انتشارات ققنوس
📢رمان کوبایی، نویسنده ایتالیایی و عشق بزرگ فیدل کاسترو @matikandastan کتاب تنک بود و کمحجم با اسمی بزرگانه و به قول معروف دهان پرکن: «با عشقی بزرگ». این کتاب ناتمام است... @qoqnoospub
📢رمان کوبایی، نویسنده ایتالیایی و عشق بزرگ فیدل کاسترو
@matikandastan
شهلا زرلکی: کتاب تنک بود و کمحجم با اسمی بزرگانه و به قول معروف دهان پرکن: «با عشقی بزرگ». این کتاب ناتمام است. قرار بوده رمانی زندگینامهای شود و نشده. ناتمام مانده است. نویسنده نوشتن آن را دیر شروع میکند. طرحش را در سال ۱٩٣٩ با عنوان رمان کوبایی می نویسد اما شروعش را می گذارد برای دهه ٧۰. و دیر می شود. نویسنده تعلل می کند در نوشتن و مرگ تعلل و تنبلی نمی شناسد. آلبا می میرد. و امروز این رمان با ترجمه خوب بهمن فرزانه، ناتمام به دست ما میرسد.
صفحه اول کتاب را که می خوانم در همان سطرهای اول غافلگیر میشوم: «پدرم در سال ۱٩۰٨ با سمت وزیرمختار از جانب کوبا به رم آمده بود. در آخر همان سال با مادرم آشنا شده و ازدواج کرده بود. در سال ۱٩۱۱ هم من متولد شدم.» یعنی آلبا رگهای کوبایی دارد. هرچه فکر می کنم یادم نمیآید ۱۰ سال پیش که نقد روانشناختی آثار این نویسنده را نوشتم اطلاعی از کوباییبودن او هم داشتهام یا نه. دسسپدس همیشه در ایران به نویسنده ایتالیایی شهرت داشته. انگار خون ایتالیایی مادر بر خون کوبایی پدر برتری داشته. مطمئنم حتما اشارهای به کوباییبودن این نویسنده در جایی دیده یا شنیدهام اما چرا در حافظه من و خیلی از خوانندگان، او همچنان یک ایتالیایی خالص است، سؤال قابلتاملی است. اولین جواب من به خودم این است که این نویسنده در همه کارهایش یک ایتالیایی تمامعیار است. فضای ایتالیایی آثار او که یادآور سینمای نئورئالیستی ایتالیا در دهه ۵۰ میلادی است، میتواند توجیه قانع کننده ای باشد. از طرفی ایتالیا برای خواننده ایرانی بیشتر از کوبا و جنگهای نیشکرش جذابیت دارد. ایرانی ها با فضا و حال و هوای ایتالیایی بیشتر سازگارند تا با فرهنگ آمریکای لاتینی کوبا. اما این کتاب ناتمام هیچ نشانی از آن همه ایتالیاییبودن ندارد. آلبای جوان سال ۱٩٣٩ حق داشته که خواسته اسم آن را بگذارد «رمان کوبایی». دو صفحه که جلو می روم باز یک شگفتی دیگر. این نویسنده نوه کارلوس مانوئل دسسپدس ملقب به پدر وطن اولین رئیس جمهور کوباست!
این رمان ناتمام، شرح کودکی های او، ازدواجش، مرگ پدرش و جنون مادرش است. و همه این ها را در فضایی کوبایی شرح می دهد؛ فضایی کاملا غیرایتالیایی. در این اثر نویسنده بهشدت از ایتالیا دور شده. او از به قدرت رسیدن باتیستای مستبد می نویسد و در تنگنا قرارگرفتن خانواده اش در چنین اوضاعی. عشق مثال زدنی پدر و مادرش به هم و جنون مادر پس از مرگ پدر تصویر پررنگ این رمان است. تصویری که در رمان های دیگر نویسنده ما وضعیت برعکس آن را می بینیم. زن و شوهرهای دور از هم، خیانت های خانگی و تنهایی زنان خانه نشین. جالب است که در جایی از این رمان نویسنده درباره تازگی و قرابت موضوعی که دارد درباره آن می نویسد و می گوید: «در ایتالیا وقتی می گویم دارم کتابی درباره کوبا می نویسم لبخندی به من تحویل می دهند و می گویند چرا مثل سایر کتاب هایتان درباره عشق نمی نویسید؟ من هم در جواب می گویم دارم درباره عشق می نویسم؛ عشقی بزرگ.»
