آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
✴️ دین : سودمند یا زیانمند؟!
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 بخش 23
روگردانان از دین چه میگویند؟!
اکنون جای آنست که به ایرادهایی که روگردانان از دین میدارند بپردازیم و این زمینه را تا آنجا که میتوان بازنمود.
چون گفتیم خرد آن نیرویی است که راست از کج و نیک از بد بازمیشناسد ، کسانی همین را بدیده گرفته به دین نیازی نخواهند دید.
کوتاهسخن آنکه : «خردها را نیز آموزگاری باید». آموزگار خردها دین است.
برخی نیز باور دارند قانونها جای دین را تواند گرفت و به سخن دیگر ، با بودن قانونهای ارجدار ، دین فزونی است. پیداست قانون برای آدمیان و تودهها بایا و سودمندست. ولی قانون را باید پشتیبانی باشد و بیآن از قانون بتنهایی کاری برنمیآید. فرض کنیم تودهای پرورش نادیدهاند. تنها چشم باز کرده قانونها را دیدهاند و به آنان گفته شده که اگر قانونشکنی کنند چه مجازاتهایی انتظارشان را میکشد.
این هم آشکارست که قانونها با سود انبوهی از مردم سازگار نیست. بلکه سود بیشترشان گردن از قانون پیچیدن است. ناچار باید کسانی به نگهبانی از قانونها گمارده شوند. اینان نیز اگر در نادیده گرفتنِ قانونشکنیها سودی بینند با قانونشکنان همدست میشوند. گیریم کسانی هم بر کار اینان دیدهبانی کنند. آنها نیز همین حال را دارند و این رشته سر دراز دارد.
دین آموزگار اندیشههای ستوده و نکوهندهی اندیشههای ناستوده است و چون سرچشمهی رفتارها و گفتارها (از جمله بدآموزیها) اندیشههاست ، اینست دین در همان گام نخست آدمیان را از آسیب بدآموزیها نگاه میدارد. ولی قانون نگاهبانی است که تنها در گام دوم ، جلوگیر گفتار و رفتارهای خلاف مقررات میباشد.
گذشته از اینها ، دین میان دینداران (از یک دین) یکرنگی و همبستگی پدید میآورند. دین همچنان بنیاد تربیت و عرفها در یک توده میباشد و نه تنها بر رفتارهای مردم بلکه بر سراسر اندیشههاشان دیدهبان است. لیکن قانونها تنها بر برخی از رفتار مردم اثر میگزارد.
کسانی زندگانی توأم با رفاهِ مردم در برخی کشورهای سکولار را دلیل آن میآورند که به دین نیازی بازنمانده. از جمله مردم اسکاندیناوی را که در نشانگرهایی (شاخص) همچون رفاه و «ادراک فساد» ، سرآمد تودههای جهانند و با اینهمه بیشترشان خود را بیدین میخوانند.
👇
🖌 کوشاد تلگرام
🔸 بخش 23
روگردانان از دین چه میگویند؟!
اکنون جای آنست که به ایرادهایی که روگردانان از دین میدارند بپردازیم و این زمینه را تا آنجا که میتوان بازنمود.
چون گفتیم خرد آن نیرویی است که راست از کج و نیک از بد بازمیشناسد ، کسانی همین را بدیده گرفته به دین نیازی نخواهند دید.
«خواهند گفت : در جایی که خردها راست از ناراست توانند شناخت و کشاکش و یا پراکندگی میانهی آنها رخ ندهد دیگر چه نیازی به دین ماند؟!..
میگوییم : خردها نیز آموختن خواهد. بدانسان که یک پزشک تا کتابهای پزشکی را نخواند دردها و چارهها را نشناسد و این پس از خواندن آنهاست که پزشکی تواند ، و همچنین در دیگر دانشها ؛ خردها نیز تا یک رشته راستیها را یاد نگیرند در کار خود درمانند. چنانکه گفتیم دین در زمینهی بسیار بزرگیست : شناختن جهان و دانستن آیین زندگانی ، و در اینجا یک رشته راستیها هست که خردها بسر خود پی بآنها نبرند. ولی چون کسی آنها را بازنمود خردها دریابند و درنمانند. از اینجاست که نیاز به دین میافتد.
دین یک رشته راستیها و دستورهاست که خردها از پیش خود پی بآنها نبرند و پراکندگی بمیان آید. ولی چون بازنموده شد همه آنها را دریابند و پذیرند». (راه رستگاری ، ص 12)
کوتاهسخن آنکه : «خردها را نیز آموزگاری باید». آموزگار خردها دین است.
برخی نیز باور دارند قانونها جای دین را تواند گرفت و به سخن دیگر ، با بودن قانونهای ارجدار ، دین فزونی است. پیداست قانون برای آدمیان و تودهها بایا و سودمندست. ولی قانون را باید پشتیبانی باشد و بیآن از قانون بتنهایی کاری برنمیآید. فرض کنیم تودهای پرورش نادیدهاند. تنها چشم باز کرده قانونها را دیدهاند و به آنان گفته شده که اگر قانونشکنی کنند چه مجازاتهایی انتظارشان را میکشد.
این هم آشکارست که قانونها با سود انبوهی از مردم سازگار نیست. بلکه سود بیشترشان گردن از قانون پیچیدن است. ناچار باید کسانی به نگهبانی از قانونها گمارده شوند. اینان نیز اگر در نادیده گرفتنِ قانونشکنیها سودی بینند با قانونشکنان همدست میشوند. گیریم کسانی هم بر کار اینان دیدهبانی کنند. آنها نیز همین حال را دارند و این رشته سر دراز دارد.
«گروهی تا بسود و زیان همدیگر علاقهمند نباشند ، پیشرفت قانون میان آن گروه ، کار دشوار است. این علاقه هم جز بدستیاری دین پیدا نخواهد بود.
میخوانیم که روزنامهنگاران آمریکا پیش رئیسجمهور رفته درخواست کردهاند که بر دزدان قانونهای سختی گزارده شود. رئیسجمهور گفته : آزمودیم با قانون جلو دزدی را نتوان گرفت ، باید در مردم شرافت پدید آورد!..
این سخن بسیار بجاست. ولی آیا شرافت را با نبودن دین میتوان در مردم پدید آورد؟.. شرافت ، بدکرداری را ننگ شمردن و نکوکاری را مایهی سرفرازی دانستن است ، آیا با بیدینی میتوان از مردم توقع چنین عقیدهای را داشت؟..
باری در جایی که شرافت نیست بکار گزاردن قانون سختترین کار است. شرافت هم جز بدستیاری دین پیدا نمیشود. ...
