📖 کتاب «امروز چاره چیست؟»
🖌 احمد کسروی
📝 3ـ باید با دمکراتها از راه منطق درآمد : (یک از چهار)
من باز بآن عقیدهام که با دمکراتها باید با منطق پیش آمد. ما از آذربایجان نخواهیم گذشت ، از استقلال و تمامیت ایران چشم نخواهیم پوشید. این هم بسیار راستست که اگر بآذربایجان استقلال داخلی داده شود ، شیرازهی ایران از هم خواهد گسیخت.
اینها همه در جای خود راستست. با این حال باید با دمکراتهای آذربایجان تا میتوان از راه گفتگو درآمد. باید منطق و دلیل را پیش کشید. باید دید چه میگویند و بحرفهای ما چه پاسخ میدهند.
آنها که بیگانه نیستند و از خود مایند. بیگمان بیشتر آنها اندیشههای میهنخواهانه در دل میدارند ، و بنام نیکی بایران بآن کوشش و جنبش برخاستهاند. درمیان آنها کسانی هستند که در راه آزادیخواهی بزندان افتاده شکنجه دیدهاند.
همان پیشهوری تا چند هفته پیش در تهران بود. روزنامه مینوشت ، بکشور دلسوزی مینمود ، در نبرد با خرافات آواز بآواز ما میانداخت. اکنون ما چگونه گوییم خاین گشته؟!.. چگونه گوییم از ایران رو گردانیده؟!..
من باز میگویم : کار آنها زیانآور است ، اگر بروی درخواستهای خود پافشاری کنند شیرازهی ایران از هم گسیخته خواهد شد. ولی باید گفت : آنها اشتباه کردهاند ، مغلوب خشمهای خود گردیدهاند.
به هر حال ما باید با آنها از راه گفتگو پیش آییم. باید فرصت داشته بگوییم و بشنویم. ببینیم آنها یا دیگران در آذربایجان چه میگویند و پاسخ ما را چه میدهند.
دولت هرچه میخواهد در نگهداری کشور و یا در تثبیت وضعیت گیلان و مازندران بکند. در آن کارها ما را سخنی نیست. ولی با دمکراتها تا میتوان باید منطق را پیش کشید.
یک جملهی عربی هست : «الخیر فیما وقع» (نیکش همان بوده که رخ داده). شاید این جمله در این مورد راست درآمده. شاید بسود ایران بوده که در کنفرانس مسکو در این باره تصمیمی گرفته نشده. اگر کارها از راهش باشد ، ما خواهیم توانست خودمان اختلافات را حل کنیم و نیازی بگفتگو یا تصمیم دیگران نماند.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 3ـ باید با دمکراتها از راه منطق درآمد : (یک از چهار)
من باز بآن عقیدهام که با دمکراتها باید با منطق پیش آمد. ما از آذربایجان نخواهیم گذشت ، از استقلال و تمامیت ایران چشم نخواهیم پوشید. این هم بسیار راستست که اگر بآذربایجان استقلال داخلی داده شود ، شیرازهی ایران از هم خواهد گسیخت.
اینها همه در جای خود راستست. با این حال باید با دمکراتهای آذربایجان تا میتوان از راه گفتگو درآمد. باید منطق و دلیل را پیش کشید. باید دید چه میگویند و بحرفهای ما چه پاسخ میدهند.
آنها که بیگانه نیستند و از خود مایند. بیگمان بیشتر آنها اندیشههای میهنخواهانه در دل میدارند ، و بنام نیکی بایران بآن کوشش و جنبش برخاستهاند. درمیان آنها کسانی هستند که در راه آزادیخواهی بزندان افتاده شکنجه دیدهاند.
همان پیشهوری تا چند هفته پیش در تهران بود. روزنامه مینوشت ، بکشور دلسوزی مینمود ، در نبرد با خرافات آواز بآواز ما میانداخت. اکنون ما چگونه گوییم خاین گشته؟!.. چگونه گوییم از ایران رو گردانیده؟!..
من باز میگویم : کار آنها زیانآور است ، اگر بروی درخواستهای خود پافشاری کنند شیرازهی ایران از هم گسیخته خواهد شد. ولی باید گفت : آنها اشتباه کردهاند ، مغلوب خشمهای خود گردیدهاند.
به هر حال ما باید با آنها از راه گفتگو پیش آییم. باید فرصت داشته بگوییم و بشنویم. ببینیم آنها یا دیگران در آذربایجان چه میگویند و پاسخ ما را چه میدهند.
دولت هرچه میخواهد در نگهداری کشور و یا در تثبیت وضعیت گیلان و مازندران بکند. در آن کارها ما را سخنی نیست. ولی با دمکراتها تا میتوان باید منطق را پیش کشید.
یک جملهی عربی هست : «الخیر فیما وقع» (نیکش همان بوده که رخ داده). شاید این جمله در این مورد راست درآمده. شاید بسود ایران بوده که در کنفرانس مسکو در این باره تصمیمی گرفته نشده. اگر کارها از راهش باشد ، ما خواهیم توانست خودمان اختلافات را حل کنیم و نیازی بگفتگو یا تصمیم دیگران نماند.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
✴️ دین : سودمند یا زیانمند؟!
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 بخش 20
معنی راست دین ـ 1
در همان کتاب داوری جاهایی هست که کسروی گوشههای دیگری از معنی دین را بازمینماید :
یکی از دانستنیهای جهان و زندگانی آنست که کارهای خدا ، از روی آیینی است. این آیین را آدمیان با پی بردن به قانونهای طبیعت و اجتماع (معنی جهان و زندگانی) شناسند. آنها که کارهایی به خدا نسبت میدهند که بیرون از این آیین است شرط دینداری را بجا نمیآورند.
