کمتر کسی را در تاریخ تمدن ایرانی و اسلامی میتوان یافت که در حد و اندازهٔ امام محمد غزالی به فلسفه و تفکر عقلانی تاخته باشد.
او را خصم فلسفه، عامل انحطاط و دشمن قسمخوردهٔ فکر فلسفی در جهان اسلام دانستهاند. از او رسالههای متعدد و متنوعی در دست است که مشهورترینِ آنها، همان رسالهای است که بزرگترین تصویر از او را در تاریخ ساخته است: تهافتالفلاسفه.
کتاب «غزالی فیلسوف» در ادامهٔ جریان نوظهوری در غزالیپژوهی نوشته شده که دقیقاً علیه این تصویر کمابیش نهادینه، و به نفع تصویر دیگری، استدلال میکند: غزالیِ فیلسوف. این تصویر جدید غزالی را در کسوت متفکری در ادامهٔ سنت فلسفی ابنسینا معرفی میکند که آثارش مشحون از تعالیم فلسفی است. نویسنده به صورت مشخص بر این باور است که غزالی نهتنها خصم فلسفه نیست، بلکه از بزرگترین و خلاقترین مروجان فلسفه در قرون میانی اسلامی است. غزالی در نظر او متفکری است که رندانه در قالبی عرفانی کار فلسفی کرده و میراث او تحولی عمیق در تمامی نواحی اندیشهٔ اسلامی پدید آورده
#غزالی_فیلسوف
@qoqnoospublication
او را خصم فلسفه، عامل انحطاط و دشمن قسمخوردهٔ فکر فلسفی در جهان اسلام دانستهاند. از او رسالههای متعدد و متنوعی در دست است که مشهورترینِ آنها، همان رسالهای است که بزرگترین تصویر از او را در تاریخ ساخته است: تهافتالفلاسفه.
کتاب «غزالی فیلسوف» در ادامهٔ جریان نوظهوری در غزالیپژوهی نوشته شده که دقیقاً علیه این تصویر کمابیش نهادینه، و به نفع تصویر دیگری، استدلال میکند: غزالیِ فیلسوف. این تصویر جدید غزالی را در کسوت متفکری در ادامهٔ سنت فلسفی ابنسینا معرفی میکند که آثارش مشحون از تعالیم فلسفی است. نویسنده به صورت مشخص بر این باور است که غزالی نهتنها خصم فلسفه نیست، بلکه از بزرگترین و خلاقترین مروجان فلسفه در قرون میانی اسلامی است. غزالی در نظر او متفکری است که رندانه در قالبی عرفانی کار فلسفی کرده و میراث او تحولی عمیق در تمامی نواحی اندیشهٔ اسلامی پدید آورده
#غزالی_فیلسوف
@qoqnoospublication
منتشر شد
آیا معرفت عرفانی جایگاهی در سنت فلسفی اسلامی دارد؟ این کتاب با پژوهشی دقیق و تحلیلی، نشان میدهد غزالی در نظریهی کشف و الهام نه در تقابل با عقل، بلکه در امتداد سنت ابنسینایی میاندیشد. نویسنده با واکاوی متون اصلی و تحلیل معرفتشناختی، پلی میان عرفان و فلسفه اسلامی میسازد؛ پلی که فهم ما از غزالی و نقش الهام را در معرفت دینی عمیقتر میکند.
#غزالی_فیلسوف
@qoqnoospublication
آیا معرفت عرفانی جایگاهی در سنت فلسفی اسلامی دارد؟ این کتاب با پژوهشی دقیق و تحلیلی، نشان میدهد غزالی در نظریهی کشف و الهام نه در تقابل با عقل، بلکه در امتداد سنت ابنسینایی میاندیشد. نویسنده با واکاوی متون اصلی و تحلیل معرفتشناختی، پلی میان عرفان و فلسفه اسلامی میسازد؛ پلی که فهم ما از غزالی و نقش الهام را در معرفت دینی عمیقتر میکند.
#غزالی_فیلسوف
@qoqnoospublication
انتشارات ققنوس
@qoqnoospub
غزالی فیلسوف یک پژوهش تخصصی در حوزه «فلسفه اسلامی»، «معرفتشناسی عرفانی» است. موضوع اصلی کتاب بررسی نظریه «معرفت الهامی» نزد غزالی است؛ یعنی اینکه انسان چگونه و تحت چه شرایطی میتواند به نوعی از معرفت دست یابد که نه اکتسابی، نه استدلالی، و نه ناشی از تجربه حسی است، بلکه جنبهای از «کشف»، «نور»، یا «الهام» دارد.
اما تریگر یک گام فراتر میرود. هدف او فقط توضیح دادن نظر غزالی نیست؛ بلکه تلاش میکند نشان دهد غزالی این نظریه را عمدتاً بر اساس الگوی معرفتی ابنسینا بنا میکند. کتاب درباره پیوستار پنهان میان فلسفه سینوی و عرفان غزالی است. تریگر میخواهد ثابت کند که غزالی برخلاف تصور غالب ــ چه در سنت اسلامی و چه در ادبیات خاورشناسی ــ نه تنها دشمن فلسفه نیست، بلکه در بنیادهای نظری خود، بهشدت «سینوی» باقی میماند؛ حتی وقتی از الهام و کشف سخن میگوید.
