کتاب نبايد گفته شود
این رمان، روایت کودکی تا بزرگسالی یک زن ایرانی است. شخصیت اصلی این داستان، یک زن ایرانی است که از دوران کودکی دوست داشته وقتی بزرگ شد، یک بچه بی سرپرست را به فرزندی قبول کند، اما حالا که بزرگسالی رسیده و این آرزو را عملی کرده، پیشمان شده است. اتفاقات این رمان در شهر تهران رخ می دهد.
این رمان در ۲۴ فصل نوشته شده است و سومین کتاب داستانی مختاری محسوب می شود. کتاب های «چمدان خالی سنگین» و «شبی که عاشق فانوس شدم» پیش از این توسط دو ناشر دیگر منتشر شده اند.
مشاهده اطلاعات این کتاب
http://qoqnoos.ir/bookdetails.aspx?BookId=1315
#درباره #نبايد_گفته شود
این رمان، روایت کودکی تا بزرگسالی یک زن ایرانی است. شخصیت اصلی این داستان، یک زن ایرانی است که از دوران کودکی دوست داشته وقتی بزرگ شد، یک بچه بی سرپرست را به فرزندی قبول کند، اما حالا که بزرگسالی رسیده و این آرزو را عملی کرده، پیشمان شده است. اتفاقات این رمان در شهر تهران رخ می دهد.
این رمان در ۲۴ فصل نوشته شده است و سومین کتاب داستانی مختاری محسوب می شود. کتاب های «چمدان خالی سنگین» و «شبی که عاشق فانوس شدم» پیش از این توسط دو ناشر دیگر منتشر شده اند.
مشاهده اطلاعات این کتاب
http://qoqnoos.ir/bookdetails.aspx?BookId=1315
#درباره #نبايد_گفته شود
انتشارات ققنوس
کتاب نبايد گفته شود
مشاهده اطلاعات کامل کتاب نبايد گفته شود ، نویسنده : آدام سويفت ، انتشارات ققنوس
نبايد گفته شود
این رمان، روایت کودکی تا بزرگسالی یک زن ایرانی است. شخصیت اصلی این داستان، یک زن ایرانی است که از دوران کودکی دوست داشته وقتی بزرگ شد، یک بچه بی سرپرست را به فرزندی قبول کند، اما حالا که بزرگسالی رسیده و این آرزو را عملی کرده، پیشمان شده است. اتفاقات این رمان در شهر تهران رخ می دهد.
این رمان در ۲۴ فصل نوشته شده است و سومین کتاب داستانی مختاری محسوب می شود. کتاب های «چمدان خالی سنگین» و «شبی که عاشق فانوس شدم» پیش از این توسط دو ناشر دیگر منتشر شده اند.
سال چاپ:
نوبت چاپ:
مشاهده این کتاب
http://qoqnoos.ir/Bookdetails.aspx?BookId=1315
#کتاب
این رمان، روایت کودکی تا بزرگسالی یک زن ایرانی است. شخصیت اصلی این داستان، یک زن ایرانی است که از دوران کودکی دوست داشته وقتی بزرگ شد، یک بچه بی سرپرست را به فرزندی قبول کند، اما حالا که بزرگسالی رسیده و این آرزو را عملی کرده، پیشمان شده است. اتفاقات این رمان در شهر تهران رخ می دهد.
این رمان در ۲۴ فصل نوشته شده است و سومین کتاب داستانی مختاری محسوب می شود. کتاب های «چمدان خالی سنگین» و «شبی که عاشق فانوس شدم» پیش از این توسط دو ناشر دیگر منتشر شده اند.