اینک نمونهای دیگر از کتاب داوری که به معنیِ راست دین بستگی میدارد :
👇
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 بخش 20
معنی راست دین ـ 1
در همان کتاب داوری جاهایی هست که کسروی گوشههای دیگری از معنی دین را بازمینماید :
«هزار سال زندگی باور کردنی نیست. میگویند : «از قدرت خدا چه بعید است؟!.» میگویم همین پاسخ نمونهای از ناآگاهی شما از معنی دین است. شما اگر معنی دین را دانستیدی ، این دانستیدی که خدا برای کارهای خود آیینی گزارده است و هیچگاه آن آیین را دیگر نگردانَد. دانستیدی که این را همان خدا گزارده است که کسی بیش از صدوبیست سال و صدوچهل سال زنده نمانَد و نتواند مانْد». (داوری ص50)
یکی از دانستنیهای جهان و زندگانی آنست که کارهای خدا ، از روی آیینی است. این آیین را آدمیان با پی بردن به قانونهای طبیعت و اجتماع (معنی جهان و زندگانی) شناسند. آنها که کارهایی به خدا نسبت میدهند که بیرون از این آیین است شرط دینداری را بجا نمیآورند.
اینک نمونهای دیگر از کتاب داوری که به معنیِ راست دین بستگی میدارد :
«این کیش پیروان خود را بگمراهی انداخته از دین دور میگرداند. شیعیان خود را «فرقهی ناجیه» نامیده دین را جز همان کیش خود نشناسند. ولی راستی به آخشیج[=ضد] آن میباشد و اینان بیکباره از دین بیرونند.
دین چیست؟.. مردم معنی دین را نمیدانند و آن را یک چیز بیارجی وامینمایند ، ولی ما دین را به یک معنای بسیار والایی میشناسیم.
دین یک چیز است : «شناختن معنی جهان و زندگانی و زیستن بآیین خرد». لیکن از آن ، دو رشته نتیجه بدست آید : یکی «خدا را شناختن و بخواست او پیبردن و آیین او را دانستن». دیگری «آمیغهای[حقایق] زندگی را شناختن و آنها را بکار بستن و جهان را آباد گردانیدن و از آسایش و خرسندی بهره یافتن.
این دو رشته است هودههایی[نتیجه] که از دین بدست آید. ولی شیعیگری بوارونهی همهی اینهاست. آنچه شناختن خدا و آیین اوست ، ما نشان دادیم که سران این کیش خدا را نشناخته و او را بسیار خوار داشتهاند. نشان دادیم که چه گستاخیها با خدا کردهاند ، چه دروغهایی باو بستهاند ، چه ریشخندهایی سزا شماردهاند. گاهی خدا را پادشاه مغولی پنداشتهاند که بنزدش میانجی باید بُرد. گاهی اسکندر مقدونیاش دانستهاند که بَهر چند تن کشته ، هزار سال سوگواری میخواهد. گاهی خود را یاوران او گردانیدهاند. گاهی آفرش را بپاس هستی خود شماردهاند. از هر باره خدا و دستگاهش را افزاری برای پیشرفت کار خود گردانیدهاند.
ببینید گستاخی را تا بکجا رسانیدهاند : «هر که حسین را در کربلا زیارت کند مانندهی کسیست که خدا را در عرش زیارت کرده». «با هستی امامست که زمین و آسمان پایدار میباشد و بپاس اوست که مردم روزی میخورند». «هر که بگرید و بگریاند و یا خود را گریان نماید بهشت باو بایا شود». باید پرسید : چرا؟!. مگر گریستن به کشتگانی چه کاریست و چه سودی از آن تواند برخاست که خدا چنان مزدی دهد؟!. چنین گزافهدهی از خدا چه سزاست؟!.
«هر که بزیارت رود همهی گناهانش آمرزیده گردد». باید پرسید : پس دین چه میبایسته؟!. سخن از نیک و بد و حلال و حرام چه میسزیده؟!. در جایی که با گریستن یا بزیارت رفتن هر گناهی آمرزیده شود و بهشت بایا[=واجب] گردد چرا کسی از گناه بازایستد؟!. چرا دربند نیک و بد و حلال و حرام باشد؟!...
...
چنانکه گفتیم داستان امام ناپیدا و هرچه دربارهی زندگانی هزارساله ، و دربارهی پیدایش او ، و دربارهی بازگشت امامان گفتهاند سراپا بیرون از آیین خداست.
آمدیم بشناختن آمیغهای[حقایق] زندگانی و کوشیدن بآبادی جهان که رشتهی دیگری از نتیجههای دینست ، شیعیگری بیکبار از آنها بیگانه است. در این کیش نه سخن از نیکی زندگانی رود و نه پروایی بآبادی جهان شود. آموزاکهای آن جز اینها نمیباشد : جهان بپاس هستی «چهارده معصوم» آفریده شده. هر کسی باید آنان را بشناسد ، و یاوران خداشان داند ، نامهاشان از زبان نیندازد ، بدشمنانشان نفرین و دشنام دریغ نگوید ، به کشتگانشان سوگواری کند ، هر زمان که توانست بزیارت گنبدهاشان رود ، در آنجهان امیدمند بمیانجیگریشان باشد. اینهاست آموزاکهای شیعیگری.
اینهاست دستورهای آن کیش ، و ما که در ایرانیم و درمیان شیعیان زندگی میکنیم ، هودهی این دستورها را در بیرون[=ظاهر] با دیده میبینیم. یک شیعی که در کیش خود پایدار است او را آرزویی جز روضهخوانی برپا کردن و یا بزیارت رفتن نمیباشد. دیگر کارها در دیدهی او بیارجست. ...
اینست آرمان شیعیان. آنچه در آنان نتوان یافت به نیکی کشاورزی یا بازرگانی یا چیزهای دیگر کوشیدن ، و یا دلبستگی بتوده و کشور داشتنست. از اینجاست که میگوییم : شیعیگری از هر باره بوارونهی دینست.
👇
یکی از آمیغهای ارجداری که دین یاد میدهد آنست که در جهان ، بیرون از «آیین سپهر[=طبیعت]» کاری نتواند بود. نتواند بود که کسی در اینجهان باشد و هیچکس او را نبیند. نتواند بود که کسی هزار سال زنده بماند. نتواند بود که آفتاب از فرودگاه خود برآید. نتواند بود که مردگان بجهان بازگردند ... ولی دیدیم که شیعیگری پُر از اینگونه کارهای بیرون از آیینست.
