خیابان؛ زایشگاه آزادی
امیر موحد
رزمندهی جنگ ایران و عراق
اصلاحطلب سابق
تاریخ نشان داده است که هیچ ملتی بدون حضور فعال در صحنهی عمومی، بهویژه در خیابانها، به آزادی دست نیافته است. خیابان جغرافیای مشترک مردم است؛ جایی که فردیتها در هم میآمیزند و به یک ارادهی جمعی بدل میشوند. آزادی نه در جلسات پشت درهای بسته و نه در تصمیمهای قدرتهای خارجی بهوجود میآید، بلکه از همصدایی و همگامی مردمی زاده میشود که حاضرند سرنوشت خویش را با دستان خود رقم بزنند.
ملتی که خیابان را رها کند، بهناچار باید بنشیند و ببیند دیگران ـ چه حاکمان داخلی و چه نیروهای بیرونی ـ برای او تصمیم میگیرند. در غیاب مردم، قدرت به آسانی مصادره میشود و «آزادی» به شعاری تهی تبدیل میگردد. اما زمانی که خیابانها از قدمها و فریادهای مردم پر میشود، هیچ نیرویی نمیتواند آن حقیقت آشکار را انکار کند: اینکه مشروعیت از حضور مردم میجوشد، نه از معادلات پشت پرده.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت همبستگی و همکاری ملی آشکار است. خیابان باید به جایگاه همصدایی همهی نیروهای آزادیخواه بدل شود؛ از جنبشهای مدنی گرفته تا رهبران و شخصیتهایی که پرچم همکاری و اتحاد را برافراشتهاند. در این مسیر، اعلام همبستگی با شاهزاده رضا پهلوی و جنبش همکاری ملی ایشان، گامی در جهت تقویت یک صدای واحد برای آزادی و آیندهای بهتر برای ایران است.
خیابان تنها مکان فیزیکی اعتراض نیست، بلکه نماد بیداری یک ملت و صحنهی زایش تاریخ است؛ جایی که آزادی از امکان به واقعیت بدل میشود.
خیابان ، سنگر نهایی اراده جمعی است
#جامعه_مدنی_ایران
#همکاری_ملی
#زن_زندگی_آزادی
@poshtpardeha
امیر موحد
رزمندهی جنگ ایران و عراق
اصلاحطلب سابق
تاریخ نشان داده است که هیچ ملتی بدون حضور فعال در صحنهی عمومی، بهویژه در خیابانها، به آزادی دست نیافته است. خیابان جغرافیای مشترک مردم است؛ جایی که فردیتها در هم میآمیزند و به یک ارادهی جمعی بدل میشوند. آزادی نه در جلسات پشت درهای بسته و نه در تصمیمهای قدرتهای خارجی بهوجود میآید، بلکه از همصدایی و همگامی مردمی زاده میشود که حاضرند سرنوشت خویش را با دستان خود رقم بزنند.
ملتی که خیابان را رها کند، بهناچار باید بنشیند و ببیند دیگران ـ چه حاکمان داخلی و چه نیروهای بیرونی ـ برای او تصمیم میگیرند. در غیاب مردم، قدرت به آسانی مصادره میشود و «آزادی» به شعاری تهی تبدیل میگردد. اما زمانی که خیابانها از قدمها و فریادهای مردم پر میشود، هیچ نیرویی نمیتواند آن حقیقت آشکار را انکار کند: اینکه مشروعیت از حضور مردم میجوشد، نه از معادلات پشت پرده.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت همبستگی و همکاری ملی آشکار است. خیابان باید به جایگاه همصدایی همهی نیروهای آزادیخواه بدل شود؛ از جنبشهای مدنی گرفته تا رهبران و شخصیتهایی که پرچم همکاری و اتحاد را برافراشتهاند. در این مسیر، اعلام همبستگی با شاهزاده رضا پهلوی و جنبش همکاری ملی ایشان، گامی در جهت تقویت یک صدای واحد برای آزادی و آیندهای بهتر برای ایران است.
خیابان تنها مکان فیزیکی اعتراض نیست، بلکه نماد بیداری یک ملت و صحنهی زایش تاریخ است؛ جایی که آزادی از امکان به واقعیت بدل میشود.