او درباره عشقهای بزرگی می نویسد که منجر به جنون می شوند. عشق هایی که منجر به پیروزی های سیاسی می شوند. او در همین کتاب علت تغییرنام آن را شرح می دهد. در سال ۱٩٧٧ وقتی با فیدل کاسترو در کوبا ملاقات می کند از او سؤال می کند چطور توانسته در آن مدت کوتاه این همه کارهای مفید برای کوبا بکند. کاسترو در جوابش می گوید: با عشقی بزرگ. آلبا از این جمله چنان خوشش می آید که تصمیم می گیرد اسم کتابش را تغییر دهد و بگذارد «با عشقی بزرگ». به هر حال چه بیعشق و چه با عشق این کوبایی ترین کتابی است که از آلبادسسپدس مانده و خواننده ایرانی آثار او را مجبور می کند بپذیرد که نویسنده محبوبش کوبایی هم بوده است!
عکسها و شعرها داشتند فراموش می شدند. ضمیمه این رمان زندگینامه ای ناتمام، دو شعر است از مجموعه شعر «نغمههای دختران بهاری» که نویسنده آن را در سال ۱٩۶٨ سروده درباره شورش محصلان فرانسوی. دو شعر از آن مجموعه در این کتاب آمده و بعد از اشعار، چندین عکس در کتاب گنجانده شده. عکس هایی که بیگمان برای مخاطبان آثار او جذاب و دیدنی است. عکس های کودکی آلبا. پدربزرگ رئیسجمهورش. عروسی اش در پانزده سالگی با آن لباس عروس عجیب و متفاوت و... چه خوب که ناشر، ققنوس، این عکس های قدیمی را آخر کتاب آورده است. (بایگانی ماتیکان داستان/روزنامه فرهیختگان)
@qoqnoospub
@matikandastan
شهلا زرلکی: کتاب تنک بود و کمحجم با اسمی بزرگانه و به قول معروف دهان پرکن: «با عشقی بزرگ». این کتاب ناتمام است. قرار بوده رمانی زندگینامهای شود و نشده. ناتمام مانده است. نویسنده نوشتن آن را دیر شروع میکند. طرحش را در سال ۱٩٣٩ با عنوان رمان کوبایی می نویسد اما شروعش را می گذارد برای دهه ٧۰. و دیر می شود. نویسنده تعلل می کند در نوشتن و مرگ تعلل و تنبلی نمی شناسد. آلبا می میرد. و امروز این رمان با ترجمه خوب بهمن فرزانه، ناتمام به دست ما میرسد.
صفحه اول کتاب را که می خوانم در همان سطرهای اول غافلگیر میشوم: «پدرم در سال ۱٩۰٨ با سمت وزیرمختار از جانب کوبا به رم آمده بود. در آخر همان سال با مادرم آشنا شده و ازدواج کرده بود. در سال ۱٩۱۱ هم من متولد شدم.» یعنی آلبا رگهای کوبایی دارد. هرچه فکر می کنم یادم نمیآید ۱۰ سال پیش که نقد روانشناختی آثار این نویسنده را نوشتم اطلاعی از کوباییبودن او هم داشتهام یا نه. دسسپدس همیشه در ایران به نویسنده ایتالیایی شهرت داشته. انگار خون ایتالیایی مادر بر خون کوبایی پدر برتری داشته. مطمئنم حتما اشارهای به کوباییبودن این نویسنده در جایی دیده یا شنیدهام اما چرا در حافظه من و خیلی از خوانندگان، او همچنان یک ایتالیایی خالص است، سؤال قابلتاملی است. اولین جواب من به خودم این است که این نویسنده در همه کارهایش یک ایتالیایی تمامعیار است. فضای ایتالیایی آثار او که یادآور سینمای نئورئالیستی ایتالیا در دهه ۵۰ میلادی است، میتواند توجیه قانع کننده ای باشد. از طرفی ایتالیا برای خواننده ایرانی بیشتر از کوبا و جنگهای نیشکرش جذابیت دارد. ایرانی ها با فضا و حال و هوای ایتالیایی بیشتر سازگارند تا با فرهنگ آمریکای لاتینی کوبا. اما این کتاب ناتمام هیچ نشانی از آن همه ایتالیاییبودن ندارد. آلبای جوان سال ۱٩٣٩ حق داشته که خواسته اسم آن را بگذارد «رمان کوبایی». دو صفحه که جلو می روم باز یک شگفتی دیگر. این نویسنده نوه کارلوس مانوئل دسسپدس ملقب به پدر وطن اولین رئیس جمهور کوباست!
