«يكي از كوششهايي كه براي كندن ريشهی بدآموزيها و گمراهيها بايد كرد ، از ميان بردن هزارها كتابهاست. يكي از مايههاي درماندگي شرق اينها را بايد شمرد و همه را از ميان بايد بُرد. از هزار سال پيش هر زمان سيل گمراهي ديگري برخاسته و از سر شرقيان گذشته ولي چركاب همهی آنها در كتابها تهنشين گرديده. شما بيك كتابخانه درميآييد ، كتابها ميبينيد پهلوي هم در قفسهها چيده و چون درمينگريد این كتابيست در عرفان ، آن كتابيست در فلسفهی يونان ، آن فروغ مَزدَيَسني است و از زردشتيگري سخن ميراند ، اين وجهدين ناصرخسرو است و از باطنيگري گفتگو ميكند ، اين ديوان خيام خراباتيست ، آن ترجمهی فلسفهی شوپنهاور است ، اين تفسير ملا فتحالله است ، آن مفتاح الجنانست ، آن ديوان ننگين ايرج است ، آن شعرهاي صادق ملارجب است ، اين كتاب فرائد ميرزا ابوالفضل است ، آن ارشادالعوام حاجيمحمد كريمخانست. اگر بشمُري كتابهاي بيست و سي گمراهي و بدآموزي را در يك كتابخانه تواني يافت. اينها براي چيست و چه سودي از آنها توان برداشت؟!. آيا جز آتش چه چيز ديگر اينها را از ميان تواند برد؟!.
🌐 اينها اگر بماند شما را نابود خواهد كرد و شما پيش افتيد و آنها را نابود گردانيد.
ميدانم كتاب نگهداري يكي از هوسهاييست كه امروز رواج بسيار پيدا كرده و كساني هرچه كتاب از نيك و بد بدست ميآوردند آن را نگه ميدارند و اين سخن بر آنان ناگوار خواهد افتاد. ولي در راه پيشرفت توده بايد از اين هوسها درگذشت. يكي از دليلها بر آنکه اينها سراپا زيان ميباشد آنست كه بدخواهان شرق پولهاي گزاف ريخته و آن كتابها را چاپ كرده و براي شما ميفرستند. آيا جز زيانِ شما آنان را چه سودي از اين تواند بود؟!.
از چيزهايي كه همراه هياهوي ادبيات رواج يافته بدست آوردن كتابهاي كهن و چاپ كردن آنهاست. همينكه چند تن از شرقشناسان اين كار را كردهاند ، در شرق صدها كسان پيروي از آنان مينمايند و اين راهي براي نام درآوردن و يا سودجويي شده كه بيآنكه جدايي ميانهی كتابهاي سودمند و زيانمند گزارند هرچه پيدا ميكنند بچاپ ميرسانند. كنون شما اگر يكي از آنان را بيابيد و بپرسيد چه سودي از آن براي تودهی خود چشم ميداري؟!.. يا از آن كه ديوان صادق ملارجب را پراكنده ساخته بپرسيد : چه نتيجه از پراكندن آن شعرهاي رسوا ميخواهي؟ يا از آنكه نصيحة الملوك غزالي را چاپ كرده بپرسيد : چه دانشي از خواندن آن سخنان پوچ خوانندگان را خواهد بود؟! بپرسيد تا ببينيد چه پاسخ ميدهند».[2]
🌐 اکنون به ایرادی که در این زمینه بما میگیرند میپردازیم. میگویند : «امروز همچون گذشته ، دیگر کسی کتاب نمیخواند یا نگاه نمیدارد. امروز کتابها بیشتر یا صوتی و الکترونیکیاند یا اینکه مردمان نوشتارها را از اینترنت میخوانند». میگوییم : آری ، ولی باید دانست نخست ، کتابها یا نوشتارهای الکترونیکی زیانمند سرچشمهشان باز همان کتابهای کهن یا نو بوده. با آتش زدن به اینها پستی و بیارجیشان را مینماییم و این خواه ناخواه اثر خود را دارد. همین مایهی آن خواهد بود که حقایق در این زمینه انتشار یابد و کسانی که آنها را به رُویهی کتاب الکترونیکی درآوردهاند از کارشان پشیمان گردند یا آنان که میخواندهاند بر زمانی که از دست دادهاند و بدآموزیهایی که بمغز خود راه دادهاند آگاه گردند و بسا که افسوسها خورند. و چون آواز این جنبش به گوشها رسد ، آن پایگاههای اینترنتی یا کانالهای پیامرسان نیز به زیانمندی و آسیبرسانی کار خود پی برند و دست از آن کشند. همینکه بتوانیم کتاب و فیلم و سیدیهای زیانمند و اینگونه چیزها را از دسترس جوانان دور گردانیم ، خود کار خُردی نیست و رفتهرفته دیگران را واخواهد داشت در داوریهای خود بازنگری کنند و زمینه برای پیراستن پایگاهها و کانالهای اینترنتی نیز فراهم آید.
دوم ، آنچه دربارهی اثر داوری میان نیک و بد گفتیم اینجا نیز در جای خود هست و دیگر نمیگردد. گفتیم که این داوری گامِ نخست در راه شایندگی یک توده است. چه از جنس کاغذ ، چه الکترونیکی ، باید مردم بدانند که نیک و بد را به یک چشم ننگرند. باید بدانند که بیپروایی به کتابهای زیانمند جز ریشهی خود را کندن نیست. با چنین جنبشی مردمان خواهند دریافت که رستگار گردیدن جز با دست شستن از چنین آلودگیها نتواند بود.
شما به این نگاه نکنید که امروز صد نسخه کمتر یا بیشتر کتاب زیانمند سوزانیده میشود و این در برابر سیل چنان کتابهایی ناچیز است. شما به این بیندیشید که این چه تکانی به اندیشههای مردمان خواهد داد. ما نشان دادیم که کمتر کسانی کتاب را به دو دستهی زیانمند و سودمند یا بیزیان جدا میگردانند. نشان دادیم که چنین تودهای راه زندگانی را گم کرده. این بانگی بلند و تازیانهای بر نادانیهاست. چنین جنبشی است که میتواند ایشان را از این گمراهی که دچارش گردیدهاند آگاه گرداند.
🌐 اينها اگر بماند شما را نابود خواهد كرد و شما پيش افتيد و آنها را نابود گردانيد.
