در قرآن میگوید : «هر کسی هر آنچه کند از نیک و بد کیفر یا پاداش خواهد یافت». [9] آنان آشکاره با آن آیه دشمنی نموده و حدیثها ساختهاند : «هر که علی را دوست دارد هیچ گناهی ازو زیان نخواهد داشت». [10] «هر که بگرید یا بگریاند بهشت باو بایا شود». [11] «هر که بزیارت حسین رود خدا گناهانش را بیامرزد اگرچه باندازهی برگهای درختها باشد».
اینها نمونه است. از اینگونه چندان فراوانست که بشمار نیاید. اینها نیک میرساند که این گروه تا چه اندازه با قرآن بیگانه بودهاند ، تا چه اندازه با آن بیپروایی نمودهاند.
🔹 پانوشتها :
1ـ برای آگاهیهای بیشتر و دانستن این رسواییها کتاب التشیع والشیعه که به فارسی هم ترجمه شده دیده شود.
2ـ خواست علما از ظنیالدلاله (در برابر قطعیالدلاله = روشن و مسلّم) آنست که سخنان قرآن ناروشنست و یک معنی از آن فهمیده نمیشود.
3ـ قُل لَّا أَقُولُ لَکمْ عِندِی خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیبَ [انعام 50 و هود 31] (کسروی)
4ـ وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیهِ آیاتٌ (کسروی)
5ـ قُلْ إِنَّمَا الْآیاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُّبِینٌ (کسروی)
6ـ وَقَالُوا لَن نُّؤْمِنَ لَک حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ ینبُوعًا أَوْ تَکونَ لَک بیت من زخرف ... (کسروی)
7ـ سبحانک هل کنت الا بشرا رسولا [خود آیه (به همان معنی) اینست : سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کنتُ إِلَّا بَشَرًا رَّسُولًا. سورهی اسراء ، آیهی 93] (کسروی)
8ـ وَاتَّقُوا یوْمًا لَّا تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیئًا وَلَا یقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ (کسروی)
9ـ فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ (کسروی)
10ـ حب علی حسنة لا یضر معها سیئة (کسروی)
11ـ من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنة (کسروی)
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
اینها نمونه است. از اینگونه چندان فراوانست که بشمار نیاید. اینها نیک میرساند که این گروه تا چه اندازه با قرآن بیگانه بودهاند ، تا چه اندازه با آن بیپروایی نمودهاند.
🔹 پانوشتها :
1ـ برای آگاهیهای بیشتر و دانستن این رسواییها کتاب التشیع والشیعه که به فارسی هم ترجمه شده دیده شود.
2ـ خواست علما از ظنیالدلاله (در برابر قطعیالدلاله = روشن و مسلّم) آنست که سخنان قرآن ناروشنست و یک معنی از آن فهمیده نمیشود.
3ـ قُل لَّا أَقُولُ لَکمْ عِندِی خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیبَ [انعام 50 و هود 31] (کسروی)
4ـ وَقَالُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیهِ آیاتٌ (کسروی)
5ـ قُلْ إِنَّمَا الْآیاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِیرٌ مُّبِینٌ (کسروی)
6ـ وَقَالُوا لَن نُّؤْمِنَ لَک حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ ینبُوعًا أَوْ تَکونَ لَک بیت من زخرف ... (کسروی)
7ـ سبحانک هل کنت الا بشرا رسولا [خود آیه (به همان معنی) اینست : سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کنتُ إِلَّا بَشَرًا رَّسُولًا. سورهی اسراء ، آیهی 93] (کسروی)
8ـ وَاتَّقُوا یوْمًا لَّا تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیئًا وَلَا یقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ (کسروی)
9ـ فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ (کسروی)
10ـ حب علی حسنة لا یضر معها سیئة (کسروی)
11ـ من بکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنة (کسروی)
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
96%
آری
4%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «در پیرامون ادبیات»
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (هشت از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
زیان گفتههای سعدی از چند راه است :
1) نخست از راه جبریگری که در آن باره پافشاری بسیار از خود نشان میدهد و رسواییها بار میآورد :
بخت و دولت بکاردانی نیست
جز بتأیید آسمانی نیست /
گر زمین را بآسمان دوزی
ندهندت زیاده از روزی /
گر گزندت رسد ز خلق مرنج
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج
از خدا دان خلاف دشمن و دوست
که دل هر دو در تصرف اوست
گرچه تیر از کمان همیگذرد
از کماندار بیند اهل خرد /
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای
نبُرد رگی تا نخواهد خدای /
اگر به هر سر مویت هنر دوصد باشد
هنر بکار نیاید چو بخت بد باشد /
جهد رزق ار کنی و گر نکنی
برساند خدای عزّ و جل
گر رَوی در دهان شیر و پلنگ
نخورندت مگر بروز اجل /
اگر ز کوه فروغلتد آسیا سنگی
نه عارفست که از راه سنگ برخیزد /
گنه نبود و عبادت نبود و بر سر خلق
نوشته بود که این مقبلست و آن مردود
اگر بیاد آوریم که سعدی در زمان مغول میزیسته از این شعرهای او دربارهی جبریگری معنی دیگری هم خواهیم فهمید. ایرانیان بدبخت که آن گزندها را از دست مغولان یافته بودند ـ ملیونها مردان کشته شده ، ملیونها دختران و زنان بدستگیری رفته ، پس از همه مغولان آمده بر سرشان میکوفتند و فرمان میراندند ـ در برابر چنین گزندی مردم بدبخت میبایست یا مرد باشند و از جان گذرند و از مغول کینه جویند و آنان را از کشور خود بیرون رانند ، و یا گردن بستم نهاده و با آن بدبختیها ساخته برای آرامش دلهای خود بهانههایی جویند و خود را با چیزهایی سرگرم گردانند. میبایست یکی از این دو کار را کنند. مردم بدبخت از نداشتن راهنمایان و سران باغیرتی این دوم را پذیرفته با پیشامد ساختهاند و این جبریگری بهانهی نیکی در دست آنان میبوده : «کارها با خداست» ، «خدا چنین خواسته» ، «به پیشانیمان نوشته بوده» ، «از بس گناه کردیم خدا چنگیز را از قهر خود برانگیخت» (1) . رواج صوفیگری و خراباتیگری در زمان مغول نیز از این راه بوده.
سعدی در بحبوحهی این نومیدیها و بیچارگیها برخاسته ، و آن پافشاری که دربارهی جبریگری نشان میدهد از همین راه است. او اندیشههای پست زمان خود را گرفته و بقالب شعر ریخته و برای آیندگان ارمغان گردانیده.
