفه بسیار میبودند گفته است.
اگر کسی بچنین گزارشی در آن باره پردازد شما را هیچ پاسخی باو نخواهد بود. راهیست که خودتان باز کردهاید. بگفتهی عرب : «فلم بائک تَجُرّ و بائی لاتجرّ؟!». [1]
در پایان ناچاریم بار دیگر یادآوری کنیم که این گفتگوها از دین نیست. در دین جایی برای گفتگو از رخدادهای گذشته و آینده گشاده نمیباشد. در دین نامی از این کس و آن کس برده نمیشود. اگر راستی را بخواهند این خود بیدینیست که کسانی زندگانی خود را رها کرده از رخدادههای هزاروسیصد سال پیش سخن رانند و میان مردگان دوتیرگی انداخته بهواداری از اینسو و آنسو بکشاکش پردازند. دین برای آنست که آدمیان تا باین اندازه از خِرد دور نباشند و باین کارهای بیهوده نپردازند.
دین چنانکه گفتهایم : «شناختن معنی جهان و زندگانی و زیستن بآیین خرد است». هر کس که میخواهد در این باره نیک آگاه گردد کتاب «ورجاوندْبنیاد» و دیگر کتابهای ما را بخواند.
آنچه ما را باین گفتگو در اینجا ناچار گردانیده آنست که چنانکه گفتهایم ملایان دعوای سررشتهداری میکنند و صد آشفتگی در زندگانی این توده پدید میآورند و چون دستاویز ایشان برگزیدگی امام علیبنابیطالب بخلافت از سوی خدا و دیگر اینگونه سخنها میباشد ، ما برای آنکه بیپایی دعوای آنان را روشن گردانیم ناچار شده باین گفتگوها درآمدهایم.
پایان
🔹 پانوشت :
1ـ مَثَلی است باین معنی : چطور تو حق داشته باشی و دیگران نداشته باشند؟! ـ و
————————————
📣 (خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل همراه بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
یک نظرپرسی هم در زیر آمده که میتوانید در آن شرکت کنید).
🌸
🖌 احمد کسروی
🔸گفتار چهارم : زورگوییهایی که ملایان میکنند (12 از 12)
اینکه آقای خالصیزاده مینویسد : «چون معاویه دلیلی بر خلافت ابوبکر و عمر و عثمان بجز اجتماع مهاجر و انصار و شورا ندارد و به همین در مکاتبات خود به حضرت امیر استدلال کرد ...» که میخواهد بگوید امام علیبنابیطالب این سخنان را در پاسخِ نامههای معاویه نوشته است ، چیزیست که از پندار خود پدید آورده.
در نهجالبلاغه که این نامه هست در عنوانش مینویسد : «من کِتابُ لَهُ إلی مُعاویة» که میفهماند نخست آن امام به نامهنویسی برخاسته و این نامه را نوشته. از خود نامه هم جز این بدست نمیآید. همین نامه را در تاریخها نیز آوردهاند و من آنچه بیاد میدارم از آنها هم جز همین فهمیده نمیشود. به هر حال آقای خالصیزاده بشیوهی دیگران از پندار خود سخن رانده. هرچه هست این نامه ، چه نامهی نخست بوده و چه در پاسخ نامهی معاویه نوشته شده ، بآن معنایی که این دو تن بعنوان گزارش گفتهاند ، نتواند بود و نیست.
این پاسخدهندگان هر دو ، خطبهی شِقشِقیّه را پیش کشیده آن را دلیلی برای خود شماردهاند. میگویند در آن خطبه امام علیبنابیطالب از خلافت ابوبکر و دیگران ناخشنودی نموده.
میگوییم : آن خطبه در تاریخها دیده نشده و راست بودنش درخورِ باور نیست. اگرهم باور کنیم بیش از گلهگزاری نبوده و جز این را نمیرساند که امام علیبنابیطالب در دلش خود را بخلافت شایندهتر از دیگران میشمارده ، و این جز از سخنانیست که شیعیان میدارند.
آنگاه چنانکه شما آن نامه را بگزارش کشیده میگویید برای «الزام خصم» نوشته است ، دیگران هم توانند آن خطبه را بگزارش کشیده بگویند : امام آن را برای «تألیف قلوب» رافضیان که در کوفه بسیار میبودند گفته است.
اگر کسی بچنین گزارشی در آن باره پردازد شما را هیچ پاسخی باو نخواهد بود. راهیست که خودتان باز کردهاید. بگفتهی عرب : «فلم بائک تَجُرّ و بائی لاتجرّ؟!». [1]
در پایان ناچاریم بار دیگر یادآوری کنیم که این گفتگوها از دین نیست. در دین جایی برای گفتگو از رخدادهای گذشته و آینده گشاده نمیباشد. در دین نامی از این کس و آن کس برده نمیشود. اگر راستی را بخواهند این خود بیدینیست که کسانی زندگانی خود را رها کرده از رخدادههای هزاروسیصد سال پیش سخن رانند و میان مردگان دوتیرگی انداخته بهواداری از اینسو و آنسو بکشاکش پردازند. دین برای آنست که آدمیان تا باین اندازه از خِرد دور نباشند و باین کارهای بیهوده نپردازند.
دین چنانکه گفتهایم : «شناختن معنی جهان و زندگانی و زیستن بآیین خرد است». هر کس که میخواهد در این باره نیک آگاه گردد کتاب «ورجاوندْبنیاد» و دیگر کتابهای ما را بخواند.
آنچه ما را باین گفتگو در اینجا ناچار گردانیده آنست که چنانکه گفتهایم ملایان دعوای سررشتهداری میکنند و صد آشفتگی در زندگانی این توده پدید میآورند و چون دستاویز ایشان برگزیدگی امام علیبنابیطالب بخلافت از سوی خدا و دیگر اینگونه سخنها میباشد ، ما برای آنکه بیپایی دعوای آنان را روشن گردانیم ناچار شده باین گفتگوها درآمدهایم.
پایان
🔹 پانوشت :
1ـ مَثَلی است باین معنی : چطور تو حق داشته باشی و دیگران نداشته باشند؟! ـ و
————————————
📣 (خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل همراه بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
یک نظرپرسی هم در زیر آمده که میتوانید در آن شرکت کنید).
