🚨پرویز پرستویی: به دستشویی رفتن مردم هم کار دارید؟!
🔹وی با انتقاد تند از سخنان یک واعظ که گفته بود «کسانی که بیش از یک وعده میخورند، حمال و مزدور هستند» ، از کسانی که تریبون دارند، خواست اگرجوابی برای وضعیت نابسامان معیشتی مردم ندارند،برای توجیه فقروفلاکت،به فحاشی و ترورشخصیت مردم متوسل نشوند.
@rahenow 🗿👈
🔹وی با انتقاد تند از سخنان یک واعظ که گفته بود «کسانی که بیش از یک وعده میخورند، حمال و مزدور هستند» ، از کسانی که تریبون دارند، خواست اگرجوابی برای وضعیت نابسامان معیشتی مردم ندارند،برای توجیه فقروفلاکت،به فحاشی و ترورشخصیت مردم متوسل نشوند.
@rahenow 🗿👈
درون سینه ام آوازی می شنوم
گویا پرنده ای ست سراسیمه حال،
که خود را به جداره های سلول
تنگ سینه ام می کوبد
دلش میخواهد سینه ام را بشکافد و یک نفس ترانهی آزادی بسراید...
@rahenow 🗿👈
گویا پرنده ای ست سراسیمه حال،
که خود را به جداره های سلول
تنگ سینه ام می کوبد
دلش میخواهد سینه ام را بشکافد و یک نفس ترانهی آزادی بسراید...
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سگ هار در بیان فاطمه محمدی قرهچناق
چند بیت شعر در واکنش به اظهارات «احمد خاتمی» امام جمعه تهران و «حسین شریعتمداری» که گفته بودند «فضای مجازی سگ هار است؛ اگر این سگ هار رها شود دوباره گاز خواهد گرفت»
@rahenow 🗿👈
چند بیت شعر در واکنش به اظهارات «احمد خاتمی» امام جمعه تهران و «حسین شریعتمداری» که گفته بودند «فضای مجازی سگ هار است؛ اگر این سگ هار رها شود دوباره گاز خواهد گرفت»
@rahenow 🗿👈
سالگرد شهادت #فرمانده_بابک
🔆 روز مرگ بابک مصادف است با ۱۷ روز بعد از «چیلله گئجهسی» یا برابر با ۷ ژانویه. در چنین روزی، وی را در سامرا مثله کردند. وقتی بازوی راستش را زدند، وی با دست چپ بازوی قطع شدهاش را برداشت و به صورتش مالید تا خونین شود. وقتی خلیفه علت را پرسید، گفت: چون خون میرود، چهرهام زرد خواهد شد. این کار را کردم تا گمان نبری که از ترس رنگ صورتم پریده. وی در تمامی مراحل مثله شدن، همچنان لبخند میزده و این عکسالعمل در برابر درد جانکاه، باعث شده بود تا جماعت تماشاگر، در حیرت و ابهامی عمیق فرو روند.
نحوه مرگ شجاعانه وی حتی بعدها الگویی شد برای چهرههایی چون #حلاج یا #نسیمی و در این رابطه اسناد چندی موجود است.
🔆 منابع تاریخی آمار کشتههای #خرمی در نبرد آخر را بیش از ۸۰ هزار نفر آوردهاند. حال آنکه تعداد اسرا تنها حدود ۳۰۰ نفر بوده است. به عبارتی دیگر، خرمیان تا آخرین نفر و آخرین نفس جنگیدهاند. نبردی منحصربهفرد در تاریخ که عملا نه زخمی داشته و نه اسیر!! این رشادت و چنین نسبت عددی بین ارقام کشتهها در برابر اسرا، در تمامی طول تاریخ جنگهای بشر، بسیار نادر شمرده میشود.
همچنین اشاره شده که زنان و کودکان، بعد از این واقعه شوم و شکست بابک، به گریه و زاری پرداختهاند. همگی این روایات و اسناد تاریخی، نشانی از جایگاه مردمی و بشر دوستی وی را ترسیم و بیانگری مینماید.
🔆 متون تاریخی ازجمله کتاب: طبری نقل میکند که آخرین خواسته #بابک از افشین قبل از مرگش، این بود که به قلعه خود برود و آن شهر سوزانده و تخریب شده را به همراه اجساد همرزمان و یارانش بار دیگر ببیند. توضیح داده میشود آن شب، تصادفا مهتابی هم بوده است. بابک توانسته در زیر روشنایی ماه، در میان آوارهای فروریخته، بوی خون و سوختگی و در کنار اجساد کشتهها تا سحرگاهان قدم به قدم بگردد. در چنین شب سنگینی که میتواند سوژۀ بسیار مهمی برای هنرمندان در ترسیم و آفرینش تصویری این صحنه حزنانگیز تلقی شود، بابک این مرد قهرمان و سازشناپذیر، به تکتک یاران #خرمیاش سرمیزده وخاطرات بودن با آنان را به یاد میآورده است.
قطعا به چهرۀ یکایک آنان مینگریسته، دست در دستشان قرار میداده و اشک میریخته.
چنین وفاداری، قدرشناسی و احساس تعلق به جمع، خود به تنهایی از جنس یک ارزش اسطورهای باید تلقی شود که در تاریخ کمنظیر است. آنگاه که سپیده دم فرا میرسد، وی میگوید آمادهام تا به مسلخ روم. و او همچنانکه در زندگی پرافتخارش، اسطوره بود، مرگش هم قهرمانانه بود.
🔆 محتملا با توجه به جایگاه حماسی و عدالتخواهانه بابک نزد تودهها، مراسمی در شهرهای آزربایجانی مخصوصا در اردبیل و قرهداغ به عنوان مراکز فرماندهی وی، برگزار میشده است. همچنین به دلیل ساختار فرهنگی آزربایجانیها، گردانندگان این عزاداری، #اوزانهای مردمی بودهاند که طی آن، شجاعت و جوانمردی بابک را مطابق الگوهای آوائی و اشعاری تورکی، نقالی و نوحهسرایی میکردهاند. بدون شک در این نقل و قرائت شهادت، رشادت و مظلومیت #خرمیان، از عناوین و یا قالبهایی دیگر و متاخری هم مورد ذکر و استفاده این هنرمندان خلقی قرار داشته است. طبیعتا وجود چنین اتمسفر حسی و عاطفی، باعث ایجاد نوعی از همزادپنداری با برخی از حماسههای تاریخی و مذهبی شده است.
🔆حضور اندیشه خرمی و کاراکتر بابک همچنان در تاروپود هویت آزربایجانی تنیده مانده است. حتی در افسانهها آمده که هر سال در سالروز مرگ #فرمانده_بابک، اسب وی از دریاچه #آت_گولی در دامنههای #ساوالان بیرون آمده و شیهه میکشد و دوباره به آب برمیگردد.
بهعبارتی دیگر، تثبیت یک اسطوره در آمال و آرزوهای ملی و امیدواری برای بازگشت #قهرمان_خلق.