🔹 پانوشت :
1ـ حمدالله مستوفی در همان زمینه شعرهایی میدارد. در این باره در کتاب «صوفیگری» نیز سخنانی رفته. (کسروی)
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📣 @PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (هشت از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
زیان گفتههای سعدی از چند راه است :
1) نخست از راه جبریگری که در آن باره پافشاری بسیار از خود نشان میدهد و رسواییها بار میآورد :
بخت و دولت بکاردانی نیست
جز بتأیید آسمانی نیست /
گر زمین را بآسمان دوزی
ندهندت زیاده از روزی /
گر گزندت رسد ز خلق مرنج
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج
از خدا دان خلاف دشمن و دوست
که دل هر دو در تصرف اوست
گرچه تیر از کمان همیگذرد
از کماندار بیند اهل خرد /
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای
نبُرد رگی تا نخواهد خدای /
اگر به هر سر مویت هنر دوصد باشد
هنر بکار نیاید چو بخت بد باشد /
جهد رزق ار کنی و گر نکنی
برساند خدای عزّ و جل
گر رَوی در دهان شیر و پلنگ
نخورندت مگر بروز اجل /
اگر ز کوه فروغلتد آسیا سنگی
نه عارفست که از راه سنگ برخیزد /
گنه نبود و عبادت نبود و بر سر خلق
نوشته بود که این مقبلست و آن مردود
اگر بیاد آوریم که سعدی در زمان مغول میزیسته از این شعرهای او دربارهی جبریگری معنی دیگری هم خواهیم فهمید. ایرانیان بدبخت که آن گزندها را از دست مغولان یافته بودند ـ ملیونها مردان کشته شده ، ملیونها دختران و زنان بدستگیری رفته ، پس از همه مغولان آمده بر سرشان میکوفتند و فرمان میراندند ـ در برابر چنین گزندی مردم بدبخت میبایست یا مرد باشند و از جان گذرند و از مغول کینه جویند و آنان را از کشور خود بیرون رانند ، و یا گردن بستم نهاده و با آن بدبختیها ساخته برای آرامش دلهای خود بهانههایی جویند و خود را با چیزهایی سرگرم گردانند. میبایست یکی از این دو کار را کنند. مردم بدبخت از نداشتن راهنمایان و سران باغیرتی این دوم را پذیرفته با پیشامد ساختهاند و این جبریگری بهانهی نیکی در دست آنان میبوده : «کارها با خداست» ، «خدا چنین خواسته» ، «به پیشانیمان نوشته بوده» ، «از بس گناه کردیم خدا چنگیز را از قهر خود برانگیخت» (1) . رواج صوفیگری و خراباتیگری در زمان مغول نیز از این راه بوده.
سعدی در بحبوحهی این نومیدیها و بیچارگیها برخاسته ، و آن پافشاری که دربارهی جبریگری نشان میدهد از همین راه است. او اندیشههای پست زمان خود را گرفته و بقالب شعر ریخته و برای آیندگان ارمغان گردانیده.
🔹 پانوشت :
1ـ حمدالله مستوفی در همان زمینه شعرهایی میدارد. در این باره در کتاب «صوفیگری» نیز سخنانی رفته. (کسروی)
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📣 @PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
92%
آری
4%
نه
4%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دنبالهی دفتر «حقایق زندگی»
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (سه از چهار)
2ـ آنان با قرآن صد نافرمانی نمودهاند
اینان چنانکه با قرآن بیگانه بودهاند ، با دستورهای آن صد نافرمانی نمودهاند. قرآن کتاب بتشکن بوده و پیغمبر اسلام نبرد بزرگی با بتپرستی کرده. خواست قرآن یکی این میبوده که جز خدا بکسی پرستش نرود ، و کسی دست دارنده در کارهای جهان شناخته نگردد. از اینسو ما میدانیم که اینان چه بتهایی را میپرستند و چه کسانی را دست دارنده در کارهای خدا میشناسند. شهری یا دیهی نیست که یک یا چند بتخانه در آن نباشد.
یکی فرمانبرداری از «اولوالامر» (یا خلیفه) بوده و ما نیک میدانیم که اینان با خلفای اسلام چه رفتاری داشتهاند. نافرمانبرداری بجای خود که صد زشتگویی به بهترین خلفای اسلام روا داشتهاند.
امام علیبنابیطالب که اینان بدروغ خود را پیروان او مینامند با سه خلیفه که پیش ازو میبودند با نیکی و خوشی زیست و هیچگاه بکشاکش و گفتگو با آنان برنخاست.
اینان از بدنهادی که دستاویزی پیدا کنند و به بزرگان اسلام زباندرازی و بیفرهنگی نمایند ، دشمنی میانهی آن امام با سه خلیفه انداخته صد داستان دروغ و زشت ساخته در کتابهاشان نوشتهاند. بلکه بیباکی را بجایی رسانیدهاند که دست در قرآن برده به بسیاری از آیهها جملههایی افزودهاند. گذشته از آنکه دو سورهی جداگانه ساخته درمیان سورهها جا دادهاند.
من ننگم میآید در این باره بسخن آشکاری پردازم و بیاحترامیهایی را که این گروه با قرآن کرده و دستبردهایی که در جملههای قرآن یا در معنی آیهها بکار بردهاند بیپرده یاد کنم. بهتر میدانم که در پرده بگزارم و بگذرم. [1]
🔹 پانوشتها :
1ـ تا سال بعد هم کسروی از پردهدری بازایستاد و از «شنایع شیعه» سخنی بمیان نیاورد. لیکن در 1324 که بار دیگر ملایان بکولیگری و هوچیگریها بلکه بجنایتهای تازهای برخاستند در ماهنامهی دیماه آن سال این سخن را براه «تهدید» انداخته چنین نوشت :
«اگر این رفتارِ پست دنباله پیدا کند گذشته از سزایی که خواهند دید ما را ناچار خواهند گردانید که کتابی نوشته و بچاپ رسانیده و همهی «شنایع» کیش آنها را که تاکنون بیرون نیفتاده و کمتر کسی آگاه گردیده بیرون ریزیم ... ما تاکنون نخواسته بودیم این پردهدری را بکنیم. ما بایای خود میدانیم که این کیش را مانندهی دیگر گمراهیها از ریشه براندازیم. ولی هیچگاه نمیخواستیم «شنایع» آن را بیپرده سازیم. ولی اگر رفتار زشت این ناکسان دامنه پیدا کند بزودی چنان کتابی ، چه به عربی و چه به فارسی ، پراکنده خواهد شد».
