@rahenow🗿👈
خسته ایم از داد ، از بیداد های لعنتی
دست مان را بسته استبداد های لعنتی
بسکه حزب باد بودیم و نسنجیدیم کار
منحرف کردند ما را باد های لعنتی
سال ها در زمره ی خانه خرابان بوده ایم
حق مان را خوردهاند آبادهای لعنتی
در قفس بی آب و نان ماندیم حتی مدتی است
رفته ایم از خاطر صیادهای لعنتی
هی نشستم منتظر چشمم به درها خیره ماند
پس کجا ماندند این امداد های لعنتی
از تبر پرسیدم از دستت چرا خون میچکد
گفت بیزارم از این آزادهای لعنتی
قد کشیدند و نمی فهمند جنگل مال ماست،
دار باید ساخت از شمشادهای لعنتی
بغض خود را واکن و بشکن سکوتت را رفیق
تا به کی توی گلو فریادهای لعنتی
هرچه آمد برسر ما دستپخت این دوتا است
درس های دینی و استادهای لعنتی
#حمید_اسماعیلی
@rahenow🗿👈
خسته ایم از داد ، از بیداد های لعنتی
دست مان را بسته استبداد های لعنتی
بسکه حزب باد بودیم و نسنجیدیم کار
منحرف کردند ما را باد های لعنتی
سال ها در زمره ی خانه خرابان بوده ایم
حق مان را خوردهاند آبادهای لعنتی
در قفس بی آب و نان ماندیم حتی مدتی است
رفته ایم از خاطر صیادهای لعنتی
هی نشستم منتظر چشمم به درها خیره ماند
پس کجا ماندند این امداد های لعنتی
از تبر پرسیدم از دستت چرا خون میچکد
گفت بیزارم از این آزادهای لعنتی
قد کشیدند و نمی فهمند جنگل مال ماست،
دار باید ساخت از شمشادهای لعنتی
بغض خود را واکن و بشکن سکوتت را رفیق
تا به کی توی گلو فریادهای لعنتی
هرچه آمد برسر ما دستپخت این دوتا است
درس های دینی و استادهای لعنتی
#حمید_اسماعیلی
@rahenow🗿👈
از بس که صاف و ساده دل و زود باوریم
در انتظار ِ میوه ی کاج و صنوبریم
در موقع لزوم ، بزرگیم و کاردان
از پل که رد شدند سواران، همان خریم
هرکس که خواند آیه یاسین به گوش مان
مانند خر به وعده اش ایمان میآوریم
گوساله گاو گشت و به پایان رساند عمر
ما هم چنان به بحر خریت شناوریم
با گاوهای عاطل و باطل چه کارمان
خرهای شاغلیم ، که مشغول عرعریم
«در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست»
محض رضای حضرت خان بار میبریم
در ظاهر قضیه کمی فرق بین ماست
ما زیر بار ، البته با هم برابریم
آوردهایم سر به در کدخدا فرود...
گوش دراز، داده به فرمان سروریم
تاوان همیشه گردن ما را گرفته است
همواره زخم خورده ی تصمیم داوریم
«از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن ست شکایت کجا بریم»
حکم قضا نبود ، بفهمیم قصه چیست
حتماً خدا نخواست که سر در بیاوریم
از حق نقد خویش گذشتیم در حیات
دنبال حق نسیه به صحرای محشریم
#ح_الف_شاکی
#حمید_اسماعیلی
#خرنامه
@rahenow 🗿👈
در انتظار ِ میوه ی کاج و صنوبریم
در موقع لزوم ، بزرگیم و کاردان
از پل که رد شدند سواران، همان خریم
هرکس که خواند آیه یاسین به گوش مان
مانند خر به وعده اش ایمان میآوریم
گوساله گاو گشت و به پایان رساند عمر
ما هم چنان به بحر خریت شناوریم
با گاوهای عاطل و باطل چه کارمان
خرهای شاغلیم ، که مشغول عرعریم
«در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست»
محض رضای حضرت خان بار میبریم
در ظاهر قضیه کمی فرق بین ماست
ما زیر بار ، البته با هم برابریم
آوردهایم سر به در کدخدا فرود...
گوش دراز، داده به فرمان سروریم
تاوان همیشه گردن ما را گرفته است
همواره زخم خورده ی تصمیم داوریم
«از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن ست شکایت کجا بریم»
حکم قضا نبود ، بفهمیم قصه چیست
حتماً خدا نخواست که سر در بیاوریم
از حق نقد خویش گذشتیم در حیات
دنبال حق نسیه به صحرای محشریم
#ح_الف_شاکی
#حمید_اسماعیلی
#خرنامه
@rahenow 🗿👈
تا زمانی که کور و کر باشیم
از همه چیز بی خبر باشیم
مرگ بر زندگی شرف دارد
آن زمانی که بی ثمر باشیم
از دیاری که در قرق باشد
باید آماده ی سفر باشیم
سالها کارمان فقط این بود
جا بمانیم و پشت در باشیم
وقتی از آب و گل در آمده ایم
حیف باشد که بی اثر باشیم
شاخه ی خشک زود می شکند
خوب میشد که چوبِ تر باشیم
سنگ ، آیینه را نمی فهمد
بعد از این سعی کن سپر باشیم
شعر مفهوم بهتری دارد
اگر از درد با خبر باشیم
بی پدر ها سوار مان هستند
تا زمانی که مثل خر باشیم...
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
از همه چیز بی خبر باشیم
مرگ بر زندگی شرف دارد
آن زمانی که بی ثمر باشیم
از دیاری که در قرق باشد
باید آماده ی سفر باشیم
سالها کارمان فقط این بود
جا بمانیم و پشت در باشیم
وقتی از آب و گل در آمده ایم
حیف باشد که بی اثر باشیم
شاخه ی خشک زود می شکند
خوب میشد که چوبِ تر باشیم
سنگ ، آیینه را نمی فهمد
بعد از این سعی کن سپر باشیم
شعر مفهوم بهتری دارد
اگر از درد با خبر باشیم
بی پدر ها سوار مان هستند
تا زمانی که مثل خر باشیم...
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
هلا "مرد کهن" از حجم این "خرمن" خبرداری؟
از این که "کار هر بز نیست" کوبیدن خبرداری؟
یقیناً بارها با "گاو نر" هم حجرهای بودی
که از تاثیر خوب "پنبه" و "روغن" خبرداری
تو که در حوزه ی مقعدشناسی دکترا داری!
اصولاً بیشتر از بنده ی کودن خبرداری
بگو این ماجرا را از کجای خود در آوردی
که در انبار کاه از کشف یک سوزن خبر داری
(من ازآن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم)
تو ی یک لا قبا از بوی پیراهن خبرداری
خوراکت چیست ؟ روزی چند نوبت دوغ مینوشی؟
که از علم طبابت اینچنین متقن خبرداری
چرا گم کردهای ای شیخ سوراخ دعایت را
تو که از فرق ، بین ِ بینی و باسن خبرداری
سر از ماتحت خر هم در نمیآوردی و اکنون
چنین علامه ی دهری و از هر فن خبرداری
گمانم مغز خر خوردی که عقل کل شدی ای شیخ
وگرنه تو کجا از نسخه پیچیدن خبرداری
👤 #حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
از این که "کار هر بز نیست" کوبیدن خبرداری؟
یقیناً بارها با "گاو نر" هم حجرهای بودی
که از تاثیر خوب "پنبه" و "روغن" خبرداری
تو که در حوزه ی مقعدشناسی دکترا داری!
اصولاً بیشتر از بنده ی کودن خبرداری
بگو این ماجرا را از کجای خود در آوردی
که در انبار کاه از کشف یک سوزن خبر داری
(من ازآن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم)
تو ی یک لا قبا از بوی پیراهن خبرداری
خوراکت چیست ؟ روزی چند نوبت دوغ مینوشی؟
که از علم طبابت اینچنین متقن خبرداری
چرا گم کردهای ای شیخ سوراخ دعایت را
تو که از فرق ، بین ِ بینی و باسن خبرداری
سر از ماتحت خر هم در نمیآوردی و اکنون
چنین علامه ی دهری و از هر فن خبرداری
گمانم مغز خر خوردی که عقل کل شدی ای شیخ
وگرنه تو کجا از نسخه پیچیدن خبرداری
👤 #حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
بگو در حوزه میمانی کرونا
به جان شیخ اگر افتاده باشی
برایم بهتر از جانی کرونا
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
به جان شیخ اگر افتاده باشی
برایم بهتر از جانی کرونا
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
هرچه نرخِ رشدِ استبداد بالا میرود
"داد" پایین میکشد "بیداد" بالا میرود
قبضِ آبونمانِ آب و قیمتِ تحصیلِ نان
گرچه بابا بر سرش جان داد بالا میرود
آنکه لبخندی زد و نان را به نرخ روز خورد
پله را ده تا یکی و شاد بالا می رود
راهِ آقا زادگی از راهِ معمولی جداست
هر که در این شاهراه افتاد بالا میرود
در بیانِ اختلاسِ عده ای پاکیزه دست
از پسِ هم صفر در اعداد بالا میرود
بس که میریزند پولِ نفت را در سفره ها
درصـدِ بیـکاری افـراد بالا میرود
دولتِ قبلی چنان پشتِ پدر را گرم کرد
از سر و کولش دوجین اولاد بالا میرود
آنچنان شیرین شده این روزها طعمِ علف
کوه را مانند بُز ، فرهاد بالا میرود
کشورِ ما مهدِ علم و دانش و فن آوری است
از سـرِ هـر کوچه استعـداد بالا میرود
چون که آزادی فراوان است در این سرزمین
از گلـوی مـرد و زن فریاد بالا میرود
پایه های امنیت از بس که مستحکم شده
از در و دیـوارمان پـهپـاد بالا میرود
باغبان وقتی نداند فرقِ کود و سبزه چیست!
پیچـکِ پژمرده از شمشاد بالا میرود
در مسیرِ باد اگر یک روز خوردی آبِ جو
اعتبـار و روسـری با بـاد بالا میرود
طبقِ تحقیقات، هر جا گشتِ نامحسوس گشت
از لحاظِ کشته ها تعداد بالا میرود
رفته بودم بی هدف گردش کنم درسطحِ شهر
دیدم از دیوار و در معتاد بالا میرود
باز هم وقتِ شکار و ... حقِ مطلب خورده شد
بر سرِ هـر تپـه ای صیـاد بالا میرود
آب با خود مرده ماهی را به پایین میبرد
بر خـلافـش ماهـیِ آزاد بالا میرود
شاعرِ بیچاره هم هر چند ورزشکار نیست
یکـسره از پله ی ارشاد بالا میرود
👤 #حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
"داد" پایین میکشد "بیداد" بالا میرود
قبضِ آبونمانِ آب و قیمتِ تحصیلِ نان
گرچه بابا بر سرش جان داد بالا میرود
آنکه لبخندی زد و نان را به نرخ روز خورد
پله را ده تا یکی و شاد بالا می رود
راهِ آقا زادگی از راهِ معمولی جداست
هر که در این شاهراه افتاد بالا میرود
در بیانِ اختلاسِ عده ای پاکیزه دست
از پسِ هم صفر در اعداد بالا میرود
بس که میریزند پولِ نفت را در سفره ها
درصـدِ بیـکاری افـراد بالا میرود
دولتِ قبلی چنان پشتِ پدر را گرم کرد
از سر و کولش دوجین اولاد بالا میرود
آنچنان شیرین شده این روزها طعمِ علف
کوه را مانند بُز ، فرهاد بالا میرود
کشورِ ما مهدِ علم و دانش و فن آوری است
از سـرِ هـر کوچه استعـداد بالا میرود
چون که آزادی فراوان است در این سرزمین
از گلـوی مـرد و زن فریاد بالا میرود
پایه های امنیت از بس که مستحکم شده
از در و دیـوارمان پـهپـاد بالا میرود
باغبان وقتی نداند فرقِ کود و سبزه چیست!
پیچـکِ پژمرده از شمشاد بالا میرود
در مسیرِ باد اگر یک روز خوردی آبِ جو
اعتبـار و روسـری با بـاد بالا میرود
طبقِ تحقیقات، هر جا گشتِ نامحسوس گشت
از لحاظِ کشته ها تعداد بالا میرود
رفته بودم بی هدف گردش کنم درسطحِ شهر
دیدم از دیوار و در معتاد بالا میرود
باز هم وقتِ شکار و ... حقِ مطلب خورده شد
بر سرِ هـر تپـه ای صیـاد بالا میرود
آب با خود مرده ماهی را به پایین میبرد
بر خـلافـش ماهـیِ آزاد بالا میرود
شاعرِ بیچاره هم هر چند ورزشکار نیست
یکـسره از پله ی ارشاد بالا میرود
👤 #حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
چنان این خاک زرین در دل خود کیمیا دارد
که هرکس میرسد از راه ، آن را ادعا دارد
زمینش امن ، دریا امن ، حتی آسمانش امن
خدایی اینچنین امنیت محضی ، کجا دارد
نشستم سرچ کردم توی تعطیلات تقویمش
میان هر دو تا شادی ، صد و ده تا عزا دارد
از این هشتاد کانالی که در سیمای تان دارید
به هریک سر زدم یا روضه یا راز بقا دارد
«به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم»
برای تیر مژگان دین من همواره جا دارد
«اگر آن "چشم بادامی" به دست آرد جزایر را»
پس از این مطمئناً چشم بر "تنبان" ما دارد
من از تکرار بی اندازهی تاریخ دانستم
که چین هم گوشه چشمی به این جغرافیا دارد
"به پایان آمد این دولت حکایت همچنان باقیست"
خدایا این درام تلخ، پس کی انتها دارد!؟
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
که هرکس میرسد از راه ، آن را ادعا دارد
زمینش امن ، دریا امن ، حتی آسمانش امن
خدایی اینچنین امنیت محضی ، کجا دارد
نشستم سرچ کردم توی تعطیلات تقویمش
میان هر دو تا شادی ، صد و ده تا عزا دارد
از این هشتاد کانالی که در سیمای تان دارید
به هریک سر زدم یا روضه یا راز بقا دارد
«به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم»
برای تیر مژگان دین من همواره جا دارد
«اگر آن "چشم بادامی" به دست آرد جزایر را»
پس از این مطمئناً چشم بر "تنبان" ما دارد
من از تکرار بی اندازهی تاریخ دانستم
که چین هم گوشه چشمی به این جغرافیا دارد
"به پایان آمد این دولت حکایت همچنان باقیست"
خدایا این درام تلخ، پس کی انتها دارد!؟
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«خرّم آن کز "مال مردم" بختِ برخوردار داشت»
آنچه تخمش را ملخ خوردهست در انبار داشت
برده بود آن جنسهایی را که در بازار نیست
ما نفهمیدیم ناکس از کجا آمار داشت!؟
گفتمش این پولها را از کجا آوردهای
گفت بابای من از این پولها بسیار داشت
بچه اش را آن طرف از آب درآورده بود
این طرف، با آن طرف، اما سر پیکار داشت
ظاهراً هربار میدیدیم او را روزه بود
منتها روزی سه نوبت سفره ی افطار داشت
از سحر تا بوق سگ در خدمت اسلام بود
بوق سگ را تا سحر دیدار با کفار داشت
کار او در روز روشن میل بیت المال بود
در شب تاریک ، اما میل استغفار داشت
با وجودش درصد بیکار ها پایین کشید
حضرت آقا برای هفت پشتش کار داشت
کل هفته جیب ما را میبُرید و جمعهها
در صف اول کنار شیخ استقرار داشت
شیخ «اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض»
همنشینی با فرو دستان برایش عار داشت
چشمها را بست و عین "خرس" خود را زد به خواب
قاضی از این ماجرا هرچند استحضار داشت
خانهام را دزدها بدجور جارو کردهاند
گرچه دور خانهام از شش جهت دیوار داشت
#ح_الف_شاکی
#شکیب_شاکی
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
آنچه تخمش را ملخ خوردهست در انبار داشت
برده بود آن جنسهایی را که در بازار نیست
ما نفهمیدیم ناکس از کجا آمار داشت!؟
گفتمش این پولها را از کجا آوردهای
گفت بابای من از این پولها بسیار داشت
بچه اش را آن طرف از آب درآورده بود
این طرف، با آن طرف، اما سر پیکار داشت
ظاهراً هربار میدیدیم او را روزه بود
منتها روزی سه نوبت سفره ی افطار داشت
از سحر تا بوق سگ در خدمت اسلام بود
بوق سگ را تا سحر دیدار با کفار داشت
کار او در روز روشن میل بیت المال بود
در شب تاریک ، اما میل استغفار داشت
با وجودش درصد بیکار ها پایین کشید
حضرت آقا برای هفت پشتش کار داشت
کل هفته جیب ما را میبُرید و جمعهها
در صف اول کنار شیخ استقرار داشت
شیخ «اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض»
همنشینی با فرو دستان برایش عار داشت
چشمها را بست و عین "خرس" خود را زد به خواب
قاضی از این ماجرا هرچند استحضار داشت
خانهام را دزدها بدجور جارو کردهاند
گرچه دور خانهام از شش جهت دیوار داشت
#ح_الف_شاکی
#شکیب_شاکی
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
این زخم را نمیشود اصلا رفو کنیم
باید به حال و روز بد خویش خو کنیم
از آرزوی مانده به دلهای ما نپرس
فرصت نکردهایم هنوز آرزو کنیم
#ح_الف_شاکی
#شکیب_شاکی
#حمید_اسماعیلی
#رضا #آرزوی_محال #آرزوی_مانده_به_دل #کودکان_کار #بدبختی #تبعیض #فساد #بی_عدالتی #خودکشی #فقر #فصل_پایانی
@rahenow 🗿👈
باید به حال و روز بد خویش خو کنیم
از آرزوی مانده به دلهای ما نپرس
فرصت نکردهایم هنوز آرزو کنیم
#ح_الف_شاکی
#شکیب_شاکی
#حمید_اسماعیلی
#رضا #آرزوی_محال #آرزوی_مانده_به_دل #کودکان_کار #بدبختی #تبعیض #فساد #بی_عدالتی #خودکشی #فقر #فصل_پایانی
@rahenow 🗿👈
#طنزیمات_ادبی
ای خاک پر صلابت و ای مرز پر گهر
ای مهد علم و دانش و سرچشمهی هنر
دور از تو باد آنکه برایت نخواست خیر
کور آنکه خواست تا تو بیافتی به دردسر
بی سرپرست ماندهای و گیرکردهای
زیر لوای ناپدریهای بی پدر
دایم به خون کشیده تورا زخم پشت زخم
از قادسیه یکسره تا دورهی قجر
بعد از قجر هم البته کم خون نخوردهای
نوبت رسید چون به گدایان معتبر
قومی که معتبر شد و غافل شد از خدا
در کاخ پا گذاشت و غافل شد از کپر
بیوقفه از وقوع فساد و وفور فقر
در گوشه گوشهی تو به ما میرسد خبر
از نیلگون خلیج به ظاهر همیشه فارس
تا چند درصدی که به جا مانده از خزر
با همت جهادی مردان پاک دست
غرب تو کولبر شد و شرق تو سوختبر
شرمندهام که درد تو را حس نکردهام
یا خون نشد دلم اگر از اینهمه شرر
...
از جا بلند میشدم و داد میزدم
زیر گلوی خویش اگر داشتم جگر
(اظهار عجز پیش ستمپیشگان خطاست)
بر تیر خصم سینهی خود میکنم سپر
عالیجناب از خر قدرت پیاده شو
پایان قصه است نکن سعی بی ثمر
بازندهای شبیه بقیه بزن به چاک
شر را بکن --برادر من-- تا نگشته شر
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈
ای خاک پر صلابت و ای مرز پر گهر
ای مهد علم و دانش و سرچشمهی هنر
دور از تو باد آنکه برایت نخواست خیر
کور آنکه خواست تا تو بیافتی به دردسر
بی سرپرست ماندهای و گیرکردهای
زیر لوای ناپدریهای بی پدر
دایم به خون کشیده تورا زخم پشت زخم
از قادسیه یکسره تا دورهی قجر
بعد از قجر هم البته کم خون نخوردهای
نوبت رسید چون به گدایان معتبر
قومی که معتبر شد و غافل شد از خدا
در کاخ پا گذاشت و غافل شد از کپر
بیوقفه از وقوع فساد و وفور فقر
در گوشه گوشهی تو به ما میرسد خبر
از نیلگون خلیج به ظاهر همیشه فارس
تا چند درصدی که به جا مانده از خزر
با همت جهادی مردان پاک دست
غرب تو کولبر شد و شرق تو سوختبر
شرمندهام که درد تو را حس نکردهام
یا خون نشد دلم اگر از اینهمه شرر
...
از جا بلند میشدم و داد میزدم
زیر گلوی خویش اگر داشتم جگر
(اظهار عجز پیش ستمپیشگان خطاست)
بر تیر خصم سینهی خود میکنم سپر
عالیجناب از خر قدرت پیاده شو
پایان قصه است نکن سعی بی ثمر
بازندهای شبیه بقیه بزن به چاک
شر را بکن --برادر من-- تا نگشته شر
#حمید_اسماعیلی
@rahenow 🗿👈