انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
کتاب اندیشه در ۱۴۰۴- «هستیشناسی کاذب و راستین هگل» اثر لوکاچ؛
خروج از نیهیلیسم
برنامهای که لوکاچ در این کتاب قصد پیشبرد آن را دارد، پروژهای است که بهباور مولف میتواند «بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد».
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای نوروزی فرصت را مغتنم شمرده به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
***
«هستیشناسی کاذب و راستین هگل» نوشته جورج لوکاچ فیلسوف، مورخ و منتقد ادبی و زیباییشناس مارکسیست مجارستانی با ترجمه زهره نجفی از تازههای بازار کتاب است که بههمت انتشارات ققنوس منتشر شده است. کتاب علاوه بر «هستیشناسی و تمامیت؛ بازسازی مفهوم نظریه انتقادی از نظر لوکاچ» در مقام پیشگفتار، مشتمل بر دو فصل «دیالکتیک هگل در سرگین تناقضات» و «هستیشناسی دیالکتیکی هگل و تعنیات بازتاب» است. کتاب ترجمه فصل سوم جلد نخست کتاب «هستیشناسی هستی اجتماعی» با عنوان «هستیشناسی کاذب و راستین هگل» است.

برنامهای که لوکاچ در این کتاب قصد پیشبرد آن را دارد، پروژهای است که بهباور مولف میتواند «بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد». لوکاچ با بازگشت به هستیشناسی، به سمتوسوی معنای مهمی در امتداد سنت ارسطویی-هگلی-مارکسی گام برمیدارد. در اندیشه لوکاچ، بازگشت به هستیشناسی بهمعنای بازگشت به مطالعه هستیشناسانه سیر تکوین هستندهها در واقعیت است. هدف از بازگشت هستیشناسی و بهطور مشخصتر، هستیشناسی هستی اجتماعی، تمهید بنیان هستیشناسانهای است برای اخلاقیات، تا به این ترتیب، با رفع دوگانهانگاری میان ضرورت و آزادی، پراکسیس انسانی از بطن امکانها و بالقوهگیهای واقعی انسان تکامل یابد.
در این راستا، فلسفه هگل که از نظر لوکاچ، ذاتاً معطوف به شناخت جامعه و تاریخ است، گامی بسیار مهم محسوب میشود. به نظر میرسد مقولات منطق او باید تنها برای توصیف و شناخت این قلمرو هستی به کار گرفته شوند. لوکاچ در منطق هگل دو گرایش هستیشناسانه را تشخیص میدهد که اولی بهواقع برآمده و بازتابدهنده ساختار و فرایندهای راستین هستی اجتماعی است و دومی، ناشی از تعمیم دادن ناروا و کاذب این تعینات و مقولات انضمامی به ساختار کل اندیشه و هستی.
بر اساس مکاتبات و نامهنگاریهای لوکاچ، امروزه میدانیم زمانی که وی در دهه 1950 روی زیباییشناسی کار میکرد، به فکر آن افتاده بود که چنان نظام اخلاقیاتی تدوین کند که بر بنیان هستیشناسی تکامل یافته باشد. لوکاچ پیش از شروع «اخلاقیات» به این نکته پی برده بود که برای تدوین یک نظام اخلاقیاتی عینی و مبتنی بر واقعیت، چارهای جز تصریح پیشفرضهای هستیشناسانه چنین نظامی ندارد. لوکاچ هنگام کار بر اخلاقیات، بیش از پیش متقاعد شده بود که امکان ندارد بتوان نظریهای در باب کنش اخلاقی بسط و پرورش داد بدون آنکه ابتدا تأمل دقیقی درباره ساختار، مولفهها و الگوهای زندگی اجتماعی صورت گیرد. وی در «یادداشتهای مختصری در باب اخلاقیات» تأکید میکند که بدون وضعکردن وضعیت جهان، وضعکردن نوعی اخلاقیات ناممکن است، اما باید توجه داشت که لوکاچ هستیشناسی را به چه معنایی میفهمد.
لوکاچ در شرایطی به سراغ هستیشناسی رفت که پس از دههها سیطره رویکردهای نوکانتی و نوپوزیویتیستی در فلسفه و علوم اجتماعی، هستیشناسی بهکل به حاشیه رفته بود و بلاموضوع تلقی میشد. بازگشت به هستیشناسی نه صرفاً از منظر این رویکردهای رقیب، بلکه حتی از منظر بسیاری از مارکسیستها، هم خط رسمی مارکسیسم شوروی و هم مارکسیسم غربی اصطلاحاً علمی یا ساختارگرا، نامشروع و غیرقابلقبول دانسته میشد. اما لوکاچ با بازگشت به هستیشناسی به سمتوسوی معنای مهمی در امتداد سنت ارسطویی-هگلی-مارکسی گام برداشت و بهدنبال آن بود که برای «آنچه باید» در سپهر اخلاقیات «آنچه هست» موجهی در سپهر هستی اجتماعی پیدا کند. در اندیشه لوکاچ، بازگشت به هستیشناسی بهمعنای بازگشت به هستی است؛ مطالعه هستیشناسانه سیر تکوین هستندهها در واقعیت....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548076/%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D9%87%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85
خروج از نیهیلیسم
برنامهای که لوکاچ در این کتاب قصد پیشبرد آن را دارد، پروژهای است که بهباور مولف میتواند «بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد».
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای نوروزی فرصت را مغتنم شمرده به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
***
«هستیشناسی کاذب و راستین هگل» نوشته جورج لوکاچ فیلسوف، مورخ و منتقد ادبی و زیباییشناس مارکسیست مجارستانی با ترجمه زهره نجفی از تازههای بازار کتاب است که بههمت انتشارات ققنوس منتشر شده است. کتاب علاوه بر «هستیشناسی و تمامیت؛ بازسازی مفهوم نظریه انتقادی از نظر لوکاچ» در مقام پیشگفتار، مشتمل بر دو فصل «دیالکتیک هگل در سرگین تناقضات» و «هستیشناسی دیالکتیکی هگل و تعنیات بازتاب» است. کتاب ترجمه فصل سوم جلد نخست کتاب «هستیشناسی هستی اجتماعی» با عنوان «هستیشناسی کاذب و راستین هگل» است.

برنامهای که لوکاچ در این کتاب قصد پیشبرد آن را دارد، پروژهای است که بهباور مولف میتواند «بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد». لوکاچ با بازگشت به هستیشناسی، به سمتوسوی معنای مهمی در امتداد سنت ارسطویی-هگلی-مارکسی گام برمیدارد. در اندیشه لوکاچ، بازگشت به هستیشناسی بهمعنای بازگشت به مطالعه هستیشناسانه سیر تکوین هستندهها در واقعیت است. هدف از بازگشت هستیشناسی و بهطور مشخصتر، هستیشناسی هستی اجتماعی، تمهید بنیان هستیشناسانهای است برای اخلاقیات، تا به این ترتیب، با رفع دوگانهانگاری میان ضرورت و آزادی، پراکسیس انسانی از بطن امکانها و بالقوهگیهای واقعی انسان تکامل یابد.
در این راستا، فلسفه هگل که از نظر لوکاچ، ذاتاً معطوف به شناخت جامعه و تاریخ است، گامی بسیار مهم محسوب میشود. به نظر میرسد مقولات منطق او باید تنها برای توصیف و شناخت این قلمرو هستی به کار گرفته شوند. لوکاچ در منطق هگل دو گرایش هستیشناسانه را تشخیص میدهد که اولی بهواقع برآمده و بازتابدهنده ساختار و فرایندهای راستین هستی اجتماعی است و دومی، ناشی از تعمیم دادن ناروا و کاذب این تعینات و مقولات انضمامی به ساختار کل اندیشه و هستی.
بر اساس مکاتبات و نامهنگاریهای لوکاچ، امروزه میدانیم زمانی که وی در دهه 1950 روی زیباییشناسی کار میکرد، به فکر آن افتاده بود که چنان نظام اخلاقیاتی تدوین کند که بر بنیان هستیشناسی تکامل یافته باشد. لوکاچ پیش از شروع «اخلاقیات» به این نکته پی برده بود که برای تدوین یک نظام اخلاقیاتی عینی و مبتنی بر واقعیت، چارهای جز تصریح پیشفرضهای هستیشناسانه چنین نظامی ندارد. لوکاچ هنگام کار بر اخلاقیات، بیش از پیش متقاعد شده بود که امکان ندارد بتوان نظریهای در باب کنش اخلاقی بسط و پرورش داد بدون آنکه ابتدا تأمل دقیقی درباره ساختار، مولفهها و الگوهای زندگی اجتماعی صورت گیرد. وی در «یادداشتهای مختصری در باب اخلاقیات» تأکید میکند که بدون وضعکردن وضعیت جهان، وضعکردن نوعی اخلاقیات ناممکن است، اما باید توجه داشت که لوکاچ هستیشناسی را به چه معنایی میفهمد.
لوکاچ در شرایطی به سراغ هستیشناسی رفت که پس از دههها سیطره رویکردهای نوکانتی و نوپوزیویتیستی در فلسفه و علوم اجتماعی، هستیشناسی بهکل به حاشیه رفته بود و بلاموضوع تلقی میشد. بازگشت به هستیشناسی نه صرفاً از منظر این رویکردهای رقیب، بلکه حتی از منظر بسیاری از مارکسیستها، هم خط رسمی مارکسیسم شوروی و هم مارکسیسم غربی اصطلاحاً علمی یا ساختارگرا، نامشروع و غیرقابلقبول دانسته میشد. اما لوکاچ با بازگشت به هستیشناسی به سمتوسوی معنای مهمی در امتداد سنت ارسطویی-هگلی-مارکسی گام برداشت و بهدنبال آن بود که برای «آنچه باید» در سپهر اخلاقیات «آنچه هست» موجهی در سپهر هستی اجتماعی پیدا کند. در اندیشه لوکاچ، بازگشت به هستیشناسی بهمعنای بازگشت به هستی است؛ مطالعه هستیشناسانه سیر تکوین هستندهها در واقعیت....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548076/%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D9%87%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85
بازگشت به خودآگاهی ناب
کتاب اندیشه در ۱۴۰۴- «بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی»؛
یکی از مفاهیم کلیدی در کتاب، زیستجهان است. هوسرل از این مفهوم برای اشاره به دنیای پیشاعلمی، زیسته و تجربهشده روزمره استفاده میکند؛ جهانی که انسان پیش از هرگونه نظریهپردازی علمی، در آن زندگی میکند، احساس دارد، عمل میکند و معنا میسازد. او معتقد است که علوم مدرن، با انتزاعهای ریاضی و مفهومی خود، از این زیستجهان فاصله و آن را نادیده گرفتهاند. در همین راستا، هوسرل از پدیدارشناسی استعلایی بهعنوان راهی برای بازسازی بنیانهای علوم و بازگشت به ریشههای اصیل تجربه بشری سخن میگوید.