دین با قانون تفاوتی دیگر هم دارد : دینداران بدلخواه خود از گناه میگریزند ولی پیروان قانون تنها از راه ترس جرم نمیکنند ... دین نه تنها شحنه است که از کارهای نکوهیده بازمیدارد ، آموزگار هم هست که نکوخوییها یاد میدهد ، اندرزکار نیز هست که بکارهای نیکو وامیدارد ـ ولی قانون جز سمت شحنگی را ندارد. ...
برای آسایش و خرسندیِ گروهی ، دین و قانون هر دو دربایست است. ولی دین بنیاد و قانون دیوار است که اگر دین نباشد از قانون به تنهایی نتیجه بدست نخواهد آمد». (آئین ، ص 16)
دین آموزگار اندیشههای ستوده و نکوهندهی اندیشههای ناستوده است و چون سرچشمهی رفتارها و گفتارها (از جمله بدآموزیها) اندیشههاست ، اینست دین در همان گام نخست آدمیان را از آسیب بدآموزیها نگاه میدارد. ولی قانون نگاهبانی است که تنها در گام دوم ، جلوگیر گفتار و رفتارهای خلاف مقررات میباشد.
گذشته از اینها ، دین میان دینداران (از یک دین) یکرنگی و همبستگی پدید میآورند. دین همچنان بنیاد تربیت و عرفها در یک توده میباشد و نه تنها بر رفتارهای مردم بلکه بر سراسر اندیشههاشان دیدهبان است. لیکن قانونها تنها بر برخی از رفتار مردم اثر میگزارد.
کسانی زندگانی توأم با رفاهِ مردم در برخی کشورهای سکولار را دلیل آن میآورند که به دین نیازی بازنمانده. از جمله مردم اسکاندیناوی را که در نشانگرهایی (شاخص) همچون رفاه و «ادراک فساد» ، سرآمد تودههای جهانند و با اینهمه بیشترشان خود را بیدین میخوانند.
👇
باید دانست چنان مردمانی ، هرچند خود آگاه نباشند ، در یک فرهنگ دینی بزرگ شدهاند و بسیاری از معیارهای زندگیشان از دینها گرفته شده. مثلاً در همان کشورهای اسکاندیناوی آموزاکهای لوتری تأثیر بسیاری بر زندگانی مردم داشته و کلیساهای لوتری با حکومتهای سکولار آن کشورها در چارهجویی به گرفتاریها و بهبود زندگی مردم ، همدستی دوستانهای کردهاند. (1)
اینک چهار ویژگی دین
ما امیدمندیم با این شرحها جستار دین هرچه روشنتر گردد و خوانندگان نیز پاکدینی را هرچه بهتر بشناسند. با اینهمه شگفت نخواهد بود که کسانی را پرسشها یا ایرادهایی بازمانَد. مایهی خشنودی خواهد بود که آنها را بدانیم. این ما را واخواهد داشت که به جستار بیشتر بپردازیم و زمینه هرچه روشنتر و راه هموارتر گردد.
پایان
🔹 پانوشت :
1ـ در کتابها و نوشتارهای زیر که از هوش مصنوعی گرفته شده نویسندگان به تأثیر و کارکرد دین در کشورهای اسکاندیناوی پرداختهاند.
ROBERT H. NELSON, Lutheranism and the Nordic Spirit of Social Democracy: A Different Protestant Ethic
ـ نوشتار دانشگاه هلسینکی : «Lutheranism has provided the foundations of the Nordic welfare state»
ـ پژوهشهای دانشگاه آرهوس دربارهی تأثیر لوتری در شکل گیری «خانهی دولت نوردیک»
ـ رحمتی ، رضا ، 1401، تأثیر الهیات عملی اسکاندیناوی بر ملت سازی و دولت سازی رفاه https://civilica.com/doc/1486007
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
اینک چهار ویژگی دین
«دین چون میان گروهی رواج گرفت در گام نخستین قانونگزار است که یک رشته دستورهای سودمند و گرانمایه را بدینداران میآموزد. در گام دوم شحنه است که اجرای آن دستورها را بیکم و کاست در آشکار و نهان بعهده میگیرد. در گام سوم مربی است که پس از دیری که مردم نیک از بد بازشناختند کارهای بد را نه تنها گناه بلکه ننگ هم میشمارند و کردارهای نیکو را نه تنها ثواب بلکه مایهی نیکنامی نیز میدانند و از اینجا شرافت یا بعبارت پارسی رادمردی در میان آن گروه پیدا میشود که پس از دین نیرومندترین عامل نیکی جهان است. در گام چهارم قاضی است که دینداران که نیکوکاری را مایهی خشنودی خدا و بدکرداری را باعث غضب او میدانند از بدکرداران بیزاری جسته با دیدهی توهین در ایشان مینگرند و به نکوکاران نزدیکی جسته گرامیشان میدارند و بدینسان نیکان پاداش نیکی و بدان کیفر بدی خود را در این جهان نیز مییابند.
همهی این آثار را از دین ، ما با دیدهی خود دیدهایم و خشنودیم که هنوز این آثار پاک از میان نرفته ...» (آئین ، ص12)
ما امیدمندیم با این شرحها جستار دین هرچه روشنتر گردد و خوانندگان نیز پاکدینی را هرچه بهتر بشناسند. با اینهمه شگفت نخواهد بود که کسانی را پرسشها یا ایرادهایی بازمانَد. مایهی خشنودی خواهد بود که آنها را بدانیم. این ما را واخواهد داشت که به جستار بیشتر بپردازیم و زمینه هرچه روشنتر و راه هموارتر گردد.
پایان
🔹 پانوشت :
1ـ در کتابها و نوشتارهای زیر که از هوش مصنوعی گرفته شده نویسندگان به تأثیر و کارکرد دین در کشورهای اسکاندیناوی پرداختهاند.
ROBERT H. NELSON, Lutheranism and the Nordic Spirit of Social Democracy: A Different Protestant Ethic
ـ نوشتار دانشگاه هلسینکی : «Lutheranism has provided the foundations of the Nordic welfare state»
ـ پژوهشهای دانشگاه آرهوس دربارهی تأثیر لوتری در شکل گیری «خانهی دولت نوردیک»
ـ رحمتی ، رضا ، 1401، تأثیر الهیات عملی اسکاندیناوی بر ملت سازی و دولت سازی رفاه https://civilica.com/doc/1486007
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
88%
آری
13%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «امروز چاره چیست؟»
🖌 احمد کسروی
📝 4ـ باید با دولت شوروی مستقیماً گفتگوهایی شود : (یک از دو)
در یکی از روزنامههای دست راست دیده شد که بدولت ایران راهنمایی میکند که از پیشامد آذربایجان ، یا بگفتهی خودش «از مداخلات مأمورین شوروی و تجزیهی آذربایجان» بسازمان ملل متفق [1] شکایت کند و حکمیت بینالمللی را جویا باشد.
