#سفره_خانه_انقلاب
(منتشر شده در ایران وایر - 11/12/2016 )
@rahenow🗿👈
یکی از برکات و معجزات انقلاب اسلامی این بوده که کشور تبدیل شده است به «سفره خانه» و هرگوشه اش را که نگاه کنی میبینی عده ای نشسته اند دور هم و دارند تند تند لقمه می گیرند و سهم خود را از سفره انقلاب به بدن می زنند و قدرتی خدا سیرمانی هم ندارند... ما و امثال ما هم که سهممان از این شکمچرانی ها تماشا و گاهی ابراز تعجب از بزرگی ارقام جابجا شده توسط این عزیزان است،
مثل صمد آقا پشت شیشه این سفره خانه ایستاده ایم و دستهایمان را حائل چشمها کرده ایم بلکه بتوانیم چیزی ببینیم و نهایتا می توانیم تق تقی به شیشه بزنیم و توصیه کنیم که عزیزان گاهی کمی «پیاز» هم همراه غذایشان بخورند!
چند روز پیش دادستان دیوان محاسبات کشوری اعلام کرد که "غار علیصدر" در همدان با رقم سالیانه هفتصد هزار تومان! به بخش خصوصی اجاره داده شده بود در حالی که درآمد این غار در هر سال بالغ بر 19 میلیارد تومان بوده است... یعنی هجده میلیارد و نهصد و نود و نه میلیون و سیصد هزار تومانش رفته
به جیب سفره نشینان انقلاب و هفتصد هزار تومانش هم احتمالا به عنوان اجاره، واریز به خزانه دولت شده است ( یعنی امیدواریم شده باشد! )... واقعا عقل جن هم نمیرسید که می شود از یک غار در دل کوه یک چنین لقمه های چرب و نرمی گرفت... جالب این جاست که همین بخش خصوصی که این غار را به ثمن بخس اجاره کرده بود، برای اینکه این غار ثبت میراث جهانی نشود و احتمالا دردسری برای اداره آن و تناول ان 19 میلیارد برایش ایجاد نشود با دستکاری کردن و ساخت و ساز در مدخل غار مانع از این شد که این غار برای قرار گرفتن در فهرست میراث جهانی یونسکو واجد شرایط شناخته شود... میراث جهانی به چه درد میخورد...؟ سفره ی خودشان و میراث خودشان است و حتما چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!
اینها گوشه هایی ست که ما از این کنجی که ایستاده ایم گاهی بر حسب تصادف، یا به خاطر شهامت و جسارت یک خبرنگار و یا بر اثر اختلافات بین دو نهاد و یا اشخاصی که بر سر این سفره خیمه زده اند، میتوانیم ببینیم و از ان مطلع شویم... این سفره خانه پستوهای بیشمار و بخشهای وی آی پی و لژهای خانوادگی بسیار دارد که در معرض دید ما نیست... شاید اغراق نباشد اگر بگوییم هیچ فعالیت قابل توجهی در کشور انجام نمی شود، که از کنار آن یک آقازاده ای، سرداری، وزیری، وکیلی چیزی به آلاف و الوفی نرسد.
"بارون ویلیام کوهن" فیلمی دارد به نام دیکتاتور...در یک صحنه از این فیلم، «ژنرال علاء الدین» که حاکم یک رژیم دیکتاتوری در یک کشور کوچک آفریقایی ست در حین یکی از سخنرانی هایش وقتی که می آید به شیوه مالوفِ تمامی دیکتاتورها، پشت تریبون در مورد آزادی و دموکراسی در کشور خودش سخنرانی کند ناگهان خنده اش می گیرد و سخنرانی اش مختل می شود...
این موقعیت کمیک البته برای ما که تجربه جمهوری اسلامی را داریم که خطيبان و بزرگانش هر روز دارند از عدالت و تقوا و ساده زیستی و آخرت و خدمت به خلق دم می زنند بدون انکه خنده شان بگیرد، بیشتر جنبه تراژیک دارد...یعنی آدم را در برابر این پرسش قرار می دهد که چطور می شود عده ای بر سر این سفره اینطور چنبرک زده باشند و در لحظاتی که شاید برای آروغ زدن یا خلال کردن دندان از خوردن فارغ می شوند، از عدالت اجتماعی و خدمت به خلق و ساده زیستی و پاکدستی و چنین چیزهایی دم بزنند و خودشان خنده شان نگیرد.
ژنرال علاء الدین که با همه پدرسوختگی اش نتوانست...
اینها ولی ظاهرا می توانند!
https://telegram.me/rahenow
(منتشر شده در ایران وایر - 11/12/2016 )
@rahenow🗿👈
یکی از برکات و معجزات انقلاب اسلامی این بوده که کشور تبدیل شده است به «سفره خانه» و هرگوشه اش را که نگاه کنی میبینی عده ای نشسته اند دور هم و دارند تند تند لقمه می گیرند و سهم خود را از سفره انقلاب به بدن می زنند و قدرتی خدا سیرمانی هم ندارند... ما و امثال ما هم که سهممان از این شکمچرانی ها تماشا و گاهی ابراز تعجب از بزرگی ارقام جابجا شده توسط این عزیزان است،
مثل صمد آقا پشت شیشه این سفره خانه ایستاده ایم و دستهایمان را حائل چشمها کرده ایم بلکه بتوانیم چیزی ببینیم و نهایتا می توانیم تق تقی به شیشه بزنیم و توصیه کنیم که عزیزان گاهی کمی «پیاز» هم همراه غذایشان بخورند!