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای پایانی سال، به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
***
«بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی» بهقلم ادموند هوسرل، با ترجمه طالب جابری، از تازههای انتشارات ققنوس است. کتاب یکی از مهمترین و بنیادینترین آثار اواخر عمر ادموند هوسرل از چهرههای مهم و تأثیرگذار فلسفی در سده بیستم و بنیانگذار مکتب پدیدارشناسی است که در آن، به بررسی عمیق بحران معرفت، فرهنگ و بنیادهای علوم مدرن میپردازد. هوسرل در این کتاب، با مطرح کردن مفهوم بحران علوم، به این نکته میپردازد که علوم طبیعی مدرن، گرچه در حوزههای تکنولوژی و پیشبینیهای تجربی بسیار موفق عمل کردهاند، اما از درک معنای هستی انسانی و جهتگیری وجودی انسان فاصله گرفتهاند. بهعبارت دیگر، علوم مدرن به مسأله «معنای زندگی» پاسخ نمیدهند و در نهایت، انسان را به یک شیء یا تابع قوانین طبیعت تقلیل دادهاند. این، از نگاه هوسرل، بحران اصلی فرهنگ اروپایی است.
کتاب در فاصله سالهای ۱۹۳۴-۱۹۳۷ تألیف شده و درونمایه آن حکایت از آن دارد که بحران در علوم اروپایی، با استیناف و توسل به پدیدارشناسی قابل حلورفع است. چنین امری بهمعنی تحولی بنیادی و دگرگونی ساختاری عمیق در کل فرهنگ و علوم بشری است. بهباور هوسرل، این تحول هنگامی چون یک تحول در بنیاد فرهنگ بشری قابل فهم است که معنای علوم اروپایی گشوده شود. وی در ادامه، این پرسش را مطرح میکند که «چرا مفهوم اروپا مضاف بر علوم است، یعنی منظور از علوم اروپایی چیست؟» یا بهعبارت دقیقتر: «مراد از کلمه اروپا چیست؟» آنچنانکه در مقدمه مترجم آمده: «مراد هوسرل از کلمه اروپا این است که بستر فرهنگی خاص این علوم را همراه با تحولات خاص آن نشان دهد. یعنی این علوم در بستر فرهنگی خاص زاده و رشد کرده است که در فرهنگهای دیگری مانند فرهنگ چینی، آفریقایی و غیره نمیتوانست ظاهر شود.» وی در ادامه به اجمال، خاطرنشان میسازد عصر یونانی با خصیصه فرهنگی مخصوص به خود ظاهر و با این پرسش آغاز شد که: «جهان از چه چیزی ساخته شده است؟ نیز، پرسش یادشده بهتدریج رهنمون به این سوال شد که: «آیا با همه تغییرات پیدرپی و دگرگونیهای مکرری که در زیستجهان و در زندگی روزمره مشاهده میشود میتوان از حقیقت سخن گفت؟» بنابراین، بهباور مترجم، مهمترین ویژگی عصر یونانی این است که از کلیت خود زیستجهان و جهان زندگی به کلیت مثالی (حقیقی) رهنمون شد، یعنی همه امور زندگی و جهان محسوس در زیر کلیت مثالی قرار گرفت و از افراد آن بهشمار آمد و رابطه منطقی آنها تعریف و توضیح داده شد. بهعبارت دیگر، ساختن جهان بر اساس علم ماهیت تبیین و آغاز شد.
جابری در ادامه، با تبیینی تاریخی شرح میدهد که اگرچه این پرسش که حقیقت چیست بیش از پیش ضروری مینمود، اما ایشان حقیقت را در فراخنای دیگری غیر از جهان محسوس میجستند و از اینکه به این جهان، نام موجود نهند بیپروا سرباز میزدند. آنها سخت از خویش میپرسیدند که اگر این جهان که در آن زندگی میکنیم شایستگی نام وجود و موجود را ندارد، باید آن را کجا جستوجو کرد؟ هوسرل مدعی بود که این ارثیه، بدون کموکاست به بنیانگذاری رنسانس و به گالیله رسید....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/547909/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8
کتاب اندیشه در ۱۴۰۴- «بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی»؛
یکی از مفاهیم کلیدی در کتاب، زیستجهان است. هوسرل از این مفهوم برای اشاره به دنیای پیشاعلمی، زیسته و تجربهشده روزمره استفاده میکند؛ جهانی که انسان پیش از هرگونه نظریهپردازی علمی، در آن زندگی میکند، احساس دارد، عمل میکند و معنا میسازد. او معتقد است که علوم مدرن، با انتزاعهای ریاضی و مفهومی خود، از این زیستجهان فاصله و آن را نادیده گرفتهاند. در همین راستا، هوسرل از پدیدارشناسی استعلایی بهعنوان راهی برای بازسازی بنیانهای علوم و بازگشت به ریشههای اصیل تجربه بشری سخن میگوید.
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای پایانی سال، به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
***
«بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی» بهقلم ادموند هوسرل، با ترجمه طالب جابری، از تازههای انتشارات ققنوس است. کتاب یکی از مهمترین و بنیادینترین آثار اواخر عمر ادموند هوسرل از چهرههای مهم و تأثیرگذار فلسفی در سده بیستم و بنیانگذار مکتب پدیدارشناسی است که در آن، به بررسی عمیق بحران معرفت، فرهنگ و بنیادهای علوم مدرن میپردازد. هوسرل در این کتاب، با مطرح کردن مفهوم بحران علوم، به این نکته میپردازد که علوم طبیعی مدرن، گرچه در حوزههای تکنولوژی و پیشبینیهای تجربی بسیار موفق عمل کردهاند، اما از درک معنای هستی انسانی و جهتگیری وجودی انسان فاصله گرفتهاند. بهعبارت دیگر، علوم مدرن به مسأله «معنای زندگی» پاسخ نمیدهند و در نهایت، انسان را به یک شیء یا تابع قوانین طبیعت تقلیل دادهاند. این، از نگاه هوسرل، بحران اصلی فرهنگ اروپایی است.
کتاب در فاصله سالهای ۱۹۳۴-۱۹۳۷ تألیف شده و درونمایه آن حکایت از آن دارد که بحران در علوم اروپایی، با استیناف و توسل به پدیدارشناسی قابل حلورفع است. چنین امری بهمعنی تحولی بنیادی و دگرگونی ساختاری عمیق در کل فرهنگ و علوم بشری است. بهباور هوسرل، این تحول هنگامی چون یک تحول در بنیاد فرهنگ بشری قابل فهم است که معنای علوم اروپایی گشوده شود. وی در ادامه، این پرسش را مطرح میکند که «چرا مفهوم اروپا مضاف بر علوم است، یعنی منظور از علوم اروپایی چیست؟» یا بهعبارت دقیقتر: «مراد از کلمه اروپا چیست؟» آنچنانکه در مقدمه مترجم آمده: «مراد هوسرل از کلمه اروپا این است که بستر فرهنگی خاص این علوم را همراه با تحولات خاص آن نشان دهد. یعنی این علوم در بستر فرهنگی خاص زاده و رشد کرده است که در فرهنگهای دیگری مانند فرهنگ چینی، آفریقایی و غیره نمیتوانست ظاهر شود.» وی در ادامه به اجمال، خاطرنشان میسازد عصر یونانی با خصیصه فرهنگی مخصوص به خود ظاهر و با این پرسش آغاز شد که: «جهان از چه چیزی ساخته شده است؟ نیز، پرسش یادشده بهتدریج رهنمون به این سوال شد که: «آیا با همه تغییرات پیدرپی و دگرگونیهای مکرری که در زیستجهان و در زندگی روزمره مشاهده میشود میتوان از حقیقت سخن گفت؟» بنابراین، بهباور مترجم، مهمترین ویژگی عصر یونانی این است که از کلیت خود زیستجهان و جهان زندگی به کلیت مثالی (حقیقی) رهنمون شد، یعنی همه امور زندگی و جهان محسوس در زیر کلیت مثالی قرار گرفت و از افراد آن بهشمار آمد و رابطه منطقی آنها تعریف و توضیح داده شد. بهعبارت دیگر، ساختن جهان بر اساس علم ماهیت تبیین و آغاز شد.
جابری در ادامه، با تبیینی تاریخی شرح میدهد که اگرچه این پرسش که حقیقت چیست بیش از پیش ضروری مینمود، اما ایشان حقیقت را در فراخنای دیگری غیر از جهان محسوس میجستند و از اینکه به این جهان، نام موجود نهند بیپروا سرباز میزدند. آنها سخت از خویش میپرسیدند که اگر این جهان که در آن زندگی میکنیم شایستگی نام وجود و موجود را ندارد، باید آن را کجا جستوجو کرد؟ هوسرل مدعی بود که این ارثیه، بدون کموکاست به بنیانگذاری رنسانس و به گالیله رسید....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/547909/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
میرزا کوچک خان جنگلی به روایت تاریخشناس ایرلندی
مروری بر کتاب «مقالات جنگل»؛
میرزا کوچک خان جنگلی روحانی آزاده و از مبارزان دوره مشروطیت بود که با تاسی از افکار و ایده انقلابی «اتحاد اسلام» اقدام به تشکیل و سازماندهی دستهجات مسلح در گیلان کرد که بعدها به «انقلاب گیلان» و «نهضت جنگل» معروف شد.
سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در تاریخ معاصر ایران هرازچندگاهی حرکتها، نهضتها و قیامهایی با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی کشور برای مقابله با اشغالگری خارجی و استبداد سیاسی داخلی به وقوع پیوسته است. بررسیهای تاریخی نشان میدهد بیشتر خیزشهای اجتماعی در برابر ظلم، ستم و بیعدالتی صورت گرفته است. در میان همه قیامهایی که قبل از سه دهه اخیر به وقوع پیوسته، قیام میرزا کوچک خان جنگلی و جنبش جنگل از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار است. میرزا کوچک تا آخرین لحظه زندگی تسلیم دشمنان داخلی و خارجی نهضتش نشد و سرانجام جانش را در راه تحقق اهداف خود از دست داد.