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
88%
آری
10%
نه
2%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دفتر «در پیرامون شعر و صوفیگری»
🖌 احمد کسروی
🔸 پیام ... (پنج از هفت)
جهان با دین آباد است. ولی اینان بیخردانه بدشمنی دین برخاسته مردم را به بیدینی و بیباکی دلیر ساختهاند. آیا آن دسته شعرای خراباتی که همه سخن از می و باده و پیر خرابات میرانند اگر بیدین نیستند پس چیستند؟!
سرفرازی آدمی با بینیازی است. ولی اینان مفتخواری و گدایی را عار ندانسته همیشه از این در بآن در دویدهاند بلکه بسیاری از آنان هجو را وسیله ساخته قلدری مینمودهاند و با زور پول از مردم میخواستهاند.
بیزاری از ستم در نهاد هر کسی نهاده شده. ولی اینان همیشه ریزهخوار خوان ستمگران بودهاند و هر ستمی که آنان کردهاند و اینان جامهی دادگری بر آن پوشانیدهاند.
هر کسی از بیهودهگویی گریزان است و آن را عار خود میشمارد ولی اینان بیهودهگویی را هنر خود میشمارند و دیوانها در ستایش یار پنداری میپردازند و صدها پند از زبان پیر میکده (ملا حِزقیل) ساخته برشتهی نظم میکشند. لیلی و مجنون دو تن تازی بیابانگرد که نمیدانیم بودند یا نبودند بداستان ایشان صدها عمر هدر میسازند ، مردی که صد ارج و احترام دارد خود را «سگ یار» میگرداند.
کسی که هرگز باده بر لب نرسانیده احمقانه دم از بدمستی میزند. مردی که هیچگاه نگاه بروی سادهای نکرده بیغیرتانه لاف سادهپرستی میزند. هر کسی خود را رندتر و قلاشتر میستاید. هر یکی دیوانگی بیشتر از خویش مینماید. این یکی شب را بیخبر و آسوده خوابیده بامداد میسراید : دیشب همه شب سرشک میباریدم ، آن دیگری با قد راست داد میزند : پشتم دو تا شد از هجر آن یار ... مگر شعر چیست که اینهمه آلودگیها را برتابد؟!
🌸
🖌 احمد کسروی
🔸 پیام ... (پنج از هفت)
جهان با دین آباد است. ولی اینان بیخردانه بدشمنی دین برخاسته مردم را به بیدینی و بیباکی دلیر ساختهاند. آیا آن دسته شعرای خراباتی که همه سخن از می و باده و پیر خرابات میرانند اگر بیدین نیستند پس چیستند؟!
سرفرازی آدمی با بینیازی است. ولی اینان مفتخواری و گدایی را عار ندانسته همیشه از این در بآن در دویدهاند بلکه بسیاری از آنان هجو را وسیله ساخته قلدری مینمودهاند و با زور پول از مردم میخواستهاند.
بیزاری از ستم در نهاد هر کسی نهاده شده. ولی اینان همیشه ریزهخوار خوان ستمگران بودهاند و هر ستمی که آنان کردهاند و اینان جامهی دادگری بر آن پوشانیدهاند.
هر کسی از بیهودهگویی گریزان است و آن را عار خود میشمارد ولی اینان بیهودهگویی را هنر خود میشمارند و دیوانها در ستایش یار پنداری میپردازند و صدها پند از زبان پیر میکده (ملا حِزقیل) ساخته برشتهی نظم میکشند. لیلی و مجنون دو تن تازی بیابانگرد که نمیدانیم بودند یا نبودند بداستان ایشان صدها عمر هدر میسازند ، مردی که صد ارج و احترام دارد خود را «سگ یار» میگرداند.
کسی که هرگز باده بر لب نرسانیده احمقانه دم از بدمستی میزند. مردی که هیچگاه نگاه بروی سادهای نکرده بیغیرتانه لاف سادهپرستی میزند. هر کسی خود را رندتر و قلاشتر میستاید. هر یکی دیوانگی بیشتر از خویش مینماید. این یکی شب را بیخبر و آسوده خوابیده بامداد میسراید : دیشب همه شب سرشک میباریدم ، آن دیگری با قد راست داد میزند : پشتم دو تا شد از هجر آن یار ... مگر شعر چیست که اینهمه آلودگیها را برتابد؟!
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
87%
آری
10%
نه
3%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «بخوانند و داوری کنند» (شیعیگری)
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 یادداشت کوشاد تلگرام (یک از یک)
هرچه خواننده از پیشامدهای تاریخ معاصر بیشتر آگاه باشد بهرهی او از این کتاب بیشتر خواهد بود. چون بسیاری از خوانندگان از چگونگی نیرو و میدان یافتن ملایان پس از برافتادن رضاشاه بزرگ و سیاستبازیهای پس از او آگاهی درستی ندارند ، اینست بسخنان زیر میپردازیم تا پارهای جُستارها در پیرامون این کتاب هرچه روشنتر گردد.
نخست ، ملایان که با راستیهای این کتاب روبرو شدند بجای خشنودی از شنیدن آمیغها ، بجای آنکه این را یک موهبت و رستگاری دانند که آنها را از گمراهی میرهاند ، چون پاسخی به نوشتههای کتاب نیافتند ، از بسِ بدنهادی همچنان در گمراهیها پا فشاردند. چون میدیدند خوانندگان بسیاری با خواندن این کتاب بیدار گردیده و دیگر فریب دینفروشان را نمیخورند بلکه در هر جایی که فرصت مییابند همین ایرادها را برخشان میکشند ، از راههای ناسزا و رسوایی آغاز کردند به نبرد با این کتاب ـ که نابودکنندهی دستگاهشانست.
از جمله شایع کردند که نویسنده و یارانش قرآن میسوزانند. گفتند : کتاب شیعیگری (داوری) سراسر دشنام بکیش شیعی و «ائمهی اطهار» است. بنام پاسخ باین کتاب «دشنامنامهها» چاپ کردند و با دروغسازیهایی عامیان را از «دین جدید» بیم دادند. به نویسنده عنوان دروغ «ادعای پیغمبری» را بستند.
خوانندهی هوشیار دانسته است که نویسنده در این کتاب به چه میکوشد. گذشته از نشان دادن بیپایی و زیانمندی شیعیگری ، همان گفتار چهارم کتاب که سخن از دعوای بزرگ «حق حکومت ملایان» بمیان میآورد ، میکوشد شکافی را که ملایان با مردمآزاری و مفتخواریهاشان میان مردم و دولت پدید آوردهاند ببندد. مردم را بیدار گرداند. دولت را بیدار گرداند. پردهی فریب و دعوای بیجا و پوچ را از چهرهی ملایان برگیرد.