دشمنان کسروی نیک میدانستند که اگر دروغسازیها و شورانیدن مردم عامی دنباله یابد ، او این تهدید را بکار خواهد بست و چون از بهرهمندیهایی که از «نادان ماندن مردم» مییافتند نیز دست کشیدن نمیخواستند اینبود جز خاموش کردن او ، راه دیگری در برابر خود نمیدیدند. از اینرو هراس از بیپرده گردیدن شنایع این کیش را باید یکی دیگر از انگیزههای ترور وی دانست.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (سه از چهار)
2ـ آنان با قرآن صد نافرمانی نمودهاند
اینان چنانکه با قرآن بیگانه بودهاند ، با دستورهای آن صد نافرمانی نمودهاند. قرآن کتاب بتشکن بوده و پیغمبر اسلام نبرد بزرگی با بتپرستی کرده. خواست قرآن یکی این میبوده که جز خدا بکسی پرستش نرود ، و کسی دست دارنده در کارهای جهان شناخته نگردد. از اینسو ما میدانیم که اینان چه بتهایی را میپرستند و چه کسانی را دست دارنده در کارهای خدا میشناسند. شهری یا دیهی نیست که یک یا چند بتخانه در آن نباشد.
یکی فرمانبرداری از «اولوالامر» (یا خلیفه) بوده و ما نیک میدانیم که اینان با خلفای اسلام چه رفتاری داشتهاند. نافرمانبرداری بجای خود که صد زشتگویی به بهترین خلفای اسلام روا داشتهاند.
امام علیبنابیطالب که اینان بدروغ خود را پیروان او مینامند با سه خلیفه که پیش ازو میبودند با نیکی و خوشی زیست و هیچگاه بکشاکش و گفتگو با آنان برنخاست.
اینان از بدنهادی که دستاویزی پیدا کنند و به بزرگان اسلام زباندرازی و بیفرهنگی نمایند ، دشمنی میانهی آن امام با سه خلیفه انداخته صد داستان دروغ و زشت ساخته در کتابهاشان نوشتهاند. بلکه بیباکی را بجایی رسانیدهاند که دست در قرآن برده به بسیاری از آیهها جملههایی افزودهاند. گذشته از آنکه دو سورهی جداگانه ساخته درمیان سورهها جا دادهاند.
من ننگم میآید در این باره بسخن آشکاری پردازم و بیاحترامیهایی را که این گروه با قرآن کرده و دستبردهایی که در جملههای قرآن یا در معنی آیهها بکار بردهاند بیپرده یاد کنم. بهتر میدانم که در پرده بگزارم و بگذرم. [1]
🔹 پانوشتها :
1ـ تا سال بعد هم کسروی از پردهدری بازایستاد و از «شنایع شیعه» سخنی بمیان نیاورد. لیکن در 1324 که بار دیگر ملایان بکولیگری و هوچیگریها بلکه بجنایتهای تازهای برخاستند در ماهنامهی دیماه آن سال این سخن را براه «تهدید» انداخته چنین نوشت :
«اگر این رفتارِ پست دنباله پیدا کند گذشته از سزایی که خواهند دید ما را ناچار خواهند گردانید که کتابی نوشته و بچاپ رسانیده و همهی «شنایع» کیش آنها را که تاکنون بیرون نیفتاده و کمتر کسی آگاه گردیده بیرون ریزیم ... ما تاکنون نخواسته بودیم این پردهدری را بکنیم. ما بایای خود میدانیم که این کیش را مانندهی دیگر گمراهیها از ریشه براندازیم. ولی هیچگاه نمیخواستیم «شنایع» آن را بیپرده سازیم. ولی اگر رفتار زشت این ناکسان دامنه پیدا کند بزودی چنان کتابی ، چه به عربی و چه به فارسی ، پراکنده خواهد شد».
دشمنان کسروی نیک میدانستند که اگر دروغسازیها و شورانیدن مردم عامی دنباله یابد ، او این تهدید را بکار خواهد بست و چون از بهرهمندیهایی که از «نادان ماندن مردم» مییافتند نیز دست کشیدن نمیخواستند اینبود جز خاموش کردن او ، راه دیگری در برابر خود نمیدیدند. از اینرو هراس از بیپرده گردیدن شنایع این کیش را باید یکی دیگر از انگیزههای ترور وی دانست.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند از راه نشانی زیر با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
@PakdiniHambastegibot
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
95%
آری
5%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «در پیرامون ادبیات»
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (نه از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
2) اندیشههای صوفیانه دربارهی بیارجی جهان و چندگاهه[=موقتی] بودنِ آن سرمایهی بزرگی برای یاوهبافیهای شاعر بوده. پیاپی آن را یاد میکند :
جهان بر آب نهاده است و آدمی بر باد
غلام همت آنم که دل بَرو ننهاد
هر که را خیمه بصحرای قناعت زدهاند
گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زینهار این مکن که نکرده است مقبلی
دنیا پلیست رهگذر مرد آخرت
اهل تمیز خانه نسازند بر پلی
شب هر توانگری بسرایی همیرود
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
چو رخت از مملکت بربست خواهی
گدایی بهتر است از پادشاهی
پیداست که در این باره هم پیشامد چیرگی مغول کارگر بوده. اندیشههای پست صوفیانه چیزهایی میبوده که مردم بدبخت خود را با آنها سرگرم گردانیده آتشهای اندوه را در دلهای خود خاموش میگردانیدهاند.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (نه از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
2) اندیشههای صوفیانه دربارهی بیارجی جهان و چندگاهه[=موقتی] بودنِ آن سرمایهی بزرگی برای یاوهبافیهای شاعر بوده. پیاپی آن را یاد میکند :
جهان بر آب نهاده است و آدمی بر باد
غلام همت آنم که دل بَرو ننهاد
هر که را خیمه بصحرای قناعت زدهاند
گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زینهار این مکن که نکرده است مقبلی
دنیا پلیست رهگذر مرد آخرت
اهل تمیز خانه نسازند بر پلی
شب هر توانگری بسرایی همیرود
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
چو رخت از مملکت بربست خواهی
گدایی بهتر است از پادشاهی
پیداست که در این باره هم پیشامد چیرگی مغول کارگر بوده. اندیشههای پست صوفیانه چیزهایی میبوده که مردم بدبخت خود را با آنها سرگرم گردانیده آتشهای اندوه را در دلهای خود خاموش میگردانیدهاند.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دنبالهی دفتر «حقایق زندگی»
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (چهار از چهار)
3ـ آنان قرآن را فالنامه میشناسند
یک نمونهی روشنی از بیاحترامیهای ملایان با قرآن استخاره کردن و دعا نوشتن از آنست. همه میدانیم که ملایان که مفت میخورند و مفت میزیند ، یکی از کارهایی که برای مردم انجام میدهند استخاره گرفتن از قرآن (و یا از تسبیح) ، و دیگری دعا نوشتن است.