این رمان ناتمام، شرح کودکی های او، ازدواجش، مرگ پدرش و جنون مادرش است. و همه این ها را در فضایی کوبایی شرح می دهد؛ فضایی کاملا غیرایتالیایی. در این اثر نویسنده بهشدت از ایتالیا دور شده. او از به قدرت رسیدن باتیستای مستبد می نویسد و در تنگنا قرارگرفتن خانواده اش در چنین اوضاعی. عشق مثال زدنی پدر و مادرش به هم و جنون مادر پس از مرگ پدر تصویر پررنگ این رمان است. تصویری که در رمان های دیگر نویسنده ما وضعیت برعکس آن را می بینیم. زن و شوهرهای دور از هم، خیانت های خانگی و تنهایی زنان خانه نشین. جالب است که در جایی از این رمان نویسنده درباره تازگی و قرابت موضوعی که دارد درباره آن می نویسد و می گوید: «در ایتالیا وقتی می گویم دارم کتابی درباره کوبا می نویسم لبخندی به من تحویل می دهند و می گویند چرا مثل سایر کتاب هایتان درباره عشق نمی نویسید؟ من هم در جواب می گویم دارم درباره عشق می نویسم؛ عشقی بزرگ.»
او درباره عشقهای بزرگی می نویسد که منجر به جنون می شوند. عشق هایی که منجر به پیروزی های سیاسی می شوند. او در همین کتاب علت تغییرنام آن را شرح می دهد. در سال ۱٩٧٧ وقتی با فیدل کاسترو در کوبا ملاقات می کند از او سؤال می کند چطور توانسته در آن مدت کوتاه این همه کارهای مفید برای کوبا بکند. کاسترو در جوابش می گوید: با عشقی بزرگ. آلبا از این جمله چنان خوشش می آید که تصمیم می گیرد اسم کتابش را تغییر دهد و بگذارد «با عشقی بزرگ». به هر حال چه بیعشق و چه با عشق این کوبایی ترین کتابی است که از آلبادسسپدس مانده و خواننده ایرانی آثار او را مجبور می کند بپذیرد که نویسنده محبوبش کوبایی هم بوده است!
عکسها و شعرها داشتند فراموش می شدند. ضمیمه این رمان زندگینامه ای ناتمام، دو شعر است از مجموعه شعر «نغمههای دختران بهاری» که نویسنده آن را در سال ۱٩۶٨ سروده درباره شورش محصلان فرانسوی. دو شعر از آن مجموعه در این کتاب آمده و بعد از اشعار، چندین عکس در کتاب گنجانده شده. عکس هایی که بیگمان برای مخاطبان آثار او جذاب و دیدنی است. عکس های کودکی آلبا. پدربزرگ رئیسجمهورش. عروسی اش در پانزده سالگی با آن لباس عروس عجیب و متفاوت و... چه خوب که ناشر، ققنوس، این عکس های قدیمی را آخر کتاب آورده است. (بایگانی ماتیکان داستان/روزنامه فرهیختگان)
@qoqnoospub
پیشنهاد مطالعه برای تعطیلات آخر هفته
امرایی: مطالعه رمان «مورسو بررسی مجدد» را به مخاطبان پیشنهاد میکنم
@qoqnoospub
امرایی: مطالعه رمان «مورسو بررسی مجدد» را به مخاطبان پیشنهاد میکنم
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
پیشنهاد مطالعه برای تعطیلات آخر هفته امرایی: مطالعه رمان «مورسو بررسی مجدد» را به مخاطبان پیشنهاد میکنم @qoqnoospub
اسدالله امرایی، مترجم و منتقد ادبي، برای مطالعه آخر هفته، رمان «مورسو بررسی مجدد» نوشته کامل داود، نویسنده الجزایری را به مخاطبان پیشنهاد داد.
