@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#یاسمین_پهلوی ، همسر #رضا_پهلوی ، با انتشار یک پیام ویدئویی از ابتلای خود به بیماری سرطان پستان خبر داد و گفت صبح روز چهارشنبه ( ۲۸ نوامبر - ۷ آذر ) در آمریکا تحت عمل جراحی قرار می‌ گیرد . خانم #پهلوی که در روز های گذشته وارد شبکه اجتماعی اینستاگرام شده ، گفته که قصد دارد از این صفحه برای آگاه کردن زنان در خصوص سلامت بدنشان استفاده کند و روند مبارزه خود با بیماری سرطان را با آن ها در میان بگذارد ...
@rahenow 🗿👈
‍ اهل هنر، این فرصت را از دست ندهند.
@rahenow 🗿👈
محسن قرائتی: اگر برای نماز همان اندازه که برای موسیقی هزینه می‌شد، هزینه می‌کردیم الان وضعیت اینگونه نبود.

من اگر متولی موسیقی در ایران بودم، همین الان نامه‌ای به آقای قرائتی می‌نوشتم و به او پیشنهاد می‌دادم که حاضریم همۀ هزینه و بودجۀ دولتی موسیقی و سینما و تئاتر و نقاشی را با یک‌هزارم امکانات و بودجه‌ای که دولت و صداوسیما و ستاد احیای نماز و سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد ائمه جمعه و همایش سالانۀ نماز در سالن کنفرانس سران و اعتبار مالی مخصوص نماز در همۀ ادارات و اماکن عمومی و... که صرف تبلیغ و برگزاری نماز می‌شود، معاوضه کنیم.
و اگر جای آقای قرائتی بودم، برای تبلیغ نماز و هیچ عبادت دیگری به پول و بودجه و کمک‌های دولتی و تبلیغات رسمی دخیل نمی‌بستم.
اما حالا که جای خودم هستم، خدمت ایشان عرض می‌کنم که شما اگرچه رئیس ستاد احیای نماز در کشور هستید، اما از سخنانتان پیداست که بیش از دیگران نیاز به آشنایی با ماهیت عبادات دینی دارید.

از پیامبر نشنیده‌اید که اگر نان نباشد، نماز و روزه هم نیست(لولا الخُبز ماصلینا و ماصمنا)؟
نمی‌دانید وظیفۀ عالمان دینی، ابلاغ است، نه تبلیغ و نه تبلیغات، آن هم از جیب مردم؟
نمازی که متولی آن جز به تبلیغات رسمی و برنامه‌های هزینه‌بر و سخنرانی‌های تکراری و تلقینی و ساختن مسجدهای بی‌شمار نمی‌‌اندیشد، نماز نیست؛ چیزی در مایه‌های مراسم صبحگاهی پادگان‌ها است.
آقای قرائتی، می‌دانید در شهرهای چندصدهزار نفری ایران، بیش از یک یا دو سالن سینما فعال یا نیمه‌فعال‌ نیست؟
می‌دانید در غیبت سینما و موسیقی و تئاتر و ورزشگاه، میدان به دست اعتیاد و بی‌فرهنگی می‌افتد؟
من در میان اطرافیان و آشنایان خود، تا امروز کسی را ندیدم که بر اثر تبلیغات رسمی، نمازخوان شده باشد، اما نمازخوان‌های بسیاری را دیده‌ام که تبلیغات شما، آنان را در نماز کاهل و مردد کرده است.
نمی‌دانم شما چه تصوری از دین و نماز دارید که گمان کرده‌اید با پول و بودجۀ بیشتر می‌توانید شمار نمازخوان‌ها را بیشتر کنید؛ اما می‌دانم که پیشوایان دینی هیچ اهتمامی به تبلیغ و تبلیغات نداشتند و بیش از آنکه بخواهند دیگران را نمازخوان کنند، برای کیفیت نمازهای خود می‌کوشیدند و دل می‌سوزاندند
. اگر نماز شما و دوستان شما نماز بود، بی‌نماز کردن این مردم نیاز به بودجه و تبلیغات داشت، نه عکس آن.

#رضا_بابایی
@rahenow 🗿👈
ادبیات ملی هر ملتی‌ پیش از آنکه نیازمند دموکراسی، آزادی، عدالت و حقوق مساوی انسانها باشد، نیازمند مردم، جامعه، زمین و زبان است. این نکته به معنای نفی جاذبه‌ی شکوهمند دموکراسی واقعی، آزادی، عدالت و حقوق اجتماعی نیست، بلکه به منظور تصریح هر چه دقیق‌تر این مطلب است که تجربه با زمین، تجربه با آب و هوا، تجربه با مردم آن زمین و آن آب و هوا، تجربه با خود و اطرافیان به زبان آن خود و آن اطرافیان، تجربه با دردها و شادیها، امیدها و نومیدیها، و عقده‌ها و آرزوهای یک ملت، نهایتاً آفریننده‌ی فرهنگ آن ملت است. هر تفکر خارجی یا داخلی در صورتی‌که در کوره‌ی تجربه‌ی درونی جامعه گداخته نشود، همیشه بی‌ارزش و نامربوط خواهد ماند.