کتاب «مقالات جنگل؛ جنگلیها در میدان جنگ جهانی اول» تالیف فرد هالیدی و ترجمه کسرا شعبانی از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب آمد.
فرد هالیدی، نویسنده و تاریخشناس ایرلندی است که به صورت تخصصی دربارهی خاورمیانه و جنگ سرد مطالعه میکند.
میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ در سال 1257ه.ش در محله قدیمی استادسرا شهر رشت در خانوادهای متوسط چشم به جهان گشود. پدر و مادر وی از خاندان رشوندهای الموت قزوین بودند. وی سنین آغاز عمر را در مدرسه حاجی حسن واقع در صالحآباد شهر رشت و مدرسه جامع به آموختن صرف و نحو و تحصیلات دینی گذرانید. پس از آن به قزوین رفته و در مدرسه صالحیه تحصیل دروس حوزوی را ادامه داد و چندی هم در مدرسه محمودیه تهران به همین منظور اقامت گزید. پایه آموزش حوزوی، می توانست وی را در سلک یک روحانی تربیت کند، اما حوادث و انقلابات کشور مسیر افکارش را تغییر داد و او را به راهی دیگر کشاند.
سیدجلالالدین مدنی در جلد اول کتاب «تاریخ سیاسی معاصر ایران» مینویسد: «میرزا کوچک خان جنگلی روحانی آزاده و از مبارزان دوره مشروطیت بود که با تاسی از افکار و ایده انقلابی «اتحاد اسلام» اقدام به تشکیل و سازماندهی دستهجات مسلح در گیلان کرد که بعدها به «انقلاب گیلان» و «نهضت جنگل» معروف شد. هفت سال تلاش میرزا کوچک در راهاندازی نهضت جنگل و مبارزه با حکمرانان در دوره محمدعلی شاه و احمدشاه قاجار نام نیکی برای وی در پی داشت. حرکت انقلابی او همواره از سوی نیروهای سیاسی مختلف در ایران معاصر مورد توجه بوده است. در همین راستا، روایتهایی از سوی نیروهای سیاسی شکل گرفت که تلاش کردند جنبش جنگل را با رویکردی کلگرایانه و چهرهای واحد تعبیر کنند. برخی از نیروهای سیاسی جنبش جنگل را حرکتی چپگرایانه، مرتبط با جریان بلشویکی و برای اعاده عدالت اجتماعی تفسیر کردهاند.»
کتاب «مقالات جنگل؛ جنگلیها در میدان جنگ جهانی اول» به این نکته اشاره دارد که ما باید به آداب رسوم و اعتقادات مردم احترام بگذاریم و دفاع از شعائر دینی را جزو وظایف خود بشماریم. ما باید در عمل به مردم ثابت کنیم که قصدی جز تأمین استقلال سیاسی و اقتصادی آنها نداریم. ما باید آنها را گام به گام به سوی مسیر صحیح انقلاب کبیر اکتبر سوق دهیم. سرانجام جنبش ملی را به انقلاب جهانی تبدیل خواهیم کرد.
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/search?q=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9+%D8%AE%D8%A7%D9%86
مروری بر کتاب «مقالات جنگل»؛
میرزا کوچک خان جنگلی روحانی آزاده و از مبارزان دوره مشروطیت بود که با تاسی از افکار و ایده انقلابی «اتحاد اسلام» اقدام به تشکیل و سازماندهی دستهجات مسلح در گیلان کرد که بعدها به «انقلاب گیلان» و «نهضت جنگل» معروف شد.
سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، در تاریخ معاصر ایران هرازچندگاهی حرکتها، نهضتها و قیامهایی با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی کشور برای مقابله با اشغالگری خارجی و استبداد سیاسی داخلی به وقوع پیوسته است. بررسیهای تاریخی نشان میدهد بیشتر خیزشهای اجتماعی در برابر ظلم، ستم و بیعدالتی صورت گرفته است. در میان همه قیامهایی که قبل از سه دهه اخیر به وقوع پیوسته، قیام میرزا کوچک خان جنگلی و جنبش جنگل از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار است. میرزا کوچک تا آخرین لحظه زندگی تسلیم دشمنان داخلی و خارجی نهضتش نشد و سرانجام جانش را در راه تحقق اهداف خود از دست داد.
کتاب «مقالات جنگل؛ جنگلیها در میدان جنگ جهانی اول» تالیف فرد هالیدی و ترجمه کسرا شعبانی از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب آمد.
فرد هالیدی، نویسنده و تاریخشناس ایرلندی است که به صورت تخصصی دربارهی خاورمیانه و جنگ سرد مطالعه میکند.
میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ در سال 1257ه.ش در محله قدیمی استادسرا شهر رشت در خانوادهای متوسط چشم به جهان گشود. پدر و مادر وی از خاندان رشوندهای الموت قزوین بودند. وی سنین آغاز عمر را در مدرسه حاجی حسن واقع در صالحآباد شهر رشت و مدرسه جامع به آموختن صرف و نحو و تحصیلات دینی گذرانید. پس از آن به قزوین رفته و در مدرسه صالحیه تحصیل دروس حوزوی را ادامه داد و چندی هم در مدرسه محمودیه تهران به همین منظور اقامت گزید. پایه آموزش حوزوی، می توانست وی را در سلک یک روحانی تربیت کند، اما حوادث و انقلابات کشور مسیر افکارش را تغییر داد و او را به راهی دیگر کشاند.
سیدجلالالدین مدنی در جلد اول کتاب «تاریخ سیاسی معاصر ایران» مینویسد: «میرزا کوچک خان جنگلی روحانی آزاده و از مبارزان دوره مشروطیت بود که با تاسی از افکار و ایده انقلابی «اتحاد اسلام» اقدام به تشکیل و سازماندهی دستهجات مسلح در گیلان کرد که بعدها به «انقلاب گیلان» و «نهضت جنگل» معروف شد. هفت سال تلاش میرزا کوچک در راهاندازی نهضت جنگل و مبارزه با حکمرانان در دوره محمدعلی شاه و احمدشاه قاجار نام نیکی برای وی در پی داشت. حرکت انقلابی او همواره از سوی نیروهای سیاسی مختلف در ایران معاصر مورد توجه بوده است. در همین راستا، روایتهایی از سوی نیروهای سیاسی شکل گرفت که تلاش کردند جنبش جنگل را با رویکردی کلگرایانه و چهرهای واحد تعبیر کنند. برخی از نیروهای سیاسی جنبش جنگل را حرکتی چپگرایانه، مرتبط با جریان بلشویکی و برای اعاده عدالت اجتماعی تفسیر کردهاند.»
کتاب «مقالات جنگل؛ جنگلیها در میدان جنگ جهانی اول» به این نکته اشاره دارد که ما باید به آداب رسوم و اعتقادات مردم احترام بگذاریم و دفاع از شعائر دینی را جزو وظایف خود بشماریم. ما باید در عمل به مردم ثابت کنیم که قصدی جز تأمین استقلال سیاسی و اقتصادی آنها نداریم. ما باید آنها را گام به گام به سوی مسیر صحیح انقلاب کبیر اکتبر سوق دهیم. سرانجام جنبش ملی را به انقلاب جهانی تبدیل خواهیم کرد.
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/search?q=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7+%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9+%D8%AE%D8%A7%D9%86
انتشارات ققنوس
منتشر شد @qoqnoospub
.
جنگ بر سر ماده خام
نگاهی به کتاب «جهان مواد و شکلگیری تمدن مدرن»؛
اِد کانوِی، نویسنده کتاب «جهان مواد و شکلگیری تمدن مدرن» ما را به قلب بحرانها و کشمکشهای بزرگ قرن بیستویک میبرد: بحران انرژی، دگرگونی اقلیمی، رقابت ابرقدرتها و نبرد خاموشی که بر سر کنترل منابع مواد خام در جریان است. جهان مواد ماجرای نبردی بیصدا و نفسگیر بر سر چیزی است که شاید مهمترین جنگ آینده باشد: جنگ بر سر ماده خام.
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: «بالای سراشیبی تندی ایستاده بود و به عمیقترین گودالی که تا آن زمان دیده بودم نگاه میکردم. افرادی که آن پایین بودند کلاه ایمنی داشتند یا دستکم به من اینطور گفته شده بود: فاصله آنها با ما بسیار زیاد بود، به طوری که با چشم غیرمسلح درست دیده نمیشدند. دوروبرشان مقادیر زیادی مواد منفجره قوی دیده میشد. به من گفتند که این موارد منفجره میتوانند کل یک بلوک شهری را تخریب کنند. در مقابلم صفحه کلیدی فلزی با دو دکمه قرار داشت و مردی بیسیم به دست کنارم ایستاده بود. ما به صدایی از اتاق کنترل که در حال شمارش معکوس بود گوش میدادیم. گفته بودند وقتی شمارش معکوس به صفر رسید، دو دکمه را همزنان فشار بدهم. شارژ چاشنی در کسری از ثانیه به ته گودال میرسید و در آنجا مساحتی از خاک نوادا به اندازه یک زمین فوتبال در مقابل چشمانمان پودر میشد...»
جنگ بر سر ماده خام
آنچه بازگو شد بخشی از کتاب «جهان مواد و شکلگیری تمدن مدرن» نوشته اِد کانوِی با ترجمه یاسمین مشرف بود که از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.
این کتاب در شش بخش ماسه، نمک، آهن، مس، نفت و لیتیوم تنظیم شده است. انسان ابزار ساز، بنا شده بر ماسه، طولانیترین سفر، مسیرهای نمک، نمک زمین، داروی آتشزا، نمکهای فراوان، شما کشوری ندارید، داخل آتشفشان، آخرین انفجار، مهمتذین ماده بعدی، حفره، در عمق اقیانوس، فیل، لولهها، چیزی که همه چیز است، اوج تولید نفت، طلای سفید، رولهای ژلهای و بازگرداندن به مرحله پیش از تولید مطالب کتاب را دربرمیگیرد. نتیجهگیری، کتابشناسی و نمایه پایانبخش کتاب است.