ببینید تا چه اندازه نادانند که تاکنون زشتی استخاره و بیهوده بودن آن را ندانستهاند. خدا بمردم برای شناختن سود و زیان ، خرد و اندیشه داده ولی اینان برای آنکه بازارشان گرم باشد بمردم میگویند : اندیشه بکار نبرید ، خرد راه نیندازید ، بیایید ما با قرآن یا تسبیح از خدا برای شما شور خواهیم.
یکی نمیپرسد : مگر خدا در آنجا نشسته که شما هرچه بپرسید پاسخ دهد؟! کی چنین قراری با خدا گزارده شده؟! اگر کار اینست که مردم نیک و بد را از خدا بپرسند پس اندیشه و فهم و خرد برای چیست؟!..
آنگاه تنها بهرهمندی که از قرآن شناختهاند یا همینست که استخاره کنند یا آنست که «و ان یکاد» و دیگر دعاها نویسند.
یک کتاب خدایی که دستورهای بسیار ارجدار دربارهی زندگانی میداد و آموزاکهای بس سودمند دربارهی جهان و زندگانی دربر میداشت ، اینان از همهی آنها چشم پوشیده تنها فال گرفتن و دعا نوشتن را شناخته کتاب خدایی را فالنامه و جادونامه گردانیدهاند.
دربارهی ملایان تبریز همان پیشامد اخیر بهمنماه و دو داستان دیگری که پیش از آن در تبریز رخ داده بهترین نمونه است که آنان بقرآن با چه دیده مینگرند و چگونه آن را افزاری برای پیشرفت کارهای دغل و هوسهای پست خود میشناسند. هر زمان که دولت به یک ملای دیهداری فشار آورد و مالیات چند ساله خواست ، و یا هر هنگام که گفتگوی موقوفات و گرفتن آن از دست موقوفهخواران بمیان آمد و یا هرگاه که از ملایان پرسشی رفت و از پاسخ درماندند ـ در چنین هنگامهاست که باید قرآن را افزار گردانند و دروغی بنام قرآنسوزانی بمیان اندازند و مردم وحشی را بوحشیگریها برانگیزند. اینست ارجی که آنان بقرآن میگزارند. اینست سودی که از آن میخواهند.
در همان تبریز اگر شما بمسجدها بروید خواهید دید همه مزبله است و در هر گوشه از ورق پارههای قرآن که با چرک و خاک آلوده گردیده تودهای هست. از هر کوچهای بگذرید گدایان سراپا چرک و ناپاکی را خواهید دید که قرآنهای پاره و چرکآلودی را بدست گرفته با آوازهای ناخوشی و با لحنهای بسیار بدی ، با صد غلط قرآن میخوانند و آن را دستاویز گدایی خود گردانیدهاند.
کتابهای بسیاری از فالنامه و زیارتنامه و مانند اینها هر کسی سورههایی را از قرآن گرفته با فالها و شرکنامهها درهم گردانیده کتابی پدید آوردهاند.
نادانان شوم تاکنون آن را ندانستهاند که پاسداری با قرآن چیست. ندانستهاند که زشتترین ناپاسداری با قرآن همانست که آن را با فالنامهها و شرکنامهها درهم گردانند.
نادانان دین ناشناس ندانستهاند که یاران پیغمبر ـ همان مردانی که در راه پیشرفت قرآن و پایداری اسلام جانفشانیها کرده بودند ـ در زمان عثمان چون قرآن نسخههای گوناگون پیدا کرده بود یکی را از آنها که درستتر میبود برگزیده نگاه داشتند و بازمانده را برای آنکه مایهی پراکندگی درمیان مسلمانان نباشد سوزانیدند و کسی آن را ناپاسداری با قرآن نشمرد. بلکه ناپاسداری با قرآن نگاه داشتن آن نسخهها و مسلمانان را از هم پراکندن دانستند. ولی اینان ـ این نامسلمانان ، این بیدینان ـ از صد راه برای از هم پراکندن مسلمانان کوشیدهاند ، بلکه چنانکه گفتیم از ساختن سورهها و افزودن بآیههای قرآن نیز بازنایستادهاند و این را بیاحترامی باسلام و قرآن نشماردهاند ، ولی اگر در پشت باطلهی قرآن عکس شیری بچاپ رسیده آن را دستاویزی گردانیده آن وحشیگریها را پدید آوردهاند.
در تبریز یکی از کتابهایی که در کانون آزادگان سوزانیده شده «جامعالدَعَوات» بوده. این یک کتابِ فال و جادو و طلسم است که بایستی سوزانیده شود. ولی چون نامش «جامعالدعوات» بوده عنوانی بدست بهانهجویان داده است.
گاهی نیز میگویند : در آن کتاب سوره یا آیههای قرآن بوده است. میگویم : نخست آنکه در تبریز بهنگام سوزانیدن هرچه سوره یا آیه بوده بیرون آوردهاند و این را در همان هنگام بما آگاهی داده بودند. دوم بآن نیز نیازی نبوده است. برای قرآن بدترین بیاحترامی همان میبوده که آیهها و سورهها و یا نام پاکْآفریدگار در یک کتاب جادو و طلسم باشد و هرآینه آن سوزانیدن برای آیهها و سورههای قرآن ، احترام بجا آوردن میبوده است. دیگران هر بهانه درست میکنند بکنند. ما نیک دانیم که با یک کتاب ورجاوند خدایی که پاسش میداریم چه رفتاری کنیم.
👇
🖌 احمد کسروی
🔸 ما از همهی پاکدلان داوری میخواهیم ـ2ـ (چهار از چهار)
3ـ آنان قرآن را فالنامه میشناسند
یک نمونهی روشنی از بیاحترامیهای ملایان با قرآن استخاره کردن و دعا نوشتن از آنست. همه میدانیم که ملایان که مفت میخورند و مفت میزیند ، یکی از کارهایی که برای مردم انجام میدهند استخاره گرفتن از قرآن (و یا از تسبیح) ، و دیگری دعا نوشتن است.