📗کیمیا و خاک
#رضا_براهنی
@rahenow 🗿👈
چقدر #فاشیست هستیم؟


◀️ فاشیسم در جوامعی آمادگی بیشتری برای استقرار و گسترش دارد که ابتذال و جهل و خرافه‌گرایی جای خرد و تعقل و شک‌‌ورزی را گرفته باشد.

در اینجا قصد بررسی مکتب فاشیسم و تاریخچه آن در میان نیست. بلکه منظور آنست که با نگاهی گذرا به روش‌ها و شیوه‌های فاشیسم برای دستیابی به قدرت، اندکی به خود و پیرامون خود توجه کنیم تا ببینیم ما و اطرافیانی که می‌شناسیم تا چه اندازه پیرو فاشیسم هستیم و بدون اینکه خود را فاشیست بدانیم، عملاً راه و روش آنان را می‌پیماییم:

🔶باور به نظریه نژاد یا قوم برتر، توسعه مفاهیم و تعلقات نژادی. تلاش برای ترویج اختلاف‌های قومیتی و برترانگاریِ نژادی پیش از دستیابی به قدرت؛ و دست‌یازیدن به خشونت‌های نژادی و قومیتی، کشتار و قتل‌عام‌های دسته‌جمعی پس از دستیابی به قدرت.

🔶ادعای کشوری بزرگ و باشکوه در دوران باستان و سرزمینِ نژادی مشترک. وعدهٔ احیای آن کشور بزرگ و تبلیغاتِ ملی‌گرایانهٔ مبتنی بر نژاد و تبار و فرهنگ یکسان با کشورهای همسایه پیش از تصرف قدرت؛ و ادعاهای ارضی، هجوم نظامی و نسل‌کشی پس از تصرف قدرت.

🔶 باور به یک مکتب یا ایدئولوژیِ دینی یا ناسیونالیستی. تبلیغِ آشتی‌جویانهٔ آن مکتب پیش از رسیدن به قدرت؛ و اجبار بر باوراندنِ آن مکتب و حذف و نابودی ناباورانِ به آن پس از رسیدن به قدرت.

🔶کوشش برای نفی و نادیده‌انگاشتن مخالفان و صاحبان اندیشه‌های متفاوت، به ویژه پیروان سوسیالیسم و لیبرالیسم به عنوان دو مظهر عدالت اقتصادی و آزادی‌های فردی. تلاش برای مدارای ظاهری و گمنام کردن یا بدنام کردن آنان پیش از تصاحب قدرت؛ و نفی خشونت‌آمیز آنان پس از تصاحب قدرت.

🔶 تبلیغ روحیه مدارا و آشتی و تفاهم و راهکارهایی برای سعادت بشریت پیش از کسب قدرت، و بروز روحیه خشونت‌جویانه، متعصبانه و تمامیت‌خواهانه پس از کسب قدرت.

🔶 تبلیغ و ترویج شکوه و اقتدار گذشته‌های دور و روزگاران باستان. ارتجاع و واپسگرایی. نقل عظمت ساختگی، تاریخ‌سازی و مناسبت‌سازی برای ایجاد غرور ملی و دینی کاذب. با این باور که چنین اعتقاداتی می‌تواند موجب جان‌نثاری داوطلبانهٔ توده‌های جاهل شود.

🔶تحریک احساسات میهنی یا مذهبی مردم و فریب آنان با القای روایت‌ها و نقل‌قول‌های مجعول، داستان‌ها و حماسه‌های ساختگی به عنوان یک پدیده واقعی و راستین. با این باور که عموم مردم برای برانگیخته شدن و فداکاری کردن، نیاز به یک محرک احساسی دارند و محرک‌های قوی احساسی در واقعیت‌ها پیدا نمی‌شوند. و نیز با این باور که عموم مردم به دلیل کندذهنی، قادر به تشخیص دروغ‌ها از واقعیت‌ها نیستند و تنها عده‌ای معدود چنین هوش و توانایی‌ای را دارند.

🔶قهرمان‌سازی و قهرمان‌پروری، ترجیحاً از یک شخصیت کهنِ دینی یا میهنی یا تاریخی. با این باور که اکثر مردم به دلیل ضعف شخصیت و زبونی مفرط نیاز به یک «شخصیت برتر» و قابل ستایش دارند تا جبران کمبودها و حقارت‌های آنان را بنماید.

🔶دشمن‌تراشی. با این باور که القایِ وجود تعدادی دشمنان فرضی می‌تواند موجب واهمه توده‌های فریب‌خورده از آینده‌ای مبهم و تیره‌وتار شود، و چنین تصوری را ایجاد کند که دشمنانی خطرناک قصد تملک یا نابودیِ همهٔ دارایی‌های مادی و معنوی آنها را دارند.

🔶کوشش برای جلب طبقات محروم و متوسط، وطن‌پرستان افراطی، متعصبانِ اهل اطاعتِ کورکورانه و جوانان سرخورده و سرگردان به عنوان ابزارهای ابتدایی برای یارگیری و سازماندهی نیروها؛ و ابزارهای نهایی برای گسترش هراس در میان مخالفان و تشکیل گروه‌های فشار در قالب انجمن‌ها و تشکل‌های شبه‌فرهنگی یا شبه‌نظامی.

