📝اندر باب علم رجال و حدیث!
@rahenow🗿👈
✅ما روایانی داریم که چون مثلا یک عالم رجالی گفته است که روای این روایت یعنی کسی که آن روایت را روایت کرده, نقل کرده, کذاب است, دروغ گو است یا ضعیف است و ... دیگر روایت ها ی آن راوی پذیرفته نمی شود، فی المثل یحیی بن معین که خط قرمز اهلسنت در علم رجال می باشد هر کسی را که او مردود اعلام کرد مثل آن می ماند که دایره ای دور او کشیده باشند تا کسی نزدیکش هم نشود فلذا بسیاری از علمای رجال اهلسنت هم مردودش می دانند و روایتش را مقبول نمی دانند و نمی پذیرند!
خب شاید یحیی بن معین اشتباه کرده باشد!
یا شاید آن فرد کذاب یک روایت صحیح هم نقل کرده باشد که دیگران نقل نکرده باشند یا به دستشان نرسیده باشد!!!
آیا محال است؟
✅یا کسی را که علما ضعیف و کذابش می دانند, شاید اصلا کذاب نباشد و همگی برای خاطر پاپوش دوزی تی باشد که اتفاقا در بین مسلمین رایج بوده و طبق روایت کافی و باب مباهته در فقه شیعی, مسلمین کاملا مجاز بودند که به هرکسی که بدعت میگذاشته یا آنها گمان می کردند که بدعت گذار است, تهمت بزنند, خب شاید این اشخاص هم مورد تهمت واقع شدند!
و یا اصلا کسی را که علمای علم رجال تصحیح اش کردند و موثق اش خواندند در اصل یک پفیوز ریا کار درجه یک باشد(مثل راویان صحیح بخاری همانند عمران بن حطان, و بسیاری از خوارج و نواصب!) و یا اصلا صادق هم باشد اما روایت به او اشتباهی رسیده باشد!
✅و یا قاعده ای در بین علمای متاخر می باشد که تنها روایت شیعه ی دوازده امامی را می پذیرد، خب این دیگر چه علمی ست؟ اصلا می شود بر چنین توهماتی نام علم را نهاد؟ یعنی کسی که شیعه ی دوازده امامی نباشد, نمی تواند سخنی راست هم گفته باشد و هر چه روایت نقل کرده باشد به نفع و سود مذهب خود و به زیان دیگران بوده؟
✅در این شب تاریک و بیم و موج گردابی چنین حایل چطور ما میتوانیم این علوم ظن آور را منبعی برای اعتقادات و یقینیات خودمان قرار دهیم؟ چنانچه فقهای ما دقیقا از همین ظنیات پی به یقینیات خود میبرند و به ضرس قاطع حکمی را حکم خدا و عقیده ای را جزو اصول دین و یا ضروریتی معرفی میکنند که انکار اش منجر به کفر و ارتداد می شود!!! مثل آب خوردن!
#ابوذرشریعتی
#رجال
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow🗿👈
✅ما روایانی داریم که چون مثلا یک عالم رجالی گفته است که روای این روایت یعنی کسی که آن روایت را روایت کرده, نقل کرده, کذاب است, دروغ گو است یا ضعیف است و ... دیگر روایت ها ی آن راوی پذیرفته نمی شود، فی المثل یحیی بن معین که خط قرمز اهلسنت در علم رجال می باشد هر کسی را که او مردود اعلام کرد مثل آن می ماند که دایره ای دور او کشیده باشند تا کسی نزدیکش هم نشود فلذا بسیاری از علمای رجال اهلسنت هم مردودش می دانند و روایتش را مقبول نمی دانند و نمی پذیرند!
خب شاید یحیی بن معین اشتباه کرده باشد!
یا شاید آن فرد کذاب یک روایت صحیح هم نقل کرده باشد که دیگران نقل نکرده باشند یا به دستشان نرسیده باشد!!!
آیا محال است؟
✅یا کسی را که علما ضعیف و کذابش می دانند, شاید اصلا کذاب نباشد و همگی برای خاطر پاپوش دوزی تی باشد که اتفاقا در بین مسلمین رایج بوده و طبق روایت کافی و باب مباهته در فقه شیعی, مسلمین کاملا مجاز بودند که به هرکسی که بدعت میگذاشته یا آنها گمان می کردند که بدعت گذار است, تهمت بزنند, خب شاید این اشخاص هم مورد تهمت واقع شدند!
و یا اصلا کسی را که علمای علم رجال تصحیح اش کردند و موثق اش خواندند در اصل یک پفیوز ریا کار درجه یک باشد(مثل راویان صحیح بخاری همانند عمران بن حطان, و بسیاری از خوارج و نواصب!) و یا اصلا صادق هم باشد اما روایت به او اشتباهی رسیده باشد!
✅و یا قاعده ای در بین علمای متاخر می باشد که تنها روایت شیعه ی دوازده امامی را می پذیرد، خب این دیگر چه علمی ست؟ اصلا می شود بر چنین توهماتی نام علم را نهاد؟ یعنی کسی که شیعه ی دوازده امامی نباشد, نمی تواند سخنی راست هم گفته باشد و هر چه روایت نقل کرده باشد به نفع و سود مذهب خود و به زیان دیگران بوده؟
✅در این شب تاریک و بیم و موج گردابی چنین حایل چطور ما میتوانیم این علوم ظن آور را منبعی برای اعتقادات و یقینیات خودمان قرار دهیم؟ چنانچه فقهای ما دقیقا از همین ظنیات پی به یقینیات خود میبرند و به ضرس قاطع حکمی را حکم خدا و عقیده ای را جزو اصول دین و یا ضروریتی معرفی میکنند که انکار اش منجر به کفر و ارتداد می شود!!! مثل آب خوردن!
#ابوذرشریعتی
#رجال
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.