من نمیدانم آیا بچنین کاری نیاز هست؟.. من نمیخواهم بدولت راهنمایی کنم و یا وظیفه یاد دهم. دولت خودش میداند و کارهایش. من بحثهاییست میکنم و روی سخنم با مردمست. من میپرسم : آیا بچنان کاری نیاز هست؟..
دولت شوروی با ما پیمان دارد و از روی آن باید تا دوم مارس ، همچون دیگران ، آرتش خود را از ایران بیرون برد و هنوز دوم مارس نرسیده که ما بدانیم آرتش خود را نمیبرد و پیمانها را نادیده میانگارد.
آمدیم بآنکه جلو آرتش ایران را گرفتند و نگزاردند بآذربایجان برود. در آن باره هم سفارت شوروی در تهران به یادداشت نخستوزیر پاسخ داد ـ پاسخی که معنایش احترام گزاردن به پیمانها و تبرا جستن از مداخله در کارهای ایران بود. (2)
شک نیست که آن جلوگیری از رفتن آرتش و قضایایی که درپی آن در آذربایجان رخداده به بیشتر ایرانیان گران افتاده و مایهی رنجیدگی گردیده. با اینحال باعث نومیدی نیست و عنوان شکایت بسازمان ملل متفق نتواند بود.
خبرهایی که از کنفرانس مسکو بدست آمده و گفتگوهایی که دربارهی ایران بیرون تراویده ، اندیشهی مرا تأیید میکند.
دولت شوروی تأکید کرده که تا دوم مارس آرتش خود را از ایران بیرون خواهد برد. موضوع قیام آذربایجان را هم یک قضیهی داخلی شناخته است.
در جایی که پیشامد این صورت را بخود گرفته ، ما چرا از آن خرسند نباشیم؟!.. چرا آن را با خوشی تلقی نکنیم؟!.. چرا باید مغلوب بدگمانیها باشیم؟!..
آنچه من میفهمم باید خوشگمانی را بیشتر گردانید. من تصور میکنم دولت شوروی باحساسات ایرانیها بیشتر قیمت گزارد تا دخالت دولتها.
در حقیقت هم ، احساسات یک توده قیمتش بیشتر از هر چیزیست. آنچه یک توده را راه تواند برد ، اندیشههای آنهاست. آنچه زنده بودن یک توده را تواند رسانید ، علاقهمندیهای آنهاست.
من تصور نمیتوانم کرد ، سررشتهداران دولت سوسیالیستی شوروی ، اندیشهی بدرفتاری با ایرانیان داشته باشند.
تصور نمیتوانم کرد ، مردان بلنداندیشهای که در راه مسلک از جان گذشته و با نبردهای خونین دستگاه استبدادی تزارها را برانداختهاند ، دربارهی ایران برخلاف مسلک خود رفتار خواهند کرد.
دولت شوروی پیشامدهای آذربایجان را قیام آزادیخواهان ایران تلقی کرده. باید تودهی ایران هم اظهار احساسات نموده ، این نشان دهند که آن پیشامد را چگونه تلقی میکنند و چه معنایی میدهند.
اینست از هر نظر که باشد باید باظهار احساسات از سوی ایرانیها قیمت گزاشت. دوباره میگویم : ایرانیان در این موقع باید نشان دهند که باستقلال و تمامیت کشور خود علاقه دارند. نشان دهند که در ایران جنبشی آغاز گردیده که میخواهند درمیان دو دولت ، یکباره بیطرف باشند و بیش از هر کاری باصلاح نواقص خود پردازند.
این احساسات چه در نزد دولت شوروی و چه درمیان تودههای بزرگ جهان ارزش بسیار خواهد داشت و در حل قضایا کمکهای مؤثر خواهد کرد.
🔹 پانوشتها :
1ـ در آن روزها هنوز ترجمهی رسمی بیرون نیامده و چون روزنامهها نام آن را «سازمان ملل متفق» نوشته بودند تا سالها نویسندگان همان را بکار میبردند. ولی یکی دو ماه دیگر ، ترجمهی رسمی و نام درستش ، «سازمان ملل متحد» ، بیرون آمد. نویسنده نیز در کتاب بعدی خود ، «از سازمان ملل متحد چه نتیجه تواند بود؟!» ، این نام را درست دانسته و یادآوری کرده است.
2ـ پاسخ این بود که چون در نتیجهی رفتن آرتش بآذربایجان در آنجا جنگ و خونریزی پیش خواهد آمد و در آن حال دولت شوروی ناچار خواهد شد بشمارهی آرتش خود در آنجا بیفزاید ، اینست سفارت آن را بصلاح نمیداند. (کسروی)
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 4ـ باید با دولت شوروی مستقیماً گفتگوهایی شود : (یک از دو)
در یکی از روزنامههای دست راست دیده شد که بدولت ایران راهنمایی میکند که از پیشامد آذربایجان ، یا بگفتهی خودش «از مداخلات مأمورین شوروی و تجزیهی آذربایجان» بسازمان ملل متفق [1] شکایت کند و حکمیت بینالمللی را جویا باشد.
من نمیدانم آیا بچنین کاری نیاز هست؟.. من نمیخواهم بدولت راهنمایی کنم و یا وظیفه یاد دهم. دولت خودش میداند و کارهایش. من بحثهاییست میکنم و روی سخنم با مردمست. من میپرسم : آیا بچنان کاری نیاز هست؟..
دولت شوروی با ما پیمان دارد و از روی آن باید تا دوم مارس ، همچون دیگران ، آرتش خود را از ایران بیرون برد و هنوز دوم مارس نرسیده که ما بدانیم آرتش خود را نمیبرد و پیمانها را نادیده میانگارد.
آمدیم بآنکه جلو آرتش ایران را گرفتند و نگزاردند بآذربایجان برود. در آن باره هم سفارت شوروی در تهران به یادداشت نخستوزیر پاسخ داد ـ پاسخی که معنایش احترام گزاردن به پیمانها و تبرا جستن از مداخله در کارهای ایران بود. (2)
شک نیست که آن جلوگیری از رفتن آرتش و قضایایی که درپی آن در آذربایجان رخداده به بیشتر ایرانیان گران افتاده و مایهی رنجیدگی گردیده. با اینحال باعث نومیدی نیست و عنوان شکایت بسازمان ملل متفق نتواند بود.
خبرهایی که از کنفرانس مسکو بدست آمده و گفتگوهایی که دربارهی ایران بیرون تراویده ، اندیشهی مرا تأیید میکند.
دولت شوروی تأکید کرده که تا دوم مارس آرتش خود را از ایران بیرون خواهد برد. موضوع قیام آذربایجان را هم یک قضیهی داخلی شناخته است.
در جایی که پیشامد این صورت را بخود گرفته ، ما چرا از آن خرسند نباشیم؟!.. چرا آن را با خوشی تلقی نکنیم؟!.. چرا باید مغلوب بدگمانیها باشیم؟!..
