📆 زندگي نامه لاتور
برونو لاتور در سال ١٩٤٧ در بورگاندی (نزدیک دیژون در فرانسه) متولد شد. او مطالعات اولیه خود را بر الهیات و فلسفه متمرکز کرد و پایان نامه اش را به اندیشه چارلز پگوی، متأله کاتولیک، اختصاص داد. وی مدرک دکتری اش را در سال ١٩٧٥ از دانشگاه تور فرانسه در زمینه فلسفه اخذ نمود.
لاتور برای گذراندن دوره سربازی راهی ساحل عاج شد. او زیر نظر مارک اوژه، انسان شناس، مطالعاتی درباره استعمار، نژاد و روابط صنعتی به انجام رساند. یکی از مواردی که لاتور در آنجا به بررسی آن پرداخت این بود که چرا مسئولان اجرایی ساحل عاج، از پذیرش تکنولوژی مدرن شانه خالی میکنند.
در سال ١٩٧٥ راجر گیلمن، برنده جایزه نوبل شیمی و هورمون شناسی عصبی، از لاتور دعوت کرد تا جهت انجام مطالعه ای انسان شناسانه به آزمایشگاه سالک واقع در "لاژولای کالیفرنیا" بيايد. پروژه مطالعاتی لاتور که مردم نگاری علم در این آزمایشگاه بود توسط ناتو تأمین اعتبار ميشد. "استیو ولگار" جامعه شناس بریتانیایی، در این پروژه او را همراهی ميکرد.
ماحصل این کار کتاب ارزشمند "زندگي آزمايشگاهي" است كه در سال ١٩٧٩ تاليف شد. لاتور پس از تألیف این کتاب از سال ١٩٨٢ تا ٢٠٠٦ در مرکز جامعه شناسی نوآوری در مدرسه معدن پاریس تدریس نمود.
در حال حاضر او در مرکز جامعه شناسی سازمان ها استاد است و نایب رئیس مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس است. در سال ٢٠٠٧، لاتور یکی از پرارجاع ترین متفکران جهان بوده است.
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
برونو لاتور در سال ١٩٤٧ در بورگاندی (نزدیک دیژون در فرانسه) متولد شد. او مطالعات اولیه خود را بر الهیات و فلسفه متمرکز کرد و پایان نامه اش را به اندیشه چارلز پگوی، متأله کاتولیک، اختصاص داد. وی مدرک دکتری اش را در سال ١٩٧٥ از دانشگاه تور فرانسه در زمینه فلسفه اخذ نمود.
لاتور برای گذراندن دوره سربازی راهی ساحل عاج شد. او زیر نظر مارک اوژه، انسان شناس، مطالعاتی درباره استعمار، نژاد و روابط صنعتی به انجام رساند. یکی از مواردی که لاتور در آنجا به بررسی آن پرداخت این بود که چرا مسئولان اجرایی ساحل عاج، از پذیرش تکنولوژی مدرن شانه خالی میکنند.
در سال ١٩٧٥ راجر گیلمن، برنده جایزه نوبل شیمی و هورمون شناسی عصبی، از لاتور دعوت کرد تا جهت انجام مطالعه ای انسان شناسانه به آزمایشگاه سالک واقع در "لاژولای کالیفرنیا" بيايد. پروژه مطالعاتی لاتور که مردم نگاری علم در این آزمایشگاه بود توسط ناتو تأمین اعتبار ميشد. "استیو ولگار" جامعه شناس بریتانیایی، در این پروژه او را همراهی ميکرد.
ماحصل این کار کتاب ارزشمند "زندگي آزمايشگاهي" است كه در سال ١٩٧٩ تاليف شد. لاتور پس از تألیف این کتاب از سال ١٩٨٢ تا ٢٠٠٦ در مرکز جامعه شناسی نوآوری در مدرسه معدن پاریس تدریس نمود.
در حال حاضر او در مرکز جامعه شناسی سازمان ها استاد است و نایب رئیس مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس است. در سال ٢٠٠٧، لاتور یکی از پرارجاع ترین متفکران جهان بوده است.
