انتشارات ققنوس
5.6K subscribers
1.73K photos
634 videos
109 files
1.18K links
کانال رسمی گروه انتشاراتی ققنوس
آدرس اینستاگرام:
http://instagram.com/qoqnoospub
آدرس فروشگاه:
انقلاب-خیابان اردیبهشت-بازارچه کتاب
آدرس سایت:
www.qoqnoos.ir
ارتباط با ما:
@qoqnoospublication
Download Telegram
آن شب دلم میخواست شادی ام را با او نصف کنم. مثل یک سیب از وسط نصف کنم تا هر کدامش را که خواست بردارد. و او شاید این چیز‌ها را میدانست و به من بروز نمیداد. حتی به روی خودش هم نمی‌آورد. فقط گاه نگاهش روی گوش یا موهام میماند و تا سر برمیگرداندم مثل گنجشک پریده بود.

#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
#انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
هنر خلاص شدن از دست آدم‌های عوضی

آرش محسنی

«چگونه از دست آدم‌های عوضی خلاص شویم؟»
نویسنده: رابرت آی. ساتن
مترجم: یاسر پوراسماعیل
#نشرققنوس ؛ چاپ اول ۱۳۹۷
۲۴۸ صفحه، ۲۵۰۰۰ تومان
#روانشناسی

آدم‌های عوضی کجا هستند؟ منظورم همان بی‌شعورها است که خاویر کرمنت با کتاب «بی‌شعوری» آن‌ها را معرفی کرد. کجا می‌توان از گزند آدم عوضی‌ها در امان ماند؟ برای آن‌که در معرض عوضی‌بودن‌شان نباشیم، کجا برویم؟ یا بهتر است بگویم کجا نرویم؟ به اداره نرویم؟ به فروشگاه چطور؟ فرودگاه، آموزشگاه، مدرسه، خیابان؟ در خانه بنشینیم تا چشم‌مان به آدم عوضی‌ها نیفتد؟ اگر در خانه یکی از همان آدم عوضی‌ها جا خوش کرده باشد چطور؟ اصلا آدم‌ها چطور عوضی می‌شوند؟ مگر همه معمولی به دنیا نمی‌آییم؟ پس آدم‌ عوضی‌ها درست از چه سنی تصمیم می‌گیرند که عوضی باشند/ بشوند؟

هم‌نشین‌بودن با آدم‌های عوضی، چه در اداره و چه در هرکجای دیگر عملکرد ما را پایین می‌آورد و نمی‌گذارد با خیال راحت به کارها و برنامه‌های‌مان برسیم.


@qoqnoospub
ادامه....

https://www.alef.ir/news/3980321172.html
تنها چيزى كه آرامم مى كند حال و هواى خيابان هاى اين منطقه است. من آدم دنياى قديمم. خانه هاى آجرى و پنجره هاى مشبك رنگى. كوچه هاي باريك و عمارت هاى بزرگ حياط دار. گرامافون و نامه دستنويس و اشكنه و لواشك خانگى و طناب بازى در كوچه هاي باريك. من بايد در همين خيابانها زندگى كنم، در خانه هاي قديمي منطقه دوازده؛ در يكى از همان خانه هايى كه مامان بعد فرارشان از آبادان ساكنش شد.مرا چه به مجتمع تازه ساز غرب تهران؟ مرا چه به آپارتمان نقلى؟ مرا چه به خانه بى حوض؟ مرا چه به غذاى آماده؟ مرا چه به موبايل و اينترنت و ايميل و ماهواره؟
.
از کتاب «انگار خودم نیستم»/یاسمن خلیلی‌فرد/ نشرققنوس/ چاپ پنجم
@qoqnoospub
از خودم برایت بگویم؟
از خانه، از خیابان،
شهر، صدای پایِ ما، شب؟
از کجا برایت بگویم
عشق من!
جایی که تو نیستی، گفتن دارد؟