یاد #فرمانده_بابک، همچنان گرامی خواهد ماند.
#رضا_زرگری
kuyum
@rahenow 🗿👈
🔆 روز مرگ بابک مصادف است با ۱۷ روز بعد از «چیلله گئجهسی» یا برابر با ۷ ژانویه. در چنین روزی، وی را در سامرا مثله کردند. وقتی بازوی راستش را زدند، وی با دست چپ بازوی قطع شدهاش را برداشت و به صورتش مالید تا خونین شود. وقتی خلیفه علت را پرسید، گفت: چون خون میرود، چهرهام زرد خواهد شد. این کار را کردم تا گمان نبری که از ترس رنگ صورتم پریده. وی در تمامی مراحل مثله شدن، همچنان لبخند میزده و این عکسالعمل در برابر درد جانکاه، باعث شده بود تا جماعت تماشاگر، در حیرت و ابهامی عمیق فرو روند.
نحوه مرگ شجاعانه وی حتی بعدها الگویی شد برای چهرههایی چون #حلاج یا #نسیمی و در این رابطه اسناد چندی موجود است.
🔆 منابع تاریخی آمار کشتههای #خرمی در نبرد آخر را بیش از ۸۰ هزار نفر آوردهاند. حال آنکه تعداد اسرا تنها حدود ۳۰۰ نفر بوده است. به عبارتی دیگر، خرمیان تا آخرین نفر و آخرین نفس جنگیدهاند. نبردی منحصربهفرد در تاریخ که عملا نه زخمی داشته و نه اسیر!! این رشادت و چنین نسبت عددی بین ارقام کشتهها در برابر اسرا، در تمامی طول تاریخ جنگهای بشر، بسیار نادر شمرده میشود.
همچنین اشاره شده که زنان و کودکان، بعد از این واقعه شوم و شکست بابک، به گریه و زاری پرداختهاند. همگی این روایات و اسناد تاریخی، نشانی از جایگاه مردمی و بشر دوستی وی را ترسیم و بیانگری مینماید.
🔆 متون تاریخی ازجمله کتاب: طبری نقل میکند که آخرین خواسته #بابک از افشین قبل از مرگش، این بود که به قلعه خود برود و آن شهر سوزانده و تخریب شده را به همراه اجساد همرزمان و یارانش بار دیگر ببیند. توضیح داده میشود آن شب، تصادفا مهتابی هم بوده است. بابک توانسته در زیر روشنایی ماه، در میان آوارهای فروریخته، بوی خون و سوختگی و در کنار اجساد کشتهها تا سحرگاهان قدم به قدم بگردد. در چنین شب سنگینی که میتواند سوژۀ بسیار مهمی برای هنرمندان در ترسیم و آفرینش تصویری این صحنه حزنانگیز تلقی شود، بابک این مرد قهرمان و سازشناپذیر، به تکتک یاران #خرمیاش سرمیزده وخاطرات بودن با آنان را به یاد میآورده است.
قطعا به چهرۀ یکایک آنان مینگریسته، دست در دستشان قرار میداده و اشک میریخته.
چنین وفاداری، قدرشناسی و احساس تعلق به جمع، خود به تنهایی از جنس یک ارزش اسطورهای باید تلقی شود که در تاریخ کمنظیر است. آنگاه که سپیده دم فرا میرسد، وی میگوید آمادهام تا به مسلخ روم. و او همچنانکه در زندگی پرافتخارش، اسطوره بود، مرگش هم قهرمانانه بود.
🔆 محتملا با توجه به جایگاه حماسی و عدالتخواهانه بابک نزد تودهها، مراسمی در شهرهای آزربایجانی مخصوصا در اردبیل و قرهداغ به عنوان مراکز فرماندهی وی، برگزار میشده است. همچنین به دلیل ساختار فرهنگی آزربایجانیها، گردانندگان این عزاداری، #اوزانهای مردمی بودهاند که طی آن، شجاعت و جوانمردی بابک را مطابق الگوهای آوائی و اشعاری تورکی، نقالی و نوحهسرایی میکردهاند. بدون شک در این نقل و قرائت شهادت، رشادت و مظلومیت #خرمیان، از عناوین و یا قالبهایی دیگر و متاخری هم مورد ذکر و استفاده این هنرمندان خلقی قرار داشته است. طبیعتا وجود چنین اتمسفر حسی و عاطفی، باعث ایجاد نوعی از همزادپنداری با برخی از حماسههای تاریخی و مذهبی شده است.
🔆حضور اندیشه خرمی و کاراکتر بابک همچنان در تاروپود هویت آزربایجانی تنیده مانده است. حتی در افسانهها آمده که هر سال در سالروز مرگ #فرمانده_بابک، اسب وی از دریاچه #آت_گولی در دامنههای #ساوالان بیرون آمده و شیهه میکشد و دوباره به آب برمیگردد.
بهعبارتی دیگر، تثبیت یک اسطوره در آمال و آرزوهای ملی و امیدواری برای بازگشت #قهرمان_خلق.
یاد #فرمانده_بابک، همچنان گرامی خواهد ماند.
#رضا_زرگری
kuyum
@rahenow 🗿👈
🚨ارزش جان جوانان مردم برای محسن رضایی(معاون رئیسی)
☚#قاسم_محمدی رزمنده جنگ:
محسن رضایی در قرارگاه فرماندهی در #عملیات_خیبر در پاسخ به یکی از فرماندهان سپاه که میگفت عقب نشینی ممکن نیست و خطر دارد در کمال راحتی و خونسردی گفت: هیچی نیست دو گردان خرج میکنیم تمام میشه میره...
مخاطب این حرف هم کاملا عصبی میشود از این جمله! دقت داشته باشید دو گردان پر از بچه های مردم!!!
@rahenow 🗿👈
☚#قاسم_محمدی رزمنده جنگ:
محسن رضایی در قرارگاه فرماندهی در #عملیات_خیبر در پاسخ به یکی از فرماندهان سپاه که میگفت عقب نشینی ممکن نیست و خطر دارد در کمال راحتی و خونسردی گفت: هیچی نیست دو گردان خرج میکنیم تمام میشه میره...
مخاطب این حرف هم کاملا عصبی میشود از این جمله! دقت داشته باشید دو گردان پر از بچه های مردم!!!
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹ورود نیروهای روسی به قزاقستان برای حمایت از دیکتاتور
نیروهای سرکوبگر روسی تحت نام پوششی نیروهای حافظ صلح برای حمایت از رئیس جمهور قزاقستان وارد این کشور شدند.
قاسم جومارت توقایف رئیس جمهور قزاقستان از سال ۲۰۱۹ به این سمت انتخاب شده است. انتخابات در قزاقستان آزاد نیست و فقط نیروهای سرسپرده روسیه می توانند کاندید و برنده انتخابات شوند.