دوم ، احمد کسروی به یک کوشش بیمانند بزرگی برخاست که این کتاب تنها یکی از نمودهای آنست. او در این کتاب میکوشد تا جلو زیان ملایان را گرفته مردم را از دودلی و آوارگی برهاند. از بدبینی و دلسردی مردم بدولت جلو گیرد. او سیاهکاریها و بیگانهپرستیهای ملایان را که ـ پس از سی و اند سال ـ در آن هنگام فراموش شده بود بیاد توده میاندازد و بدینسان میکوشد راه را برای آرمانهای آزادیخواهانه گشاده هموار گرداند ، تا میتوان به نیروی دولت بیفزاید که همچون کشورهای نیرومند اروپایی ، توده و دولت پشتیبان و همراه هم گردند.
با چنین حالی ، چه باید اندیشید دربارهی دولتهایی که بجای ارجشناسی از چنین خدمتی ، به پروندهسازیها برای نویسنده برخاستند؟!. دست در دست ملایان نهاده او را به کشتنگاه کشاندند. به این بس نکرده «توطئهی سکوت» براه انداختند که نامی ازو برده نشود. جلو چاپهای بعدی کتاب را با دورویی و به بهانهی آنکه «ملایان شلوغ میکنند» گرفتند.
بدخواهی تنها از سوی دولتها نبود ، سرجنبانان و «روشنفکران» بسیاری نیز سرمست از اینکه در سکوتی که پدید آمده آنها میدانی یافتهاند ، سی و اند سال اسب کور هوسها و نادانیهای خود را به تاخت و تاز درآوردند؟!. تاخت و تازهایی که جز نادانی و غفلت بهرهی مردم نکرد. چه داوری باید کرد دربارهی «نویسندگانی» که از یک یادآوری از کتاب و نویسندهاش دریغ کردند و بدینسان توده را در ناآگاهی نگاه داشتند. بدینسان آنان نیز به نوبت خود تا توانستند به توطئهی سکوت دامن زدند.
سوم ، خواننده امروز بیش از آن زمان به ارج این کتاب و خواستی که به آن میکوشد آگاه میشود. ما رشته را از دست نداده میپرسیم : آیا آنچه ملایان دربارهی این کتاب شایع کردند درست بوده است؟! آیا در این کتاب به «ائمهی اطهار» و یا هر کس دیگر دشنامی داده شده؟!.
امروز که پردههای دروغ و فریب ملایان کنار رفته ، آیا این راستست که کسروی که خود درفشدار دینداریست و پیامبر اسلام را «پاکمرد عرب» میخواند ، قرآن سوزانیده؟!
چهارم ، چون کتابهای احمد کسروی با بیشتر باورهایی که هست ناسازگار است و خود راه دیگری را دنبال میکند اینست خواننده در خواندنِ نخست تکان میخورد و رمنده میگردد. ولی چون بار دوم میخواند و نیک میاندیشد و بداوری خرد میسپارد همه را راست مییابد و از آن رمیدگی پایین میآید. هر راه نوینی چنینست.
پس از مشروطه که روزنامهها در ایران پیدا شدند و کتابها ، بویژه رُمان فراوان گردید یکی از عادتهای بد این شده که خوانندگان هر چیزی را که میخوانند ، میخواهند تندتر بپایان رسانند و آن را کنار گزارده پی یک نوشتهی دیگری روند ، و این کار گذشته از آنکه مغزها را آشفته میگرداند ، این زیان را نیز میدارد که مردم را از عادت «خواندن باندیشه» دور میگرداند و به سرسری خواندن عادت میدهد. (1)
👇
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 یادداشت کوشاد تلگرام (یک از یک)
هرچه خواننده از پیشامدهای تاریخ معاصر بیشتر آگاه باشد بهرهی او از این کتاب بیشتر خواهد بود. چون بسیاری از خوانندگان از چگونگی نیرو و میدان یافتن ملایان پس از برافتادن رضاشاه بزرگ و سیاستبازیهای پس از او آگاهی درستی ندارند ، اینست بسخنان زیر میپردازیم تا پارهای جُستارها در پیرامون این کتاب هرچه روشنتر گردد.
نخست ، ملایان که با راستیهای این کتاب روبرو شدند بجای خشنودی از شنیدن آمیغها ، بجای آنکه این را یک موهبت و رستگاری دانند که آنها را از گمراهی میرهاند ، چون پاسخی به نوشتههای کتاب نیافتند ، از بسِ بدنهادی همچنان در گمراهیها پا فشاردند. چون میدیدند خوانندگان بسیاری با خواندن این کتاب بیدار گردیده و دیگر فریب دینفروشان را نمیخورند بلکه در هر جایی که فرصت مییابند همین ایرادها را برخشان میکشند ، از راههای ناسزا و رسوایی آغاز کردند به نبرد با این کتاب ـ که نابودکنندهی دستگاهشانست.
از جمله شایع کردند که نویسنده و یارانش قرآن میسوزانند. گفتند : کتاب شیعیگری (داوری) سراسر دشنام بکیش شیعی و «ائمهی اطهار» است. بنام پاسخ باین کتاب «دشنامنامهها» چاپ کردند و با دروغسازیهایی عامیان را از «دین جدید» بیم دادند. به نویسنده عنوان دروغ «ادعای پیغمبری» را بستند.
خوانندهی هوشیار دانسته است که نویسنده در این کتاب به چه میکوشد. گذشته از نشان دادن بیپایی و زیانمندی شیعیگری ، همان گفتار چهارم کتاب که سخن از دعوای بزرگ «حق حکومت ملایان» بمیان میآورد ، میکوشد شکافی را که ملایان با مردمآزاری و مفتخواریهاشان میان مردم و دولت پدید آوردهاند ببندد. مردم را بیدار گرداند. دولت را بیدار گرداند. پردهی فریب و دعوای بیجا و پوچ را از چهرهی ملایان برگیرد.
