@rahenow
557 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
شعر طنز: گِل‌گیر!

آن زمان‌ها مملکت‌داری که اینجوری نبود
آشِ لِفت‌و لیسِ مسئولین به این شوری نبود

مُفت‌خورها هم، کلاس و شأنِ خود را داشتند
دخلِ دُکّان دستِ مُشتی‌دزدِ پیزوری نبود!

چشم‌و دل‌ها سیر بود از هر لحاظ و هر طرف!
پُشتِ کتری باعث تحریک هر قوری نبود!

بی‌چماق و توسری مردم بهشتی می‌شدند
رهسپارِ جنّتُ‌المأوی شدن زوری نبود

سور و حور و آبِ‌انگور و شرایط جور بود
در مسلمان تا به این حد حسرتِ حوری نبود!

خرجِ تیر و ترکشِ آنوَر به ما ربطی نداشت
در مدیران این‌همه حسِ سلحشوری نبود!

ملّتی بودیم با بختی بلند از پیش‌و پس
بختمان خوابیده روی تختِ کافوری نبود!

در سَری که پُر شد از رؤیای آب و برقِ مُفت
فرصتِ جا دادنِ این حجمْ جمهوری نبود!

کاوه می‌آمد دَرِ این مُلک را گِل می‌گرفت
بین ما و او اگر این مشکلِ دوری نبود!

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🗿👈
از پنجه‌ی احمدی ربودی ما را
با فرچه‌ی تدبیر، زدودی ما را

قفلی نگُشادی به کلیدت اما
با طرح گشایشت گشودی ما را!


#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
"گم‌شدگان"

در شبی تیره ماهِمان گم شد
طالعِ روبه‌راهمان گم شد

تا به شلوارِ خویش چسبیدیم
یک نفر زد کلاهمان گم شد

کیش دادیم بلکه مات کنیم
اسب رَم کرد و شاهمان گم‌شد

گوسفندی که لیدر ما بود
نقشه را خورد و راهمان گم شد

در همان سال‌های سگ‌مصّب
گربه‌ی بی پناهمان گم‌شد

دکل و نفت و چاه بود اینجا
دکل و نفت و چاهمان گم‌شد

سگِ اصحاب کهف هم فهمید
پول‌های سیاهمان گم شد

اشتباهی زدند و ما مُردیم
عامل اشتباهمان گم شد

همچنان روی نقشه‌ایم اما
در جهان جایگاهمان گم‌شد..

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🗿👈
از دَم همه را فقیر و مُفلِس کردند
گیج‌ و پَکر و مریض و دِپرِس کردند

در سایه ی لُطف حضرات این مردم
امسال فشارِ قبر را حس کردند!

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
خشتِ کج

ما همیشه ملتی هشیار بودیم از قدیم
دشمنِ سرسختِ استکبار بودیم از قدیم

نصفِ دنیا مال ما بود از زمان داریوش
بی تفنگ و بمب، سردمدار بودیم از قدیم

خطّ میخی‌های عهد باستان حاکی‌ست که
ملٌتی بَدخطّ و سهل‌انگار بودیم از قدیم!

راهِ ابریشم درست از مرکزِ ما می‌گذشت
راه می‌دادیم اگر ناچار بودیم از قدیم!

از نقوشِ تخت‌جمشید آشکار است این که ما
در صفِ ارزاق و خوار و بار بودیم از قدیم!

بین مردم پخش می‌کردند شاهان نانِ‌جو
از کمی یارانه برخوردار بودیم از قدیم

جارچی‌ها بس که می‌دادند اخبارِ دروغ
از دو تا منبع پیِ اخبار بودیم از قدیم!

هسته‌ی هر میوه را زیر زمین می‌کاشتیم
در امور هسته‌ای پُرکار بودیم از قدیم!

در سیاست، هم قوی بودیم، هم با انعطاف
نرم و محکم چون کِشِ شلوار بودیم از قدیم!

می‌نوشتیم آنچه می‌خواهیم بر دیوارِ غار
آه... ما اهلِ قلم در غار بودیم از قدیم

حقّ ما تنها در اینجا مصرفِ اکسیژن است
راضی و دلخوش به این مقدار بودیم از قدیم

می‌رود دیوارمان کج تا ثریا، ای دریغ
ما همان خشتِ کجِ معمار بودیم از قدیم

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
صد شکر که شد نوبتِ غارتگرِ بعدی
تا پُر کند از خونِ شما ساغرِ بعدی

در خاورِ آن دزد نشد کُلّ وطن جا
یک دزدِ جدید آمده با خاور بعدی!

