در مدخل «پلبینها»ی دانشنامهٔ دانشگستر آمده که آنها شهروندان معمولی رومی بودند که به طبقهٔ ممتاز پاتریسین تعلق نداشتند. پلبینها طی قرون چهار و پنج پم به مبارزهای طولانی، برای کسب برابری سیاسی و اجتماعی، با پاتریسینها پرداختند و سرانجام به مناصبی دست یافتند که پیش از آن در انحصار پاتریسینها بود.
و این هم یک تعریف پلبینها طبق کتاب تجربهٔ پلبینی:
تعریف پلبینها به نسبت پاتریسینها بسیار مشکلتر است. نخست باید تصویر معمول از پلبینها را که از زمان نمایشنامهٔ کوریولانوسِ شکسپیر رایج شده است کنار بگذاریم، تصویری که در آن پلبینها تنها به جنبهٔ اقتصادیشان فروکاسته شدهاند. در کوریولانوس پلبینها فقیرند. دانیل دِلئونِ متفکر با کنار گذاشتن بازنماییِ غلط از پلبها، تأکید میکند که برخی از پلبینها ثروتمند بودند و معنای راستین این لقب [یعنی «پلبین»] «انبوه خلق» است. به عبارتی دیگر، اصطلاح «پلبها» دال بر جایگاهی اقتصادی نیست، بلکه بیش از هر چیز به معنای «عامه»ی مردم در مقابل «قلیلی» پاتریسین است. در واقع، تفاوت بنیادین بین پاتریسینها و پلبینها بر این واقعیت اتکا دارد که پلبینها تنها میتوانستند از قدرت اقتصادی برخوردار شوند. برخلاف پاتریسینها، اگر یک پلبین ثروتمند داراییهای خویش را از دست میداد، نمیتوانست به قدرت سیاسی و منزلت مذهبیاش برای تضمین بقای خود پشتگرم باشد.
#تجربه_پلبینی
#مارتین_براو
#فؤاد_حبیبی
#تجدید_چاپ
@qoqnoospub
و این هم یک تعریف پلبینها طبق کتاب تجربهٔ پلبینی:
تعریف پلبینها به نسبت پاتریسینها بسیار مشکلتر است. نخست باید تصویر معمول از پلبینها را که از زمان نمایشنامهٔ کوریولانوسِ شکسپیر رایج شده است کنار بگذاریم، تصویری که در آن پلبینها تنها به جنبهٔ اقتصادیشان فروکاسته شدهاند. در کوریولانوس پلبینها فقیرند. دانیل دِلئونِ متفکر با کنار گذاشتن بازنماییِ غلط از پلبها، تأکید میکند که برخی از پلبینها ثروتمند بودند و معنای راستین این لقب [یعنی «پلبین»] «انبوه خلق» است. به عبارتی دیگر، اصطلاح «پلبها» دال بر جایگاهی اقتصادی نیست، بلکه بیش از هر چیز به معنای «عامه»ی مردم در مقابل «قلیلی» پاتریسین است. در واقع، تفاوت بنیادین بین پاتریسینها و پلبینها بر این واقعیت اتکا دارد که پلبینها تنها میتوانستند از قدرت اقتصادی برخوردار شوند. برخلاف پاتریسینها، اگر یک پلبین ثروتمند داراییهای خویش را از دست میداد، نمیتوانست به قدرت سیاسی و منزلت مذهبیاش برای تضمین بقای خود پشتگرم باشد.
#تجربه_پلبینی
#مارتین_براو
#فؤاد_حبیبی
#تجدید_چاپ
@qoqnoospub
از دید مونتسکیو، «قاعدهای کلی وجود دارد که مطابق آن هرگاه دیدیم در دولتی که خودش را جمهوری مینامد همگان آرام گرفتهاند، میتوانیم مطمئن شویم که در آنجا چیزی به نام آزادی وجود ندارد». بنابراین آرامش، سکون و صلح [در جمهوری] مترادف بندگی سیاسی و از این رو غیاب آزادی است.
از دید وی، در رژیمهای خودکامهٔ سیاسی، از قبیل «استبداد آسیایی»، آنجا که بینظمی سرکوب شده است، «این شهروندان نیستند که با هم متحد شدهاند، بلکه اجسادی مردهاند که یکبهیک کنار هم دفن گردیدهاند».