چند روز پیش دادستان دیوان محاسبات کشوری اعلام کرد که "غار علیصدر" در همدان با رقم سالیانه هفتصد هزار تومان! به بخش خصوصی اجاره داده شده بود در حالی که درآمد این غار در هر سال بالغ بر 19 میلیارد تومان بوده است... یعنی هجده میلیارد و نهصد و نود و نه میلیون و سیصد هزار تومانش رفته
به جیب سفره نشینان انقلاب و هفتصد هزار تومانش هم احتمالا به عنوان اجاره، واریز به خزانه دولت شده است ( یعنی امیدواریم شده باشد! )... واقعا عقل جن هم نمیرسید که می شود از یک غار در دل کوه یک چنین لقمه های چرب و نرمی گرفت... جالب این جاست که همین بخش خصوصی که این غار را به ثمن بخس اجاره کرده بود، برای اینکه این غار ثبت میراث جهانی نشود و احتمالا دردسری برای اداره آن و تناول ان 19 میلیارد برایش ایجاد نشود با دستکاری کردن و ساخت و ساز در مدخل غار مانع از این شد که این غار برای قرار گرفتن در فهرست میراث جهانی یونسکو واجد شرایط شناخته شود... میراث جهانی به چه درد میخورد...؟ سفره ی خودشان و میراث خودشان است و حتما چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!
اینها گوشه هایی ست که ما از این کنجی که ایستاده ایم گاهی بر حسب تصادف، یا به خاطر شهامت و جسارت یک خبرنگار و یا بر اثر اختلافات بین دو نهاد و یا اشخاصی که بر سر این سفره خیمه زده اند، میتوانیم ببینیم و از ان مطلع شویم... این سفره خانه پستوهای بیشمار و بخشهای وی آی پی و لژهای خانوادگی بسیار دارد که در معرض دید ما نیست... شاید اغراق نباشد اگر بگوییم هیچ فعالیت قابل توجهی در کشور انجام نمی شود، که از کنار آن یک آقازاده ای، سرداری، وزیری، وکیلی چیزی به آلاف و الوفی نرسد.
"بارون ویلیام کوهن" فیلمی دارد به نام دیکتاتور...در یک صحنه از این فیلم، «ژنرال علاء الدین» که حاکم یک رژیم دیکتاتوری در یک کشور کوچک آفریقایی ست در حین یکی از سخنرانی هایش وقتی که می آید به شیوه مالوفِ تمامی دیکتاتورها، پشت تریبون در مورد آزادی و دموکراسی در کشور خودش سخنرانی کند ناگهان خنده اش می گیرد و سخنرانی اش مختل می شود...
این موقعیت کمیک البته برای ما که تجربه جمهوری اسلامی را داریم که خطيبان و بزرگانش هر روز دارند از عدالت و تقوا و ساده زیستی و آخرت و خدمت به خلق دم می زنند بدون انکه خنده شان بگیرد، بیشتر جنبه تراژیک دارد...یعنی آدم را در برابر این پرسش قرار می دهد که چطور می شود عده ای بر سر این سفره اینطور چنبرک زده باشند و در لحظاتی که شاید برای آروغ زدن یا خلال کردن دندان از خوردن فارغ می شوند، از عدالت اجتماعی و خدمت به خلق و ساده زیستی و پاکدستی و چنین چیزهایی دم بزنند و خودشان خنده شان نگیرد.
ژنرال علاء الدین که با همه پدرسوختگی اش نتوانست...
اینها ولی ظاهرا می توانند!
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
#حكايت
@rahenow🗿👈
در روستایی٬ قوچعلی با 11 پسرش زندگی میکرد.
پسران قوی و نیرومند بودند. اهالی روستا هروقت کاری، گرفتاری، مشکلی داشتند میگفتند "قوچعلی و پسراشو خبر کنید". اونا هم میومدن و کمک می کردن
ولی موقع جشن و مهمونی که میشد میگفتن "قوچعلی رو خبر نکنید هم تعدادشون زیاد هست و هم بچه هاش زياد ميخورن"
🔹حالا ما شديم همون خانواده قوچعلی .
موقع #انتخابات و #راهپیمایی و...
میشیم مردم فرهیخته و موقع پیدا کردن شغل و وام و .... سر #سفره_انقلاب میشیم قوچعلی و پسراش 😐
چطوری قوچعلی ؟
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
در روستایی٬ قوچعلی با 11 پسرش زندگی میکرد.
پسران قوی و نیرومند بودند. اهالی روستا هروقت کاری، گرفتاری، مشکلی داشتند میگفتند "قوچعلی و پسراشو خبر کنید". اونا هم میومدن و کمک می کردن
ولی موقع جشن و مهمونی که میشد میگفتن "قوچعلی رو خبر نکنید هم تعدادشون زیاد هست و هم بچه هاش زياد ميخورن"
🔹حالا ما شديم همون خانواده قوچعلی .
موقع #انتخابات و #راهپیمایی و...
میشیم مردم فرهیخته و موقع پیدا کردن شغل و وام و .... سر #سفره_انقلاب میشیم قوچعلی و پسراش 😐
چطوری قوچعلی ؟
@rahenow🗿👈