دیگری از آمیغهای ارجدار آنست که به هر کاری باید از راهش کوشید : بیمار را باید بنزد پزشک بُرد و درمان خواست ، به توانگری باید از راهِ کوشش رسید ، ارجمندی درمیان مردم را باید با نیکوکاری یافت ... ولی شیعیگری همه بآخشیج[ضد] این میگوید. یک شیعی هر «مرادی» دارد از گنبدها تواند گرفت. از امامزاده داوود ، از شاهعبدالعظیم ، از معصومهی قم ، تواند گرفت. چه رسد بگنبدهای امامان که والاتر و تواناتر میباشند». (داوری ، صص54 تا 58)
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
93%
آری
0%
نه
7%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «امروز چاره چیست؟»
🖌 احمد کسروی
📝 3ـ باید با دمکراتها از راه منطق درآمد : (دو از چهار)
چنانکه در همین کتاب پیشنهاد خواهد شد ، امروز به یک جمعیت بیطرف ایرانخواهی نیاز بسیار هست. اگر چنان جمعیتی باشد امید بسیار هست که پیشامد آذربایجان با خوبی و نیکی پایان پذیرد.
ما را قضایایی در پیش است. دولت شوروی از روی پیمان سه دولت ، ایران را تا دوم مارس تخلیه خواهد کرد ، و این بسیار بجاست که تا آن هنگام اختلاف با دمکراتهای آذربایجان با خرسندی پایان پذیرد. این قضایا را آسان خواهد گردانید. اگر از من بشنوند امروز صلاح کشور ایران در همینست.
آنگاه دمکراتهای آذربایجان و همچنان آزادیخواهان دیگر استانها درخواستهایی داشتهاند که ما در تهران با آنها همآوازیم.
مثلاً شنیدم گیلانیان درخواستهایی کردهاند که از جمله این بوده : «در رشت دانشکدهها باشد که شاگردانی که دبیرستان را بپایان رسانیده میخواهند یک رشتهی علمی را دنبال کنند ، نیاز نباشد بتهران بیایند و در اینجا با سختی زندگی بسر برند».
این درخواست را اگرچه امروز نتوان پذیرفت ـ برای دانشکدهها استاد میخواهد که ما باندازهی نیاز خود نداریم ، لابراتوار میخواهد و افزارهای دیگر میخواهد ـ ولی میتوان در دانشگاه تهران جایی آماده گردانید که همهی شاگردان شهرستانها را شبانهروزی پذیرفت.
بیشتر از دانشکده ، در استانها بدیوان کشور ، و در شهرستانها بدادگاه پژوهش ، و در قصبهها به دادگاه شهرستانها نیاز هست. امروز میتوان گفت در ایران قضاوت نیست. دادگاههای ناقصی هست ، آن هم در همه جا نیست. آن هم باید سالها خون دل خورد و پول ریخت و زیان کشید. در همان رشت اگر کسی دعوایی داشت ، باید یکی دو سال در خود آنجا بدود و پس از آن هم پرونده بتهران خواهد آمد وچند سال در اینجا دوندگی لازم خواهد بود.
از این هم میگذریم. شهرستانها پزشک میخواهد ، داروخانه میخواهد ، بیمارستان میخواهد ، روستاها دبستان میخواهد ، ویرانهها باید آباد شوند ، رنجبران و کارگران باید بحقوق خود رسند ، کارمندان جزء دولت در آتش بیچارگی میسوزند ، باید آسایش آنان بدیده گرفته شود. باید خانوادهها از این بیچارگی بیرون آیند. باید وسایل زندگی برای مردم بدبخت آماده باشد. کشورداری تنها مالیات گرفتن و مأمور فرستادن نیست.
سالهاست در این کشور نیکخواهان یادآوریها کردهاند و کسی گوش نداده ، کوششهایی کردهاند و بجایی نرسیده.
اکنون هنگام آنست که بدرخواستهای مردم گوش داده شود. هنگام آنست که این کشور بدبخت چند گامی بسوی پیشرفت و نیکی رانده شود. این مردم برای بدبختی آفریده نشدهاند.
دوباره میگویم : ما با استقلال آذربایجان موافق نیستیم و نخواهیم بود. ما با هر کوششی که شیرازهی استقلال ایران را بهم زند دشمنیم و تا توانیم ایستادگی خواهیم کرد. ولی اینها دلیل آن نیست که ما با درخواستهای دلسوزانه و نیکخواهانهی آذربایجانیها نیز همآواز نباشیم. دلیل آن نیست که در برابر پیشامد ، خود را باخته از آرمانهای آزادیخواهانهی خود نیز چشم پوشیم.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 3ـ باید با دمکراتها از راه منطق درآمد : (دو از چهار)
چنانکه در همین کتاب پیشنهاد خواهد شد ، امروز به یک جمعیت بیطرف ایرانخواهی نیاز بسیار هست. اگر چنان جمعیتی باشد امید بسیار هست که پیشامد آذربایجان با خوبی و نیکی پایان پذیرد.
ما را قضایایی در پیش است. دولت شوروی از روی پیمان سه دولت ، ایران را تا دوم مارس تخلیه خواهد کرد ، و این بسیار بجاست که تا آن هنگام اختلاف با دمکراتهای آذربایجان با خرسندی پایان پذیرد. این قضایا را آسان خواهد گردانید. اگر از من بشنوند امروز صلاح کشور ایران در همینست.
آنگاه دمکراتهای آذربایجان و همچنان آزادیخواهان دیگر استانها درخواستهایی داشتهاند که ما در تهران با آنها همآوازیم.
مثلاً شنیدم گیلانیان درخواستهایی کردهاند که از جمله این بوده : «در رشت دانشکدهها باشد که شاگردانی که دبیرستان را بپایان رسانیده میخواهند یک رشتهی علمی را دنبال کنند ، نیاز نباشد بتهران بیایند و در اینجا با سختی زندگی بسر برند».