🔶 تبلیغ و ترویج یک نشان یا پرچم ویژه همراه با سابقه‌تراشی تاریخی برای آن و نیز یک سرود همگانی. کوشش برای جلب احترام و قداست‌بخشی به آن نشان‌ها. با این باور که فداییان و جان‌نثاران، در زیر یک نشان یا پرچم و با همراهی یک سرود، بیشتر و بهتر تسلیم و تهییج می‌شوند و فداکاری می‌کنند.

🔶 مخالفت با استقلال فکریِ فردی و شک‌ورزی. تشویقِ اطاعت محض و مطیع بودن. همگان می‌باید همانگونه بیندیشند و عمل کنند که از یک سرچشمه واحد فرمان داده می‌شود. احترام و تکریمِ شخصیت فردی و اعطای عنوان‌ها، صفات عالی و امتیازات ناحق به چنین اشخاص؛ و سلب حقوق مدنی و اجتماعی، سرکوب شخصیت فردی، توهین، تهمت، و سلب عناوین و امتیازات به حق از او در صورتی که به شکلی متفاوت از خواستِ رسمیِ حاکم بیندیشد.

در خود بنگریم. تا چه اندازه روحیه و اعمال فاشیستی را در خود و پیرامون خود می‌بینیم؟ روحیه و روش‌های فاشیستی که در پشت نقاب‌ها و سخنان و شعارهای زیبای ما پنهان شده‌اند و گاه خود نیز از آن بی‌خبریم.

#رضا_مرادی_غیاث‌آبادی

@rahenow 🗿👈
سالگرد شهادت #فرمانده_بابک

🔆 روز مرگ بابک مصادف است با ۱۷ روز بعد از «چیلله گئجه‌سی» یا برابر با ۷ ژانویه. در چنین روزی، وی را در سامرا مثله کردند. وقتی بازوی راستش را زدند، وی با دست چپ بازوی قطع شده‌اش را برداشت و به صورتش مالید تا خونین شود. وقتی خلیفه علت را پرسید، گفت: چون خون می‌رود، چهره‌ام زرد خواهد شد. این کار را کردم تا گمان نبری که از ترس رنگ صورتم پریده. وی در تمامی مراحل مثله شدن، همچنان لبخند می‌زده و این عکس‌العمل در برابر درد جانکاه، باعث شده بود تا جماعت تماشاگر، در حیرت و ابهامی عمیق فرو روند.
نحوه مرگ شجاعانه وی حتی بعدها الگویی شد برای چهره‌هایی چون #حلاج و در این رابطه اسناد چندی موجود است.

🔆 منابع تاریخی آمار کشته‌های خرمی در نبرد آخر را بیش از ۸۰ هزار نفر آورده‌اند. حال آن‌که تعداد اسرا تنها حدود ۳۰۰ نفر بوده است. به عبارتی دیگر، خرمیان تا آخرین نفر و آخرین نفس جنگیده‌اند. این رشادت و چنین نسبت بین ارقام کشته‌ها در برابر اسرا، در تمامی طول تاریخ جنگ‌های بشر، بسیار نادر شمرده می‌شود.
اشاره شده که زنان و کودکان، بعد از این واقعه شوم و شکست بابک، به گریه و زاری پرداخته‌اند. همگی این روایات و اسناد تاریخی، نشانی از جایگاه مردمی و بشر دوستی وی را ترسیم و بیانگری می‌نماید.

🔆 متون تاریخی ازجمله کتاب: طبری نقل می‌کند که آخرین خواسته #بابک از افشین قبل از مرگش، این بود که به قلعه خود برود و آن شهر سوزانده و تخریب شده را به همراه اجساد همرزمان و یارانش بار دیگر ببیند. توضیح داده می‌شود آن شب، تصادفا مهتابی هم بوده است. بابک توانسته در زیر روشنایی ماه، در میان آوارهای فروریخته، بوی خون و سوختگی و در کنار اجساد کشته‌ها تا سحرگاهان قدم به قدم بگردد. در چنین شب سنگینی که می‌تواند سوژۀ بسیار مهمی برای هنرمندان در ترسیم و آفرینش تصویری این صحنه حزن‌انگیز تلقی شود، بابک این مرد قهرمان و سازش‌ناپذیر، به تک‌تک یاران #خرمی‌اش سرمی‌زده وخاطرات بودن با آنان را به یاد می‌آورده است.
قطعا به چهرۀ یکایک آنان می‌نگریسته، دست در دستشان قرار می‌داده و اشک می‌ریخته است.
چنین وفاداری، قدرشناسی و احساس تعلق به جمع، خود به تنهایی از جنس یک ارزش اسطوره‌ای باید تلقی شود که در تاریخ کم‌نظیر است. آنگاه در سپیده دم همان شب بود که وی اعلام آماده بودن می‌کند تا به مسلخ رفته و تکه‌تکه شود.

🔆 محتملا با توجه به جایگاه حماسی و عدالتخواهانه بابک نزد توده‌ها، مراسمی در شهرهای آزربایجانی مخصوصا در اردبیل و قره‌داغ به عنوان مراکز فرماندهی وی، برگزار می‌شده است. همچنین به دلیل ساختار فرهنگی آزربایجانی‌ها، گردانندگان این عزاداری، #اوزان‌های مردمی بودند که طی آن، شجاعت و جوانمردی بابک را مطابق الگوی آواها و اشعار تورکی نوحه‌سرایی و نقالی می‌کرده‌اند. این نقل و قرائت شهادت، رشادت و مظلومیت خرمیان در این واقعه،(با عناوین و در قالب‌هایی دیگر) مورد ذکر و تاکید این هنرمندان خلقی قرار داشته است. طبیعتا چنین اتمسفری، همراه بوده با نوعی از همزادپنداری با برخی از حماسه‌های تاریخی.