ميدانم كتاب نگهداري يكي از هوسهاييست كه امروز رواج بسيار پيدا كرده و كساني هرچه كتاب از نيك و بد بدست ميآوردند آن را نگه ميدارند و اين سخن بر آنان ناگوار خواهد افتاد. ولي در راه پيشرفت توده بايد از اين هوسها درگذشت. يكي از دليلها بر آنکه اينها سراپا زيان ميباشد آنست كه بدخواهان شرق پولهاي گزاف ريخته و آن كتابها را چاپ كرده و براي شما ميفرستند. آيا جز زيانِ شما آنان را چه سودي از اين تواند بود؟!.
از چيزهايي كه همراه هياهوي ادبيات رواج يافته بدست آوردن كتابهاي كهن و چاپ كردن آنهاست. همينكه چند تن از شرقشناسان اين كار را كردهاند ، در شرق صدها كسان پيروي از آنان مينمايند و اين راهي براي نام درآوردن و يا سودجويي شده كه بيآنكه جدايي ميانهی كتابهاي سودمند و زيانمند گزارند هرچه پيدا ميكنند بچاپ ميرسانند. كنون شما اگر يكي از آنان را بيابيد و بپرسيد چه سودي از آن براي تودهی خود چشم ميداري؟!.. يا از آن كه ديوان صادق ملارجب را پراكنده ساخته بپرسيد : چه نتيجه از پراكندن آن شعرهاي رسوا ميخواهي؟ يا از آنكه نصيحة الملوك غزالي را چاپ كرده بپرسيد : چه دانشي از خواندن آن سخنان پوچ خوانندگان را خواهد بود؟! بپرسيد تا ببينيد چه پاسخ ميدهند».[2]
🌐 اکنون به ایرادی که در این زمینه بما میگیرند میپردازیم. میگویند : «امروز همچون گذشته ، دیگر کسی کتاب نمیخواند یا نگاه نمیدارد. امروز کتابها بیشتر یا صوتی و الکترونیکیاند یا اینکه مردمان نوشتارها را از اینترنت میخوانند». میگوییم : آری ، ولی باید دانست نخست ، کتابها یا نوشتارهای الکترونیکی زیانمند سرچشمهشان باز همان کتابهای کهن یا نو بوده. با آتش زدن به اینها پستی و بیارجیشان را مینماییم و این خواه ناخواه اثر خود را دارد. همین مایهی آن خواهد بود که حقایق در این زمینه انتشار یابد و کسانی که آنها را به رُویهی کتاب الکترونیکی درآوردهاند از کارشان پشیمان گردند یا آنان که میخواندهاند بر زمانی که از دست دادهاند و بدآموزیهایی که بمغز خود راه دادهاند آگاه گردند و بسا که افسوسها خورند. و چون آواز این جنبش به گوشها رسد ، آن پایگاههای اینترنتی یا کانالهای پیامرسان نیز به زیانمندی و آسیبرسانی کار خود پی برند و دست از آن کشند. همینکه بتوانیم کتاب و فیلم و سیدیهای زیانمند و اینگونه چیزها را از دسترس جوانان دور گردانیم ، خود کار خُردی نیست و رفتهرفته دیگران را واخواهد داشت در داوریهای خود بازنگری کنند و زمینه برای پیراستن پایگاهها و کانالهای اینترنتی نیز فراهم آید.
دوم ، آنچه دربارهی اثر داوری میان نیک و بد گفتیم اینجا نیز در جای خود هست و دیگر نمیگردد. گفتیم که این داوری گامِ نخست در راه شایندگی یک توده است. چه از جنس کاغذ ، چه الکترونیکی ، باید مردم بدانند که نیک و بد را به یک چشم ننگرند. باید بدانند که بیپروایی به کتابهای زیانمند جز ریشهی خود را کندن نیست. با چنین جنبشی مردمان خواهند دریافت که رستگار گردیدن جز با دست شستن از چنین آلودگیها نتواند بود.
شما به این نگاه نکنید که امروز صد نسخه کمتر یا بیشتر کتاب زیانمند سوزانیده میشود و این در برابر سیل چنان کتابهایی ناچیز است. شما به این بیندیشید که این چه تکانی به اندیشههای مردمان خواهد داد. ما نشان دادیم که کمتر کسانی کتاب را به دو دستهی زیانمند و سودمند یا بیزیان جدا میگردانند. نشان دادیم که چنین تودهای راه زندگانی را گم کرده. این بانگی بلند و تازیانهای بر نادانیهاست. چنین جنبشی است که میتواند ایشان را از این گمراهی که دچارش گردیدهاند آگاه گرداند.
🌐 این سوزانیدن ، دشمنی نشان دادن با آن کتابها و بیزاری جستن از آنهاست. این جنبش مردم را بتکان خواهد آورد که به تیرهروزی خود و علتهایش بیندیشند.
بیشتر مردمان جدایی چندانی میان کتابها نمیگزارند و آن را در هر حالی «یار مهربان» میدانند. شما به این بنگرید که کاری که ما به آن آغاز کردهایم ، این پردهی ناآگاهی را از جلو چشمان ایشان برمیدارد.
پایان
[1] : شادروان توران میرهادی در زمینهی کتاب کودکان به کتابهای زیانمند پروای ویژه داشته. او از بنیادگزاران و کارگردان اصلی « فرهنگنامهی کودکان و نوجوانان» میباشد که جلدهای بسیاری از آن چاپ شده و بیرون آمده. روانش شاد.
[2] : پیمان سال ششم شمارهی ششم صفحهی 313 (606313)
بیشتر مردمان جدایی چندانی میان کتابها نمیگزارند و آن را در هر حالی «یار مهربان» میدانند. شما به این بنگرید که کاری که ما به آن آغاز کردهایم ، این پردهی ناآگاهی را از جلو چشمان ایشان برمیدارد.
پایان
[1] : شادروان توران میرهادی در زمینهی کتاب کودکان به کتابهای زیانمند پروای ویژه داشته. او از بنیادگزاران و کارگردان اصلی « فرهنگنامهی کودکان و نوجوانان» میباشد که جلدهای بسیاری از آن چاپ شده و بیرون آمده. روانش شاد.