آنچه من میفهمم باید خوشگمانی را بیشتر گردانید. من تصور میکنم دولت شوروی باحساسات ایرانیها بیشتر قیمت گزارد تا دخالت دولتها.
در حقیقت هم ، احساسات یک توده قیمتش بیشتر از هر چیزیست. آنچه یک توده را راه تواند برد ، اندیشههای آنهاست. آنچه زنده بودن یک توده را تواند رسانید ، علاقهمندیهای آنهاست.
من تصور نمیتوانم کرد ، سررشتهداران دولت سوسیالیستی شوروی ، اندیشهی بدرفتاری با ایرانیان داشته باشند.
تصور نمیتوانم کرد ، مردان بلنداندیشهای که در راه مسلک از جان گذشته و با نبردهای خونین دستگاه استبدادی تزارها را برانداختهاند ، دربارهی ایران برخلاف مسلک خود رفتار خواهند کرد.
دولت شوروی پیشامدهای آذربایجان را قیام آزادیخواهان ایران تلقی کرده. باید تودهی ایران هم اظهار احساسات نموده ، این نشان دهند که آن پیشامد را چگونه تلقی میکنند و چه معنایی میدهند.
اینست از هر نظر که باشد باید باظهار احساسات از سوی ایرانیها قیمت گزاشت. دوباره میگویم : ایرانیان در این موقع باید نشان دهند که باستقلال و تمامیت کشور خود علاقه دارند. نشان دهند که در ایران جنبشی آغاز گردیده که میخواهند درمیان دو دولت ، یکباره بیطرف باشند و بیش از هر کاری باصلاح نواقص خود پردازند.
این احساسات چه در نزد دولت شوروی و چه درمیان تودههای بزرگ جهان ارزش بسیار خواهد داشت و در حل قضایا کمکهای مؤثر خواهد کرد.
🔹 پانوشتها :
1ـ در آن روزها هنوز ترجمهی رسمی بیرون نیامده و چون روزنامهها نام آن را «سازمان ملل متفق» نوشته بودند تا سالها نویسندگان همان را بکار میبردند. ولی یکی دو ماه دیگر ، ترجمهی رسمی و نام درستش ، «سازمان ملل متحد» ، بیرون آمد. نویسنده نیز در کتاب بعدی خود ، «از سازمان ملل متحد چه نتیجه تواند بود؟!» ، این نام را درست دانسته و یادآوری کرده است.
2ـ پاسخ این بود که چون در نتیجهی رفتن آرتش بآذربایجان در آنجا جنگ و خونریزی پیش خواهد آمد و در آن حال دولت شوروی ناچار خواهد شد بشمارهی آرتش خود در آنجا بیفزاید ، اینست سفارت آن را بصلاح نمیداند. (کسروی)
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 چرا از راه سیاست نمیآییم؟..
🖌 احمد کسروی
🔸 یک از چهار
در این ماه نامهای از آقای طلوعیان از مراغه رسیده که چون بخشی از آن دربارهی دینست و میباید پاسخی داده شود در اینجا میآوریم. مینویسد :
اینست بخشی از نامهی آقای طلوعیان. ما خشنودیم که نیکمردانی بدینسان رو بما میآورند و امیدمندیم بزودی نتیجهی این رو آوردنها نمودار گردد و میوهی کوششها بدست آید. اما گفتهی آن کسان بهتر است یک پاسخ گشادهتری داده شود. گفتهاند : «لازم بود موضوع دین را کنار گزارده ، مانند یک سیاستمدار اقداماتی کند ...». من میپرسم : سیاست چیست؟.. آیا شما سیاست را به چه معنی میگیرید؟.. آنچه ما میدانیم سیاست بهمبستگی (رابطه) یک کشوری با همسایگانش و رفتار آنها با یکدیگر میباشد. ما سیاست این را میگوییم اگر شما نیز این معنی را خواستهاید بگویید من دربارهی بهمبستگی ایران با دولتهای همسایه چه کار توانم کرد؟!. یک کشوریست بسیار ناتوان و همسایگانی است بسیار توانا [همسایگان شمالی و جنوبی آن روزی ایران ـ روس و انگلیس] ، پیداست که این باید زیردست و لگدمال ایشان باشد. این نهادهی خداست ، آیین طبیعت است که یک ناتوانی زیردست توانایان باشد و بسود آنان زندگی کند. بگویید : من یا شما یا هر کس دیگری در این باره چه توانیم کرد؟!.
آیا میتوان از دولتها خواهش کرد که از سیاست و سود خود چشم پوشند؟!.. آیا با خواهش یا با داد و فریاد بچنان نتیجهای توان رسید؟!.. یا آیا میتوان آیین طبیعت را بهم زد و با همهی ناتوانی لگدمال و زیردست نبود؟!.. آیا چنین چیزی شدنیست؟!..
من میخواهم بگفتهی شما مانند یک «سیاستمدار» بکوشم ، میبینم جز این چاره نیست که این توده را نیرومند گردانم که در برابر همسایگان و بیگانگان ایستادگی توانند و آزادی خود را نگه دارند. یک توده چگونه نیرومند گردد؟. خود نیرو چیست؟.. در اینجا چه معنایی از آن میخواهیم؟.. باشد که دیگران ندانند ، ولی ما نیک میدانیم : «نیروی یک توده رویهم آمدن آهنگهای ایشانست».
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
🔸 یک از چهار
در این ماه نامهای از آقای طلوعیان از مراغه رسیده که چون بخشی از آن دربارهی دینست و میباید پاسخی داده شود در اینجا میآوریم. مینویسد :
من از میلیونها کسانی بودم که با شنیدن پارهای چیزها «آقای کسروی دین تازه آورده و اسلام را پوچ میشمارند ...» از نوشتههایش اجتناب میورزیدم ولی اخیراً با ملاحظهی حقایقی که واقعاً در ایران سابقه نداشته و نشنیدهایم سخت تکان خورده با عصبانیت تمام خود را مذمت کرده بین رفقا و معاریف شهر افتاده و دعوت نمودم. حتا در یک محل (در حدود 30 نفر) حاضرین در اثر تذکرات بنده که از مصائب تاریخ ایران مینمودم به هایهای گریستند. گفتم آقایان از گریهی صدساله یک کار جزئی هم ساخته نمیگردد. امروز از توجه یزدانِ پاک ، مرد بلندهمتی جان بکف نهاده و با یک اصول متین پیش افتاده بخلاف سایر منادیان حقایق را بگوش میرساند.