این درخواست را اگرچه امروز نتوان پذیرفت ـ برای دانشکدهها استاد میخواهد که ما باندازهی نیاز خود نداریم ، لابراتوار میخواهد و افزارهای دیگر میخواهد ـ ولی میتوان در دانشگاه تهران جایی آماده گردانید که همهی شاگردان شهرستانها را شبانهروزی پذیرفت.
بیشتر از دانشکده ، در استانها بدیوان کشور ، و در شهرستانها بدادگاه پژوهش ، و در قصبهها به دادگاه شهرستانها نیاز هست. امروز میتوان گفت در ایران قضاوت نیست. دادگاههای ناقصی هست ، آن هم در همه جا نیست. آن هم باید سالها خون دل خورد و پول ریخت و زیان کشید. در همان رشت اگر کسی دعوایی داشت ، باید یکی دو سال در خود آنجا بدود و پس از آن هم پرونده بتهران خواهد آمد وچند سال در اینجا دوندگی لازم خواهد بود.
از این هم میگذریم. شهرستانها پزشک میخواهد ، داروخانه میخواهد ، بیمارستان میخواهد ، روستاها دبستان میخواهد ، ویرانهها باید آباد شوند ، رنجبران و کارگران باید بحقوق خود رسند ، کارمندان جزء دولت در آتش بیچارگی میسوزند ، باید آسایش آنان بدیده گرفته شود. باید خانوادهها از این بیچارگی بیرون آیند. باید وسایل زندگی برای مردم بدبخت آماده باشد. کشورداری تنها مالیات گرفتن و مأمور فرستادن نیست.
سالهاست در این کشور نیکخواهان یادآوریها کردهاند و کسی گوش نداده ، کوششهایی کردهاند و بجایی نرسیده.
اکنون هنگام آنست که بدرخواستهای مردم گوش داده شود. هنگام آنست که این کشور بدبخت چند گامی بسوی پیشرفت و نیکی رانده شود. این مردم برای بدبختی آفریده نشدهاند.
دوباره میگویم : ما با استقلال آذربایجان موافق نیستیم و نخواهیم بود. ما با هر کوششی که شیرازهی استقلال ایران را بهم زند دشمنیم و تا توانیم ایستادگی خواهیم کرد. ولی اینها دلیل آن نیست که ما با درخواستهای دلسوزانه و نیکخواهانهی آذربایجانیها نیز همآواز نباشیم. دلیل آن نیست که در برابر پیشامد ، خود را باخته از آرمانهای آزادیخواهانهی خود نیز چشم پوشیم.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
✴️ دین : سودمند یا زیانمند؟!
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 بخش 21
معنی راست دین ـ 2
در بخشهای گذشته ، به پنج جنبه و نتیجه از دین پرداخته شرح دادیم. اینها معنی دین را چنانکه ما میدانیم روشنتر میگرداند.
پیشوایان و پیروان کیشها هر دو دین را یک رشته اندیشههای پست و بیارج میدانند. اکنون ببینیم دیگران (پیروان کیشهایی که زیر نام دین بسر میبرند) ، آیا دین را چه چیزها میدانند.
اگر دین چنین اندیشههای پست و زندگانی از روی آنهاست گو هرگز مباد. آن چاه جمکران ، آن زیارت گنبدها ، آن حاجت از مردگان خواستن ، آن به سر و سینه کوفتنِ هر ساله و تباکی (گریستن به امام حسین) ، آن امید به یک منجی بنام امام زمان داشتن و به آن دستاویز دست از کوشش بازداشتن ، اینها و صد مانند اینها همه خواری و پستی دینهای کنونی و نشانهی زندگانی سراسر بدبختی و درماندگی پیروان کیشها است.
پیشوایان کیشها که همگی مدعیاند راهشان همان راه دینست ، اگر شما بپرسید : دین چیست؟ ، پاسخ درستی از آنها نخواهید شنید. راستی آنست که اینها نام دین میبرند ولی خود جز بیدینانی نیستند. پیروانشان هم چون معنی دین را نمیدانند گمان دارند دین همان تعلیماتی است که از کودکی به آنها آموختهاند. پس معنی راست دین میبایست آشکار میشد تا پیروان کیشها از گمراهی رهایی یابند. بدانند که دین این کردارهای ناستوده و پست نمیباشد.
👇
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 بخش 21
معنی راست دین ـ 2
در بخشهای گذشته ، به پنج جنبه و نتیجه از دین پرداخته شرح دادیم. اینها معنی دین را چنانکه ما میدانیم روشنتر میگرداند.
پیشوایان و پیروان کیشها هر دو دین را یک رشته اندیشههای پست و بیارج میدانند. اکنون ببینیم دیگران (پیروان کیشهایی که زیر نام دین بسر میبرند) ، آیا دین را چه چیزها میدانند.
«مردم نام دین شنیده معنی آن ندانستهاند و این گمراهیها را پذیرفته چنین پنداشتهاند که اگر نپذیرند بیدین خواهند بود و خدا از آنان ناخشنود خواهد گردید. ولی چون معنی دین شناخته شود ، کسان بافهم و پاکدل از آنها رو خواهند گردانید». (در راه سیاست ، ص 34 ، 1324)
«بگمان مسیحیان چون آدم در بهشت گندم خورده و گناهکار شده آدمیزادگان همه گناهکار زایند و خدا عیسا را که یگانهفرزند اوست ، فرستاده تا قربانی جهان باشد و گناه جهانیان را شوید و مردمان باید باو گروند تا رستگار گردند». (همان ، ص 8)
«گروهی هم میپندارند : دین تنها از بهر رستگاری در جهان دیگر است. دیندار را باید چشم از این زندگانی پوشیدن و جز درپی آبادی زندگانی آینده نبودن». (همان ، ص9)
«باید دانست این پیروانِ کیشها ، دین را بآن معنایی که ما میگوییم نمیشناسند. آنان دین را این میدانند که هر کسی به یک خدایی در بالاسر جهان ، و به یک پیغمبری در زیردست او ، و به یک رشته امامانی (یا قدیسانی) در پایینتر از آن ، باور دارد ، و بهشت و دوزخ و ترازو و پل صراط (چنرت) و مانند اینها را بپذیرد ، و در زیست خودش آن پیغمبر و امامان را دوست دارد ، و بزیارت گنبدهاشان رود ، و داستانهای ایشان را فراموش نگردانیده همیشه تازه نگه دارد ، و «با دوستانشان دوست و با دشمنانشان دشمن» باشد. آنان دین را این میدانند و هودهای[نتیجه] که از این میخواهند آبادی آنجهان و رفتن به بهشت است.