یاد #فرمانده_بابک، همچنان گرامی خواهد ماند.

#رضا_زرگری
@rahenow 🗿👈
#وصیت_نامه

روی قبرم بنویسید که خیلی خستم
خواهشا قِشقِرق و وِلوِله برپا نکنید

خواهشا خواب مرا تلخ و پریشان نکنید
خواهشا باز مرا وارد دنیا نکنید

بنویسید مرا خون جگرها دادید
بنویسید شجاعانه و حاشا نکنید

تا که بودم لقبم ، فتنه گر و اسکل بود
نسبتم را پس از این عاقل و دانا نکنید

صد هنر، داشتم آن چند بدیّ من را
یک هنر داشته باشید و افشا نکنید!!

این طرفها ، گذر تک تک تان می افتد
آن طرف، با من بیدل شده بد تا نکنید

دهن یَک یَک تان را بخدا می صافم
پس از امروز ، بر این امر تقلّا نکنید

غیبت و مسخره و تهمت و ناحق گویی؟
دهنم را بخدا زیر زمین وا نکنید

یا که تعریف مرا بین خلائق بدهید
یا ببندید دهان ، زر زر بیجا نکنید

خواهران! یک نخ موتان نشود آویزان
دگر اینجا بخدا خون به دل ما نکنید

پسران! چشم چرانی سر قبرم، ممنوع
زیدتان را سر این مقبره پیدا نکنید!

باغ و ملکی که ندارم همه را وقف کنید!
هی کجا ، کو و چرا و اگر امّا نکنید!

مثل دولت که دهد روی هوا ، آماری
هی بگویید از احسانم و پروا نکنید

من که مُردم ولی از من به شماها گفتن
هر پدر سوخته!! را وارد شورا نکنید

پس از ابلاغ سلامم به سران دولت
برسانید که اینقدر گره وا نکنید

و بگویید کمی خستگی از تن ببرید
اینقَدَر خوبی و ایثار و‌ مداوا نکنید

سفره ی ای پهن شده ، با هم و کم کم بخورید
پیش انظار جهان ، زشتی و بلوا نکنید

سهم من را که ندادید از آن بیت الحال
سنگ من را دگر امروز ، مطلا نکنید

چارتا مؤمن معقول بسازید مدام
پول ها را الکی خرج مصلّا نکنید

بنویسید که جای همه آخر اینجاست
اینقَدَر بر سر این غمکده دعوا نکنید

غرّه بر دولتِ مستعجلِ منصب نشوید
تکیه بر چرخ شکوه افکن دنیا نکنید

خب دگر، چیز دگر ‌جا نشود بنویسید
دفتر خاطره‌ که نیست تقاضا نکنید!

چار تا فاتحه و ذکر بخوانید برام
بِرّ و بر، سنگ مرا سِیر و تماشا نکنید

#رضا_زارعی
@rahenow 🗿👈
خبر رسید که درست در روز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ و در جشن چهل-چلی انقلاب ۵۷، الله به یکی از ملائکهٔ مقرب خویش که مسئول حوری های پنت هاوس بهشت بود، دستور داد تا به جهنم برود و رضا شاه را احضار کند.

آن فرشتهٔ زیبا-رو و از جنس لطیف که در تمام عمرش در بهشت زندگی کرده بود، به جهنم رفت و از طریق آسانسور وارد قعر جهنم شد و با راهنمایی یکی از ۱۹ دربان جهنم که در قرآن به آنها اشاره شده، به سراغ رضا شاه رفت.

رضا شاه، درست طبق وعده و وعیدهایی که در قرآن برای هدایت خلق الله مندرج است، در حال تحمل مجازات بود؛

رضا شاه در آتش می سوخت و از درد، فریاد می کشید و طلب عفو می کرد و پس از جزغاله شدنِ پوست اش، دوباره پوستِ جدیدی می رویید و آن پوست نیز در آتشِ عذابِ الهی، مجدداً جزغاله می شد و توأمان، مأمورین اجرای احکام جهنم، چرک و خون و مواد مذاب در دهان اش می ریختند.

آن فرشتهٔ زیبا-رو که تاکنون چنین صحنه های خشنی را حتی در فیلم های هالیوود یا شکنجه-گاه آشویتسِ هیتلر ندیده بود، ناگهان پس از دیدن این صحنه، هم زمان با یادآوریِ صدقِ آیاتِ الهی در قرآن، غش کرد و لذا دربان جهنم که همراه او بود مجبور شد به ۱۱۵ (اورژانس جهنم) زنگ بزند.

خلاصه پس از به هوش آمدن، رضا شاه را نزد الله برد و الله پس از دیدنِ چهرهٔ درب و داغونِ رضا شاه، او را به آغوش کشید و بوسید.