سال چاپ:
نوبت چاپ:
مشاهده این کتاب
http://qoqnoos.ir/Bookdetails.aspx?BookId=1315
#کتاب
انتشارات ققنوس
کتاب نبايد گفته شود
مشاهده اطلاعات کامل کتاب نبايد گفته شود ، نویسنده : آدام سويفت ، انتشارات ققنوس
راوي اول شخص، دچار سندرم نادري است معروف به «آليس در سرزمين عجايب» كه شخص بيمار چيزها را بزرگتر و يا كوچكتر از اندازة واقعي خود ميبيند. او كه اين حالت را از سنين پايين تجربه كرده است و در بزرگسالي به ماهيت آن پي برده، رد نشانههاي آن را در خاطراتش ميگيرد. خاطراتي كه از مجراي نگاه متفاوت او به جهان بازتاب پيدا ميكنند منجر به تصوير معوجي از جهان پيراموني او ميشوند كه در نهايت به حذف مرز ميان خيال و واقعيت ميانجامد. توهمي كه او را در دنيايي سيال از اسطورهها و افسانههاي ديروز و امروز رها ميكند كه هيچ ساحل امني در آن نيست. انگار نسبت راوي بيمار با جهان استعارهاي از حضور انسان در جهان مشكوك اين عصر است: «همسرم غولها را زياد جدي ميگيرد! آنها را بيخود گنده ميكند... دست خودش نيست. اين، هم خودش را به هول و ولا مياندازد، هم غول را معذب ميكند! آن نيمه شب هم كه داشتم روي متن «دربارة ما» براي وبسايتم كار ميكردم تا صبح خروسخوان تحويل طراح دهم، به همين دليل وحشت زده شد. توي اتاق نشسته بودم به نوشتن – چندين بار خط زدم و از نو نوشتم... چشمهايم خسته بود و سردردم داشت پا ميگرفت. با اين حال فرصت كم بود و بايد سروتهش را زودتر هم ميآوردم. بالاخره بعد از بالا و پايين بسيار، سر و شكل متن درآمد و رسيدم به ماجراي «فابرژه» و تخممرغها... .»
- See more at: http://hilla.qoqnoos.ir/BookDetails.aspx?BookID=1072#sthash.zEZX57m9.dpuf
- See more at: http://hilla.qoqnoos.ir/BookDetails.aspx?BookID=1072#sthash.zEZX57m9.dpuf
hilla.qoqnoos.ir
اطلاعات کتاب من آلیس نیستم ولی این جا خیلی عجیبه!
ولي اينجا خيلي عجيبه!راوي اول شخص، دچار سندرم نادري است معروف به «آليس در سرزمين عجايب» كه شخص بيمار چيزها را بزرگتر و يا كوچكتر از اندازة واقعي خود ميبيند. او كه اين حالت را از سنين پايين تجربه كرده است و در بزرگسالي به ماهيت آن پي برده، رد نشانههاي…
نقد رمان «شبهای کوشآداسی» برگزار میشود/ نویسندهای که نقد رمانش را تحریم کرده استنقد رمان «شبهای کوشآداسی» برگزار میشود/ نویسندهای که نقد رمانش
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سهشنبه ۱۸ خرداد از ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه به نقد و بررسی رمان «شبهای کوشآداسی» اختصاص دارد که با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، دکتر ابوالفضل حری و رؤیا صدر در مرکز فرهنگی شهر کت
ادامه خبر ...
http://qoqnoos.ir/NewsDetails.aspx?NewsID=281
#خبر
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سهشنبه ۱۸ خرداد از ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه به نقد و بررسی رمان «شبهای کوشآداسی» اختصاص دارد که با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، دکتر ابوالفضل حری و رؤیا صدر در مرکز فرهنگی شهر کت
ادامه خبر ...
http://qoqnoos.ir/NewsDetails.aspx?NewsID=281
#خبر
نقد رمان «شبهای کوشآداسی» برگزار میشود/ نویسندهای که نقد رمانش را تحریم کرده است
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سهشنبه ۱۸ خرداد از ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه به نقد و بررسی رمان «شبهای کوشآداسی» اختصاص دارد که با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، دکتر ابوالفضل حری و رؤیا صدر در مرکز فرهنگی شهر کت
ادامه خبر ...
http://qoqnoos.ir/NewsDetails.aspx?NewsID=281
#خبر
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سهشنبه ۱۸ خرداد از ساعت ۱۶ و ۳۰ دقیقه به نقد و بررسی رمان «شبهای کوشآداسی» اختصاص دارد که با حضور دکتر امیرعلی نجومیان، دکتر ابوالفضل حری و رؤیا صدر در مرکز فرهنگی شهر کت
ادامه خبر ...
http://qoqnoos.ir/NewsDetails.aspx?NewsID=281
#خبر
کتاب آدمکش کور
پا به پای سرنوشت خانوادهای که جنگ مستقیم و غیرمستقیم بر بادش میدهد، مردی ناشناس برای زنی ناشناس به روایت داستانی سوررئالیستی نشسته است. هر دو داستان در بزنگاهی باهم ترکیب میشوند و «آدمکش کور» را پدید میآورند؛ داستان کشندگانی که همان قدر هولناکند که دوستداشتنی و همانقدر ظالمند که مظلوم. مارگارت اتوود، از مشهورترین نویسندگان کانادایی است و آثارش به زبانهای متعددی ترجمه شده است. «آدمکش کور» در سال 2000 جایزة بوکر را نصیب این نویسنده کرد.