رئیسجمهور قزاقستان، رئیس کشور و فرمانده کل قوا در قزاقستان بوده و عالیترین مقام رسمی قزاقستان است. این منصب در ۲۴ آوریل ۱۹۹۰، یک سال قبل از فروپاشی شوروی ایجاد شده بود. اولین و تنها رئیسجمهور قزاقستان تا مارس ۲۰۱۹ نورسلطان نظربایف بود. هیچیک از انتخابات ریاست جمهوری در قزاقستان توسط کشورهای غربی منصفانه و آزاد تلقی نشدهاست
@rahenow 🗿👈
نیروهای سرکوبگر روسی تحت نام پوششی نیروهای حافظ صلح برای حمایت از رئیس جمهور قزاقستان وارد این کشور شدند.
قاسم جومارت توقایف رئیس جمهور قزاقستان از سال ۲۰۱۹ به این سمت انتخاب شده است. انتخابات در قزاقستان آزاد نیست و فقط نیروهای سرسپرده روسیه می توانند کاندید و برنده انتخابات شوند.
رئیسجمهور قزاقستان، رئیس کشور و فرمانده کل قوا در قزاقستان بوده و عالیترین مقام رسمی قزاقستان است. این منصب در ۲۴ آوریل ۱۹۹۰، یک سال قبل از فروپاشی شوروی ایجاد شده بود. اولین و تنها رئیسجمهور قزاقستان تا مارس ۲۰۱۹ نورسلطان نظربایف بود. هیچیک از انتخابات ریاست جمهوری در قزاقستان توسط کشورهای غربی منصفانه و آزاد تلقی نشدهاست
@rahenow 🗿👈
☚علم الهدی:
🔹الان یک کارگر با یک سوم مزد روزانه اش، حداقل برای ناهار یک چلوکباب می تواند بخورد
🔹 زمانی که در ایران، دلار هفت تومان بود، یک کارگر با یک سوم مزدش، فقط می توانست نان، پنیر و انگور بخورد
@rahenow 🗿👈
🔹الان یک کارگر با یک سوم مزد روزانه اش، حداقل برای ناهار یک چلوکباب می تواند بخورد
🔹 زمانی که در ایران، دلار هفت تومان بود، یک کارگر با یک سوم مزدش، فقط می توانست نان، پنیر و انگور بخورد
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن باز سازی شده از شهر تیسفون پایتخت ساسانیان
این کلیپ فوق العاده شهر"انبار" که یکی از هفت شهر تیسفون بوده را نشان میدهد و که طاق کسری در آن قرار دارد.این هفت شهر به حدی رویایی بوده که در ادبیات عرفانی هفت شهر عشق از آن اقتباس شده است .
اگر چه تیسفون واقعی بزرگتر و بسیار سرسبزتر بوده است اما معماری فوق العاده شهر و استفاده از رنگ آبی در تک تک ساختمان های شهر به زیبایی به نمایش در آمده است.
معماری طلایی ایرانی در این انیمیشن کاملا مشهود است و شهرهایی چون شیراز و اصفهان و یزد نیز شبیه همین معماری را دارا میباشند.
هفت شهر تیسفون در دوران باستان زیبا ترین شهر جهان بوده بطوری که رومیانی که از این شهر بازدید کردند این شهر را ساخته دست پریان دانستند و اعراب نیز پس از ورود به این شهر آن را همان بهشت وعده داده شده قلمداد کردند..
@rahenow 🗿👈
این کلیپ فوق العاده شهر"انبار" که یکی از هفت شهر تیسفون بوده را نشان میدهد و که طاق کسری در آن قرار دارد.این هفت شهر به حدی رویایی بوده که در ادبیات عرفانی هفت شهر عشق از آن اقتباس شده است .
اگر چه تیسفون واقعی بزرگتر و بسیار سرسبزتر بوده است اما معماری فوق العاده شهر و استفاده از رنگ آبی در تک تک ساختمان های شهر به زیبایی به نمایش در آمده است.
معماری طلایی ایرانی در این انیمیشن کاملا مشهود است و شهرهایی چون شیراز و اصفهان و یزد نیز شبیه همین معماری را دارا میباشند.
هفت شهر تیسفون در دوران باستان زیبا ترین شهر جهان بوده بطوری که رومیانی که از این شهر بازدید کردند این شهر را ساخته دست پریان دانستند و اعراب نیز پس از ورود به این شهر آن را همان بهشت وعده داده شده قلمداد کردند..
@rahenow 🗿👈
🔴 این متن نه به اسلام توهین میکنه نه به عقاید کسی
دوتاسوال
میخوام برگردیم به ۱۴۰۰سال پیش؛؛
تو خونت ، کنار خانوادت هستی که خبر میرسه که به کشورت حمله شده ، و طبق نظر پیامبر و کتاب مقدسشون ، اگه بتونن یه شهر و اشغال کنن ،
خواهرت و مادرت و همسرت رو میدزدن و تا آخر عمرشان باید به عنوان کنیز به آنها خدمت کنن و برادر و پدرت را اگر بدن و دندان سالمی داشته باشد به غلامی وبردگی میبرند.
و هر که مخالفت کند سر از تنش جدا میشود البته به دستور خدا
فکر کن به مردم آذربایجان که مرد هایشان را دسته دسته در زنجیر میکنند و در جلوی چشمان آن ها به همسر و دخترشان تجاوز میکنند و بعد از ارضاشدن ، آن مرد هایی که حاضر به غلامی و بردگی نشدند رو گردن میزنند( تاریخ ایران ج ۳ص ۳۵۹ش۱۹۰)
به مهربانو های ۱۵ساله ی خراسانی فکر کن که به فاحشه خانه های شام بردنشان ، تا قبل از هر حمله لشکریان خدا برای جهاد ، به آن دخترک ها تجاوز کنند برای گرفتن روحیه( تاریخ طبری ، ج ۴، ش ۲۴ص ۱۴)
فکر کن اگر شهر را بگیرند و اسیر شوی ، اربابت مشغول نکاح با دختر ۹ساله ایست که معلوم نیست از کدام جهاد فی سبیل الله
به پاداش گرفته ، و تو باید به اندازه ده گاو کار کنی ، بار بیاوری و ببری وگرنه شلاق میخوری و صد البته آن دنیا به جهنم میروی چون طبق قرآن کنیز و غلام باید مطیع اربابشان باشند ، و وقتی شهوت اربابت بالا زد ، دختران برده را میبرن که با او نکاح کند ، و تو صدای ناله های انها را میشنوی....
در زیر بدن یک عرب که از صحابه است....
و اون صحابه حتما به بهشت میرود چون جهاد در راه خدا کرده !!
