پاکدینی ـ احمد کسروی
7.56K subscribers
8.66K photos
489 videos
2.28K files
1.78K links
🔔 برای پاسخ شکیبا باشید.

کتابخانه پاکدینی
@Kasravi_Ahmad

تاریخ مشروطه ایران
@Tarikhe_Mashruteye_Iran

اینستاگرام
instagram.com/ketab.pakdini

کتاب سودمند
@KetabSudmand

یوتیوب
youtube.com/@pakdini

دونیت :
https://t.me/pakdini/25890
Download Telegram
ایراد بملایان در این زمینه یكی دوتا نیست. می‌باید از آنان پرسید :

🔸این دعوی حكومت كه شما می‌كنید دلیلش چیست؟ اگر دلیلش داستان خلافت اسلامیست كه امروز بیكبار از میان رفته و بی‌زمینه گردیده. ...

🔸ملایان كه پیاپی به دولت فشار می‌آورند و شكایت می‌كنند ، اگر دولت بدخواه توده و همدست ملایان نیست باید این پرسشها را جلو آنها گزارد و پاسخ خواهد.

🔸اگر جناب آقای بیات (و یا هر نخست‌وزیری كه پس از او بیاید) دلش به این كشور بدبخت می‌سوزد باید بگشادن این گره كور كوشد.

ملایان می‌پندارند كه دولت تواند با زور جلو سخنان ما را گیرد. دولت باید بفهماند كه چنان نیرویی باو سپارده نشده ، و آنگاه جلو دلیل را جز با دلیل نتوان گرفت.

ما بارها شنیده‌ایم كه ملایان از قم و تبریز و دیگر شهرها به اعلیحضرت محمدرضاشاه تلگراف فرستاده از نوشته‌های ما شكایت كرده‌اند. در همین عاشورای چند روز پیش[سال 1323] ، كسانی از تهران برای برآغالانیدن[تحریک] ملایان قم رفته بودند ، و چون اعلیحضرت به قم رفته جلوش را گرفته شكایت و هایهوی بسیار كرده‌اند.

🔶ما پیشنهاد می‌كنیم اعلیحضرت در برابر شكایت همین پاسخ را دهند. یا بهتر از آن ، بفرمایند كه ملایان نمایندگانی فرستند تا نشستی در دربار یا در كاخ سفید برپا گردد و در این زمینه گفتگو رود و كار یكسره گردد.
🔸از دو حال بیرون نیست : یا ملایان آن داعیه‌ها را درباره‌ی حكومت می‌دارند و شاه كشور و نخست‌وزیر و وزیران و نمایندگان پارلمان و دیگران را غاصب و جائر می‌دانند و مالیات دادن را حرام می‌شمارند ، و یا اینها هیچكدام نیست و ما بآنان تهمت می‌زنیم.
اگر آن یكیست كه هرآینه باید بپرسشهای ما پاسخ دهند و هر دلیلی دارند بازنمایند ، و اگر این یكیست كه دانسته شود و ایرادهای ما خودبخود از میان رود.

🔶ناچارم در اینجا یادآوری كنم كه چه اعلیحضرت محمدرضاشاه و چه جناب آقای بیات و چه هر نخست‌وزیر دیگری ، شاه این توده و نخست‌وزیر این توده‌اند ، و این بایَنده‌ی[وظیفه] ایشانست كه بیش از همه و پیش از همه درپی آسایش و فیروزی این توده باشند.

🔶چه شاه و چه نخست‌وزیر حق ندارند توده را فراموش كنند و تنها درپی پیشرفت كار خود باشند.

✴️این داستان ملاها امروز گرفتاری بزرگیست. اگر انگیزه‌ی بدبختی ایران سه چیز باشد یكی همینست. چه شاه و چه پارلمان و چه دولت نباید آن را آسان شمارند و سرسری گیرند و بملایان رو دهند و مماشات كنند.