یک عده از ایشان آه سرد برآورده و گفتند هزار حیف که این مرد نیز عیوباتی دارد. اگر بقول خود شما این مرد عاشق ملک و ملت است و میخواهد تودهی ستمدیده را براه راست برساند با دین و مذهب چه کار دارد؟. لازم بود موضوع دین را کنار گذاشته مانند یک سیاستمدار اقداماتی بکند. منتها خرافاتی که سنگ راه ترقی است با مرور زمان از بین بردارند. گفتم نسبت بموضوع دین نه چنان است که شنیدهاید. چنانکه از نوشتههایش مستفاد میگردد اصل دین اسلام را مقدس شمرده و در صدد اصلاح آن میباشد بالاخره قانع نشدند. حتا چند جمله از کتاب «راه رستگاری» مانند : «دین همان دین کهن است راه را از سر باید گرفت» برای ایشان متذکر شدم. عاقبت مرا وادار نمودند که عریضه کرده خواستار شوم که با زبان ساده و عوامفهم مرقوم فرمایند : «میخواهند اصل دین اسلام اجرا شود یا اینکه دین تازهای را باید پذیرفت؟».
اینست بخشی از نامهی آقای طلوعیان. ما خشنودیم که نیکمردانی بدینسان رو بما میآورند و امیدمندیم بزودی نتیجهی این رو آوردنها نمودار گردد و میوهی کوششها بدست آید. اما گفتهی آن کسان بهتر است یک پاسخ گشادهتری داده شود. گفتهاند : «لازم بود موضوع دین را کنار گزارده ، مانند یک سیاستمدار اقداماتی کند ...». من میپرسم : سیاست چیست؟.. آیا شما سیاست را به چه معنی میگیرید؟.. آنچه ما میدانیم سیاست بهمبستگی (رابطه) یک کشوری با همسایگانش و رفتار آنها با یکدیگر میباشد. ما سیاست این را میگوییم اگر شما نیز این معنی را خواستهاید بگویید من دربارهی بهمبستگی ایران با دولتهای همسایه چه کار توانم کرد؟!. یک کشوریست بسیار ناتوان و همسایگانی است بسیار توانا [همسایگان شمالی و جنوبی آن روزی ایران ـ روس و انگلیس] ، پیداست که این باید زیردست و لگدمال ایشان باشد. این نهادهی خداست ، آیین طبیعت است که یک ناتوانی زیردست توانایان باشد و بسود آنان زندگی کند. بگویید : من یا شما یا هر کس دیگری در این باره چه توانیم کرد؟!.
آیا میتوان از دولتها خواهش کرد که از سیاست و سود خود چشم پوشند؟!.. آیا با خواهش یا با داد و فریاد بچنان نتیجهای توان رسید؟!.. یا آیا میتوان آیین طبیعت را بهم زد و با همهی ناتوانی لگدمال و زیردست نبود؟!.. آیا چنین چیزی شدنیست؟!..
من میخواهم بگفتهی شما مانند یک «سیاستمدار» بکوشم ، میبینم جز این چاره نیست که این توده را نیرومند گردانم که در برابر همسایگان و بیگانگان ایستادگی توانند و آزادی خود را نگه دارند. یک توده چگونه نیرومند گردد؟. خود نیرو چیست؟.. در اینجا چه معنایی از آن میخواهیم؟.. باشد که دیگران ندانند ، ولی ما نیک میدانیم : «نیروی یک توده رویهم آمدن آهنگهای ایشانست».
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
100%
آری
0%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «امروز چاره چیست؟»
🖌 احمد کسروی
📝 4ـ باید با دولت شوروی مستقیماً گفتگوهایی شود : (دو از دو)
تصور نشود من میخواهم بدولت شوروی چاپلوسی کنم. کسانی اگر مرا میشناسند میدانند که هیچگاه چاپلوس نبودهام و نیستم. من میخواهم از هر راهی که توانم بسود تودهی خود کوشم. من میخواهم ایرانیان تا بتوانند اختلافات را خودشان حل کنند.
البته ایران جزو کشورهای آزاد است و در جامعهی ملل عضویت داشته و در سازمان ملل متفق نیز خواهد داشت.
بدیهیست که این مسائل در آنجاها بگفتگو گزارده خواهد شد. بدیهیست که اگر نیاز افتاد ایستادگیها خواهد رفت.
ولی بالاخره این کشور باید سیاست ثابتی پیدا کند. این مردم باید درمیان کشاکشهای جهانی راهی برای خود برگزینند. باید با همسایگان رابطهی خود را روشن گردانند. کوششهای من در آن زمینه است. من نه تنها سود ایرانیان ، سود جهان را بدیده میگیرم. با همان شوروی و انگلیس جز اندیشهی نیکخواهانه ندارم. من سود آنها را نیز در آن راهی میبینم که بایرانیان پیشنهاد میکنم.
سخنم در این بود که با دولت شوروی مستقیماً گفتگوهایی شود. دوباره میگویم : «الخیر فیما وقع». اکنون که در کنفرانس مسکو تصمیمی دربارهی آذربایجان گرفته نشده ، اکنون که دولت شوروی تأکید میکند که بروی پیمانهای خود ایستادگی خواهد نمود ، بسیار بجاست که یکسره با خود آن دولت گفتگو رود. [1]
من میخواهم فهمیدهی خود را در این باره بیپردهتر از این گویم : اگر خدا نکرده اختلاف شوروی با ترکیه یا اختلاف دیگری مانند آن بجنگ انجامید ، رشتهها بیکبار از هم گسیخته خواهد شد و همهی پیمانها از اثر خواهد افتاد و خدا میداند که چهها رخ خواهد داد. ولی اگر جنگی پیش نیاید ، دولت شوروی راضی نخواهد شد با پیمانشکنی خود را بدنام گرداند ، و راه بروی ایرانیان باز است که با پیش گرفتن رفتار خردمندانه ، غائله را از میان بردارند.
🔹 پانوشت :
1ـ چنانکه آگاهان میدانند سرانجام قوام نخستوزیر همین راه را بکار بست. به مسکو رفته با سران شوروی گفتگو کرد و نتیجه گرفت.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 4ـ باید با دولت شوروی مستقیماً گفتگوهایی شود : (دو از دو)
تصور نشود من میخواهم بدولت شوروی چاپلوسی کنم. کسانی اگر مرا میشناسند میدانند که هیچگاه چاپلوس نبودهام و نیستم. من میخواهم از هر راهی که توانم بسود تودهی خود کوشم. من میخواهم ایرانیان تا بتوانند اختلافات را خودشان حل کنند.
البته ایران جزو کشورهای آزاد است و در جامعهی ملل عضویت داشته و در سازمان ملل متفق نیز خواهد داشت.
بدیهیست که این مسائل در آنجاها بگفتگو گزارده خواهد شد. بدیهیست که اگر نیاز افتاد ایستادگیها خواهد رفت.