دوم ، احمد کسروی به یک کوشش بیمانند بزرگی برخاست که این کتاب تنها یکی از نمودهای آنست. او در این کتاب میکوشد تا جلو زیان ملایان را گرفته مردم را از دودلی و آوارگی برهاند. از بدبینی و دلسردی مردم بدولت جلو گیرد. او سیاهکاریها و بیگانهپرستیهای ملایان را که ـ پس از سی و اند سال ـ در آن هنگام فراموش شده بود بیاد توده میاندازد و بدینسان میکوشد راه را برای آرمانهای آزادیخواهانه گشاده هموار گرداند ، تا میتوان به نیروی دولت بیفزاید که همچون کشورهای نیرومند اروپایی ، توده و دولت پشتیبان و همراه هم گردند.
با چنین حالی ، چه باید اندیشید دربارهی دولتهایی که بجای ارجشناسی از چنین خدمتی ، به پروندهسازیها برای نویسنده برخاستند؟!. دست در دست ملایان نهاده او را به کشتنگاه کشاندند. به این بس نکرده «توطئهی سکوت» براه انداختند که نامی ازو برده نشود. جلو چاپهای بعدی کتاب را با دورویی و به بهانهی آنکه «ملایان شلوغ میکنند» گرفتند.
بدخواهی تنها از سوی دولتها نبود ، سرجنبانان و «روشنفکران» بسیاری نیز سرمست از اینکه در سکوتی که پدید آمده آنها میدانی یافتهاند ، سی و اند سال اسب کور هوسها و نادانیهای خود را به تاخت و تاز درآوردند؟!. تاخت و تازهایی که جز نادانی و غفلت بهرهی مردم نکرد. چه داوری باید کرد دربارهی «نویسندگانی» که از یک یادآوری از کتاب و نویسندهاش دریغ کردند و بدینسان توده را در ناآگاهی نگاه داشتند. بدینسان آنان نیز به نوبت خود تا توانستند به توطئهی سکوت دامن زدند.
سوم ، خواننده امروز بیش از آن زمان به ارج این کتاب و خواستی که به آن میکوشد آگاه میشود. ما رشته را از دست نداده میپرسیم : آیا آنچه ملایان دربارهی این کتاب شایع کردند درست بوده است؟! آیا در این کتاب به «ائمهی اطهار» و یا هر کس دیگر دشنامی داده شده؟!.
امروز که پردههای دروغ و فریب ملایان کنار رفته ، آیا این راستست که کسروی که خود درفشدار دینداریست و پیامبر اسلام را «پاکمرد عرب» میخواند ، قرآن سوزانیده؟!
چهارم ، چون کتابهای احمد کسروی با بیشتر باورهایی که هست ناسازگار است و خود راه دیگری را دنبال میکند اینست خواننده در خواندنِ نخست تکان میخورد و رمنده میگردد. ولی چون بار دوم میخواند و نیک میاندیشد و بداوری خرد میسپارد همه را راست مییابد و از آن رمیدگی پایین میآید. هر راه نوینی چنینست.
پس از مشروطه که روزنامهها در ایران پیدا شدند و کتابها ، بویژه رُمان فراوان گردید یکی از عادتهای بد این شده که خوانندگان هر چیزی را که میخوانند ، میخواهند تندتر بپایان رسانند و آن را کنار گزارده پی یک نوشتهی دیگری روند ، و این کار گذشته از آنکه مغزها را آشفته میگرداند ، این زیان را نیز میدارد که مردم را از عادت «خواندن باندیشه» دور میگرداند و به سرسری خواندن عادت میدهد. (1)
👇
👍1
امروز که فضای مجازی خودش اقیانوسی از خواندنیها گردیده و بیشتر خوانندگان میکوشند تا میتوانند بیشتر و تندتر بخوانند ، این عادت هرچه بدتر شده است.
کتابهای احمد کسروی از ردهی کتابهای دیگران نیست. آنها را باید از این عادت بدور داشت و باندیشه خواند و گفتههایش را فهمید و بداوری خرد سپارد.
پنجم ، چنانکه خوانندگان باریکبین از این کتاب درمییابند ، یک خواست نویسنده آنست که جلو نیرو گرفتن ملایان را پس از پیشامدهای ننگین شهریور 1320 و کوششهایی که خائنان کشور به بازگردانیدن ارتجاع میکردند بگیرد. یک بخش از کتاب بیش از همه به دعوای پوچ و زورگویانهی ملایان پرداخته تا از میدانداری آنان جلو گیرد و سر جاشان نشاند. پس اگر کسانی از زبان کسروی شایع کردهاند که «مردم یک حکومت به ملایان بدهکارند» ، باید دانست این شایعه یا از نادانی و نافهمی بوده یا از خیانت. در هر حال یک دسته این بسودشان است که مردم را با چنین نیرنگی از کوشش دلسرد گردانند.
مهر 1399
پانوشت :
1ـ در بند «چهارم» از گفتاری از پیمان سال ششم ، شمارهی هشتم ، سات 487 (608487) سود جسته شده.
————————————
📣 (خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل همراه بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
یک نظرپرسی هم در زیر آمده که میتوانید در آن شرکت کنید).
🌸
کتابهای احمد کسروی از ردهی کتابهای دیگران نیست. آنها را باید از این عادت بدور داشت و باندیشه خواند و گفتههایش را فهمید و بداوری خرد سپارد.
پنجم ، چنانکه خوانندگان باریکبین از این کتاب درمییابند ، یک خواست نویسنده آنست که جلو نیرو گرفتن ملایان را پس از پیشامدهای ننگین شهریور 1320 و کوششهایی که خائنان کشور به بازگردانیدن ارتجاع میکردند بگیرد. یک بخش از کتاب بیش از همه به دعوای پوچ و زورگویانهی ملایان پرداخته تا از میدانداری آنان جلو گیرد و سر جاشان نشاند. پس اگر کسانی از زبان کسروی شایع کردهاند که «مردم یک حکومت به ملایان بدهکارند» ، باید دانست این شایعه یا از نادانی و نافهمی بوده یا از خیانت. در هر حال یک دسته این بسودشان است که مردم را با چنین نیرنگی از کوشش دلسرد گردانند.
مهر 1399
پانوشت :
1ـ در بند «چهارم» از گفتاری از پیمان سال ششم ، شمارهی هشتم ، سات 487 (608487) سود جسته شده.
————————————
📣 (خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل همراه بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
یک نظرپرسی هم در زیر آمده که میتوانید در آن شرکت کنید).
