@rahenow
559 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
تا فرصتِ انتقاد و نقادی نیست
در کشور ما امید آبادی نیست

گیرم که در این قفس پری هم بزنیم
این آزادی،دلیل آزادی نیست


#مصطفی_علوی

@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی

نبود اصلا به فکرِ خاکمان،آقا محمد خان
به مردم زخم میزد بی امان،آقا محمد خان

نبود از او بغیر از نام بد،در دفتر تاریخ
سیاهی در سیاهی توأمان،آقا محمد خان

دلاور بود،در میدانِ جنگِ خالی از لشکر
درون کاخِ خود،شیرِ ژیان آقا محمد خان

خزر،چون تلخ بود و دوستی با اجنبی شیرین
از این دل کند و شد در بندِ آن،آقا محمد خان

گمان میکرد ایران ارث باباش است،از این رو
وطن را زد بنامِ دیگران،آقا محمد خان

گذشت ایام و کشور دست نااهلان چنان افتاد
که رفت از یاد مردم ناگهان،آقا محمد خان

قجر شد رو سفید از طرزِ کشورداریِ آنها
روانش شاد،شد جنت مکان آقا محمد خان

#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
«نکبت زاده ها»


بس که روی تپه ها«گل»کاشت بابای شما
«غنچه» می بینم،می افتم یادِ سیمای شما

اینکه گل را با شما تشبیه کردم،بیتِ قبل
چون فقط«گل»می نشیند در مَثَل،جای شما

پای گل کاری اگر باشد،که من هم قادرم
گل بکارم،دستِ کم هم قد و بالای شما

بحث نکبت زادگی یا بحث آقا زادگی
ربط دارد کاملا با نوع ژنهای شما

مصرفِ یک سالِ ما از آبِ آشامیدنی
کمتر است از مصرفِ استخرِ ویلای شما

وقتِ خوشحالی،شما هستید منهای همه
در گرفتاری،همه هستند منهای شما

آن زمان از راهزنها ترس و وحشت داشتیم
این زمان از دیدن مأمور ناجای شما

با وجود اینکه عمری خشممان را خورده ایم
می کَنَد این خشم روزی خشتک از پای شما

اینکه بدبختیم،از الطافِ آن مرحوم هست
نور بر خاکش ببارد،گور بابای شما

#مصطفی_علوی

@rahenow 🗿👈
دوباره پای عطش را به خیمه وا کردیم
دوچشم غم زده را غرق در ریا کردیم

از ابتدای محرم درون تعزیه ها
چه بغضهای دروغین که در صدا کردیم

و هر کجا که به هق هق نخورد اشک کسی
به مشک تکیه زدیم و أخا أخا کردیم

برای اینکه بگوییم شعر آیینی ست
تو را به پای غزلهایمان فدا کردیم

و پیش از آنکه پیامت به گوش ما برسد
شبیه شمر سر از پیکرت جدا کردیم

هنوز کوفه همان کوفه است و ما به یزید
پس از تو نامه نوشتیم و اقتدا کردیم

#مصطفی_علوی

@rahenow 🗿👈
ای نام خدا پیش شما برکتِ دکّان
ما را غم نان است و شما را غم لبنان

از یُمن قدمهای شماهاست که هر روزح
دنبالِ غذاییم سرِ سطلِ خیابان

تدبیر شما چیست در این برهه ی حساس
جز وعده ی بی حاصل و بحران پسِ بحران

مختومه نخوانید،که در محضر تاریخ
باز است کماکان سرِ پرونده ی آبان

باتوم به دستانِ شما،امر به معروف
کردند و پرید از سر مردم،تبِ ایمان

هرچند که از جنگ و تجاوز خبری نیست
سرخ است زمینِ وطن از خون جوانان

ای کاش کمی شرم و حیا بود شما را
از همت و بابایی و صیادی و دوران

تا فرصت از این بیشتر از دست نرفته ست
ای کاش بیایید فرود از خر شیطان


#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
یکی از جیب اعلیحضرت و دربار آویزان
یکی از منبر و سجاده و دستار آویزان