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
📚 كتابشناسي لاتور
1975: نگارش کتاب «زندگی آزمایشگاهی»
1979: کتاب «زندگی آزمایشگاهی» با عنوان کامل "زندگی آزمایشگاهی: نحوه برساختگی اجتماعی فکت های علمی» نوشته شد.
1982-1980: طرح "رویکرد کنشگر- شبکه" توسط "مایکل کالون" و "برونو لاتور"
1986: نگارش دوم کتاب زندگی آزمایشگاهی با عنوان "زندگی آزمایشگاهی: نحوه برساختگی فکت های علمی"
1987: نگارش کتاب "علم در عمل"؛ پرارجاع ترین اثر لاتور
1988: نگارش کتاب "پاستوریزاسیون فرانسه"
1993: نگارش کتاب "ما هرگز مدرن نبوده ایم" (مهم ترین کتاب در حوزه مطالعات علم و تکنولوژی)
1996: نگارش کتاب "آرامیس، یا عشق به تکنولوژی"
1999: نگارش کتاب "امید پاندورا"
2005: نگارش کتاب "بازگردآوری امر اجتماعی"
2013: نگارش کتاب "بررسی حالات هستی"
2016: نگارش کتاب «مواجهه با گایا» (محور سخنرانی در دانشگاه صنعتی شریف)
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
1975: نگارش کتاب «زندگی آزمایشگاهی»
1979: کتاب «زندگی آزمایشگاهی» با عنوان کامل "زندگی آزمایشگاهی: نحوه برساختگی اجتماعی فکت های علمی» نوشته شد.
1982-1980: طرح "رویکرد کنشگر- شبکه" توسط "مایکل کالون" و "برونو لاتور"
1986: نگارش دوم کتاب زندگی آزمایشگاهی با عنوان "زندگی آزمایشگاهی: نحوه برساختگی فکت های علمی"
1987: نگارش کتاب "علم در عمل"؛ پرارجاع ترین اثر لاتور
1988: نگارش کتاب "پاستوریزاسیون فرانسه"
1993: نگارش کتاب "ما هرگز مدرن نبوده ایم" (مهم ترین کتاب در حوزه مطالعات علم و تکنولوژی)
1996: نگارش کتاب "آرامیس، یا عشق به تکنولوژی"
1999: نگارش کتاب "امید پاندورا"
2005: نگارش کتاب "بازگردآوری امر اجتماعی"
2013: نگارش کتاب "بررسی حالات هستی"
2016: نگارش کتاب «مواجهه با گایا» (محور سخنرانی در دانشگاه صنعتی شریف)
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
📚 شناخت مقدماتی برونو لاتور (۲)
📃 مارکس وقتی میخواست از کارها و مطالعات خود تعریف کند، آنها را «علمی» قلمداد می کرد. پارتو، جامعه شناسی که تمامی وجوه زندگی بشر را مبتنی بر غرایز و غیرعقلانی میدانست، «علم» را تماما عقلانی میدانست. ماکس وبر وقتی از عقلانی تر شدن هرچه بیشتر جهان مدرن صحبت میکرد، یکی از شواهد این عقلانیت مدرن را در «علم» میدید. حتی وقتی رابرت مرتون، دانش جامعه شناسی علم را پایه گذاری کرد، همچنان تصویری اسطوره ای از «علم» و دانشمندان داشت. مرتون معتقد بود که معرفت علمی با معیارها و روش های عینی و غیرشخصی ارزیابی میشوند و دانشمندان بی طرفانه به کارشان میپردازند. او تصور می کرد در علم هیچ چیز مقدس نیست و به همه چیز، به گونه ای انتقادی نگاه میشود.