#تجربه_پلبینی
#مارتین_براو
#فؤاد_حبیبی
#تجدید_چاپ
@qoqnoospublication
از دید وی، در رژیمهای خودکامهٔ سیاسی، از قبیل «استبداد آسیایی»، آنجا که بینظمی سرکوب شده است، «این شهروندان نیستند که با هم متحد شدهاند، بلکه اجسادی مردهاند که یکبهیک کنار هم دفن گردیدهاند».
#تجربه_پلبینی
#مارتین_براو
#فؤاد_حبیبی
#تجدید_چاپ
@qoqnoospublication
انتشارات ققنوس
تجدیدچاپ شد #تجربه_پلبینی @qoqnoospub
«تجربۀ پلبینی»، به قلم مارتین براو، تاریخی ناپیوسته از برخی از تجارب مبارزاتیِ پلبینهای تاریخ برای نیل به آزادی به دست میدهد. پلبها، یا پلبینها، اصطلاحی در اساس برگرفته از روم باستان جهت اشاره به مردمان عادی، نامی است برای تمامی مردمانی که بهرغم عاملیت انکارناشدنیشان در تقویم حیات جمعی در گذشته، حال و آینده از میدان قدرت بیرون رانده میشوند. تاریخی ناپیوسته که خبر از سنتی زیرزمینی، کمتر رؤیتشده و پنهان میدهد؛ تجربهای که رخداد استثنایی و نادر آن دستبرقضا با هستی خاصِ انسان و سیاست راستین همارز است. و، صدالبته، در اینجا مراد از سیاست بالکل غیر از آن چیزی است که، تحت عناوینی همچون «علم ممکنات» و «رئال پولتیک»، جهانی تحت سیطرۀ کابوسهای همهجایی و همیشگیِ فقر، فساد، سلطه، ترور، جنگ و ... آفریده است.
کتاب «تجربۀ پلبینی»، همچون خودِ تجربۀ پلبینی، تجربهای است زنده، پویا و شوقبرانگیز که در تلاقیگاه تاریخ، فلسفه و سیاست، بخشی از راهگشاترین آموزههای تاریخ، فلسفه و سیاست را در طریق رهایی و آزادیِ انسان از چنبرۀ سلطه به بحث میگذارد؛ تا اینچنین و به مدد کالبدشکافی فلسفی تاریخی ناپیوسته، باری دیگر، یادآور شود که چه اندازه گذشته امری است بالفعل، حاضر و کنونی. بدینسان «تجربۀ پلبینی» با در هم آمیختن بدیعِ تاریخ، سیاست، و تفکر، نه فقط تاریخ، بلکه اندیشیدن و تصمیمگیری در خصوص امر حاضر را نیز پروبلماتیزه میکند. لذا میتوان «تجربۀ پلبینی» را اثری خواندنی، جذاب، تأملبرانگیز دانست که بسیاری از مسلمات رایج در باب اندیشیدن به سیاست را به چالش میکشد: از سوبژکتیویتۀ راستین سیاست تا اصول و مؤلفههای سیاستی بدیع و متفاوت، به قصد گسست از وضع موجود و تأسیس نظمی دیگر.
#تجربه_پلبینی
@qoqnoospub
کتاب «تجربۀ پلبینی»، همچون خودِ تجربۀ پلبینی، تجربهای است زنده، پویا و شوقبرانگیز که در تلاقیگاه تاریخ، فلسفه و سیاست، بخشی از راهگشاترین آموزههای تاریخ، فلسفه و سیاست را در طریق رهایی و آزادیِ انسان از چنبرۀ سلطه به بحث میگذارد؛ تا اینچنین و به مدد کالبدشکافی فلسفی تاریخی ناپیوسته، باری دیگر، یادآور شود که چه اندازه گذشته امری است بالفعل، حاضر و کنونی. بدینسان «تجربۀ پلبینی» با در هم آمیختن بدیعِ تاریخ، سیاست، و تفکر، نه فقط تاریخ، بلکه اندیشیدن و تصمیمگیری در خصوص امر حاضر را نیز پروبلماتیزه میکند. لذا میتوان «تجربۀ پلبینی» را اثری خواندنی، جذاب، تأملبرانگیز دانست که بسیاری از مسلمات رایج در باب اندیشیدن به سیاست را به چالش میکشد: از سوبژکتیویتۀ راستین سیاست تا اصول و مؤلفههای سیاستی بدیع و متفاوت، به قصد گسست از وضع موجود و تأسیس نظمی دیگر.
#تجربه_پلبینی
@qoqnoospub