مشاهده اطلاعات این کتاب
http://qoqnoos.ir/bookdetails.aspx?BookId=247
#درباره #آدمکش_کور
پا به پای سرنوشت خانوادهای که جنگ مستقیم و غیرمستقیم بر بادش میدهد، مردی ناشناس برای زنی ناشناس به روایت داستانی سوررئالیستی نشسته است. هر دو داستان در بزنگاهی باهم ترکیب میشوند و «آدمکش کور» را پدید میآورند؛ داستان کشندگانی که همان قدر هولناکند که دوستداشتنی و همانقدر ظالمند که مظلوم. مارگارت اتوود، از مشهورترین نویسندگان کانادایی است و آثارش به زبانهای متعددی ترجمه شده است. «آدمکش کور» در سال 2000 جایزة بوکر را نصیب این نویسنده کرد.
مشاهده اطلاعات این کتاب
http://qoqnoos.ir/bookdetails.aspx?BookId=247
#درباره #آدمکش_کور
انتشارات ققنوس
کتاب آدمکش کور
مشاهده اطلاعات کامل کتاب آدمکش کور ، نویسنده : مارگارت اتوود، انتشارات ققنوس
تلقیکتاب«ریختشناسیقصههایقرآن» از عبارت«ریختشناسی» فرمشناسیاثر استبا توجهبهمضموندر قالبیکشکلهندسیترسیمشدهبهگرد هستهایمشخص. شناساییریختکهنالگوییقصه، معرفیقصهدر عهد عتیقو عهد جدید، استخراجآیاتمربوطبههر قصهدر قرآنمجید، طبقهبندیاطلاعاتهر قصهو بررسیمحتواییـ فرمیقصههایقرآناز ویژگیهایاینکتاباست. دراینکتابدروازهقصةبلند قرآنیاز منظر فرمو مضمونبررسیشدهاند؛ بررسیایکهمیتواند خوانشیمحسوبگردد کهساختار را نیز در خدمتتأویلمتنمیشناسد و بر آناستکهمتنرا با یاریگرفتناز فرمبازخوانیکند. #ريخت_شناسي_قصه_هاي_قرآني #محمد_حسيني #قرآن #قصه_هاي_قرآني #دين #ققنوس
کتاب زندگي ام همه چيز من است: مجموعه گفتگوها با كيشلوفسكي
امروز همه فرهيختگان و روشنفكران اروپايي «كريستف كيشلوفسكي» كارگردان شهير لهستاني را ميشناسند. البته اين شناخت ديگر فقط مختص اروپاييها نيست. فيلمهاي او در بزرگترين جشنوارههاي بينالمللي دنيا از كن گرفته تا ونيز، برلين و شيكاگو، استراسبورگ، نيويورك، هنگ كنگ و سائوپائولو جايزه گرفتهاند.
موضوعاتي كه كيشلوفسكي براي تماشاچي بازگو و مسائلي كه مطرح ميكند، ساده و بنيادياند به طوري كه هر كس به روش خودش با اين مسائل كنار ميآيد، اما كيشلوفسكي در فيلمهايش جاهاي دردناك اين موضوعها را مانند جراحان ميشكافد و با جرئت تمام به عمقشان فرو ميرود. اعماقي كه شايد در نظر برخي رسيدن تا آنجا دور از ذهن، «خارج از دسترس» يا كاملاً غير ممكن باشد. اين كار كيشلوفسكي نشان ميدهد كه خودش سخت درگير اين موضوعات بوده و فقط به لمس كردن آنها كفايت نميكرده، به عبارت ديگر او از كنار مسائل حياتي ساده نميگذشت. كتاب حاضر در برگيرندة گفتگوها و صحبتهاي شخصي كيشلوفسكي است كه از منابع متفرق گرد آوري شدهاند، از برنامههاي تلويزيوني ضبط شده تا نوشتههاي دوستان و همكاران اين كارگردان كه دربارة كار و روابطشان با او حرف زده بودند و در مجلهها و كتابهاي مختلف به چاپ رسيدهاند. شايد مخاطبان اين كارگردان در ايران يكي از فيلمهاي مجموعة سه رنگ (آبي، قرمز، سفيد) يا «زندگي دوگانه ورونيكا» را ديده باشند، اين فيلمها توانستهاند نظر مخاطباني از طبقات و گروههاي مختلف اجتماعي را به خود جلب كنند.
مشاهده اطلاعات این کتاب
http://qoqnoos.ir/bookdetails.aspx?BookId=1304
#درباره #زندگي_ام همه چيز من است: مجموعه گفتگوها با كيشلوفسكي
امروز همه فرهيختگان و روشنفكران اروپايي «كريستف كيشلوفسكي» كارگردان شهير لهستاني را ميشناسند. البته اين شناخت ديگر فقط مختص اروپاييها نيست. فيلمهاي او در بزرگترين جشنوارههاي بينالمللي دنيا از كن گرفته تا ونيز، برلين و شيكاگو، استراسبورگ، نيويورك، هنگ كنگ و سائوپائولو جايزه گرفتهاند.