امرایی: مطالعه رمان «مورسو بررسی مجدد» را به مخاطبان پیشنهاد میکنم
اسدالله امرایی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) برای مطالعه آخر هفته، رمان «مورسو بررسی مجدد» نوشته کامل داود، نویسنده الجزایری را به مخاطبان پیشنهاد داد و اظهار کرد: این رمان ادامه رمان «بیگانه» آلبرو کامو است. در رمان بیگانه، مورسو عربی را میکشد که اسم ندارد و وقتی میخواهند محاکمهاش کنند، میگوید: «من قصد قبلی نداشتهام».
این نویسنده، شاعر، مترجم و منتقد ادبيات داستانی، درباره کتاب توضیح داد: رمان کامل داود از همینجا آغاز میشود و بر مبنای یک ادعای اصلی بسط پیدا میکند. کامل داود در «مورسو، بررسی مجدد» نامی به مقتول میدهد و برادرش را بهعنوان راوی انتخاب و از زاویه دیدِ برادر مقتول، تمامی ماجرا را بازبینی میکند.
وی درباره نویسنده این کتاب نیز بیان کرد: کامو، نویسنده فرانسوی بود که در الجزایر به دنیا آمده و به زبان فرانسه مسلط بود. کامل داود هم نویسنده الجزایری است که به زبان فرانسه مینویسد.
به گفته امرایی کتاب «مورسو بررسی مجدد» با ترجمه سمیرا رشیدپور، به بهای هشت هزار و 500 تومان از سوی نشر ققنوس منتشر شده و مطالعه آن میتواند برای جوانان و بزرگسالان جذاب باشد.
اسدالله امرایی در سال ۱۳۳۹ در شهرری تهران متولد شد. وی دانشآموخته زبان و ادبیات انگلیسی است. نخستین داستان منتشر شده از امرایی داستان کوتاهی به نام «سیگار خاموش» است که سال ۱۳۵۵ در مجله پیک نوجوان منتشر شد. از آثار وی میتوان به ترجمه رمان «کوری» اثر ژوزه ساراماگو، «با چشمان شرمگین» طاهر بن جلون، «دختر بخت» ایزابل آلنده و «لائورادیاس» از کارلوس فوئنتس اشاره کرد.
@qoqnoospub
امرایی: مطالعه رمان «مورسو بررسی مجدد» را به مخاطبان پیشنهاد میکنم
اسدالله امرایی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) برای مطالعه آخر هفته، رمان «مورسو بررسی مجدد» نوشته کامل داود، نویسنده الجزایری را به مخاطبان پیشنهاد داد و اظهار کرد: این رمان ادامه رمان «بیگانه» آلبرو کامو است. در رمان بیگانه، مورسو عربی را میکشد که اسم ندارد و وقتی میخواهند محاکمهاش کنند، میگوید: «من قصد قبلی نداشتهام».
این نویسنده، شاعر، مترجم و منتقد ادبيات داستانی، درباره کتاب توضیح داد: رمان کامل داود از همینجا آغاز میشود و بر مبنای یک ادعای اصلی بسط پیدا میکند. کامل داود در «مورسو، بررسی مجدد» نامی به مقتول میدهد و برادرش را بهعنوان راوی انتخاب و از زاویه دیدِ برادر مقتول، تمامی ماجرا را بازبینی میکند.
