انتشارات ققنوس
♨️اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس♨️ 📌نشست تخصصی داستان ایرانی؛ ارزشها و کاستیها وظایف ناشران و نویسندگان در قبال مخاطبان 🏆تقدیر از نویسندگان داستان ایرانی 🏆تقدیر از برندگان جشنواره 📆زمان: سهشنبه ۲۹ مرداد ۹۸ ساعت ۱۷ تا ۱۹ 📍مکان: تهران، خیابان…
جشنوارهٔ داستان ایرانی انتشارات ققنوس به کار خود پایان داد.
جشنوارهٔ داستان ایرانی که با هدف ترویج فرهنگ مطالعهٔ کتابهای داستانی ایرانی و به مناسبت بزرگداشت روز قلم با همت انتشارات ققنوس و ۴۰ نویسندهٔ توانمند داستانهای ایرانی در روز ۱۴ تیر آغاز به کار کرده بود با همکاری کتابپلاس و با موفقیت به کار خود پایان داد.
در این جشنواره، که در نوع خود اولین رویداد در حوزهٔ کتاب است که در فضای مجازی با چنین استقبالی مواجه شده، جمع کثیری از نویسندگان کتابهای داستانی و نیز علاقهمندان این حوزه شرکت کردهاند. شرکتکنندگان به بیان دیدگاههای خود راجع به کتاب پرداختند و با چالشهایی که نویسندگان طرح میکردند خلاقیت خود را در مواجههٔ با داستانهای ایرانی محک زدند. هر یک از نویسندگان چالشی اختصاصی برای کتابشان طراحی و از مخاطبان دعوت کردند در مواجهه با آن چالش به رقابت بپردازند.
در این جشنواره شرکتهای بزرگی از جمله فیلیمو، دیجیکالا، سینما تیکت، چنگال و پولتیکت با ارائهٔ کدهای تخفیف ویژه به شرکتکنندگان از این جشنوارهٔ فرهنگی حمایت کردند. فیلیمو (به عنوان حامی ویژه) در تقبل بخشی از جوایز نفرات برتر هم از جشنواره حمایت کرد.
در این جشنواره حدود ۳۵۰۰ نفر شرکت کردند که به نفرات اول تا پنجم جایزهٔ نقدی و به نفرات ششم تا دهم بن خرید کتاب و به نفرات یازدهم تا بیستم اشتراک رایگان فیلیمو تقدیم میشود.
مراسم اختتامیه و اهدای جوایز این جشنواره در روز عید غدیر و با حضور نویسندگان برگزار می شود.
همچنین این جشنواره سبب معرفی و نیز مطرح شدن دوبارهٔ طیف کثیری از کتابهای داستان ایرانی شد که مستندات آن از جمله دیدگاههای افرادی که این کتابها را خواندهاند یا مستندات تصویری نویسندگان می تواند تا مدتها ترویجکنندهٔ کتابهای داستان ایرانی باشد که، نسبت به رمانهای ترجمهشده، مخاطبان آگاهی کمتری ازشان دارند و کمتر استقبال میکنند.
حضور مؤثر نویسندگان در این پویش، که به صورت فعال در رسانهها و شبکههای اجتماعیشان راجع به جشنواره اطلاع رسانی کردند و همچنین به بیان دیدگاههای خود در خصوص چالشها و نظرات شرکتکنندگان پرداختند، تأثیر بسزایی در تشویق افراد داشت.
در این پویش فروشگاههای غیرآنلاین کتاب هم مبادرت به همکاری کردند و با تشویق و ترغیب مخاطبان خود به شرکت در جشنواره هم کتابهای داستان ایرانی را در معرض فروش بیشتر قرار دادند و هم در یک کار فرهنگی با ناشر و نویسنده و مخاطب کتاب همراه شدند. خدمات پلتفرم کتابپلاس ققنوس این امکان را فراهم کرد که کتابفروشیها، نویسنده و حتی مخاطب بتوانند با هم اقدام به ترویج یک کتاب کنند. و امیدواریم این همافزایی بین ذینفعان کتاب در حوزهٔ ترویج و تبلیغ کتاب در جشنوارههای آتی دیگر به صورت یک فرایند و روال ثابت درآید و این اتفاق خوب در جشنوارهٔ داستان ایرانی تبدیل به روندی مرسوم در حوزهٔ کتاب شود. جشنوارهٔ داستان ایرانی ققنوس خاتمه یافته است ولی جریان بیان دیدگاه و طرح چالش همواره در طول سال تداوم دارد و صفحات کتابها محل تلاقی افکار و احساسات مردم راجع به کتاب خواهد بود و انتشارات ققنوس در قالب باشگاه مشتریان به مخاطبان فعال امتیازات ویژه خواهد داد.
خوشبختانه با اینکه جشنواره پایان یافته همچنان شاهد حضور مخاطبان علاقهمند به کتاب و بیان دیدگاهها و شرکت در چالش اختصاصی هر کتاب و پاسخگویی نویسندگان هستیم.
@qoqnoospub
جشنوارهٔ داستان ایرانی که با هدف ترویج فرهنگ مطالعهٔ کتابهای داستانی ایرانی و به مناسبت بزرگداشت روز قلم با همت انتشارات ققنوس و ۴۰ نویسندهٔ توانمند داستانهای ایرانی در روز ۱۴ تیر آغاز به کار کرده بود با همکاری کتابپلاس و با موفقیت به کار خود پایان داد.
در این جشنواره، که در نوع خود اولین رویداد در حوزهٔ کتاب است که در فضای مجازی با چنین استقبالی مواجه شده، جمع کثیری از نویسندگان کتابهای داستانی و نیز علاقهمندان این حوزه شرکت کردهاند. شرکتکنندگان به بیان دیدگاههای خود راجع به کتاب پرداختند و با چالشهایی که نویسندگان طرح میکردند خلاقیت خود را در مواجههٔ با داستانهای ایرانی محک زدند. هر یک از نویسندگان چالشی اختصاصی برای کتابشان طراحی و از مخاطبان دعوت کردند در مواجهه با آن چالش به رقابت بپردازند.
در این جشنواره شرکتهای بزرگی از جمله فیلیمو، دیجیکالا، سینما تیکت، چنگال و پولتیکت با ارائهٔ کدهای تخفیف ویژه به شرکتکنندگان از این جشنوارهٔ فرهنگی حمایت کردند. فیلیمو (به عنوان حامی ویژه) در تقبل بخشی از جوایز نفرات برتر هم از جشنواره حمایت کرد.
در این جشنواره حدود ۳۵۰۰ نفر شرکت کردند که به نفرات اول تا پنجم جایزهٔ نقدی و به نفرات ششم تا دهم بن خرید کتاب و به نفرات یازدهم تا بیستم اشتراک رایگان فیلیمو تقدیم میشود.
مراسم اختتامیه و اهدای جوایز این جشنواره در روز عید غدیر و با حضور نویسندگان برگزار می شود.
همچنین این جشنواره سبب معرفی و نیز مطرح شدن دوبارهٔ طیف کثیری از کتابهای داستان ایرانی شد که مستندات آن از جمله دیدگاههای افرادی که این کتابها را خواندهاند یا مستندات تصویری نویسندگان می تواند تا مدتها ترویجکنندهٔ کتابهای داستان ایرانی باشد که، نسبت به رمانهای ترجمهشده، مخاطبان آگاهی کمتری ازشان دارند و کمتر استقبال میکنند.
حضور مؤثر نویسندگان در این پویش، که به صورت فعال در رسانهها و شبکههای اجتماعیشان راجع به جشنواره اطلاع رسانی کردند و همچنین به بیان دیدگاههای خود در خصوص چالشها و نظرات شرکتکنندگان پرداختند، تأثیر بسزایی در تشویق افراد داشت.