رضا شاه که از تعجب کپ کرده بود، پرسید: «چه شده، ای رب العالمین؟»

الله که خیلی مهربان و ارحم الراحمین است، دوباره گونه های سوختهٔ رضا شاه را بوسید و با لبخند به او گفت:

«تو بخشیده شدی! از امروز بیا پیش حوری های بهشتی در همین پنت هاوس! همسرت را نیز بیاور پیش غلمان های بهشتی! چون مردم ایران در طی این چهل سال حکومت دینی، آنقدر گفتند که خداوند پدر و مادر محمدرضا شاه را بیامرزد که تمام اهل بهشت علیه دادنامهٔ اصداری در دیوان عالیِ آخرت، فرجام خواهی کردند و علیه من یک کمپین راه انداختند و هشتک #رضا_شاه_روحت_شاد، ترند اول شد و تمام ۱۲۴ هزار پیامبر ام، در مقابل کاخ من تحصن کردند و از تو شفاعت نمودند. برو فرزند گل ام در بهشت و تا می توانی شراب و عسل بخور و عشق و حال کن که آمرزیده شدی! اما یادت باشد که این نعمت را مدیون آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای و آخوندهای کشورت و چهل سال حکومتِ دینی هستی! یادت هست که چقدر به آخوندها بد کردی؟ شانس آوردی که نسل-شان را از بیخ نکندی!».

#علیرضاموثق

Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
وقتی سل در #تهران فراگیر شد و #مظفرالدین_شاه_قاجار بدان مبتلا شد و در دارآباد شمیران « کاخی برای خود » ساخت تا در پناه آب و هوای خوش آن منطقه بهبود یابد ...
اما #رضا_شاه_پهلوی بعد ها آن کاخ را به « بیمارستانی برای همه » تبدیل کرد ؛ جایی که امروز بیمارستان مسیح دانشوری است و اکنون محل درمان بیماران تنفسی از جمله کرونا شده است ...

@rahenow 🗿🗿
کجا دیدی که یک ویروس کوچک
به جان ما بیافتد همچو یک کک!

به #قم از مرکز #ووهان بیاید
برای خوردن سوهان بیاید! 😉

شود یک هفته با یک شوخ ، مانوس
بگیرد شوخ از وی درد سینوس!

چو شد آن شوخ از ویروس سرشار
مبدل شد به چندین گرگ خونخوار

پس از آن هر کسی را شوخ بوسید
تپانید اندر او یک مشت کووید! 😁

کوویدی رفت هر جا ، منفجر شد
#کرونا توی ایران منتشر شد!

 کم آمد ناگهان در #مشهد و #جاسک
پیاز و زنجفیل و الکل و #ماسک!

علاوه بر عوام غیر مسئول
شدند آلوده شش مسئول سوسول

قرنطینه شدند آن ویژه جانان
بسی خوردند آنجا مرغ بریان! 🍖🍗

جلوی دوربین ها خنده کردند
به حق ما را بسی شرمنده کردند!

گرفت از خنده شان روحیه ایران
نیامد هیچکس توی خیابان!

همه ماندند در کنج منازل
که بر آنها نگردد درد نازل

کنار همسر خود آرمیدند
همانهایی که از هم می رمیدند!

پیاز و سیر و شلغم رنده کردند
به مقعد پنبه لغزنده کردند! 🤣

خیابان شد سراسر چون بیابان
تهی شد از سواری ها اتوبان!

مشاغل چرخشان گردید پنچر
تمام کارگرها زار و مضطر

هوا سرشار شد از بوی الکل
زمان شاه شد انگار بالکل

مساجد خالی و بی مشتری شد
موذن چون مکبر بستری شد!

#نمازجمعه شد تعطیل و کنسل
امام جمعه ها در خانه ها ول!

خلاصه وضع ناجوری به پا شد
یکی از ترس سرگرم دعا شد!

مفاتیح‌الجنان را زیر و رو کرد
سه شب با حضرت حق گفتگو کرد!

ولی آخر نمی دانم چه جوری
کرونایی شد و ملحق به حوری! 🤣

پزشکی آمد و تحقیق بنمود
دلیل مرگ را اعلام فرمود 👇

#مفاتیح‌_الجنان را ور پریده
نمی دانسته و از قم خریده! 🤣

خدایا دور کن از من سریعا
#کرونا را که می ترسم ز مردن!

همان بهتر که روزی با تصادف
بگیری جان من را بی تعارف!

#کرونا نیست یا رب در خور ما
نگیر از ملت ما سایپا را 🤣

👤 #رضا_الهامی
@rahenow 🗿👈
نه تفکر ، نه عشق و احساسی
نه عدالت ، نه مژده ی خاصی

قلب ها مثل بوته ای در باد
مملکت دست عده ای عاصی

از مدارس ، مدام می آید
صوت آهنگ جالب ساسی

مردمان ، خارج از قرنطینه
محض یک لقمه نان و پاپاسی

مرگ هم داخل است ، هم بیرون
توی این وضع ، حضرت عباسی

کرونا ! از تو هیچ باکی نیست
مثل ما قوم سینه چاکی نیست
*
یک طرف موج سلطه بر پهباد
یک طرف دادِ قوم بی فریاد

یک طرف زنده باد آزادی
یک طرف مُرده باد استبداد

توی این هیر و ویر ، بچه ی من
پول چیپس و دوچرخه هم میخواد!

