@rahenow
557 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
#طنزیمات_ادبی
فکر فراری؟ برو از مملکت
تحت فشاری؟ برو از مملکت
نون تو شعاره تو گدا گشنه‌ای
ضد شعاری برو از مملکت
هی نگو: خم شد کمرت زیر فقر
لنگ دلاری برو از مملکت
دنبال اینترنت پر سرعتی
پست می ذاری برو از مملکت
موسیقی دوست داری و از خارجه ساز می‌آری برو از مملکت
مملکت و پست و مقام مال ماست
پارتی نداری برو از مملکت
جایی برای تو سر سفره نیست
زار و نزاری برو از مملکت
تو که نه دامادی و نه باجناق
بی کس و کاری برو از مملکت
وقتی بلد نیستی از اختلاس
پول درآری برو از مملکت
وقتی بلد نیستی رو پیشونیت
داغ بکاری برو از مملکت
جُرمت اینه اهل کتاب خوندنی
مسأله داری برو از مملکت

#اسمعیل_امینی
@rahenow 🗿👈
@rahenow
رهبر انقلاب: القاء بن‌بست و اینکه مسئولان، اداره کشور را بلد نیستند، کار #بدخواهان ایران است رهبر انقلاب، تضعیف ایمان دینی، تضعیف امید و خوش‌بینی به آینده کشور را از جمله مؤلفه‌های جنگ نرم علیه ملت دانستند و خاطرنشان کردند: القاء بی‌آیندگی، بن‌بست و اینکه…
#طنزیمات_ادبی
تو سرتری و نیست بالاتر سری از تو
تو بهترینی و نباشد بهتری از تو

نه بر زبان یک مسلمان شکوه ای جاریست
نه یک گلایه بر زبان کافری از تو

هر چند چیز دیگری هستی ولی گاهی
در ذهن مردم هست چیز دیگری از تو

در مرگ می لولیم و خشنودیم و می ترسیم
جای تو بنشیند مبادا بدتری از تو

در عصر فقدان خدا و آدمیت ، ساخت
دنیای سرمایه عجب پیغمبری از تو

اخبار می گوید عذاب سخت نزدیک است
هر گوشه ی دنیاست بر پا محشری از تو

خیلی پدر از ما در آوردی ولی ...باشد
چیزی نمانده ، صبر کن ، یک مادری از تو

تعریف می کرد و به فرزندان خود می گفت
تو بهترینی و نباشد بهتری از تو

شاعر چه می گویی نمی بینی چه اوضاعیست
خوش کرده ا ی دل را که شاید دفتری از تو ...

#رحیم_رسولی
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
ای بسته به جسم و جان پوتین،جانت
ای ساکن انگلیس،فرزندانت

برگرد از این طریق کشورداری
تا چوب نکرده ایم در تنبانت

#مصطفی_علوی
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
فقیه وقاضی و داروغه و مداح و روحانی
همه از کفر می نالند و مسلم از مسلمانی

خداوندا مسیح تازه‌ای مبعوث کن شاید
جهان مرده را احیا کنی با عشق درمانی

جوانان سعادتمندمان زهوارشان در رفت
بفرما پیر دانا این هم از نیروی انسانی

گرفتی حال مردم را و از آینده می گویی
چه سود از گل زدن ای شیخ بعد از سوت پایانی

ثوابش کمتر از حج و نماز مستحبی نیست
نشستن پای صحبتهای زنهای خیابانی

زبان غرق سکوت است و قلم از ترس خاموش است
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
نه پول نفت می خواهم نه آب و برق مجانی

#مسلم_حسن_شاهی__راویز

@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
غُلغُلی انداختی در شهر تهران ای قلم
خوش حمایت می‌کنی از شرع قرآن ای قلم
گشت از برق تو ظاهر نور ایمان ای قلم
مشکلات خلق گردد از تو آسان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

ای قلم تا می‌توانی در قلمدان صبر کن
یوسف‌آسا سال‌ها در کنج زندان صبر کن
همچو یعقوب حزین در بیت‌الاحزان صبر کن
کور شو بیرون نیا از شهر کنعان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

ای قلم پنداشتی هنگامۀ دانشوری‌ست
دورۀ علم آمده هرکس به عرفان مشتری‌ست
تو نفهمیدی که اوضاع جهان خرتوخری‌ست
خر همان‌ست و عوض گردیده پالان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

ایها الشاعر تو هم از شعر گفتن لال باش
شعر یعنی چه برو حمّال شو رمّال باش
چشم‌بندی کن میان معرکه نقّال باش
حقّه‌بازی کن تو هم مانند رندان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

سید اشرف‌الدین حسینی قزوینی (گیلانی)
#نسیم_شمال
۱۲۴۹-۱۳۱۳ خورشیدی 🌿🌿
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
خدا می‌خواست ما ایرانیان در داستان باشیم
که از آغاز تا پایان اسیرِ هفت‌خوان باشیم!