مسألهی اصلی کتاب این است که چگونه ممکن است غزالی، که ظاهراً منتقد فلسفه و مدافع عرفان است، نظریهای درباره «معرفت الهامی» ارائه کند که ساختار آن عمیقاً بر
آموزههای ابنسینا استوار باشد؟
در ظاهر، عرفان و فلسفه دو دستگاه معرفتی متفاوتاند:
فلسفه مبتنی بر برهان و استدلال، عرفان مبتنی بر کشف و حضور.
اما غزالی میگوید معرفت راستین پیامبران و اولیا «نوری» است که از طریق «الهام» به انسان میرسد.
آیا این «نور»، به لحاظ نظری، چیزی کاملاً متفاوت از «عقل فعال» ابنسینا است؟ یا اینکه غزالی در واقع همان سازوکار معرفت سینوی را با پوشش عرفانی بازسازی میکند؟
تریگر پاسخ بسیار رادیکال و البته مستدل میدهد؛ غزالی در عمیقترین لایههای نظری خود، فیلسوفی سینوی است و نظریه «معرفت الهامی» او، چیزی جز توسعه و بسط الگوی معرفتی ابنسینا (بهویژه در اشارات) نیست. بنابراین، غزالی هرگز فلسفه را کنار نمیگذارد. حتی وقتی علیه فیلسوفان استدلال میکند، اصول معرفتشناختی سینوی را حفظ میکند.
غزالی در پی حل تنش میان «معرفت عقلی» و «معرفت شهودی» است. پاسخ او، توسعه نظریه ابنسینا درباره افاضه نور عقلی است که غزالی آن را «الهام» و«کشف» میخواند. بنابراین، معرفت الهامی در غزالی امتداد طبیعی سنت سینوی است، نه گسست از آن.
این به معنای آن است که غزالی عقل را رد نمیکند، بلکه عقل را شرط لازم الهام میداند. الهام را خارج از نظام عقلانی نمیبیند؛ بلکه آن را نقطه اوج فعالیت عقل میداند.
#غزالی_فیلسوف
@qoqnoospub
اما تریگر یک گام فراتر میرود. هدف او فقط توضیح دادن نظر غزالی نیست؛ بلکه تلاش میکند نشان دهد غزالی این نظریه را عمدتاً بر اساس الگوی معرفتی ابنسینا بنا میکند. کتاب درباره پیوستار پنهان میان فلسفه سینوی و عرفان غزالی است. تریگر میخواهد ثابت کند که غزالی برخلاف تصور غالب ــ چه در سنت اسلامی و چه در ادبیات خاورشناسی ــ نه تنها دشمن فلسفه نیست، بلکه در بنیادهای نظری خود، بهشدت «سینوی» باقی میماند؛ حتی وقتی از الهام و کشف سخن میگوید.
مسألهی اصلی کتاب این است که چگونه ممکن است غزالی، که ظاهراً منتقد فلسفه و مدافع عرفان است، نظریهای درباره «معرفت الهامی» ارائه کند که ساختار آن عمیقاً بر
آموزههای ابنسینا استوار باشد؟
در ظاهر، عرفان و فلسفه دو دستگاه معرفتی متفاوتاند:
فلسفه مبتنی بر برهان و استدلال، عرفان مبتنی بر کشف و حضور.
اما غزالی میگوید معرفت راستین پیامبران و اولیا «نوری» است که از طریق «الهام» به انسان میرسد.
آیا این «نور»، به لحاظ نظری، چیزی کاملاً متفاوت از «عقل فعال» ابنسینا است؟ یا اینکه غزالی در واقع همان سازوکار معرفت سینوی را با پوشش عرفانی بازسازی میکند؟
تریگر پاسخ بسیار رادیکال و البته مستدل میدهد؛ غزالی در عمیقترین لایههای نظری خود، فیلسوفی سینوی است و نظریه «معرفت الهامی» او، چیزی جز توسعه و بسط الگوی معرفتی ابنسینا (بهویژه در اشارات) نیست. بنابراین، غزالی هرگز فلسفه را کنار نمیگذارد. حتی وقتی علیه فیلسوفان استدلال میکند، اصول معرفتشناختی سینوی را حفظ میکند.
غزالی در پی حل تنش میان «معرفت عقلی» و «معرفت شهودی» است. پاسخ او، توسعه نظریه ابنسینا درباره افاضه نور عقلی است که غزالی آن را «الهام» و«کشف» میخواند. بنابراین، معرفت الهامی در غزالی امتداد طبیعی سنت سینوی است، نه گسست از آن.
این به معنای آن است که غزالی عقل را رد نمیکند، بلکه عقل را شرط لازم الهام میداند. الهام را خارج از نظام عقلانی نمیبیند؛ بلکه آن را نقطه اوج فعالیت عقل میداند.
#غزالی_فیلسوف
@qoqnoospub