کم اگر می رسد مِیِ مرهم
پیک غم می رسد ولی چه زیاد

نه دگر اعتیاد می چسبد
نه دگر حال میدهد اعیاد

کرونا ! از تو هیچ باکی نیست
مثل ما قوم سینه چاکی نیست
*
آمده جان مان بسی بر لب
پیش از این بوده ایم غرقه ی تب

شب مان تلخ مثل مزه ی روز
روزمان تار مثل ظلمت شب

زهرماری شدیم زیر فشار
مرگ باشد بسا شبیه رطب

باد انداختی میان گلو
هی نشان می دهی به ما غبغب

تا تو را در بغل کشد بلکه
آن جوان فقیر و پیر و عزب،

کرونا ! از تو هیچ باکی نیست
مثل ما قوم سینه چاکی نیست
*
کو شکوه و نشانی از شادی ؟
کو تکاپو برای آبادی ؟

بهره مندی از آن همه نعمت
گنج ها ، ثروت خدادادی

کار تو "بیست" و زندگی هم "بیست"
سال چند است ؟ چند میلادی؟

ما که با افتخار ، جان دادیم
در فراق اصول بنیادی

بین صدها غمِ فشارْ قوی
با امید وصال آزادی

کرونا ! از تو هیچ باکی نیست
مثل ما قوم سینه چاکی نیست

#رضا_زارعی
@rahenow 🗿👈
به پشتیبانی نفت می غریم و می تازیم و چنگ به روی این و آن می اندازیم!!

✍️ شادوران #رضا_بابایی


🔸وزیر خارجه #شوروی سابق در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: در سفر به تهران از مسئولین جمهوری اسلامی پرسیدم رفتارهای سیاسی و اقتصادی شما با منطق سیاسی و اقتصادی سازگار نیست. پس کشور شما چگونه اداره می‌شود؟ مسئولان ایرانی با خنده جواب می‌دادند: این کشور را امام زمان اداره می‌کند. سفیر شوروی می‌گوید: من تحقیق کردم، گمان نمی‌کنم امام زمان ایرانیها کسی باشد که قرار است از آسمان بیاید. لابد منظور مسئولان ایرانی از امام زمان، همان نفتی است که در این سرزمین می‌جوشد و حکومتشان را از حساب و کتاب اقتصادی و سیاسی و برنامه‌ریزی و تعامل با دنیا بی‌نیاز کرده است.

🔸بیش از صد سال است که ایران در چاه نفت افتاده است. بیش از صد سال است که بودجه‌های سالانه کشورمان را قیمت نفت می‌نویسد، نه نظریه‌های جهان‌شمول در اقتصاد و سیاست.

🔸نفت شاه را مستبد کرد، تا آنجا که گفت: (حزب فقط حزب رستاخیر، هرکس نمی‌خواهد کشور را ترک کند). نفت باد غرور در آستین ژندۀ ما افکنده است که به هیچ یک از پیامدهای عمل و سخن خویش نمی‌اندیشیم و چنان شعارهایی می‌دهیم که لرزه بر اندام هر اقتصاد و هر سرنوشتی می‌اندازد.

🔸سرمست از جام‌ نفت، به ریش همه تجربه‌های بشری و نظریه‌های علمی در اقتصاد و سیاست می‌خندیم. به پشتوانۀ نفت می‌غرّیم و می‌تازیم و چنگ به روی این و آن می‌اندازیم.

🔸این هیاهو که اکنون در جهان افکنده‌ایم به مدد نفت است، نه به معجزۀ منطق و تدبیر و آرمان. نفت‌، سیاست و اقتصاد و فرهنگ و حتی سنت و شیوۀ دینداری ما را جیره‌خوار خود کرده است.

🔸تا وقتی که حوزه‌های علمیه دست در جیب نفت دارند، علوم انسانی را به چیزی نمی‌گیرند. نفت، جای تولید و مالیات و پیوندهای ملی و همکاری دولت و ملت را گرفته است.

🔸نفت به دولت‌ها می‌گوید من مردم را به شما نیازمند می‌کنم و شما را از مردم بی‌نیاز می‌سازم. هیچ سیاستی نیست که به رأی و نظر مردم، بیش از دلارهایی که من به خزانه وارد می‌کنم، نیازمند باشد. مبادا به هزینه‌ها و زیان‌ها بیندیشید، مبادا نگران پول باشید؛ همه بر گردن من است. من از دل زمین می‌جوشم تا آرزوهای شما را برآورم. جوشیدن از من و خروشیدن از شما.

🔸راستی چه خبر از «تمدن نوین اسلامی»؟ چرا در نیمۀ دوم دهۀ هشتاد همه‌جا سخن از تمدن‌سازی بود و اکنون کمتر از آن سخن می‌گویند؟ جز این است که در آن سال‌ها ایران بیشترین درآمدهای نفتی را در ۱۱۰ سال گذشته داشت و بلکه آن مقدار پول نقد که در آن چند سال به خزانۀ دولت وارد شد بیش از همۀ درآمدهای نفتی ایران از روز نخست تا سال ۱۳۹۰ بود؟

🔸چاه نفت، همان خم رنگ‌رزی است که شغالی در آن افتاد و چون برآمد، خویش را طاووس علّیین دید. تا زمانیکه نفت می‌جوشد، ما دنیا را و قوانین سیاست و اقتصاد را به سخره می‌گیریم و پرچمها می‌سوزانیم و از دیوار سفارتها بالا می‌رویم و شعار مرگ بر این و آن ما گوش فلک را پر می‌کند. سالهاست که نفت می‌جوشد و ما می‌خروشیم.