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
98%
آری
2%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دفتر «در پیرامون شعر و صوفیگری»
🖌 احمد کسروی
🔸 پیام ... (شش از هفت)
آن کسی که میگوید : «گلزار خاطر شعرا آب از سرچشمهی فیض میخورد» آیا این شعر شاعر اصفهان را نخوانده :
هر آن شاعری کو نباشد هجاگو
چو شیریست چنگال و دندان ندارد
خداوند امساک را هست دردی
که الا هجا هیچ درمان ندارد
آیا نخوانده که همان شاعر گدایی و قلدری خود را بیشرمانه با سورهی قرآن بسنجش نهاده میگوید :
چه نفرین بود بولهب را ز ایزد
مرا هجو گفتن پشیمان ندارد
آیا نخوانده که باز همان شاعر میگوید :
سه شعر رسم بود شاعران طامع را
یکی مدیح و دوم قطعهی تقاضایی
اگر بداد سوم شکر ور نداد هجا
از این سه من دو بگفتم دگر چه فرمایی؟
آیا نخوانده که ابوالعلای گنجهای دربارهی داماد خود میگوید :
خاقانیا اگرچه سخن نیک دانیا
یک نکته گویمت بشنو رایگانیا
هجو کسی مکن که ز تو مِه بود بسن
شاید ترا پدر بود و تو ندانیا !
من هنوز از دشنامهای بیشرمانهی آنان دست نگاه داشتم ، هنوز از سوزنی و مختاری غزنوی و ایرجمیرزا و دیگران سخنی نیاوردم.
کسی تا چه اندازه بیانصاف باشد که بگوید اینان «تندباران حقیقت بر ساحت دلهایشان میباریده»؟! آیا بهتر نیست که بگوییم : تندتگرگ بیآزرمی و بیعاری بوده که بر ساحت دلهای اینان باریده و اینست که اثر از شرم و آزرم بازنگزارده!
آری من انکار ندارم که نیکانی نیز درمیان شعرا بوده ولی اینان بسیار کم بودهاند. نیز انکار ندارم که شعر اگر بیتکلف درآید چهبسا که بر نثر برتری پیدا کند. ولی اینگونه شعرها بس اندک میباشد.
🌸
🖌 احمد کسروی
🔸 پیام ... (شش از هفت)
آن کسی که میگوید : «گلزار خاطر شعرا آب از سرچشمهی فیض میخورد» آیا این شعر شاعر اصفهان را نخوانده :
هر آن شاعری کو نباشد هجاگو
چو شیریست چنگال و دندان ندارد
خداوند امساک را هست دردی
که الا هجا هیچ درمان ندارد
آیا نخوانده که همان شاعر گدایی و قلدری خود را بیشرمانه با سورهی قرآن بسنجش نهاده میگوید :
چه نفرین بود بولهب را ز ایزد
مرا هجو گفتن پشیمان ندارد
آیا نخوانده که باز همان شاعر میگوید :
سه شعر رسم بود شاعران طامع را
یکی مدیح و دوم قطعهی تقاضایی
اگر بداد سوم شکر ور نداد هجا
از این سه من دو بگفتم دگر چه فرمایی؟
آیا نخوانده که ابوالعلای گنجهای دربارهی داماد خود میگوید :
خاقانیا اگرچه سخن نیک دانیا
یک نکته گویمت بشنو رایگانیا
هجو کسی مکن که ز تو مِه بود بسن
شاید ترا پدر بود و تو ندانیا !
من هنوز از دشنامهای بیشرمانهی آنان دست نگاه داشتم ، هنوز از سوزنی و مختاری غزنوی و ایرجمیرزا و دیگران سخنی نیاوردم.
کسی تا چه اندازه بیانصاف باشد که بگوید اینان «تندباران حقیقت بر ساحت دلهایشان میباریده»؟! آیا بهتر نیست که بگوییم : تندتگرگ بیآزرمی و بیعاری بوده که بر ساحت دلهای اینان باریده و اینست که اثر از شرم و آزرم بازنگزارده!
آری من انکار ندارم که نیکانی نیز درمیان شعرا بوده ولی اینان بسیار کم بودهاند. نیز انکار ندارم که شعر اگر بیتکلف درآید چهبسا که بر نثر برتری پیدا کند. ولی اینگونه شعرها بس اندک میباشد.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
89%
آری
7%
نه
4%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
✴️ نوروز سال 1404 ✴️
(بخش یکم)
پیام زیر بنام آغاز سال نو 1321 در روزنامهی پرچم شمارهی آدینه 29 اسفند 1320 نوشته شده و ما چون میسنجیم میبینیم حال امروزمان بارها بدتر از آن روز میباشد و تو گویی اینها برای امروز نوشته شده. اینست بجا دیدیم در آغاز این سال آن را در کانال بیاوریم (با اندک کوتاهی) :
🔸کوشاد تلگرام : سال گذشته با پیشامدهای تازهای در جهانِ سیاست همچون جنگ اسرائیل و غزه ، جنگ روسیه با اکراین ، حملهی اسرائیل به لبنان و کشتن سرکردهی حزب الله. کشتن اسماعیل هنیه و سنوار. زورنمایی موشکی ایران به اسرائیل و حمله هوایی او به کشورمان ، سرنگونی حکومت بشار اسد در سوریه و جانشینی یک حکومت داعشی با رختی نوین در آنجا ، مدعاها و خط و نشان کشیدنهای رئیس جمهور تازهی آمریکا برای کشورهای دیگر سپری شد. در این میان خبر خوشی هم بود و آن اینکه کردهای ترکیه که با دولت آنجا بیش از 40 سال جنگیده بودند ، افزار جنگ فروگزاشتند و راه آشتی پیش گرفتند.
پیشامدهای ارجدار کشورمان نیز اینها بود : کمبود روزافزون آب برای شهرها ، خشکی همچون گذشتهی تالابها و دریاچهی ارومیه که خشکی بیش از پیش سدها را نیز به فهرست خود افزود ، کمبود هرچه بیشتر گاز و برق. جان باختن 51 تن از کارگران معدن طبس (1) ، انتخابات ریاست جمهوری که بیشتر مردم در آن شرکت نکردند و جز نشانهی قهر از حکومت و نومیدی از آن و همچنین کاهش چشمگیر سرمایهی اجتماعی نبود. کاهش یکبارهی بهای پول ملی ، بالا رفتن شتابان نرخها ، کوچ هرچه بیشتر افغانها به ایران ، کشته شدن دو قاضی بدنام مقیسه و رازینی که یادآور کشته شدن اتابک بدست عباسآقا صراف تبریزی در جنبش مشروطه میباشد.