و خبر هایی میشنوی از اینکه هم وطنت یعنی بابک خرمدین و هفتاد یارش را مسلمین در راه خدا زنده زنده سوزاندند
یا میشنوی سفید رود را که به خاطر قطع گردن هزاران هم وطنت به رنگ قرمز درامده
( تاریخ ۶۳۰۰ساله ایران ؛ رابرتن.ون ص ۲۵۰ /// تاریخ طبری ج۴ص ۳۱۰ )
حال ۲سوالم را میپرسم ،
یک :
اگر ۱۴۰۰سال پیش وجود داشتی ، به جنگ این وحشی ها میرفتی؟
دو :
اگر تو از شهیدان یا اسیران در راه دفاع از وطن در مقابل حمله مسلمانان بودی ؛
آیا باور میکردی ۱۴۰۰سال بعد یک عده بگویند ، ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند؟؟
باز هم میتونی خودت را گول بزنی اندیشه کنید و دیگران هم به اندیشیدن وادارید لطفا
زادروز بابك خرمدين است؛
محل تولد: كليبر بلال ٱباد
علت مرگ: بريده شدن دست و پايش
آرامگاه: ندارد
مليت: ايرانی
شناخته شده:
مبارزه برضد اشغال گری اعراب
پس از حمله ی اعراب به ایران
جنبش :رهبر انقلابی جنبش سرخ جامگان
مخالفان :خلیفه عباسی ؛ مامون و معتصم
خلیفه: اگر توبه کنی می بخشمت!
بابک: گنهکاران توبه می کنند نه وطن پرستان.
خلیفه: تو اکنون در چنگ ما هستی!
بابک: جسمم آری ولی روحم نه، دژ آرمان من تسخیر ناپذیر است...
خلیفه:جلاد قطعه قطعه اش کن تا با زجر بمیرد!جلاد با یک ضربت دست راست بابک را قطع کرد...
بابک به زمین نشست و با خون کتفش صورتش را غرق خون کرد...
خلیفه: کافر! این چه بازیست!
بابک: پیش نامرد باید مردانه مرد...با رفتن خون از تنم رخسارم زرد می شود و تو گمان می کنی از ترس است!اما مرا ترسی از گله ی روباهان نیست...با قطع هر عضوم بابکی در این سرزمین متولد می شود...
با هر جمله ای که بابک می گفت عضوی از بدنش بر زمین می افتاد...
خلیفه: جلااد ببر صدایش را!
و شمشیر فرود آمد...
و سر، سری که پیش هیچ ظالمی خم نشده بود به زمین افتاد...
به یاد بابک خرمدین؛غیور مرد ایران زمین .
ﺯﻧﺪﻩ ﺑاد هر شهیدی که به عشق مردم و وطن با جان خویش عشق بازی میکند
دوتاسوال
میخوام برگردیم به ۱۴۰۰سال پیش؛؛
تو خونت ، کنار خانوادت هستی که خبر میرسه که به کشورت حمله شده ، و طبق نظر پیامبر و کتاب مقدسشون ، اگه بتونن یه شهر و اشغال کنن ،
خواهرت و مادرت و همسرت رو میدزدن و تا آخر عمرشان باید به عنوان کنیز به آنها خدمت کنن و برادر و پدرت را اگر بدن و دندان سالمی داشته باشد به غلامی وبردگی میبرند.
و هر که مخالفت کند سر از تنش جدا میشود البته به دستور خدا
فکر کن به مردم آذربایجان که مرد هایشان را دسته دسته در زنجیر میکنند و در جلوی چشمان آن ها به همسر و دخترشان تجاوز میکنند و بعد از ارضاشدن ، آن مرد هایی که حاضر به غلامی و بردگی نشدند رو گردن میزنند( تاریخ ایران ج ۳ص ۳۵۹ش۱۹۰)
به مهربانو های ۱۵ساله ی خراسانی فکر کن که به فاحشه خانه های شام بردنشان ، تا قبل از هر حمله لشکریان خدا برای جهاد ، به آن دخترک ها تجاوز کنند برای گرفتن روحیه( تاریخ طبری ، ج ۴، ش ۲۴ص ۱۴)
فکر کن اگر شهر را بگیرند و اسیر شوی ، اربابت مشغول نکاح با دختر ۹ساله ایست که معلوم نیست از کدام جهاد فی سبیل الله
به پاداش گرفته ، و تو باید به اندازه ده گاو کار کنی ، بار بیاوری و ببری وگرنه شلاق میخوری و صد البته آن دنیا به جهنم میروی چون طبق قرآن کنیز و غلام باید مطیع اربابشان باشند ، و وقتی شهوت اربابت بالا زد ، دختران برده را میبرن که با او نکاح کند ، و تو صدای ناله های انها را میشنوی....
در زیر بدن یک عرب که از صحابه است....
و اون صحابه حتما به بهشت میرود چون جهاد در راه خدا کرده !!
و خبر هایی میشنوی از اینکه هم وطنت یعنی بابک خرمدین و هفتاد یارش را مسلمین در راه خدا زنده زنده سوزاندند
یا میشنوی سفید رود را که به خاطر قطع گردن هزاران هم وطنت به رنگ قرمز درامده
( تاریخ ۶۳۰۰ساله ایران ؛ رابرتن.ون ص ۲۵۰ /// تاریخ طبری ج۴ص ۳۱۰ )
حال ۲سوالم را میپرسم ،
یک :
اگر ۱۴۰۰سال پیش وجود داشتی ، به جنگ این وحشی ها میرفتی؟
دو :
اگر تو از شهیدان یا اسیران در راه دفاع از وطن در مقابل حمله مسلمانان بودی ؛
آیا باور میکردی ۱۴۰۰سال بعد یک عده بگویند ، ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند؟؟
باز هم میتونی خودت را گول بزنی اندیشه کنید و دیگران هم به اندیشیدن وادارید لطفا
زادروز بابك خرمدين است؛
محل تولد: كليبر بلال ٱباد
علت مرگ: بريده شدن دست و پايش
آرامگاه: ندارد
مليت: ايرانی
شناخته شده:
مبارزه برضد اشغال گری اعراب
پس از حمله ی اعراب به ایران
جنبش :رهبر انقلابی جنبش سرخ جامگان
مخالفان :خلیفه عباسی ؛ مامون و معتصم
خلیفه: اگر توبه کنی می بخشمت!
بابک: گنهکاران توبه می کنند نه وطن پرستان.
خلیفه: تو اکنون در چنگ ما هستی!
بابک: جسمم آری ولی روحم نه، دژ آرمان من تسخیر ناپذیر است...
خلیفه:جلاد قطعه قطعه اش کن تا با زجر بمیرد!جلاد با یک ضربت دست راست بابک را قطع کرد...
بابک به زمین نشست و با خون کتفش صورتش را غرق خون کرد...
خلیفه: کافر! این چه بازیست!
بابک: پیش نامرد باید مردانه مرد...با رفتن خون از تنم رخسارم زرد می شود و تو گمان می کنی از ترس است!اما مرا ترسی از گله ی روباهان نیست...با قطع هر عضوم بابکی در این سرزمین متولد می شود...