وی درباره نویسنده این کتاب نیز بیان کرد: کامو، نویسنده فرانسوی بود که در الجزایر به دنیا آمده و به زبان فرانسه مسلط بود. کامل داود هم نویسنده الجزایری است که به زبان فرانسه مینویسد.
به گفته امرایی کتاب «مورسو بررسی مجدد» با ترجمه سمیرا رشیدپور، به بهای هشت هزار و 500 تومان از سوی نشر ققنوس منتشر شده و مطالعه آن میتواند برای جوانان و بزرگسالان جذاب باشد.
اسدالله امرایی در سال ۱۳۳۹ در شهرری تهران متولد شد. وی دانشآموخته زبان و ادبیات انگلیسی است. نخستین داستان منتشر شده از امرایی داستان کوتاهی به نام «سیگار خاموش» است که سال ۱۳۵۵ در مجله پیک نوجوان منتشر شد. از آثار وی میتوان به ترجمه رمان «کوری» اثر ژوزه ساراماگو، «با چشمان شرمگین» طاهر بن جلون، «دختر بخت» ایزابل آلنده و «لائورادیاس» از کارلوس فوئنتس اشاره کرد.
@qoqnoospub
#گروه_انتشاراتي_ققنوس
فرو ریختن دیوارهای پندار، نقد رضا ذولعلی درباره ی #بن_بست_اردیبهشت اثر #نسترن_مكارمي در سایت ققنوس http://hilla.qoqnoos.ir/ShowReviews.aspx?ReviewID=1054
@qoqnoospub
فرو ریختن دیوارهای پندار، نقد رضا ذولعلی درباره ی #بن_بست_اردیبهشت اثر #نسترن_مكارمي در سایت ققنوس http://hilla.qoqnoos.ir/ShowReviews.aspx?ReviewID=1054
@qoqnoospub
روايت گم كردنها و گم شدنها: نگاهي به داستان #سگ_خارجي از #سميرا_رشيدپور روزنامه اعتماد نویسنده: احسان عزيزي در سايت #انتشارات_ققنوسhttp://www.qoqnoos.ir/ShowReviews.aspx?ReviewID=1807
@qoqnoospub
@qoqnoospub
گروه انتشاراتی ققنوس:
#فیدل_کاسترو رهبر انقلاب کوبا
در سن 90 سالگی درگذشت.
از مجموعه #شخصیتهای_تاثیرگذار #ققنوس #کتاب و #کتاب_صوتی
@qoqnoospub
#فیدل_کاسترو رهبر انقلاب کوبا
در سن 90 سالگی درگذشت.
از مجموعه #شخصیتهای_تاثیرگذار #ققنوس #کتاب و #کتاب_صوتی
@qoqnoospub
#همه_دختران_دریا خوب نوشته شده است چارچوب و ساخت خوبی دارد. #الهام_فلاح نوشتن را بلد است. داستان را میشناسد و ریتم و ضرب آهنگ مناسبی به کار زده است و قصهگوی خوبی است. #علی_چنگیزی
@qoqnoospub
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
#همه_دختران_دریا خوب نوشته شده است چارچوب و ساخت خوبی دارد. #الهام_فلاح نوشتن را بلد است. داستان را میشناسد و ریتم و ضرب آهنگ مناسبی به کار زده است و قصهگوی خوبی است. #علی_چنگیزی @qoqnoospub
a.changizy.
#همه_دختران_دریا خوب نوشته شده است چارچوب و ساخت خوبی دارد. نویسندهاش #الهام_فلاح نوشتن را بلد است. داستان را میشناسد و ریتم و ضرب آهنگ مناسبی به کار زده است و قصهگوی خوبی است.
اما ایراد کار این است که این همه توانایی، داستان گویی در خدمت چیز بارزی قرار ندارد. یعنی اندیشه پس پشت رمان رقیق است.
کمی رمان همه دختران دریا اطاله کلام هم دارد. البته تمام اینها ایراداتی کلیشهای است که میشود به هر کتابی وارد دانست و اغلب هم وارد است.