[2] : پیمان سال ششم شمارهی ششم صفحهی 313 (606313)
🔶 شانزده خواست آزادگان
(بخش دوم)
🔸هواداری از مشروطه و قانون اساسی و ایستادگی در جلو بازگشت استبداد
🔸فرمانروایی یك تن ، مردم را برده میگرداند و اندیشههاشان پست میسازد.
🔸در سررشتهداریِ یك تن نیز مردم هیچگونه اختیاری دربارهی كارهای كشور (بلكه دربارهی كارهای دیگر نیز) نداشتند و هیچگونه آگاهی از حال كشور و از سیاست آن نمییافتند و هیچ پرسشی نمیتوانستند كرد. بایستی سر پایین اندازند و كوركورانه فرمان برند
(بخش دوم)
🔸هواداری از مشروطه و قانون اساسی و ایستادگی در جلو بازگشت استبداد
🔸فرمانروایی یك تن ، مردم را برده میگرداند و اندیشههاشان پست میسازد.
🔸در سررشتهداریِ یك تن نیز مردم هیچگونه اختیاری دربارهی كارهای كشور (بلكه دربارهی كارهای دیگر نیز) نداشتند و هیچگونه آگاهی از حال كشور و از سیاست آن نمییافتند و هیچ پرسشی نمیتوانستند كرد. بایستی سر پایین اندازند و كوركورانه فرمان برند
wãnzdah xãste Ãzãdegãn 2.pdf
69.3 KB
🔶 شانزده خواست آزادگان
(بخش دوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
(بخش دوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
🔶شناختن نيك و بد كار آساني نيست
(بخش یکم)
🔸چون شما مردم را بكارهاي بيهودهاي برانگيزيد و سرگرمشان داريد اين خود با پيشرفت زندگاني نخواهد ساخت و مايهي پس ماندن توده خواهد بود. زيرا بخشي از هوش و كوشش مردم بآن بيهودهكاريها رفته و جز كمي در راه پيشرفت زندگي بكار نخواهد رفت.
🔸بايد در زندگاني آرماني بديده گرفت و بسوي آن پيش رفت و هرچه كه با آن پيوستگي نميدارد و در رسيدن بآن ما را ياري نميتواند بيهودهاش شناخت و بيكبار دوري گزيد و هوش و كوشش مردم را از نيرو نينداخت.
🔸چون يك توده سود و زيان خود را يكي ساختهاند و در آسايش و آزادي يكديگر كوشش و جانفشاني دريغ نميگويند و همه باهم چون يك خاندان زيست ميكنند ، اين بستگي و همدستي است كه گرانمايه و ارجدار است و معني درست ميهن اين ميباشد.
(بخش یکم)
🔸چون شما مردم را بكارهاي بيهودهاي برانگيزيد و سرگرمشان داريد اين خود با پيشرفت زندگاني نخواهد ساخت و مايهي پس ماندن توده خواهد بود. زيرا بخشي از هوش و كوشش مردم بآن بيهودهكاريها رفته و جز كمي در راه پيشرفت زندگي بكار نخواهد رفت.
🔸بايد در زندگاني آرماني بديده گرفت و بسوي آن پيش رفت و هرچه كه با آن پيوستگي نميدارد و در رسيدن بآن ما را ياري نميتواند بيهودهاش شناخت و بيكبار دوري گزيد و هوش و كوشش مردم را از نيرو نينداخت.
🔸چون يك توده سود و زيان خود را يكي ساختهاند و در آسايش و آزادي يكديگر كوشش و جانفشاني دريغ نميگويند و همه باهم چون يك خاندان زيست ميكنند ، اين بستگي و همدستي است كه گرانمايه و ارجدار است و معني درست ميهن اين ميباشد.
wenãxtane niko bad kãre ãsãni nist 1.pdf
75.1 KB
🔶شناختن نيك و بد كار آساني نيست
(بخش یکم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
(بخش یکم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
🔶 ما چه میخواهیم؟
بخش هفتم ـ تکهی 8
🔸امروز ناخوشترين سخني به هر كسي آنست كه بگوييم بخود پرداز و خود را درست گردان. زيرا كمتر كسي در خود كمي سراغ ميدارد و كمتر كسي خود را نيازمند درست گردانيدن ميشناسد.
🔸هر كسي ميخواهد دستاويزي پيدا كند و بديگران برتري فروشد. اين پند دادنها و راهنماييها كه ميبينيد همه از اين راه است و نتيجهی [چيز] ديگري در انديشهها نيست.
ما نيز باينان ميگوييم : شما چون گفتههاي پيمان را نيك خوانيد و نيك فراگيريد دل از پندارهاي بيهوده و از دانستههاي بيسود پيراسته خواهيد داشت ، و چشمهاتان باز شده و معني جهان و زندگي را نيك خواهيد شناخت ، و خود مردان بلندانديشهاي خواهيد بود ، و چون همدستي نماييد و اينها را بديگران نيز رسانيد در سراسر كشور يك راه و يك آرمان درميان خواهد بود ، و همهی نيروها رويهم آمده و يك تودهی توانايي خواهيد داشت. آيا بهتر از اين چه نتيجه ميخواهيد؟!..
برخي از اين پرسندگان (نه همگيشان) ، آنانند كه نوشتههاي ما را نيك نميخوانند و اين پرسش هم از راه ديگريست. اينان ميخواهند وانمايند كه من اين سخنان را بهمين شنيدن فراگرفتم و از پيش هم ميدانستم ، اينها كه چيزي نيست ، بگوييد كه ديگر چه كار كنيم؟!.. پرسيدنشان از اين راهِ خودفروشيست1 . اين برايشان بسيار سخت است كه بگمراهي خود بخستوند و چند زماني بخود پردازند و انديشه و باورِ خود را پاك گردانند. خدا ميداند كه چه خاكي بر سر اين مردم بدبخت ريخته و چه بيماريهاي ناپاكي در درونها ريشه دوانيده.
امروز ناخوشترين سخني به هر كسي آنست كه بگوييم بخود پرداز و خود را درست گردان. زيرا كمتر كسي در خود كمي سراغ ميدارد و كمتر كسي خود را نيازمند درست گردانيدن ميشناسد. از آنسوي هر كسي ميخواهد دستاويزي پيدا كند و بديگران برتري فروشد. اين پند دادنها و راهنماييها كه ميبينيد همه از اين راه است و نتيجهی [چيز] ديگري در انديشهها نيست.