با هر جمله ای که بابک می گفت عضوی از بدنش بر زمین می افتاد...
خلیفه: جلااد ببر صدایش را!
و شمشیر فرود آمد...
و سر، سری که پیش هیچ ظالمی خم نشده بود به زمین افتاد...
به یاد بابک خرمدین؛غیور مرد ایران زمین .
ﺯﻧﺪﻩ ﺑاد هر شهیدی که به عشق مردم و وطن با جان خویش عشق بازی میکند
@rahenow
☚علم الهدی: 🔹الان یک کارگر با یک سوم مزد روزانه اش، حداقل برای ناهار یک چلوکباب می تواند بخورد 🔹 زمانی که در ایران، دلار هفت تومان بود، یک کارگر با یک سوم مزدش، فقط می توانست نان، پنیر و انگور بخورد @rahenow 🗿👈
🔴 علم الهدی: اگر اهل شکم و معیشت هستید حداقل شکم آن روز را با شکم امروز مردم مقایسه کنید
نماینده ولی فقیه و امام جمعه مشهد :
🔹️برخی میگویند یک روزی آمریکا مملکت ما را گرفته بود و دلار هم هفت تومان بود؛ آمریکا را بیرون کردیم و امروز دلار به ۲۰ و چند هزار تومان رسیده است.
🔹️آن روز که دلار هفت تومان بود، یک کارگر با یک سوم مزد روزانه خود، برای ناهار چیزی بیشتر از نان، پنیر و انگور نمیتوانست بخورد؛ در حالی که امروز یک کارگر با یکسوم مزد روزانه خود برای ناهار حداقل یک چلوکباب میتواند بخورد.
🔹️اگر شما اهل شکم و معیشت هستید و قیمت دلار را ملاک ارزیابی وضعیت نظام قرار میدهید و اقتدار جهانی و توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی به طوری که دنیای استکبار از موشک آن میترسد را ملاک ارزیابی قرار نمیدهید، حداقل شکم آن روز را با شکم امروز مردم مقایسه کنید./ ایسنا
@rahenow 🗿👈
نماینده ولی فقیه و امام جمعه مشهد :
🔹️برخی میگویند یک روزی آمریکا مملکت ما را گرفته بود و دلار هم هفت تومان بود؛ آمریکا را بیرون کردیم و امروز دلار به ۲۰ و چند هزار تومان رسیده است.
🔹️آن روز که دلار هفت تومان بود، یک کارگر با یک سوم مزد روزانه خود، برای ناهار چیزی بیشتر از نان، پنیر و انگور نمیتوانست بخورد؛ در حالی که امروز یک کارگر با یکسوم مزد روزانه خود برای ناهار حداقل یک چلوکباب میتواند بخورد.
🔹️اگر شما اهل شکم و معیشت هستید و قیمت دلار را ملاک ارزیابی وضعیت نظام قرار میدهید و اقتدار جهانی و توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی به طوری که دنیای استکبار از موشک آن میترسد را ملاک ارزیابی قرار نمیدهید، حداقل شکم آن روز را با شکم امروز مردم مقایسه کنید./ ایسنا
@rahenow 🗿👈
خسته ایم و از فشار ظلم دم نمی زنیم
در قفس نشسته،حرکتی رقم نمی زنیم
سر نمی کشیم و بال و پر به هم نمی زنیم
ما نصیبمان همیشه ظلم بی حساب بود
سفره ای که بود و سهم پابرهنه ها نشد
معجری که پول خورد و مایه ی،شفا نشد
ملتی که زیر بار ظلم ماند و پا نشد
هر چه وعده داد شیخ شهر ما،سراب بود
مردی از سرِ فشار زندگی کفن فروخت
مادری برای رفع تشنگی بدن فروخت
شیخ هم عقب نماند و این وسط وطن فروخت
حال و روز ما همیشه اینچنین خراب بود
ناودانیِ طلای مرده های عصر سنگ
نان به سفره بردن از فروش قرص و گرد و بنگ
شهرهای همچنان خراب از زمان جنگ
چاره ی تمام مشکلات ما حجاب بود
تن فروشیِ زنانِ سرپرستِ خانوار
نعره های رود رودِ مادران داغدار
نخبه های صف کشیده پشت چوبه های دار
کشتن ستاره در نظام شب ثواب بود
بی سوادیِ رییس ها و سرپرست ها
بی نتیجه ماندن تمامی نشست ها
پشتِ پرده ی کثیفِ بُردها،شکست ها
ملتی که دائما اسیر اضطراب بود
شب رسید و فاتح قلمروِ سپیده شد
ردّ خون ما به خاک کوچه ها کشیده شد
در جهان صدای ضجه های ما شنیده شد
کدخدا ولی درون خانه مستِ خواب بود
رفته رفته خنده اتفاق گاه گاه شد
روزگارمان شبیه بختمان سیاه شد
قبر،سرپناه مردمان بی پناه شد...
این تمام داستان ما و انقلاب بود
#176
#مصطفی_علوی
در قفس نشسته،حرکتی رقم نمی زنیم
سر نمی کشیم و بال و پر به هم نمی زنیم
ما نصیبمان همیشه ظلم بی حساب بود
سفره ای که بود و سهم پابرهنه ها نشد
معجری که پول خورد و مایه ی،شفا نشد
ملتی که زیر بار ظلم ماند و پا نشد
هر چه وعده داد شیخ شهر ما،سراب بود
مردی از سرِ فشار زندگی کفن فروخت
مادری برای رفع تشنگی بدن فروخت
شیخ هم عقب نماند و این وسط وطن فروخت
حال و روز ما همیشه اینچنین خراب بود
ناودانیِ طلای مرده های عصر سنگ
نان به سفره بردن از فروش قرص و گرد و بنگ
شهرهای همچنان خراب از زمان جنگ
چاره ی تمام مشکلات ما حجاب بود
تن فروشیِ زنانِ سرپرستِ خانوار
نعره های رود رودِ مادران داغدار
نخبه های صف کشیده پشت چوبه های دار
کشتن ستاره در نظام شب ثواب بود
بی سوادیِ رییس ها و سرپرست ها
بی نتیجه ماندن تمامی نشست ها
پشتِ پرده ی کثیفِ بُردها،شکست ها
ملتی که دائما اسیر اضطراب بود
شب رسید و فاتح قلمروِ سپیده شد
ردّ خون ما به خاک کوچه ها کشیده شد
در جهان صدای ضجه های ما شنیده شد
کدخدا ولی درون خانه مستِ خواب بود
رفته رفته خنده اتفاق گاه گاه شد
روزگارمان شبیه بختمان سیاه شد
قبر،سرپناه مردمان بی پناه شد...
این تمام داستان ما و انقلاب بود
#176
#مصطفی_علوی
♦️پس از حلال شدن برجام در دولت رئیسی این بار پیوستن به FATF حلال میشود!