👇
(بخش یکم)
پیام زیر بنام آغاز سال نو 1321 در روزنامهی پرچم شمارهی آدینه 29 اسفند 1320 نوشته شده و ما چون میسنجیم میبینیم حال امروزمان بارها بدتر از آن روز میباشد و تو گویی اینها برای امروز نوشته شده. اینست بجا دیدیم در آغاز این سال آن را در کانال بیاوریم (با اندک کوتاهی) :
«... با این گرفتاریها ما را جای «شادی» نیست. دعا هم از ما نخواهند پذیرفت. ولی در دست خود ماست که در این یک سال چند گامی بسوی پیش رویم و بدینسان آن را سال نیکی و فیروزی سازیم.
با این آشفتگیها که در جهانست ، ... ناگزیر است که با سختیهایی دچار خواهیم بود. و سال دیگر در چنین روزی اگر پشت سر برگردیم و نگاهی کنیم خواهیم دید یک سال پررنجی را گذرانیدهایم و هیچ نتیجهای در دست نداریم. ولی اگر به نیکیها کوشیم نتیجهای را در دست خواهیم داشت و از رنجکشی چندان افسوس نخواهیم خورد ، و این یک مایهی سرفرازی برای ما خواهد بود که در چنان هنگام پرآشوبی به پیشرفت پرداخته چند گامی را بجلو برداشتهایم. من بجای «شادباش» این پیام را میفرستم.
بدانید ای ایرانیان ، ما بدیم که از جهان بدی میبینیم. در این دستگاه جدایی میان این و آن نیست. خدا یک دسته را برای زبردستی و یک دسته را برای زیردستی نیافریده. این نتیجهی حال و کار خود توده است که گرفتار گردیده.
بیایید در این یک سال بنیکی کوشیم و چند گامی در این راه پیش رویم. بیایید از راهش بچارهی دردها کوشیم.
خواهید گفت : نیکی چیست؟.. میگویم : نیکی در اینجا نخست دانستن حقایق زندگانی و دوم دست بهم دادن و در راه آنها تلاش بکار بردنست.
درد بزرگ ایرانیان ندانستن حقایق زندگانیست. چون حقایق را نمیدانند از هم پراکندهاند ، در کارها سستند ، بکشور خود علاقه کم دارند ، در برابر حوادث تنها بگله و ناله بس میکنند و در کوشش به تقلیدهای صوری که از اروپاییان مینمایند امید میبندند ، هر کسی خود را راهنما میشمارد ، هر کسی پیشنهادها میکند. اینها همه نفهمیدن معنی زندگانیست.
نمیگویم : دردهای دیگری نیست ، دردهای دیگر فراوان است. ولی پایهی جملگی ، این ناآشنایی بحقایق است.
من میگویم : بیایید این یک سال را بیاد گرفتن حقایق زندگانی کوشیم ، بیایید یک رشته قواعدی را برای زندگانی بگفتگو گزاریم ، و نیک بدانیم ، و در پیرامون آنها یکدل و یکزبان باشیم. این باشد گامهایی که در این یک سال پرشور تاریخی بسوی پیش برداریم.
من میدانم بسیاری از این سخن من خواهند رنجید ، و اینکه میگویم نمیدانند و نمیشناسند بغرور آنها خواهد برخورد. ولی حقیقت از میان نخواهد رفت. دوباره میگویم : این توده راهِ زندگانی را گم کرده. این مردم حقایق زندگانی را نمیدانند. دوباره درخواست میکنم : بیایید این یک سال را به باز کردن یک راهی بکوشیم.
آنان که بخود مغرورند و این گفتههای ما بآنان سنگین میافتد برکنار مانند. روی سخن ما بآن کسانیست که از غرور دورند و گرفتاری این توده را دیده و دل پر از درد میدارند. باین غیرتمندانست که پیام میفرستیم. از آنانست که چشم همراهی میداریم».
🔸کوشاد تلگرام : سال گذشته با پیشامدهای تازهای در جهانِ سیاست همچون جنگ اسرائیل و غزه ، جنگ روسیه با اکراین ، حملهی اسرائیل به لبنان و کشتن سرکردهی حزب الله. کشتن اسماعیل هنیه و سنوار. زورنمایی موشکی ایران به اسرائیل و حمله هوایی او به کشورمان ، سرنگونی حکومت بشار اسد در سوریه و جانشینی یک حکومت داعشی با رختی نوین در آنجا ، مدعاها و خط و نشان کشیدنهای رئیس جمهور تازهی آمریکا برای کشورهای دیگر سپری شد. در این میان خبر خوشی هم بود و آن اینکه کردهای ترکیه که با دولت آنجا بیش از 40 سال جنگیده بودند ، افزار جنگ فروگزاشتند و راه آشتی پیش گرفتند.
پیشامدهای ارجدار کشورمان نیز اینها بود : کمبود روزافزون آب برای شهرها ، خشکی همچون گذشتهی تالابها و دریاچهی ارومیه که خشکی بیش از پیش سدها را نیز به فهرست خود افزود ، کمبود هرچه بیشتر گاز و برق. جان باختن 51 تن از کارگران معدن طبس (1) ، انتخابات ریاست جمهوری که بیشتر مردم در آن شرکت نکردند و جز نشانهی قهر از حکومت و نومیدی از آن و همچنین کاهش چشمگیر سرمایهی اجتماعی نبود. کاهش یکبارهی بهای پول ملی ، بالا رفتن شتابان نرخها ، کوچ هرچه بیشتر افغانها به ایران ، کشته شدن دو قاضی بدنام مقیسه و رازینی که یادآور کشته شدن اتابک بدست عباسآقا صراف تبریزی در جنبش مشروطه میباشد.
👇
در این میان در کشورمان جنبشی پدیدار شد که ما از آن بعنوان «خجسته کوششی که به آن امیدهای بسیاری هست» (در هفت بخش) یاد کردیم. این جنبشی بود که آقای رحیم قمیشی (از رزمندگان و اسیران جنگ عراق) و یارانشان پیش آوردند بدینسان که آماده شده بودند در روز 25 بهمنماه جلو سردر دانشگاه تهران یک اعتراض خاموش و آرامی به زندانی شدن بیمحاکمهی میرحسین موسوی نخستوزیر پیشین و همسرشان و مهدی کروبی و نیز دیگر زندانیان سیاسی که رسیدگیهای قضایی آنها پر از اشکال بوده برپا کنند که سرانشان پیش از گردآمدن هواداران در چنان روزی دستگیر شدند. لیکن همین کاردانی و دلیری برای برپا کردن یک اعتراض هرچند خاموش و آرام و جلوگیری پلیس از آن ، نتیجهی نیکی درپی داشت.