#عباس_معروفی
@qoqnoospub
敒慺䈠桡慲ₖ楄慶敮
[ blogmusic.ir ]
این عشق شد؛ زنــدانِ مــن!
این درد شد؛ درمـــانِ مــن!
رؤیای تو؛ پایـــان ندارد…
قلبم، بلند پــــرواز شد…
از چشمِ تو؛ آغـــــاز شد
ترسی از این طوفان، نـــدارد
از دریا نترسانم؛ که من در قلبِ تو، جان می دهم…
دریا بشی… زیبای من؛ غرقِ نگاهت می شوم… هـــی
@qoqnoospub
رمان «بی‌تابوت» نوشته لاله زارع امروز شنبه باحضور مرضیه گلابگیر در خانه خورشید اصفهان نقد و بررسی می‌شود.


به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، «بی‌تابوت» دومین اثر لاله زارع در ژانر پلیسی است. رمان نخست او با نام «جمجمه جوان» هم به معمای قتلی 10 ساله می‌پرداخت.

این رمان، داستانی پلیسی است با دو کاراگاه دایره دهم اداره آگاهی تهران. ماجرا از ایستگاه راه‌آهن آغاز می‌شود جایی که یک چمدان مشکوک در سرویس بهداشتی پیدا می‌شود. هویت مقتول نامعلوم است و کشف آن ناممکن. تنها سرنخ سروان روزبه افشار و همکارش همین بسته مشکوک است که آنها را به سفری زیرپوستی در شهر تهران و حومه آن می‌برد.

این رمان پیوندی برقرار می‌کند بین معمای قتلی مرموز و نوع نگاه جامعه ایرانی به آدم‌های حاشیه‌ای شهر؛ پیوندی نامرئی اما محکم که گاه بنیان اخلاقی جامعه را زیر سؤال می‌برد.

رمان «بی‌تابوت» در کنار جنایی و معمایی بودن دارای جنبه‌های تریلر و دلهره‌آور نیز هست که نویسنده به‌خوبی از پس آن بر آمده است و شاید بتوان امیدوار بود در جلدهای بعدی تحرک بیشتری از «افشار» و همکار درشت‌جثه‌اش «بهمنی» (از شخصیت‌های داستان) در رمان‌های زارع ببینیم و هیجان بیشتری تجربه کنیم.

@qoqnoospub
یادآور می‌شود، این جلسه نقد ادبی امروز شنبه 25 خردادماه از ساعت 18 در خانه خوزشید اصفهان واقع در خیابان آپادانا اول نقد می‌شود.

http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/276816/دومین-رمان-پلیسی-لاله-زارع-بوته-نقد
و چشم‌هایش کهربایی بود.amr
758.1 KB
📙و چشم‌هایش کهربایی بود
✍️نویسنده: مهری بهرامی
🗣با صدای مهری بهرامی

🎧#پادکست

@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
و چشم‌هایش کهربایی بود.amr
🌼🌼🌼🌼🌼🌼


ستایش زنانگی، زندگی و باروری

در نشست نقد و بررسی کتاب مطرح شد؛
«و چشم‌هایش کهربایی بود» در ستایش زنانگی، زندگی و باروری است


مسعود میرقادری منتقد ابی در نشست نقد و بررسی کتاب «و چشم‌هایش کهربایی بود»، این رمان را اثری در ستایش زنانگی و زندگی و باروری دانست و گفت: درواقع هنرمند به جستجوی زبانی تازه برای تبیین درونمایه و روایت و تجربه‌های انسانی که زنده و پرمعنا هستند، برآمده است.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، «و چشم‌هایش کهربایی بود» دومین رمان مهری بهرامی که به تازگی از سوی نشر ققنوس منتشر شده است، پنجشنبه 23 خرداد در نشستی در کتابخانه مرکزی اصفهان مورد نقد و بررسی قرار گرفت. مجموعه داستان «چه کسی گفت عاشقی از یادت می‌رود!؟» و رمان «بیرون از گذشته، میان ایوان» از دیگر آثار مهری بهرامی است.