از اینوَر مرحمت کرده به ما دریای نفت و‌ گاز
از آنوَر حاکمانی با خدا، تا لَنگِ نان باشیم!

دقیقاً پیشِ چشمانِ سَبُکبارانِ ساحل‌ها
سوارِ قایقی پوسیده و بی‌بادبان باشیم

گمانم سبزه‌زارِ بختِ ما را خر لگد کرده
که ناچاریم نان‌خورهای مُشتی بُزچران باشیم!

چه دستاوردِ تاریخی از این بهتر که تنها ما
همیشه گاوِ پیشانی‌سفیدِ این جهان باشیم؟!

چه توفیقی از این بهتر که در اعماقِ بدبختی
برای چین و روس و چاد و لبنان نردبان باشیم؟!

زمان نفرینمان کرده، زمین دیپورتمان کرده
که نسلی بی‌ستاره، وِل در این هفت‌آسمان باشیم

نزولِ هر بلا جز امتحانات الهی نیست
مشیّت کرده تنها ما سرِ هر امتحان باشیم!

کسی پایانِ شادِ قصّه را انگار دزدیده
که ما زندانیانِ فصلِ تلخِ این رمان باشیم...

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
دلربایی می‌کند با پاچه و ران گوسفند
قیمتش بالاتر است از جان انسان گوسفند

چون که حالا خون او از خون ما رنگین‌تر است
چشم غره می‌رود گاهی به چوپان گوسفند

کره خر پرسید از قاطر که در این چند وقت
راه می‌آید چرا مست و خرامان گوسفند؟!

می‌تواند با فروش پشم‌های زائدش
چند صد ویلا بسازد در لواسان گوسفند

گرچه در اطراف ما قانون جنگل حاکم است
توی این جنگل ولیکن هست سلطان گوسفند

بعد از این هی طبع شعر شاعران گل می‌کند
می‌زند تا زیر بع بع زیر باران گوسفند

خواب می‌دیدم پریشب که به جای توله سگ
بود دست بچه قرطی‌های تهران گوسفند

می‌چرد هرجا بخواهد می‌خورد یک عالمه
چون که مثل ما ندارد غصه نان گوسفند

تا که چاقو را نشان دادیم، با یک پوزخند
گفت کی ترسیده از چاقوی زنجان گوسفند؟

از مریدان توییم و پاچه‌خواران توییم
لطف کن با قیمتت ما را نترسان گوسفند

شیخ اگر که با همین فرمان براند عنقریب
می‌نشیند توی نیسان پشت فرمان گوسفند

ای مدیر محترم، ما مردم خوب و نجیب
ساده هستیم البته اما نه چندان گوسفند

آه می‌ترسم در این اوضاع مالی عاقبت
گیرمان حتی نیاید عید قربان گوسفند

#محمدحسین_مهدویان
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
با اینکه نصفِ مملکت را آب برده
اما کماکان شیخِ ما را خواب برده

در وضع بحرانی، ستادِ رفع بحران
بر سفره ی بی نانِ شان بشقاب برده

در سیل، مرد و زن به فکر چکمه هستند
دولت ولی محموله ی جوراب برده

بزغاله ی بی شیرِ چوپان جوان را
آبِ به شیر افزوده ی ارباب برده

هم نقشِ بر آب است نقشه های دشمن
هم "نقشه" ی ما را به زیرِ آب برده

هر روز پیگیرم که سرخطِ خبرها
شاید ببینم بووووق را سیلاب برده !

#مهدی_صادقی_مود

@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
کاری بکنید، مملکت در خطر است
این گُربه اسیرِ اژدهایی سه سر است

آثارِ مُخرّبِ مدیرانِ غیور
از آتش و سیل و زلزله بیشتر است!