✍ رحمتاله بیگدلی
🔹پس از حلال شدن برجام و حضور دوتابعیتی در تیم مذاکرهکننده رئیسی این بار پیوستن به FATF حلال میشود!
🔹دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت: «موضوع FATF پس از توافق نهایی در مذاکرات برجام ... در دستور کار مجمع قرار خواهد گرفت و رجاء واثق دارم که تصمیم مجمع بستر لازم را برای منافع ملی و گشایشهای اقتصادی در جهت بهبود معیشت مردم فراهم خواهد کرد.»
🔹دکتر علی شریعتی در کتاب تشیع علوی و صفوی میگوید: «داشغلامِ مشهدی، الواطی را آورده بود به محضر یکی از فقهای فقه صفوی و به رسم آنها که آداب و رسوم اشرافیت روحانی دارند و به اصطلاح علامه نایینی (عالم بزرگ شیعه علوی) -استبداد دینی- در برابرش به رکوع رفته و زانوی ادب و بوسه زمین زده و دست ارادت بوسیده و پس پسکی برگشته و کنار در ایستاده و شیشه عرقش را از جیب بغل درآورده و با زبان عامیانه مشهدی خودش عرض کرده بود:
آقا، شما که حلال رِ حروم مِکِنن، حروم رِ حلال مِکِنن، چی میشه این یه پیاله اَوِ تلخ رِ هم برای ما حلال بِکِنِن، ای که برای شما چیزی نیست!»
مذاکره، برجام و روزهای سخت کاسبان تحریم و دلواپسان
✍️ رحمتاله بیگدلی
۸ سال به روحانی و ظریف فحاشی کنی!
۸ سال بگویی برجام خیانت است!
۸ سال معیشت مردم را بهگروگان بگیری!
۸ سال خون مردم را توی شیشه بکنی!
۸ سال صدها میلیارد دلار خسارت بزنی!
۸ سال مانع رشد و توسعه کشور بشوی!
برجام را لاشه مرده و متعفن و زن فراری دیگران معرفی کنی!
برجام را در مجلس آتش بزنی!
بگویی: بعد از شهادت سردار سلیمانی
هرکس دم از مذاکره بزند دهانش را خرد میکنیم!
و بگویی: ای آنکه مذاکره شعارت/ استخر فرح در انتظارت!
بعد از این همه فحاشی و کارشکنی
خطقرمزت در مذاکرات بشود برجام روحانی و ظریف!
و بگویی: ما همان برجام روحانی و ظریف را میخواهیم؛ نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم!
و از فرط شرمندگی بهجای برجام بگویی:
توافق
هالو
@rahenow 🗿👈
✍ رحمتاله بیگدلی
🔹پس از حلال شدن برجام و حضور دوتابعیتی در تیم مذاکرهکننده رئیسی این بار پیوستن به FATF حلال میشود!
🔹دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت: «موضوع FATF پس از توافق نهایی در مذاکرات برجام ... در دستور کار مجمع قرار خواهد گرفت و رجاء واثق دارم که تصمیم مجمع بستر لازم را برای منافع ملی و گشایشهای اقتصادی در جهت بهبود معیشت مردم فراهم خواهد کرد.»
🔹دکتر علی شریعتی در کتاب تشیع علوی و صفوی میگوید: «داشغلامِ مشهدی، الواطی را آورده بود به محضر یکی از فقهای فقه صفوی و به رسم آنها که آداب و رسوم اشرافیت روحانی دارند و به اصطلاح علامه نایینی (عالم بزرگ شیعه علوی) -استبداد دینی- در برابرش به رکوع رفته و زانوی ادب و بوسه زمین زده و دست ارادت بوسیده و پس پسکی برگشته و کنار در ایستاده و شیشه عرقش را از جیب بغل درآورده و با زبان عامیانه مشهدی خودش عرض کرده بود:
آقا، شما که حلال رِ حروم مِکِنن، حروم رِ حلال مِکِنن، چی میشه این یه پیاله اَوِ تلخ رِ هم برای ما حلال بِکِنِن، ای که برای شما چیزی نیست!»
مذاکره، برجام و روزهای سخت کاسبان تحریم و دلواپسان
✍️ رحمتاله بیگدلی
۸ سال به روحانی و ظریف فحاشی کنی!
۸ سال بگویی برجام خیانت است!
۸ سال معیشت مردم را بهگروگان بگیری!
۸ سال خون مردم را توی شیشه بکنی!
۸ سال صدها میلیارد دلار خسارت بزنی!
۸ سال مانع رشد و توسعه کشور بشوی!
برجام را لاشه مرده و متعفن و زن فراری دیگران معرفی کنی!
برجام را در مجلس آتش بزنی!
بگویی: بعد از شهادت سردار سلیمانی
هرکس دم از مذاکره بزند دهانش را خرد میکنیم!
و بگویی: ای آنکه مذاکره شعارت/ استخر فرح در انتظارت!
بعد از این همه فحاشی و کارشکنی
خطقرمزت در مذاکرات بشود برجام روحانی و ظریف!
و بگویی: ما همان برجام روحانی و ظریف را میخواهیم؛ نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم!
و از فرط شرمندگی بهجای برجام بگویی:
توافق
هالو
@rahenow 🗿👈
زمان آقا نجفی خشکسالی شد و بقدری نزولات آسمانی نبارید که حتی رودخونه زاینده رود هم خشک شد و مردم از نبود آب وحشتزده شدند .
در همین زمان ، همه آخوندها رو منبرها عربده سر دادن که :
بلهههههه
چون مردم کفر گفتن و مشروطه میخان و برعلیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه باشن قیام کردن خدا هم قهرش گرفته و خشکسالی شده و راهی نیست ، مگر توبه و انابه و دست به دامان حضرت ایتالله نجفی و الباقی روحانیون شدن برای استغفار .
القصه که خیل عظیمی از مردم راه افتادن به سوی بیت ایت الله و پس از چند روزی گریه و التماس آقا عنایت فرمودند و به مردم
اعلام کردن که روز جمعه ، در مسجد شاه نماز باران خواهند خواند .
در روز موعود ، دهها هزار مردم از اصفهان و شهرهای اطراف خودشون رو به مسجدشاه رسوندن تا نماز باران بخوانند .
نماز در میان شور و شوق و گریه و زاری و استغاثه مردم خونده شد و پس از اینکه نماز تمام شد حاجاقا از
از محراب خارج شد تا در میان خیل عظیم محافظانش به منزل بره ، که به یکباره حسن شُلی با دست و پا زدن و کلی کتک خوردن خودش رو رسوند به حاجاقا و به حاجاقا گفت عبات رو بده به من (روایتی هم هست که عبا رو دزدیده) و انقدر اصرار کرد تا آقا نجفی عبا رو از رو شونههاش برداشت و
داد به حسن شُلی .
حالا چرا به حسناقای داستان ما میگفتن حسنشلی ؟ چون حسن شرابخور قهار بود و همیشه مست و همه هم میدونستن ، اما مردم دوستش هم داشتن . بخاطر اینهم بهش میگفتن شُلیه چون در بیشتر مواقع مست بود .