ولی بالاخره این کشور باید سیاست ثابتی پیدا کند. این مردم باید درمیان کشاکشهای جهانی راهی برای خود برگزینند. باید با همسایگان رابطهی خود را روشن گردانند. کوششهای من در آن زمینه است. من نه تنها سود ایرانیان ، سود جهان را بدیده میگیرم. با همان شوروی و انگلیس جز اندیشهی نیکخواهانه ندارم. من سود آنها را نیز در آن راهی میبینم که بایرانیان پیشنهاد میکنم.
سخنم در این بود که با دولت شوروی مستقیماً گفتگوهایی شود. دوباره میگویم : «الخیر فیما وقع». اکنون که در کنفرانس مسکو تصمیمی دربارهی آذربایجان گرفته نشده ، اکنون که دولت شوروی تأکید میکند که بروی پیمانهای خود ایستادگی خواهد نمود ، بسیار بجاست که یکسره با خود آن دولت گفتگو رود. [1]
من میخواهم فهمیدهی خود را در این باره بیپردهتر از این گویم : اگر خدا نکرده اختلاف شوروی با ترکیه یا اختلاف دیگری مانند آن بجنگ انجامید ، رشتهها بیکبار از هم گسیخته خواهد شد و همهی پیمانها از اثر خواهد افتاد و خدا میداند که چهها رخ خواهد داد. ولی اگر جنگی پیش نیاید ، دولت شوروی راضی نخواهد شد با پیمانشکنی خود را بدنام گرداند ، و راه بروی ایرانیان باز است که با پیش گرفتن رفتار خردمندانه ، غائله را از میان بردارند.
🔹 پانوشت :
1ـ چنانکه آگاهان میدانند سرانجام قوام نخستوزیر همین راه را بکار بست. به مسکو رفته با سران شوروی گفتگو کرد و نتیجه گرفت.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
85%
آری
15%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 چرا از راه سیاست نمیآییم؟..
🖌 احمد کسروی
🔸 دو از چهار
میگویند : در ایران بیستملیون مردم هستند. من دهملیون را بچگان و پیران و بیماران و درماندگان گرفته کنار میگزارم. آن دهملیون دیگر از زن و مرد ، اگر یکایک ایشان بکشور و توده دلبستگی داشته برآن باشند که کوشش و جانفشانی در راه نگهداری کشور دریغ نگویند و این آهنگ (قصد) در دلهای آنان باشد ، و از آنسوی همگی اینان اندیشهشان یکی باشد و دست بهم داده یک دستهای پدید آورند و هر روزی که نیاز افتاد همگی بکوشش و جانفشانی آماده باشند ، از اینجا یک نیروی دهملیونی پدید آید که تواند در برابر بیگانگان پافشاری نماید و کشور را نگه دارد و با آزادی و گردنفرازی زندگی بسر برد. اینست معنی نیروی توده.
ما نیز اگر بخواهیم «سیاستمدارانه» یک کوششی کنیم و توده را نیرومند گردانیده از زیردستی و لگدمالی بیرون آوریم باید بکوشیم و از ایرانیان چنان نیرویی پدید آوریم. باید بکوشیم که ایرانیان بکشور خود دلبسته باشند ، آبادی آن را بخواهند ، بزرگیش را آرزو کنند ، و برای نگهداری آن آمادهی جانفشانی باشند ، از آنسوی اندیشههاشان یکی باشد و همگی دست بهم داده یک دسته شمرده شوند ، که اگر روزی نیاز افتاد همگی با دلخواه و آرزو از شتافتن بمیدان جنگ و از هیچگونه جانبازی خودداری ننمایند. باید برای این کوشیم.
من میپرسم : آیا چنین کاری با حال کنونی ایران شدنیست؟!. آیا این کیشها جلوگیر چنان کوششی نمیباشد؟!.. من از یکایک آنها سخن خواهم راند تا روشن گردد که چه جلوگیری از دلبستگی مردم بکشور و توده و زندگانی میکنند.
نخست از کیش شیعی که کیش انبوه ایرانیانست گفتگو میکنم : این کیش پیروان خود را با اندیشههای بیهودهای سرگرم داشته از پرداختن بزندگانی و دلبستگی بکشور بیگانه میگرداند. یک شیعی مغزش آکنده است از دشمنی بیپا و بیجای ابوبکر و عمر و عثمان و عایشه و از دوستی گزافهآمیز علی و خاندان او ، و از داستان کشاکش خلافت ، و از تاریخچهی زندگانی دوازده امام ، و از رفتار دشمنانشان با ایشان ، و از پندار امام ناپیدا و نشانههای پیدایش او و مانند اینها که آموزاکهای[تعلیمات] آن کیش است ، و یگانه آرزوی او رفتن بزیارت کربلا و نجف و مشهد میباشد ، و همیشه چشم براه امام ناپیداست که پیدا گردد و جهان را بنیکی رساند. اینهاست پندارها و آرزوهایی که دلهای شیعیان [را] پر میگرداند ، و اینست یک شیعی دلبستهی کشور و توده نتواند بود[bud] و بجانفشانی در راه آن نتواند برخاست. بلکه از روی باورهای او ، این دولتها که هستند چه بهنگام مشروطه و چه در زمان خودکامگی ، «جائر» و ستمگرند. زیرا از روی باورهای او فرمانروایی ازآن علماست و دیگران هر کسانی که باشند ستمگرند. از اینرو یک شیعی مالیات پرداختن بدولت ، سرباز دادن ، و فرمان بردن را گناه میشمارد و تا ناچار نباشد بچنین کاری نباید برخیزد. بِدِهِ یک شیعی خمس یا زکات است که باید بعلماء پردازد ، جنگ او جهاد است که در نبودن امام «جایز» نیست. نیکی جهان جز بدست امام زمان که پدید خواهد آمد نتواند بود و اینست که دیگری نباید کوشد. یک شیعی بجای کوشش باید دعای ندبه بخواند و شتاب کردن امام را در پدید آمدن بخواهد.
اینها چیزهاییست که همه میدانند. کنون شما بگویید : آیا این کیش جلوگیر نیرومندی کشور است یا نه؟.. آیا شدنیست که ما باین کیش ایرادی نگیریم و آن را بحال خود گزاریم و امیدمند باشیم که مردم بکشور و توده دلبستگی خواهند داشت و ما یک تودهی نیرومندی پدید خواهیم آورد؟!..