خیابان ، سنگر نهایی اراده جمعی است
#جامعه_مدنی_ایران
#همکاری_ملی
#زن_زندگی_آزادی
@poshtpardeha
👍183❤32👏3🍾1
چرا اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها ناخودآگاه از شاهزاده رضا پهلوی میترسند؟
امیر موحد
رزمنده جنگ ایران و عراق
اصلاح طلب سابق
چهار دهه است که مردم ایران تاوان اشتباه تاریخی سال ۵۷ را میپردازند. انقلابی که قرار بود آزادی و عدالت بیاورد، ایران را به تاریکی استبداد دینی فرو برد. از دل همان انقلاب، اصلاحطلبان برآمدند؛ کسانی که خود را ناجی معرفی کردند اما عملاً نقش سوپاپ اطمینان برای بقای جمهوری اسلامی شدند. آنها و نسل پنجاهوهفتی، به جای مبارزه با استبداد، امروز همهی تیرهایشان را به سمت شاهزاده رضا پهلوی نشانه گرفتهاند. چرا؟ چون ناخودآگاه از او میترسند.
این ترس ریشه در چند حقیقت عمیق دارد:
شاهزاده مشروعیت تاریخی دارد، آنها ندارند. اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها تمام هویتشان را از جمهوری اسلامی گرفتهاند، اما شاهزاده فراتر از این نظام ایستاده است؛ وارث مشروطه و نمایندهی یک ایران مدرن. همین مشروعیت مستقل، وجود آنها را بیمعنا میکند.
شاهزاده هویتی روشن دارد، آنها در تاریکی خاکستری زندگی میکنند. اصلاحطلبان همیشه نیمچه اپوزیسیون بودهاند؛ نه آنقدر مخالف که برانداز محسوب شوند، نه آنقدر موافق که مسئولیت کامل بپذیرند. اما شاهزاده بیپرده و بیتعارف در کنار مردم و علیه استبداد ایستاده است. این شفافیت، نقاب اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها را از چهره میکند.
شاهزاده افکار عمومی را جذب میکند، آنها را نه. سالها اصلاحطلبان خود را تنها گزینهی «غیرحکومتی» جا زده بودند و پنجاهوهفتیها نیز با خاطرهی انقلاب زندگی میکردند. اما امروز بخش بزرگی از جامعه، شاهزاده را آلترناتیو واقعی میداند. این یعنی انحصار رسانهای و سیاسی اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها در هم شکسته است.
شاهزاده یادآور شکستهایشان است. هر بار نام او میآید، خاطرهی وعدههای توخالی اصلاحات و فاجعهی انقلاب ۵۷ دوباره زنده میشود. شاهزاده مثل آینهای است که نشان میدهد آنها چگونه فرصتها را سوزاندند و ایران را در باتلاق فرو بردند. طبیعی است که از چنین آینهای وحشت داشته باشند.
و مهمتر از همه، شاهزاده آیندهای بدون آنها را نمایندگی میکند. در ایران آزاد و مشروطهخواه، دیگر جایی برای کسانی که با نیمحقیقت و معامله زنده ماندهاند، نخواهد بود. اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها خوب میدانند که پایان بازی نزدیک است؛ و به همین دلیل با تمام قوا به جنگ کسی میروند که آیندهای متفاوت را نوید میدهد.
پس ترس آنها از شاهزاده، ترس از دست دادن نقاب، نقش و نان است. نقابِ اپوزیسیونبودنشان میافتد، نقش تاریخیشان نابود میشود و نانی که سالها از سفرهی قدرت خوردهاند، برچیده خواهد شد.
اما ملت ایران باید هوشیار باشد. ما نباید بار دیگر فریب بخوریم؛ نه با وعدههای توخالی اصلاحات، نه با تکرار خطای پنجاهوهفت. آیندهی ایران در دستان نسلی است که میخواهد از این چرخهی باطل بیرون بیاید؛ نسلی که در شاهزاده رضا پهلوی نماد اتحاد، شفافیت و مشروطهخواهی میبیند.
اینبار باید انتخابی آگاهانه کرد: یا ادامهی همان بازی قدیمی با اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها، یا گامی تازه به سوی آزادی و کرامت انسانی.