القصه ، حسنعبارو زد زیر بغل و به سرعت از مسجد زد بیرون .
یکماهی از نماز گذشت و یه قطره بارون و یا یه دونه برف از اسمان نیومد .
دقیقاً ۱ ماه که گذشت ، حسن شلی رفت وسط بازار و با صدای بلند گفت :
آیییییی مِلِت ، این عَبایه که دستی مَنِس ، عبای آقا نجفیس که خودم ازش گرفتم و هَمِیدونم دیدیند
حالا برای تبرک هرکی بیشتِر بِخِرِد ، میدم بِش .
خلاصه کسبه هم ریختن بیرون و یکی ۵ و یکی ۱۰ و .... تا بالاخره عبارو به قیمت ۱۲۰ تومن فروخت .
سپس پولارو برداشت و ی راست رفت وسط بازار مال فروشا و ی گوسفند نر پرواری گردنکلفت خرید و سپس تمام رفقا و عرقخورای اصفهان رو
دعوت کرد که جمعه همگی برن کوه صفه ، پا چشمه خاچیک ناهار .
خودش به همه میگفت میخایم بریم دعا کنیم که بارون بیاد 😁😜😜
مثل توپ تو اصفهان پیچید که حسن شلی با پول عبای آقا نجفی ، رفیقاش رو دعوت کرده به عرقخوری وناهار .روز موعود رفقا همگی رفتند و قبل از خوردن حسن شلیه گفت :
بِچا ، صبر کنین .
و ادامه داد که :
بچا ، من عبای اقا نجفی رو فروختم به ۱۱۰ تومن ، پول گوسفند و عرقا و شرابا و میوهها و ذغال و ..... همش روی هم شد ۴۵ تومن . الباقی پولارو خیرات کردم بین فقرا و الانه حسن مثلی قبل
هیچی ندارِِد . چون نیمیشِد با جیبی پری پول ، از خدا چیز خواست .
آ حالا دستاتونو بیارین بالا
و سپس همه دستاشون رومیارن بالا و حسن میگه :
خدایا ، تمامی بندههای خوبت ، یک ماهی پیش ازِت بارون خواستند و ندادی بِشِشون .
حالا مارو هم که داری میبینی ، با پولی لباسی ادم خوبا
این سفره رو که میبینی انداختیم و ازت هم متشکریم که این همه نعمت به ما دادی . در مورد بارون هم بایِد بِگَم که ما ادِم خوبا نیستیم ، اصلَندَم نه پیشی خودت آبرو داریم نه پیشی بندههات . اما بنده هات که هستیم ، رحم به بندههای خودت بوکون .
اون روز به خوبی و خوشی و بازی و
کباب خوری و نوشیدن شراب گذشت . عصر ، رفقا خراشون رو سوار شدن که برگردن به شهر ، به شهادت همه کسانی که این واقعه رو تعریف کردن ، همچین که حسن و رفقاش رسیدن به سرازیری هزارجریب ، چنان بارندگیی شروع شد که تا رسیدن به پایین خیابان (دروازه شیراز امروزی) اب در تمام کوچههای شهر راه افتاده بود و این باران بیوقفه به مدت ۵ روز بارید بطوری که همه نگران شدن که نکنه سیل بیاد .
در شهر هم پیچید که اقانجفی با این همه ادعا خدا روش رونگرفت ، اما تمام عنایتش رو به حسن شلی و رفقاش کرد .
۵ روز گذشت و باران تمام شد ، اولین اشعه خورشید که تابید ، چاقوکشها و چماقدارای اقا نجفی اومدن در خونه حسن و حسن رو با کتک و پسگردنی بردن به خونه اقا نجفی .
اقا نجفی وقتی حسن رو میبینه بهش میگه ، مرتیکه بیناموس ، آبروی بیضه اسلام رو میبری ؟ شرب خمر تو روز روشن و در ملاء عام میکنی ؟
و همونجا میده حسن رو
به جرم شرب خمر ۸۰ ضربه شلاق میزنن و ولش میکنند .
داستان حسن شلی رو هیچجا ننوشتن ، مگر زندهیادمکرم اصفهانی . حسن و حسنها در تاریخ ایران همیشه فراموش میشوند و این شارلاتانها هستند که ماندگار میشوند .
تاریخ شفاهی ایران ، تاریخ سینهبهسینه مردم ایران است
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
@rahenow 🗿
در همین زمان ، همه آخوندها رو منبرها عربده سر دادن که :
بلهههههه
چون مردم کفر گفتن و مشروطه میخان و برعلیه خدا و پیامبر و اولیالامر که روحانیون و شاه باشن قیام کردن خدا هم قهرش گرفته و خشکسالی شده و راهی نیست ، مگر توبه و انابه و دست به دامان حضرت ایتالله نجفی و الباقی روحانیون شدن برای استغفار .
القصه که خیل عظیمی از مردم راه افتادن به سوی بیت ایت الله و پس از چند روزی گریه و التماس آقا عنایت فرمودند و به مردم
اعلام کردن که روز جمعه ، در مسجد شاه نماز باران خواهند خواند .
در روز موعود ، دهها هزار مردم از اصفهان و شهرهای اطراف خودشون رو به مسجدشاه رسوندن تا نماز باران بخوانند .
نماز در میان شور و شوق و گریه و زاری و استغاثه مردم خونده شد و پس از اینکه نماز تمام شد حاجاقا از
از محراب خارج شد تا در میان خیل عظیم محافظانش به منزل بره ، که به یکباره حسن شُلی با دست و پا زدن و کلی کتک خوردن خودش رو رسوند به حاجاقا و به حاجاقا گفت عبات رو بده به من (روایتی هم هست که عبا رو دزدیده) و انقدر اصرار کرد تا آقا نجفی عبا رو از رو شونههاش برداشت و
داد به حسن شُلی .
حالا چرا به حسناقای داستان ما میگفتن حسنشلی ؟ چون حسن شرابخور قهار بود و همیشه مست و همه هم میدونستن ، اما مردم دوستش هم داشتن . بخاطر اینهم بهش میگفتن شُلیه چون در بیشتر مواقع مست بود .
القصه ، حسنعبارو زد زیر بغل و به سرعت از مسجد زد بیرون .
یکماهی از نماز گذشت و یه قطره بارون و یا یه دونه برف از اسمان نیومد .
دقیقاً ۱ ماه که گذشت ، حسن شلی رفت وسط بازار و با صدای بلند گفت :
آیییییی مِلِت ، این عَبایه که دستی مَنِس ، عبای آقا نجفیس که خودم ازش گرفتم و هَمِیدونم دیدیند
حالا برای تبرک هرکی بیشتِر بِخِرِد ، میدم بِش .