ولي ما دوباره ميگوييم : راه چاره يك چيز است و آن اينكه نخست اين راستيها كه مينويسيم بگوشها رسد و در دلها جا بگيرد ، و آن پندارها و باورهاي بيهوده و بيپاي پراكنده كه برخي از آنها از قرنهاي پيشين مانده و برخي ديگر از اروپا تازه رسيده ، همگي از ميان رود ، و بدينسان در سراسر كشور يك راه و يك گونه انديشه درميان باشد. گام نخست اينست و پس از آن بيگمان بگامهاي ديگري خواهيم برخاست.
كنون ميبايد هر كسي بخود پردازد و نخست انديشهی خود را درست گرداند و پس از آن هر كسي باندازهی توانايي خود در پيشرفتِ اين كار همدستي نمايد ، و در نوبت خود بكوشد و ديگران را بخواندن پيمان و فراگرفتن اين راستيها وادارد.
«آرماني» كه ما دنبال ميكنيم بزرگترين و گرانمايهترين چيزي در جهانست و راه آن اين ميباشد و بس.
دوم ، يكي از ياران چنين ميگويد : «اين يك معمايي شده كه شما از يكسو از هر نامي بيزاري ميجوييد ، و از اينسو كارهاي خود را از خدا ميشماريد. اين ما را بلاتكليف گزارده. بارها ميپرسند و پاسخي پيدا نميكنيم. مردم عمده اهميت را بنام و سمت ميدهند.» ميگويم : راست است. ولي اين خود چنين پيش آمده و چيستان بخود پيدا شده. آنچه بيگمانست اينست كه اين راه را بخواست خدا و براهنمايي او ميپيماييم. اين چيزيست كه دليلش با خودش ميباشد. چنين كار بزرگي بيراهنمايي خدا ، نه تواند بود و نه پيش تواند رفت. در چنين زماني كه دانشگاهها بصدها شمرده ميشود ، و دانشمندان بصدهزاران رسيدهاند ، و دانشهاي گوناگون در جهان رواج يافته ، و آدميان در گردنكشي بآخرين پايگاه رسيدهاند ، بهوس ، بالا[=قد] براهنمايي برافراشتن و بسرخود در برابر مردمان ايستادن از بيخردانهترين كارها باشد. شما چنين انگاريد كه كسي بچنان كاري برخاسته ، آيا چه تواند كرد؟.. آخر نه اين از جنس همان مردمانست و همپايهی ايشان ميباشد؟.. پس چگونه تواند بهمگي ايراد گيرد و گمراهيهاي ايشان را به رخشان كشد؟!. چنين چيزي چگونه تواند بود؟!.. يك تن در برابر مليونها كسان ، اگر اين ده ايراد بايشان شمارد آنان نيز ده ايراد در گفتههاي اين پيدا كنند.
اگر اين راست است كه آدمي لغزشپذير است اين هم از جنس ايشانست. پس چگونه تواند بود كه اين بلغزشهاي ديگران خرده گيرد ولي خود هيچ لغزشي پيدا نكند؟!.
آخر گمراهيها كه درميان آدميانست از كجا پيدا شده؟. نه اينست كه آدمي داراي هوسهاي گوناگونست ، زبون پندار و انگار است ، گرفتار خويهاي بد است؟. همهی اينها در اين يك تن نيز خواهد بود ، و چگونه شدنيست كه او دچار لغزش نگردد و از راه بيرون نيفتد؟.
پابرگیها :
1ـ خودفروشي ، خودنمايي فزون و چشمگير است. خودفروش كاري را كه يك فروشنده براي تبليغ كالاي خود ميكند او دربارهی خود ميكند. اين واژه را اينروزها گاهي به غلط براي معنايي كه واژهی «تنفروشي» براي آن مناسب است بكار ميبرند. ـ و
بخش هفتم ـ تکهی 8
🔸امروز ناخوشترين سخني به هر كسي آنست كه بگوييم بخود پرداز و خود را درست گردان. زيرا كمتر كسي در خود كمي سراغ ميدارد و كمتر كسي خود را نيازمند درست گردانيدن ميشناسد.
🔸هر كسي ميخواهد دستاويزي پيدا كند و بديگران برتري فروشد. اين پند دادنها و راهنماييها كه ميبينيد همه از اين راه است و نتيجهی [چيز] ديگري در انديشهها نيست.
ما نيز باينان ميگوييم : شما چون گفتههاي پيمان را نيك خوانيد و نيك فراگيريد دل از پندارهاي بيهوده و از دانستههاي بيسود پيراسته خواهيد داشت ، و چشمهاتان باز شده و معني جهان و زندگي را نيك خواهيد شناخت ، و خود مردان بلندانديشهاي خواهيد بود ، و چون همدستي نماييد و اينها را بديگران نيز رسانيد در سراسر كشور يك راه و يك آرمان درميان خواهد بود ، و همهی نيروها رويهم آمده و يك تودهی توانايي خواهيد داشت. آيا بهتر از اين چه نتيجه ميخواهيد؟!..
برخي از اين پرسندگان (نه همگيشان) ، آنانند كه نوشتههاي ما را نيك نميخوانند و اين پرسش هم از راه ديگريست. اينان ميخواهند وانمايند كه من اين سخنان را بهمين شنيدن فراگرفتم و از پيش هم ميدانستم ، اينها كه چيزي نيست ، بگوييد كه ديگر چه كار كنيم؟!.. پرسيدنشان از اين راهِ خودفروشيست1 . اين برايشان بسيار سخت است كه بگمراهي خود بخستوند و چند زماني بخود پردازند و انديشه و باورِ خود را پاك گردانند. خدا ميداند كه چه خاكي بر سر اين مردم بدبخت ريخته و چه بيماريهاي ناپاكي در درونها ريشه دوانيده.
امروز ناخوشترين سخني به هر كسي آنست كه بگوييم بخود پرداز و خود را درست گردان. زيرا كمتر كسي در خود كمي سراغ ميدارد و كمتر كسي خود را نيازمند درست گردانيدن ميشناسد. از آنسوي هر كسي ميخواهد دستاويزي پيدا كند و بديگران برتري فروشد. اين پند دادنها و راهنماييها كه ميبينيد همه از اين راه است و نتيجهی [چيز] ديگري در انديشهها نيست.