آن طایفه تا خِرخِره خوردند و گذشتند
بر سفره نشستند دو تا لشکر بعدی!

گیرم که بُریدی سَری از افعیِ دَه سر
باید چه کنیم ای رفقا با سرِ بعدی؟!!

کاری که اصولا به خران ربط ندارد
یک عده سپردند به دست خر بعدی!

با کشتیِ بی‌صاحب و سوراخ و شکسته
در خواب ببینیم مگر بندرِ بعدی

ابزارِ سماور شده تحریم، وگرنه
می‌شد بپرانیم به ناداورِ بعدی!

کاش این دله‌گان صاف بیفتند به چنگِ
چنگیزِ مُدرنیزه و اسکندرِ بعدی...!

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
قومی که اسیر بند و سد خواهد شد
فیلترشکنی کاربلد خواهد شد

از روی پلٍ صراط اگر نگذارند
از زیرٍ پل صراط رد خواهد شد!

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دستِ تو ای شیخ، پکَر خواهم رفت
ماتم‌زده و خون‌به‌جگر خواهم رفت

با زور اگر مرا فرستی به بهشت
از پنجره‌ء بهشت در خواهم رفت!
#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
خدا می‌خواست ما ایرانیان در داستان باشیم
که از آغاز تا پایان اسیرِ هفت‌خوان باشیم!

از اینوَر مرحمت کرده به ما دریای نفت و‌ گاز
از آنوَر حاکمانی با خدا، تا لَنگِ نان باشیم!

دقیقاً پیشِ چشمانِ سَبُکبارانِ ساحل‌ها
سوارِ قایقی پوسیده و بی‌بادبان باشیم

گمانم سبزه‌زارِ بختِ ما را خر لگد کرده
که ناچاریم نان‌خورهای مُشتی بُزچران باشیم!

چه دستاوردِ تاریخی از این بهتر که تنها ما
همیشه گاوِ پیشانی‌سفیدِ این جهان باشیم؟!

چه توفیقی از این بهتر که در اعماقِ بدبختی
برای چین و روس و چاد و لبنان نردبان باشیم؟!

زمان نفرینمان کرده، زمین دیپورتمان کرده
که نسلی بی‌ستاره، وِل در این هفت‌آسمان باشیم

نزولِ هر بلا جز امتحانات الهی نیست
مشیّت کرده تنها ما سرِ هر امتحان باشیم!

کسی پایانِ شادِ قصّه را انگار دزدیده
که ما زندانیانِ فصلِ تلخِ این رمان باشیم...

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🗿👈
@rahenow
Photo
شروین سلیمانی:
کشتی نوح!

نوح در کشتیِ پهناورِ خود خر هم داشت
فیل و زرافه و خرچنگ و کبوتر هم داشت

تا که در کشتی او جانوران جُفت شوند
پیشِ هر ماده ی حیرت زده یک نَر هم داشت!

طبق رأی و نظر زیست شناسانِ جهان
کشتی نوح مگس های مذکر هم داشت!

جز سگ و گربه که از ریشه خصومت دارند
گرگ و کفتار که بودند برادر هم داشت

جز گروهی بُزِ بُزدل که پیِ هم بودند
گوشه ی عرشه دو تا ببر دلاور هم داشت

به نمایندگی از جمع برای صحبت
دو سه تا طوطیِ بیکارِ سخنوَر هم داشت!

بعدِ مرگِ دو سه تا شیر مشخص شد که
نوح در کشتی خود عقربِ خودسر هم داشت!

توی دیوارِ دکل موش دوگوشی هم بود
ناقلا در همه جا تونل و معبَر هم داشت

مارمولک به تلاش از طبقاتِ زیرین
رفت نزدیک دکل، چشم به لنگر هم داشت

سگ همین جور الکی پاچه بگیری می کرد
پارتی های کُلُفت اینور و آنور هم داشت!

فیل با دلهره دنبال توالت می گشت
حرکاتی خفن و استرس آور هم داشت!