در این پویش فروشگاههای غیرآنلاین کتاب هم مبادرت به همکاری کردند و با تشویق و ترغیب مخاطبان خود به شرکت در جشنواره هم کتابهای داستان ایرانی را در معرض فروش بیشتر قرار دادند و هم در یک کار فرهنگی با ناشر و نویسنده و مخاطب کتاب همراه شدند. خدمات پلتفرم کتابپلاس ققنوس این امکان را فراهم کرد که کتابفروشیها، نویسنده و حتی مخاطب بتوانند با هم اقدام به ترویج یک کتاب کنند. و امیدواریم این همافزایی بین ذینفعان کتاب در حوزهٔ ترویج و تبلیغ کتاب در جشنوارههای آتی دیگر به صورت یک فرایند و روال ثابت درآید و این اتفاق خوب در جشنوارهٔ داستان ایرانی تبدیل به روندی مرسوم در حوزهٔ کتاب شود. جشنوارهٔ داستان ایرانی ققنوس خاتمه یافته است ولی جریان بیان دیدگاه و طرح چالش همواره در طول سال تداوم دارد و صفحات کتابها محل تلاقی افکار و احساسات مردم راجع به کتاب خواهد بود و انتشارات ققنوس در قالب باشگاه مشتریان به مخاطبان فعال امتیازات ویژه خواهد داد.
خوشبختانه با اینکه جشنواره پایان یافته همچنان شاهد حضور مخاطبان علاقهمند به کتاب و بیان دیدگاهها و شرکت در چالش اختصاصی هر کتاب و پاسخگویی نویسندگان هستیم.
@qoqnoospub
جشن يكصدومين چاپ ملت عشق
و جشن امضاي باب اسرار در شهركتاب همدان
با حضور مترجم اثر و ناشر
@qoqnoospub
https://www.fartaknews.com/fa/tiny/news-206872
و جشن امضاي باب اسرار در شهركتاب همدان
با حضور مترجم اثر و ناشر
@qoqnoospub
https://www.fartaknews.com/fa/tiny/news-206872
فرتاک نیوز
جشن یکصد و یکمین چاپ کتاب “ملت عشق” و جشن امضای کتاب باب اسرار در شهر کتاب همدان به روایت تصویر
جشن یکصد و یکمین چاپ کتاب “ملت عشق” و جشن امضای کتاب باب اسرار در شهر کتاب همدان، با حضور مترجم “ارسلان فصیحی” و ناشر کتاب برگزار شد. / عکس: نداعندلیبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمان قرعهکشی و اهدای جوایز جشنواره داستان ایرانی ققنوس رسیده و همه شما عزیزان دعوتید 😍💐
.
«برای ثبتنام رایگان به لینک زیر مراجعه کنید.»
.
📆زمان: سه شنبه ۲۹ مرداد ماه، از ساعت ۱۷ الی ۱۹ با حضور نویسندگان
.
📍مکان: خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش بزرگمهر، شهر کتاب دانشگاه
.
♨️ اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس همراه با نشست تخصصی، داستان ایرانی؛ ارزشها و کاستیها و همچنین وظایف ناشران و نویسندگان در قبال مخاطبان✔
مشتاق حضور گرم همه شما همراهان عزیز هستیم🌹🌹
.
👇👇👇
http://v.ht/BRSXX
@qoqnoospub
.
«برای ثبتنام رایگان به لینک زیر مراجعه کنید.»
.
📆زمان: سه شنبه ۲۹ مرداد ماه، از ساعت ۱۷ الی ۱۹ با حضور نویسندگان
.
📍مکان: خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش بزرگمهر، شهر کتاب دانشگاه
.
♨️ اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس همراه با نشست تخصصی، داستان ایرانی؛ ارزشها و کاستیها و همچنین وظایف ناشران و نویسندگان در قبال مخاطبان✔
مشتاق حضور گرم همه شما همراهان عزیز هستیم🌹🌹
.
👇👇👇
http://v.ht/BRSXX
@qoqnoospub
photo5105205755790862309.jpg
63.5 KB
زندگی، سرخوشی و کتاب
این دفعه: رفتنی باید بره....
@qoqnoospub
تجربه ساعاتی متفاوت، دورهم، در یک مکان چشمنواز، با نوشیدنی و شیرینی و بازی و گفتوگو، و کنجکاوی درباره مهاجرت و نگاهی به یک کتاب که آن را همراه خودتون به خونه خواهید برد.
زمانش: سهشنبه ۵ شهریور از ساعت ۱۰ تا ۱۳
مکانش: کافه کتاب دارالخلافه، خانه قدیمی مهین الملک در محله شیخهادی تهران
کتابش: قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک، نوشته راضیه مهدیزاده
هزینه کل ماجرا: ۸۵ هزارتومان وجه رایج
برای این دورهمی اینها وسط میدون اومدن:
#انتشارات_ققنوس
#کافه_کتاب_دارالخلافه
@me.f_photography
و خودم #گیتی_صفرزاده
اگه دوست دارید در این دورهمی با ما باشید به شماره 09019953371 پیغام بفرستید.
@yekiboodyekihamnabood
این دفعه: رفتنی باید بره....
@qoqnoospub
تجربه ساعاتی متفاوت، دورهم، در یک مکان چشمنواز، با نوشیدنی و شیرینی و بازی و گفتوگو، و کنجکاوی درباره مهاجرت و نگاهی به یک کتاب که آن را همراه خودتون به خونه خواهید برد.
زمانش: سهشنبه ۵ شهریور از ساعت ۱۰ تا ۱۳
مکانش: کافه کتاب دارالخلافه، خانه قدیمی مهین الملک در محله شیخهادی تهران
کتابش: قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک، نوشته راضیه مهدیزاده
هزینه کل ماجرا: ۸۵ هزارتومان وجه رایج
برای این دورهمی اینها وسط میدون اومدن:
#انتشارات_ققنوس
#کافه_کتاب_دارالخلافه
@me.f_photography
و خودم #گیتی_صفرزاده
اگه دوست دارید در این دورهمی با ما باشید به شماره 09019953371 پیغام بفرستید.
@yekiboodyekihamnabood
تبیین اندیشههای دو فیلسوف مهم عصر روشنگری در قالب یک کتاب
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «ویکو و هردر (دو بررسی در تاریخ اندیشهها)» نوشته آیزیا برلین بهتازگی با ترجمه ادریس رنجی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است. نسخه اصلی این کتاب در سال ۱۹۸۰ چاپ شده است.
مطالب اینکتاب در واقع متون پیادهشده درسگفتارهایی هستند که بهترتیب در سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۸ در انیستیتوی ایتالیایی مستقر در لندن و سال ۱۹۶۴ در دانشگاه جانز هاپکینز ایراد شدهاند. نویسنده کتاب میگوید نسخه اولیه جستارش درباب ویکو در کتاب «هنر و اندیشه در ایتالیای قرن هجدهم» منتشر شده و جستار مربوط به هردر در کتاب «جنبههای قرن هجدهم» با ویرایش ارل آر. وسرمن و سپس با اصلاحات جزئی در مجله اینکانتز در ژوئیه سال ۱۹۶۵ منتشر شد. از آنسالها تا زمان چاپ کتاب، هر دو جستار بازنگری شده و اولی بسط و گسترش زیادی پیدا کرده است.