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
فقر،تبعیض،رنج،تن دادن
فحشِ ناموس توی ون دادن
با کمربند حقِ زن دادن

سکه های طلاقِ آزادی

کودکِ کار،مرگ،استبداد
زنِ زیبا،کمیته ی امداد
حرفهایی که بوی خون میداد

آتش افتاد، توی آبادی

عشقهای دروغ و پوشالی
فقر و فحشا و خانه ی خالی
تیتر اخبار غزه،سومالی

روی لپ تاپ فیلم فرهادی

خودفروشیِ از سرِ اجبار
کارگرهایِ خسته ی بیکار
مشت محکم به سمتِ استکبار

انتخابات اوجِ شیادی

بازجو،اتهام،زندانبان
خشکسالی،دروغ،حسرت نان
کشت ما را غم تو  ای  ایران

سرزمینِ عزیزِ اجدادی

آرش اکنون کمان خود بردار
کاوه  اکنون  نشان خود بردار
مادر اکنون جوانِ خود بردار

بشتابیم سمت آزادی


#جواد_شیردل
#مهسا_امینی
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی

هوای پاک فدای سر مبارک‌تان
فدای برج هیولاییِ مشبّک‌تان

خدا کند که گزندی به چیزتان نرسد
به دیگ بوقلمون و به دیس اردک‌تان!

چقدر سنگرتان محکم است، طوری که
کنایه هام نخوردند توی برجک‌تان

به جز محاسن و تسبیح و مُهرِ پیشانی
نداشت معجزه حرف و کتاب و مسلک‌تان

سر نماز چنان گرم تک زنی هستید
که بر جبین ِ هم افتاده ردّ« جفتک‌»تان!

صدای موشک تان رفته تا خودِ افلاک
چپیده بر سر ملت ولی کلاهک‌تان

همیشه حوصله دارید و مرد میدان اید
که هر چه پیش بیاید نمی‌گزد کک‌تان

چه حکمتی‌ست که خود می‌زنید و می‌رقصید؟!
کر است گوش فلک از صدای تنبک‌تان

به سوت بلبلی ِ خویش از چه می بالید
کلاغ آمده در جامه ی چکاوک‌تان

شما به اهل قلم سال هاست «بدبین» ‌اید
خدا کند که بیفتد ز چشم «عینک»‌تان

به زیر ریش ِ چنان پششششم تا به کی پنهان
رسد چه زود که افتد ز بام تشتک‌تان!

به حرصِ طعمه به «قلاب» باز می‌افتید
یکان یکان... ،که چه« قلابی» است مدرک‌ تان

شما که نان بسی خلق کرده‌اید «آجر»
خدا کند شود آجر، تنور سنگک‌ تان

دلم خوش است که در «عید» و در «عزا» یک ریز
رسد به گوشی ِ داغانِ  ما پیامک تان

#خالوراشد
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی

هر چه مسئول روی کار آمد
بود کلّاً زبان و گوش نداشت

انقلابی به ما فروخته شد
خدمات پس از فروش نداشت

#شکلات_الشعرا
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
محتسب روزی سر بازار، مویم را کشید
گفتم: این گیسوست، یارو  شاخه شمشاد نیست

گفت: می‌دانم ولی بایست ارشادت کنم!
گفتمش: باشد ولی این نحوه‌ی ارشاد نیست!

گفت: با زلفت مرا بر باد دادی! گفتمش:
همچو زلف یار حافظ، زلف من در باد نیست!

گفت: من مأمورِ کارآموزِ نهی از منکرم
گفتم: این طرحی که می‌گویی تو، طرح کاد نیست؟

گفت: ساکت! حکم شرع است این، چه می‌گویی لعین؟
گفتمش: این حکم آخر، خالی از ایراد نیست

گفت: آخر یک بلایی بر شما نازل شود
گفتم: این ملت مسلمان است، قوم عاد نیست

گفت: با اجبار هم باشد بهشتت می برم!
گفتم: آیا اسم این کار تو استبداد نیست!؟

گفت: استبداد نه، من بانی آزادی ام
بر لبم غیر از شعار مردم آزاد نیست

گفتم: آزادی فقط نامی است در میدان شهر
تازه آن را هم پدر گوید که جز شهیاد نیست!

گفت: استقلال چه؟ آن را که داری بی گمان
گفتمش: جز نام تیمی درج در اسناد نیست

گفت: جایش امنیت بخشیده ایمت، گفتمش:
یعنی این وَن، آمبولانسِ حاملِ اجساد نیست؟

گفت: جمله پاکدستیم و به دور از اختلاس
گفتم: آری، هیج جا جز شرکت فولاد نیست!

یک نفر در شهر و دنبالش چهل دزد شریف
این که می‌گفتید اهوازش شما، بغداد نیست!؟

گفت: نه، این وصله‌ها هرگز نمی‌چسبد به ما
هست دزدی بینمان، اما به این ابعاد نیست

حال، کم شیرین زبانی کن؛ برو بند زنان
حد تو شلاق هست و کمتر از هشتاد نیست

گفتمش: سرکار، گرچه موی من باشد بلند
من که شیرینم ولی شویم به جز فرهاد نیست!