خلاصه کسبه هم ریختن بیرون و یکی ۵ و یکی ۱۰ و .... تا بالاخره عبارو به قیمت ۱۲۰ تومن فروخت .
سپس پولارو برداشت و ی راست رفت وسط بازار مال فروشا و ی گوسفند نر پرواری گردنکلفت خرید و سپس تمام رفقا و عرقخورای اصفهان رو
دعوت کرد که جمعه همگی برن کوه صفه ، پا چشمه خاچیک ناهار .
خودش به همه میگفت میخایم بریم دعا کنیم که بارون بیاد 😁😜😜
مثل توپ تو اصفهان پیچید که حسن شلی با پول عبای آقا نجفی ، رفیقاش رو دعوت کرده به عرقخوری وناهار .روز موعود رفقا همگی رفتند و قبل از خوردن حسن شلیه گفت :
بِچا ، صبر کنین .
و ادامه داد که :
بچا ، من عبای اقا نجفی رو فروختم به ۱۱۰ تومن ، پول گوسفند و عرقا و شرابا و میوهها و ذغال و ..... همش روی هم شد ۴۵ تومن . الباقی پولارو خیرات کردم بین فقرا و الانه حسن مثلی قبل
هیچی ندارِِد . چون نیمیشِد با جیبی پری پول ، از خدا چیز خواست .
آ حالا دستاتونو بیارین بالا
و سپس همه دستاشون رومیارن بالا و حسن میگه :
خدایا ، تمامی بندههای خوبت ، یک ماهی پیش ازِت بارون خواستند و ندادی بِشِشون .
حالا مارو هم که داری میبینی ، با پولی لباسی ادم خوبا
این سفره رو که میبینی انداختیم و ازت هم متشکریم که این همه نعمت به ما دادی . در مورد بارون هم بایِد بِگَم که ما ادِم خوبا نیستیم ، اصلَندَم نه پیشی خودت آبرو داریم نه پیشی بندههات . اما بنده هات که هستیم ، رحم به بندههای خودت بوکون .
اون روز به خوبی و خوشی و بازی و
کباب خوری و نوشیدن شراب گذشت . عصر ، رفقا خراشون رو سوار شدن که برگردن به شهر ، به شهادت همه کسانی که این واقعه رو تعریف کردن ، همچین که حسن و رفقاش رسیدن به سرازیری هزارجریب ، چنان بارندگیی شروع شد که تا رسیدن به پایین خیابان (دروازه شیراز امروزی) اب در تمام کوچههای شهر راه افتاده بود و این باران بیوقفه به مدت ۵ روز بارید بطوری که همه نگران شدن که نکنه سیل بیاد .
در شهر هم پیچید که اقانجفی با این همه ادعا خدا روش رونگرفت ، اما تمام عنایتش رو به حسن شلی و رفقاش کرد .
۵ روز گذشت و باران تمام شد ، اولین اشعه خورشید که تابید ، چاقوکشها و چماقدارای اقا نجفی اومدن در خونه حسن و حسن رو با کتک و پسگردنی بردن به خونه اقا نجفی .
اقا نجفی وقتی حسن رو میبینه بهش میگه ، مرتیکه بیناموس ، آبروی بیضه اسلام رو میبری ؟ شرب خمر تو روز روشن و در ملاء عام میکنی ؟
و همونجا میده حسن رو
به جرم شرب خمر ۸۰ ضربه شلاق میزنن و ولش میکنند .
داستان حسن شلی رو هیچجا ننوشتن ، مگر زندهیادمکرم اصفهانی . حسن و حسنها در تاریخ ایران همیشه فراموش میشوند و این شارلاتانها هستند که ماندگار میشوند .
تاریخ شفاهی ایران ، تاریخ سینهبهسینه مردم ایران است
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
@rahenow 🗿
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
بکتاش آبتین درگذشت
بکتاش آبتین شاعر و فیلمساز بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. بکتاش آبتین متولد ۱۳۵۳، شاعر و فیلمساز از پنجم مهر ۱۳۹۹ در زندان اوین در حال گذراندن محکومیت ۶ ساله خود بود. وی در زندان ۲ بار مبتلا به کرونا شد. ناصر زرافشانی ضمن تایید خبر درگذشت بکتاش آبتین نویسنده و فیلمساز گفت: در حال حاضر در بیمارستان و مشغول انجام تشریفات اداری برای صدور گواهی فوت هستیم.
@rahenow 🗿👈
بکتاش آبتین درگذشت
بکتاش آبتین شاعر و فیلمساز بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. بکتاش آبتین متولد ۱۳۵۳، شاعر و فیلمساز از پنجم مهر ۱۳۹۹ در زندان اوین در حال گذراندن محکومیت ۶ ساله خود بود. وی در زندان ۲ بار مبتلا به کرونا شد. ناصر زرافشانی ضمن تایید خبر درگذشت بکتاش آبتین نویسنده و فیلمساز گفت: در حال حاضر در بیمارستان و مشغول انجام تشریفات اداری برای صدور گواهی فوت هستیم.
@rahenow 🗿👈
جواد سلیمانی همسر الناز نبیئی از کشتهشدگان انهدام هواپیمای اوکراینی در توییتی خطاب به کاظم صدیقی امام جمعه تهران نوشت: «با دهان مال مفت و حرامخورده تان در مورد خانوادههای هواپیمای اوکراینی صحبت نکنید.» صدیقی گفته بود خانواده جانباختگان هواپیما، «بدهکار انقلاب بودند.»
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹تصاویری که در شبکههای اجتماعی منتشر شده است محصول جو در دپوی جوی اسکله چابهار را نشان میدهد که به دلیل بارندگی جوانه زدهآند.
شخصی که این ویدیو را تهیه کرده میگوید این محصول بار زده نشده است و در زیر باران در حال از بین رفتن است.
اخیرا ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی گرسنگی کشیدن و تلف شدن دامها را به دلیل گرانی جو و کاه نشان میداد.
@rahenow 🗿👈
شخصی که این ویدیو را تهیه کرده میگوید این محصول بار زده نشده است و در زیر باران در حال از بین رفتن است.
اخیرا ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی گرسنگی کشیدن و تلف شدن دامها را به دلیل گرانی جو و کاه نشان میداد.
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 به بشقابهای پر از برنج و اسراف دقت کنید ، الان خانواده هایی هستند که توان خرید برنج ندارند و صفهای بربری و لواش سنگین شده است و بهتر است علما از خود شروع کنند مخصوصا کوکا کولا نماد آمریکای جهان خوار که همینها مالیات میشه و میره در شرکتهای سلاح سازی آمریکایی و اسرائیلی ...
#مهمانی رئيسی و آیت الله علم الهدی و دیگر علما
@rahenow 🗿👈
#مهمانی رئيسی و آیت الله علم الهدی و دیگر علما
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وزیرخارجه آمریکا: درس تاریخی اینکه وقتی روسها در خانه شما هستند، به سختی بتوان آنها را بیرون کرد.
@rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