این کتاب به بررسی کار دو اندیشمندی میپردازد که ایدههاشان نقشی عمده در دگرگونی ملاکهای گزینش و تفسیر واقعیات تاریخی ایفا کردند و از این راه، نگرش به خود وقایع را تحت تاثیر قرار دادند. هر دو در قرن هجدهم نوشتند و تاثیر کامل آموزههای هر دو تا قرن نوزدهم آشکار نشد. در هر دو مورد، این تاثیرات عمدتا از راه تلاشهای پیروانشان آشکار شد. هدف آیزیا برلین در دو جستاری که برای کتاب نوشته، نه بررسی تمام آثار ویکو یا هردر، بلکه صرفا پرداختن به آرایی از آنهاست که نظرش گیراترین، مهمترین و القاگرترینهایشان بودهاند. بههمیندلیل تلاش نکرده ایدههای فلسفی تخصصیتر این اندیشمندان را به بوته آزمون انتقادی بگذارد؛ حتی با اینکه برخی از آنها مباحثی با اهمیت چشمگیر مطرح کردهاند.
دو اندیشمندی که در این کتاب به آنها پرداخته میشود، یکی جامباتیستا ویکو و دیگری یوهان گوتفرید هردر از چهرههای برجسته عصر روشنگری در اروپا هستند که آثارشان نمایانگر نقطه عطفی میان تصور کهن از تاریخ به منزله وقایعنگاری و چشماندازهای نوین تاریخ در مقام رشتهای علمی است، امری که به برداشتن موانع برای بسط عظیم روح انسان انجامید. ویکو فیلسوفی ناپلی بود و هردر هم گاهی بهعنوان پدر ملیگرایی اروپایی شناخته میشود.
اینکتاب به جز پیشگفتار و درآمد، دو فصل اصلی دارد که عبارتاند از «اندیشههای فلسفی جامباتیستا ویکو» و «هردر و عصر روشنگری» که فصل اول خود به دو بخش «نظریه کلی» و «نظریه دانش ویکو و سرچشمههای آن» تقسیم میشود.
@qoqnoospub
https://www.mehrnews.com/news/4695852/تبیین-اندیشه-های-دو-فیلسوف-مهم-عصر-روشنگری-در-قالب-یک-کتاب
توسط نشر ققنوس چاپ شد؛ تبیین اندیشههای دو فیلسوف مهم عصر روشنگری در قالب یک کتاب
کتاب «ویکو و هردر (دو بررسی در تاریخ اندیشهها)» نوشته آیزیا برلین با ترجمه ادریس رنجی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «ویکو و هردر (دو بررسی در تاریخ اندیشهها)» نوشته آیزیا برلین بهتازگی با ترجمه ادریس رنجی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است. نسخه اصلی این کتاب در سال ۱۹۸۰ چاپ شده است.
مطالب اینکتاب در واقع متون پیادهشده درسگفتارهایی هستند که بهترتیب در سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۸ در انیستیتوی ایتالیایی مستقر در لندن و سال ۱۹۶۴ در دانشگاه جانز هاپکینز ایراد شدهاند. نویسنده کتاب میگوید نسخه اولیه جستارش درباب ویکو در کتاب «هنر و اندیشه در ایتالیای قرن هجدهم» منتشر شده و جستار مربوط به هردر در کتاب «جنبههای قرن هجدهم» با ویرایش ارل آر. وسرمن و سپس با اصلاحات جزئی در مجله اینکانتز در ژوئیه سال ۱۹۶۵ منتشر شد. از آنسالها تا زمان چاپ کتاب، هر دو جستار بازنگری شده و اولی بسط و گسترش زیادی پیدا کرده است.
این کتاب به بررسی کار دو اندیشمندی میپردازد که ایدههاشان نقشی عمده در دگرگونی ملاکهای گزینش و تفسیر واقعیات تاریخی ایفا کردند و از این راه، نگرش به خود وقایع را تحت تاثیر قرار دادند. هر دو در قرن هجدهم نوشتند و تاثیر کامل آموزههای هر دو تا قرن نوزدهم آشکار نشد. در هر دو مورد، این تاثیرات عمدتا از راه تلاشهای پیروانشان آشکار شد. هدف آیزیا برلین در دو جستاری که برای کتاب نوشته، نه بررسی تمام آثار ویکو یا هردر، بلکه صرفا پرداختن به آرایی از آنهاست که نظرش گیراترین، مهمترین و القاگرترینهایشان بودهاند. بههمیندلیل تلاش نکرده ایدههای فلسفی تخصصیتر این اندیشمندان را به بوته آزمون انتقادی بگذارد؛ حتی با اینکه برخی از آنها مباحثی با اهمیت چشمگیر مطرح کردهاند.
دو اندیشمندی که در این کتاب به آنها پرداخته میشود، یکی جامباتیستا ویکو و دیگری یوهان گوتفرید هردر از چهرههای برجسته عصر روشنگری در اروپا هستند که آثارشان نمایانگر نقطه عطفی میان تصور کهن از تاریخ به منزله وقایعنگاری و چشماندازهای نوین تاریخ در مقام رشتهای علمی است، امری که به برداشتن موانع برای بسط عظیم روح انسان انجامید. ویکو فیلسوفی ناپلی بود و هردر هم گاهی بهعنوان پدر ملیگرایی اروپایی شناخته میشود.
اینکتاب به جز پیشگفتار و درآمد، دو فصل اصلی دارد که عبارتاند از «اندیشههای فلسفی جامباتیستا ویکو» و «هردر و عصر روشنگری» که فصل اول خود به دو بخش «نظریه کلی» و «نظریه دانش ویکو و سرچشمههای آن» تقسیم میشود.
@qoqnoospub
https://www.mehrnews.com/news/4695852/تبیین-اندیشه-های-دو-فیلسوف-مهم-عصر-روشنگری-در-قالب-یک-کتاب
توسط نشر ققنوس چاپ شد؛ تبیین اندیشههای دو فیلسوف مهم عصر روشنگری در قالب یک کتاب
کتاب «ویکو و هردر (دو بررسی در تاریخ اندیشهها)» نوشته آیزیا برلین با ترجمه ادریس رنجی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
توسط نشر ققنوس چاپ شد؛ تبیین اندیشههای دو فیلسوف مهم عصر روشنگری در قالب یک کتاب
کتاب «ویکو و هردر (دو بررسی در تاریخ اندیشهها)» نوشته آیزیا برلین با ترجمه ادریس رنجی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.
Ehaam - Bezan Baran (128).mp3
12 MB
بزن باران ببار از چشم من بزن باران بزن باران بزن بزن باران که شاید گریه ام پنهان بماند
بزن باران که من هم ابریم بزن باران پر از بی صبریم بزن باران که این دیوانه سرگردان بماند
بهانه ای بده به ابر کوچک نگاه من بر اوج گریه ها فقط تو میشوی پناه من
به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست
دلم گرفته است به این دل شکسته جان بده تو راه خانه را به پای خسته ام نشان بده
كنسرت ايهام 2 شهريور برج ميلاد
@QOQNOOSPUB
بزن باران که من هم ابریم بزن باران پر از بی صبریم بزن باران که این دیوانه سرگردان بماند
بهانه ای بده به ابر کوچک نگاه من بر اوج گریه ها فقط تو میشوی پناه من
به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست
دلم گرفته است به این دل شکسته جان بده تو راه خانه را به پای خسته ام نشان بده
كنسرت ايهام 2 شهريور برج ميلاد
@QOQNOOSPUB
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس، همراه با اعلام و تقدیر از نفرات برگزیده این جشنواره، بعد از ظهر سهشنبه (۲۹ مردادماه) در محل شهر کتاب دانشگاه برگزار شد.