در کل آیا از رمان خوشم آمد؟ در پاسخ قطعا میگویم بله، بد نبود. دست کم قصهای داشت. فضاسازی بخش شمالش عالی بود. دیالوگها تصویری بودند. زنهای داستان هر کدامشان جهانی مجزا داشتند. خوب بود.
به نظر در چند داستان اخیری که خواندهم نویسندگان زن بهتر نوشتهاند کتابهای کتایون سنگستانی، الهام فلاح و مریم جهانی جزو کتابهای خوب امسال هستند.
#نشر_ققنوس
mohammad.hosamiجناب چنگیزی! الهام فلاح مجموعه داستانی دارد به نام "کشور چهاردهم"... برای من که گیلکم, خاطره ای شده است خواندنش. وقتی خواندمش باورم نمیشد زنی جوان بتواند اینقدر خوب با فرهنگ و لحن بومی شمال داستان بنویسد
از صفحه اینستاگرام #علی_چنگیزی
@qoqnoospub
#همه_دختران_دریا خوب نوشته شده است چارچوب و ساخت خوبی دارد. نویسندهاش #الهام_فلاح نوشتن را بلد است. داستان را میشناسد و ریتم و ضرب آهنگ مناسبی به کار زده است و قصهگوی خوبی است.
اما ایراد کار این است که این همه توانایی، داستان گویی در خدمت چیز بارزی قرار ندارد. یعنی اندیشه پس پشت رمان رقیق است.
کمی رمان همه دختران دریا اطاله کلام هم دارد. البته تمام اینها ایراداتی کلیشهای است که میشود به هر کتابی وارد دانست و اغلب هم وارد است.
در کل آیا از رمان خوشم آمد؟ در پاسخ قطعا میگویم بله، بد نبود. دست کم قصهای داشت. فضاسازی بخش شمالش عالی بود. دیالوگها تصویری بودند. زنهای داستان هر کدامشان جهانی مجزا داشتند. خوب بود.
به نظر در چند داستان اخیری که خواندهم نویسندگان زن بهتر نوشتهاند کتابهای کتایون سنگستانی، الهام فلاح و مریم جهانی جزو کتابهای خوب امسال هستند.
#نشر_ققنوس
mohammad.hosamiجناب چنگیزی! الهام فلاح مجموعه داستانی دارد به نام "کشور چهاردهم"... برای من که گیلکم, خاطره ای شده است خواندنش. وقتی خواندمش باورم نمیشد زنی جوان بتواند اینقدر خوب با فرهنگ و لحن بومی شمال داستان بنویسد
از صفحه اینستاگرام #علی_چنگیزی
@qoqnoospub
کسی باشد که بهش بگویم دوستش دارم، میفهمی؟ می دانی عشق یعنی چی؟ خیال نمیکنم بفهمی.هیج کس نمیداند من چه حالی دارم، هیچ کس. دلم از تنهایی میپوسید ..
#عباس_معروفی #سال_بلوا
@qoqnoospub
#عباس_معروفی #سال_بلوا
@qoqnoospub
Forwarded from کتابگزاری
🇨🇺🇨🇺معرفی یک کتاب به مناسبت مرگ فیدل کاسترو
کتابی خواندنی درباره انقلاب کوبا و رهبر آن فیدل کاسترو. انقلاب کوبا که از اوایل دهه 1950 آغاز شد. سیمای کشور کوبا را برای همیشه تغییر داد. فیدل کاسترو بیش از هر کس دیگری. شور زندگی و نیروی کارساز را تغییر دهد. او این نظر را درباره خودش همانند موضوعی بدیهی تکرار کرده است. کتاب "انقلاب کوبا" سرگذشت انقلاب است. اما سرگذشت فیدل کاسترو نیز است چرا که جدا کردن این دو تا ممکن نیست.
منبع: سایت انتشارات ققنوس
کتاب کم حجم اما مستند و البته خواندنی است. کلا هر عنوان از این مجموعه که تاریخ جهان نام دارد از بهترین منابع برای مطالعه هستند.