در ابتدای این نشست، شعری از ریحانه واعظ شهرستانی خوانده شد که بخشی از از آن در ابتدای کتاب مهری بهرامی آورده شده است. سپس بهرامی نویسنده کتاب «و چشم‌هایش کهربایی بود» قسمتی از فصل دوازدهم آن را خواند و ابتدا در سخنانی از تجدید چاپ این کتاب ابراز خرسندی کرد.

وی گفت: عنوان کتاب ابتدا «زخم کاج» بود اما از انتشارات به من گفتند دو کتاب دیگر داریم که عنوان کاج در آنها بوده است و آنطور که باید، دیده نشد و باید نام کتاب تغییر کند. «و چشمهایش کهربایی بود» عنوانی است که ناشر انتخاب کرده و تنها «و» ابتدای آن از من بوده است.



مسعود میرقادری هم که نقدی بر این کتاب برای مجله تجربه نوشته، در این نشست گفت: این کتاب رمانی در ستایش زنانگی و زندگی و باروری است و درواقع هنرمند به جستجوی زبانی تازه برای تبیین درونمایه و روایت و تجربه‌های انسانی که زنده و پرمعنا هستند، برآمده است.

این منتقد ادبی افزود: این رمان علاوه بر دانای کل که خود نیز در حکم نویسنده پا به داستان می‌گذارد، از دربچه اشیا و پدیده‌ها از آرایه تشخیص استفاده کرده است. آنچه این نوع روایتگری را متفاوت می‌کند، نقطه دید این پدیده‌ها و روایتهاست. اشیا، از احساسات انسانی نیز بهره‌مند شده و به دوربین‌هایی شبیه شده‌اند که دنیا را روایت می‌کنند و هر راوی به تکه‌ای از پارل می‌ماند.
@qoqnoospub

وی یادآور شد: نویسنده شخصیت‌های رمان را در برش‌هایی خاص از زندگی و تجربیات آنها به تصویر می‌کشد و این برش‌ها هم مثل یک پازل جهان متن را کامل می‌کنند. حتی یک موزائیک در این داستان راوی می‌شود؛ زاویه‌ای که به صورت معمول دیده نمی‌شود. اگر هنرمند، هستی را از زاویه جدیدی روایت نکند، پس ضرورت هنر چیست؟

میرقادری با اشاره به اینکه چه در این رمان چه در رمان قبلی خانم بهرامی «بیرون از گذشته میان ایوان» فرزند جدا افتاده به نحوی خودش را به مادر می‌رساند و حیات ادامه پیدا می‌کند، گفت: درواقع نویسنده راهی به سوی خلق جهانی نو آفریده است. در این رمان عناصر بینامتی باعث ایجاد شبکه‌های به هم پیوسته و موازی شده و مرگ و زندگی در هم تنیده‌اند.

ادامه👇🏽👇🏽

http://www.ibna.ir/fa/doc/report/276847/چشم-هایش-کهربایی-ستایش-زنانگی-زندگی-باروری
خبرهای خوبی در راه است...🤩
.
⁉️ همراهان و دوستان خوب ققنوس دوست دارید در باشگاه مشتریان ققنوس چه اتفاق‌هایی بیفتد و چه امکانات و امتیازهایی و برای شما در نظر گرفته شود؟
.
برای ما کامنت بذارید😍
.
از طریق لینک زیر به راحتی ققنوسی شوید و در باشگاه مشتریان ققنوس ثبت‌نام کنید🙏🙏 http://bit.ly/2Whon1j
شما اسم این را می گذارید زندگی؟که هر کدام از ما جنازه ی یک نفر را بر دوش داریم,سوار بر قطاری به جای نامعلومی می رویم که نه مبدا آن را می دانیم و نه مقصدش را؟دلمان به این خوش است که زنده ایم.چقدر به پریانی که در برابر چشمانمان آزادانه می رقصند بی توجهیم و خیال می کنیم آن ها را ندیده ایم,چقدر از کنار چیزهای مهم می گذریم و آن ها را به حساب نمی آوریم,چقدر به پولک های طلایی آفتاب نگاه می کنیم و فکر می کنیم هر گز از آفتاب پولک طلایی نریخته است,و چقدر به هستی بی اعتناییم . ماقدرت تشخیص نداریم ,بلد نیستیم انتخاب کنیم.نه.ماانتخاب نمی کنیم,انتخاب می شویم.