شش عنصر بنیادین که زیربنای دنیای امروز را شکل دادهاند
ماسه، نمک، آهن، مس، نفت و لیتیوم؛ شش عنصر بنیادین که نه تنها زیربنای دنیای امروز ما را شکل دادهاند، بلکه کلید دروازههای آینده نیز در دستان آنهاست. در جهان مواد، اِد کانوِی، تحلیلگر نامدار اقتصادی، سفری حیرتانگیز را آغاز میکند تا رد این عناصر را در سراسر جهان دنبال کند و حاصل روایتی است پرکشش، روشنگر و الهامبخش. این کتاب شما را به قلب بحرانها و کشمکشهای بزرگ قرن بیستویک میبرد: بحران انرژی، دگرگونی اقلیمی، رقابت ابرقدرتها و نبرد خاموشی که بر سر کنترل منابع مواد خام در جریان است. جهان مواد ماجرای نبردی بیصدا و نفسگیر بر سر چیزی است که شاید مهمترین جنگ آینده باشد: جنگ بر سر ماده خام.
این کتاب یک اثر پژوهشی جذاب و جامع درباره موادی است که ستونهای تمدن مدرن را شکل میدهند موادی مثل آهن، ماسه، مس، نمک و دیگر منابع طبیعی که در زندگی روزمره ما نقش بزرگی دارند، اما ما معمولا به آنها فکر نمیکنیم. اد کانوی، نویسنده این کتاب، ما را به سفرهایی در سراسر دنیا میبرد تا ببینیم این مواد از کجا میآیند، چطور استخراج میشوند، و چه تأثیراتی بر - محیط زیست، اقتصاد و حتی سیاست دارند. او نشان میدهد که در پشت صحنه ساختن هر چیزی از گوشیهای موبایل گرفته تا ساختمانهای بلند و خودروها - چه داستانهای پیچیدهای از تلاش انسان و استفاده از طبیعت پنهان شده است.
کتاب به زبان ساده توضیح میدهد که چرا شناختن این مواد برای آینده بهتر، عادلانهتر و پایدارتر مهم است. او همچنین نشان میدهد که امروز بیشتر از مجموع همه مواد استخراج شده در تاریخ بشر تا سال ۱۹۵۰، مواد جدید استخراج میشوند. منتقدان اقتصاد و منابع مانند فارن پالسی و فارن افرز این کتاب را اثری برجسته در تحلیل زنجیره جهانی تأمین مواد اولیه معرفی کردهاند. این کتاب برای کسانی که میخواهند فهمی عمیقتر از پشتپرده جهان مواد داشته باشند؛ برای علاقهمندان به اقتصاد منابع و محیط زیست و برای خوانندگانی که دوست دارند داستانهایی واقعی و میدانی درباره کارگران، صنایع و معادن دنیا بشنوند ....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548564/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%85
جنگ بر سر ماده خام
نگاهی به کتاب «جهان مواد و شکلگیری تمدن مدرن»؛
اِد کانوِی، نویسنده کتاب «جهان مواد و شکلگیری تمدن مدرن» ما را به قلب بحرانها و کشمکشهای بزرگ قرن بیستویک میبرد: بحران انرژی، دگرگونی اقلیمی، رقابت ابرقدرتها و نبرد خاموشی که بر سر کنترل منابع مواد خام در جریان است. جهان مواد ماجرای نبردی بیصدا و نفسگیر بر سر چیزی است که شاید مهمترین جنگ آینده باشد: جنگ بر سر ماده خام.
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: «بالای سراشیبی تندی ایستاده بود و به عمیقترین گودالی که تا آن زمان دیده بودم نگاه میکردم. افرادی که آن پایین بودند کلاه ایمنی داشتند یا دستکم به من اینطور گفته شده بود: فاصله آنها با ما بسیار زیاد بود، به طوری که با چشم غیرمسلح درست دیده نمیشدند. دوروبرشان مقادیر زیادی مواد منفجره قوی دیده میشد. به من گفتند که این موارد منفجره میتوانند کل یک بلوک شهری را تخریب کنند. در مقابلم صفحه کلیدی فلزی با دو دکمه قرار داشت و مردی بیسیم به دست کنارم ایستاده بود. ما به صدایی از اتاق کنترل که در حال شمارش معکوس بود گوش میدادیم. گفته بودند وقتی شمارش معکوس به صفر رسید، دو دکمه را همزنان فشار بدهم. شارژ چاشنی در کسری از ثانیه به ته گودال میرسید و در آنجا مساحتی از خاک نوادا به اندازه یک زمین فوتبال در مقابل چشمانمان پودر میشد...»
جنگ بر سر ماده خام
آنچه بازگو شد بخشی از کتاب «جهان مواد و شکلگیری تمدن مدرن» نوشته اِد کانوِی با ترجمه یاسمین مشرف بود که از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.
این کتاب در شش بخش ماسه، نمک، آهن، مس، نفت و لیتیوم تنظیم شده است. انسان ابزار ساز، بنا شده بر ماسه، طولانیترین سفر، مسیرهای نمک، نمک زمین، داروی آتشزا، نمکهای فراوان، شما کشوری ندارید، داخل آتشفشان، آخرین انفجار، مهمتذین ماده بعدی، حفره، در عمق اقیانوس، فیل، لولهها، چیزی که همه چیز است، اوج تولید نفت، طلای سفید، رولهای ژلهای و بازگرداندن به مرحله پیش از تولید مطالب کتاب را دربرمیگیرد. نتیجهگیری، کتابشناسی و نمایه پایانبخش کتاب است.
شش عنصر بنیادین که زیربنای دنیای امروز را شکل دادهاند
ماسه، نمک، آهن، مس، نفت و لیتیوم؛ شش عنصر بنیادین که نه تنها زیربنای دنیای امروز ما را شکل دادهاند، بلکه کلید دروازههای آینده نیز در دستان آنهاست. در جهان مواد، اِد کانوِی، تحلیلگر نامدار اقتصادی، سفری حیرتانگیز را آغاز میکند تا رد این عناصر را در سراسر جهان دنبال کند و حاصل روایتی است پرکشش، روشنگر و الهامبخش. این کتاب شما را به قلب بحرانها و کشمکشهای بزرگ قرن بیستویک میبرد: بحران انرژی، دگرگونی اقلیمی، رقابت ابرقدرتها و نبرد خاموشی که بر سر کنترل منابع مواد خام در جریان است. جهان مواد ماجرای نبردی بیصدا و نفسگیر بر سر چیزی است که شاید مهمترین جنگ آینده باشد: جنگ بر سر ماده خام.
این کتاب یک اثر پژوهشی جذاب و جامع درباره موادی است که ستونهای تمدن مدرن را شکل میدهند موادی مثل آهن، ماسه، مس، نمک و دیگر منابع طبیعی که در زندگی روزمره ما نقش بزرگی دارند، اما ما معمولا به آنها فکر نمیکنیم. اد کانوی، نویسنده این کتاب، ما را به سفرهایی در سراسر دنیا میبرد تا ببینیم این مواد از کجا میآیند، چطور استخراج میشوند، و چه تأثیراتی بر - محیط زیست، اقتصاد و حتی سیاست دارند. او نشان میدهد که در پشت صحنه ساختن هر چیزی از گوشیهای موبایل گرفته تا ساختمانهای بلند و خودروها - چه داستانهای پیچیدهای از تلاش انسان و استفاده از طبیعت پنهان شده است.
کتاب به زبان ساده توضیح میدهد که چرا شناختن این مواد برای آینده بهتر، عادلانهتر و پایدارتر مهم است. او همچنین نشان میدهد که امروز بیشتر از مجموع همه مواد استخراج شده در تاریخ بشر تا سال ۱۹۵۰، مواد جدید استخراج میشوند. منتقدان اقتصاد و منابع مانند فارن پالسی و فارن افرز این کتاب را اثری برجسته در تحلیل زنجیره جهانی تأمین مواد اولیه معرفی کردهاند. این کتاب برای کسانی که میخواهند فهمی عمیقتر از پشتپرده جهان مواد داشته باشند؛ برای علاقهمندان به اقتصاد منابع و محیط زیست و برای خوانندگانی که دوست دارند داستانهایی واقعی و میدانی درباره کارگران، صنایع و معادن دنیا بشنوند ....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548564/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%85
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
کتاب «وحشت سرخ» منتشر شد؛
تاریخ مختصر چپهراسی
کتاب به تاریخچه چپ و چپهراسی در جهان غرب میپردازد و نشان میدهد که چطور اندیشه و ایدئولوژی چپ در جهان غرب از عرصه فکر و کتاب به حوزه عمل و خیابان وارد شد و نظام سرمایهداری را دچار وحشت و هراس کرد.
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- کتاب «وحشت سرخ» نوشته اندرو اِی. کلینگ با ترجمه پریسا صیادی در مجموعه تاریخ جهان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.
«مجموعه تاریخ جهان» میکوشد چشماندازی گسترده و ژرف از سیر تاریخ عرضه کند. این مجموعه با ارائه زمینههای فرهنگی رخدادهای تاریخی، خواننده را مجذوب خود میسازد. مجموعه تاریخ جهان اندیشههای سیاسی، فرهنگی و فلسفی تأثیرگذار را در گذر مشعل تمدن از بینالنهرین و مصر باستان به یونان، روم، اروپای قرون وسطی و دیگر تمدنهای جهانی تا روزگار ما پی میگیرد. این مجموعه نه تنها برای آشنایی خوانندگان با مبانی تاریخ تدوین شده است، بلکه همچنین در پی آگاه ساختن آنها از این واقعیت است که زندگیشان بخشی از سرگذشت کلی انسانهاست. هر جلد از این مجموعه برداشتی جامع و روشن از یک دوره مهم تاریخی را به خواننده ارائه میکند.

سوسیالیسم در سال ۱۹۱۷ مفهوم جدیدی نبود، این مفهوم در تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قرن نوزدهم شکل گرفته بود. در آن زمان قوانین کمی برای حمایت از حقوق کارگران وجود داشت. حداقل دستمزد کارگران مشخص نبود و نرخ دستمزد را کارفرمایان به میل خود تعیین میکردند. تا سال ۱۹۱۷ بسیاری از کارگران در کشورهای بسیار صنعتی جذب سوسیالیسم شدند. به آنها وعده داده میشد که به جای اینکه به کارفرمایان فعلی خود وابسته باشند میتوانند حقوق و شرایط کاری خود را تعیین کنند. حدود سی سال قبل از جنگ جهانی اول، اعتصابات و تجمعات سوسیالیستها در شهرهایی مانند شیکاگو لندن و پاریس گسترش یافته بود.