اینک انقلاب کوبا
کانال کتابگزاری کرگدن @ketabgozari
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
http://telegram.me/joinchat/CE-9FzwaT02hGD3ld_JPDQ
کتابی خواندنی درباره انقلاب کوبا و رهبر آن فیدل کاسترو. انقلاب کوبا که از اوایل دهه 1950 آغاز شد. سیمای کشور کوبا را برای همیشه تغییر داد. فیدل کاسترو بیش از هر کس دیگری. شور زندگی و نیروی کارساز را تغییر دهد. او این نظر را درباره خودش همانند موضوعی بدیهی تکرار کرده است. کتاب "انقلاب کوبا" سرگذشت انقلاب است. اما سرگذشت فیدل کاسترو نیز است چرا که جدا کردن این دو تا ممکن نیست.
منبع: سایت انتشارات ققنوس
کتاب کم حجم اما مستند و البته خواندنی است. کلا هر عنوان از این مجموعه که تاریخ جهان نام دارد از بهترین منابع برای مطالعه هستند.
اینک انقلاب کوبا
کانال کتابگزاری کرگدن @ketabgozari
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
http://telegram.me/joinchat/CE-9FzwaT02hGD3ld_JPDQ
گروه انتشاراتی ققنوس
http://www.qoqnoos.ir/NewsDetails.aspx?NewsID=314
نگاهی به کتاب #هیتلر_را_من_کشتم
#روزنامه_اعتماد
@qoqnoospub
http://www.qoqnoos.ir/NewsDetails.aspx?NewsID=314
نگاهی به کتاب #هیتلر_را_من_کشتم
#روزنامه_اعتماد
@qoqnoospub
انتشارات ققنوس
#'گروه_انتشاراتي_ققنوس #نهم_آذر #جشن_آذرگان مبارك باد @qoqnoospub
روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر»(Atar) نام دارد؛ آذر ایزد ِویژه ی همه ی آتش هاست و از احترام ویژه ای نسبت به سایر آخشیج ها (عناصر) برخوردار می باشد و «جشن آذرگان» جشنی دیگر از جشن های آتش است در گرامیداشت این آخشیج و ایزد منسوب به آن.
در صفحه ۲۵۶ ترجمه ی آثارالباقيه از ابوريحان بیرونی درباره ی این جشن آمده است :
«... روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که به همه ی آتش ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند ...»
در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان با شهری جیلی، این جشن را «آذرخش» نوشته اند.
در جشن های آتش مردم روی بام خانه ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و پایکوبی و نیایش و فرآوری خوراک های ویژه و «آفرینگان خوانی» جشن می گیرند.
نزد ایرانیان، جشن آذرگان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و همچون نوروز و مهرگان بر آن ارج می نهاده اند. در این روز آتشکده ها را آراسته و آذین بندی می کردند و در آن جایگاه مقدس مراسم ویژه ای برای جشن برگزار می کردند. نظافت و پاکیزگی، از جمله ستردن موی و چیدن ناخن در این روز نیک بود و معتقد بودند در این روز مشاوره و رایزنی درباره ی امور و دشواری ها به نتیجه ی مطلوب می انجامد.
آتش به طور عموم از روزگاران بسیار کهن تا به امروز مورد توجه همه ی اقوام روی زمین بوده و هر قوم و طایفه ای به شکلی آن را ستوده اند.
دانشمند آلمانی «شفتلویتز»(Sheftelwitz) در کتاب خود «آیین قدیم ایران و یهودیت» نوشتار بسیار مفیدی در این باره دارد و نشان می دهد که چگونه همه ی ملل جهان از هر نژاد آتش را می ستایند و از متمدن ترین کشورها در اروپا تا وحشی ترین قبایل آفریقایی در ستودن این عنصر درخشان با یکدیگر شریک هستند.
در نزد هندوان نیز، «آگنی»(Agni) اسم آتش و نام پروردگار آن است و در «ریگ ودا»ی هندوان و اوستای ایرانیان اسم پیشوای دینی هر دو دسته از آریایی ها، «اَتره ون»(Athravan) می باشد که به مانک آذربان و آن کسی که از برای پاسبانی آتش گماشته می شود است.