موضوعاتي كه كيشلوفسكي براي تماشاچي بازگو و مسائلي كه مطرح ميكند، ساده و بنيادياند به طوري كه هر كس به روش خودش با اين مسائل كنار ميآيد، اما كيشلوفسكي در فيلمهايش جاهاي دردناك اين موضوعها را مانند جراحان ميشكافد و با جرئت تمام به عمقشان فرو ميرود. اعماقي كه شايد در نظر برخي رسيدن تا آنجا دور از ذهن، «خارج از دسترس» يا كاملاً غير ممكن باشد. اين كار كيشلوفسكي نشان ميدهد كه خودش سخت درگير اين موضوعات بوده و فقط به لمس كردن آنها كفايت نميكرده، به عبارت ديگر او از كنار مسائل حياتي ساده نميگذشت. كتاب حاضر در برگيرندة گفتگوها و صحبتهاي شخصي كيشلوفسكي است كه از منابع متفرق گرد آوري شدهاند، از برنامههاي تلويزيوني ضبط شده تا نوشتههاي دوستان و همكاران اين كارگردان كه دربارة كار و روابطشان با او حرف زده بودند و در مجلهها و كتابهاي مختلف به چاپ رسيدهاند. شايد مخاطبان اين كارگردان در ايران يكي از فيلمهاي مجموعة سه رنگ (آبي، قرمز، سفيد) يا «زندگي دوگانه ورونيكا» را ديده باشند، اين فيلمها توانستهاند نظر مخاطباني از طبقات و گروههاي مختلف اجتماعي را به خود جلب كنند.
مشاهده اطلاعات این کتاب
http://qoqnoos.ir/bookdetails.aspx?BookId=1304
#درباره #زندگي_ام همه چيز من است: مجموعه گفتگوها با كيشلوفسكي
انتشارات ققنوس
کتاب زندگي ام همه چيز من است: مجموعه گفتگوها با كيشلوفسكي
مشاهده اطلاعات کامل کتاب زندگي ام همه چيز من است: مجموعه گفتگوها با كيشلوفسكي ، نویسنده : كيشلوفسكي، انتشارات ققنوس
نقدي كوتاه بر كتاب حشاشين
كتاب حشاشين واقعيتي است عريان كه همچون آينه در برابر ما قرار مي گيرد و آنچنان بي پرواست كه گاهي خواننده را نيز به ترس وا مي دارد. نويسنده سعي كرده در كنار ماجراهاي هيجان انگيز و يا حتي احساسي و عاطفي پرده از حقيقتي تلخ بردارد كه سال ها در زير خروارها گرد و غبار غنوده بود. شخصيت پردازي كتاب بسيار قوي مي باشد و خواننده در كنار هر شخصيت ترس ها، ضعف ها، شجاعت ها و حتي رذالت هاي وي را نيز لمس مي كند. با اينكه رمان از كليتي انتقادي برخوردار است اما در انتها تصميم گيري نهايي در رابطه با نفس نيكي يا بدي كليسا را به خواننده وا مي گذارد و نظر خود را كه همان شر يا خير مطلق است به هيچ وجه به ما تحميل نمي كند.
تامس گيفورد در راه نوشتن اين اثر شجاعت و جسارت زيادي به خرج داده و تهديدها و يأس هايي كه در طي 9 سال نوشتن اين كتاب او را مي آزرد، در اراده وي خللي وارد نكرده و اين اثر زيبا و به ياد ماندني را خلق كرده است كه خواندن آن خالي از لطف نيست. #حشاشين #تامس_گيفورد #جواد_سيداشرف #ققنوس #رمان #رمان_تاريخي #تاريخ #ققنوس
كتاب حشاشين واقعيتي است عريان كه همچون آينه در برابر ما قرار مي گيرد و آنچنان بي پرواست كه گاهي خواننده را نيز به ترس وا مي دارد. نويسنده سعي كرده در كنار ماجراهاي هيجان انگيز و يا حتي احساسي و عاطفي پرده از حقيقتي تلخ بردارد كه سال ها در زير خروارها گرد و غبار غنوده بود. شخصيت پردازي كتاب بسيار قوي مي باشد و خواننده در كنار هر شخصيت ترس ها، ضعف ها، شجاعت ها و حتي رذالت هاي وي را نيز لمس مي كند. با اينكه رمان از كليتي انتقادي برخوردار است اما در انتها تصميم گيري نهايي در رابطه با نفس نيكي يا بدي كليسا را به خواننده وا مي گذارد و نظر خود را كه همان شر يا خير مطلق است به هيچ وجه به ما تحميل نمي كند.