@QOQNOOSPUB
حسینزادگان، مدیر مسئول انتشارات ققنوس در شروع این برنامه گفت: جشنواره داستان ایرانی ققنوس با هدف تعامل بیشتر بین نویسنده و مخاطب برگزار شد. در حقیقت به نظر ما امکان معرفی و همچنین نقد و تعامل بین نویسندگان و مخاطبان خیلی کم بود و این جشنواره فرصتی شد که بتوانیم این شانس را برای دوستداران داستان ایرانی ایجاد کنیم، تا به صورت مستقیم با نویسندگان در ارتباط باشند.
او ادامه داد: این جشنواره کار خود را با ۵۲ عنوان داستان ایرانی، با همکاری بیش از ۴۰ نویسنده شروع کرد. خوشبختانه جشنواره خوب دیده شد، بیش از ۳۵۰۰ نفر در این جشنواره شرکت کردند و محتوای خوبی توسط مخاطبان ما تولید شد. در طول جشنواره هم گامبهگام با نویسندگان همراه بودیم و در نهایت این جشنواره با اتفاق خوبی که ما فکر میکنیم برای داستان ایرانی رقم خورد، به کار خود پایان داد؛ یعنی حداقل ۵۲ عنوان از داستانهای ایرانی در این جشنواره دیده شد، درباره آنها نظر گذاشته شد و در نهایت چالشهایی که نویسندگان برای داستانهای خود در نظر گرفته بودند، پاسخ داده شد.
در ادامه نفرات اول تا سوم برگزیده این جشنواره به ترتیب:
نفر اول: نازنین نعیمیروزبهانی
نفر دوم: محمدمهدی هادی
و نفر سوم: مسعود هادی
اعلام و جایزه و لوح تقدیر جشنواره به آنها اهدا شد.
همچنین از نویسندگان برگزیده داستان ایرانی، که در این جشنواره شرکت کرده بودند، تقدیر به عمل آمد و به قباد آذرآئین، شهریار عباسی، عالیه عطایی، زهرا امیدی، طلا نژادحسن، لاله زارع، لیلا باقری، پروانه سراوانی، مهسا دهقانپور، تبسم غبیشی نازی صفوی، الهام فلاح، علیرضا رحیمینژاد، مهری بهرامی، ضحی کاظمی، مهدی عزتی، زهرا شاهی، سودابه فرضیپور، گیتی صفرزاده، رویا هدایتي، غنچه وزیری و ساناز زمانی لوح تقدیر و هدیهای از طرف مجموعه انتشاراتی ققنوس اهدا شد.
http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279785/نفرات-برگزیده-جشنواره-داستان-ایرانی-ققنوس-اعلام-شدند
@QOQNOOSPUB
حسینزادگان، مدیر مسئول انتشارات ققنوس در شروع این برنامه گفت: جشنواره داستان ایرانی ققنوس با هدف تعامل بیشتر بین نویسنده و مخاطب برگزار شد. در حقیقت به نظر ما امکان معرفی و همچنین نقد و تعامل بین نویسندگان و مخاطبان خیلی کم بود و این جشنواره فرصتی شد که بتوانیم این شانس را برای دوستداران داستان ایرانی ایجاد کنیم، تا به صورت مستقیم با نویسندگان در ارتباط باشند.
او ادامه داد: این جشنواره کار خود را با ۵۲ عنوان داستان ایرانی، با همکاری بیش از ۴۰ نویسنده شروع کرد. خوشبختانه جشنواره خوب دیده شد، بیش از ۳۵۰۰ نفر در این جشنواره شرکت کردند و محتوای خوبی توسط مخاطبان ما تولید شد. در طول جشنواره هم گامبهگام با نویسندگان همراه بودیم و در نهایت این جشنواره با اتفاق خوبی که ما فکر میکنیم برای داستان ایرانی رقم خورد، به کار خود پایان داد؛ یعنی حداقل ۵۲ عنوان از داستانهای ایرانی در این جشنواره دیده شد، درباره آنها نظر گذاشته شد و در نهایت چالشهایی که نویسندگان برای داستانهای خود در نظر گرفته بودند، پاسخ داده شد.
در ادامه نفرات اول تا سوم برگزیده این جشنواره به ترتیب:
نفر اول: نازنین نعیمیروزبهانی
نفر دوم: محمدمهدی هادی
و نفر سوم: مسعود هادی
اعلام و جایزه و لوح تقدیر جشنواره به آنها اهدا شد.
همچنین از نویسندگان برگزیده داستان ایرانی، که در این جشنواره شرکت کرده بودند، تقدیر به عمل آمد و به قباد آذرآئین، شهریار عباسی، عالیه عطایی، زهرا امیدی، طلا نژادحسن، لاله زارع، لیلا باقری، پروانه سراوانی، مهسا دهقانپور، تبسم غبیشی نازی صفوی، الهام فلاح، علیرضا رحیمینژاد، مهری بهرامی، ضحی کاظمی، مهدی عزتی، زهرا شاهی، سودابه فرضیپور، گیتی صفرزاده، رویا هدایتي، غنچه وزیری و ساناز زمانی لوح تقدیر و هدیهای از طرف مجموعه انتشاراتی ققنوس اهدا شد.
http://www.ibna.ir/fa/doc/tolidi/279785/نفرات-برگزیده-جشنواره-داستان-ایرانی-ققنوس-اعلام-شدند
خبرگزاری کتاب ايران (IBNA)
نفرات برگزیده جشنواره داستان ایرانی ققنوس اعلام شدند | ایبنا
جشنواره داستان ایرانی ققنوس، با اعلام نفرات برگزیده این جشنواره و تقدیر از نویسندگان برگزیده شرکت کننده در این جشنواره به کار خود پایان داد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس🙋♀️😍
.
با سپاس فراوان از همراهی همه شما عزیزان🙏
اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس روز سهشنبه همزمان با عید غدیرخم در شهر کتاب دانشگاه با حضور صمیمی نویسندگان، برخی از شما همراهان عزیز، بزرگوران ارسلان فصیحی، یوسف علیخانی، محمدحسن شهسواری، محمد حسینی و سخنرانی خانم دکتر حسینزادگان برگزار شد.
در این مراسم اتفاقاتی چون نشست تخصصی درباره داستان ایرانی، ارزشها و کاستیها، چالشهای فراوان فروش داستان ایرانی، وظایف ناشران و نویسندگان در قبال مخاطبان، تقدیر از نویسندگان و برندگان جشنواره داستان ایرانی رقم خورد.
همچنین قرعهکشی تبلت بین دویست نفر اول انجام شد و به برندگان محترم جشنواره جوایزی اهدا شد.
به امید اینکه داستان ایرانی بخوانیم و بتوانیم روزی داستان ایرانی را جهانی کنیم.💐
.
#جشنواره_داستان_ایرانی_ققنوس
#من_هم_داستان_ایرانی_میخوانم
@qoqnoospub
.
با سپاس فراوان از همراهی همه شما عزیزان🙏
اختتامیه جشنواره داستان ایرانی ققنوس روز سهشنبه همزمان با عید غدیرخم در شهر کتاب دانشگاه با حضور صمیمی نویسندگان، برخی از شما همراهان عزیز، بزرگوران ارسلان فصیحی، یوسف علیخانی، محمدحسن شهسواری، محمد حسینی و سخنرانی خانم دکتر حسینزادگان برگزار شد.
در این مراسم اتفاقاتی چون نشست تخصصی درباره داستان ایرانی، ارزشها و کاستیها، چالشهای فراوان فروش داستان ایرانی، وظایف ناشران و نویسندگان در قبال مخاطبان، تقدیر از نویسندگان و برندگان جشنواره داستان ایرانی رقم خورد.
همچنین قرعهکشی تبلت بین دویست نفر اول انجام شد و به برندگان محترم جشنواره جوایزی اهدا شد.
به امید اینکه داستان ایرانی بخوانیم و بتوانیم روزی داستان ایرانی را جهانی کنیم.💐
.