📃 اما در سال ۱۹۶۲ ورق برگشت. توماس کوهن کتابی با نام «ساختار انقلابهای علمی» منتشر کرد و با ارجاعات فراوان به تاریخ علم نشان داد که بسیاری از انگاره های متفکران پیشین در باب علم، هیچ ارتباطی با تاریخ واقعی علم ندارد. دانشمندان بی طرف نیستند و مخصوصا به نظریه ها و روش های خود پایبند و دلبسته هستند. در تاریخ علم خبری از معیار عینی و روش غیرشخصی نبود. برای مثال کوهن در باب نورشناسی مینویسد :«مجموعه ای استاندارد از روشها و یا پدیده هایی که هر محقق نور، شناخت خود را ناچار از به کار بردن و تبیین آن میداند، وجود نداشت». همچنین نشان داد که بسیاری از مسائل غیرعلمی مانند ارزشها، تکنیکها و دیدگاه های متافیزیکی جامعه علمی، در تاریخ علم مؤثر بوده است.
🔍 از ۱۹۶۲ به بعد فضا کمی برای نگاه نقادانه به علم بازتر شد. در سال ۱۹۷۹ کتاب دیگری منتشر شد که با نگاهی نزدیکتر به فرایند تولید علم پرداخت. نویسنده این کتاب، حدود دو سال را در یک آزمایشگاه با دانشمندان وقت گذراند تا به نوعی به زیر پوست علم نفوذ کند. این کتاب، «حیات آزمایشگاهی» نام دارد. نویسنده این کتاب، کسی نیست جز برونو لاتور!
#سخنرانی_لاتور
#دانشگاه_صنعتي_شريف
ادامه دارد...
@philsharif
📃 مارکس وقتی میخواست از کارها و مطالعات خود تعریف کند، آنها را «علمی» قلمداد می کرد. پارتو، جامعه شناسی که تمامی وجوه زندگی بشر را مبتنی بر غرایز و غیرعقلانی میدانست، «علم» را تماما عقلانی میدانست. ماکس وبر وقتی از عقلانی تر شدن هرچه بیشتر جهان مدرن صحبت میکرد، یکی از شواهد این عقلانیت مدرن را در «علم» میدید. حتی وقتی رابرت مرتون، دانش جامعه شناسی علم را پایه گذاری کرد، همچنان تصویری اسطوره ای از «علم» و دانشمندان داشت. مرتون معتقد بود که معرفت علمی با معیارها و روش های عینی و غیرشخصی ارزیابی میشوند و دانشمندان بی طرفانه به کارشان میپردازند. او تصور می کرد در علم هیچ چیز مقدس نیست و به همه چیز، به گونه ای انتقادی نگاه میشود.
📃 اما در سال ۱۹۶۲ ورق برگشت. توماس کوهن کتابی با نام «ساختار انقلابهای علمی» منتشر کرد و با ارجاعات فراوان به تاریخ علم نشان داد که بسیاری از انگاره های متفکران پیشین در باب علم، هیچ ارتباطی با تاریخ واقعی علم ندارد. دانشمندان بی طرف نیستند و مخصوصا به نظریه ها و روش های خود پایبند و دلبسته هستند. در تاریخ علم خبری از معیار عینی و روش غیرشخصی نبود. برای مثال کوهن در باب نورشناسی مینویسد :«مجموعه ای استاندارد از روشها و یا پدیده هایی که هر محقق نور، شناخت خود را ناچار از به کار بردن و تبیین آن میداند، وجود نداشت». همچنین نشان داد که بسیاری از مسائل غیرعلمی مانند ارزشها، تکنیکها و دیدگاه های متافیزیکی جامعه علمی، در تاریخ علم مؤثر بوده است.
🔍 از ۱۹۶۲ به بعد فضا کمی برای نگاه نقادانه به علم بازتر شد. در سال ۱۹۷۹ کتاب دیگری منتشر شد که با نگاهی نزدیکتر به فرایند تولید علم پرداخت. نویسنده این کتاب، حدود دو سال را در یک آزمایشگاه با دانشمندان وقت گذراند تا به نوعی به زیر پوست علم نفوذ کند. این کتاب، «حیات آزمایشگاهی» نام دارد. نویسنده این کتاب، کسی نیست جز برونو لاتور!