✴️اگر با ملایان مماشات خواهد شد پس مشروطه را رها كنند و بیش از این آبروی دمكراسی را نبرند.

(دولت بما پاسخ دهد ص 22 از 43)
ما چه میخواهیم؟
بخش دوم ـ تکه‌ی 3


شما زيان اينها را نمي‌دانيد و پرواي اينها نمي‌كنيد. ولي در يك توده اينها نشان پستي خردهاست. شما مي‌گوييد : «مردم نام باطنيگري را هم نمي‌دانند» ندانستن نام و دانستن آن چه اثري تواند داشت؟!. مردمي كه به يك ناداني گرفتارند زيان آن را خواهند ديد گو كه نامش را ندانند. ما خود همان را مي‌گوييم. ما مي‌گوييم صد بدآموزي از كهن و نو بهم آميخته و مردم بي‌آنكه نامهاي آنها را بشناسند و بي‌آنكه بدانند از كجا آمده آلوده‌ی آنها مي‌باشند.
ماديگري چهل سال نيست پايش به ايران رسيده. در اين زمان اندکی ، هزاران و صدهزاران كسان آلوده‌ی بدآموزيهاي آن مي‌باشند و بيشتر آنها نام ماديگري را هم نشنيده‌اند. در جاي ديگر نيز گفته‌ام آخوندهايي كه سي سال در نجف مانده‌اند و همه‌ی درسهاشان از فقه و اصول و اين چيزها بوده چون مي‌آيند و با من گفتگو مي‌كنند مي‌بينم بدآموزيهاي ماديگري را بيرون مي‌ريزند و چون مي‌گويم اينها از مادّيانست باور نمي‌كنند. اينان سخناني را در روزنامه‌ها خوانده و بي‌آنكه بدانند از كجاست در مغزهاي خود جا داده‌اند. باطنيگري نيز مانند اين مي‌باشد.
اين بود اندازه‌ی ناآگاهي ايرانيان از سرچشمه‌ی گرفتاريها و بيچارگيهاي خودشان. اين بود اندازه‌ی ناآگاهي ايشان از زيان بدآموزيهاي كهن و نو.
يك پيشامد دلخراش اين بود كه هنگامي كه ما آماده مي‌شديم با اين بدآموزيها و انديشه‌ها نبرد كنيم و بكندن ريشه‌ی آنها كوشيم در ايران جنبشي بنام ادبيات پيش آمده و دسته‌ی بزرگي بهواداري از آنها برخاسته و با يك شور و ديوانگي (همچون شور و ديوانگي اروپاييگري) بفزوني رواج آنها مي‌كوشيدند.
اينان از ادبيات بيش از همه شعر را مي‌شناختند ، و از شعر نيز بيش از همه با ديوانها و كتابهاي شعراي قرنهاي پيش آشنايي مي‌داشتند و بيش از همه برواج اينها مي‌كوشيدند ، و ما گفتيم كه اين شاعران كه در زمان مغول و پس از آن برخاسته‌اند آنچه را كه از گفته‌هاي بيهوده و بدآموزيهاي زهرآلود پيشينيان شنيده‌اند ـ از جبريگري و پندارهاي قلندرانه و بيدرديهاي خراباتيانه ، و انگارهاي پا در هواي صوفيان و بسيار از اينگونه ـ با زبانهاي آسان و گيرنده‌اي برشته‌ی سخن كشيده‌اند ، و كساني كه ديوانها و كتابهاي آنان را بخوانند بي‌آنكه خود بخواهند و بدانند انبوهي از آن بدآموزيهاي آشفته را در مغز خود جا دهند.