#جشنواره_داستان_ایرانی_ققنوس
#من_هم_داستان_ایرانی_میخوانم
@qoqnoospub
💥💥💥💥
ميدانم كه عشقم جز رنج و عذاب چيزي برايم در پي نخواهد داشت،
شايد به همين دليل بود كه پيش از پيش محوش ميشدم؛
به دليل حماقت جاودانه انسان در دل بستن به كساني كه بيش از پيش آزارش ميدهند..
#سايه_باد
#كارلوس_روئيس_سافون
#سهيل_سمي
@qoqnoospub
ميدانم كه عشقم جز رنج و عذاب چيزي برايم در پي نخواهد داشت،
شايد به همين دليل بود كه پيش از پيش محوش ميشدم؛
به دليل حماقت جاودانه انسان در دل بستن به كساني كه بيش از پيش آزارش ميدهند..
#سايه_باد
#كارلوس_روئيس_سافون
#سهيل_سمي
@qoqnoospub
Gole Eshgh ~ UpMusic
Reza Bahram ~ UpMusic
آرام آرام آتش به دلم زدی
بنشین که خوش آمدی
رویای من
#گل_عشق
كنسرت رضا بهرام 4 شهريورماه هتل اسپيناس
@qoqnoospub
بنشین که خوش آمدی
رویای من
#گل_عشق
كنسرت رضا بهرام 4 شهريورماه هتل اسپيناس
@qoqnoospub
💥💥💥💥
آن سال تابستان، هر روز باران ميباريد، و گرچه خيليها ميگفتند اين بارش باران هر روزه ناشي از غضب پروردگار به دليل راهانداختن يك كازينو در كنار كليسا توسط روستاييان است، اما من مي دانستم كه تقصير من و فقط من است، چون دروغگفتن را ياد گرفته بودم و واپسين كلمات مادرم در بستر احتضارش هنوز نوك زبانم بودند؛ «من هرگز عاشق مردي كه با اون ازدواج كرده بودم نبودم، بلكه عاشق مرد ديگهاي بودم كه به من گفتن در جنگ كشته
شده؛ دنبالش بگرد و بهش بگو كه در آخرين لحظات به فكر اون بودم، چون او پدر واقعي توست.»
#سايه_باد
#كارلوس_روئيس_سافون
#سهيل_سمي
@qoqnoospub
آن سال تابستان، هر روز باران ميباريد، و گرچه خيليها ميگفتند اين بارش باران هر روزه ناشي از غضب پروردگار به دليل راهانداختن يك كازينو در كنار كليسا توسط روستاييان است، اما من مي دانستم كه تقصير من و فقط من است، چون دروغگفتن را ياد گرفته بودم و واپسين كلمات مادرم در بستر احتضارش هنوز نوك زبانم بودند؛ «من هرگز عاشق مردي كه با اون ازدواج كرده بودم نبودم، بلكه عاشق مرد ديگهاي بودم كه به من گفتن در جنگ كشته
شده؛ دنبالش بگرد و بهش بگو كه در آخرين لحظات به فكر اون بودم، چون او پدر واقعي توست.»
#سايه_باد
#كارلوس_روئيس_سافون
#سهيل_سمي
@qoqnoospub
#نشست_کتاب_فلسفی انجمن فلسفه و فلسفه ورزی تبریز
کتاب منتخب این دوره:
الفبای فلسفه"
اثر نایجل واربرتون
@qoqnoospub
اولین نشست: روز دوشنبه، 11 شهریور
ساعت 18
مکان: خیابان امام، اول خیابان رضانژاد شمالی، دست چپ، بن بست اول،نبش املاک تبریز، پلاک ۲۰
شرکت برای عموم علاقمندان آزاد و رایگان است.
امکان تهیه کتاب در انجمن وجود دارد.
@tphilosophy
کتاب منتخب این دوره:
الفبای فلسفه"
اثر نایجل واربرتون
@qoqnoospub
اولین نشست: روز دوشنبه، 11 شهریور
ساعت 18
مکان: خیابان امام، اول خیابان رضانژاد شمالی، دست چپ، بن بست اول،نبش املاک تبریز، پلاک ۲۰
شرکت برای عموم علاقمندان آزاد و رایگان است.
امکان تهیه کتاب در انجمن وجود دارد.
@tphilosophy
💥💥💥💥💥
ديدى چى شد؟
باز نفهميدم الان بوسه سوم هستم
يا چهارم
حالا بايد از نو ببوسمت
چى؟
چى بايد بگويم؟
بگويم دوستت دارم؟
بگويم كاش اينجا بودى
تا من نفهمم كه چشم هام بازند يا بسته؟
بگويم نبودنت
ذره ذره مرا تمام مى كند؟
#عباس_معروفى
@qoqnoospub
ديدى چى شد؟
باز نفهميدم الان بوسه سوم هستم
يا چهارم
حالا بايد از نو ببوسمت
چى؟
چى بايد بگويم؟
بگويم دوستت دارم؟
بگويم كاش اينجا بودى
تا من نفهمم كه چشم هام بازند يا بسته؟
بگويم نبودنت
ذره ذره مرا تمام مى كند؟
#عباس_معروفى
@qoqnoospub
اسپینوزا تندبادی است که با هر بار خواندن به زمینمان میزند
گفتوگو با فواد حبیبی مترجم کتاب «قدرت فقر؛ مارکس اسپینوزا میخواند»
«اسپینوزای جدید» نوزادی است که امید و نوید به جهان معاصر ارزانی میکند/ رابطه مارکس با اسپینوزا
حبیبی میگوید: کتاب «قدرت [برسازنده] فقر»، تلاشی است برای ردیابی شیوههایی که مارکس اسپینوزا را میخواند تا عناصری را ردیابی کند که این دو فیلسوف بزرگ را به خواننده یکدیگر بدل میسازد.
اسپینوزا تندبادی است که با هر بار خواندن به زمینمان میزند
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: «قدرت فقر» نوشته مارگریتا پاسکوچی که فواد حبیبی و امین کریمی آن را ترجمه کردهاند اثری تازه از مجموعه کتابهایی است که این دو مترجم در پروژهای که «مواجهه با ماکیاولی و اسپینوزا» نام گرفته، ترجمه میکنند. فواد حبیبی در این گفتوگو علاوه بر توضیح درباره کتاب قدرت فقر، درباره ابعاد این پروژه و چرایی توجه به اسپینوزا هم توضیح داده است. او دکترای علوم ارتباطات اجتماعی دارد و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی سنندج است و علاوه بر این مترجمی پر کار در حوزه اندیشه محسوب میشود. حبیبی در این گفتوگو درباره آخرین اثری که با ترجمه او منتشر شده است سخن میگوید:
نیچه از اسپینوزا به عنوان فیلسوفی تنها و نامتعارف یاد کرده است. جایگاه اسپینوزا در فلسفه جدید کجاست؟ قرائت جدیدی که از اسپینوزا ارائه میشود چه سویههای تازهای به اندیشه او بخشیده است؟
بحث درباره دستاوردها و سویههای تازه مطرح شده از جانب قرائتهای جدید از اسپینوزا بسیار گسترده و مفصل است و شاید نتوان حتی در یک جستار کامل به همه آنها اشاره کرد. اما اگر بخواهیم به صورت خیلی کلی و اشارهوار در این باره صحبت کنیم، به باور من مهمترین نکتهای که باید حتماً به آن اشاره کنیم خود امروزی یا به بیان بهتر معاصر بودن اسپینوزاست. فلسفه اسپینوزا از همان هنگام حیات وی موضوع جدالهای بسیاری در قلمرو فلسفه و سیاست بوده است. فلسفه او در بطن طرد و لعن خود وی و ممنوعیت آثارش به سبب فشار بلوک مذهبی ـ سیاسی کالوینیستها و سلطنتطلبان شکل گرفت و همه میدانیم تا مدتها بعد، بهویژه در سده 18، او را آتهئیستی میدانستند که با مستدل ساختن ادعایی بدعتگذارانه همچون «خدا، یا طبیعت» بزرگترین حمله فلسفهای را تا آن دوران به الهیات وارد آورده است: اسپینوزای آتهئیست. اما در چرخشی صد و هشتاد درجهای رمانتیکها فلسفه وی را به عوض انحلال و تلاشی خدا در طبیعت، تجلی خدا در طبیعت تفسیر کردند و بدینترتیب در سده 19 اسپینوزایی «مست خدا» زاده شد که تا مرحله قدیسی فلسفی پیش رفت: اسپینوزای پانتئیست. اسپینوزای سده بیستم نیز، تقریباً تا پیش از موج عظیم نیم سده اخیر، اسپینوزایی بوده است که در امتداد سنت فلسفی عقلگرایی سرگرم دستوپا کردن جوابهایی پیچیده، و اغلب مغلق، به همان پرسشهای فلسفه دکارتی در خصوص رابطه جوهر و صفات، رابطه نفس و بدن با خود و با جهان بیرون و مواردی از این دست بوده است، اسپینوزایی که با طرح یک جوهر یگانه و منفرد و تلاش برای غلبه بر ثنویت میتواند در رهایی از برخی بنبستهای دکارتی یاریگر باشد: اسپینوزای مونیست.