تامس گيفورد در راه نوشتن اين اثر شجاعت و جسارت زيادي به خرج داده و تهديدها و يأس هايي كه در طي 9 سال نوشتن اين كتاب او را مي آزرد، در اراده وي خللي وارد نكرده و اين اثر زيبا و به ياد ماندني را خلق كرده است كه خواندن آن خالي از لطف نيست. #حشاشين #تامس_گيفورد #جواد_سيداشرف #ققنوس #رمان #رمان_تاريخي #تاريخ #ققنوس
كوه به كوه نميرسد، اما آدم اگر به آدم نرسد، به ارواحش حتما ميرسد. سالها قبل شهرزاد هر شب براي شهريار داستان تعريف ميكرد. حالا شهريار از شهرزاد و ارواحش حرفها ميزند.
بعد از آن همه سال ارواحش را براي چه آورده است؟ لابد ميخواهد حق آن همه شبزندهداري را ادا كند.
داستانهايش را تعريف نميكند كه برود و فردا شب بازگردد. يك نفر هم نيست. از هر طرف صدايي ميآيد. به جاي تعريف داستان از داستاننويسي ميگويند. با حرفهايشان آدم را ميترسانند.
شهريار هر شب انتظار ادامهي داستان از زبان شهرزاد را ميكشيد. من هم هر شب و هر روز به صداي روحي از او از زبان شهريار گوش ميكنم: اينجوري نوشتن كليشه است و مبتذل؛ آنجوري نوشتن سفسطهبازي و كلاهبرداري؛ اين تقلب است و آن....
روحهايي كه يكپارچه چشم هستند، قلمم را محاصره ميكنند. نميتوانم به راحتي به هر طرف كه ميخواهم بچرخانم. با هر چرخشي هزار سوال و هزار اما ميپرسند. بايد براي هر چرخشم منطقي داشته باشم وگرنه مچم را ميگيرند و به همراه كلمات دستم مياندازند.
چهارچوبي هم نميكشند كه بدانم كي پايم را بيرون گذاشتهام. ميگويند همه چيز است و هيچ چيز نيست؛ هست و نيست؛ معنا دارد و ندارد. معما طرح ميكنند، يابندهاش برنده ميشود. برنده كه شد كلماتش ميماند. وقتي جهان را به كلمه تبديل كرد، خودش هم توي جهان كلمهاي ميماند. ادبيات اين است ديگر.
آنِ داستانياش «رازوارگي خاصيست در حيات انساني يا زبان انساني»، نه پيچشهاي ردگمكن، نه لابيرنت. آدم را نميپيچاند تا سر و پايش را به هم برساند و كار را تمام شده بينگارد.
نصف شبها هم دست از سرم برنميدارند. چشمهايم را كه باز ميكنم، نه پرسش ابوالهول را ميپرسند. ميپرسند چگونه جهان را با كلام به تصرف خود درميآوري؟ آنِ داستاني را چگونه در داستانت جا مياندازي؟
از برج بابل ميگويند، از ثانيههاي شني شهرزاد و اندوه لبانش. به چهارراههاي شهر شهرزاد كه ميرسم عطر دهان شهرزاد به مشامم ميرسد. لابد جايي اين نزديكيها دارد داستانش را تعريف ميكند.
زماني كه آزاده خانم و نويسندهاش را ميخواندم، بال و پر گرفتم و با دكتر رضا پرواز كردم. حالا هم همراه شهريار با ارواح شهرزاد محشور شدهام. از هر دو كتاب لذتها بردهام و فايدهها.
بعد از آن همه سال ارواحش را براي چه آورده است؟ لابد ميخواهد حق آن همه شبزندهداري را ادا كند.
داستانهايش را تعريف نميكند كه برود و فردا شب بازگردد. يك نفر هم نيست. از هر طرف صدايي ميآيد. به جاي تعريف داستان از داستاننويسي ميگويند. با حرفهايشان آدم را ميترسانند.
شهريار هر شب انتظار ادامهي داستان از زبان شهرزاد را ميكشيد. من هم هر شب و هر روز به صداي روحي از او از زبان شهريار گوش ميكنم: اينجوري نوشتن كليشه است و مبتذل؛ آنجوري نوشتن سفسطهبازي و كلاهبرداري؛ اين تقلب است و آن....
