برای علی همه چیز شبیه یک خواب است. کودکی و نوجوانیاش به شهری میماند که در زیرِ بارشی از مه سنگین و ابدی مانده است. حالا دیگر نمیداند کدام واقعاً اتفاق افتاده و کدام را در خواب دیده است. چهرهی مهری در خواب شفاف و روشن است، او را بهآغوش میکشد، میبوسد و گاهی از فاصلهی نزدیک چشم در چشم به هم مینگرند. وقتی از خواب بیدار میشود، نمیتواند چهرهی او را بهخوبی در ذهن مجسم کند و کوششهایش برای کنارِ هم گذاشتن اجزای صورت مهری بیفایده است. مهری حتی در خوابهای او از زندان هم حضور دارد، جوری هست که انگار نباید باشد و مدام میکوشد مادرش را از چشم دیگران پنهان کند یا رنجهای زندان را از نگاه مهری مخفی نگهدارد. خوابهای زندان طولانی و کشدار و آزاردهنده است. زندان تنها جایی است که مهری و مرتضی با هم به خوابش میآیند و سمندر نیز گاهی بیآنکه چیزی بگوید در گوشهای هست.
بخشي از رمان #بازيگوش
اثر #شهريار_عباسي
رونمايي از اين رمان در سي و يكمين نمايشگاه كتاب تهران
با حضور نويسنده
روز شنبه 15 ارديبهشت ساعت 18 الي 20
مصلي؛ شبستان؛ غرفه انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
بخشي از رمان #بازيگوش
اثر #شهريار_عباسي
رونمايي از اين رمان در سي و يكمين نمايشگاه كتاب تهران
با حضور نويسنده
روز شنبه 15 ارديبهشت ساعت 18 الي 20
مصلي؛ شبستان؛ غرفه انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
Forwarded from اتچ بات
داستان، روشی برای کسب حقیقت است
گفت و گوي شهريار عباسي نويسنده #بازيگوش با روزنامه آرمان 97/8/13
طلا نژادحسن* / گروه ادبیات و کتاب: شهریار عباسی (۱۳۴۹-خرمآباد) از نویسندههای فعال در داستاننویسی ایران است با هشت رمان، یک مجموعهداستان و یک داستان بلند. بنمایه بیشتر داستانهای عباسی جنگ و فضای پرالتهاب و هنگامه آن است. آدمهای او در فضای جنگی فقط نمیجنگند؛ آنها در حین جنگیدن عاشق میشوند، بهدنبال هویتهای گمشده خود میگردند، در میان موشکباران به جشن و عروسی میروند، در یک کلام زندگی میکنند. انقلاب و زلزله نیز از دیگر مضامین اصلی در کارهای عباسی است. برگزیده جایزه جلال آلاحمد برای رمان «دختر لوتی»، برگزیده جایزه ادبی اصفهان برای رمان «زنی پنهان در میان واژهها»، برگزیده جایزه شهید غنیپور در بخش رمان آزاد برای رمان «سایههای بلند»، و نامزد نهایی کتاب فصل و جایزه هفتاقلیم برای رمان «هتل گمو»، از جمله افتخارات عباسی است. آنچه میخوانید گفتوگو با شهریار عباسی درباره آثارش بهویژه رمانهای «بازیگوش»، «دختر لوتی» و «سایههای بلند» است با گریزی به داستاننویسی امروز ایران.
شما به شکل حرفهای در عرصه نویسندگی مطرح هستید. زندگی خانوادگی و موقعیت شغلی چقدر مجال نوشتن به شما میدهد؟
من بیشتر وقتم را صرف خواندن و نوشتن داستان میکنم. شرایط زندگیام را جوری سامان دادهام که بهطور حرفهای به داستاننویسی بپردازم و این کار اولویت اول من است. طی سالهای اخیر کوشیدهام هر شغل و فعالیتی را که مانع نوشتنم میشود کنار بگذارم. البته معنایش این نیست که مشکلی ندارم، ولی نمیگذارم چیزی مانع داستاننویسیام شود. تا حالا اینطور بوده، از این بعدش را نمیدانم.
شما را میتوان نویسنده موفق خطه لرستان به حساب آورد، باتوجه به ویژگیهای فرهنگی بسیار غنی که در اسطورهها و فولکلور این منطقه نهفته، آیا خود را ملزم به انعکاس آنها و شرایط اقلیمی در داستان میدانید؟
من الزامی برای انعکاس شرایط اقلیمی ندارم. کار داستاننویس انعکاس چیزی نیست. به نظر من، داستان روشی برای اندیشیدن برای فهم بهتر هستی و کسب حقیقت است. داستان را وسیلهای برای بیان دانشهایی نمیدانم که از طریق دیگری به دست آمدهاند. داستان خودش کاشف حقیقت است. مثل فلسفه، فیزیک، ریاضیات روشی برای اندیشدن است و ابزار این دانش، یا لوله آزمایش آن، روایت است. بنابراین، سخنگفتن از انعکاس هر چیزی را درست نمیدانم، ولی معتقدم انسان موجودی محصور در زمان و مکان است. شرایط اقلیمی بهنوعی همان مکان زیستی ماست. وقتی در داستان تجربه زیستی را بازآفرینی میکنیم، اگر شرایط اقلیمی را نادیده بگیریم کارمان ناقص است. من در لرستان به دنیا آمدهام و مهمترین دوره زندگیام از کودکی تا اوایل جوانی را آنجا گذراندهام. وقتی برای بازآفرینی تجربه زیستهام تلاش میکنم، اقلیمی که در آن رشد کردهام خودبهخود ظاهر میشود. معتقدم داستانی که رنگوبوی تجربه زیستی نویسنده در آن نباشد داستان اصیلی نیست. در همه داستانهای من تجربه زیستهام نمایان است آنچه را با همه حسهایم دریافت کردهام در لوله روایت ریختهام و آزمودهام. چطور میشود شرایط اقلیمی که بخش مهمی از شخصیت، خلقوخو و نگاه ما به زندگی را میسازد از داستان حذف کنیم و فکر کنیم داستان کاملی نوشتهایم؟
وضعیت ادبیات داستانی امروز و گرایش عمده داستاننویسان به موضوعات اجتماعی، روانشناختی خصوصا نقد اجتماعی را چگونه میبینید؟
..