ولي ما دوباره ميگوييم : راه چاره يك چيز است و آن اينكه نخست اين راستيها كه مينويسيم بگوشها رسد و در دلها جا بگيرد ، و آن پندارها و باورهاي بيهوده و بيپاي پراكنده كه برخي از آنها از قرنهاي پيشين مانده و برخي ديگر از اروپا تازه رسيده ، همگي از ميان رود ، و بدينسان در سراسر كشور يك راه و يك گونه انديشه درميان باشد. گام نخست اينست و پس از آن بيگمان بگامهاي ديگري خواهيم برخاست.
كنون ميبايد هر كسي بخود پردازد و نخست انديشهی خود را درست گرداند و پس از آن هر كسي باندازهی توانايي خود در پيشرفتِ اين كار همدستي نمايد ، و در نوبت خود بكوشد و ديگران را بخواندن پيمان و فراگرفتن اين راستيها وادارد.
«آرماني» كه ما دنبال ميكنيم بزرگترين و گرانمايهترين چيزي در جهانست و راه آن اين ميباشد و بس.
دوم ، يكي از ياران چنين ميگويد : «اين يك معمايي شده كه شما از يكسو از هر نامي بيزاري ميجوييد ، و از اينسو كارهاي خود را از خدا ميشماريد. اين ما را بلاتكليف گزارده. بارها ميپرسند و پاسخي پيدا نميكنيم. مردم عمده اهميت را بنام و سمت ميدهند.» ميگويم : راست است. ولي اين خود چنين پيش آمده و چيستان بخود پيدا شده. آنچه بيگمانست اينست كه اين راه را بخواست خدا و براهنمايي او ميپيماييم. اين چيزيست كه دليلش با خودش ميباشد. چنين كار بزرگي بيراهنمايي خدا ، نه تواند بود و نه پيش تواند رفت. در چنين زماني كه دانشگاهها بصدها شمرده ميشود ، و دانشمندان بصدهزاران رسيدهاند ، و دانشهاي گوناگون در جهان رواج يافته ، و آدميان در گردنكشي بآخرين پايگاه رسيدهاند ، بهوس ، بالا[=قد] براهنمايي برافراشتن و بسرخود در برابر مردمان ايستادن از بيخردانهترين كارها باشد. شما چنين انگاريد كه كسي بچنان كاري برخاسته ، آيا چه تواند كرد؟.. آخر نه اين از جنس همان مردمانست و همپايهی ايشان ميباشد؟.. پس چگونه تواند بهمگي ايراد گيرد و گمراهيهاي ايشان را به رخشان كشد؟!. چنين چيزي چگونه تواند بود؟!.. يك تن در برابر مليونها كسان ، اگر اين ده ايراد بايشان شمارد آنان نيز ده ايراد در گفتههاي اين پيدا كنند.
اگر اين راست است كه آدمي لغزشپذير است اين هم از جنس ايشانست. پس چگونه تواند بود كه اين بلغزشهاي ديگران خرده گيرد ولي خود هيچ لغزشي پيدا نكند؟!.
آخر گمراهيها كه درميان آدميانست از كجا پيدا شده؟. نه اينست كه آدمي داراي هوسهاي گوناگونست ، زبون پندار و انگار است ، گرفتار خويهاي بد است؟. همهی اينها در اين يك تن نيز خواهد بود ، و چگونه شدنيست كه او دچار لغزش نگردد و از راه بيرون نيفتد؟.
پابرگیها :
1ـ خودفروشي ، خودنمايي فزون و چشمگير است. خودفروش كاري را كه يك فروشنده براي تبليغ كالاي خود ميكند او دربارهی خود ميكند. اين واژه را اينروزها گاهي به غلط براي معنايي كه واژهی «تنفروشي» براي آن مناسب است بكار ميبرند. ـ و
Wahriyãrãne Gomnãm 3-1.pdf
51.5 KB
📘 شهریاران گمنام
❇️ بخش سومین - شدادیان - ۱
✳️ آغاز سخن
❇️ بخش سومین - شدادیان - ۱
✳️ آغاز سخن
🔶 ما چه میخواهیم؟
بخش هفتم ـ تکهی 9
🔸امروز براي رهايي از اين گرفتاري ، ما اگر گودالي پر از آتش در جلو خود يابيم بايد باك نكنيم و خود را بآتش زده درگذريم. اگر ديواري از آهن در پيشمان باشد بايد بشكنيم و پيش رويم.
🔸 اين سخنان كه ما ميگوييم چيزهاييست كه ... كسي آن را نميدانست و از اينسو همه راستي و همه پاكيست.
تاريخ در اينجا داوري نيكي تواند نمود. بسيار كساني بسرخود بچنين كاري برخاستهاند ولي از همان گام نخست رسوا شدهاند. چه در برابر مردم درمانده و ندانستهاند چه كار كنند و چه سخني گويند و زبان ريشخند و سرزنش مردم را بخود باز گردانيدهاند و نتيجه آن شده كه امروز كسان بسيار كمدانشي برميخيزند و ايراد بگفتههاي آنان ميگيرند و كسي هم پاسخي نميتواند.
ببينيد : در يك دهي بيماريهاي فراوان پيدا شده و پزشكي در آنجا نيست. كنون اگر كسي بدروغ خود را پزشك خوانَد و در برابر مردم بايستد آيا چه كار تواند كرد؟. آيا جز آنست كه چيزهايي را كه از زبانها شنيده و يا از پزشكان ديده نابجا بكار برد و خود را رسوا گرداند.
من يك مرد خامي نميبودم تا بچنين هوس بيجايي برخيزم و اگرهم برخاستمي جز درماندگي و رسوايي نتيجه برنداشتمي. من داستان خود را ننوشتهام ولي خواهم نوشت. اين سخنان كه ما ميگوييم چيزهاييست كه درميان نبوده و كسي آن را نميدانست و از اينسو همه راستي و همه پاكيست. دليلش هم آنست كه با آنكه با همه در كوششيم و در چند زمينه نبرد ميكنيم به يك گفتهی بيدليل و بيپايي برنخاستهايم. كساني اگر ميخواهند بيازمايند ، «راه رستگاري» يا شمارههاي پيمان را بگزارند جلوشان و بانديشه بخوانند و نيك داوري كنند و بيازمايند و ببينند آيا لغزشي توانند يافت؟..