در این باره ما را سخنانی هست که در پایان پیام نوروزی خواهیم آورد.
(1) : در این باره ما دفتری در دو بخش فراهم کردیم. بخش دوم آن را «چه توانیم کرد؟» نامیدیم. این بخش برای خود دفتری مستقل است و چنانکه از نامش پیداست ، در پیرامون نیرو و سرمایهی اجتماعی ایرانیان بعنوان راه چاره به گرفتاریها و درماندگیها کشور میباشد.
در این باره ما را سخنانی هست که در پایان پیام نوروزی خواهیم آورد.
(1) : در این باره ما دفتری در دو بخش فراهم کردیم. بخش دوم آن را «چه توانیم کرد؟» نامیدیم. این بخش برای خود دفتری مستقل است و چنانکه از نامش پیداست ، در پیرامون نیرو و سرمایهی اجتماعی ایرانیان بعنوان راه چاره به گرفتاریها و درماندگیها کشور میباشد.
Telegram
کتابخانه پاکدینی (کتابهای احمد کسروی و یاران او)
📗 چه توانیم کرد؟
✍️ نویساد (هیئت تحریریه)
🔍 جُستار : در پیرامون نیرو و سرمایهی اجتماعی مردم بعنوان راه چاره به گرفتاریها و درماندگیها
🔹 1ـ آغاز سخن
🔹 2ـ یک حکومت هنگامی پایدار ماند که دستهی نیرومندی پشتیبانش باشد
🔹 3ـ دمکراسی ، تنها راه رسیدن یک…
✍️ نویساد (هیئت تحریریه)
🔍 جُستار : در پیرامون نیرو و سرمایهی اجتماعی مردم بعنوان راه چاره به گرفتاریها و درماندگیها
🔹 1ـ آغاز سخن
🔹 2ـ یک حکومت هنگامی پایدار ماند که دستهی نیرومندی پشتیبانش باشد
🔹 3ـ دمکراسی ، تنها راه رسیدن یک…
Forwarded from پاکدینی ـ احمد کسروی
🔹 سخنی با خوانندگان
🖌 کوشاد تلگرام
1ـ چنانکه میدانید تلگرام تبلیغهایی در کانال مشترکان خود میگزارد که دارندگان کانال از آن ناآگاهند. ما نیز این تبلیغات را نمیبینیم ولی آگاه شدیم که برخی از آنها با اندیشههای ما ناسازگارست. مثلاً یک رشته از آنها ، تبلیغ کارهایی است که میگویند از آن راه میتوان «پول پارو کرد». خوانندگانی که از اندیشههای پاکدینی آگاهند میدانند ما کار و پیشه و پول و معنی راست هر کدام را نیک بازنموده جای ناروشنی باز نگزاردهایم. بسیار کارها و پیشهها از جمله فالگیری ، شاعری (که شعرهای یاوه بافد) ، بورسبازی ، ملایی ، مداحی ، خادمی زیارتگاهها و مانند اینها هست که ما همگی را مفتخواری میشماریم. کار یا پیشهی سزا (مشروع) آنست که نیازی از نیازهای توده و کشور را برآورد. پول نیز رسیدی است که به کسی در برابر چنان خدمتی میدهند. تنها در این حال آن درآمد را سزا توان شمارد. ما به سزامندی کاری که با رمزارز پول پارو کند بدگمانیم. چنانکه پیشتر نیز دربارهی شرکتهای هرمی همچون گلد کوئیست گفتهایم.
گاهی نیز تبلیغها نشانی کانالیست که جستارهایش گمراه کننده است. در هر حال خوانندگان این دو نکته را بدیده بدارند که اینها بیرون اختیار ماست.
2ـ ما از آغاز کار این کانال همهی نوشتههای پاکدینی از مهنامهی پیمان ، نامهی پرچم (روزانه ، نیمهماهه و هفتگی) و کتابهای کسروی و یاران او را برایگان در دسترس خوانندگان گزاردهایم ـ کاری که از هیچ جمعیت دیگری سراغ نداریم. از بازدید کنندگان کانال نیز چشم داریم که دیگران را با کانال ما آشنا گردانند تا ایشان نیز از نوشتههای کسروی ـ راهنمای پاکدینان ـ بهرهمند گردند. لیکن جای افسوس بسیارست که دیدیم کسانی مهنامه ، روزنامه و کتابهای احمد کسروی (بلکه گفتارهای کانال) را از کتابخانهی ما برداشته ، برای آنکه بازدیدهاشان بیشتر باشد در کانالهای خود میگزاردند بیآنکه سرچشمهی (منبع) آن را یاد کنند. این رفتار رندانه بما دشوار میافتاد. زیرا خواست از آنهمه نوشته از میان برداشتن پراکندگیها در این تودهی بدبخت بوده ولی آنان بیکبار وارونهی این خواست را بکار میبستند. زیرا چون خود راهی برای کوشش در پیش رو نداشتند و جز به آن نمیکوشیدند که بازدید کانالهاشان بیشتر شود ، آنها را در میان صدها نوشتهی دیگر که بضد نوشتههای ماست (از جمله صدها کتاب زیانمندی که ما خواهان از میان رفتن آنهاییم) جا میدادند. بدینسان به آشفتهمغزی و پراکندگی هممیهنان خود میکوشیدند. بلکه دیده شد پایگاهها یا کانالهایی بجای آنکه بخواهندگانِ کتابهای کسروی نشانی ما را بدهند و از این راه سودی به توده برسانند ، تنها بهرهای که از آن کتابها چشم دارند فروختن و پول اندوختن از آنهاست.
کانالهای ما با دست یارانی میگردد که جز سود توده نخواسته و نمیخواهند و اینست فداکارانه به این کوششها میپردازند. ایشان از هیچ گونه یاوری دریغ نکرده و زیان پولیش را نیز میکشند.