همچنان در «وستالیس»(Westalis) در رم قدیم دختری پاکدامن و دانا از خاندانی شریف به نگهبانی و زنده نگه داشتن آتش مقدس در معبد «وستا»(Westa) موظف بوده است و در مدت خدمتش که 30 سال بوده، می بایست با کمال پاکی و پرهیزگاری و تقدس به سر برد و نگذارد آتش مقدسی که پشتیبان دولت رم تصور می شد خاموش گردد.
در صفحه ۲۵۶ ترجمه ی آثارالباقيه از ابوريحان بیرونی درباره ی این جشن آمده است :
«... روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که به همه ی آتش ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند ...»
در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان با شهری جیلی، این جشن را «آذرخش» نوشته اند.
در جشن های آتش مردم روی بام خانه ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و پایکوبی و نیایش و فرآوری خوراک های ویژه و «آفرینگان خوانی» جشن می گیرند.
نزد ایرانیان، جشن آذرگان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و همچون نوروز و مهرگان بر آن ارج می نهاده اند. در این روز آتشکده ها را آراسته و آذین بندی می کردند و در آن جایگاه مقدس مراسم ویژه ای برای جشن برگزار می کردند. نظافت و پاکیزگی، از جمله ستردن موی و چیدن ناخن در این روز نیک بود و معتقد بودند در این روز مشاوره و رایزنی درباره ی امور و دشواری ها به نتیجه ی مطلوب می انجامد.
آتش به طور عموم از روزگاران بسیار کهن تا به امروز مورد توجه همه ی اقوام روی زمین بوده و هر قوم و طایفه ای به شکلی آن را ستوده اند.
دانشمند آلمانی «شفتلویتز»(Sheftelwitz) در کتاب خود «آیین قدیم ایران و یهودیت» نوشتار بسیار مفیدی در این باره دارد و نشان می دهد که چگونه همه ی ملل جهان از هر نژاد آتش را می ستایند و از متمدن ترین کشورها در اروپا تا وحشی ترین قبایل آفریقایی در ستودن این عنصر درخشان با یکدیگر شریک هستند.
در نزد هندوان نیز، «آگنی»(Agni) اسم آتش و نام پروردگار آن است و در «ریگ ودا»ی هندوان و اوستای ایرانیان اسم پیشوای دینی هر دو دسته از آریایی ها، «اَتره ون»(Athravan) می باشد که به مانک آذربان و آن کسی که از برای پاسبانی آتش گماشته می شود است.
همچنان در «وستالیس»(Westalis) در رم قدیم دختری پاکدامن و دانا از خاندانی شریف به نگهبانی و زنده نگه داشتن آتش مقدس در معبد «وستا»(Westa) موظف بوده است و در مدت خدمتش که 30 سال بوده، می بایست با کمال پاکی و پرهیزگاری و تقدس به سر برد و نگذارد آتش مقدسی که پشتیبان دولت رم تصور می شد خاموش گردد.
گروه انتشاراتی ققنوس
می خواهی جوری نگاهت کنم
که بیفتی به دامنم؟
یا جوری نگاهت کنم
که باران بگیرد؟
می خواهی خیس بیایی
در آغوشم
ابر شوی باران بگیرد؟
@qoqnoospub
#عباس_معروفی
می خواهی جوری نگاهت کنم
که بیفتی به دامنم؟
یا جوری نگاهت کنم
که باران بگیرد؟
می خواهی خیس بیایی
در آغوشم
ابر شوی باران بگیرد؟
@qoqnoospub
#عباس_معروفی
#گروه_انتشاراتی_ققنوس
در نور شمع
زن-تری
در آفتاب صبح كه چشم باز
می كنی
فرشته تر
و من
بين اين دو زيبايی با شكوه
عاشقانه آونگ شده ام
#عباس_معروفی
@qoqnoospub
در نور شمع
زن-تری
در آفتاب صبح كه چشم باز
می كنی
فرشته تر
و من
بين اين دو زيبايی با شكوه
عاشقانه آونگ شده ام
#عباس_معروفی
@qoqnoospub