روحهايي كه يكپارچه چشم هستند، قلمم را محاصره ميكنند. نميتوانم به راحتي به هر طرف كه ميخواهم بچرخانم. با هر چرخشي هزار سوال و هزار اما ميپرسند. بايد براي هر چرخشم منطقي داشته باشم وگرنه مچم را ميگيرند و به همراه كلمات دستم مياندازند.
چهارچوبي هم نميكشند كه بدانم كي پايم را بيرون گذاشتهام. ميگويند همه چيز است و هيچ چيز نيست؛ هست و نيست؛ معنا دارد و ندارد. معما طرح ميكنند، يابندهاش برنده ميشود. برنده كه شد كلماتش ميماند. وقتي جهان را به كلمه تبديل كرد، خودش هم توي جهان كلمهاي ميماند. ادبيات اين است ديگر.
آنِ داستانياش «رازوارگي خاصيست در حيات انساني يا زبان انساني»، نه پيچشهاي ردگمكن، نه لابيرنت. آدم را نميپيچاند تا سر و پايش را به هم برساند و كار را تمام شده بينگارد.
نصف شبها هم دست از سرم برنميدارند. چشمهايم را كه باز ميكنم، نه پرسش ابوالهول را ميپرسند. ميپرسند چگونه جهان را با كلام به تصرف خود درميآوري؟ آنِ داستاني را چگونه در داستانت جا مياندازي؟
از برج بابل ميگويند، از ثانيههاي شني شهرزاد و اندوه لبانش. به چهارراههاي شهر شهرزاد كه ميرسم عطر دهان شهرزاد به مشامم ميرسد. لابد جايي اين نزديكيها دارد داستانش را تعريف ميكند.
زماني كه آزاده خانم و نويسندهاش را ميخواندم، بال و پر گرفتم و با دكتر رضا پرواز كردم. حالا هم همراه شهريار با ارواح شهرزاد محشور شدهام. از هر دو كتاب لذتها بردهام و فايدهها.
آموزش #گفتار براي #مسلط_بودن؛ #جالب_بودن؛ #توانا_بودن #جذب و #متقاعد_كردن مخاطب در این کتاب به تمام کسانی که مایلند از گفتاری ساده، روشن و روان برخوردار باشند، راه و رسم آن نشان داده شده است. زیرا افراد بسیاری حتی برای برآوردن نیازهای روزمرة زندگی، از سهولت بیانی کافی و لازم برخوردار نیستند. آموزش گفتار کتابی است برای آموزش مسلط بودن، جالب شدن، توانا بودن، جذب و متقاعد کردن دیگران.
#آموزش_گفتار #پل_ژاگو ترجمه #نيلوفر_خوانساري #روانشناسي #گفتگودرماني #ققنوس
#آموزش_گفتار #پل_ژاگو ترجمه #نيلوفر_خوانساري #روانشناسي #گفتگودرماني #ققنوس
یادداشتی بر رمان«سلام» نوشته تبسم غبیشی
فروپاشی یک جمع کوچک روشنفکری
فروپاشی یک جمع کوچک مرتبط با حلقه های روشنفکری سال های پایانی دهه هفتاد در جامعه ایران، جوهره اصلی رمان«سلام» نوشته تبسم غبیشی را تشکیل می دهد. آدم هایی که در این رمان حضور دارند، اغلب در ابتدا آرمان های بزرگ و بلند پروازانه ای در سر دارند اما در مواجه با قدرت حاکمیتی مطلق به مرور از نقش های خود فاصله گرفته و کم کم به حاشیه رانده می شوند. بسیاری از آنها، مانند شخصیت های فرزاد و نوید از مرزهای جغرافیایی به بیرون رانده می شوند و آنهایی که در داخل کشور مانده اند، مانند شخصیت های صالح و دکتر عرفانی سر از زندان در می آورند و برخی از آنها، دکتر عرفانی در زندان می میرند. البته برخی هم عطای زندگی آرمانخواهانه را به لقای آن می بخشند و از مرکز، تهران به زادگاه خود در شهرستان بر می گردند. مانند مرتضی و همسرش زهرا که به یکی از شهرهای شمالی کشور باز می گردند تا مثل قبل از مراجعت به تهران، کتابفروشی کوچکی را در این شهر آرام و دور از مرکز و هیاهوی آن دایر کنند و زندگی آرامی داشته باشند. نوع روایی داستان از ابتدا تا انتها به شکل نامه