اين زيان كه نتيجه‌ی آن فرسودگي فهم و ناتواني خرد و آشفتگي انديشه است جز از زيانيست كه از راه خويها پيش آيد و كساني كه كمترين آلودگيهاي آنها ستايشگري زورمندان و ستمگران و روزي خوردن از دست ديگران بوده از فراگرفتن گفته‌هاي آنها و از دل بستن بآنها هرآينه خويهاي هر كسي بپستي گرايد و اين نه چيزيست كه يكي انكار تواند كرد.
اين شور را شرقشناسان پديد آورده و كسان بسياري از شرقيان فهميده و نافهميده بپيروي از ايشان برخاسته بودند و ميتوان گفت مايه‌ی پيشرفت آن نيز اروپاييگري بود. بيچاره شرقيان كه در برابر اروپاييان خود را باخته و خيره گرديده بودند همينكه مي‌شنيدند يك شرقشناسي ستايش از فلان شاعر ايراني نموده و يا كتاب بهمان صوفي را بچاپ رسانيده تكان سختي ميخوردند و بي‌آنكه از سود و زيان آن آگاه باشند با يك شور و ديوانگي بپيروي از ايشان برميخاستند.
كار بجايي رسيد كه ناكساني ـ ناكساني كه بدخواه كشور و توده‌ی خود مي‌بودند برخيزند و چنين گويند : «سرمايه‌ی آبروي ما اين شعر و فلسفه و ادبياتست. ما بايد تنها باينها كوشيم» و كساني در رخت جهانگردي از اروپا و آمريكا بيايند و سخن رانند و چنين گويند : «شرق وظيفه‌ی ديگري دارد و غرب وظيفه‌ی ديگري. وظيفه‌ی شرق پيش بردن شعر و فلسفه است. ما در غرب هر زمان كه از تلاشهاي مادي خود دچار خستگي و دل‌افسردگي شويم با خواندن شعر و فلسفه‌ی شرقي بخود تسلّا دهيم».
كساني باين انديشه‌ی زهرآلود رخت ديگري پوشانيده چنين مي‌گفتند : «اين مادّه‌پرستي كه بجهان غلبه كرده چاره‌اش جز با ترويج عرفان و تصوف نخواهد بود». اين سخنان از جاي ديگر بود و استادان بسيار آزموده‌اي اينها را ياد مي‌دادند.
رینولد نیکلسُن شاگرد ادوارد براون و کسیست که برای ایرانیان تصحیح تذکرة الاولیاء و مثنوی مولوی را «ارمغان» گردانید.
ادوارد براون را میتوان سردسته‌ی شرقشناسانی شمارد که به هیاهوی ادبیات در ایران دامن می‌زد. او چهار جلد تاریخ ادبیات ایران بدستیاری محمد قزوینی نوشت و به ایرانیان «ارمغان» داشت.
محمدعلی فروغی از همدستان براون و دوست نزدیک محمد قزوینی ، از هیزم‌بیاران هیاهوی «ادبیات»‌ در ایران :
« متفكرين بر اين عقيده‌اند كه چاره‌ي ماديگري اگر باشد و نباشد با تصوف خواهد بود».
Wahriyãrãne Gomnãm 1-18.pdf
53 KB
📘 شهریاران گمنام