ببینید تا چه اندازه نادانند که تاکنون زشتی استخاره و بیهوده بودن آن را ندانستهاند. خدا بمردم برای شناختن سود و زیان ، خرد و اندیشه داده ولی اینان برای آنکه بازارشان گرم باشد بمردم میگویند : اندیشه بکار نبرید ، خرد راه نیندازید ، بیایید ما با قرآن یا تسبیح از خدا برای شما شور خواهیم.
یکی نمیپرسد : مگر خدا در آنجا نشسته که شما هرچه بپرسید پاسخ دهد؟! کی چنین قراری با خدا گزارده شده؟! اگر کار اینست که مردم نیک و بد را از خدا بپرسند پس اندیشه و فهم و خرد برای چیست؟!..
آنگاه تنها بهرهمندی که از قرآن شناختهاند یا همینست که استخاره کنند یا آنست که «و ان یکاد» و دیگر دعاها نویسند.
یک کتاب خدایی که دستورهای بسیار ارجدار دربارهی زندگانی میداد و آموزاکهای بس سودمند دربارهی جهان و زندگانی دربر میداشت ، اینان از همهی آنها چشم پوشیده تنها فال گرفتن و دعا نوشتن را شناخته کتاب خدایی را فالنامه و جادونامه گردانیدهاند.
دربارهی ملایان تبریز همان پیشامد اخیر بهمنماه و دو داستان دیگری که پیش از آن در تبریز رخ داده بهترین نمونه است که آنان بقرآن با چه دیده مینگرند و چگونه آن را افزاری برای پیشرفت کارهای دغل و هوسهای پست خود میشناسند. هر زمان که دولت به یک ملای دیهداری فشار آورد و مالیات چند ساله خواست ، و یا هر هنگام که گفتگوی موقوفات و گرفتن آن از دست موقوفهخواران بمیان آمد و یا هرگاه که از ملایان پرسشی رفت و از پاسخ درماندند ـ در چنین هنگامهاست که باید قرآن را افزار گردانند و دروغی بنام قرآنسوزانی بمیان اندازند و مردم وحشی را بوحشیگریها برانگیزند. اینست ارجی که آنان بقرآن میگزارند. اینست سودی که از آن میخواهند.
در همان تبریز اگر شما بمسجدها بروید خواهید دید همه مزبله است و در هر گوشه از ورق پارههای قرآن که با چرک و خاک آلوده گردیده تودهای هست. از هر کوچهای بگذرید گدایان سراپا چرک و ناپاکی را خواهید دید که قرآنهای پاره و چرکآلودی را بدست گرفته با آوازهای ناخوشی و با لحنهای بسیار بدی ، با صد غلط قرآن میخوانند و آن را دستاویز گدایی خود گردانیدهاند.
کتابهای بسیاری از فالنامه و زیارتنامه و مانند اینها هر کسی سورههایی را از قرآن گرفته با فالها و شرکنامهها درهم گردانیده کتابی پدید آوردهاند.
نادانان شوم تاکنون آن را ندانستهاند که پاسداری با قرآن چیست. ندانستهاند که زشتترین ناپاسداری با قرآن همانست که آن را با فالنامهها و شرکنامهها درهم گردانند.
نادانان دین ناشناس ندانستهاند که یاران پیغمبر ـ همان مردانی که در راه پیشرفت قرآن و پایداری اسلام جانفشانیها کرده بودند ـ در زمان عثمان چون قرآن نسخههای گوناگون پیدا کرده بود یکی را از آنها که درستتر میبود برگزیده نگاه داشتند و بازمانده را برای آنکه مایهی پراکندگی درمیان مسلمانان نباشد سوزانیدند و کسی آن را ناپاسداری با قرآن نشمرد. بلکه ناپاسداری با قرآن نگاه داشتن آن نسخهها و مسلمانان را از هم پراکندن دانستند. ولی اینان ـ این نامسلمانان ، این بیدینان ـ از صد راه برای از هم پراکندن مسلمانان کوشیدهاند ، بلکه چنانکه گفتیم از ساختن سورهها و افزودن بآیههای قرآن نیز بازنایستادهاند و این را بیاحترامی باسلام و قرآن نشماردهاند ، ولی اگر در پشت باطلهی قرآن عکس شیری بچاپ رسیده آن را دستاویزی گردانیده آن وحشیگریها را پدید آوردهاند.
در تبریز یکی از کتابهایی که در کانون آزادگان سوزانیده شده «جامعالدَعَوات» بوده. این یک کتابِ فال و جادو و طلسم است که بایستی سوزانیده شود. ولی چون نامش «جامعالدعوات» بوده عنوانی بدست بهانهجویان داده است.
گاهی نیز میگویند : در آن کتاب سوره یا آیههای قرآن بوده است. میگویم : نخست آنکه در تبریز بهنگام سوزانیدن هرچه سوره یا آیه بوده بیرون آوردهاند و این را در همان هنگام بما آگاهی داده بودند. دوم بآن نیز نیازی نبوده است. برای قرآن بدترین بیاحترامی همان میبوده که آیهها و سورهها و یا نام پاکْآفریدگار در یک کتاب جادو و طلسم باشد و هرآینه آن سوزانیدن برای آیهها و سورههای قرآن ، احترام بجا آوردن میبوده است. دیگران هر بهانه درست میکنند بکنند. ما نیک دانیم که با یک کتاب ورجاوند خدایی که پاسش میداریم چه رفتاری کنیم.
👇
جامعالدعوات و مانندهای آن را که بسوزانند این سوزانیدن دربارهی آن فالها و جادوها و طلسمها بمعنی بیزاری جستن ، و دربارهی آیههای قرآن آن را از یک جای ناسزایی بیرون آوردن و از یک بیاحترامی رها گردانیدنست.
پرچم هفتگی ـ شمارهی چهارم ـ 19 فروردین ماه 1323
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
پرچم هفتگی ـ شمارهی چهارم ـ 19 فروردین ماه 1323
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
81%
آری
15%
نه
4%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دنبالهی دفتر «حقایق زندگی» ، از پرچم نیمهماهه
🖌 احمد کسروی
🔸 سال 1322 [یا راهنمایی بجوانان] : یک ، دو ، سه
🔸 پولداران و آزمندان ـ1ـ : یک ، دو ، سه
🔸 پولداران و آزمندان ـ2ـ : یک ، دو ، سه ، چهار
🔸 خردهگیری [دربارهی اتحاد] و پاسخ آن : یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش ، هفت
🔸 دغلکاری و هوچیگری
🔸 مگر فهم و دانش آزاد نیست؟!