#جامعه_مدنی_ایران
#همکاری_ملی
#زن_زندگی_آزادی
#أمیرموحد
@poshtpardeha
امیر موحد
رزمنده جنگ ایران و عراق
اصلاح طلب سابق
چهار دهه است که مردم ایران تاوان اشتباه تاریخی سال ۵۷ را میپردازند. انقلابی که قرار بود آزادی و عدالت بیاورد، ایران را به تاریکی استبداد دینی فرو برد. از دل همان انقلاب، اصلاحطلبان برآمدند؛ کسانی که خود را ناجی معرفی کردند اما عملاً نقش سوپاپ اطمینان برای بقای جمهوری اسلامی شدند. آنها و نسل پنجاهوهفتی، به جای مبارزه با استبداد، امروز همهی تیرهایشان را به سمت شاهزاده رضا پهلوی نشانه گرفتهاند. چرا؟ چون ناخودآگاه از او میترسند.
این ترس ریشه در چند حقیقت عمیق دارد:
شاهزاده مشروعیت تاریخی دارد، آنها ندارند. اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها تمام هویتشان را از جمهوری اسلامی گرفتهاند، اما شاهزاده فراتر از این نظام ایستاده است؛ وارث مشروطه و نمایندهی یک ایران مدرن. همین مشروعیت مستقل، وجود آنها را بیمعنا میکند.
شاهزاده هویتی روشن دارد، آنها در تاریکی خاکستری زندگی میکنند. اصلاحطلبان همیشه نیمچه اپوزیسیون بودهاند؛ نه آنقدر مخالف که برانداز محسوب شوند، نه آنقدر موافق که مسئولیت کامل بپذیرند. اما شاهزاده بیپرده و بیتعارف در کنار مردم و علیه استبداد ایستاده است. این شفافیت، نقاب اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها را از چهره میکند.
شاهزاده افکار عمومی را جذب میکند، آنها را نه. سالها اصلاحطلبان خود را تنها گزینهی «غیرحکومتی» جا زده بودند و پنجاهوهفتیها نیز با خاطرهی انقلاب زندگی میکردند. اما امروز بخش بزرگی از جامعه، شاهزاده را آلترناتیو واقعی میداند. این یعنی انحصار رسانهای و سیاسی اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها در هم شکسته است.
شاهزاده یادآور شکستهایشان است. هر بار نام او میآید، خاطرهی وعدههای توخالی اصلاحات و فاجعهی انقلاب ۵۷ دوباره زنده میشود. شاهزاده مثل آینهای است که نشان میدهد آنها چگونه فرصتها را سوزاندند و ایران را در باتلاق فرو بردند. طبیعی است که از چنین آینهای وحشت داشته باشند.
و مهمتر از همه، شاهزاده آیندهای بدون آنها را نمایندگی میکند. در ایران آزاد و مشروطهخواه، دیگر جایی برای کسانی که با نیمحقیقت و معامله زنده ماندهاند، نخواهد بود. اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها خوب میدانند که پایان بازی نزدیک است؛ و به همین دلیل با تمام قوا به جنگ کسی میروند که آیندهای متفاوت را نوید میدهد.
پس ترس آنها از شاهزاده، ترس از دست دادن نقاب، نقش و نان است. نقابِ اپوزیسیونبودنشان میافتد، نقش تاریخیشان نابود میشود و نانی که سالها از سفرهی قدرت خوردهاند، برچیده خواهد شد.
اما ملت ایران باید هوشیار باشد. ما نباید بار دیگر فریب بخوریم؛ نه با وعدههای توخالی اصلاحات، نه با تکرار خطای پنجاهوهفت. آیندهی ایران در دستان نسلی است که میخواهد از این چرخهی باطل بیرون بیاید؛ نسلی که در شاهزاده رضا پهلوی نماد اتحاد، شفافیت و مشروطهخواهی میبیند.
اینبار باید انتخابی آگاهانه کرد: یا ادامهی همان بازی قدیمی با اصلاحطلبان و پنجاهوهفتیها، یا گامی تازه به سوی آزادی و کرامت انسانی.
#جامعه_مدنی_ایران
#همکاری_ملی
#زن_زندگی_آزادی
#أمیرموحد
@poshtpardeha
👍250❤54🤬5👌5