اگر بخواهیم تمام شخصیتهای بزرگ آلمانی را که گرفتار بیماری شدهاند، بر اثر خودکشی جان سپردهاند، یا به واسطهٔ مشاغلی نفرتانگیز از پای درآمدهاند برشمریم، در واقع فهرست وحشتناکی خواهد شد! هلدرلین در هیپریونِ خود این را به بهترین شکل بیان کرده: «جایی که مردمانش به زیبایی عشق میورزند، جایی که نبوغ هنرمندانشان را ارج مینهند، آنجا روحی جهانی همچون نَفَس زندگی وزیدن میگیرد، ذهن خاضع پدیدار میگردد، خودپسندی از میان میرود؛ در آنجا تمامی قلبها پرهیزکارند و بزرگ، و الهام قهرمانانی میزاید. چنین کسانی موطن تمامی مردماناند و در آنجا آن انسان غریب نیز میلِ سکنی گزیدن دارد. اما آنجا که به طبیعت الهی و هنرمندانش بیحرمتی میشود، آه! آنجا والاترین شادی زندگی از میان رفته و هر ستارهٔ دیگر را حالْ بهتر از زمین است. در آنجا تمامی مردمان، اگرچه زیبا به دنیا میآیند، هرچه میگذرد درندهخوتر و سترونتر میگردند؛ روحیهٔ نوکرمآبانه رشد میکند، و همراه با آن جسارتی وهنآمیز. افراطکاری همراه با مصائب خود، و نیز گرسنگی و ترس از قحطی ازدیاد مییابد؛ برکت هر سال بدل به نفرینی میشود و همهٔ خدایان از اینجا میگریزند.»
#وقایع_نگاری_جنون
#جورجو_آگامبن
#فرهاد_محرابی
#بهزودی
@qoqnoospub
#وقایع_نگاری_جنون
#جورجو_آگامبن
#فرهاد_محرابی
#بهزودی
@qoqnoospub
هلدرلین زمانی گفت که همهچيز ضرباهنگ است، تمامی سرنوشت انسان ضرباهنگ آسمانی است، همانگونه که هر اثر هنری ضرباهنگی منحصربهفرد است، و تمامی چیزها از لبان شعرگون پروردگار بیرون میآید...
و هنگامی که روح انسان در حالت تسلیم قرار گیرد، آنگاه مقدرات بهتمامی دیگرگون میشوند، و نبوغ خود در آنها متجلی میسازد، و شعر بدل به مبارزهای میشود در راه حقیقت...
سخنان هلدرلین همانند نداهایی است که او در حالت جنون و در مقام کشیشی که از جانب پروردگار به خدمت مشغول است بر زبان میراند. بهیقین از دید او، همهٔ شیوههای دنیوی زندگانی بایستی همچون جنونی ادراکناپذیر در نظر آورده شوند.
جورجو آگامبن، وقایعنگاری جنون، شرحی بر زندگی فریدریش هلدرلین در فاصلهٔ سالهای 1806-1843، ترجمهٔ فرهاد محرابی.
#وقایع_نگاری_جنون
@qoqnoospub
و هنگامی که روح انسان در حالت تسلیم قرار گیرد، آنگاه مقدرات بهتمامی دیگرگون میشوند، و نبوغ خود در آنها متجلی میسازد، و شعر بدل به مبارزهای میشود در راه حقیقت...
سخنان هلدرلین همانند نداهایی است که او در حالت جنون و در مقام کشیشی که از جانب پروردگار به خدمت مشغول است بر زبان میراند. بهیقین از دید او، همهٔ شیوههای دنیوی زندگانی بایستی همچون جنونی ادراکناپذیر در نظر آورده شوند.
جورجو آگامبن، وقایعنگاری جنون، شرحی بر زندگی فریدریش هلدرلین در فاصلهٔ سالهای 1806-1843، ترجمهٔ فرهاد محرابی.
#وقایع_نگاری_جنون
@qoqnoospub