انتشارات ققنوس
ققنوس #وات اثر داستانی #ساموئل_بکت را تجدید چاپ کرد @qoqnoospub
وات مردی است که برای شغل خدمتکاری به خانه نات می رود مدتی در طبقه هم کف هست بعد پیشرفت می کند به طبقه بعدی می رود و نهایتا از ان خانه بیرون می آید . وات دائما درگیری با خود دارد این که چی هست کی هست چه اتفاقی داره می افته اگر این اتفاق افتاد چی کار کنه اگر اون اتفاق افتاد چی اصلا چرا این اتفاقا می افتن چه انتظاری می تونه داشته باشه و هر چی سعی می کنه تمام حادثه ها را نظم و ترتیب بده تازه بیشتر گیج می شه و توی این گودال سرگردانی فرو می ره .
خوب موضوعش دوباره کاملا بکتی هست گیج و گنگ و تو در تو اما واقعا به نسبت همه داستان هایی که از بکت خوندم خیلی راحت تر می شه با این ارتباط برقرار کرد فهمیدش درکش کرد و دوستش داشت . ترجمه خوبی هم داره . کتاب متوسطی بود البته نه چندان خوب بازم و انگار بعد این همه بکت خوانی یه چیزی پیدا کردم برام بهتر باشه .
این کتاب را بکت در حالی که از دست آلمان ها فراری بوده حین جنگ نوشته !
این یکی طرح جلد خیلی خوبی داره
قسمت هايي از کتاب
و رفتنش در پایان روزی رخ داد که مثل همه ی روزهای دیگر بود .
گذر زمان همین تاثیر را دارد ، آنچه را تیره است روشن می کند و آنچه را روشن است تیره .
وات کروات نمی زد و یقه هم نمی بست . اگر یقه داشت بی تردید یک کروات هم جور می کرد که با آن هماهنگ باشد و اگر کروات داشت شاید یک یقه هم دست و پا می کرد تا کروات را دورش گره بزند . اما از آن جا که نه کروات داشت و نه یقه ، نه یقه داشت و نه کروات .
از #وبلاگ #bestbook
@qoqnoospub
خوب موضوعش دوباره کاملا بکتی هست گیج و گنگ و تو در تو اما واقعا به نسبت همه داستان هایی که از بکت خوندم خیلی راحت تر می شه با این ارتباط برقرار کرد فهمیدش درکش کرد و دوستش داشت . ترجمه خوبی هم داره . کتاب متوسطی بود البته نه چندان خوب بازم و انگار بعد این همه بکت خوانی یه چیزی پیدا کردم برام بهتر باشه .
این کتاب را بکت در حالی که از دست آلمان ها فراری بوده حین جنگ نوشته !
این یکی طرح جلد خیلی خوبی داره
قسمت هايي از کتاب
و رفتنش در پایان روزی رخ داد که مثل همه ی روزهای دیگر بود .
گذر زمان همین تاثیر را دارد ، آنچه را تیره است روشن می کند و آنچه را روشن است تیره .
وات کروات نمی زد و یقه هم نمی بست . اگر یقه داشت بی تردید یک کروات هم جور می کرد که با آن هماهنگ باشد و اگر کروات داشت شاید یک یقه هم دست و پا می کرد تا کروات را دورش گره بزند . اما از آن جا که نه کروات داشت و نه یقه ، نه یقه داشت و نه کروات .
از #وبلاگ #bestbook
@qoqnoospub