#سخنرانی_لاتور
#دانشگاه_صنعتي_شريف
ادامه دارد...
@philsharif
📚معرفی کتاب
📌کتاب «پاستوریزه کردن فرانسه»، موردکاوی ای تجربی است که به درک بهتری از رویکرد کنشگر- شبکه می انجامد. در این کتاب استدلال می شود که موفقیت پاستور حاصل نزاع نیروها، اعم از علمی و سیاسی، و عامه مردم بوده است.
📌لاتور در این کتاب دو اصل را معرفی می کند:
🔸اصل هم ایجادی: جامعه و طبیعت در فرآیند برساخته شدن یک فکت «ایجاد می شوند».
🔸 اصل عدم تقلیل گرایی: پدیده های اجتماعی قابل تقلیل به فکت های علمی نیستند. او در این جا در تقابل با جامعه شناسی دورکیمی قرار می گیرد. لاتور فیزیک دان را راویِ عالم طبیعت و جامعه شناس را راویِ عالم اجتماعی میداند، به طوری که روایت هیچ کدام به دیگری قابل تقلیل نیست.
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
📌کتاب «پاستوریزه کردن فرانسه»، موردکاوی ای تجربی است که به درک بهتری از رویکرد کنشگر- شبکه می انجامد. در این کتاب استدلال می شود که موفقیت پاستور حاصل نزاع نیروها، اعم از علمی و سیاسی، و عامه مردم بوده است.
📌لاتور در این کتاب دو اصل را معرفی می کند:
🔸اصل هم ایجادی: جامعه و طبیعت در فرآیند برساخته شدن یک فکت «ایجاد می شوند».
🔸 اصل عدم تقلیل گرایی: پدیده های اجتماعی قابل تقلیل به فکت های علمی نیستند. او در این جا در تقابل با جامعه شناسی دورکیمی قرار می گیرد. لاتور فیزیک دان را راویِ عالم طبیعت و جامعه شناس را راویِ عالم اجتماعی میداند، به طوری که روایت هیچ کدام به دیگری قابل تقلیل نیست.
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
📚 شناخت مقدماتی لاتور (۳)
📃 لاتور برای نوشتن کتاب «حیات آزمایشگاهی» ۲۲ ماه از نزدیک یک آزمایشگاه زیست شناسی مولکولی را بررسی کرد؛ از این جهت نتیجه مطالعاتش در این کتاب بیشتر به سمت انسان شناسی گرایش دارد تا جامعه شناسی. لاتور به دنبال پاسخی برای یک پرسش ساده بود :«دانشمندان دقیقا در آزمایشگاه چیکار میکنن؟»
📃 لاتور به یک آزمایشگاهی در موسسه «سالک» رفت و مطالعاتش را آغاز کرد. او «تقریبا» تمامی کارهای روزمره ای را که در آزمایشگاه انجام میشد یادداشت میکرد؛ از قیبل اجرای آزمایشها، نحوه ورود و قرارگیری کارکنان اداری و آزمایشگاهی، نوشتن مقالات، نحوه کار نظافتچی فیلیپینی و صحبت کردن افراد با یکدیگر. اما نوشتن چنین جزییاتی از یک آزمایشگاه، به چه درد لاتور میخورد؟
📃 برای مشخص شدن جواب این پرسش، باید کمی به عقب تر و نزد رابرت مرتون برگردیم. مرتون معتقد بود میان جامعه و علم یک مرز و دیوار نفوذناپذیر وجود دارد. هر نقشی که دانشمند در جامعه داشته باشد، مثلا یک پدر، یک فرد از طبقه متوسط جامعه، یک فعال سیاسی طرفدار فلان حزب یا ...؛ هیچ تأثیری بر کار دانشمند در آزمایشگاه نمیگذارد.