خرس با معرکه گیری همه را خَر میکرد
خرِ بیچاره به این معرکه باور هم داشت!

بوی راسو که درآمد شتری زمزمه کرد:
کشتی ای کاش که یک پنجره یا دَر هم داشت!

گاوی آمد همه روزنه ها را هم بست!
گاوِ قُلدر دوسه تا نوچه و نوکر هم داشت

آن فضای خفه و آن همه مشکل کم بود
دو سه تایی پشه ی حرص درآور هم داشت

شب که می شد همه با دلهره میخوابیدند
خر نمیخواست بخوابد، سرِ عرعر هم داشت!

نوح چون بیشتر از حد سفرش طول کشید
مشکلِ کاه و جُوِ فربه و لاغر هم داشت

گوسفندان همه از بی علفی می مردند
گاو، انبارِ پر از یونجه و شبدر هم داشت

سهم یک عده به یک سوم و به نصف رسید
غیر گوساله که سهم سه برابر هم داشت!

یابو از توبره ی اسب علف می دزدید
اسب از آخورِ قاطر که دو همسر هم داشت!

کرکسِ دزد کلانتر شده بود و همگی
شاد بودند که آن شهر کلانتر هم داشت

کرگدن هیچ کَکَش هم نگزید از این وضع
پوستش بود کُلفت و جگرِ خر هم داشت

نه به زرّافه فشار آمد و نه سخت گذشت
چون به طور علنی موضع برتر هم داشت

وضع روباه ولی از همه عالی تر بود
به همه می زد و رفتار موقَّر هم داشت!

شیرِ بیچاره دگر پشم و پَرَش ریخته بود
پیشِشان حالت یک برگِ چغندر هم داشت

وضع خر توُ خر و آشفته و بی صاحب بود
کشتی انگار نه انگار پیَمبر هم داشت

نوح فرمود: خدایا به ستوه آمده ایم
کاش این کشتیِ بحران زده بندر هم داشت..

#شروین_سلیمانی


@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
کاری بکنید، مملکت در خطر است
این گُربه اسیرِ اژدهایی سه سر است

آثارِ مُخرّبِ مدیرانِ غیور
از آتش و سیل و زلزله بیشتر است!

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
از ماست که بر ماست

"از ماست که بر ماست"شعار خودمان بود
آن دزد پدرسوخته یار خودمان‌ بود

دادیم به او قدرت و توی سرمان زد
این میوهٔ ممنوعه ویار خودمان بود!

گفتند خرش می رود او در همه جا‌‌خوب
معلوم شد اما که سوار خودمان بود!

می گفت درآرم پدر فقر، ولی حیف
چیزی که درآورد دمار خودمان بود

سهم همه را خورد ولی سیر نمی شد
بی وقفه سر سفره کنار خودمان بود

چون این کَنه پروردهٔ دست خودمان است
هر فحش که دادیم نثار خودمان بود

تقصیر کسی نیست اگر ماستمان ریخت
ظرفی که تَرَک داشت، تغار خودمان بود

باغ و بَرِمان سوخت ولی هیچ‌نگفتیم
چون هیزمش از چوبِ چنار خودمان بود

راهی که از آن دزد به کاشانهٔ ما زد
در اصل همان راه فرار خودمان بود!

گفتند به دشمن بد و بیراه بگویید
دشمن ولی از ایل و‌تبار خودمان بود

از ماست که بر ماست که برماست که بر ماست
از ماست که بر ماست شعار خودمان بود...

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
@rahenow
‏هرچه دریبل می زدی، گل که نشد؛ کمانه شد چییییز شد و روانه شد؛ رفت به عمقِ رهبری! 😉🤣😎 #مولانا_بدپیله
نان گران است؟ ما نمی‌دانیم
نرخِ جان است؟ ما نمی‌دانیم

گُردهٔ ما برای بعضی ها
نردبان است؟ ما نمی‌دانیم

سهمِ ملت فقط از این سُفره
استخوان است؟ ما نمی دانیم

در خبر گفت : "میم-الف" دزد است
چیستان است؟ ما نمی دانیم

گوسفندی که دکترا دارد
نکته دان است؟ ما نمیدانیم

شهرِ هِرْت است و دزد، همدستِ
پاسبان است؟ ما نمی‌دانیم

مش حسن از اداره ی گاوش
ناتوان است؟ ما نمی دانیم

راهزن ها شبیهِ هم‌هستند
این همان است؟ ما نمی دانیم

هر بلایی  که میشود نازل
امتحان است؟ ما نمی‌دانیم

رُتبهٔ ما از انتها سوم
در جهان است؟ ما نمی‌دانیم

پای چیزی به جز منافعِ ما
در میان است؟ ما نمی‌دانیم

شاعرِ شعرِ فوق بعد از این
در امان است؟ ما نمیدانیم!

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
"مورد مذکور!"

می‌گفت شیخی: پای منبر نور می‌گیری
اینجا عسل را از خودِ زنبور می‌گیری

من هرچه می‌گویم بگو چشم و اطاعت کن
انگار داری از خدا دستور می‌گیری

اینجا اگر با زن‌ستیزان هم‌صدا باشی
در آن جهان هر شب نوَد تا حور می‌گیری!

با آن وفورِ حور و این امیالِ بی‌تُرمز
ناچار از یک آشنا کافور می‌گیری!

شلوارِ مِی‌خواران اگر بر سَر کشی اینجا
آنجا شرابِ قرمزِ انگور می‌گیری!

هرقدر اینجا مرگ بفرستی به غربی‌ها
در آن جهان کام از زنانِ بور می‌گیری!

اینجا لبِ خواننده‌ها را گِل بگیر از دم
آنجا لب از خواننده‌ای مشهور می‌گیری!

یک عمر اگر اینجا خمارِ دلخوشی باشی
در جنّت از دستِ خودم وافور می‌گیری!

هر قدر اینوَر چوب توی پاچه‌ها کردی
آنوَر دوچندان داف را با تور می‌گیری!

گفتم که شیخا! بحثِ لااِکراهَ فِی‌الدّین کو؟
ایمانِ مردم را چرا با زور می‌گیری؟!

من شک ندارم دیشِ تو با باد چرخیده
امواجِ صافِ عرش را ناجور می‌گیری!

وقتی تمامِ فکر و‌ ذکرت ناف تا زانوست
هر مطلبی را موردِ مذکور می‌گیری!

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🗿👈
زمستان سخت!

خبر ازمقاماتِ بالا رسید
که در غرب روز مبادا رسید

همانگونه که پیشگو گفته بود
زمستانِ سختِ اروپا رسید

بگو غربیان فکر هیزم کنند
دمای هوا تا به مِنها رسید

ولی انتظارات برعکس شد
خساراتِ آنجا به اینجا رسید!

تمامِ اروپا که قندیل بست
نوکِ چند قندیل تا ما رسید!

در این ماجرا گاز ما قطع شد
به صد جایمان سوزِ سرما رسید

اروپا که یخ زد، در این مملکت
تورم به سرحدِ اعلا رسید!

به آن جمعِ هیزم‌کشِ کودمغز!
بگو دودِ هیزم به ماها رسید

به کُفّارِ غربی دوصد عشق و حال
به ما کُمپلکسِ بلایا رسید!

به لطفِ عزیزانِ خرنعل‌کُن
لگد زد به ما هر کسی تا رسید

میانِ چپ و راست دعوا که شد
عموماً به ما فحشِ دعوا رسید!

خلاصه سرِ سفرهٔ انقلاب
به جز ما به هر پاپَتی جا رسید!

فقط حکمِ جان کندنِ ملت است
که با دستِ دولت به امضا رسید

خدایا به ایرانیان رحم کن
زمستان به هرجای دنیا رسید..

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🗿👈
«سیل»

یک سیل در راه است، ای‌دهقان چه‌خواهی کرد؟
با کلبه‌ای پوسیده در طوفان چه‌خواهی کرد؟

زن‌ها به‌نامِ زندگی بی‌وقفه می‌بارند
با چترِ پاره زیرِ این باران چه‌خواهی کرد؟

گیرم کمی بالا کشیدی بادبانت را
با کشتیِ سوراخ و بی‌سُکّان چه‌خواهی کرد؟

یک عمر مثلِ کِرم خوردی برگِ گُل‌ها را
با ریشه‌های مانده در گلدان چه‌خواهی کرد؟

روزی اگر آن‌ها که تو خر فرضشان کردی
بستند روی گُرده‌ات پالان چه‌خواهی کرد؟

این نسل، تُنبان می‌کِشند از پای قُلدرها
فردا میانِ شهر، بی‌تنبان چه‌خواهی کرد؟!

از این پَلَشتی توبه کن حالا که رو پایی
وقتی شدی از پایه آویزان چه‌خواهی‌ کرد؟!

شعرم به پایان آمد و این آخرین بیت است
اما نفهمیدم تو با پایان چه خواهی کرد؟!

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🗿👈
خیام که مست از مِیِ رنگین می شد
نسبت به دو روزِ عُمر، خوشبین می شد

امروز اگر وزیرِ نیرو او بود
برقِ وطن از شراب تأمین می شد!

ا💭💭💭💭💭💭💭💭ا

خیام که خود را به صبوری می زد!
یکریز دم از حورِ بلوری می زد!

امروز اگر وزیر معدن می شد
در کوه و کمر معدنِ حوری می زد!

ا💭💭💭💭💭💭💭💭ا

خیام که کانِ ایده های نو بود
دلبستهء موسیقی و رقص و شو بود

امروز اگر وزیر راه او می شد
پایانِ تمامِ راه ها دیسکو بود!

ا💭💭💭💭💭💭💭💭ا

خیام که اسبِ عیشِ خود را می رانْد
با تکیه به عشق و حال، سرخوش میماند

امروز اگر رئیس مجلس می شد
از پُشتِ تریبون "لب کارون" میخواند!

ا💭💭💭💭💭💭💭💭ا

خیام که با پَری وَشان مِی میخورْد
خوش داشت که از شدتِ شادی میمُرد

امروز اگر رئیس جمهوری بود
ما را به جزایر قناری می بُرد!

ا💭💭💭💭💭💭💭💭ا

#شروین_سلیمانی

@rahenow 🔗👈
کم سَربه‌سرِ پیر و جوان بگذارید
کم در دلِ زخم، استخوان بگذارید

جای عَسَس و حجاب‌بان در این شهر
بینِ خودتان لواط‌بان بگذارید!

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🔗👈
"شرابی تلخ می‌خواهم که مرداَفکن بُوَد زورش"
از آنهایی که مالِ ارمنستان است انگورش!

از آنهایی که حافظ خورده و‌ در شعر آورده
ولی یک عده می‌گویند عرفانی‌ست منظورش!

از آنهایی که می‌گویی به ساقی زود جورش کن
و ساقی نیز در عرضِ دو ساعت می‌کند جورش!

از آنهایی که وقتی می‌روی بالا دو پِیکش را
به زانویِ چپت هم نیست مُلک و امپراطورش!

از آنهایی که می‌اُفتی به یادِ رازی و کشفش
و گویی نور بر قبرش ببارد، قبر بر نورش!

از آنها که اگر غَسّال با آن مُرده را شویَد
لبِ کارونِ آغاسی بخوانَد مُرده در گورش!

اگر شیخی بفرماید حرام است این که می‌نوشی
بنوشی پیکِ بعدی را به عشقِ شیخ و دستورش!

اگر گوید کسی در آتشِ دوزخ بسوزی تو
بنوشی تا بسوزد هم دل و هم جای مذکورش!

نپرس از من چرا در کوچه‌ها با دَبّه می‌گردی
شرابی تلخ می‌خواهم که مردافکن بُوَد زورش!

#شروین_سلیمانی
@rahenow 🔗👈
از نفت و گازی که پیاپی می‌کِشی بیرون
چیزی نمی‌ماسد به ما هِی می‌کشی بیرون!

بر فرض نفتِ مملکت هم تَه کشد روزی
ته‌ماندهٔ آن را تو با نِی می‌کشی بیرون

داری خراجِ چارده قرنِ اخیرت را
از نسلِ ما با دستهٔ تِی می‌کشی بیرون!

خونی نمانده در رگِ خشکیدهٔ این خاک
کِی نیشِ خود را از تنِ وِی می‌کشی بیرون؟

از مستی‌ات باید بیاید بوی خون ای شیخ
وقتی مُدام از خونِ ما مِی می‌کشی بیرون

جز میّتی از این وطن نگذاشتی باقی
از میّتِ مغفورِ ما کِی می‌کشی بیرون؟!

#شروین_سلیمانی