@rahenow
557 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
📝اندر باب علم رجال و حدیث!
@rahenow🗿👈
ما روایانی داریم که چون مثلا یک عالم رجالی گفته است که روای این روایت یعنی کسی که آن روایت را روایت کرده, نقل کرده, کذاب است, دروغ گو است یا ضعیف است و ... دیگر روایت ها ی آن راوی پذیرفته نمی شود، فی المثل یحیی بن معین که خط قرمز اهلسنت در علم رجال می باشد هر کسی را که او مردود اعلام کرد مثل آن می ماند که دایره ای دور او کشیده باشند تا کسی نزدیکش هم نشود فلذا بسیاری از علمای رجال اهلسنت هم مردودش می دانند و روایتش را مقبول نمی دانند و نمی پذیرند!

خب شاید یحیی بن معین اشتباه کرده باشد!

یا شاید آن فرد کذاب یک روایت صحیح هم نقل کرده باشد که دیگران نقل نکرده باشند یا به دستشان نرسیده باشد!!!

آیا محال است؟

یا کسی را که علما ضعیف و کذابش می دانند, شاید اصلا کذاب نباشد و همگی برای خاطر پاپوش دوزی تی باشد که اتفاقا در بین مسلمین رایج بوده و طبق روایت کافی و باب مباهته در فقه شیعی, مسلمین کاملا مجاز بودند که به هرکسی که بدعت میگذاشته یا آنها گمان می کردند که بدعت گذار است, تهمت بزنند, خب شاید این اشخاص هم مورد تهمت واقع شدند!

و یا اصلا کسی را که علمای علم رجال تصحیح اش کردند و موثق اش خواندند در اصل یک پفیوز ریا کار درجه یک باشد(مثل راویان صحیح بخاری همانند عمران بن حطان, و بسیاری از خوارج و نواصب!) و یا اصلا صادق هم باشد اما روایت به او اشتباهی رسیده باشد!

و یا قاعده ای در بین علمای متاخر می باشد که تنها روایت شیعه ی دوازده امامی را می پذیرد، خب این دیگر چه علمی ست؟ اصلا می شود بر چنین توهماتی نام علم را نهاد؟ یعنی کسی که شیعه ی دوازده امامی نباشد, نمی تواند سخنی راست هم گفته باشد و هر چه روایت نقل کرده باشد به نفع و سود مذهب خود و به زیان دیگران بوده؟

در این شب تاریک و بیم و موج گردابی چنین حایل چطور ما میتوانیم این علوم ظن آور را منبعی برای اعتقادات و یقینیات خودمان قرار دهیم؟ چنانچه فقهای ما دقیقا از همین ظنیات پی به یقینیات خود میبرند و به ضرس قاطع حکمی را حکم خدا و عقیده ای را جزو اصول دین و یا ضروریتی معرفی میکنند که انکار اش منجر به کفر و ارتداد می شود!!! مثل آب خوردن!

#ابوذرشریعتی
#رجال

#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow 🗿👈
‍ این قوم کج اندیش مقلد که همچون میمون تنها تقلید می کنند و چون طوطی تنها تکرار و تمام نبوغشان نیز این بوده است که از میمون های تقلیدی قرن بوقی به طوطی های تکراری عصر برقی ارتقاء درجه بیابند! چون مردان را طبق آموزه های غلط فقهی، سراسر شهوت و شکار و چشم چرانی می انگارند (و می کنند!)، لذا خود را مگس های کثیف و گشنه و زنان را هم شکلات هایی برای خوردن و خورده شدن، در نظر می گیرند، که اگر زنان خود را در بغچه نکنند، این ها قطعا تجاوز خواهند کرد! ساده اش کنیم؛ یعنی روسری با تو سری ! و الا فلا !

البته راست هم می گویند، در جامعه ای که مردانِ دینی اش، طبق آموزه های دینی و فقهی، خود را مگس هایی کثیفِ فرصت طلبِ شهوت پرستِ زن باره ی مدام در حال گشت و چرخش برای به دست آوردن شکار (دختر من و خواهر تو و مادر دیگری) تلقی می کنند، چادر که سهل است، می بایست زنان، خود را در خانه ها حبس نمایند و اصلا چهره ی هیچ‌ مردی را هم نبینند!

چناچه در این زمینه روایت هم دارند و مدام نقل مجالسشان است که؛ «بهترین زنان، زنی است که در کل عمرش، چهره ی هیچ مردی را ندیده باشد!»