📃 اما لاتور دقیقا برخلاف مرتون می اندیشید. او معتقد بود نه تنها تمامی این فرایندهای اجتماعی خارج از آزمایشگاه بر کار دانشمند در داخل آزمایشگاه تأثیر میگذارد، بلکه حتی خود این کنشهای اجتماعی (و نه فقط پیامدهایشان) وارد آزمایشگاه میشوند: درخواست برای اعتبار علمی بیشتر، عطش برای کسب درآمد، تأثیرگذاری و جهت دهی نهادهای بودجه دهنده بر مسیر آزمایشها، محافظه کاری دانشمندان در توضیح ریز به ریز مراحل کارشان، رقابت آزمایشگاهها با یکدیگر و ... .
🔍 بنابراین طبیعت و قوانین آن و ذات اشیا، محصول آزمایشگاه و روابط موجود در آن است، نه واقعیتی از پیش موجود و تغییرناپذیر.
در پایان لازم است اشاره شود که علیرغم شباهتهای زیادی که بین لاتور و برساخت گرایان اجتماعی مشاهده میشود، اما لاتور اختلاف نظراتی نیز با آنها دارد.
#سخنرانی_لاتور
@philsharif
📃 لاتور برای نوشتن کتاب «حیات آزمایشگاهی» ۲۲ ماه از نزدیک یک آزمایشگاه زیست شناسی مولکولی را بررسی کرد؛ از این جهت نتیجه مطالعاتش در این کتاب بیشتر به سمت انسان شناسی گرایش دارد تا جامعه شناسی. لاتور به دنبال پاسخی برای یک پرسش ساده بود :«دانشمندان دقیقا در آزمایشگاه چیکار میکنن؟»
📃 لاتور به یک آزمایشگاهی در موسسه «سالک» رفت و مطالعاتش را آغاز کرد. او «تقریبا» تمامی کارهای روزمره ای را که در آزمایشگاه انجام میشد یادداشت میکرد؛ از قیبل اجرای آزمایشها، نحوه ورود و قرارگیری کارکنان اداری و آزمایشگاهی، نوشتن مقالات، نحوه کار نظافتچی فیلیپینی و صحبت کردن افراد با یکدیگر. اما نوشتن چنین جزییاتی از یک آزمایشگاه، به چه درد لاتور میخورد؟
📃 برای مشخص شدن جواب این پرسش، باید کمی به عقب تر و نزد رابرت مرتون برگردیم. مرتون معتقد بود میان جامعه و علم یک مرز و دیوار نفوذناپذیر وجود دارد. هر نقشی که دانشمند در جامعه داشته باشد، مثلا یک پدر، یک فرد از طبقه متوسط جامعه، یک فعال سیاسی طرفدار فلان حزب یا ...؛ هیچ تأثیری بر کار دانشمند در آزمایشگاه نمیگذارد.
📃 اما لاتور دقیقا برخلاف مرتون می اندیشید. او معتقد بود نه تنها تمامی این فرایندهای اجتماعی خارج از آزمایشگاه بر کار دانشمند در داخل آزمایشگاه تأثیر میگذارد، بلکه حتی خود این کنشهای اجتماعی (و نه فقط پیامدهایشان) وارد آزمایشگاه میشوند: درخواست برای اعتبار علمی بیشتر، عطش برای کسب درآمد، تأثیرگذاری و جهت دهی نهادهای بودجه دهنده بر مسیر آزمایشها، محافظه کاری دانشمندان در توضیح ریز به ریز مراحل کارشان، رقابت آزمایشگاهها با یکدیگر و ... .
🔍 بنابراین طبیعت و قوانین آن و ذات اشیا، محصول آزمایشگاه و روابط موجود در آن است، نه واقعیتی از پیش موجود و تغییرناپذیر.
در پایان لازم است اشاره شود که علیرغم شباهتهای زیادی که بین لاتور و برساخت گرایان اجتماعی مشاهده میشود، اما لاتور اختلاف نظراتی نیز با آنها دارد.
#سخنرانی_لاتور
@philsharif