میباید گفت : دین در نزد ایشان «یک ساختمانی در اندیشه» ، و برخی کارهایی بنام «بهشتجویی» میباشد. ...
در نزد آنان بیگمانست که دین جز باین معنی نتواند بود ، و اگر یک دین نوینی پیدا شد باید آن نیز دارای چنین ساختمانی باشد ، و این پندار در دلها چندان جا گزیده که کسی گمان دیگر نمیبرد و از اینجاست که سید محمد مُشَعشَع و سید علیمحمد باب و میرزا حسینعلی بهاءالله و دیگر دینسازان ، هر یکی از آنها نیز ساختمانی از آنگونه پدید آوردهاند». (پرچم نیمهماهه ، ص 274)
«ما همه میدانیم که سالها در ایران کشاورزان حال بدی میداشتند و اندککاشتی که میکردند و محصولی بدست میآوردند ، به بهای کمی فروخته با تنگدستیها بسر میبردند. تا در این چند سال در سایهی پیشامد جنگ [جنگ جهانی دوم] ، خواربار بازارِ گرمی پیدا کرد و دهقانان غله و دیگر محصولات خود را به بهای بسیار بالاتری فروختند که پولهای گزافی بدستشان افتاد. لیکن ما همه دیدیم آنان بجای آنکه از فرصت سود برده ، آن پولها را سرمایه کنند و بکشتزارهای خود بیفزایند یا چند تنی دست بهم داده چشمهای بیرون آورند و یا برای زنان و فرزندان خود رخت بخرند و یا بچشمهای تراخمی بچگان خود در اندیشهی درمان باشند ، تنها چیزی که بیادشان افتاد رفتن بکربلا بود که با آن رختهای چرکآلود و فرسوده و با آن کفشهای پاره ، زنان و بچگان خود را برداشته ملای ده را نیز همراه گردانیده «صلوات»کشان رو به تهران آوردند که گذرنامه گیرند و ارز خرند و راه عراق را پیش گیرند». (دین و جهان بزبان عادی ، ص 78 ، 1323)
اگر دین چنین اندیشههای پست و زندگانی از روی آنهاست گو هرگز مباد. آن چاه جمکران ، آن زیارت گنبدها ، آن حاجت از مردگان خواستن ، آن به سر و سینه کوفتنِ هر ساله و تباکی (گریستن به امام حسین) ، آن امید به یک منجی بنام امام زمان داشتن و به آن دستاویز دست از کوشش بازداشتن ، اینها و صد مانند اینها همه خواری و پستی دینهای کنونی و نشانهی زندگانی سراسر بدبختی و درماندگی پیروان کیشها است.
پیشوایان کیشها که همگی مدعیاند راهشان همان راه دینست ، اگر شما بپرسید : دین چیست؟ ، پاسخ درستی از آنها نخواهید شنید. راستی آنست که اینها نام دین میبرند ولی خود جز بیدینانی نیستند. پیروانشان هم چون معنی دین را نمیدانند گمان دارند دین همان تعلیماتی است که از کودکی به آنها آموختهاند. پس معنی راست دین میبایست آشکار میشد تا پیروان کیشها از گمراهی رهایی یابند. بدانند که دین این کردارهای ناستوده و پست نمیباشد.
👇
معنی راست دین را شناختن و به آن کار بستن بسیار مهم است و نتیجههای بزرگی از آن هویدا میگردد. یکی از نتیجهها اینست که پیشوایان کیشها را «خلع سلاح» میکند. آنها چون این معنی را بشنوند ، فرومایگی باورهای خود را خواهند دریافت. همچنین این یکی از کمکشاکشترین و سادهترین راههاست که پیروان آنها نیز از پوچی پندارها و باورهاشان آگاه شوند. بدانند که پیشوایانشان دین را به یک دستگاه بیارج و زیانمندی پایین آوردهاند. بدانند که به وارونهی خواست دین کار میکنند.
پیشوایان کیشها از اینکه کسروی دین را معنی کرده ناخشنودند. همین کار به ظاهر ساده آنها را به خشم آورده زیرا خودشان دین را یک رشته کارهای بیهوده میدانند.
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
پیشوایان کیشها از اینکه کسروی دین را معنی کرده ناخشنودند. همین کار به ظاهر ساده آنها را به خشم آورده زیرا خودشان دین را یک رشته کارهای بیهوده میدانند.
«اینان[هواداران دینهای کنونی] دین را یک رشته باورهایی میشناسند که کسانی از آنجا و از اینجا فراگیرند ، و درست و نادرست بهم درآمیزند ، و بر روی آنها ایستادگی نشان دهند ، و هرگز دربند دلیل نباشند ، و هیچگاه اندیشهی نتیجه نکنند. این شیوهی همهی ایشانست که هر آنچه از پیش دانسته و در دل جا دادهاند از دین شمارند ، و هر آنچه تازه شنوند بیدینی انگارند. اینست ترازویی که از بهر سنجش راست و دروغ در دست میدارند». (راه رستگاری ، ص 27 ، 1316)
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
87%
آری
4%
نه
9%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «امروز چاره چیست؟»
🖌 احمد کسروی
📝 3ـ باید با دمکراتها از راه منطق درآمد : (سه از چهار)
چنانکه در کتاب «سرنوشت» هم نوشته شده امروز باید هرچه زودتر به یک رشته اصلاحات سیاسی و اجتماعی پرداخته شود.