به لطف لانه ی جاسوسی از تصمیم گیران شد
کسی که چارچنگولی شد از دیوار آویزان

پدر در حفظ ارزشها گلو جِر می دهد اینجا
پسر آن سوی مرز از تخم استکبار آویزان

خدا را شکر در ایران که نه،در خارج اما هست
وکیل از متهم،جراح از بیمار آویزان

بنازم عدلتان را،دادِ مردم را در آوردید
که هر کس حق بگوید می شود از دار آویزان

تمام عمرمان شب بود و وحشت بود و تاریکی
شبیهِ دسته ای خفاش کنج غار آویزان

بدستِ جغدها افتاده گویا کارِ بستان ها
که هر مرغی خوش الحان تر،شد از منقار آویزان

#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
السلام ای عبد صالح،یاابن لینچان السلام
السلام استاد شی فو،یا جکی چان السلام

السلام ای موش برگرهای لای نانِ تُست
سوسکهای روی توری باب دندان،السلام

چاههای نفت و گاز و آب شیرین،الوداع
دسته های بیل،قیطانهای تنبان السلام

وعده ی دیدارمان روز قیامت،خاک قشم
جانماز و تربت اعلای «ووهان»،السلام

دست حق همراهتان،لاوان کنارک خارگ کیش
مردمان «دالیان» و اهل «جینان» السلام

خاک حاصلخیز خوزستان و کارون الوداع
زیر سیگاری،ترقه،چوب قلیان السلام

وقت خلقت بین ما عقدِ اخوّت بسته اند
خواهرانِ مهربان از شهر «هاندان»،السلام

احترامِ گربه و سگ هایتان هم واجب است
مردم خونگرم شهرستانِ «شی آن» السلام

ذلِّ توجیهات دولت،خاک ایران شد حراج
برده های عصر استعمار «یوآن»،السلام

#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
مردمی آزاد و آزادی فراوان داشتیم
پیشرفت بهتری نسبت به الان داشتیم

جای اینقدر ادعای پوچ وگاها بی اساس
جای برخورد ریاکارانه،ایمان داشتیم

با وجود اینکه امکانات چندانی نبود
لااقل در سفره هامان لقمه ای نان داشتیم

ابرها پربار،گندمزارها پربار تر
بوی گندم،بوی سبزه،بوی باران داشتیم

نام ایرانی به نیکی یاد میشد در جهان
در دفاع از حق مردم چنگ و دندان داشتیم

جای لیبی،چاد،اردن،ارتباطی مستقیم
با فرانسه،ولز،آلمان،انگلستان داشتیم

سیل بیکاران به سمت شهرها جاری نبود
طرحهایی ویژه در بخش جوانان داشتیم

شصت درصد زیر خط فقر معنایی نداشت
مردمانی شاد با لبهای خندان داشتیم

در اقلیت به دنیا آمدن ذلت نبود
طبق لااکراه...آزادی ادیان داشتیم

#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
خسته ایم و از فشار ظلم دم نمی زنیم
در قفس نشسته،حرکتی رقم نمی زنیم
سر نمی کشیم و بال و پر به هم نمی زنیم
ما نصیبمان همیشه ظلم بی حساب بود

سفره ای که بود و سهم پابرهنه ها نشد
معجری که پول خورد و مایه ی،شفا نشد
ملتی که زیر بار ظلم ماند و پا نشد
هر چه وعده داد شیخ شهر ما،سراب بود

مردی از سرِ فشار زندگی کفن فروخت
مادری برای رفع تشنگی بدن فروخت
شیخ هم عقب نماند و این وسط وطن فروخت
حال و روز ما همیشه اینچنین خراب بود

ناودانیِ طلای مرده های عصر سنگ
نان به سفره بردن از فروش قرص و گرد و بنگ
شهرهای همچنان خراب از زمان جنگ
چاره ی تمام مشکلات ما حجاب بود

تن فروشیِ زنانِ سرپرستِ خانوار
نعره های رود رودِ مادران داغدار
نخبه های صف کشیده پشت چوبه های دار
کشتن ستاره در نظام شب ثواب بود

بی سوادیِ رییس ها و سرپرست ها
بی نتیجه ماندن تمامی نشست ها
پشتِ پرده ی کثیفِ بُردها،شکست ها
ملتی که دائما اسیر اضطراب بود

شب رسید و فاتح قلمروِ سپیده شد
ردّ خون ما به خاک کوچه ها کشیده شد
در جهان صدای ضجه های ما شنیده شد
کدخدا ولی درون خانه مستِ خواب بود

رفته رفته خنده اتفاق گاه گاه شد
روزگارمان شبیه بختمان سیاه شد
قبر،سرپناه مردمان بی پناه شد...
این تمام داستان ما و انقلاب بود


#176
#مصطفی_علوی
بجای این و آن از مردم ایران صیانت کن
اگر مردی بیا از سفره ی بی نان صیانت کن