🔸 چرا با حقایق نبرد میکنند
🔸 دربارهی تریاک و باده
🔸 جای نومیدی نیست
🔸 پیغمبری چیست؟.. : یک ، دو
🔸 چگونه «حزب» میسازند : یک ، دو ، سه
🔸 جای شگفت نیست
✴️ ما بیش از اینها از خوانندگانمان چشم داریم ✴️
🔸 برانگیختگی چیست؟.. : یک ، دو ، سه
🔸 مردگان بجهان بازخواهند گشت؟! : یک ، دو ، سه
🔸 بهتر است بکارهای زندگی پردازید
🔸 یک نبرد دیگری که باید کنیم : یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج
🔸 ملایان شوشتر بخوانند : یک ، دو ، سه ، چهار
🔸 باید دشنام را نیز معنی کنیم : یک ، دو
🔸 خردهگیری و پاسخ آن
🔸 باز در پیرامون گوهر و تبار آدمی : یک ، دو
🔸 بیهوده دست و پا میزنند (1) : یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش
.
🖌 احمد کسروی
🔸 سال 1322 [یا راهنمایی بجوانان] : یک ، دو ، سه
🔸 پولداران و آزمندان ـ1ـ : یک ، دو ، سه
🔸 پولداران و آزمندان ـ2ـ : یک ، دو ، سه ، چهار
🔸 خردهگیری [دربارهی اتحاد] و پاسخ آن : یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش ، هفت
🔸 دغلکاری و هوچیگری
🔸 مگر فهم و دانش آزاد نیست؟!
🔸 چرا با حقایق نبرد میکنند
🔸 دربارهی تریاک و باده
🔸 جای نومیدی نیست
🔸 پیغمبری چیست؟.. : یک ، دو
🔸 چگونه «حزب» میسازند : یک ، دو ، سه
🔸 جای شگفت نیست
✴️ ما بیش از اینها از خوانندگانمان چشم داریم ✴️
🔸 برانگیختگی چیست؟.. : یک ، دو ، سه
🔸 مردگان بجهان بازخواهند گشت؟! : یک ، دو ، سه
🔸 بهتر است بکارهای زندگی پردازید
🔸 یک نبرد دیگری که باید کنیم : یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج
🔸 ملایان شوشتر بخوانند : یک ، دو ، سه ، چهار
🔸 باید دشنام را نیز معنی کنیم : یک ، دو
🔸 خردهگیری و پاسخ آن
🔸 باز در پیرامون گوهر و تبار آدمی : یک ، دو
🔸 بیهوده دست و پا میزنند (1) : یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش
.
Telegram
پاکدینی ـ احمد کسروی
📖 دنبالهی دفتر «حقایق زندگی»
🖌 احمد کسروی
🔸 سال 1322 [یا راهنمایی بجوانان] (یک از سه)
سال کهن 1321 به پایان رسیده سال نو 1322 آغاز یافت. چه سالی را در پشت سر گزاردهایم و چه سالی را در پیش میداریم؟..
اگر بجهان نگریم : یک سال بیمناکی را گذرانیدهایم…
🖌 احمد کسروی
🔸 سال 1322 [یا راهنمایی بجوانان] (یک از سه)
سال کهن 1321 به پایان رسیده سال نو 1322 آغاز یافت. چه سالی را در پشت سر گزاردهایم و چه سالی را در پیش میداریم؟..
اگر بجهان نگریم : یک سال بیمناکی را گذرانیدهایم…
📖 کتاب «در پیرامون ادبیات»
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (ده از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
3) اندیشههای پست و بیخردانهی زمان خود را برویهی «پند» یا «حکمت» انداخته بقالب سخن ریخته :
قرار در کف آزادگان نگیرد مال
نه صبر در دل عاشق نه آب در غربال /
چو پرخاش بینی تحمل بیار
که نرمی ببندد در کارزار
لطافت کن آنجا که بینی ستیز
نبُرد قز نرم را تیغ تیز /
چون زهرهی شیران بدرد نعرهی کوس
زنهار مده جان گرامی بفسوس
با هر که خصومت نتوان کرد بساز
دستی که بدندان نتوان برد ببوس /
استاد معلم چو بود کمآزار
خرسک بازند کودکان در بازار
ناسزایی را چو بینی بَختیار
عاقلان تسلیم کردند اختیار
باش تا دستش ببندد روزگار
پس بکام دوستان چشمش درآر /
خلافت رأی سلطان رأی جستن
بخون خویش باشد دست شستن
اگر خود روز را گوید شبست این
بباید گفت اینک ماه و پروین
خواست بزرگ سعدی سخن بافتن و شعر گفتن میبوده. هوس پندآموزی نیز دست از گریبانش برنمیداشته. اینست هرچه خود اندیشیده یا پنداشته و یا از جای دیگری بدست آورده ، نیک و بد و راست و دروغ ، برشتهی سخن کشیده. چهبسا که وارونهگوییها کرده. مثلاً با آنهمه پافشاری دربارهی جبریگری در جای دیگر بکوشش ارج گزارده میگوید :
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
کسی که دربارهی «بخت و هنر» آن شعر را سروده و هنر را بیهوده شناخته ، در جای دیگر بآن ارج نهاده میگوید :
گر بغریبی رود از شهر خویش
محنت و سستی نکشد پینهدوز
ور بخرابی فتد از ملک خویش
گرسنه خسبد ملک نیمروز
سخنان نیک یا نیکنمایی که ما گاهی در گلستان یا در شعرهای او میبینیم آنهاست که از جای دیگری گرفته. مثلاً این شعرهای او :
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
که بزبانها افتاده و آنها را به رخ ما میکشند از یک گفتهی عربی (یا حدیث) برداشته شده. من اینک عربی آن را برای شما میخوانم :
الناس فی تواددهم کمثل جسد اذا اشتکی له عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر و الحمی.
دلیل آنکه چنین اندیشههایی در مغز سعدی نبوده آنست که با آنکه در زمان تاخت و کشتار مغول زیسته و آنهمه اندوه و بدبختی ایرانیان را با دیده دیده و آنهمه نالهها را با گوش شنیده ، در شعرها و گفتههای خود کمترین غمخواری نشان نداده. کسی که میگوید :
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
خود از رنج و اندوه مردم آن بیغمی را نشان داده. در همهی شعرهای سعدی شما در دو جا یاد از داستان مغول و از گزندهای آنها توانید یافت :
یکی در مرثیهای که از روی سَهِشهای پست شاعری برای مُستَعصِم سروده و آسمان را بَرو خون گریانیده :
آسمان را حق بود گر خود ببارد بر زمین
در زوال ملک مُستَعصِم امیرالمؤمنین
از آنهمه کشتارها و از آنهمه ستمهای دلگداز تنها کشته شدن «مُستَعصِم امیرالمؤمنین» و «زوال ملک» او بوده که شاعر را سَهانیده. دیگران در حساب هیچی نمیبودهاند. مرثیهای هم بعربی دربارهی ویرانی بغداد (که شهر امیرالمؤمنین میبوده) سروده :
نسیم صبا بغداد بعد خرابها
فیالیتها کانت تمر علی قبری
دیگری یک داستان پست که درمیان «هزلیات» خود آورده و در گرماگرم دلخکبازیهای خود یادی از کشتار بغداد کرده میگوید :
بوق رویین در آن قبیله نهاد
همچو شمشیر قتل در بغداد
اینها هم نمونهای از سهشهای او از رهگذر داستان دلگداز مغول میباشد.