میدانم کسانی قانون اساسی را جلو خواهند کشید. اینست پاسخ داده میگویم : اولاً دانسته نیست قانون اساسی با این اصلاحات مخالف باشد. ثانیاً قانون اساسی برای کشور است ، کشور برای قانون اساسی نیست. یک قانون اساسی که مانع اصلاحات باشد بیگفتگوست که باید از آن چشم پوشید.
من نمیخواهم در اینجا هواداری از تغییر قانون اساسی نمایم. تغییر قانون اساسی بسته بآماده بودن زمینهایست که امروز نیست و من در این باره هم سخن خواهم راند. در اینجا مقصودم آنست که نمیتوان قانون اساسی را بهانهای در برابر اصلاحات قرار داد. دوباره میگویم : قانون اساسی برای مردم است ، مردم برای قانون اساسی نیستند.
از سخن خود نتیجه میگیرم : کاری که امروز در آذربایجان شده چنانکه در «سرنوشت» با گشادگی سخن راندهایم دارای اشتباهاتیست و ما نخواهیم توانست با آن از هر باره موافقت کنیم. با اینحال نمیتوان آن را «آشوب اشرار» نام نهاد. نمیتوان آن را با طغیان شاهسون و بویر احمدی به یک ترازو گزاشت.
کسانی که در آذربایجان بآن کار برخاستهاند از جرگهی آزادیخواهان بودهاند و دارای فهم و اندیشهاند. ما بسیاری از آنها را میشناسیم. جعفر پیشهوری ، رضای رسولی ، غلامرضای الهامی کسانی نیستند که معنی مسئولیت وجدانی و تاریخی را ندانند. کسانی نیستند که بکشور خود دانسته و فهمیده خیانت کنند.
در روزنامهها نوشتند و خواندیم : یکی از کسانی که در رضاییه جنگ کرده و کشته شده شادروان محمود عمادی بوده. این مرد بیچپز نبود که بگوییم نیاز او را بهمدستی با دمکراتها برانگیخته بود ، مرد بیفهمی نبود که بگوییم از کشور و تودهی خود برگشته دشمن ایران شده بود. مردی آبرومند و بافهمی بود و یکعمر زیسته آرمانهایی دربارهی اصلاح ایران دنبال کرده بود. باصلاح الفبا علاقهای داشت و خودش الفبایی ساخته بود. به پیراستن زبان از واژههای بیگانه دلبستگی داشت و خود فرهنگی از واژههای فارسی تألیف کرده بود. چنین مردی چه شده که او نیز با دیگران همدستی نموده و تا پای جنگ ایستادگی نشان داده؟.. پیداست که عللی در کار است.
اختلافاتی درمیان دو دسته از چند سال پیش برخاسته و رفته رفته سختتر شده و کار بلجبازی کشیده.
از یکسو لجبازی و پافشاری دو طرف و از یکسو بدرفتاریهای کابینهی ارتجاعی صدرالاشراف و دیگران کار را باین نقطه رسانیده. اکنون هم اگر گفتگو و منطق درمیان نباشد ، لجبازی بیشتر خواهد گردید و خدا میداند که چه نتیجههای نابیوسیده [=غیرمنتظره] رخ خواهد داد.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 3ـ باید با دمکراتها از راه منطق درآمد : (سه از چهار)
چنانکه در کتاب «سرنوشت» هم نوشته شده امروز باید هرچه زودتر به یک رشته اصلاحات سیاسی و اجتماعی پرداخته شود.
میدانم کسانی قانون اساسی را جلو خواهند کشید. اینست پاسخ داده میگویم : اولاً دانسته نیست قانون اساسی با این اصلاحات مخالف باشد. ثانیاً قانون اساسی برای کشور است ، کشور برای قانون اساسی نیست. یک قانون اساسی که مانع اصلاحات باشد بیگفتگوست که باید از آن چشم پوشید.
من نمیخواهم در اینجا هواداری از تغییر قانون اساسی نمایم. تغییر قانون اساسی بسته بآماده بودن زمینهایست که امروز نیست و من در این باره هم سخن خواهم راند. در اینجا مقصودم آنست که نمیتوان قانون اساسی را بهانهای در برابر اصلاحات قرار داد. دوباره میگویم : قانون اساسی برای مردم است ، مردم برای قانون اساسی نیستند.
از سخن خود نتیجه میگیرم : کاری که امروز در آذربایجان شده چنانکه در «سرنوشت» با گشادگی سخن راندهایم دارای اشتباهاتیست و ما نخواهیم توانست با آن از هر باره موافقت کنیم. با اینحال نمیتوان آن را «آشوب اشرار» نام نهاد. نمیتوان آن را با طغیان شاهسون و بویر احمدی به یک ترازو گزاشت.
کسانی که در آذربایجان بآن کار برخاستهاند از جرگهی آزادیخواهان بودهاند و دارای فهم و اندیشهاند. ما بسیاری از آنها را میشناسیم. جعفر پیشهوری ، رضای رسولی ، غلامرضای الهامی کسانی نیستند که معنی مسئولیت وجدانی و تاریخی را ندانند. کسانی نیستند که بکشور خود دانسته و فهمیده خیانت کنند.
در روزنامهها نوشتند و خواندیم : یکی از کسانی که در رضاییه جنگ کرده و کشته شده شادروان محمود عمادی بوده. این مرد بیچپز نبود که بگوییم نیاز او را بهمدستی با دمکراتها برانگیخته بود ، مرد بیفهمی نبود که بگوییم از کشور و تودهی خود برگشته دشمن ایران شده بود. مردی آبرومند و بافهمی بود و یکعمر زیسته آرمانهایی دربارهی اصلاح ایران دنبال کرده بود. باصلاح الفبا علاقهای داشت و خودش الفبایی ساخته بود. به پیراستن زبان از واژههای بیگانه دلبستگی داشت و خود فرهنگی از واژههای فارسی تألیف کرده بود. چنین مردی چه شده که او نیز با دیگران همدستی نموده و تا پای جنگ ایستادگی نشان داده؟.. پیداست که عللی در کار است.
اختلافاتی درمیان دو دسته از چند سال پیش برخاسته و رفته رفته سختتر شده و کار بلجبازی کشیده.