بله وقتی زن بشود شکلات! مرد نیز مگس کثیف! اختیار و انتخاب هم کشک خاله! و ملاک ارزش نیز آگاهی و انتخاب و اختیار آدمی نباشد و اجبار باشد و شهوت باشد و مردان دینی ای که تمام فکر و ذکر و ذهن و ضمیرشان بالای شکم است و زیر شکم! بله صد در صد چادر خوب است، شما هم خوبید! تمام بی حجاب ها من جمله مریم میرزاخانی، نابغه ی ریاضی نیز بی حیا است چون حجاب ندارد (و شما خانم گزارش گر محجبه ی قرن بوقی که در کل زندگی ات، فراتر از رساله ی عملیه ای که تو را در کنار شتر قرار میدهد بالاتر نرفته ای، و تمام کارت این بوده که غیبت عمه صغری و خاله کبری را بکنی، و یا نهایتا و طبق مصلحت! جلوی دوربین حجاب داشته باشی و پشت دوربین آن کار دیگر بکنی، چون حجاب داری پس خوبی و شکلات!)

همه ی کشورهای بی حجاب دنیا همانند سوئد و سوئیس و ژاپن و ... هم برای همین خاطر یعنی نداشتن حجاب رو به زوال و انحطاط گذاشته اند!

استحمار دینی + استبداد فقهی = مردان مگسی و زنان شکلاتی! خیرش را ببینی!

سلام علیکم!

#حجاب_اجباری
#آموزه_های_ارتجاعی
#ابوذرشریعتی

@rahenow 🗿👈
⬛️🖌روشنفکری دینی آغازش از کجا بود؟

@rahenow 🗿👈
روشن است که روشنفکری دینی، دغدغه اش توجیه دین (بر اساس نگاه تئولوژیکی اش که دین را خیر مطلق می انگارد و لذا سعی بر رفع وجهه های شر اش می کند) بوده و تمام تلاش اش جمع بین مدرنیته و دین و تحمیل ارزش های مدرن بر دین و توجیه عقب ماندگی مسلمین می باشد!

هنگامی که مسلمین با غرب و مدرنیته و عظمت آن مواجه شدند و متوجه عقب ماندگی و ارتجاع و حقارت خود گشتند، این سوال مطرح شد که اگر ما بهترین دین و مرام و مکتب و مذهب جهان را داریم پس چرا چنین خوار و ذلیل و زبون و حقیر و عقب مانده و ارتجاعی گشته ایم؟

پاسخ ها متفاوت بود؛

عده ای (آخوندیسم) بر این باور بودند که علت این عقب ماندگی بی توجهی کردن به سنت و با تمام قدرت و قوا عمل ننمودن به دستور شرع مقدس بوده است!

و عده ای دیگر (نو گراها) معتقد بودند که علت این عقب ماندگی و انحطاط را باید در فهم غلط آخوندیسم و نیز نهاد رسمی_سنتیِ آن جستجو کرد!

یعنی آخوندیسم نو گرا را متهم می کرد و نو گرا آخوندیسم را !

روشنفکر مولود شوم این جدل شومی ست که در دل این هر دو یک اشتراکی وجود دارد و آن عبارت است از بیش فعالی و ایدئولوژومی بسیار خطرناک که در دل این ایدئولوژیِ دینی نفهته است !


هر دو معتقدند که دین توانایی رشد را دارد و هر دو معتقد بودند که بوسیله ی دین می توان از مدرنیته و ... بی نیاز شد می توان تمام مشکلات را با رجوع به دین اسلام حل و فصل کرد و ارزش های مدرن را از دل دین بیرون کشید و حتی حقوق بشر را با قرآن منطبق کرد! ولو شده به قیمت تحریف متن و دین و بی توجهی کردن به تاریخ و سنت!

#روشنفکری_دینی
#ابوذرشریعتی

#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
🔺جوانی که گیج می شود!

حقیقتا وقتی به اوضاع جامعه و آینده ی کثیری از افرادی که تحصیل کرده اند یا در حال تحصیل اند یا حتی همان تحصیل را هم ندارند فکر می کنم، گیج می شوم! قطعا آنان هم در این وضعیت و با این وضعیت دچار سردرگمیِ عجیبی شده اند.

لطفا به این مساله خوب دقت کنید؛

اگر بخواهی از طریق درس و مشق و تحصیل به جایی برسی (یعنی نهایتا یک شغلی داشته باشی و یک بیمه ای و تمام!) می بایست که:

اولا)؛ اسکرین شات هایی که از تو در فضای مجازی گرفته شده در حدی نباشد که خطوط قرمزِ نامشخص را رد کرده باشی!

ثانیا)؛ یک پارتیِ گردن کلفت داشته باشی

ثالثا)؛ به کلیشه هایی که در مصاحبه گفته می شود (که علی الاغلب خود مصاحبه گر ها در خفا به آن ها می خندند) مطلقا باور داشته باشی مثل شیعه‌ی دوازده امامی بودن و پیر خط طلایی امام بودن و...