در یک جای دیگر نیز ما نشانی از مغولان در شعرهای شاعر مییابیم و آن قصیدهایست که در ستایش ایلخان (که اَباقاخان پسر هلاکوخان میبوده) سروده و برای او هزار سال زندگانی خواسته است.
هوس سخنبافی و پندآموزی چندان گریبانگیر سعدی میبوده که گاهی او را بدروغبافی نیز واداشته. بیشتر داستانهایی که از خود میگوید دروغست. یکی از داستانهای دروغ او شعرهای پایین است :
قضا را من و پیری از فاریاب
رسیدیم در خاک مغرب بآب
مرا یک درم بود برداشتند
بکشتی ، و درویش بگزاشتند
سیاهان براندند کشتی چو دود
که آن ناخدا ناخداترس بود
مرا گریه آمد ز تیمار جفت
بر آن گریه قهقه بخندید و گفت
مخور غم برای من ای پرخرد
مرا آن کس آرد که کشتی برد
بگسترد سجاده بر روی آب
خیالست پنداشتم یا بخواب
ز مدهوشیم دیده آن شب نخفت
نگه بامدادان بمن کرد و گفت
تو لنگی بچوب آمدی من بپای
ترا کشتی آورد ما را خدای
چرا اهل معنی بدین نگروند
که ابدال در آب و آتش روند
نه طفلی کز آتش ندارد خبر
نگه داردش مادر مهرور؟
پس آنان که در وجد مستغرقند
شب و روز در عین حفظ حقند
نگه دارد از تاب آتش خلیل
چو تابوت موسا ز غرقاب نیل
چو کودک بدست شناور بر است
نترسد وگر دجله پهناور است
تو بر روی دریا قدم چون زنی
چو مردان که بر خشک تردامنی
👇
🖌 احمد کسروی
📝 نشست سوم : زیان بس بزرگی که از شعرها برخاسته (ده از پانزده)
[ دنبالهی 2ـ سعدی :]
3) اندیشههای پست و بیخردانهی زمان خود را برویهی «پند» یا «حکمت» انداخته بقالب سخن ریخته :
قرار در کف آزادگان نگیرد مال
نه صبر در دل عاشق نه آب در غربال /
چو پرخاش بینی تحمل بیار
که نرمی ببندد در کارزار
لطافت کن آنجا که بینی ستیز
نبُرد قز نرم را تیغ تیز /
چون زهرهی شیران بدرد نعرهی کوس
زنهار مده جان گرامی بفسوس
با هر که خصومت نتوان کرد بساز
دستی که بدندان نتوان برد ببوس /
استاد معلم چو بود کمآزار
خرسک بازند کودکان در بازار
ناسزایی را چو بینی بَختیار
عاقلان تسلیم کردند اختیار
باش تا دستش ببندد روزگار
پس بکام دوستان چشمش درآر /
خلافت رأی سلطان رأی جستن
بخون خویش باشد دست شستن
اگر خود روز را گوید شبست این
بباید گفت اینک ماه و پروین
خواست بزرگ سعدی سخن بافتن و شعر گفتن میبوده. هوس پندآموزی نیز دست از گریبانش برنمیداشته. اینست هرچه خود اندیشیده یا پنداشته و یا از جای دیگری بدست آورده ، نیک و بد و راست و دروغ ، برشتهی سخن کشیده. چهبسا که وارونهگوییها کرده. مثلاً با آنهمه پافشاری دربارهی جبریگری در جای دیگر بکوشش ارج گزارده میگوید :
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
کسی که دربارهی «بخت و هنر» آن شعر را سروده و هنر را بیهوده شناخته ، در جای دیگر بآن ارج نهاده میگوید :
گر بغریبی رود از شهر خویش
محنت و سستی نکشد پینهدوز
ور بخرابی فتد از ملک خویش
گرسنه خسبد ملک نیمروز
سخنان نیک یا نیکنمایی که ما گاهی در گلستان یا در شعرهای او میبینیم آنهاست که از جای دیگری گرفته. مثلاً این شعرهای او :
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
که بزبانها افتاده و آنها را به رخ ما میکشند از یک گفتهی عربی (یا حدیث) برداشته شده. من اینک عربی آن را برای شما میخوانم :
الناس فی تواددهم کمثل جسد اذا اشتکی له عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر و الحمی.
دلیل آنکه چنین اندیشههایی در مغز سعدی نبوده آنست که با آنکه در زمان تاخت و کشتار مغول زیسته و آنهمه اندوه و بدبختی ایرانیان را با دیده دیده و آنهمه نالهها را با گوش شنیده ، در شعرها و گفتههای خود کمترین غمخواری نشان نداده. کسی که میگوید :
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
خود از رنج و اندوه مردم آن بیغمی را نشان داده. در همهی شعرهای سعدی شما در دو جا یاد از داستان مغول و از گزندهای آنها توانید یافت :
یکی در مرثیهای که از روی سَهِشهای پست شاعری برای مُستَعصِم سروده و آسمان را بَرو خون گریانیده :
آسمان را حق بود گر خود ببارد بر زمین
در زوال ملک مُستَعصِم امیرالمؤمنین
از آنهمه کشتارها و از آنهمه ستمهای دلگداز تنها کشته شدن «مُستَعصِم امیرالمؤمنین» و «زوال ملک» او بوده که شاعر را سَهانیده. دیگران در حساب هیچی نمیبودهاند. مرثیهای هم بعربی دربارهی ویرانی بغداد (که شهر امیرالمؤمنین میبوده) سروده :
نسیم صبا بغداد بعد خرابها
فیالیتها کانت تمر علی قبری
دیگری یک داستان پست که درمیان «هزلیات» خود آورده و در گرماگرم دلخکبازیهای خود یادی از کشتار بغداد کرده میگوید :
بوق رویین در آن قبیله نهاد
همچو شمشیر قتل در بغداد
اینها هم نمونهای از سهشهای او از رهگذر داستان دلگداز مغول میباشد.