با اينهمه من نامي بروي خود نميگزارم و اين را انگيزهايست كه بهنگام خود روشن خواهد گرديد و اين نامها كه مردم ميشناسند و بزبان ميدارند بيايراد نيست ولي اينجا جاي گفتگو از آنها نميباشد ...
اينكه مردم به نام ارج بيشتر ميگزارند و همه از آن ميپرسند ما نبايد پيروي از نافهميهاي آنان كنيم. ما را امروز با اين گرفتاريها كه درميانست فرصت هيچ كار ديگري نيست و ميبايد با شتاب بدرست كردن كارهاي خود پردازيم و مردانه و غيرتمندانه دست بهم داده برهايي خود كوشيم و چنانكه گفتيم نخست باين انديشههاي پراكنده چاره كنيم ، و پس از پرداختن از اين كارهاست كه توانيم نشست و بسخنان ديگري پرداخت.
اينكه كساني دستاويزهايي از اسلام و قرآن پيدا كردهاند چنانكه در جاي ديگري از همين شماره نوشتهام نميفهمند. آنان نه كسانيند كه معني قرآن بدانند.
امروز براي رهايي از اين گرفتاري ، ما اگر گودالي پر از آتش در جلو خود يابيم بايد باك نكنيم و خود را بآتش زده درگذريم. اگر ديواري از آهن در پيشمان باشد بايد بشكنيم و پيش رويم. اين بسيار بيخردي است كه كساني پندارهاي بيهودهاي را سنگ راه خود سازند.
من نيك ميدانم يك دسته با دو چشم باز نگرانند كه عنواني پيدا كنند و زمينهاي براي چَخِش و كشاكش بدست آورند و گردن فرازند و زبان باز كنند و سرگرم هنرنمايي گردند و سخنان پوچي را كه در گوشههاي مدرسهها آموختهاند بيرون ريزند ـ فلان تفسير چنين نوشته ، فلان مفسر چنين آورده ، فلان عالم چنين گفته ، «جمع كثره با الف و لام افاده عموم كند» در «مُغنياللبيب» چنين نوشته ، در «لا نموذج» چنان آورده. بدينسان بازاري گرم گردانند و با اين كشاكش سراپا بيهوده مردم را گرفتار سازند و دردها و گرفتاريها بيكبار دركنار ماند.
آن داستان نشنيدهايد كه هنگامي كه تركان آهنگ گرفتن استانبول ميداشتند و سلطان محمد فاتح بسيج افزار ميديد امپراتور روم از پاپ ياوري طلبيد و پاپ براي آنكه ياوري كند شرط كرد كه دو كيش ارتودكس و كاتوليك يكي گردد و براي اين كاردينالهايي از روم به استانبول فرستاد. اينان چون آمدند و گفتگو آغاز شد كشيشان ميدان يافته و بميان افتادند و هنرنمايي آغاز كردند ، و سخناني را كه از سالها اندوخته ميداشتند بروي همديگر كشيدند و كمكم كار را بنفرين و دشنام رسانيدند. اين كار دامنه پيدا كرد و ماههاي بسياري مردم را سرگرم و گرفتار گردانيد. هنگامي كه چند صدهزار سپاه ترك گرد شهر را گرفته و با بانگ «يا الله» لرزه بدلها ميانداختند و توپ بزرگي كه تا آنروز مانندش ديده نشده بود با آتشفشانيهاي خود همهی سراها و بنيادها را بتكان ميآورد ، بهنگامي كه مردان غيرتمند را از انديشهی آينده تن ميلرزيد و دختران پاكدامن را دل ميتپيد ، آن تيرهدرونان در كليساها و صومعهها سرگرم چخش و كشاكش و نفرين و دشنام ميبودند و از «لاهوت» و «ناسوت» عيسا و مادرش سخن ميگفتند و ديوانهوار جوش و خروش مينمودند و ميبودند تا تركان شهر را بگشادند و خاندانها آنچه ناديدني بود ديدند.
مينويسند : يكي از نزديكان امپراتور ميگفته : «مرا ديدن دستارهاي تركان خوشتر ميآيد تا ديدن شاپوهاي كاردينالان».
بخش هفتم ـ تکهی 9
🔸امروز براي رهايي از اين گرفتاري ، ما اگر گودالي پر از آتش در جلو خود يابيم بايد باك نكنيم و خود را بآتش زده درگذريم. اگر ديواري از آهن در پيشمان باشد بايد بشكنيم و پيش رويم.
🔸 اين سخنان كه ما ميگوييم چيزهاييست كه ... كسي آن را نميدانست و از اينسو همه راستي و همه پاكيست.
تاريخ در اينجا داوري نيكي تواند نمود. بسيار كساني بسرخود بچنين كاري برخاستهاند ولي از همان گام نخست رسوا شدهاند. چه در برابر مردم درمانده و ندانستهاند چه كار كنند و چه سخني گويند و زبان ريشخند و سرزنش مردم را بخود باز گردانيدهاند و نتيجه آن شده كه امروز كسان بسيار كمدانشي برميخيزند و ايراد بگفتههاي آنان ميگيرند و كسي هم پاسخي نميتواند.
ببينيد : در يك دهي بيماريهاي فراوان پيدا شده و پزشكي در آنجا نيست. كنون اگر كسي بدروغ خود را پزشك خوانَد و در برابر مردم بايستد آيا چه كار تواند كرد؟. آيا جز آنست كه چيزهايي را كه از زبانها شنيده و يا از پزشكان ديده نابجا بكار برد و خود را رسوا گرداند.
من يك مرد خامي نميبودم تا بچنين هوس بيجايي برخيزم و اگرهم برخاستمي جز درماندگي و رسوايي نتيجه برنداشتمي. من داستان خود را ننوشتهام ولي خواهم نوشت. اين سخنان كه ما ميگوييم چيزهاييست كه درميان نبوده و كسي آن را نميدانست و از اينسو همه راستي و همه پاكيست. دليلش هم آنست كه با آنكه با همه در كوششيم و در چند زمينه نبرد ميكنيم به يك گفتهی بيدليل و بيپايي برنخاستهايم. كساني اگر ميخواهند بيازمايند ، «راه رستگاري» يا شمارههاي پيمان را بگزارند جلوشان و بانديشه بخوانند و نيك داوري كنند و بيازمايند و ببينند آيا لغزشي توانند يافت؟..