ببینید تاریخ ایران پر از نامهای ستمگرانست. این کشور ، چنگیزخان را دیده که چهار سال در ماوراءالنهر و خراسان قصابی کرد و در آن داستان بسیاری از شهرهای بزرگ ایران کشتار دید که در هر یکی بیش از یک کرور و دو کرور مردم کشته گردیدند ، هلاکوخان را دیده که چهل روز در بغداد کشتار کرد. تیمور لنگ را دیده که در اسپهان هفتادهزار سر خواست و در بغداد از کلهها مناره برپا گردانید. ولی شیعی هیچ یکی از اینان را ستمگر نمیشناسد و بیزاری از آنان ندارد و در پیش او یگانهستمگر یزید بوده که حسینبنعلی را کشته و بس ، و اینست پس از هزاروسیصد سال هنوز جز به یزید نفرین نمیفرستد. صمدخان با آن ستمگریها و پستنهادیها که از خود نمود کسی او را ستمگر نشناخت و چون مُرد در همان مراغهی شما برایش قرآن خواندند و از خدا آمرزش طلبیدند.
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
🔸 دو از چهار
میگویند : در ایران بیستملیون مردم هستند. من دهملیون را بچگان و پیران و بیماران و درماندگان گرفته کنار میگزارم. آن دهملیون دیگر از زن و مرد ، اگر یکایک ایشان بکشور و توده دلبستگی داشته برآن باشند که کوشش و جانفشانی در راه نگهداری کشور دریغ نگویند و این آهنگ (قصد) در دلهای آنان باشد ، و از آنسوی همگی اینان اندیشهشان یکی باشد و دست بهم داده یک دستهای پدید آورند و هر روزی که نیاز افتاد همگی بکوشش و جانفشانی آماده باشند ، از اینجا یک نیروی دهملیونی پدید آید که تواند در برابر بیگانگان پافشاری نماید و کشور را نگه دارد و با آزادی و گردنفرازی زندگی بسر برد. اینست معنی نیروی توده.
ما نیز اگر بخواهیم «سیاستمدارانه» یک کوششی کنیم و توده را نیرومند گردانیده از زیردستی و لگدمالی بیرون آوریم باید بکوشیم و از ایرانیان چنان نیرویی پدید آوریم. باید بکوشیم که ایرانیان بکشور خود دلبسته باشند ، آبادی آن را بخواهند ، بزرگیش را آرزو کنند ، و برای نگهداری آن آمادهی جانفشانی باشند ، از آنسوی اندیشههاشان یکی باشد و همگی دست بهم داده یک دسته شمرده شوند ، که اگر روزی نیاز افتاد همگی با دلخواه و آرزو از شتافتن بمیدان جنگ و از هیچگونه جانبازی خودداری ننمایند. باید برای این کوشیم.
من میپرسم : آیا چنین کاری با حال کنونی ایران شدنیست؟!. آیا این کیشها جلوگیر چنان کوششی نمیباشد؟!.. من از یکایک آنها سخن خواهم راند تا روشن گردد که چه جلوگیری از دلبستگی مردم بکشور و توده و زندگانی میکنند.
نخست از کیش شیعی که کیش انبوه ایرانیانست گفتگو میکنم : این کیش پیروان خود را با اندیشههای بیهودهای سرگرم داشته از پرداختن بزندگانی و دلبستگی بکشور بیگانه میگرداند. یک شیعی مغزش آکنده است از دشمنی بیپا و بیجای ابوبکر و عمر و عثمان و عایشه و از دوستی گزافهآمیز علی و خاندان او ، و از داستان کشاکش خلافت ، و از تاریخچهی زندگانی دوازده امام ، و از رفتار دشمنانشان با ایشان ، و از پندار امام ناپیدا و نشانههای پیدایش او و مانند اینها که آموزاکهای[تعلیمات] آن کیش است ، و یگانه آرزوی او رفتن بزیارت کربلا و نجف و مشهد میباشد ، و همیشه چشم براه امام ناپیداست که پیدا گردد و جهان را بنیکی رساند. اینهاست پندارها و آرزوهایی که دلهای شیعیان [را] پر میگرداند ، و اینست یک شیعی دلبستهی کشور و توده نتواند بود[bud] و بجانفشانی در راه آن نتواند برخاست. بلکه از روی باورهای او ، این دولتها که هستند چه بهنگام مشروطه و چه در زمان خودکامگی ، «جائر» و ستمگرند. زیرا از روی باورهای او فرمانروایی ازآن علماست و دیگران هر کسانی که باشند ستمگرند. از اینرو یک شیعی مالیات پرداختن بدولت ، سرباز دادن ، و فرمان بردن را گناه میشمارد و تا ناچار نباشد بچنین کاری نباید برخیزد. بِدِهِ یک شیعی خمس یا زکات است که باید بعلماء پردازد ، جنگ او جهاد است که در نبودن امام «جایز» نیست. نیکی جهان جز بدست امام زمان که پدید خواهد آمد نتواند بود و اینست که دیگری نباید کوشد. یک شیعی بجای کوشش باید دعای ندبه بخواند و شتاب کردن امام را در پدید آمدن بخواهد.
اینها چیزهاییست که همه میدانند. کنون شما بگویید : آیا این کیش جلوگیر نیرومندی کشور است یا نه؟.. آیا شدنیست که ما باین کیش ایرادی نگیریم و آن را بحال خود گزاریم و امیدمند باشیم که مردم بکشور و توده دلبستگی خواهند داشت و ما یک تودهی نیرومندی پدید خواهیم آورد؟!..
ببینید تاریخ ایران پر از نامهای ستمگرانست. این کشور ، چنگیزخان را دیده که چهار سال در ماوراءالنهر و خراسان قصابی کرد و در آن داستان بسیاری از شهرهای بزرگ ایران کشتار دید که در هر یکی بیش از یک کرور و دو کرور مردم کشته گردیدند ، هلاکوخان را دیده که چهل روز در بغداد کشتار کرد. تیمور لنگ را دیده که در اسپهان هفتادهزار سر خواست و در بغداد از کلهها مناره برپا گردانید. ولی شیعی هیچ یکی از اینان را ستمگر نمیشناسد و بیزاری از آنان ندارد و در پیش او یگانهستمگر یزید بوده که حسینبنعلی را کشته و بس ، و اینست پس از هزاروسیصد سال هنوز جز به یزید نفرین نمیفرستد. صمدخان با آن ستمگریها و پستنهادیها که از خود نمود کسی او را ستمگر نشناخت و چون مُرد در همان مراغهی شما برایش قرآن خواندند و از خدا آمرزش طلبیدند.
——————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
93%
آری
7%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.