..
@qoqnoospub
ادامه گفت و گو در لينك زير
👇👇👇
http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279370/اسپینوزا-تندبادی-بار-خواندن-زمینمان-می-زند
گفتوگو با فواد حبیبی مترجم کتاب «قدرت فقر؛ مارکس اسپینوزا میخواند»
«اسپینوزای جدید» نوزادی است که امید و نوید به جهان معاصر ارزانی میکند/ رابطه مارکس با اسپینوزا
حبیبی میگوید: کتاب «قدرت [برسازنده] فقر»، تلاشی است برای ردیابی شیوههایی که مارکس اسپینوزا را میخواند تا عناصری را ردیابی کند که این دو فیلسوف بزرگ را به خواننده یکدیگر بدل میسازد.
اسپینوزا تندبادی است که با هر بار خواندن به زمینمان میزند
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- احمد ابوالفتحی: «قدرت فقر» نوشته مارگریتا پاسکوچی که فواد حبیبی و امین کریمی آن را ترجمه کردهاند اثری تازه از مجموعه کتابهایی است که این دو مترجم در پروژهای که «مواجهه با ماکیاولی و اسپینوزا» نام گرفته، ترجمه میکنند. فواد حبیبی در این گفتوگو علاوه بر توضیح درباره کتاب قدرت فقر، درباره ابعاد این پروژه و چرایی توجه به اسپینوزا هم توضیح داده است. او دکترای علوم ارتباطات اجتماعی دارد و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی سنندج است و علاوه بر این مترجمی پر کار در حوزه اندیشه محسوب میشود. حبیبی در این گفتوگو درباره آخرین اثری که با ترجمه او منتشر شده است سخن میگوید:
نیچه از اسپینوزا به عنوان فیلسوفی تنها و نامتعارف یاد کرده است. جایگاه اسپینوزا در فلسفه جدید کجاست؟ قرائت جدیدی که از اسپینوزا ارائه میشود چه سویههای تازهای به اندیشه او بخشیده است؟
بحث درباره دستاوردها و سویههای تازه مطرح شده از جانب قرائتهای جدید از اسپینوزا بسیار گسترده و مفصل است و شاید نتوان حتی در یک جستار کامل به همه آنها اشاره کرد. اما اگر بخواهیم به صورت خیلی کلی و اشارهوار در این باره صحبت کنیم، به باور من مهمترین نکتهای که باید حتماً به آن اشاره کنیم خود امروزی یا به بیان بهتر معاصر بودن اسپینوزاست. فلسفه اسپینوزا از همان هنگام حیات وی موضوع جدالهای بسیاری در قلمرو فلسفه و سیاست بوده است. فلسفه او در بطن طرد و لعن خود وی و ممنوعیت آثارش به سبب فشار بلوک مذهبی ـ سیاسی کالوینیستها و سلطنتطلبان شکل گرفت و همه میدانیم تا مدتها بعد، بهویژه در سده 18، او را آتهئیستی میدانستند که با مستدل ساختن ادعایی بدعتگذارانه همچون «خدا، یا طبیعت» بزرگترین حمله فلسفهای را تا آن دوران به الهیات وارد آورده است: اسپینوزای آتهئیست. اما در چرخشی صد و هشتاد درجهای رمانتیکها فلسفه وی را به عوض انحلال و تلاشی خدا در طبیعت، تجلی خدا در طبیعت تفسیر کردند و بدینترتیب در سده 19 اسپینوزایی «مست خدا» زاده شد که تا مرحله قدیسی فلسفی پیش رفت: اسپینوزای پانتئیست. اسپینوزای سده بیستم نیز، تقریباً تا پیش از موج عظیم نیم سده اخیر، اسپینوزایی بوده است که در امتداد سنت فلسفی عقلگرایی سرگرم دستوپا کردن جوابهایی پیچیده، و اغلب مغلق، به همان پرسشهای فلسفه دکارتی در خصوص رابطه جوهر و صفات، رابطه نفس و بدن با خود و با جهان بیرون و مواردی از این دست بوده است، اسپینوزایی که با طرح یک جوهر یگانه و منفرد و تلاش برای غلبه بر ثنویت میتواند در رهایی از برخی بنبستهای دکارتی یاریگر باشد: اسپینوزای مونیست.
..
@qoqnoospub
ادامه گفت و گو در لينك زير
👇👇👇
http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/279370/اسپینوزا-تندبادی-بار-خواندن-زمینمان-می-زند
IBNA
اسپینوزا تندبادی است که با هر بار خواندن به زمینمان میزند
حبیبی میگوید: کتاب «قدرت [برسازنده] فقر»، تلاشی است برای ردیابی شیوههایی که مارکس اسپینوزا را میخواند تا عناصری را ردیابی کند که این دو فیلسوف بزرگ را به خواننده یکدیگر بدل میسازد.