با اينهمه من نامي بروي خود نميگزارم و اين را انگيزهايست كه بهنگام خود روشن خواهد گرديد و اين نامها كه مردم ميشناسند و بزبان ميدارند بيايراد نيست ولي اينجا جاي گفتگو از آنها نميباشد ...
اينكه مردم به نام ارج بيشتر ميگزارند و همه از آن ميپرسند ما نبايد پيروي از نافهميهاي آنان كنيم. ما را امروز با اين گرفتاريها كه درميانست فرصت هيچ كار ديگري نيست و ميبايد با شتاب بدرست كردن كارهاي خود پردازيم و مردانه و غيرتمندانه دست بهم داده برهايي خود كوشيم و چنانكه گفتيم نخست باين انديشههاي پراكنده چاره كنيم ، و پس از پرداختن از اين كارهاست كه توانيم نشست و بسخنان ديگري پرداخت.
اينكه كساني دستاويزهايي از اسلام و قرآن پيدا كردهاند چنانكه در جاي ديگري از همين شماره نوشتهام نميفهمند. آنان نه كسانيند كه معني قرآن بدانند.
امروز براي رهايي از اين گرفتاري ، ما اگر گودالي پر از آتش در جلو خود يابيم بايد باك نكنيم و خود را بآتش زده درگذريم. اگر ديواري از آهن در پيشمان باشد بايد بشكنيم و پيش رويم. اين بسيار بيخردي است كه كساني پندارهاي بيهودهاي را سنگ راه خود سازند.
من نيك ميدانم يك دسته با دو چشم باز نگرانند كه عنواني پيدا كنند و زمينهاي براي چَخِش و كشاكش بدست آورند و گردن فرازند و زبان باز كنند و سرگرم هنرنمايي گردند و سخنان پوچي را كه در گوشههاي مدرسهها آموختهاند بيرون ريزند ـ فلان تفسير چنين نوشته ، فلان مفسر چنين آورده ، فلان عالم چنين گفته ، «جمع كثره با الف و لام افاده عموم كند» در «مُغنياللبيب» چنين نوشته ، در «لا نموذج» چنان آورده. بدينسان بازاري گرم گردانند و با اين كشاكش سراپا بيهوده مردم را گرفتار سازند و دردها و گرفتاريها بيكبار دركنار ماند.
آن داستان نشنيدهايد كه هنگامي كه تركان آهنگ گرفتن استانبول ميداشتند و سلطان محمد فاتح بسيج افزار ميديد امپراتور روم از پاپ ياوري طلبيد و پاپ براي آنكه ياوري كند شرط كرد كه دو كيش ارتودكس و كاتوليك يكي گردد و براي اين كاردينالهايي از روم به استانبول فرستاد. اينان چون آمدند و گفتگو آغاز شد كشيشان ميدان يافته و بميان افتادند و هنرنمايي آغاز كردند ، و سخناني را كه از سالها اندوخته ميداشتند بروي همديگر كشيدند و كمكم كار را بنفرين و دشنام رسانيدند. اين كار دامنه پيدا كرد و ماههاي بسياري مردم را سرگرم و گرفتار گردانيد. هنگامي كه چند صدهزار سپاه ترك گرد شهر را گرفته و با بانگ «يا الله» لرزه بدلها ميانداختند و توپ بزرگي كه تا آنروز مانندش ديده نشده بود با آتشفشانيهاي خود همهی سراها و بنيادها را بتكان ميآورد ، بهنگامي كه مردان غيرتمند را از انديشهی آينده تن ميلرزيد و دختران پاكدامن را دل ميتپيد ، آن تيرهدرونان در كليساها و صومعهها سرگرم چخش و كشاكش و نفرين و دشنام ميبودند و از «لاهوت» و «ناسوت» عيسا و مادرش سخن ميگفتند و ديوانهوار جوش و خروش مينمودند و ميبودند تا تركان شهر را بگشادند و خاندانها آنچه ناديدني بود ديدند.
مينويسند : يكي از نزديكان امپراتور ميگفته : «مرا ديدن دستارهاي تركان خوشتر ميآيد تا ديدن شاپوهاي كاردينالان».
🔶 شانزده خواست آزادگان
(بخش سوم)
🔸چون برای راه بردن كشور یك نیرویی بنام حكومت لازم است و آن چنانست كه همگی نمیتوانند بآن پرداخت از اینرو باید كسانی را از میان خود برگزیده رشتهی كارها را بدست ایشان بسپارند كه آنها خود نمایندگان تودهاند نه فرمانروایان بایشان ، و باید توده نگهبانی بكارهای آنان نماید.
🔸مشروطه كفش و كلاه نیست كه كهنه گردد ، حقایق همیشه تازه است.
🔸هنوز در ایران مشروطه پا نگرفته ، هنوز یكی از هزار تن معنی مشروطه را نمیداند
(بخش سوم)
🔸چون برای راه بردن كشور یك نیرویی بنام حكومت لازم است و آن چنانست كه همگی نمیتوانند بآن پرداخت از اینرو باید كسانی را از میان خود برگزیده رشتهی كارها را بدست ایشان بسپارند كه آنها خود نمایندگان تودهاند نه فرمانروایان بایشان ، و باید توده نگهبانی بكارهای آنان نماید.
🔸مشروطه كفش و كلاه نیست كه كهنه گردد ، حقایق همیشه تازه است.
🔸هنوز در ایران مشروطه پا نگرفته ، هنوز یكی از هزار تن معنی مشروطه را نمیداند
wãnzdah xãste Ãzãdegãn 3.pdf
72.8 KB
🔶 شانزده خواست آزادگان
(بخش سوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
(بخش سوم)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از پرچم روزانه)
🔶 شناختن نيك و بد كار آساني نيست
(بخش پایانی)
🔸در سال گراني ما با چشم ديديم كه بسياري از توانگران بخويشان و همسايگان گرسنهي خود دستگيري نكردند ، و آنان چون از گرسنگي مُردند بخاكشان نسپردند. ولي همينكه يكي دو ماه گذشت و راه عراق كه بسته بود باز گرديد كاروانها بسته و بآهنگ زيارت روانه گرديدند.
🔸آنان دستور دستگيري از ناتوانان را شنيده بودند و ميدانستند ، ولي اين را هم شنيده بودند كه هر كسي كه بزيارت برود بهشت برو واجب گردد و همهي گناهانش آمرزيده شود. اگر دستگيري از همسايه را يك بار شنيده بودند اين را صد بار شنيده بودند.
(بخش پایانی)
🔸در سال گراني ما با چشم ديديم كه بسياري از توانگران بخويشان و همسايگان گرسنهي خود دستگيري نكردند ، و آنان چون از گرسنگي مُردند بخاكشان نسپردند. ولي همينكه يكي دو ماه گذشت و راه عراق كه بسته بود باز گرديد كاروانها بسته و بآهنگ زيارت روانه گرديدند.
🔸آنان دستور دستگيري از ناتوانان را شنيده بودند و ميدانستند ، ولي اين را هم شنيده بودند كه هر كسي كه بزيارت برود بهشت برو واجب گردد و همهي گناهانش آمرزيده شود. اگر دستگيري از همسايه را يك بار شنيده بودند اين را صد بار شنيده بودند.
wenãxtane niko bad kãre ãsãni nist 2.pdf
74.8 KB
🔶شناختن نيك و بد كار آساني نيست
(بخش پایانی)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
(بخش پایانی)
🖌 احمد کسروی
🔷 (گفتاری از ماهنامهی پیمان)
🌑امروز آگاه گردیدیم اتوبوسی که دانشجویان دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات را جابجا میکرده واژگون شده و دست کم 7 تن کشته و 23 تن زخمی شدهاند.
( یکی از خبرگزاریها 9 کشته را گزارش کرده).
از گفتهی دانشجویانی که در اتوبوس بودهاند چنین فهمیده میشود که اتوبوس ترمزش بریده و در سرازیری دمادم بر سرعتش افزوده میشده. از اینرو راننده سر پیچی نتوانسته کنترل کند و واژگون گردیده. دانشجویانی که آن اتوبوس را میشناختند گفتهاند که دیروز هم همین مشکل رو داشته و راننده گفته که ترمز نمیگیرد ولی باز هم امروز مسافر سوار کرده؟!
(خبر از کانال «با مردم»)
🌑کانال : این پیشامد اندوهآوریست و نشان میدهد «مسئولان» دانشگاه همچون بسیاری دیگر از «مسئولان» بیمسئولیت و لاابالیاند. ما با خانوادهی زخمیها و جانباختگان همدردی میکنیم و این پیشامد را به ایشان و مردم تسلیت میگوییم.
باید گفت افسوسمندانه حال کشور نیز کمابیش مانند این دانشگاه ، و حکومت مانند این اتوبوس میباشد. ایرانیان باید بدانند تا رشتهی کارها را خود بدست نگیرند از این رویدادهای تلخ گریزی نیست.
( یکی از خبرگزاریها 9 کشته را گزارش کرده).
از گفتهی دانشجویانی که در اتوبوس بودهاند چنین فهمیده میشود که اتوبوس ترمزش بریده و در سرازیری دمادم بر سرعتش افزوده میشده. از اینرو راننده سر پیچی نتوانسته کنترل کند و واژگون گردیده. دانشجویانی که آن اتوبوس را میشناختند گفتهاند که دیروز هم همین مشکل رو داشته و راننده گفته که ترمز نمیگیرد ولی باز هم امروز مسافر سوار کرده؟!
(خبر از کانال «با مردم»)
🌑کانال : این پیشامد اندوهآوریست و نشان میدهد «مسئولان» دانشگاه همچون بسیاری دیگر از «مسئولان» بیمسئولیت و لاابالیاند. ما با خانوادهی زخمیها و جانباختگان همدردی میکنیم و این پیشامد را به ایشان و مردم تسلیت میگوییم.
باید گفت افسوسمندانه حال کشور نیز کمابیش مانند این دانشگاه ، و حکومت مانند این اتوبوس میباشد. ایرانیان باید بدانند تا رشتهی کارها را خود بدست نگیرند از این رویدادهای تلخ گریزی نیست.
Wahriyãrãne Gomnãm 3-2.pdf
51.8 KB
📘 شهریاران گمنام
❇️ بخش سومین - شدادیان - ۲
✳️ یک مقدمه و دو گفتار ، مقدمه
✴️ سرزمین آران
❇️ بخش سومین - شدادیان - ۲
✳️ یک مقدمه و دو گفتار ، مقدمه
✴️ سرزمین آران
🔶 شانزده خواست آزادگان
(بخش چهارم)
🔸مجاهدان كه آنهمه جانبازی در راه مشروطه نمودند انبوه آنان از معنی درست آن ناآگاه میبودند و آن جانفشانی را در راه «دادگری» (عدالت) و بآرزوی سرفرازی كشور و توده مینمودند وگرنه مشروطه را بمعنی سررشتهداریِ توده نمیشناختند.
این گناه ایشان نبوده. چنانكه گفتم كسانی میبایست معنی درست این را بفهمانند و چنین كسانی نبودهاند و اگر بودهاند سود خود را در چنین كوشش ندیدهاند. اینست نام مشروطه یكی از كلمههاییست كه جز یك معنای مبهمی از آن در دلهای ایرانیان نتوان یافت و خود در نتیجهی همان است كه ارجشناسی از آن نمینمایند.
🔸این یكی از درماندگیهای ایرانیان شده كه هر چیزی را كه میدارند و یا از دیگران میگیرند بمعنی درست آن پی نمیبرند و تنها بیك معنی تاریكی از آن بس میكنند.
(بخش چهارم)
🔸مجاهدان كه آنهمه جانبازی در راه مشروطه نمودند انبوه آنان از معنی درست آن ناآگاه میبودند و آن جانفشانی را در راه «دادگری» (عدالت) و بآرزوی سرفرازی كشور و توده مینمودند وگرنه مشروطه را بمعنی سررشتهداریِ توده نمیشناختند.
این گناه ایشان نبوده. چنانكه گفتم كسانی میبایست معنی درست این را بفهمانند و چنین كسانی نبودهاند و اگر بودهاند سود خود را در چنین كوشش ندیدهاند. اینست نام مشروطه یكی از كلمههاییست كه جز یك معنای مبهمی از آن در دلهای ایرانیان نتوان یافت و خود در نتیجهی همان است كه ارجشناسی از آن نمینمایند.
🔸این یكی از درماندگیهای ایرانیان شده كه هر چیزی را كه میدارند و یا از دیگران میگیرند بمعنی درست آن پی نمیبرند و تنها بیك معنی تاریكی از آن بس میكنند.