بخش یکمین 18

✅ گفتار سومین ـ سالاریان در آذربایگان و اران و ارمنستان

✴️ جنگهای لشکری با دیسم در آذربایگان
xordegirio pãsoxe ãn 4.pdf
73.1 KB
🔶 خرده‌گیری و پاسخ آن

بخش پایانی

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
این رشته گفتارها گذشته از پرمغزی و استواریش از دیده‌ی تاریخی و به آشکار آوردن دعوی حکومت ملایان نیز ارجدار می‌باشد.
xuyhãye pãk 2.pdf
76.9 KB
🔶 خویهای پاک

بخش دوم

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از ماهنامه‌ی پیمان)
ما چه میخواهیم؟
بخش دوم ـ تکه‌ی 4

نتيجه‌اي كه از اين هياهو برميخاست آن بود كه از يكسو انبوهي از مردم ـ از جوانان و پيران ـ بديوانهاي شاعران رو آورده و با يك گرمي آنها را مي‌خواندند و شعرهاي آنها را بياد مي‌سپردند و بگفته‌ی آنها دل مي‌بستند ، و كساني فرصت يافته پياپي ديوانهاي شعر چاپ كرده بدست مردم مي‌دادند ، و كساني كتابها درباره‌ی شاعران مي‌نوشتند و ستايشهاي گزافه‌آميز از آنان مي‌نمودند ، و در دبستانها «تاريخ شعرا» درس مي‌گفتند ، و از يكسو شعرسرايي و قافيه‌بافي رواج بي‌اندازه يافته هزارها كسان شاعري مي‌نمودند و در بيشتر شهرها انجمنهاي ادبي برپا مي‌شد. فراموش نكرده‌ام جواني را از كرمان كه به بيشتر روزنامه‌هاي تهران و شيراز شعر مي‌فرستاد و اين روزنامه‌ها كه بدست من مي‌رسيد هر يكي را باز مي‌كردم شعرهاي تازه‌اي ازو مي‌ديدم. جوان بدبخت فريب هياهو را خورده و چنين مي‌پنداشت شعر هرچه فزونتر بهتر ، و بدانسان خودكشي مي‌كرد.
تنها در اين اندازه نايستاده و [به] جنبش شاخه‌هايي نيز داده و يك دسته در اين گرماگرم ببدآموزيهاي كهن صوفيان و باطنيان و بفلسفه پرداخته و بدستاويز «تحقيق» برواج آنها مي‌كوشيدند و يك دسته سخن از ايران باستان و شَت زردشت بميان آورده باين بهانه پندارهاي بيپاي زردشتيگري را از سر نو پراكنده مي‌گردانيدند.
ما امروز تاريخچه و سرچشمه‌ی آن شور را نيك مي‌دانيم و روزي كه آن را با نشانيهايش بنويسيم مردم نيز چگونگي را خواهند دانست. ولي آنروز اين تاريخچه را نمي‌دانستيم و تنها اين مي‌دانستيم كه يك شور بسيار زيان‌آور و سبكمغزانه‌ايست و مي‌بايد با آن نبرد كنيم. شوريست كه سودش بيگانگان را خواهد بود و ما نبايد در برابر آن خاموش ايستيم. از اين گذشته اين شور از هر باره آخشيج خواست ما بود. ما مي‌خواستيم انديشه‌هاي پراكنده را براندازيم ، و اين شور رواج آنها را بيشتر مي‌گردانيد. ما ميخواستيم پستيها و آلودگيهاي زمان مغول را از ميان بريم و اينان آنها را پايدارتر مي‌ساختند. ما مي‌خواستيم مردم را از پرداختن بگذشته بازداريم و رويها را بسوي آينده برگردانيم و اينان مي‌كوشيدند آنان را سرگرم آلودگيهاي كهن گردانند.
با كساني كه از آشنايان گفتگو مي‌كرديم و انگيزه‌ی اين شور را مي‌پرسيديم بيش از اين پاسخ نمي‌شنيديم : «ادبيات روح مملكت است و هر ملتي بايد بحفظ ادبيات خود بكوشد ...» همين جمله‌هاي تاريك و بي‌مغزي بود كه سرچشمه‌ی آن شور و هياهو شمرده مي‌شد ، و چون گامي فراتر گزارده مي‌پرسيديم : «ادبيات چيست؟!. سود اينها چه مي‌باشد؟!..» در اينجا بود كه درمي‌ماندند ، در اينجا بود كه ما بار ديگر با يك آزمايش تلخي روبرو مي‌شديم. آزمايشِ چه؟!. آزمايش اينكه در بسياري از مردم نيروي «فهم» بيكاره گرديده1 و يك چيزي را كه مي‌شنوند نمي‌توانند فهميد و بمعناي درست آن نرسيده و به يك معناي تاريكي در دل خود بس مي‌كنند. با اين آزمايش نخست درباره‌ی «تمدن» دچار آمده بوديم و اينك دوباره با آن روبرو مي‌شديم. اينان يك نام ادبيات شنيده و در دل گرفته ولي يك معناي روشني از آن نفهميده بودند و اينست چون مي‌پرسيديم : «ادبيات چيست؟!.» نخست آزردگي نموده مي‌گفتند : «مگر بايد ادبيات را هم معني نمود؟!» مي‌گفتيم : «چرا نبايد معني نمود؟!. بگوييد ببينيم چه معنايي از آن ميخواهيد ، و چه چيزهاست كه از ادبيات مي‌شماريد؟!.. اين شعرها كه ما مي‌بينيم چيز ارجداري نيست و سودی از آنها جز زيان چشم نتوان داشت. پس بگوييد چگونه بآنها نام ادبيات مي‌دهيد و بدينسان بشور و سرگرمي برخاسته‌ايد؟!..» مي‌ديديم كه از پاسخ درمي‌مانند و مي‌دانستيم كه معناي درستي براي ادبيات نفهميده‌اند و اين پرسش كه ما مي‌كنيم هيچگاه بانديشه‌ی ايشان نرسيده.

پابرگیها :
1ـ اين خود زمينه‌ی ارجداريست و ما پارسال سخن از آن رانديم ولي بايد بيشتر از آن اندازه سخن برانيم.
ایراد بملایان در این زمینه یكی دوتا نیست. می‌باید از آنان پرسید :

🔸این دعوی حكومت كه شما می‌كنید دلیلش چیست؟ اگر دلیلش داستان خلافت اسلامیست كه امروز بیكبار از میان رفته و بی‌زمینه گردیده. ...

🔸ملایان كه پیاپی به دولت فشار می‌آورند و شكایت می‌كنند ، اگر دولت بدخواه توده و همدست ملایان نیست باید این پرسشها را جلو آنها گزارد و پاسخ خواهد.

🔸اگر جناب آقای بیات (و یا هر نخست‌وزیری كه پس از او بیاید) دلش به این كشور بدبخت می‌سوزد باید بگشادن این گره كور كوشد.

ملایان می‌پندارند كه دولت تواند با زور جلو سخنان ما را گیرد. دولت باید بفهماند كه چنان نیرویی باو سپارده نشده ، و آنگاه جلو دلیل را جز با دلیل نتوان گرفت.

ما بارها شنیده‌ایم كه ملایان از قم و تبریز و دیگر شهرها به اعلیحضرت محمدرضاشاه تلگراف فرستاده از نوشته‌های ما شكایت كرده‌اند. در همین عاشورای چند روز پیش[سال 1323] ، كسانی از تهران برای برآغالانیدن[تحریک] ملایان قم رفته بودند ، و چون اعلیحضرت به قم رفته جلوش را گرفته شكایت و هایهوی بسیار كرده‌اند.

🔶ما پیشنهاد می‌كنیم اعلیحضرت در برابر شكایت همین پاسخ را دهند. یا بهتر از آن ، بفرمایند كه ملایان نمایندگانی فرستند تا نشستی در دربار یا در كاخ سفید برپا گردد و در این زمینه گفتگو رود و كار یكسره گردد.
🔸از دو حال بیرون نیست : یا ملایان آن داعیه‌ها را درباره‌ی حكومت می‌دارند و شاه كشور و نخست‌وزیر و وزیران و نمایندگان پارلمان و دیگران را غاصب و جائر می‌دانند و مالیات دادن را حرام می‌شمارند ، و یا اینها هیچكدام نیست و ما بآنان تهمت می‌زنیم.
اگر آن یكیست كه هرآینه باید بپرسشهای ما پاسخ دهند و هر دلیلی دارند بازنمایند ، و اگر این یكیست كه دانسته شود و ایرادهای ما خودبخود از میان رود.