#مجید_رحمانی_صانع
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
جز مدح و پاچه‌خاری سلطان چه می‌کنی؟
بی‌خایه! زیرِ خایهٔ خاقان چه می‌کنی؟(۱)

یک‌مشت کاسبند همه گرمِ لِفت و لیس
شاعر! تو در میانهٔ ایشان چه می‌کنی؟

از نای تو دریغ! که یک داد برنخاست
مسعودِ سعد مُرد به زندان، چه می‌کنی؟

حجت تمام گشت پس از مرگِ آبتین (۲)
آنجا کنارِ ماربه‌دوشان چه می‌کنی؟

آن‌کو نریخت دُرِّ دَری را به پایشان
آواره شد به گوشهٔ یمگان، چه می‌کنی؟

توجیهِ ظلمِ  آلِ امیه پس از حسین؟ ...
گندش درآمده‌ست مسلمان! چه می‌کنی؟

خلوت‌گزینِ عاقلِ سنگینِ باوقار!
پس در میانِ معرکه‌گیران چه می‌کنی؟

خود را در این معامله ارزان فروختی
حالا که دکه‌ات شده دکان، چه می‌کنی؟

بستند و دوختند و شکستند و سوختند
جز غفلت و تجاهل و کتمان چه می‌کنی؟

وقتِ خطر، چه‌ ژرف و چه کم‌حرف می‌شوی (۳)
در عافیت گشاده‌دهان، هان! چه می‌کنی؟

با زخم‌های کهنهٔ هشتاد وهشت، هیچ!
با زخم‌های تازهٔ آبان چه می‌کنی؟

مه‌سا ستاره بود و درخشید در ظُلام (۴)
حالا تویی و این مَهِ تابان... چه می‌کنی؟

ما و خطای قافیهٔ شایگان، صحیح!
تو در میانِ قافیه‌بازان چه می‌کنی؟

#جواد_زهتاب



(۱) نسخه بدل: بی‌مایه!
(۲) آبتین نام پدرِ فریدون است که مغزش خوراک مارانِ ضحاک شد. همچنین بکتاشِ آبتین نام شاعر و زندانی سیاسی است که زمستانِ ۱۴۰۰ مظلومانه در زندان درگذشت.
(۳) در برخی نسخ به جایِ ژرف، تنگ ضبط شده.
(۴) وارطان ستاره بود
یک‌دم در این ظلام
درخشید و جست و رفت
«شاملو»

@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
در تاب و تب، پسر به خروش و پدر به فحش
آراسته‌ست کوچه و دیوار و در به فحش

با اژدها نمی‌شود آرام حرف زد
آتشفشان خشم نهاده‌ست سر به فحش

در برزخی که لال شدن شرط عقل نیست
گاهی به شعر مایلم و بیشتر به فحش

آن شاعر مُبادی آداب مدتی‌ست
وا کرده لب به نفرین، بسته کمر به فحش

قهفرّخی و فرّخی اندوهشان یکی‌ست
در حبس می‌رسد قلم از شعر تر به فحش

خیر سکوت چیست به جز امتداد رنج؟!
دیگر پناه می‌برم از هرچه شر به فحش

بغضی که در من است درخت تناوری‌ست...
گاهی سبک نمی‌شود آدم مگر به فحش

#کبری_موسوی_قهفرخی
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
ای خاک پر صلابت و ای مرز پر گهر
ای مهد علم و دانش و سرچشمه‌ی هنر

دور از تو باد آنکه برایت نخواست خیر
کور آنکه خواست تا تو بیافتی به دردسر

بی سرپرست مانده‌ای و گیرکرده‌ای
زیر لوای ناپدری‌های بی پدر

دایم به خون کشیده تورا زخم پشت زخم
از قادسیه یکسره تا دوره‌ی قجر

بعد از قجر هم البته کم خون نخورده‌ای
نوبت رسید چون به گدایان معتبر

قومی که معتبر شد و غافل شد از خدا
در کاخ پا گذاشت و غافل شد از کپر

بی‌وقفه از وقوع فساد و وفور فقر
در گوشه ‌گوشه‌ی تو به ما می‌رسد خبر

از نیلگون خلیج به ظاهر همیشه فارس
تا چند درصدی که به جا مانده از خزر

با همت جهادی مردان پاک دست
غرب تو کولبر شد و شرق تو سوختبر

شرمنده‌ام که درد تو را حس نکرده‌ام
یا خون نشد دلم اگر از اینهمه شرر

...
از جا بلند می‌شدم و داد می‌زدم
زیر گلوی خویش اگر داشتم جگر

(اظهار عجز پیش ستم‌پیشگان خطاست)
بر تیر خصم سینه‌ی خود می‌کنم سپر

عالی‌جناب از خر قدرت پیاده شو
پایان قصه است نکن سعی بی ثمر

بازنده‌ای شبیه بقیه بزن به چاک
شر را بکن -‌-برادر من-- تا نگشته شر

#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
غُلغُلی انداختی در شهر تهران ای قلم
خوش حمایت می‌کنی از شرع قرآن ای قلم
گشت از برق تو ظاهر نور ایمان ای قلم
مشکلات خلق گردد از تو آسان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

ای قلم تا می‌توانی در قلمدان صبر کن
یوسف‌آسا سال‌ها در کنج زندان صبر کن
همچو یعقوب حزین در بیت‌الاحزان صبر کن
کور شو بیرون نیا از شهر کنعان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

ای قلم پنداشتی هنگامۀ دانشوری‌ست
دورۀ علم آمده هرکس به عرفان مشتری‌ست
تو نفهمیدی که اوضاع جهان خرتوخری‌ست
خر همان‌ست و عوض گردیده پالان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

ایها الشاعر تو هم از شعر گفتن لال باش
شعر یعنی چه برو حمّال شو رمّال باش
چشم‌بندی کن میان معرکه نقّال باش
حقّه‌بازی کن تو هم مانند رندان ای قلم
نیستی آزاد در ایران ویران ای قلم

سید اشرف‌الدین حسینی قزوینی (گیلانی)
#نسیم_شمال
۱۲۴۹-۱۳۱۳ خورشیدی 🌿🌿
@rahenow 🔗👈
#طنزیمات_ادبی
شیخِ ما موقوفه و بنیاد را بالا کشید
مسجد و املاکِ گوهرشاد را بالا کشید

او که عمری تاج و تخت و کاخ را تقبیح کرد
فرش‌های کاخِ سعدآباد را بالا کشید

کوسه را از کُنج استخر فرح بیرون کشید!
کورسوی دوم خرداد را بالا کشید

ابر و باد و ماه و خورشید و فلک در کار نیست
نفت و گاز و بندر و فولاد را بالا کشید

هر کسی ساز مخالف زد سرش برباد داد
سروهایِ عاشق و آزاد را بالا کشید

تیربار آورد روی پشت‌بام خانه‌ها
بی مروت بعد از آن اجساد را بالا کشید

سنگ قبر مردمان آریایی را شکست
نعش‌های لخت مادرزاد را بالا کشید

ای خدا، والله این رسم جهان‌داری نبود
"تازی" آمد سرزمین "ماد" را بالا کشید

#جواد_شیردل
@rahenow 🔗👈
#طنزیمات_ادبی
بیگاری و بردگی کجا و تو کجا
بی عاری و بی رگی کجا و تو کجا

ای گربه ی زخمی و گرسنه، وطنم
این زندگی سگی کجا و تو کجا

#رحیم_رسولی

@rahenow🗣👈
#طنزیمات_ادبی
ای خدا در سال نو این وضع را پایان بده
هر چه تا حالا نداری را بیا الان بده

یا به مسئولینِ بی وجدان ما وجدان بده
یا به محرومان بی سامان ما سامان بده

یا که نان کلّ آقازاده ها آجر نما
با به ما هم مثل آنان جای آجر نان بده

سیل ، آتش ، زلزله ، ویروس ، بنزین، اختلاس
قسط‌بندی کن به ما هر سال، یک بحران بده

مشکلت با ما مسلمانان دقیقاً  چیست؟هان!؟
خب دو تا بحران ببر به سایر ادیان بده

کشور ما را اگر شادی ندادی ، پیشکش
لااقل غم را نده با پارچ ، با لیوان بده

یا بگیر اندوه لبنان را که ما را می کُشد
یا به لبنان هم کمی اندوه از ایران بده

یا به ما هم یک وزیر خارجی اعطا نما
یا به آنها یک رئیسِ خادم از سمنان بده

روزی سارا کجا و روزی دارا کجا ..!؟
یا نده روزی و یا هم لا اقل یکسان بده

یا نفرما خلق موجودی و وقتی خلق شد
ابتدا تبعیض را بردار و بعدش جان بده

کُفر آلود است اگر اشعار من شرمنده‌ام
یا بگیر این ذوق را یا هم کمی ایمان بده!

#مهدی_خداپرست
@rahenow🗣👈