@qoqnoospub
ادامه گفتگو را در لينك زير مشاهده كنيد
http://www.armandaily.ir/fa
گفت و گوي شهريار عباسي نويسنده #بازيگوش با روزنامه آرمان 97/8/13
طلا نژادحسن* / گروه ادبیات و کتاب: شهریار عباسی (۱۳۴۹-خرمآباد) از نویسندههای فعال در داستاننویسی ایران است با هشت رمان، یک مجموعهداستان و یک داستان بلند. بنمایه بیشتر داستانهای عباسی جنگ و فضای پرالتهاب و هنگامه آن است. آدمهای او در فضای جنگی فقط نمیجنگند؛ آنها در حین جنگیدن عاشق میشوند، بهدنبال هویتهای گمشده خود میگردند، در میان موشکباران به جشن و عروسی میروند، در یک کلام زندگی میکنند. انقلاب و زلزله نیز از دیگر مضامین اصلی در کارهای عباسی است. برگزیده جایزه جلال آلاحمد برای رمان «دختر لوتی»، برگزیده جایزه ادبی اصفهان برای رمان «زنی پنهان در میان واژهها»، برگزیده جایزه شهید غنیپور در بخش رمان آزاد برای رمان «سایههای بلند»، و نامزد نهایی کتاب فصل و جایزه هفتاقلیم برای رمان «هتل گمو»، از جمله افتخارات عباسی است. آنچه میخوانید گفتوگو با شهریار عباسی درباره آثارش بهویژه رمانهای «بازیگوش»، «دختر لوتی» و «سایههای بلند» است با گریزی به داستاننویسی امروز ایران.
شما به شکل حرفهای در عرصه نویسندگی مطرح هستید. زندگی خانوادگی و موقعیت شغلی چقدر مجال نوشتن به شما میدهد؟
من بیشتر وقتم را صرف خواندن و نوشتن داستان میکنم. شرایط زندگیام را جوری سامان دادهام که بهطور حرفهای به داستاننویسی بپردازم و این کار اولویت اول من است. طی سالهای اخیر کوشیدهام هر شغل و فعالیتی را که مانع نوشتنم میشود کنار بگذارم. البته معنایش این نیست که مشکلی ندارم، ولی نمیگذارم چیزی مانع داستاننویسیام شود. تا حالا اینطور بوده، از این بعدش را نمیدانم.
شما را میتوان نویسنده موفق خطه لرستان به حساب آورد، باتوجه به ویژگیهای فرهنگی بسیار غنی که در اسطورهها و فولکلور این منطقه نهفته، آیا خود را ملزم به انعکاس آنها و شرایط اقلیمی در داستان میدانید؟
من الزامی برای انعکاس شرایط اقلیمی ندارم. کار داستاننویس انعکاس چیزی نیست. به نظر من، داستان روشی برای اندیشیدن برای فهم بهتر هستی و کسب حقیقت است. داستان را وسیلهای برای بیان دانشهایی نمیدانم که از طریق دیگری به دست آمدهاند. داستان خودش کاشف حقیقت است. مثل فلسفه، فیزیک، ریاضیات روشی برای اندیشدن است و ابزار این دانش، یا لوله آزمایش آن، روایت است. بنابراین، سخنگفتن از انعکاس هر چیزی را درست نمیدانم، ولی معتقدم انسان موجودی محصور در زمان و مکان است. شرایط اقلیمی بهنوعی همان مکان زیستی ماست. وقتی در داستان تجربه زیستی را بازآفرینی میکنیم، اگر شرایط اقلیمی را نادیده بگیریم کارمان ناقص است. من در لرستان به دنیا آمدهام و مهمترین دوره زندگیام از کودکی تا اوایل جوانی را آنجا گذراندهام. وقتی برای بازآفرینی تجربه زیستهام تلاش میکنم، اقلیمی که در آن رشد کردهام خودبهخود ظاهر میشود. معتقدم داستانی که رنگوبوی تجربه زیستی نویسنده در آن نباشد داستان اصیلی نیست. در همه داستانهای من تجربه زیستهام نمایان است آنچه را با همه حسهایم دریافت کردهام در لوله روایت ریختهام و آزمودهام. چطور میشود شرایط اقلیمی که بخش مهمی از شخصیت، خلقوخو و نگاه ما به زندگی را میسازد از داستان حذف کنیم و فکر کنیم داستان کاملی نوشتهایم؟
وضعیت ادبیات داستانی امروز و گرایش عمده داستاننویسان به موضوعات اجتماعی، روانشناختی خصوصا نقد اجتماعی را چگونه میبینید؟
..
@qoqnoospub
ادامه گفتگو را در لينك زير مشاهده كنيد
http://www.armandaily.ir/fa
Telegram
attach 📎