شمار تظاهراتکنندگان چپگرا هزاران نفر بود که بنرهایی سرخ با خود حمل میکردند، رنگی که برای نشان دادن سوسیالیسم و حقوق کارگران انتخاب شده بود. افزایش اعتراضات سوسیالیستها سیاستمداران و سرمایهداران صنعتی را نگران ساخت، آنها معترضان را «سرخ» میخواندند، که عنوانی توهینآمیز بود، زیرا معترضان تهدیدی برای تجارت و جامعه تلقی میشدند. صاحبان کارخانهها آنها را به درخواستهای غیرمنطقی برای افزایش دستمزد و مجریان قانون هم آنها را به دامن زدن به نارضایتی متهم میکردند. واژه «سرخها» در روزنامهها و مجلات سراسر جهان ظاهر شد. معترضان هم کمی بعد خود را «سرخ» نامیدند، این واژه نشان افتخاری بود که تعهدشان به هدف را نشان میداد.
اینها توضیحاتی که نویسنده در مقدمه کتاب آورده، برای آن که نشان دهد چطور چپها در قلب جوامع کاپیتالیستی برای خود جولان میدادند و برای سرمایهدارها خط و نشان میکشیدند. کتاب به تاریخچه چپ و چپهراسی در جهان غرب میپردازد و نشان میدهد که چطور اندیشه و ایدئولوژی چپ در جهان غرب از عرصه فکر و کتاب به حوزه عمل و خیابان وارد شد و نظام سرمایهداری را دچار وحشت و هراس کرد.
کتاب «وحشت سرخ» نوشته اندرو اِی. کلینگ با ترجمه پریسا صیادی در مجموعه تاریخ جهان با قیمت ۳۵۰ هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.
@qoqnoospub
تاریخ مختصر چپهراسی
کتاب به تاریخچه چپ و چپهراسی در جهان غرب میپردازد و نشان میدهد که چطور اندیشه و ایدئولوژی چپ در جهان غرب از عرصه فکر و کتاب به حوزه عمل و خیابان وارد شد و نظام سرمایهداری را دچار وحشت و هراس کرد.
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- کتاب «وحشت سرخ» نوشته اندرو اِی. کلینگ با ترجمه پریسا صیادی در مجموعه تاریخ جهان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.
«مجموعه تاریخ جهان» میکوشد چشماندازی گسترده و ژرف از سیر تاریخ عرضه کند. این مجموعه با ارائه زمینههای فرهنگی رخدادهای تاریخی، خواننده را مجذوب خود میسازد. مجموعه تاریخ جهان اندیشههای سیاسی، فرهنگی و فلسفی تأثیرگذار را در گذر مشعل تمدن از بینالنهرین و مصر باستان به یونان، روم، اروپای قرون وسطی و دیگر تمدنهای جهانی تا روزگار ما پی میگیرد. این مجموعه نه تنها برای آشنایی خوانندگان با مبانی تاریخ تدوین شده است، بلکه همچنین در پی آگاه ساختن آنها از این واقعیت است که زندگیشان بخشی از سرگذشت کلی انسانهاست. هر جلد از این مجموعه برداشتی جامع و روشن از یک دوره مهم تاریخی را به خواننده ارائه میکند.

سوسیالیسم در سال ۱۹۱۷ مفهوم جدیدی نبود، این مفهوم در تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قرن نوزدهم شکل گرفته بود. در آن زمان قوانین کمی برای حمایت از حقوق کارگران وجود داشت. حداقل دستمزد کارگران مشخص نبود و نرخ دستمزد را کارفرمایان به میل خود تعیین میکردند. تا سال ۱۹۱۷ بسیاری از کارگران در کشورهای بسیار صنعتی جذب سوسیالیسم شدند. به آنها وعده داده میشد که به جای اینکه به کارفرمایان فعلی خود وابسته باشند میتوانند حقوق و شرایط کاری خود را تعیین کنند. حدود سی سال قبل از جنگ جهانی اول، اعتصابات و تجمعات سوسیالیستها در شهرهایی مانند شیکاگو لندن و پاریس گسترش یافته بود.
شمار تظاهراتکنندگان چپگرا هزاران نفر بود که بنرهایی سرخ با خود حمل میکردند، رنگی که برای نشان دادن سوسیالیسم و حقوق کارگران انتخاب شده بود. افزایش اعتراضات سوسیالیستها سیاستمداران و سرمایهداران صنعتی را نگران ساخت، آنها معترضان را «سرخ» میخواندند، که عنوانی توهینآمیز بود، زیرا معترضان تهدیدی برای تجارت و جامعه تلقی میشدند. صاحبان کارخانهها آنها را به درخواستهای غیرمنطقی برای افزایش دستمزد و مجریان قانون هم آنها را به دامن زدن به نارضایتی متهم میکردند. واژه «سرخها» در روزنامهها و مجلات سراسر جهان ظاهر شد. معترضان هم کمی بعد خود را «سرخ» نامیدند، این واژه نشان افتخاری بود که تعهدشان به هدف را نشان میداد.
اینها توضیحاتی که نویسنده در مقدمه کتاب آورده، برای آن که نشان دهد چطور چپها در قلب جوامع کاپیتالیستی برای خود جولان میدادند و برای سرمایهدارها خط و نشان میکشیدند. کتاب به تاریخچه چپ و چپهراسی در جهان غرب میپردازد و نشان میدهد که چطور اندیشه و ایدئولوژی چپ در جهان غرب از عرصه فکر و کتاب به حوزه عمل و خیابان وارد شد و نظام سرمایهداری را دچار وحشت و هراس کرد.
کتاب «وحشت سرخ» نوشته اندرو اِی. کلینگ با ترجمه پریسا صیادی در مجموعه تاریخ جهان با قیمت ۳۵۰ هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
منتشر شد
سایتو مدعی است که چارچوب تحلیلی مارکس از سرمایهداری پس از انتشار جلد اول سرمایه بهکلی تغییر کرد و ما با سه مارکس روبهروییم:
مارکس تولیدگرا، اکوسوسیالیست و نهایتاً طرفدار کمونیسمِ رشدزدا.
ما در «عصر آنتروپوسن» (عصر انسان) زندگی میکنیم، عصری که انسان هوشمند تأثیرات قابلتوجهی بر زمین و ساکنانش و تأثیرات پایداری بر سیستمها، فرایندها و تنوع زیستی گذاشته است. راهحلِ نجات سیارۀ زمین نسخهای از کمونیسمِ رشدزدای مارکسی است که رشد اقتصادی و بهرهوری را رها میکند و نه به دنبال بازتوزیع، بلکه در جستجوی تغییر در محل تولید، کاهش ساعات کار و دموکراتیکسازی فرایند کار است. تحلیل سایتو بهخوبی درهمتنیدگی اقتصاد، محیطزیست، سیاست و نقش مهم جنبشهای اجتماعی-سیاسی در رسیدن به جامعۀ ایدئال را نشان میدهد، یعنی آنجا که پایداری، آزادی و برابری به یکدیگر میرسند.
#سرمایه_در_عصر_آنتروپوسن
مانیفستی علیه رشد اقتصادی
@qoqnoospub
سایتو مدعی است که چارچوب تحلیلی مارکس از سرمایهداری پس از انتشار جلد اول سرمایه بهکلی تغییر کرد و ما با سه مارکس روبهروییم:
مارکس تولیدگرا، اکوسوسیالیست و نهایتاً طرفدار کمونیسمِ رشدزدا.
ما در «عصر آنتروپوسن» (عصر انسان) زندگی میکنیم، عصری که انسان هوشمند تأثیرات قابلتوجهی بر زمین و ساکنانش و تأثیرات پایداری بر سیستمها، فرایندها و تنوع زیستی گذاشته است. راهحلِ نجات سیارۀ زمین نسخهای از کمونیسمِ رشدزدای مارکسی است که رشد اقتصادی و بهرهوری را رها میکند و نه به دنبال بازتوزیع، بلکه در جستجوی تغییر در محل تولید، کاهش ساعات کار و دموکراتیکسازی فرایند کار است. تحلیل سایتو بهخوبی درهمتنیدگی اقتصاد، محیطزیست، سیاست و نقش مهم جنبشهای اجتماعی-سیاسی در رسیدن به جامعۀ ایدئال را نشان میدهد، یعنی آنجا که پایداری، آزادی و برابری به یکدیگر میرسند.
#سرمایه_در_عصر_آنتروپوسن
مانیفستی علیه رشد اقتصادی
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
نگاهی به کتاب«در باب جباریت» اثر لئو اشتراوس؛
فلسفه به مثابه شیوه زندگی
«در باب جباریت» با استفاده از موقعیت تاریخی یکتایی که جباریتهای مدرن (یا حکومتهای توتالیتر) موجد آن بودند، جباریتهایی که در نهایت، بنیاد خود را در نوعی ایمان جنونآمیز به فتح طبیعت، بهبود زندگی انسان، و تغییر جهان در لایه تاریخ دنیوی و جامعه سیاسی مییافتند، به این بصیرت منجر میشود که حیوان سیاسی والاترین امکان انسانی نیست و بدینترتیب، به ایده فلسفه بهمثابه نوعی شیوه زندگی مشروعیت میبخشد.
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)–رضا دستجردی: «در باب جباریت» بهقلم لئو اشتراوس فیلسوف سیاسی با ترجمه شروین مقیمی و یاشار جیرانی، از تازههای گروه انتشاراتی ققنوس است. کتاب نخستین مجلد از سهگانه کسنوفونی اشتراوس است. اثر همچنین به تحلیل دیالوگ «هیرون» اثر «کسنوفون» و مسئله جباریت میپردازد؛ همچنین مکاتبات فلسفی «اشتراوس» با «الکساندر کوژو» و ترجمهای از متن «اریک فوگلین» را نیز دربردارد. کتاب با تحلیل عمیق یکی از متون کلاسیک فلسفه سیاسی، فرصتی برای فهم ریشههای جباریت و نسبت آن با قانون، مشروعیت و فلسفه فراهم میکند. مواجهه اشتراوس و کوژو در مکاتباتشان، خواننده را با دو سنت فکری مهم و تقابل تاریخیگرایی و آموزه کلاسیک آشنا میسازد.