در یک جای دیگر نیز ما نشانی از مغولان در شعرهای شاعر مییابیم و آن قصیدهایست که در ستایش ایلخان (که اَباقاخان پسر هلاکوخان میبوده) سروده و برای او هزار سال زندگانی خواسته است.
هوس سخنبافی و پندآموزی چندان گریبانگیر سعدی میبوده که گاهی او را بدروغبافی نیز واداشته. بیشتر داستانهایی که از خود میگوید دروغست. یکی از داستانهای دروغ او شعرهای پایین است :
قضا را من و پیری از فاریاب
رسیدیم در خاک مغرب بآب
مرا یک درم بود برداشتند
بکشتی ، و درویش بگزاشتند
سیاهان براندند کشتی چو دود
که آن ناخدا ناخداترس بود
مرا گریه آمد ز تیمار جفت
بر آن گریه قهقه بخندید و گفت
مخور غم برای من ای پرخرد
مرا آن کس آرد که کشتی برد
بگسترد سجاده بر روی آب
خیالست پنداشتم یا بخواب
ز مدهوشیم دیده آن شب نخفت
نگه بامدادان بمن کرد و گفت
تو لنگی بچوب آمدی من بپای
ترا کشتی آورد ما را خدای
چرا اهل معنی بدین نگروند
که ابدال در آب و آتش روند
نه طفلی کز آتش ندارد خبر
نگه داردش مادر مهرور؟
پس آنان که در وجد مستغرقند
شب و روز در عین حفظ حقند
نگه دارد از تاب آتش خلیل
چو تابوت موسا ز غرقاب نیل
چو کودک بدست شناور بر است
نترسد وگر دجله پهناور است
تو بر روی دریا قدم چون زنی
چو مردان که بر خشک تردامنی
👇
ببینید داستان را به چه شیرینی سروده و چه گواهیها آورده و چه نتیجهها گرفته ، راستی را هنر نموده ، ولی افسوس که از ریشه دروغست. نخست چنان داستانی نبوده و نتوانستی بود. کسی بر روی آب نتوانستی رفت. آنگاه این افسانهی دروغ از پیش در کتابهای دیگر بوده است. سعدی از آنها برداشته و چنین میگوید که خود با دیده دیده است.
عاشقان ادبیات تنها بروانی و شیوایی این سخنان و توانایی که شاعر از خود در بازنمودن معنیها نشان داده مینگرند و آن را میپسندند. ولی ما باید بدروغ بودن آن نگریم ، بدآموزیهایی را که در آنست بدیده گیریم. ما باید بیاد آوریم که سخن برای اینگونه هنرنماییهای بیهوده و زیانمند نیست. ما باید همهچیز را از دیدهی آمیغها[=حقایق] ببینیم و در ترازوی سود و زیان زندگانی بسنجیم.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
عاشقان ادبیات تنها بروانی و شیوایی این سخنان و توانایی که شاعر از خود در بازنمودن معنیها نشان داده مینگرند و آن را میپسندند. ولی ما باید بدروغ بودن آن نگریم ، بدآموزیهایی را که در آنست بدیده گیریم. ما باید بیاد آوریم که سخن برای اینگونه هنرنماییهای بیهوده و زیانمند نیست. ما باید همهچیز را از دیدهی آمیغها[=حقایق] ببینیم و در ترازوی سود و زیان زندگانی بسنجیم.
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
✍1
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
93%
آری
7%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 دنبالهی دفتر «حقایق زندگی»
🖌 خوانندگان پرچم
🔸 دین سبکباریست (یک از یک)
یاد دارم در سالهای اول پیمان نوشته بودید «دین سبکباریست». من معنی آن جمله را اکنون میفهمم. حقیقتاً آدم که نوشتههای شما را میخواند و بحقایق آشنا میگردد بارهای سنگینی از دوشش برداشته میشود.
اگر بخواهم تمام احساسات خودم را در این موضوع بیاورم باید چند صفحه را سیاه گردانم. متأسفانه نه حال آن را دارم و نه آن قلم توانایی که بتوانم احساسات خود را بطوری که هست مجسم گردانم.
همه چیز بکنار : آن زنجیرهایی که ما بنام سیزده و چهارشنبه و صفر و محرم و آمد و نیامد و صبر و امثال این خرافات بدست و پای خود زده بودیم ، اکنون که نوشتههای شما آن زنجیرها را پاره گردانیده و دستها و پاها را آزاد گردانیده است من میفهمم که از چه قیدهای بیجایی آزاد گردیدهام.
من نمیدانم این مردم چرا با شما دشمنی میکنند شما که جز خیر آنها را نمیخواهید این دشمنی چه معنی دارد؟.
این کتاب «پندارها» لایق آنست که مکرر چاپ شود و در همهی خانوادهها باشد و مخصوصاً زنها و دخترها آن را بخوانند.
پرچم هفتگی ـ شمارهی چهارم ـ 19 فروردین ماه 1323
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 خوانندگان پرچم
🔸 دین سبکباریست (یک از یک)
یاد دارم در سالهای اول پیمان نوشته بودید «دین سبکباریست». من معنی آن جمله را اکنون میفهمم. حقیقتاً آدم که نوشتههای شما را میخواند و بحقایق آشنا میگردد بارهای سنگینی از دوشش برداشته میشود.
اگر بخواهم تمام احساسات خودم را در این موضوع بیاورم باید چند صفحه را سیاه گردانم. متأسفانه نه حال آن را دارم و نه آن قلم توانایی که بتوانم احساسات خود را بطوری که هست مجسم گردانم.
همه چیز بکنار : آن زنجیرهایی که ما بنام سیزده و چهارشنبه و صفر و محرم و آمد و نیامد و صبر و امثال این خرافات بدست و پای خود زده بودیم ، اکنون که نوشتههای شما آن زنجیرها را پاره گردانیده و دستها و پاها را آزاد گردانیده است من میفهمم که از چه قیدهای بیجایی آزاد گردیدهام.
من نمیدانم این مردم چرا با شما دشمنی میکنند شما که جز خیر آنها را نمیخواهید این دشمنی چه معنی دارد؟.
این کتاب «پندارها» لایق آنست که مکرر چاپ شود و در همهی خانوادهها باشد و مخصوصاً زنها و دخترها آن را بخوانند.
پرچم هفتگی ـ شمارهی چهارم ـ 19 فروردین ماه 1323
———————————-
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