نگاری است که مرکزیت این موضوع هم با مینا، همسر صالح است که علاوه بر خودش، بقیه را هم تشویق می کند که برای برقرار ارتباط صمیمی با همدیگر به نامه نگاری بپردازند. هر یک از شخصیت های داستانی رمان«سلام» با نامه ای که به یکی دیگر از شخصیت های داستان می نویسد، بخشی از داستان را پیش می برد و با در کنار هم قرار دادن این نامه هاست که مخاطب به نوع رابطه این آدم و جهان بینی آنها دست می یابند. خط داستانی رمان با قبول شدن شخصیت رعنا در دانشگاه تهران شروع می شود که او از اهواز به تهران می آید و با توجه به اینکه خواهرش مینا با شوهرش صالح در این شهر زندگی می کنند، تصور می کند در این شهر غریب نیست و آشنای خانوادگی دارد. از طرفی، خانه مینا و صالح مرکز رفت و آمد افرادی است که با حلقه های فرهنگی و روشنفکر جامعه در ارتباط هستند و اطلاعات به روز در این خصوص معمولا بین آنها رد و بدل می شود. در این بین، رعنا با نوید آشنا می شود که هم دانشجوی هم دوره ای او در دانشگاه است و هم در حلقه دوستان خانوادگی مینا و صالح است. نوید به مرور رعنا را هم وارد بازی های سیاسی در دانشگاه می کند و در شاخه های دیگر هم، بقیه آدم های این جمع در توفان اتفاق های سیاسی گرفتار شده و به مرور جمع آنها از هم پاشیده می شود. موقعیت زمانی رمان، از ابتدای نیمه دوم سال 1378 تا پایان نیمه اول سال 1379 است و به طور تقریبی حدود یک سال را در بر می گیرد که با توجه به ظهور جنبش های سیاسی در جامعه روشنفکری آن زمان، مقطع حساس و قابل توجهی است. قالب روایی نویسنده در این رمان، نامه نگاری تازگی چندانی ندارد اما با توجه به شکل ارتباطی شخصیت های داستان که مدام برداشت های خود از رویدادهای پیرامون خود را مکتوب می کنند، در این اثر تا حدودی جواب داده است. آنها هر کدام دنیای خاص خود را دارند و بخشی از روحیات منحصر به فرد هر یک از آنها در نامه هایی که مکتوب می کنند بازتاب داده می شود. تنوع شخصیت ها هم در این رمان دیده می شود که برخی از آنها جنبه نمادین دارند. حتی اسم انتخابی برای برخی از شخصیت ها هم با توجه به جایگاه اجتماعی آنها انتخاب شده است. به عنوان مثال، دکتر عرفانی، از ترویج دهندگان نوعی از عرفان های جدید است که یکی از شخصیت های داستانی جایی اعلام می کند که حکومت از جرم هر کسی بگذرد از جرم افرادی مانند دکتر عرفانی نمی گذرد. یا شخصیت ساناز که به حلقه های روشنفکری وارد شده اما از جنس آنها نیست و همواره دغدغه های سطحی خود را حتی در چنین فضاهایی دنبال می کند. تبسم غبیشی در رمان«سلام» خیلی دنبال طرد یا تطهیر شخصیت های داستانی نیست اما به نوعی آرامش بازیافته را در قالب خانواده کوچک مرتضی و همسرش زهرا نشان می دهد که با تدبیر و دور اندیشی از توفان حوادث به سلامتی عبور می کنند و با کوچ نمادین به دامان طبیعت در یکی از شهرهای شمالی کشور، به نوعی از کانون حوادث سیاسی و بلایای آن دور می شوند و زندگی آرامی را در کیلومترها دور پایه گذاری می کنند. این در حالی که بقیه شخصیت های داستان در پایان هنوز سرنوشت گنگ و نامعلومی دارند.
چاپ اول (1395) رمان«سلام» نوشته تبسم غبیشی در 192 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 11000 تومان از سوی انتشارات ققنوس در تهران چاپ و منتشر شده است.