فلسفه به مثابه شیوه زندگی
«در باب جباریت» نخستینبار در اوج بحران جباریت مدرن، یا سر برآوردن حکومتهای توتالیتر منتشر شد. با این وجود، «در باب جباریت» بر خلاف همتایانش، جدلنامه یا جزوهای نوعی در باب جباریت و آزادی نیست. بهعلاوه، نه فرزند زمانه خودش است و نه دستورالعملی در دفاع از آزادی سیاسی بهعنوان والاترین تجلی انسانیت. بهباور مقیمی و جیرانی، اساساً اثری که با نقلقولی از مکولی در باب نسبتمعکوس میان رشد آزادی مطبوعات/ آزادی بیان و افول تفکر انتقادی در باب امور سیاسی آغاز میشود، اثری که تأکید میکند جامعه، تفکر را ذیل جباریت قرار میدهد، نیز اثری که میگوید تمایز میان حکومت مشروطه و جباریت، یک تقابل بسیط نیست، نمیتواند جزوهای مفید در راه آزادی سیاسی باشد که فعالان سیاسی مثلهاش کنند و از نقلقولهایش برای مبارزه مقدس با جباریت بهره ببرند.
مترجمین در اینجا، این پرسش را مطرح میکنند که پس جباریت در باب چیست؟ بند پایانی پاسخ اشتراوس به کوژو واضحترین صورتبندی را ارائه میکند: کسی که شجاعت مواجهه با مسئله جباریت را نداشته باشد لاجرم از مسئله هستی نیز خواهد گریخت. در این معنا، «در باب جباریت» تأملی در باب مسئله هستی، در باب فلسفه است.
کتاب نشان میدهد که چگونه شجاعت مواجهه با جباریت بهمثابه یک مسئله و نه یک شر اخلاقی-سیاسی که باید در عمل فروکوفته شود، به یافتن بنیادی برای پرسش سترگ «چرا فلسفه؟» منجر میشود. مسئله جباریت محصول تأمل فیلسوف بر «مسئله قانون و مشروعیت» است، تأملی که نهایتاً به این تز پارادوکسیکال منجر میشود که حکومت قانون یا مشروطه لزوماً با حکومت خوب اینهمان نیست- اینکه شاید نوعی جباریت بهبودیافته، یا بهترین جباریت (که بنا بر تعریف حکومت فراقانونی است)، بر حکومت قانون برتری داشته باشد. اما اشتراوس بلافاصله اضافه میکند که این «آموزه جبارانه»- آموزهای پارادوکسیکال که محصول دریافتن محدودیتهای حکومت قانون است- در ساحت سیاسی تحققناپذیر است؛ یک اتوپیا است.....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548736/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C
فلسفه به مثابه شیوه زندگی
«در باب جباریت» با استفاده از موقعیت تاریخی یکتایی که جباریتهای مدرن (یا حکومتهای توتالیتر) موجد آن بودند، جباریتهایی که در نهایت، بنیاد خود را در نوعی ایمان جنونآمیز به فتح طبیعت، بهبود زندگی انسان، و تغییر جهان در لایه تاریخ دنیوی و جامعه سیاسی مییافتند، به این بصیرت منجر میشود که حیوان سیاسی والاترین امکان انسانی نیست و بدینترتیب، به ایده فلسفه بهمثابه نوعی شیوه زندگی مشروعیت میبخشد.
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)–رضا دستجردی: «در باب جباریت» بهقلم لئو اشتراوس فیلسوف سیاسی با ترجمه شروین مقیمی و یاشار جیرانی، از تازههای گروه انتشاراتی ققنوس است. کتاب نخستین مجلد از سهگانه کسنوفونی اشتراوس است. اثر همچنین به تحلیل دیالوگ «هیرون» اثر «کسنوفون» و مسئله جباریت میپردازد؛ همچنین مکاتبات فلسفی «اشتراوس» با «الکساندر کوژو» و ترجمهای از متن «اریک فوگلین» را نیز دربردارد. کتاب با تحلیل عمیق یکی از متون کلاسیک فلسفه سیاسی، فرصتی برای فهم ریشههای جباریت و نسبت آن با قانون، مشروعیت و فلسفه فراهم میکند. مواجهه اشتراوس و کوژو در مکاتباتشان، خواننده را با دو سنت فکری مهم و تقابل تاریخیگرایی و آموزه کلاسیک آشنا میسازد.
فلسفه به مثابه شیوه زندگی
«در باب جباریت» نخستینبار در اوج بحران جباریت مدرن، یا سر برآوردن حکومتهای توتالیتر منتشر شد. با این وجود، «در باب جباریت» بر خلاف همتایانش، جدلنامه یا جزوهای نوعی در باب جباریت و آزادی نیست. بهعلاوه، نه فرزند زمانه خودش است و نه دستورالعملی در دفاع از آزادی سیاسی بهعنوان والاترین تجلی انسانیت. بهباور مقیمی و جیرانی، اساساً اثری که با نقلقولی از مکولی در باب نسبتمعکوس میان رشد آزادی مطبوعات/ آزادی بیان و افول تفکر انتقادی در باب امور سیاسی آغاز میشود، اثری که تأکید میکند جامعه، تفکر را ذیل جباریت قرار میدهد، نیز اثری که میگوید تمایز میان حکومت مشروطه و جباریت، یک تقابل بسیط نیست، نمیتواند جزوهای مفید در راه آزادی سیاسی باشد که فعالان سیاسی مثلهاش کنند و از نقلقولهایش برای مبارزه مقدس با جباریت بهره ببرند.
مترجمین در اینجا، این پرسش را مطرح میکنند که پس جباریت در باب چیست؟ بند پایانی پاسخ اشتراوس به کوژو واضحترین صورتبندی را ارائه میکند: کسی که شجاعت مواجهه با مسئله جباریت را نداشته باشد لاجرم از مسئله هستی نیز خواهد گریخت. در این معنا، «در باب جباریت» تأملی در باب مسئله هستی، در باب فلسفه است.
کتاب نشان میدهد که چگونه شجاعت مواجهه با جباریت بهمثابه یک مسئله و نه یک شر اخلاقی-سیاسی که باید در عمل فروکوفته شود، به یافتن بنیادی برای پرسش سترگ «چرا فلسفه؟» منجر میشود. مسئله جباریت محصول تأمل فیلسوف بر «مسئله قانون و مشروعیت» است، تأملی که نهایتاً به این تز پارادوکسیکال منجر میشود که حکومت قانون یا مشروطه لزوماً با حکومت خوب اینهمان نیست- اینکه شاید نوعی جباریت بهبودیافته، یا بهترین جباریت (که بنا بر تعریف حکومت فراقانونی است)، بر حکومت قانون برتری داشته باشد. اما اشتراوس بلافاصله اضافه میکند که این «آموزه جبارانه»- آموزهای پارادوکسیکال که محصول دریافتن محدودیتهای حکومت قانون است- در ساحت سیاسی تحققناپذیر است؛ یک اتوپیا است.....
@qoqnoospub
ادامه در لینک زیر
https://www.ibna.ir/news/548736/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C
.
چرا تاريخ و فرهنگ و سياست همدست میشوند با شر درون آدمها، به جای آنكه مامنی باشند برای انسان تنها و درمانده امروز؟
چرا آدميان، عمارتهای پوسيده را نقش و نگار میزنند و مرمت میكنند وقتی از پایبست ويراناند؟
چرا زنان به جای پنجه كشيدن بر روی يكديگر و تيغ در كف گرفتن به ياری يكديگر برنمیخيزند؟
اين زخمها و خونها تاوان كدام گناهاند و آيا سر باز ايستادن دارند؟
داستان اين رمان داستان زندگي زنانی است كه به رغم اختلاف نسلی و طبقاتی، سرنوشتی كم و بيش يكسان دارند. رنج میكشند، خيانت میبينند، كينه میورزند و انتقام میگيرند. بر خود و مردان زندگیشان زخم میزنند.
زندگی برايشان آوردگاه بقا و انتقام می شود. عشق و همدلی و همراهی در برهوت زندگيشان گم میشود. ميدان رزمی زنانه از دل آيينها و تاريخ اجتماعی سر برون میآورد و زنان داستان را چونان زنگيان مست رو به روي هم قرار میدهد.
تيغ میكشند و جام زهر مینوشند و مينوشانند. خواهري نمیكنند و با نفرت از يكديگر، خشم و انتقام را در درون خود همچون آتشی گدازان روشن نگه ميدارند.
چه چيزي آنها را تا به اين حد هيولاوش كرده است؟
#کنیزکان_عمارت_ملکخانی
@qoqnoospub
چرا تاريخ و فرهنگ و سياست همدست میشوند با شر درون آدمها، به جای آنكه مامنی باشند برای انسان تنها و درمانده امروز؟
چرا آدميان، عمارتهای پوسيده را نقش و نگار میزنند و مرمت میكنند وقتی از پایبست ويراناند؟
چرا زنان به جای پنجه كشيدن بر روی يكديگر و تيغ در كف گرفتن به ياری يكديگر برنمیخيزند؟
اين زخمها و خونها تاوان كدام گناهاند و آيا سر باز ايستادن دارند؟
داستان اين رمان داستان زندگي زنانی است كه به رغم اختلاف نسلی و طبقاتی، سرنوشتی كم و بيش يكسان دارند. رنج میكشند، خيانت میبينند، كينه میورزند و انتقام میگيرند. بر خود و مردان زندگیشان زخم میزنند.
زندگی برايشان آوردگاه بقا و انتقام می شود. عشق و همدلی و همراهی در برهوت زندگيشان گم میشود. ميدان رزمی زنانه از دل آيينها و تاريخ اجتماعی سر برون میآورد و زنان داستان را چونان زنگيان مست رو به روي هم قرار میدهد.
تيغ میكشند و جام زهر مینوشند و مينوشانند. خواهري نمیكنند و با نفرت از يكديگر، خشم و انتقام را در درون خود همچون آتشی گدازان روشن نگه ميدارند.
چه چيزي آنها را تا به اين حد هيولاوش كرده است؟
#کنیزکان_عمارت_ملکخانی
@qoqnoospub
.
چرا مردم تصمیمهای خاصی میگیرند؟ چه چیزی پشت نوسان قیمتها، رشد کشورها و حتی روابط انسانی پنهان است؟ در این کتاب نویسنده نشان میدهد که اقتصاد تنها دربارۀ پول و بازار نیست، بلکه زبانی است برای فهم رفتار انسان و نیروهایی که زندگی ما را شکل میدهند. از سیاست و فرهنگ گرفته تا علم و فناوری، هر پدیدهای را میتوان از دریچۀ اقتصاد بازخوانی کرد. این کتاب سفری است از مفاهیم سادۀ روزمره تا نظریههای بزرگ اقتصادی، تا دریابیم چگونه انتخابهای کوچک ما جهانی بزرگ را میسازند
#جهان_به_روایت_اقتصاد
@qoqnoospub
چرا مردم تصمیمهای خاصی میگیرند؟ چه چیزی پشت نوسان قیمتها، رشد کشورها و حتی روابط انسانی پنهان است؟ در این کتاب نویسنده نشان میدهد که اقتصاد تنها دربارۀ پول و بازار نیست، بلکه زبانی است برای فهم رفتار انسان و نیروهایی که زندگی ما را شکل میدهند. از سیاست و فرهنگ گرفته تا علم و فناوری، هر پدیدهای را میتوان از دریچۀ اقتصاد بازخوانی کرد. این کتاب سفری است از مفاهیم سادۀ روزمره تا نظریههای بزرگ اقتصادی، تا دریابیم چگونه انتخابهای کوچک ما جهانی بزرگ را میسازند
#جهان_به_روایت_اقتصاد
@qoqnoospub
.