🔶ناچارم در اینجا یادآوری كنم كه چه اعلیحضرت محمدرضاشاه و چه جناب آقای بیات و چه هر نخست‌وزیر دیگری ، شاه این توده و نخست‌وزیر این توده‌اند ، و این بایَنده‌ی[وظیفه] ایشانست كه بیش از همه و پیش از همه درپی آسایش و فیروزی این توده باشند.

🔶چه شاه و چه نخست‌وزیر حق ندارند توده را فراموش كنند و تنها درپی پیشرفت كار خود باشند.

✴️این داستان ملاها امروز گرفتاری بزرگیست. اگر انگیزه‌ی بدبختی ایران سه چیز باشد یكی همینست. چه شاه و چه پارلمان و چه دولت نباید آن را آسان شمارند و سرسری گیرند و بملایان رو دهند و مماشات كنند.

✴️اگر با ملایان مماشات خواهد شد پس مشروطه را رها كنند و بیش از این آبروی دمكراسی را نبرند.

(دولت بما پاسخ دهد ص 22 از 43)
xordegirio pãsoxe ãn 4.pdf
73.1 KB
🔶 خرده‌گیری و پاسخ آن

همه‌ی بخشها در یکجا

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
این رشته گفتارها گذشته از پرمغزی و استواریش از دیده‌ی تاریخی و به آشکار آوردن دعوی حکومت ملایان نیز ارجدار می‌باشد.
Wahriyãrãne Gomnãm 1-19.pdf
47.6 KB
📘 شهریاران گمنام

بخش یکمین ۱۹

✅ گفتار سومین ـ سالاریان در آذربایگان و اران و ارمنستان

✴️ گشادن سالار مرزبان آذربایگان را
خرده‌گیری و پاسخ آن ـ یادداشتهای کانال

✴️ مردم تا پیش از مشروطه حرف شنوی بسیاری از ملایان داشته و این را از واجبات كیش خود می‌شمارده‌اند. لیکن ملایان که با مشروطه‌خواهان دشمنی آشكار كردند و چه‌بسا گمان داشتند با آغاز دوتیرگی صف آزادیخواهان خواهد شکست ، این هنگام دیده شد آن گمان راست درنیامد ، دیده شد آزادیخواهان به ‌اندیشه‌هایی آراسته گردیده‌اند كه دیگر زیر بار سخن ملایان ـ اگرچه بنام دین و مذهب باشد ـ نخواهند رفت. «چون آزادیخواهان مردان خونگرمی ‌بودند كه با یك غیرت و مردانگی بكوشش برخاسته و پیشرفت و فیروزی كشور را یگانه آرزوی خود میدانستند اینبود ملایان را با آن گفته‌هاشان دشمن كشور می‌شناختند و برانداختن ایشان را بخود واجب میدانستند».

✴️ تكیه‌گاه ملایان یكی مردم عامی و دیگری كسانیست كه برای پاك كردن گناهان خود یا بجهت سودها و بهره‌مندیهای خود نیازمند این كیشند ـ همچون مقدسان بازاری ، حاجیهای دغلكار ، برخی از دولتیان و اینگونه كسان.

✴️ كوشندگان سیاسی ما تاكنون ، به تغییر باورها و پدید آوردن تكانی در مردم عامی باور نداشته كوششی نكرده‌اند. همیشه پنداشته‌اند نباید سخنی گفت و کاری کرد که ایشان برنجند.
xordegirio pãsoxe ãn - yãddawthãye Kãnãl 1.pdf
92.4 KB
خرده‌گیری و پاسخ آن

(یادداشتهای کانال)

بخش یکم

نتیجه‌هایی که از گفتار اخیر پرچم توان گرفت.
xuyhãye pãk 3.pdf
70.2 KB
🔶 خویهای پاک

بخش سوم

🖌 احمد کسروی

🔷 (گفتاری از ماهنامه‌ی پیمان)