💥💥💥💥
انجام دادن كارهاي سادهاي كه به موفقيت منجر ميشوند آسان است
و نكته اينجاست كه انجام ندادن آنها هم به همان اندازه آسان است و با اين كه همه ميتوانند اين اقدامات موفقيت آميز را انجام دهند اما خيليها انجامشان نميدهند و جالب اين كه حتي انجامندادن اينكارها زندگيشان را هم آسانتر نمي كند
و همين باعث ميشود كه فقط پنج درصد مردم با انجام دادن عادتهاي برتري خفيف كه بسيار آسان هستند به موفقيت برسند
بله فقط پنج درصد مردم موفق ميشوند
#برتري_خفيف
@qoqnoospub
انجام دادن كارهاي سادهاي كه به موفقيت منجر ميشوند آسان است
و نكته اينجاست كه انجام ندادن آنها هم به همان اندازه آسان است و با اين كه همه ميتوانند اين اقدامات موفقيت آميز را انجام دهند اما خيليها انجامشان نميدهند و جالب اين كه حتي انجامندادن اينكارها زندگيشان را هم آسانتر نمي كند
و همين باعث ميشود كه فقط پنج درصد مردم با انجام دادن عادتهاي برتري خفيف كه بسيار آسان هستند به موفقيت برسند
بله فقط پنج درصد مردم موفق ميشوند
#برتري_خفيف
@qoqnoospub
💥💥💥💥💥
کتهایی را که عبید برایمان خریده بود میپوشیدیم و پاهایمان را از لبه ساختمان آویزان میکردیم. اول زل میزدیم به مغازهها و خانههای روبرو و بعد به ستارهها. یک شب امانه گفت ستاره بزرگ روبرویمان مال مادرش بوده. حنین گفت مادرشان توی بهشت ستارههای بزرگتری دارد. من هم گفتم بقیه ستارهها هم مال مادربزرگ من است؛ و آنها که فکر میکردند دیوانهام زدند زیر خنده. یکی از همان شبها مردی را از آن بالا دیدم. احساس کردم میشناسمش. بلند شدم و با عجله رفتم پائین. میخواستم بروم صورتش را ببینم، اما ریحان اجازه نداد. به من و حنین و امانه که پشت سرم آمده بودند گفت نباید بیائیم پائین؛ برگشتیم. نیم ساعت بعد مرد را از آن بالا دیدم که از کافه خارج شد و در امتداد خیابان به راه افتاد. پالتویش شبیه پالتوی دایی بود. شب بعد آمدنش را ندیدم؛ اما دیدم که هنگام رفتن برگشت و به ساختمان کافه نگاهی انداخت. صورتش در تاریکی پنهان بود. حنین گفت دارد با خودش فکر میکند آن سه دیوانه آنجا چه میکنند و هر سه زدیم زیر خنده. روز بعد درست لحظهای که دم در ایستاده بودم دایی بیاید، کافه منفجر شد. از صدای مهیب و پارههای آجری که به اطراف پرت میشد به خیابان گریختم. صفر و مرد بیچشم آن طرف خیابان از ماشین پیاده میشدند. صفر با تعجب خیره ماند به مردمی که یورش می آوردند طرف کافه ایناس. مرد بیچشم مات و مبهوت به صداهای اطراف گوش میکرد. چند بار زیر دست و پای مردهایی که میدویدند زمین خوردم. بالاخره رسیدم کنار آشپزخانه. حنین باصورت افتاده بود جلوی در. شانههای پهن و خونی یکی از مردها پاهایش را پوشانده بود. یکی داشت امانه را از کنار میز بلند میکرد؛ پاهایش نبود و دستهایش از دو طرف شکم پر از خونش آویزان بود. بدنهای متلاشی شدهی ریحان و مرد دیگر پرت شده بود کنار جعبههای مشروب. بوی خون و سوختگی داشت خفهام میکرد. درحالیکه گریه میکردم دویدم طرف امانه؛ داشتند میگذاشتنش کنار ظروف بههمریخته؛ چشمهایش باز بود؛ موهایش چسبیده بود به گردن خونیاش...
#شاه_پری
#زهرا_امیدی
@qoqnospub
کتهایی را که عبید برایمان خریده بود میپوشیدیم و پاهایمان را از لبه ساختمان آویزان میکردیم. اول زل میزدیم به مغازهها و خانههای روبرو و بعد به ستارهها. یک شب امانه گفت ستاره بزرگ روبرویمان مال مادرش بوده. حنین گفت مادرشان توی بهشت ستارههای بزرگتری دارد. من هم گفتم بقیه ستارهها هم مال مادربزرگ من است؛ و آنها که فکر میکردند دیوانهام زدند زیر خنده. یکی از همان شبها مردی را از آن بالا دیدم. احساس کردم میشناسمش. بلند شدم و با عجله رفتم پائین. میخواستم بروم صورتش را ببینم، اما ریحان اجازه نداد. به من و حنین و امانه که پشت سرم آمده بودند گفت نباید بیائیم پائین؛ برگشتیم. نیم ساعت بعد مرد را از آن بالا دیدم که از کافه خارج شد و در امتداد خیابان به راه افتاد. پالتویش شبیه پالتوی دایی بود. شب بعد آمدنش را ندیدم؛ اما دیدم که هنگام رفتن برگشت و به ساختمان کافه نگاهی انداخت. صورتش در تاریکی پنهان بود. حنین گفت دارد با خودش فکر میکند آن سه دیوانه آنجا چه میکنند و هر سه زدیم زیر خنده. روز بعد درست لحظهای که دم در ایستاده بودم دایی بیاید، کافه منفجر شد. از صدای مهیب و پارههای آجری که به اطراف پرت میشد به خیابان گریختم. صفر و مرد بیچشم آن طرف خیابان از ماشین پیاده میشدند. صفر با تعجب خیره ماند به مردمی که یورش می آوردند طرف کافه ایناس. مرد بیچشم مات و مبهوت به صداهای اطراف گوش میکرد. چند بار زیر دست و پای مردهایی که میدویدند زمین خوردم. بالاخره رسیدم کنار آشپزخانه. حنین باصورت افتاده بود جلوی در. شانههای پهن و خونی یکی از مردها پاهایش را پوشانده بود. یکی داشت امانه را از کنار میز بلند میکرد؛ پاهایش نبود و دستهایش از دو طرف شکم پر از خونش آویزان بود. بدنهای متلاشی شدهی ریحان و مرد دیگر پرت شده بود کنار جعبههای مشروب. بوی خون و سوختگی داشت خفهام میکرد. درحالیکه گریه میکردم دویدم طرف امانه؛ داشتند میگذاشتنش کنار ظروف بههمریخته؛ چشمهایش باز بود؛ موهایش چسبیده بود به گردن خونیاش...
#شاه_پری
#زهرا_امیدی
@qoqnospub
💥💥💥💥💥💥
در دنيايي كه پر شده از قهوههاي فوري، صبحانههاي آماده، اعتبار آني، خريد فوري، اطلاعات آني و ..، ما به طور خطرناكي از واقعيت غفلت ميكنيم و منتظر اين هستيم كه به زندگي آني و موفقيت لحظهاي دست پيدا كنيم..
و اين يكي از مهمترين دلايلي است كه اقدامات ساده را انجام نميدهيم زيرا اين اقدامات ساده بهزودي تغيير ايجاد نميكنند
ما با يك يا دو جلسه تمرين ورزشي به وزن ايدهآل خود نميرسيم بلكه بايد به صورت مستمر تمرين كنيم هر چند اين تمرينات زياد و فشرده نباشند اما در طول زمان تغييرات بزرگي ايجاد ميكنند..
در حقيقت
زندگي و موفقيت يك لينك كليكي نيست...
#برتري_خفيف
#جف_اولسون
@QOQNOOSPUB
در دنيايي كه پر شده از قهوههاي فوري، صبحانههاي آماده، اعتبار آني، خريد فوري، اطلاعات آني و ..، ما به طور خطرناكي از واقعيت غفلت ميكنيم و منتظر اين هستيم كه به زندگي آني و موفقيت لحظهاي دست پيدا كنيم..
و اين يكي از مهمترين دلايلي است كه اقدامات ساده را انجام نميدهيم زيرا اين اقدامات ساده بهزودي تغيير ايجاد نميكنند
ما با يك يا دو جلسه تمرين ورزشي به وزن ايدهآل خود نميرسيم بلكه بايد به صورت مستمر تمرين كنيم هر چند اين تمرينات زياد و فشرده نباشند اما در طول زمان تغييرات بزرگي ايجاد ميكنند..
در حقيقت
زندگي و موفقيت يك لينك كليكي نيست...
#برتري_خفيف
#جف_اولسون
@QOQNOOSPUB
💥💥💥💥
روزهایی که بیتو میگذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد:
در کنار تو میگذشت٬ ای کاش!
#فریدون_مشیری
@QOQNOOSPUB
روزهایی که بیتو میگذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد:
در کنار تو میگذشت٬ ای کاش!