#پیکر_فرهاد
#عباس_معروفی
#ققنوس
@qoqnosspub
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای رسیدن به فردا باید در امروز زیست و برنامه‌ریزی کرد.💯
.
سخنرانی #جف_اولسون نویسنده کتاب #برتری_خفیف

کتاب برتری خفیف به شما می‌آموزد چطور با اقداماتی کوچک در تمام جنبه‌های زندگی از جمله شغلی، روابط، خانوادگی، مالی و سلامتی به موفقیت‌های بزرگ برسید.
جف اولسون در این کتاب یک راهنمای مشخص برای رسیدن به تغییرات دلخواه را به خواننده‌ی خود ارائه می‌دهد. ممکن است نکاتی در سراسر کتاب بارها و بارها تکرار شوند، اما این تکرار بیهوده نیست. انگار که خواننده به چنین تکراری نیاز دارد تا ذهنش آمادگی این تغییرات اندک را پیدا کند. ازطریق تکرار کارهای روزانه به‌طور منظم است که می‌توانید از جایی که هستید، به جایگاه مورد علاقه‌ی خود برسید.
.
#کتاب
#کتاب_خوب
#کتاب_خواندنی
#انتشارات_ققنوس
#گروه_انتشاراتی_ققنوس
#نشر_ققنوس
#انگیزه
#انگیزشی
#سخنرانی_انگیزشی
#کتاب_پر_فروش
#موفقیت
#میلاد_حیدری
موومان (به فرانسوی: mouvement) به معنای بخش کاملی از یک اثر بزرگ‌ترِموسیقی است که خود آغاز و انجامی دارد. آثاری مانند سمفونی و کنسرتو وسونات هریک از چند موومان تشکیل می‌شوند.

پ ن : پرسیده بودید موومان به چه معناست
#سمفونی_مردگان
#ققنوس
#عباس_معروفي
@qoqnoospub
Mohsen Chavoshi - Shabi Ke Mah Kamel Shod [320].mp3
12 MB
علاج دلتنگی زیارت است و غم است و نا امید شدن
جهان مگر با غم به نا امید شدن امیدوار شود
به دست مرگ مگر تو را هوس نکنم
که زنده‌ايست علیل گناه کاری که به توبه میخواهد درستکار شود
زبان چَموش من است بگو پیاده شود کسی که می‌ترسد
گوش قطار من است به هر که سیلی نیست بگو سوار شود
بباف دارم را و روزگارم را سیاه کن
آنگاه مرا بِکش بالا چونان که خِرخِره ام جریحه‌دار شود
#محسن_چاوشي
@qoqnoospub
«شيخ ايمان‌آورده نيست، ايمان آورنده است؛
شيخ شرح‌كننده نيست، نشان‌دهنده است؛
شيخ آموزنده نيست، پرده را كنار زننده است.
تو پرده‌اي را كه پيش چشمم بود كنار زدي،
تو مني را كه در من است نشانم دادي.
شيخ تويي،
پير تويي،
دوست حقيقي تويي،
حقيقت تويي...»
مولانا به شمس گفت

#باب_اسرار
#احمد_اميد
#ارسلان_فصيحي
#انتشارات_ققنوس
هرکس یک‌تنه یک فرهنگستان است!