رابعا)؛ تواناییِ کنار آمدن با انبوهی از انسان های قالبی و پاچه خوار و مفت خور را داشته باشی و همچنین، بتوانی خوب تظاهر کنی یا به اصطلاح خوب ریا کنی خوب نقش بازی کنی، مثلا خودت هم می دانی که حجاب اجباری و یا دروغ گفتن به مردم و اخبار کذب دادن، اخلاقا و شرعا و... درست نیست اما انجام دهی

یا فی المثل خودت هم خوب میدانی که فلان عقیده، یک چیز کاملا مزخرف و مهملی ست اما به وقتش سر تکان دهی و تایید کنی

یا اگر سخن از آرمان های خیالی شد هرگز «چرا» مطرح نکنی! و فی الواقع خفه شوی و خودت نباشی و یک مهره ای در دستانِ دیگری بزرگ باشی تا او مثل عروسک های خیمه شب بازی به تو بگوید که چه باید بکنی و چه باید بگویی تا چندر غاز حقوق برای نمردن به تو بدهد!

اگر هم بخواهی از طریق کار و بازار به یک موقعیتی دست پیدا کنی که روزگارت و حسابت با کرام الکاتبین است، یک سیستم فئودالیته ای را می بینی که نسل به نسل ارث های کلان به جا می گذارند و افرادی را به نام کارگر در نهایت خفت و خواری به بردگی و بیگاری می گیرند و یک دست مزد اندکی آن هم با تاخیر چند ماهه و با منت، بر سرشان پرت می کنند و آن ها کار می کنند و این ها می خورند! خلاص!

بهت زده و انگشت به دهان، می مانی!
یا للعجب!

نه امنیت اقتصادی داری
نه امنیت اجتماعی
نه امنیت شغلی
نه امنیتِ حتی بهداشتی و...

و نه امنیتِ آزادی پس از دو پست و یاد داشت نوشتن در فضای مجازی!

وحشتناک نیست؟
گیج کننده و یأس آور نیست؟
و عجیب تر از همه آن که در این سیاه-چال و با این وضعیتِ بغرنج، هنوز هستیم!

این بودن (این نحو از بودن و بدین شکل بودن) حقیقتا شرم آور است.

#ابوذرشریعتی
@rahenow 🗿👈
‍ ‍ ما در میان دو ابد گرفتاریم!
(ابتدا به کلیپ یک دقیقه ایِ درج شده در زیر پست دقت کنید)

ما در میانِ دو ابد گرفتار شده ایم! گذشته ای بسیار دور و دراز که در آن گذشته ی دور و دراز نبوده ایم!

و آینده ی بسیار دور و درازتر که باز هم در آن آینده ی بسیار دور و دراز نخواهیم بود!

میان گذشته و آینده ای بس بسیار مهم و سرنوشت ساز که همین گذشته اش، آینده ی ما را رقم زده است و آینده ای که سرنوشت بسیاری از آیندگان را تعیین خواهد کرد!

و در این بین مرگ نیز خودی نشان می دهد و انسان های اسیر روزمرگی را مدام میگزد! این ها چنان هراسی از مرگ دارند که گویی مرگ بلا و مصیبتی بی بدیل است!

غافل از اینکه مرگ نوش داروی تمامی بدبختی ها و مصیبت ها و درد ها و رنج هاست!

مرگ آغوش گرمِ و دوست داشتنی است که در آن تمامی درد و رنج ها گور به گور می شوند!

اپیکور و شوپنهاور را ببینید که چقدر حکیمانه در این باره سخن گفته اند:

اپیکور می گوید: "من از مرگ هراسی ندارم چرا که زمانی که من هستم او نیست و زمانی که او هست من نیستم" یعنی هیچ تجربه ای از مرگ نداشته و ندارم و هیچ احدی هم از مرگ هیچ تجربه ای نخواهد داشت!

اما شوپنهاور، او می گوید:

"واضح است که از دست دادن چیزی که فقدان اش احساس نمی شود نمی‌تواند شر باشد؛ لذا این که وجود نخواهیم داشت باید به اندازه ی این که وجود نداشته ایم موجب آزردگی و ناراحتی ما شود. بنابراین، از منظر شناخت، مطلقاً به نظر نمیرسد که پایه و اساسی برای ترس از مرگ وجود داشته باشد؛ بلکه آگاهی عبارت است از شناسایی، و از این رو برای آگاهیْ مرگْ هیچ شری نیست"

نگاهی به این کره ی خاکی بیدازیم، نزدیک به هشت میلیارد انسان روی زمین است که 150 سال پیش هیچ کدامشان نبوده اند و 150 سال بعد نیز هیچ کدامشان/مان نخواهند بود!

اندکی زمان میان دو ابدیت! اندکی بودن میان دو بی نهایت! و سپس به عدم و همان نبودن، پیوستن، این است تمام ماجرا.

نه شهرتی از ما باقی خواهد ماند و نه نامی و نه حتی هیچ خاطره ای... همانند میلیون ها و میلیارد ها انسان دیگر که آرام و بی صدا و یا پر هیاهو و شر و شور آمدند و رفتند.

پس آرامش باش عزیز من... آرامش باش و از سیگارت لذتت ببر...

#ابوذرشریعتی
#مرگ
@rahenow 🗿👈