از یکسو لجبازی و پافشاری دو طرف و از یکسو بدرفتاریهای کابینهی ارتجاعی صدرالاشراف و دیگران کار را باین نقطه رسانیده. اکنون هم اگر گفتگو و منطق درمیان نباشد ، لجبازی بیشتر خواهد گردید و خدا میداند که چه نتیجههای نابیوسیده [=غیرمنتظره] رخ خواهد داد.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
94%
آری
6%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
✴️ دین : سودمند یا زیانمند؟!
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 بخش 22
معنی راست دین ـ 3
آنچه سخن از دین را دامنهدار و گشادهتر از این میگرداند ، جستار کیشها یا دینهای آلوده است ، بدآموزیها و گمراهیهای کیشی است ، شرح حقایق زندگی است ، نبرد با اخلاق بد یا خویهای ناستوده است ، پرورش اخلاق نیک یا خویهای ستوده است ، جستار فرهنگ یا تربیت است ، ارتباط دین و دانش است ، ارتباط دین و قانون است ، نبرد با دکانهایی است که پیشوایانِ دینها برای خود فراهم آورده و نان به ناسزا (=نامشروع) میخورند و زمینههایی مانند اینهاست.
گفتیم سخن از دین اگر تنها معنی دین باشد کوتاه و ساده است. لیکن چیزهای دیگریست که چون باید از آنها نیز سخن بمیان آورد و روشن گردانید ، آنهاست که این زمینه را دامنهدار و مباحثهآمیز میگرداند.
ما خود میدانیم در کیشهای آنان چه زیانها و خرافاتی خوابیده. میدانیم آموزاکهای آنها با زندگی نمیسازد ، با دانشها ناسازگار است ولی با اینهمه دیده میشود انبوهی از دانشمندان و دانشوران از پیروی از آنها دست برنمیدارند. راستی راز این چیست؟!
راستی اینست که در همان کیشهای کج و گمراه نیز چنان نیست که هیچ حقیقتی نباشد. در آنها دستگیری از افتادگان بوده و هست. ستایش از نیکوکاری و برانگیختن مردم به آن بوده و هست. ترس از ستمکاری بوده و هست. کاستن از مبارزه با همنوعان بوده و هست. این بوده و هست که پیروان را به هم نزدیک و همدل گرداند. اینها همه بود تا اینکه مادیگری و دانشها و نیز گذشتِ زمان از ارج آن کیشها کاست و پایهی نیکخواهی را در آنها سست گردانید. با اینهمه هنوز نیکخواهی در آنها بیکبار از میان نرفته. چنین حالی باعث است که ایرادها و زیانهای فراوان آنها بچشم بسیاری نیاید و تنها نیکیهایش دیده شود.
ما میگوییم دین به معنی راستش در حال آنکه همهی آن نیکیها را داراست ولی از زیانهای کیشها بیکبار پاک است. حیف است دانشمندان و نیز دیگران گرفتار کیشهای گمراه باشند. باید جهانیان بکوشند دین راست را جایگزین کیشهای سراسر گمراهی گردانند و جهان را از زیان آنها برهانند تا همگان از سودهای دین به معنی راست آن بهرهمند گردند.
——————————
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 بخش 22
معنی راست دین ـ 3
آنچه سخن از دین را دامنهدار و گشادهتر از این میگرداند ، جستار کیشها یا دینهای آلوده است ، بدآموزیها و گمراهیهای کیشی است ، شرح حقایق زندگی است ، نبرد با اخلاق بد یا خویهای ناستوده است ، پرورش اخلاق نیک یا خویهای ستوده است ، جستار فرهنگ یا تربیت است ، ارتباط دین و دانش است ، ارتباط دین و قانون است ، نبرد با دکانهایی است که پیشوایانِ دینها برای خود فراهم آورده و نان به ناسزا (=نامشروع) میخورند و زمینههایی مانند اینهاست.
«ما اگر نام دین میبریم معنی آن را نیز میگوییم. دین باین معنی که فهمیدهی شماست نه خواست ماست. ما دین این دستگاههای کهنی را که در میانست نمیگوییم. ما دین را به یک معنایی میگوییم که بسیار والاتر از اندیشههای اروپاییانست ، بسیار والاتر از دانشها و تمدن است ، یک معناییست که هر مرد پاکدل باخردی چون بشنود ناگزیر است بپذیرد». (707462 ، فروردین 1321)
گفتیم سخن از دین اگر تنها معنی دین باشد کوتاه و ساده است. لیکن چیزهای دیگریست که چون باید از آنها نیز سخن بمیان آورد و روشن گردانید ، آنهاست که این زمینه را دامنهدار و مباحثهآمیز میگرداند.
«از سختیهایی که در کار خود دیدیم بیش از همه در زمینهی دین بود. کوششهای ما در این باره تاریخچهی شگفتی پیدا کرد که نمیدانیم آن را شیرین و دلکش نامیم و یا تلخ و دلخراش. گفتارهای بسیاری که در این زمینه نوشتهایم گواه است که چه رنجها بردهایم.
ما بنام دین پیش میآمدیم ، و از آنسوی این نام بسیار خوار گردیده و دستهی انبوهی از درسخواندگان و برجستگان از آن رو گردانیده و آشکاره بیزاری مینمودند و کسانی از آنان نزد ما آمده چنین میگفتند : «باز هم شما نام دین را میبرید؟!..» یا میگفتند : «این کار را اگر برای سیاست و صورتسازی هم میکنید نیک نیست» و کمتر کسی باور میکرد که ما براستی هوای دین میداریم.
این پیشامد از آنجا برخاسته بود که ولتر و دیگران که در قرن هفدهم و پس از آن در اروپا برخاستند و از زندگانی و راه آن بگفتگو پرداختند و خود تکانی پدید آوردند ، اینان در آن جستجوهای خود از راه زندگانی ، معنای خردپذیری برای دین پیدا نکرده و آن را یک چیز بیهودهای دانستند و سخت بدشمنی برخاستند و آن را خوار و بدنام گردانیدند. رفتاری که با دین مسیحی در شورش فرانسه کرده شده نتیجهی این دشمنی ولتر و دیگران بوده. بماند آنچه دانش و فلسفه کرده و هر یکی بنوبت خود دشمنی سختی با دین نموده.