گفت‌وگو با سایه اقتصادی‌نیا در مورد کتاب له و علیه ویرایش

از این هفته بخشی را در مرورگر به گفت‌وگوهای کوتاه با نویسندگان و مترجمان درباره‌ی کتاب‌های تازه‌چاپ اختصاص داده‌ایم. نخستین گفت‌وگو از مجموعه‌ گفت‌وگوهای «سه پرسشِ مرورگر» را با سایه اقتصادی‌نیا بخوانید.



✔️ کتاب تازه‌ات، له و علیه ویرایش، ترکیبی‌ست از مباحث جامعه‌شناختی و روشنفکری در باب نقش ویراستار به مثابه روشنفکر و کوته‌نوشت‌هایی نکته‌محور درباره‌ی مسایل ویرایشی و... . کتاب در واقع چیزی‌ست بین اندر آداب نوشتار و نکته‌های ویرایش. چطور به این ساختار رسیدی و چرا این مباحث را در کتاب‌هایی مستقل منتشر نکردی؟

به کتاب‌های مستقل فکر نکردم چون مطالعه‌ی همه‌ی این موضوعات در پرتو یکدیگر است که مرا به آن جمع‌بندی مطلوبم از ویرایش می‌رساند. همه‌ی آنچه در فصول مختلف این کتاب آمده زیر چتر مبحث «ویرایش» جمع می‌شوند و معنی‌ می‌گیرند. ویراستار باید حواسش به همه‌ی این زوایا باشد: همزمان که دارد به غلط و درست فکر می‌کند، به جایگاه اجتماعی‌اش هم بیندیشد؛ همچنان که دارد واژه‌گزینی می‌کند، گوشش به زبان سیاستمداران، زبان روزمرۀ مردم کوچه و بازار، زبان جوانان و... هم باشد. همچنان که دارد متن پرغلط نویسنده‌ی نامدار یا مترجمی نوقلم را به زحمت و مرارت بسیار صاف و صحیح می‌کند، از خودش بپرسد من خادمم یا خائن؟ همۀ این مباحث باید در یک کتاب می‌آمد تا من بتوانم توجه مخاطبان را به سایه‌ها و سویه‌های مختلف حرفه‌ی ویرایش عطف کنم؛ بنابراین، همچنانکه خودت گفته‌ای، هم توجه جامعه‌شناختی در این کتاب است، هم توجه تاریخی و هم وجوه دیگر.

✔️در جستار اصلی کتاب یعنی «ویرایش و روشنفکری» در آغاز بحث را طوری شروع می‌کنی که گویی با روشنفکر شمردن ویراستاران زاویه‌ای جدی داری اما در ادامه مثال‌هایی از روشنفکر-ویراستاران می‌زنی که حقانیت موضع اولیه‌ی خودت را زیر سوال می‌برد. این به نظر خودت تناقض‌آمیز است یا مسیر طبیعی بحث‌ات تو را به این مثال‌ها رسانده؟

من تناقضی نمی‌بینم. به نظر من ویراستاران لزوماً روشنفکر نیستند، اما چرا اغلب خیال می‌کنیم هستند؟ به دلیل وجود آن تصویر تاریخی از ویراستار. چون ما آن تصویر اولیه‌ی آخوندُفی و ملکم‌خانی و سپس فرانکلینی را از ویراستاران در ذهن داریم، خیال می‌کنیم این حرفه با روشنفکری نسبت دارد؛ حال آن‌که، از نظر من، در حال حاضر، هیچ نسبتی ندارد. من سعی کرده‌ام در آن سیر تاریخی نشان دهم که اولین ویراستاران ما پس از مشروطه، یعنی همان کسانی که توجهات زبانی داشته‌اند و زبان فارسی را در نسبت با زبان‌های خارجی می‌سنجیده‌اند و با همین زبان کارهای سخته و پخته تولید می‌کرده‌اند، روشنفکر بوده‌اند و این الگوواره را برای ما ساخته‌اند که ویراستاران از قماش روشنفکرانند. در آن سیر تاریخی خواسته‌ام نشان بدهم چطور آن تصویر روشنفکر-ویراستار ساخته شد و تا روزگار ما هم افتان و خیزان آمد، اما حالا دیگر مصداق ندارد. بنابراین، چنانکه خودت می‌گویی، مسیر طبیعی بحث در آن سیر تاریخی مرا به این‌جا می‌رساند.