#فریدون_مشیری
@QOQNOOSPUB
همین پریروز دیدماش؛ در بخش تازههای پخش ققنوس. فوری ذوقزده ده جلد ازش سفارش دادم. آمدم به تیناجان و آرمیتاجان بگویم چه کتابی را سفارش دادم که به خودم گفتم «بگذار برسد، بعد!»
اما کتاب نیامد. تیناجان دیده بود کتاب را قبل از نهاییشدن در فهرست سفارشها دیده بود. بعد دیروز که دوستان ققنوس، کتابهای دیگر را آوردند و این کتاب نبود، اول تیناجان صدایاش درآمد و گفت «آقای علیخانی! شما یه کتاب دیگهای هم زده بودید.»
اول یادم نیامد. بعد آمدم پای سیستم و یهو یادم افتاد اسم کتاب رو. سفارش ندادم تا زنگ بزنم و از آقای رهنمایی بپرسم قضیه چی بوده که نفرستادند. بعد هم کار پیش آمد و فراموشام شد.
الان تا نشستم پای سیستم، کتاب را دوباره دیدم در تازههای ققنوس. ده تا سفارش دادم. زنگ زدم ققنوس. آقای رهنمایی نبود. با خانم حیدری حرف زدم و ماجرا را گفتم که قضیه از چه قراره؟ گفت میپرسد.
گذشت تا بعدش مجیدجان بزرگی زنگ زد. گفت «من حذف کردم یوسف.»
گفتم «چرا خب؟»
گفت «آخه هنوز ویزیت چاپ جدیدش شروع نشده.»
گفتم «لطفا شروع شد اینبار برایم بیستتا بفرست.»
بعد دلم خواست به خانم «#فرخنده_آقایی» زنگ بزم و بگویم «خوشحالم چاپ چهارم رمان «#از_شیطان_آموخت_و_سوزاند» را میبینم.
یاد روزهایی افتادم که خانم آقایی این رمان را مینوشت. بعد منتشر کرد. بعد جایزه گرفت. بعد همین امروز فهمیدم به انگلیسی هم ترجمه شده.
از این طرف خوشحال شدم برای کتاب و برای شادی خانم آقایی، از طرفی البته یاد درد و رنجهای ولگا افتادم و دوباره غصه خوردم.
داستان این رمان دربارهی زنی مسیحی است که با مردی مسلمان ازدواج میکند. به خاطر این ازدواج از خانوادهاش طرد میشود. بعدها مرد هم او را پس میزند و از خانه بیروناش میکند. زن که حتی جایی برای خوابیدن ندارد، مدتها در یک کتابخانه عمومی نزدیک سیدخندان زندگی میکند تا اینکه ... داستان به شکل دفترچه یادداشت نوشته شده.
داستانهای فرخنده آقایی عینا نمونهی کامل صنعت سهل و ممتنع است. در عین اینکه بسیار ساده به نظر میرسد اما به دلیل عمق زیستی که نویسنده داشته، قابل دسترس نیست و بسیار سخت میتوان به چنین اجرایی دست یافت که نویسنه به خوبی از پساش برآمده.
از خانم آقایی مجموعهداستانهای زیادی منتشر شده که متاسفانه این روزها هیچکدامشان را نمیتوان در پخشیها دید و امیدوارم روزی تمام داستانهایشان در یک نشر منتشر شود.
@qoqnoospub
به زودی یک پست مفصل دربارهی خانم فرخنده آقایی خواهم نوشت؛ که او مادر کلمههاست.
https://www.instagram.com/p/B15qezQBlun/?igshid=1vi3jykd01jxn
@aamoutbookstore
اما کتاب نیامد. تیناجان دیده بود کتاب را قبل از نهاییشدن در فهرست سفارشها دیده بود. بعد دیروز که دوستان ققنوس، کتابهای دیگر را آوردند و این کتاب نبود، اول تیناجان صدایاش درآمد و گفت «آقای علیخانی! شما یه کتاب دیگهای هم زده بودید.»
اول یادم نیامد. بعد آمدم پای سیستم و یهو یادم افتاد اسم کتاب رو. سفارش ندادم تا زنگ بزنم و از آقای رهنمایی بپرسم قضیه چی بوده که نفرستادند. بعد هم کار پیش آمد و فراموشام شد.
الان تا نشستم پای سیستم، کتاب را دوباره دیدم در تازههای ققنوس. ده تا سفارش دادم. زنگ زدم ققنوس. آقای رهنمایی نبود. با خانم حیدری حرف زدم و ماجرا را گفتم که قضیه از چه قراره؟ گفت میپرسد.
گذشت تا بعدش مجیدجان بزرگی زنگ زد. گفت «من حذف کردم یوسف.»
گفتم «چرا خب؟»
گفت «آخه هنوز ویزیت چاپ جدیدش شروع نشده.»
گفتم «لطفا شروع شد اینبار برایم بیستتا بفرست.»
بعد دلم خواست به خانم «#فرخنده_آقایی» زنگ بزم و بگویم «خوشحالم چاپ چهارم رمان «#از_شیطان_آموخت_و_سوزاند» را میبینم.
یاد روزهایی افتادم که خانم آقایی این رمان را مینوشت. بعد منتشر کرد. بعد جایزه گرفت. بعد همین امروز فهمیدم به انگلیسی هم ترجمه شده.
از این طرف خوشحال شدم برای کتاب و برای شادی خانم آقایی، از طرفی البته یاد درد و رنجهای ولگا افتادم و دوباره غصه خوردم.
داستان این رمان دربارهی زنی مسیحی است که با مردی مسلمان ازدواج میکند. به خاطر این ازدواج از خانوادهاش طرد میشود. بعدها مرد هم او را پس میزند و از خانه بیروناش میکند. زن که حتی جایی برای خوابیدن ندارد، مدتها در یک کتابخانه عمومی نزدیک سیدخندان زندگی میکند تا اینکه ... داستان به شکل دفترچه یادداشت نوشته شده.
داستانهای فرخنده آقایی عینا نمونهی کامل صنعت سهل و ممتنع است. در عین اینکه بسیار ساده به نظر میرسد اما به دلیل عمق زیستی که نویسنده داشته، قابل دسترس نیست و بسیار سخت میتوان به چنین اجرایی دست یافت که نویسنه به خوبی از پساش برآمده.
از خانم آقایی مجموعهداستانهای زیادی منتشر شده که متاسفانه این روزها هیچکدامشان را نمیتوان در پخشیها دید و امیدوارم روزی تمام داستانهایشان در یک نشر منتشر شود.
@qoqnoospub
به زودی یک پست مفصل دربارهی خانم فرخنده آقایی خواهم نوشت؛ که او مادر کلمههاست.
https://www.instagram.com/p/B15qezQBlun/?igshid=1vi3jykd01jxn
@aamoutbookstore
Instagram
کتابفروشی آموت
: همین پریروز دیدماش؛ در بخش تازههای پخش ققنوس. فوری ذوقزده ده جلد ازش سفارش دادم. آمدم به تیناجان و آرمیتاجان بگویم چه کتابی را سفارش دادم که به خودم گفتم «بگذار برسد، بعد!» اما کتاب نیامد. تیناجان دیده بود کتاب را قبل از نهاییشدن در فهرست سفارشها دیده…
در من کوچه ای است
که با تو در آن نگشته ام
سفری است
که با تو هنوز نرفته ام
روزها و شب هایی است
که با تو به سر نکرده ام
و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفتهام
#افشین_یداللهی
که با تو در آن نگشته ام
سفری است
که با تو هنوز نرفته ام
روزها و شب هایی است
که با تو به سر نکرده ام
و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفتهام
#افشین_یداللهی