اینها هر یکی داستان درازی دارد ، و نتیجهی اینها بود که دستهی دانشمند و پیشرفتخواه در همه جا از دین بیزاری مینمودند ، و آن را سراپا دروغ و فریب شمرده امید میداشتند که در سایهی رواج دانشها و پیشرفت سوسیولوژیِ اروپا بیکبار از میان برخیزد و جهان از زیان آن آسوده گردد.
در چنین هنگامی ما درفش دین افراشته در راه نیک گردانیدن آن پیش آمدیم ، و بیجا نبود که انبوهی خرده گرفته و خاموش نمینشستند. ولی ما هم بیمایه بکار برنخاسته بودیم ، و اگر دین میگفتیم یک معنای خردپذیر و بسیار ارجداری از بهر آن در دل میداشتیم. (ما چه میخواهیم؟ ص 77)
«نخست که نام دین میبردیم نواندیشان و پیروان اروپا روی درهم میکشیدند و رنجیدگی مینمودند و بگمان ایشان ما مردم را به بازپس میبردیم. سپس چون دین را معنی کردیم و خواست خود را روشن گردانیدیم پیروان کیشها رنجیدگی نمودند و بایراد و گله پرداختند». (ما چه میخواهیم؟ ، ص 84)
ما خود میدانیم در کیشهای آنان چه زیانها و خرافاتی خوابیده. میدانیم آموزاکهای آنها با زندگی نمیسازد ، با دانشها ناسازگار است ولی با اینهمه دیده میشود انبوهی از دانشمندان و دانشوران از پیروی از آنها دست برنمیدارند. راستی راز این چیست؟!
راستی اینست که در همان کیشهای کج و گمراه نیز چنان نیست که هیچ حقیقتی نباشد. در آنها دستگیری از افتادگان بوده و هست. ستایش از نیکوکاری و برانگیختن مردم به آن بوده و هست. ترس از ستمکاری بوده و هست. کاستن از مبارزه با همنوعان بوده و هست. این بوده و هست که پیروان را به هم نزدیک و همدل گرداند. اینها همه بود تا اینکه مادیگری و دانشها و نیز گذشتِ زمان از ارج آن کیشها کاست و پایهی نیکخواهی را در آنها سست گردانید. با اینهمه هنوز نیکخواهی در آنها بیکبار از میان نرفته. چنین حالی باعث است که ایرادها و زیانهای فراوان آنها بچشم بسیاری نیاید و تنها نیکیهایش دیده شود.
ما میگوییم دین به معنی راستش در حال آنکه همهی آن نیکیها را داراست ولی از زیانهای کیشها بیکبار پاک است. حیف است دانشمندان و نیز دیگران گرفتار کیشهای گمراه باشند. باید جهانیان بکوشند دین راست را جایگزین کیشهای سراسر گمراهی گردانند و جهان را از زیان آنها برهانند تا همگان از سودهای دین به معنی راست آن بهرهمند گردند.
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
94%
آری
6%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «امروز چاره چیست؟»
🖌 احمد کسروی
📝 3ـ باید با دمکراتها از راه منطق درآمد : (چهار از چهار)
در روزنامهها خواندیم آقای تقیزاده در لندن نوشتهای دربارهی پیشامد آذربایجان بچاپ رسانیده و انتشار داده و از اینکه کارکنان شوروی در ایران نگزاردهاند بآذربایجان آرتش فرستاده شود ، بیاد حکایت شاعر و سردستهی دزدان که در گلستان خوانده بوده افتاده و آن را برای مثل آورده : «چه سفلهمردمانیند ، سنگ را بسته سگها را رها ساختهاند».
من نمیدانم باین کار آقای تقیزاده چه نامی دهم. مردی که یک عمر با سیاست بسر برده و اکنون هم یک مأمور سیاسیست ، چگونه زشتی آن نوشته را درنیافته؟!.. چگونه زیانهای آن را بدیده نگرفته؟!.. چگونه همشهریان خود را سگ گردانیده؟!.. آقای تقیزاده ، مگر قحطیِ مَثَل بود؟!.. آقای عزیز ، شما در جایی همچون لندن در چنین هنگام میتوانستید بکوششهای بسیار سودمندی برخیزید. میتوانستید بهمشهریان خود با زبان مهر و دلسوزی راهنماییها کنید.
به هر حال شما بایستی مرهم بروی زخمها گزارید ، نه آنکه با چنان نوشتهی خام و نابجایی نمک بزخمها پاشید.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 3ـ باید با دمکراتها از راه منطق درآمد : (چهار از چهار)
در روزنامهها خواندیم آقای تقیزاده در لندن نوشتهای دربارهی پیشامد آذربایجان بچاپ رسانیده و انتشار داده و از اینکه کارکنان شوروی در ایران نگزاردهاند بآذربایجان آرتش فرستاده شود ، بیاد حکایت شاعر و سردستهی دزدان که در گلستان خوانده بوده افتاده و آن را برای مثل آورده : «چه سفلهمردمانیند ، سنگ را بسته سگها را رها ساختهاند».
من نمیدانم باین کار آقای تقیزاده چه نامی دهم. مردی که یک عمر با سیاست بسر برده و اکنون هم یک مأمور سیاسیست ، چگونه زشتی آن نوشته را درنیافته؟!.. چگونه زیانهای آن را بدیده نگرفته؟!.. چگونه همشهریان خود را سگ گردانیده؟!.. آقای تقیزاده ، مگر قحطیِ مَثَل بود؟!.. آقای عزیز ، شما در جایی همچون لندن در چنین هنگام میتوانستید بکوششهای بسیار سودمندی برخیزید. میتوانستید بهمشهریان خود با زبان مهر و دلسوزی راهنماییها کنید.
به هر حال شما بایستی مرهم بروی زخمها گزارید ، نه آنکه با چنان نوشتهی خام و نابجایی نمک بزخمها پاشید.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