فروپاشی یک جمع کوچک روشنفکری
فروپاشی یک جمع کوچک مرتبط با حلقه های روشنفکری سال های پایانی دهه هفتاد در جامعه ایران، جوهره اصلی رمان«سلام» نوشته تبسم غبیشی را تشکیل می دهد. آدم هایی که در این رمان حضور دارند، اغلب در ابتدا آرمان های بزرگ و بلند پروازانه ای در سر دارند اما در مواجه با قدرت حاکمیتی مطلق به مرور از نقش های خود فاصله گرفته و کم کم به حاشیه رانده می شوند. بسیاری از آنها، مانند شخصیت های فرزاد و نوید از مرزهای جغرافیایی به بیرون رانده می شوند و آنهایی که در داخل کشور مانده اند، مانند شخصیت های صالح و دکتر عرفانی سر از زندان در می آورند و برخی از آنها، دکتر عرفانی در زندان می میرند. البته برخی هم عطای زندگی آرمانخواهانه را به لقای آن می بخشند و از مرکز، تهران به زادگاه خود در شهرستان بر می گردند. مانند مرتضی و همسرش زهرا که به یکی از شهرهای شمالی کشور باز می گردند تا مثل قبل از مراجعت به تهران، کتابفروشی کوچکی را در این شهر آرام و دور از مرکز و هیاهوی آن دایر کنند و زندگی آرامی داشته باشند. نوع روایی داستان از ابتدا تا انتها به شکل نامه نگاری است که مرکزیت این موضوع هم با مینا، همسر صالح است که علاوه بر خودش، بقیه را هم تشویق می کند که برای برقرار ارتباط صمیمی با همدیگر به نامه نگاری بپردازند. هر یک از شخصیت های داستانی رمان«سلام» با نامه ای که به یکی دیگر از شخصیت های داستان می نویسد، بخشی از داستان را پیش می برد و با در کنار هم قرار دادن این نامه هاست که مخاطب به نوع رابطه این آدم و جهان بینی آنها دست می یابند. خط داستانی رمان با قبول شدن شخصیت رعنا در دانشگاه تهران شروع می شود که او از اهواز به تهران می آید و با توجه به اینکه خواهرش مینا با شوهرش صالح در این شهر زندگی می کنند، تصور می کند در این شهر غریب نیست و آشنای خانوادگی دارد. از طرفی، خانه مینا و صالح مرکز رفت و آمد افرادی است که با حلقه های فرهنگی و روشنفکر جامعه در ارتباط هستند و اطلاعات به روز در این خصوص معمولا بین آنها رد و بدل می شود. در این بین، رعنا با نوید آشنا می شود که هم دانشجوی هم دوره ای او در دانشگاه است و هم در حلقه دوستان خانوادگی مینا و صالح است. نوید به مرور رعنا را هم وارد بازی های سیاسی در دانشگاه می کند و در شاخه های دیگر هم، بقیه آدم های این جمع در توفان اتفاق های سیاسی گرفتار شده و به مرور جمع آنها از هم پاشیده می شود. موقعیت زمانی رمان، از ابتدای نیمه دوم سال 1378 تا پایان نیمه اول سال 1379 است و به طور تقریبی حدود یک سال را در بر می گیرد که با توجه به ظهور جنبش های سیاسی در جامعه روشنفکری آن زمان، مقطع حساس و قابل توجهی است. قالب روایی نویسنده در این رمان، نامه نگاری تازگی چندانی ندارد اما با توجه به شکل ارتباطی شخصیت های داستان که مدام برداشت های خود از رویدادهای پیرامون خود را مکتوب می کنند، در این اثر تا حدودی جواب داده است. آنها هر کدام دنیای خاص خود را دارند و بخشی از روحیات منحصر به فرد هر یک از آنها در نامه هایی که مکتوب می کنند بازتاب داده می شود. تنوع شخصیت ها هم در این رمان دیده می شود که برخی از آنها جنبه نمادین دارند. حتی اسم انتخابی برای برخی از شخصیت ها هم با توجه به جایگاه اجتماعی آنها انتخاب شده است. به عنوان مثال، دکتر عرفانی، از ترویج دهندگان نوعی از عرفان های جدید است که یکی از شخصیت های داستانی جایی اعلام می کند که حکومت از جرم هر کسی بگذرد از جرم افرادی مانند دکتر عرفانی نمی گذرد. یا شخصیت ساناز که به حلقه های روشنفکری وارد شده اما از جنس آنها نیست و همواره دغدغه های سطحی خود را حتی در چنین فضاهایی دنبال می کند. تبسم غبیشی در رمان«سلام» خیلی دنبال طرد یا تطهیر شخصیت های داستانی نیست اما به نوعی آرامش بازیافته را در قالب خانواده کوچک مرتضی و همسرش زهرا نشان می دهد که با تدبیر و دور اندیشی از توفان حوادث به سلامتی عبور می کنند و با کوچ نمادین به دامان طبیعت در یکی از شهرهای شمالی کشور، به نوعی از کانون حوادث سیاسی و بلایای آن دور می شوند و زندگی آرامی را در کیلومترها دور پایه گذاری می کنند. این در حالی که بقیه شخصیت های داستان در پایان هنوز سرنوشت گنگ و نامعلومی دارند.
چاپ اول (1395) رمان«سلام» نوشته تبسم غبیشی در 192 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 11000 تومان از سوی انتشارات ققنوس در تهران چاپ و منتشر شده است.