سال 1705، وقتی پدربزرگ کورنل پیلاگ، تهدیست و بیچیز، از تبعیدگاه به زادگاهش مجارستان باز میگردد، کاملاً اتفاقی ساعت جیبی طلایی را، پیدا میکند.
پس از آن، بخت نامراد خانوادۀ چیلاگ ناگهان مسیری نو و شگفتانگیز در پیش میگیرد. ساعت به نسلهای بعدی پسران نخست خاندان، قدرتی عجیب میبخشد: پیشگویی و مکاشفه.
این موهبت، که از پدر به پسر اول منتقل میشود، توانایی نگریستن به آینده یا بازگشت به گذشته را فراهم میکند - توانی که برای برخی از آنان موهبتی است و برای برخی دیگر نفرین.
هر نسل، رویاهای شگفتانگیز، زندگی و مکاشفههای خود را در پارشمنی رنگباخته یادداشت میکند که به «کتاب پدران» شهرت مییابد و سیصد سال تاریخ مصیبتبار خانوادۀه را در دل خود حفظ و روایت میکند: در میان رودخانهها و تاکستانهای مجارستان، در سرزمینی تسخیرشده به دست گرگها، راهزنها، طاعون و قتلعام و زیر سلطۀ مستبدانی ستمگر. خاندان چیلاگ بارها مجبور میشوند نام، دین، زبان و فرهنگ خود را تغییر دهند اما دوباره به اصل خود بازمیگردند.
این سرگذشت جنون آمیز خاندانی است که گویی قرعۀ فال رنج و شکنج به نامشان زده شده است..
#کتاب_پدران
@qoqnoospub
سال 1705، وقتی پدربزرگ کورنل پیلاگ، تهدیست و بیچیز، از تبعیدگاه به زادگاهش مجارستان باز میگردد، کاملاً اتفاقی ساعت جیبی طلایی را، پیدا میکند.
پس از آن، بخت نامراد خانوادۀ چیلاگ ناگهان مسیری نو و شگفتانگیز در پیش میگیرد. ساعت به نسلهای بعدی پسران نخست خاندان، قدرتی عجیب میبخشد: پیشگویی و مکاشفه.
این موهبت، که از پدر به پسر اول منتقل میشود، توانایی نگریستن به آینده یا بازگشت به گذشته را فراهم میکند - توانی که برای برخی از آنان موهبتی است و برای برخی دیگر نفرین.
هر نسل، رویاهای شگفتانگیز، زندگی و مکاشفههای خود را در پارشمنی رنگباخته یادداشت میکند که به «کتاب پدران» شهرت مییابد و سیصد سال تاریخ مصیبتبار خانوادۀه را در دل خود حفظ و روایت میکند: در میان رودخانهها و تاکستانهای مجارستان، در سرزمینی تسخیرشده به دست گرگها، راهزنها، طاعون و قتلعام و زیر سلطۀ مستبدانی ستمگر. خاندان چیلاگ بارها مجبور میشوند نام، دین، زبان و فرهنگ خود را تغییر دهند اما دوباره به اصل خود بازمیگردند.
این سرگذشت جنون آمیز خاندانی است که گویی قرعۀ فال رنج و شکنج به نامشان زده شده است..
#کتاب_پدران
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
. تجدیدچاپ شد @qoqnoospub
کتاب «وقایعنگاری جنون: شرحی بر زندگی فریدریش هلدرلین در فاصلهٔ سالهای ۱۸۰۶ تا ۱۸۴۳» نوشتهٔ جورجو آگامبن را میتوان بازگشتی عمیق به مفهوم «عادت» (habit) در فلسفهٔ او دانست که از خلال روایت زندگی شاعر پرآوازهٔ آلمانی، فریدریش هلدرلین، به بازتعریف رابطهٔ میان زندگی، زبان و امر سیاسی میپردازد.
نقطهٔ عزیمت کتاب، بازاندیشی در مفهوم «جنون» است. آگامبن جنون هولدرلین را نه یک فروپاشی روانی، بلکه نوعی «جنون عامدانه» و روشی برای «سکونت» (inhabiting) در ورای هنجارهای عقلانیت مدرن میداند. این جنون، «عادتی» است که سوژه آن را نه کاملاً منفعلانه میپذیرد و نه فعالانه میسازد، بلکه بهتدریج در آن سکنی میگزیند. بدینسان، تجربهٔ زیستهای شکل میگیرد که از دوگانهٔ عقل و جنون فراتر میرود و زندگی را نه بهعنوان امری زیستشناختی، بلکه همچون «شکلی تکین از حیات» بازتعریف میکند.
دومین مضمون کلیدی کتاب، پیوند میان «زبان و شعر» است. آگامبن با واکاوی «اشعار برج» هولدرلین نشان میدهد که چگونه شاعر با گسستن از قواعد نحوی و معنایی، زبانی را پدید میآورد که بهجای بازنمایی جهان، خود به مکانی برای «درنگِ هستی» بدل میشود. چنین رویکردی، بهگفتهٔ منتقدان، کتاب را به تأملی در باب «ناکارآمدسازیِ ماشین زبان» بدل میسازد که با پروژهٔ کلیتر آگامبن برای «ازکاراندازیِ» (destituting) ساختارهای سلطه هماهنگ است.
سومین خصیصه، بُعد سیاسی کتاب است. آگامبن تنهایی هولدرلین در برج توبینگن را بهمثابهٔ یک «وضعیت استثناییِ» وارونه تفسیر میکند: عقبنشینیای که نه انفعال، بلکه راهی برای خنثیسازیِ قدرتِ حاکمیتی (sovereign power) است. این «زیستن در سکون»، نمونهای است از آنچه آگامبن «سیاست آینده» مینامد: سیاستی که بهجای تصاحب قدرت، شکلهای جدیدی از اجتماع را بر پایهٔ «عادت» و «کاربرد آزادِ خویشتن» بنا میکند.
در نهایت، نوآوری روششناختی کتاب است که سیمایی تحسینبرانگیز دارد: آگامبن از «وقایعنگاری» استفاده میکند و بهجای تحلیل علی-معلولی، رویدادهای زندگی هلدرلین را در کنار هم قرار میدهد تا «تصویر بزرگ» یا «حقیقتِ شمایلگون» یک زندگی را هویدا سازد. به این اعتبار، کتاب نهفقط یک تکنگاری صرف، بلکه قطعهای ضروری برای تکمیل پازل پروژهٔ هومو ساکر (Homo Sacer) و کاوشی فلسفی در باب معنای زیستن در جهانی بیسامان است.
#وقایع_نگاری_جنون
@qoqnoospub
نقطهٔ عزیمت کتاب، بازاندیشی در مفهوم «جنون» است. آگامبن جنون هولدرلین را نه یک فروپاشی روانی، بلکه نوعی «جنون عامدانه» و روشی برای «سکونت» (inhabiting) در ورای هنجارهای عقلانیت مدرن میداند. این جنون، «عادتی» است که سوژه آن را نه کاملاً منفعلانه میپذیرد و نه فعالانه میسازد، بلکه بهتدریج در آن سکنی میگزیند. بدینسان، تجربهٔ زیستهای شکل میگیرد که از دوگانهٔ عقل و جنون فراتر میرود و زندگی را نه بهعنوان امری زیستشناختی، بلکه همچون «شکلی تکین از حیات» بازتعریف میکند.
دومین مضمون کلیدی کتاب، پیوند میان «زبان و شعر» است. آگامبن با واکاوی «اشعار برج» هولدرلین نشان میدهد که چگونه شاعر با گسستن از قواعد نحوی و معنایی، زبانی را پدید میآورد که بهجای بازنمایی جهان، خود به مکانی برای «درنگِ هستی» بدل میشود. چنین رویکردی، بهگفتهٔ منتقدان، کتاب را به تأملی در باب «ناکارآمدسازیِ ماشین زبان» بدل میسازد که با پروژهٔ کلیتر آگامبن برای «ازکاراندازیِ» (destituting) ساختارهای سلطه هماهنگ است.
سومین خصیصه، بُعد سیاسی کتاب است. آگامبن تنهایی هولدرلین در برج توبینگن را بهمثابهٔ یک «وضعیت استثناییِ» وارونه تفسیر میکند: عقبنشینیای که نه انفعال، بلکه راهی برای خنثیسازیِ قدرتِ حاکمیتی (sovereign power) است. این «زیستن در سکون»، نمونهای است از آنچه آگامبن «سیاست آینده» مینامد: سیاستی که بهجای تصاحب قدرت، شکلهای جدیدی از اجتماع را بر پایهٔ «عادت» و «کاربرد آزادِ خویشتن» بنا میکند.
در نهایت، نوآوری روششناختی کتاب است که سیمایی تحسینبرانگیز دارد: آگامبن از «وقایعنگاری» استفاده میکند و بهجای تحلیل علی-معلولی، رویدادهای زندگی هلدرلین را در کنار هم قرار میدهد تا «تصویر بزرگ» یا «حقیقتِ شمایلگون» یک زندگی را هویدا سازد. به این اعتبار، کتاب نهفقط یک تکنگاری صرف، بلکه قطعهای ضروری برای تکمیل پازل پروژهٔ هومو ساکر (Homo Sacer) و کاوشی فلسفی در باب معنای زیستن در جهانی بیسامان است.
#وقایع_نگاری_جنون
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
از مجموعه "سفرهای شگفتانگیز" ژول ورن منتشر شد @qoqnoospub
ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف میکرد؟
مترجم «پاریس در قرن بیستم» پاسخ داد؛
مهدی بهنوش، مترجم کتاب «پاریس در قرن بیستم» گفت: اگر ژول ورن اکنون در عصر ما میزیست جهان صدسال دیگر را جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق توصیف میکرد؛ جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی او ندارد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بهتازگی انتشارات آفرینگان، کتاب «پاریس در قرن بیستم» اثر ژولورن را با ترجمه مهدی بهنوش عرضه کرده است. این کتاب یکی از شگفتانگیزترین آثار ژول ورن است؛ رمانی که بیش از صد سال اثری از آن نبود و انتشارش همه را با تصویر تکاندهندهاش از آینده شگفتزده کرد.