3ـ هیچ کار بزرگی نیست که به تنهایی به نتیجه رسد و باید خردمندان و دلسوزان کشور همدست گردیده و کوششها کنند و همه در یک راه گام بردارند تا یک کار بزرگی را به نتیجه رسانند. اینست ما از کسانی که کوششهای این کانال را بسود توده و کشور مییابند و با ما همراهند خواستاریم از هر گونه یاوری بما دریغ نکنند. این یاوریها از راههای گوناگون تواند بود. برای مثال اگر کسانی بر یکی از زبانهای ارجدار جهان چیره و خواهانند که کتابها و نوشتههای پاکدینی را به آن زبان ترجمه کنند ، خود کوشش بسیار بزرگ و هنایایی خواهد بود.
اگر توانایی نیک خواندن نوشتهها و کتابهای ما را دارند در راه گویا گردانیدن آنها بکوشند این کوشش خجستهی ایشان ماندگار خواهد بود. اگر در فراهم آوردن پیکره (عکس) ، ساخت فیلم و کلیپ و جستارهایی که با راه پاکدینی سازگاری دارد بما یاوری کنند ، این نیز یاوری ارجداری بشمار میرود.
کوتاهش آنکه هر کوششی ـ هرچند اندک ـ برای رهایی ایران از بدبختیها و درماندگیها درخور ارجشناسی است. ما به این همراهیهای شما امید بسیار داریم.
💐
🖌 کوشاد تلگرام
1ـ چنانکه میدانید تلگرام تبلیغهایی در کانال مشترکان خود میگزارد که دارندگان کانال از آن ناآگاهند. ما نیز این تبلیغات را نمیبینیم ولی آگاه شدیم که برخی از آنها با اندیشههای ما ناسازگارست. مثلاً یک رشته از آنها ، تبلیغ کارهایی است که میگویند از آن راه میتوان «پول پارو کرد». خوانندگانی که از اندیشههای پاکدینی آگاهند میدانند ما کار و پیشه و پول و معنی راست هر کدام را نیک بازنموده جای ناروشنی باز نگزاردهایم. بسیار کارها و پیشهها از جمله فالگیری ، شاعری (که شعرهای یاوه بافد) ، بورسبازی ، ملایی ، مداحی ، خادمی زیارتگاهها و مانند اینها هست که ما همگی را مفتخواری میشماریم. کار یا پیشهی سزا (مشروع) آنست که نیازی از نیازهای توده و کشور را برآورد. پول نیز رسیدی است که به کسی در برابر چنان خدمتی میدهند. تنها در این حال آن درآمد را سزا توان شمارد. ما به سزامندی کاری که با رمزارز پول پارو کند بدگمانیم. چنانکه پیشتر نیز دربارهی شرکتهای هرمی همچون گلد کوئیست گفتهایم.
گاهی نیز تبلیغها نشانی کانالیست که جستارهایش گمراه کننده است. در هر حال خوانندگان این دو نکته را بدیده بدارند که اینها بیرون اختیار ماست.
2ـ ما از آغاز کار این کانال همهی نوشتههای پاکدینی از مهنامهی پیمان ، نامهی پرچم (روزانه ، نیمهماهه و هفتگی) و کتابهای کسروی و یاران او را برایگان در دسترس خوانندگان گزاردهایم ـ کاری که از هیچ جمعیت دیگری سراغ نداریم. از بازدید کنندگان کانال نیز چشم داریم که دیگران را با کانال ما آشنا گردانند تا ایشان نیز از نوشتههای کسروی ـ راهنمای پاکدینان ـ بهرهمند گردند. لیکن جای افسوس بسیارست که دیدیم کسانی مهنامه ، روزنامه و کتابهای احمد کسروی (بلکه گفتارهای کانال) را از کتابخانهی ما برداشته ، برای آنکه بازدیدهاشان بیشتر باشد در کانالهای خود میگزاردند بیآنکه سرچشمهی (منبع) آن را یاد کنند. این رفتار رندانه بما دشوار میافتاد. زیرا خواست از آنهمه نوشته از میان برداشتن پراکندگیها در این تودهی بدبخت بوده ولی آنان بیکبار وارونهی این خواست را بکار میبستند. زیرا چون خود راهی برای کوشش در پیش رو نداشتند و جز به آن نمیکوشیدند که بازدید کانالهاشان بیشتر شود ، آنها را در میان صدها نوشتهی دیگر که بضد نوشتههای ماست (از جمله صدها کتاب زیانمندی که ما خواهان از میان رفتن آنهاییم) جا میدادند. بدینسان به آشفتهمغزی و پراکندگی هممیهنان خود میکوشیدند. بلکه دیده شد پایگاهها یا کانالهایی بجای آنکه بخواهندگانِ کتابهای کسروی نشانی ما را بدهند و از این راه سودی به توده برسانند ، تنها بهرهای که از آن کتابها چشم دارند فروختن و پول اندوختن از آنهاست.
کانالهای ما با دست یارانی میگردد که جز سود توده نخواسته و نمیخواهند و اینست فداکارانه به این کوششها میپردازند. ایشان از هیچ گونه یاوری دریغ نکرده و زیان پولیش را نیز میکشند.
3ـ هیچ کار بزرگی نیست که به تنهایی به نتیجه رسد و باید خردمندان و دلسوزان کشور همدست گردیده و کوششها کنند و همه در یک راه گام بردارند تا یک کار بزرگی را به نتیجه رسانند. اینست ما از کسانی که کوششهای این کانال را بسود توده و کشور مییابند و با ما همراهند خواستاریم از هر گونه یاوری بما دریغ نکنند. این یاوریها از راههای گوناگون تواند بود. برای مثال اگر کسانی بر یکی از زبانهای ارجدار جهان چیره و خواهانند که کتابها و نوشتههای پاکدینی را به آن زبان ترجمه کنند ، خود کوشش بسیار بزرگ و هنایایی خواهد بود.
اگر توانایی نیک خواندن نوشتهها و کتابهای ما را دارند در راه گویا گردانیدن آنها بکوشند این کوشش خجستهی ایشان ماندگار خواهد بود. اگر در فراهم آوردن پیکره (عکس) ، ساخت فیلم و کلیپ و جستارهایی که با راه پاکدینی سازگاری دارد بما یاوری کنند ، این نیز یاوری ارجداری بشمار میرود.
کوتاهش آنکه هر کوششی ـ هرچند اندک ـ برای رهایی ایران از بدبختیها و درماندگیها درخور ارجشناسی است. ما به این همراهیهای شما امید بسیار داریم.
💐