📖 کتاب «امروز چاره چیست؟»
🖌 احمد کسروی
📝 5ـ باید بانجمنهای استانی و شهرستانی ارج بیشتر گزارده شود : (یک از سه)
چنانکه خوانندگان میدانند یکی از درخواستهای آذربایجانیها ، از چند سال پیش ، برپا گردانیدن انجمنهای استانی و شهرستانی (ایالتی و ولایتی) بود که دولت اخیراً آن را پذیرفته [1] و در همه جا آمادگی برای انتخاب نمایندگان میرود و من باید کمی هم دربارهی آن سخن گویم. نخست تاریخچهی آن را که کوتاهشده از جلدهای تاریخ مشروطه است یاد میکنم :
در سال 1324 (1285 خورشیدی) که در تهران جنبش مشروطهخواهی باوج خود رسیده تکان بزرگی درمیان بود در شهرهای دیگر کمترین انعکاسی هم نداشت. عینالدوله نگزارده بود در شهرهای دیگر انعکاسی پیدا شود ، و چون روز چهاردهم جمادی الثانی (13 مرداد) مظفرالدینشاه
«فرمان» را امضا کرده و در تهران جشن گرفتند و به تهیهی زمینهی انتخابات پرداختند ، باز در شهرهای دیگر کمترین انعکاسی نبود. دولتیان میخواستند جنبش را در تهران محصور نگه داشته کودک نوزاد را در گهوارهاش خفه سازند.
یک ماه و نیم بدینسان گذشت تا در تبریز جنبشی پدید آمد و نتیجهی آن جنبش این بود که مشروطه از محصوریت بیرون آمد و در همه جا آشکار گردید. در شهرها تکان و جنبشْ عمومی شد.
در تبریز شور مردم عمق داشت. اینبود چون مقصود بدست آمد مشروطهخواهان پراکنده نشده چند تن از پیشروان آزادی با چند تن از مجتهدانِ شهر را برگزیدند که خانهای بگیرند و شبان و روزان در آنجا نشست برپا گردانند و شورش را اداره کنند ، و چون خانهای گرفته شد نام آنجا را «انجمن ملی» گزاردند ، و روزنامهای هم به همان نام بچاپ کردن پرداختند.
سپس که از تهران دستور انتخابات رسید و انجمنِ نظارت برپا گردید ، آن نیز در اینجا بود. اصناف نمایندگانی برگزیده بودند ، آنها نیز در اینجا مینشستند.
ولی محمدعلیمیرزا که آن زمان در تبریز ولیعهد بود ، از بودن چنین کانونی برای آزادیخواهان خوشش نمیآمد ، و اینبود چون انتخابات پایان پذیرفت آن را بهانه گرفته دستور داد که انجمن برچیده شود. اعضای انجمن نیز پذیرفتند و پراکنده شدند. ولی مجاهدان بشورش سختی برخاسته شبانه اعضا را بانجمن آوردند و دوباره در جای خودشان نشاندند.
بدینسان انجمن استوار گردید و همین انجمن بود که کانون شورش ایران گردید و کارهای بزرگی را که در تاریخ مشروطه یاد شده انجام داد و به پیروی از این انجمن بود که در شهرهای دیگر نیز انجمنهای ملی برپا گردید.
🔹 پانوشت :
1ـ اشاره به «دستورالعمل» انجمنهای ایالتی و ولایتی است که دولت حکیمی در پایان آذرماه ابلاغ کرد.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
🖌 احمد کسروی
📝 5ـ باید بانجمنهای استانی و شهرستانی ارج بیشتر گزارده شود : (یک از سه)
چنانکه خوانندگان میدانند یکی از درخواستهای آذربایجانیها ، از چند سال پیش ، برپا گردانیدن انجمنهای استانی و شهرستانی (ایالتی و ولایتی) بود که دولت اخیراً آن را پذیرفته [1] و در همه جا آمادگی برای انتخاب نمایندگان میرود و من باید کمی هم دربارهی آن سخن گویم. نخست تاریخچهی آن را که کوتاهشده از جلدهای تاریخ مشروطه است یاد میکنم :
در سال 1324 (1285 خورشیدی) که در تهران جنبش مشروطهخواهی باوج خود رسیده تکان بزرگی درمیان بود در شهرهای دیگر کمترین انعکاسی هم نداشت. عینالدوله نگزارده بود در شهرهای دیگر انعکاسی پیدا شود ، و چون روز چهاردهم جمادی الثانی (13 مرداد) مظفرالدینشاه
«فرمان» را امضا کرده و در تهران جشن گرفتند و به تهیهی زمینهی انتخابات پرداختند ، باز در شهرهای دیگر کمترین انعکاسی نبود. دولتیان میخواستند جنبش را در تهران محصور نگه داشته کودک نوزاد را در گهوارهاش خفه سازند.
یک ماه و نیم بدینسان گذشت تا در تبریز جنبشی پدید آمد و نتیجهی آن جنبش این بود که مشروطه از محصوریت بیرون آمد و در همه جا آشکار گردید. در شهرها تکان و جنبشْ عمومی شد.
در تبریز شور مردم عمق داشت. اینبود چون مقصود بدست آمد مشروطهخواهان پراکنده نشده چند تن از پیشروان آزادی با چند تن از مجتهدانِ شهر را برگزیدند که خانهای بگیرند و شبان و روزان در آنجا نشست برپا گردانند و شورش را اداره کنند ، و چون خانهای گرفته شد نام آنجا را «انجمن ملی» گزاردند ، و روزنامهای هم به همان نام بچاپ کردن پرداختند.
سپس که از تهران دستور انتخابات رسید و انجمنِ نظارت برپا گردید ، آن نیز در اینجا بود. اصناف نمایندگانی برگزیده بودند ، آنها نیز در اینجا مینشستند.
ولی محمدعلیمیرزا که آن زمان در تبریز ولیعهد بود ، از بودن چنین کانونی برای آزادیخواهان خوشش نمیآمد ، و اینبود چون انتخابات پایان پذیرفت آن را بهانه گرفته دستور داد که انجمن برچیده شود. اعضای انجمن نیز پذیرفتند و پراکنده شدند. ولی مجاهدان بشورش سختی برخاسته شبانه اعضا را بانجمن آوردند و دوباره در جای خودشان نشاندند.
بدینسان انجمن استوار گردید و همین انجمن بود که کانون شورش ایران گردید و کارهای بزرگی را که در تاریخ مشروطه یاد شده انجام داد و به پیروی از این انجمن بود که در شهرهای دیگر نیز انجمنهای ملی برپا گردید.
🔹 پانوشت :
1ـ اشاره به «دستورالعمل» انجمنهای ایالتی و ولایتی است که دولت حکیمی در پایان آذرماه ابلاغ کرد.
———————————
📣 خوانندگان همچنین میتوانند با نواختن بر 💬 در پایین سوی چپ با ما همبستگی داشته پیام یا نوشتارهای خود را در این زمینه بنویسند. تنها خواهش ما اینست که نوشتارها تا جایی که تواند بود کوتاه و با دلیل توأم بوده و خواست از آن تنها روشنی مطلب و حقیقت باشد.
📊 نیز در پایین یک دیدگاهپرسی هم آمده که میتوانید در آن شرکت کنید.
🌸
آیا سخنان بالا را آگاه کننده و راست یافتید؟
Anonymous Poll
89%
آری
11%
نه
0%
نه ، علتش را برایتان مینویسم.