ژول ورن در این داستان پاریسی را ترسیم میکند که پیشرفت فناوری در آن به اوج رسیده و هنر و احساس کم کم به حاشیه رانده شدهاند. در این اثر میشل دو فرنوا، جوانی شاعر، میکوشد در دنیایی که برای شعر جایی ندارد هویت خود را حفظ کند و میتوان گفت «پاریس در قرن بیستم» مواجههای با چهره پیشگویانه و ژرفنگر ژول ورن است.
در ادامه گفتوگوی ما را با مهدی بهنوش، مترجم این کتاب میخوانید:
چرا هنوز آثار ژول ورن خواندنی است؟
قدرت تخیل و دیدگاه آیندهنگر ژول ورن و توانایی او در ترکیب علم و ماجراجویی همچنان برای خوانندگان جذابیت دارد. مطالعه آثار او بهخصوص برای نوجوانان میتواند مانند دری باشد بر روی دنیای علم و با برانگیختن حس کنجکاوی نوجوانان در مورد مسائلی مانند فضانوردی یا سرزمینهای دوردست میتواند آنها را به مطالعه در این شاخهها ترغیب کند. از سوی دیگر ژول ورن بهعنوان یک نویسنده صاحب سبک بخشی از میراث ادبی جهان است و طبیعتا همواره افرادی را به خود جذب میکند.
ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف میکرد؟
آیا ترجمه از متنی که متعلق به متن اولیه ژول ورن بوده برایتان چالش داشته است؟
گاهی بهمنظور ارائه ترجمهای دقیقتر، مترجم مجبور میشود به مطالعه در زمینهای از علم بپردازد تا بتواند ترجمه دقیقتری ارائه دهد. توصیفات دقیق و موشکافانه نویسنده، اغلب مترجم را با چالش معادلیابی مواجه میکند که درباره من نیز صدق کرد و دلیل وجود پاورقیها، توضیحات و پیوستها در آثار ژول ورن همین موضوع است.
درباره نام کتاب «پاریس در قرن بیستم» توضیحاتی دهید. این رمان توصیفی از آینده را دارد موضوع اصلی و دغدغه ژول ورن در این اثر چیست؟
ژول ورن نویسندهای است که همواره از پیشرفتهای علمی و مواردی که برای اکثر مردم زمان خودش ناشناخته بوده سخن به میان میآورد. در کتاب «پاریس در قرن بیستم» نگرانی او از مدرنیته و آینده صنعتی مشهود است. او جامعهای را به تصویر میکشد که از لحاظ تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده اما در حوزه فرهنگ فقیر شده است. شعر و موسیقی دیگر ارزشی ندارد و کسی نویسندگان و شعرای بزرگ را نمیشناسد. شاید نویسنده میخواسته به خواننده هشدار بدهد که به چنین دنیایی وارد نشود و همواره مراقب روابط خود باشد.
اگر ژول ورن اکنون بود به نظر شما جهان یک قرن بعد را چگونه توصیف میکرد؟
جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق. جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی او ندارد. آثاری که به پیشبینی آینده پرداختهاند همواره نوعی ترس و اضطراب را در خود دارند و نویسنده انسانهایی را تصویر میکند که انواع امکانات را در اختیار دارند اما بهنوعی برده تکنولوژی شدهاند.
ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف میکرد؟
در این کتاب چهره ژول ورن بدبین و درعینحال طناز است (طنز تلخ) این نتیجه چه تفکری در اوست و چنین نگاهی را آیا در سایر آثارش میبینید؟
انسان چون نمیتواند در مورد آینده اطمینان کامل داشته باشد و آن را صددرصد پیشبینی کند همیشه نگران است. زندگی در دنیایی صنعتی که مصلحتاندیشی و سودجویی بر همه چیز سیطره دارد جایی برای هنر و فرهنگ باقی نمیگذارد و این مسئله روح حساس نویسندهای مانند ژول ورن را تحت تاثیر قرار میدهد و او را وامیدارد تا با هنر خود یعنی نویسندگی به انسان هشدار دهد، همه چیز را فدای پیشرفت نکند. طبیعی است که وقتی صفتی را به نویسندهای نسبت میدهیم مجموعه آثار او را در نظر میگیریم و اگر میگوییم نویسندهای بدبین است این برآیند مجموعه آثار اوست. ژول ورن هم از این قاعده مستثنی نیست اما باید اضافه کرد که در سایر آثارش چون تمرکز بر ماجراجویی است این موضوع کمرنگتر دیده میشود.....
ادامه در لینک زیر
http://ibna.ir/x6GRL
#پاریس_در_قرن_بیستم
@qoqnoospub
مترجم «پاریس در قرن بیستم» پاسخ داد؛
مهدی بهنوش، مترجم کتاب «پاریس در قرن بیستم» گفت: اگر ژول ورن اکنون در عصر ما میزیست جهان صدسال دیگر را جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق توصیف میکرد؛ جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی او ندارد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بهتازگی انتشارات آفرینگان، کتاب «پاریس در قرن بیستم» اثر ژولورن را با ترجمه مهدی بهنوش عرضه کرده است. این کتاب یکی از شگفتانگیزترین آثار ژول ورن است؛ رمانی که بیش از صد سال اثری از آن نبود و انتشارش همه را با تصویر تکاندهندهاش از آینده شگفتزده کرد.
ژول ورن در این داستان پاریسی را ترسیم میکند که پیشرفت فناوری در آن به اوج رسیده و هنر و احساس کم کم به حاشیه رانده شدهاند. در این اثر میشل دو فرنوا، جوانی شاعر، میکوشد در دنیایی که برای شعر جایی ندارد هویت خود را حفظ کند و میتوان گفت «پاریس در قرن بیستم» مواجههای با چهره پیشگویانه و ژرفنگر ژول ورن است.
در ادامه گفتوگوی ما را با مهدی بهنوش، مترجم این کتاب میخوانید:
چرا هنوز آثار ژول ورن خواندنی است؟
قدرت تخیل و دیدگاه آیندهنگر ژول ورن و توانایی او در ترکیب علم و ماجراجویی همچنان برای خوانندگان جذابیت دارد. مطالعه آثار او بهخصوص برای نوجوانان میتواند مانند دری باشد بر روی دنیای علم و با برانگیختن حس کنجکاوی نوجوانان در مورد مسائلی مانند فضانوردی یا سرزمینهای دوردست میتواند آنها را به مطالعه در این شاخهها ترغیب کند. از سوی دیگر ژول ورن بهعنوان یک نویسنده صاحب سبک بخشی از میراث ادبی جهان است و طبیعتا همواره افرادی را به خود جذب میکند.
ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف میکرد؟
آیا ترجمه از متنی که متعلق به متن اولیه ژول ورن بوده برایتان چالش داشته است؟
گاهی بهمنظور ارائه ترجمهای دقیقتر، مترجم مجبور میشود به مطالعه در زمینهای از علم بپردازد تا بتواند ترجمه دقیقتری ارائه دهد. توصیفات دقیق و موشکافانه نویسنده، اغلب مترجم را با چالش معادلیابی مواجه میکند که درباره من نیز صدق کرد و دلیل وجود پاورقیها، توضیحات و پیوستها در آثار ژول ورن همین موضوع است.
درباره نام کتاب «پاریس در قرن بیستم» توضیحاتی دهید. این رمان توصیفی از آینده را دارد موضوع اصلی و دغدغه ژول ورن در این اثر چیست؟
ژول ورن نویسندهای است که همواره از پیشرفتهای علمی و مواردی که برای اکثر مردم زمان خودش ناشناخته بوده سخن به میان میآورد. در کتاب «پاریس در قرن بیستم» نگرانی او از مدرنیته و آینده صنعتی مشهود است. او جامعهای را به تصویر میکشد که از لحاظ تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده اما در حوزه فرهنگ فقیر شده است. شعر و موسیقی دیگر ارزشی ندارد و کسی نویسندگان و شعرای بزرگ را نمیشناسد. شاید نویسنده میخواسته به خواننده هشدار بدهد که به چنین دنیایی وارد نشود و همواره مراقب روابط خود باشد.
اگر ژول ورن اکنون بود به نظر شما جهان یک قرن بعد را چگونه توصیف میکرد؟
جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق. جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی او ندارد. آثاری که به پیشبینی آینده پرداختهاند همواره نوعی ترس و اضطراب را در خود دارند و نویسنده انسانهایی را تصویر میکند که انواع امکانات را در اختیار دارند اما بهنوعی برده تکنولوژی شدهاند.
ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف میکرد؟
در این کتاب چهره ژول ورن بدبین و درعینحال طناز است (طنز تلخ) این نتیجه چه تفکری در اوست و چنین نگاهی را آیا در سایر آثارش میبینید؟
انسان چون نمیتواند در مورد آینده اطمینان کامل داشته باشد و آن را صددرصد پیشبینی کند همیشه نگران است. زندگی در دنیایی صنعتی که مصلحتاندیشی و سودجویی بر همه چیز سیطره دارد جایی برای هنر و فرهنگ باقی نمیگذارد و این مسئله روح حساس نویسندهای مانند ژول ورن را تحت تاثیر قرار میدهد و او را وامیدارد تا با هنر خود یعنی نویسندگی به انسان هشدار دهد، همه چیز را فدای پیشرفت نکند. طبیعی است که وقتی صفتی را به نویسندهای نسبت میدهیم مجموعه آثار او را در نظر میگیریم و اگر میگوییم نویسندهای بدبین است این برآیند مجموعه آثار اوست. ژول ورن هم از این قاعده مستثنی نیست اما باید اضافه کرد که در سایر آثارش چون تمرکز بر ماجراجویی است این موضوع کمرنگتر دیده میشود.....
ادامه در لینک زیر
http://ibna.ir/x6GRL
#پاریس_در_قرن_بیستم
@qoqnoospub
ایبنا
ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف میکرد؟
مهدی بهنوش، مترجم کتاب «پاریس در قرن بیستم» گفت: اگر ژول ورن اکنون در عصر ما میزیست جهان صدسال دیگر را جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق توصیف میکرد؛ جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی…