Forwarded from گفتوشنود
موضوع «حرام دانستن آب لولهکشی» و «دوش حمام» از نمونههای واقعیِ واکنش متعصبانه روحانیت در برابر مظاهر مدرنیته در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی است. این ماجرا بیش از هر چیز نشاندهنده شکاف عمیق میان نگاه سنتی فقهی و تغییرات تکنولوژیک زمانه بود.
در آغاز قرن چهاردهم هجری، وقتی نخستین لولهکشی آب در شهرهایی مانند تهران، تبریز و مشهد اجرا شد، شماری از روحانیان سنتی با آن مخالفت کردند. استدلالشان ساده اما ریشهدار در ذهنیت فقهی زمان بود: «آب لولهکشی از مسیر لولههای آهنی میگذرد و نجس میشود» یا «چون فشار پمپ مانع از جریان طبیعی آب است، دیگر آبِ کر محسوب نمیشود و وضو و غسل با آن باطل است».
نقل است که برخی از مراجع محلی حتی فتوا دادند که «غسل زیر دوش جایز نیست، زیرا بدن زیر جریان طبیعی آب قرار نمیگیرد، بلکه پاشیده میشود».
در روزنامههای دوران رضاشاه و خاطرات معاصران آمده است که بعضی از مردم، از ترس تکفیر یا انگ «کافر شدن»، تا مدتی از حمامهای دارای دوش یا آب لولهکشی استفاده نمیکردند.
روحانیان متنفذ در منابر هشدار میدادند که «این آبها به موتور و بخار بسته است، نه به رحمت خدا». اما کمکم با گسترش شهرها و فشار افکار عمومی، فتاوا تغییر یافت و همان روحانیان که روزی آن را «حرام» میدانستند، ناچار شدند تعبیر خود را «احتیاط در طهارت» بنامند تا از تکفیر خود مردم در امان بمانند.
این روایت، مانند داستان مخالفت با راهآهن، تلگراف، یا مدرسههای جدید، بازتاب همان ترسی است که همواره میان روحانیت سنتی و مفهوم «پیشرفت» فاصله انداخته است: ترس از دست رفتن اقتدار.
و اگر به روزگار کنونی بنگریم، هنوز همان روحیه در مخالفت با فناوریهای نو، اینترنت آزاد، هنر مدرن یا آموزش علمی مستقل ادامه دارد — فقط ابزارها تغییر کردهاند، نه ترسها.
#فتوا #روحانیت_شیعه #فقه #حرام #دگماتیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
موضوع «حرام دانستن آب لولهکشی» و «دوش حمام» از نمونههای واقعیِ واکنش متعصبانه روحانیت در برابر مظاهر مدرنیته در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی است. این ماجرا بیش از هر چیز نشاندهنده شکاف عمیق میان نگاه سنتی فقهی و تغییرات تکنولوژیک زمانه بود.
در آغاز قرن چهاردهم هجری، وقتی نخستین لولهکشی آب در شهرهایی مانند تهران، تبریز و مشهد اجرا شد، شماری از روحانیان سنتی با آن مخالفت کردند. استدلالشان ساده اما ریشهدار در ذهنیت فقهی زمان بود: «آب لولهکشی از مسیر لولههای آهنی میگذرد و نجس میشود» یا «چون فشار پمپ مانع از جریان طبیعی آب است، دیگر آبِ کر محسوب نمیشود و وضو و غسل با آن باطل است».
نقل است که برخی از مراجع محلی حتی فتوا دادند که «غسل زیر دوش جایز نیست، زیرا بدن زیر جریان طبیعی آب قرار نمیگیرد، بلکه پاشیده میشود».
در روزنامههای دوران رضاشاه و خاطرات معاصران آمده است که بعضی از مردم، از ترس تکفیر یا انگ «کافر شدن»، تا مدتی از حمامهای دارای دوش یا آب لولهکشی استفاده نمیکردند.
روحانیان متنفذ در منابر هشدار میدادند که «این آبها به موتور و بخار بسته است، نه به رحمت خدا». اما کمکم با گسترش شهرها و فشار افکار عمومی، فتاوا تغییر یافت و همان روحانیان که روزی آن را «حرام» میدانستند، ناچار شدند تعبیر خود را «احتیاط در طهارت» بنامند تا از تکفیر خود مردم در امان بمانند.
این روایت، مانند داستان مخالفت با راهآهن، تلگراف، یا مدرسههای جدید، بازتاب همان ترسی است که همواره میان روحانیت سنتی و مفهوم «پیشرفت» فاصله انداخته است: ترس از دست رفتن اقتدار.
و اگر به روزگار کنونی بنگریم، هنوز همان روحیه در مخالفت با فناوریهای نو، اینترنت آزاد، هنر مدرن یا آموزش علمی مستقل ادامه دارد — فقط ابزارها تغییر کردهاند، نه ترسها.
#فتوا #روحانیت_شیعه #فقه #حرام #دگماتیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402