✔️ در پایان جستار اصلی کتاب با اشاره به بابک احمدی مقوله‌ی رسم‌الخط یا باصطلاح خط و ربط روشنفکر را در رده لباس پوشیدن و سیگار کشیدن و در کل باصطلاح ژست‌های روشنفکری به شمار می‌آوری. آیا واقعا چنین نگاهی به روشنفکرانی که به سراغ رسم‌الخط‌های متفاوت می‌روند داری؟

عمومیت نمی‌دهم، چون تعمیم قطعاً خطاساز است؛ ولی اغلب همین‌طور است و من هم در مورد اغلب کسانی که به سراغ رسم‌الخط‌های متفاوت می‌روند همین‌طور فکر می‌کنم. در متفاوت‌ نوشتن دردِ «دیده شدن» است: مرا ببین که فرق دارم چنانکه کلاهی که بر سرم می‌گذارم و شنلی که بر دوشم می‌اندازم و توتونی که می‌کشم و کافه‌ای که می‌نشینم و سبیلی که می‌گذارم فرق دارد. این عبارت استادم آقای سمیعی را باید به ورق زر نوشت: «کسب تشخص به بهای ارزان». جنگولک‌بازی در رسم‌الخط و نوشتار چه کار سختی است؟ هیچ. آسان‌ترین و ارزان‌ترین راهی است که توجه جلب کنی. برعکس، تلاش برای وحدت‌بخشی و اجماع است که سخت است. هنر این است که در شیوه‌های نوشتاری به اجماع برسیم، نه این‌که ساز خودمان را بزنیم و از این راه گره‌هایی به وجود آوریم که دیگر نه به دست، که به دندان باید باز شود. این‌جور دخالت‌ها تبعاتی دارد، پیامدهایی دارد، کارهای آیندگان را سخت می‌کند، ارتباط با سوابق ادبی را مخدوش می‌کند، فاصله‌ی نسل‌ها را بیشتر می‌کند، چهره‌ی خط فارسی را تغییر می‌دهد، خیلی تبعات دارد. حالا همه خیال می‌کنند هرجور بنویسند خوش است! ماشاالله هرکس برای خودش یک‌تنه یک فرهنگستان است!
@qoqnoospub
#سه_پرسش_مرورگر

https://ibb.co/Pr4GN2D
تابستان که می شود
دلم شور می زند
نکند طعم گیلاس های بازار
مرا از یاد تو ببرد...

#عباس_معروفی
@Qoqnoospub
Asheghetam ~ UpMusic
Saman Jalili ~ UpMusic
این که هنوز عاشقم و
این که هنوز به یادتم
این که هنوز یه جا دارم
حتی توی خیالتم
این که دارم غرورمو بدون تو میبازم
من که هنوز با همه چی به خاطرت میسازم
هنوزم بهت وفادارم هنوز فکر توئه کارم
بگو جونم که میدونی که پیشت اعتبار دارم
هنوز از رو نرفتم که ازت دست برنمیدارم واسه دوست داشتنت این بار دیگه شرطی نمیذارم
این که هنوز فکرتم و عکست رو دیوار منه این که هنوز آروم میشم حرفتو هر کی بزنه
این که هنوز تو سینمی به جای قلبم میزنی غرقت شدم نمیدونم که من توام یا تو منی
@qoqnoospub