اگر خیلی هنر داری و فکر مردمت هستی
بیا از گور خوابان توی قبرستان صیانت کن

مگر از یاد بردی روزهای رأی گیری را؟
که دائم وعده میدادی،برو از آن صیانت کن

درون کاخ سعد آباد جا خوش کرده ای عمری
بیا بیرون و از مردم در این بحران صیانت کن

تو که در ده نهادِ مختلف مسئولیت داری
کمی از نخبه ی بیکار سرگردان صیانت کن

تمام مملکت بر شاخ چاه نفت می چرخد
بجای روس و چین،از خاک خوزستان صیانت کن

طواف کعبه با دستِ پر از خون باطل است ای شیخ
برو حاجی خدا را ول کن از شیطان صیانت کن

#مصطفی_علوی

@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
ای بسته به جسم و جان پوتین،جانت
ای ساکن انگلیس،فرزندانت

برگرد از این طریق کشورداری
تا چوب نکرده ایم در تنبانت

#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
زندگی سخت شده نان برسانید به ما
دلخوشی های فراوان برسانید به ما

ما که مانند شما نیتمان خالص نیست
خشکسالی شده،باران برسانید به ما

جان به در بردن از این مهلکه ها آسان نیست
لااقل چند عدد جان برسانید به ما

بر سر سفره یکی در زد و نذری آورد
ما نشستیم که دندان برسانید به ما

مردگانیم و تظاهر به نمردن داریم
واعظ و قاری قرآن برسانید به ما

ما که از امر به معروف شما سوخته ایم
نهی از منکری آسان برسانید به ما

ما که با بند شما در ته چاه افتادیم
رشته ای بهتر از ایمان برسانید به ما

گفت شیطان که مرا طایفه ام سنگ زدند
حج امسال مسلمان برسانید به ما

#مصطفی_علوی

@rahenow 🗿👈
آدم که شد بی دین و بی باور،نمی ترسد
هیچ آدم بی دینی از محشر،نمی ترسد

بیهوده دنبال روایات و احادیثی
دیگر کسی از پیر و پیغمبر،نمی ترسد

ترسی ندارد کدخدا از غرب و آمریکا
آری همین است و بد از بدتر نمی ترسد

آدم صبوری می کند تا سیل بنشیند
وقتی گذشت آب از سرش،دیگر نمی ترسد

چشمی که یک عمر است دارد اشک می ریزد
از دود تندِ گاز اشک آور نمی ترسد

بیخود به فردای قیامت دل نباید بست
شیخی که من می بینم از کیفر نمی ترسد

جایی که مِسگر را به ناحق می کُشد قاضی
از هیچ جُرمی مرد آهنگر نمی ترسد

شیر سماور چاره ی ناداوری ها نیست
وقتی طرف از اگزوزِ خاور نمی ترسد

آقای دیکتاتور،گریز از مرگ ممکن نیست
مرگ است و مرگ از آدم شَرخَر نمی ترسد


#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
بین گرسنه ها پی ایمان نگرد،نیست
دنبال دین و پیروی از آن نگرد،نیست

ای شیخ،گردِ شهر چرا چرخ می زنی؟
این خط و این نشانه،به قرآن نگرد،نیست

تو تشنه ای به خونِ من و من به خونِ تو
در اجتماع ما پی انسان نگرد،نیست

غیر از محاسنی که بلند است،هیچ جا
دنبالِ ردِّ حضرتِ شیطان نگرد،نیست

اسلام را میان اروپائیان ببین
یعنی که در بلادِ مسلمان نگرد،نیست

در بینِ صاحبانِ مناصب،به هیچ وجه
در جستجوی واژه ی«وجدان»نگرد،نیست

همچون لباسِ شسته شده،آب می رود
سی سال بعد،کشور ایران...نگرد،نیست


#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
ای نام خدا پیش شما برکتِ دکّان
ما را غم نان است و شما را غم لبنان

از یُمن قدمهای شماهاست که هر روز
دنبالِ غذاییم سرِ سطلِ خیابان

تدبیر شما چیست در این برهه ی حساس
جز وعده ی بی حاصل و بحران پسِ بحران

مختومه نخوانید،که در محضر تاریخ
باز است کماکان سرِ پرونده ی آبان

باتوم به دستانِ شما،امر به معروف
کردند و پرید از سر مردم،تبِ ایمان

هرچند که از جنگ و تجاوز خبری نیست
سرخ است زمینِ وطن از خون جوانان

ای کاش کمی شرم و حیا بود شما را
از همت و بابایی و صیادی و دوران

تا فرصت از این بیشتر از دست نرفته ست
ای کاش بیایید فرود از خر شیطان


#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
لا لا لا لا بخواب آرام،بیداری خطرناک است
حساب هر که بیدار است در این مملکت،پاک است

نه چنگیز اینچنین خون ریخت از مردم نه اسکندر
وطن این روزها درگیر با یک قوم سفّاک است

جوانان را هدف می گیرد از سر،در خیابانها
یقینا دور دستِ ماردوشِ پیر،ضحاک است

تبر سر شاخه ها را می زند،اما نمی داند
که این آزاد سروِ سبز باور،ریشه در خاک است

سرود مردمان،زن زندگی آزادی است اینجا
که در هر شهر و دِه این روزها در حال پژواک است

نمی بندند مردم دل به صدها وعده ات ای شیخ
که میدانند اینها بخشی از تأثیر تریاک است

به مردم وعده ی ویلا و ژیلا می دهی یکسر
معاذَاللَّه،مگر دین شما بنگاه املاک است؟

نمی دانم پس از من وضع این کشور چه خواهد شد
ولی،می دانم اوضاع شما خیلی اسفناک است

#مصطفی_علوی

@rahenow 🗿👈
دوباره پای عطش را به خیمه وا کردیم
دوچشم غم زده را غرق در ریا کردیم

از ابتدای محرم درون تعزیه ها
چه بغضهای دروغین که در صدا کردیم

و هر کجا که به هق هق نخورد اشک کسی
به مشک تکیه زدیم و أخا أخا کردیم

برای اینکه بگوییم شعر آیینی ست
تو را به پای غزلهایمان فدا کردیم

و پیش از آنکه پیامت به گوش ما برسد
شبیه شمر سر از پیکرت جدا کردیم

هنوز کوفه همان کوفه است و ما به یزید
پس از تو نامه نوشتیم و اقتدا کردیم


#مصطفی_علوی
@rahenow 🔗👈
وا کن پر و بال را،دمِ پرواز است
پژواک صدای حق طنین انداز است

ای شیخ اگر طالبِ حورالعینی
درهای بهشت در فلسطین باز است

#مصطفی_علوی
@rahenow 🔗👈
درود بر برادران و خواهران
درود بر شما حماسه سازها
درود بر شما که گوش می دهید
به وعده های پوچِ حقه بازها

درود بر شما که با فروش تن
برای خانواده نان می آورید
شما که اشک شوق نذر کرده اید
برای سر بریدنِ پیازها

دوباره ملتی فهیم،با شعور
دوباره ملتی غیور می شوید
که هر چه داشتند را سپرده اند
به دستِ دسته هایی از عیاض ها

بزرگ می شویم،واقعا بزرگ
شبیه روزهای انفجار نور
که نردبان شویم زیر پایشان
برای رد شدن از این فرازها

چه مهربان نگاه می کند به ما
کسی که تا دو روز پیش،گرگ بود
چقدر با خضوع حرف می زند
چه آب می خورند،جانمازها !

غروب روز جمعه بود،در اوین
صدای خسته ای به گوش می رسید
خبر رسید یک نفر اضافه شد
به بند شاعران،زبان درازها

#مصطفی_علوی

@rahenow🗣👈
بس که وضع زندگی را نامساعد ساختیم
تا توانستیم از مردم معانِد ساختیم

ابتدا گفتیم دنیا نعش مردار است و بعد
خانه ای در حدِّ بعضی از معابد ساختیم

فقر آوردیم،تا یک عده را شاغل کنیم
گشت نامحسوسِ ارشاد و مفاسد ساختیم

چون نمیشد دائم از یک راه وارد شد به زور
راهها در بابِ تفتیشِ عقاید ساختیم

هر که از حیثِ سوابق مورد خاصی نداشت
دست در پرونده اش بردیم و مورد ساختیم

دزد ناشی را به زندان برده در عرض سه ماه
در خلالِ حبس از او دزدِ وارد ساختیم

هر زمان شورا دو تا از خیّرین را تیغ زد
جای درمانگاه چندین باب مسجد ساختیم

لشکرِ تورانیان هم اینچنین وارد نساخت
ضربه هایی را که ما بر ریشه وارد ساختیم


#مصطفی_علوی
@rahenow🗣👈