#اندیشه #اقتصاد #سیاسی

@rahenow 🗿👈
#سیروس_گرجستانی بازیگر سینما و تلویزیون صبح امروز پنجشنبه ۱۲ تیرماه بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت.

وی از شب گذشته در بیمارستان لواسانی بستری شده بود که در نهایت امروز بر اثر سکته قلبی درگذشت.

سیاوش گرجستانی فرزند این هنرمند درگذشت این هنرمند مطرح را تایید کرد.

سیروس گرجستانی بازیگر باسابقه و قدیمی سینما و تلویزیون است که در سریال های طنز و مجموعه های نمایشی مختلفی به ایفای نقش پرداخته است.

از جمله سریال های وی می‌توان به همکاری با #رضا_عطاران در "متهم گریخت" و همچنین سریال های "زن بابا" و "گاوصندوق" اشاره کرد.

او همچنین این شب ها در سریال "شاهرگ" که به فضای دهه ۶۰ می‌پردازد بازی می‌کند.

@rahenow 🗿👈
ای شاکی از این زمانه ی اکبیری!
ای کل غمت، گرسنگی و سیری!

ای لایق زندگیِ از این بدتر
یکماه نخور مرغ ، ببین می میری؟

#رضا_زارعی
@rahenow 🗿👈
این زخم را نمی‌شود اصلا رفو کنیم
باید به حال و روز بد خویش خو کنیم

از آرزوی مانده به دلهای ما نپرس
فرصت نکرده‌ایم هنوز آرزو کنیم

#ح_الف_شاکی
#شکیب_شاکی
#حمید_اسماعیلی


#رضا #آرزوی_محال #آرزوی_مانده_به_دل #کودکان_کار #بدبختی #تبعیض #فساد #بی_عدالتی #خودکشی #فقر #فصل_پایانی
@rahenow 🗿👈
یکی پیدا نمی شه دوشاخه این #رضا_مطلبی_کاشانی را از برق بکشه و بگه دست از سر علمای اسلام برداره، اون ماجرای آقای مصباح اینهم حضور فعالش در تشییع پیکر حضرت آقای ضیاآبادی، فکر کنم پروژه بعدی اش بعد از برج سازی، پاساژخواری و تک ماکارون شرکت کفن و دفن لاکچری باشد.

فریبرز کلانتری
@rahenow 🗿👈
محنت دیگران

🔻بقا و خوشبختی بشر، در گرو زندگی جمعی است، و زندگی جمعی بدون «هم‌ذات‌‌پنداری»، اردوگاه مرگ جمعی و تدریجی است. هم‌ذا‌ت‌پنداری (identification)، یعنی درک ما از رنج یا لذت دیگران، آنسان که آن رنج یا لذت، گویی در وجود ما رخ داده است. بدون هم‌ذات‌پنداری، زمینه‌ای برای اخلاق اجتماعی و زیست اخلاقی باقی نمی‌ماند، جز تازیانۀ قانون که آن نیز در برابر خودخواهی‌ها و منفعت‌طلبی‌های انسان، چندان کارایی ندارد. آدمیان تا از درد و رنج یک‌دیگر رنجور نشوند، مهربانی با دیگری و گره‌گشایی از کار دیگران را پیشۀ خود نمی‌کنند و از آن لذت نمی‌برند. آنچه ستم را بر دیگری آسان می‌کند، ناتوانی ستمگر از درک رنجی است که ستمدیده می‌برد. جامعه‌ای که اعضا و اجزای آن، همدیگر را نمی‌بینند و بر دردهای یک‌دیگر نمی‌گریند، مجموعه‌ای فاسد و رو به فنا و اضمحلال است. چنین جامعه‌ای، نه جایی برای زیستن و بالیدن، که زندانی برای رنج کشیدن و افسردن است.
قانون طلایی اخلاق نیز بر همین پایه استوار است. این قانون مقدس و کارساز می‌گوید: آنچه برای خود می‌خواهی برای دیگری نیز بخواه و آنچه برای خود نمی‌خواهی، برای دیگری هم نخواه. «انصاف» هم که سخت‌ترین و فاضل‌ترین و انسانی‌ترین فضیلت اخلاقی است، بدون هم‌ذات‌پنداری و درک محنت دیگری ممکن نیست.
بنی‌آدم اعضای یک‌دیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

خانم هانا آرنت در کتاب «آیشمن در اورشلیم» به‌خوبی نشان می‌دهد که میان ستم به دیگری و توانایی در هم‌ذات‌پنداری، رابطه‌ای معکوس و بسیار دقیق وجود دارد؛ یعنی هر قدر که فردی یا جامعه‌ای در هم‌ذات‌‌پنداری ناتوان‌تر باشد، در ظلم و بزهکاری و کشتار، توانمندتر و جسورتر است؛ زیرا رنج دیگری در او هیچ احساسی برنمی‌انگیزد تا مانع او شود. بر پایۀ تحقیقات خانم هانا آرنت، آدلوف آیشمن، افسر ارتش نازی آلمان و از متهمان هولوکاست، انسانی خانواده‌دوست، مؤدب، برخوردار از همۀ پرنسیب‌های اجتماعی و حتی افکار مثبت بود؛ اما ذره‌ای قدرت هم‌ذات‌پنداری نداشت. به همین دلیل کشتن انسان‌ها برای او آسان بود و معنایی جز عمل به وظیفۀ سازمانی‌ نداشت.
هم‌ذات‌پنداری، بیش‌و‌کم در طبیعت همۀ انسان‌ها هست؛ اما راه‌هایی وجود دارد که آن را تقویت می‌کند یا به سطح لازم برای زیست جمعی می‌رساند. موسیقی، قصه، رمان و سینما، بیشترین توفیق را در تقویت و تشدید هم‌ذات‌پنداری در میان انسان‌ها دارند. سینما غم و شادی دیگران را غم و شادی ما می‌کند؛ به ما می‌آموزد که دیگران نیز وجود دارند، رنج می‌برند و همچون ما درد می‌کشند. این یادآوری‌ها برای جوامع بشری از نان شب نیز واجب‌تر است. اخلاقی‌ترین کارکرد سینما و رمان و تئاتر همین است که رنج و درد دیگران را رنج و درد ما می‌کند و ما هم‌پای «دیگری» می‌ترسیم، اشک می‌ریزیم، غصه می‌خوریم یا شاد می‌شویم و می‌خندیم. سینما، بیننده‌اش را از غم «دیگران» می‌گریاند و شادی دیگران را شادی او می‌کند. این بزرگ‌ترین ارمغان اخلاقی سینما و تئاتر برای انسان مدرن است. قصه برای کودکان، و رمان برای بزرگ‌سالان نیز همین کارکرد را دارد. اگر رمان «کلبۀ عموتام» نوشتۀ خانم استو، آن اثر شگرف را در تاریخ اجتماعی آمریکا گذاشت و همچون تیغ بر رشتۀ برده‌داری در قرن نوزدهم فرود آمد، هیچ دلیلی نداشت جز اینکه توانست هم‌ذات‌پنداری خوانندۀ سفیدپوست را برانگیزد.
سینما و رمان و موسیقی فاخر، سلول‌های جامعه‌ را به هم می‌پیوندد و از آنها عضوی زنده می‌سازد؛ اما در پند و اندرز، «دیگری» همچنان «دیگری» است. سینما «دیگری» را هم‌ذات و همزاد ما می‌کند و به همین دلیل، از چگالی خودخواهی و خودبینی و خودپرستی ما می‌کاهد. موسیقی، جان‌ها را لطیف می‌کند و سپس آنها را به مدرسۀ داستان و سینما می‌فرستد تا در آنجا تجربه‌های دیگران را «حس» کنند و لختی برای «دیگران» بگریند یا بخندند. در سینما هیچ کس برای دردهای خودش نمی‌گرید؛ بلکه رنج‌ها و دردهای خود را فراموش می‌کند و گوش به داستان زندگی دیگران می‌سپارد. پس سینما و هر هنر یا فن یا برنامه‌ای که بتواند انسان را لختی از خویش بیرون بیاورد و او را از درد و رنج دیگری، متأثر کند، اخلاقی‌ترین کار ممکن را کرده است.

ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
وان گه برو که رستی از نیستی و هستی

گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو
هر قبله‌ای که بینی بهتر ز خودپرستی

تا فضل و عقل بینی بی‌معرفت نشینی
یک نکته‌ات بگویم خود را مبین که رستی‌

#رضا_بابایی
@rahenow 🗿👈
سالگرد شهادت #فرمانده_بابک

🔆 روز مرگ بابک مصادف است با ۱۷ روز بعد از «چیلله گئجه‌سی» یا برابر با ۷ ژانویه. در چنین روزی، وی را در سامرا مثله کردند. وقتی بازوی راستش را زدند، وی با دست چپ بازوی قطع شده‌اش را برداشت و به صورتش مالید تا خونین شود. وقتی خلیفه علت را پرسید، گفت: چون خون می‌رود، چهره‌ام زرد خواهد شد. این کار را کردم تا گمان نبری که از ترس رنگ صورتم پریده. وی در تمامی مراحل مثله شدن، همچنان لبخند می‌زده و این عکس‌العمل در برابر درد جانکاه، باعث شده بود تا جماعت تماشاگر، در حیرت و ابهامی عمیق فرو روند.
نحوه مرگ شجاعانه وی حتی بعدها الگویی شد برای چهره‌هایی چون #حلاج یا #نسیمی و در این رابطه اسناد چندی موجود است.

🔆 منابع تاریخی آمار کشته‌های #خرمی در نبرد آخر را بیش از ۸۰ هزار نفر آورده‌اند. حال آن‌که تعداد اسرا تنها حدود ۳۰۰ نفر بوده است. به عبارتی دیگر، خرمیان تا آخرین نفر و آخرین نفس جنگیده‌اند. نبردی منحصربه‌فرد در تاریخ که عملا نه زخمی داشته و نه اسیر!! این رشادت و چنین نسبت عددی بین ارقام کشته‌ها در برابر اسرا، در تمامی طول تاریخ جنگ‌های بشر، بسیار نادر شمرده می‌شود.
همچنین اشاره شده که زنان و کودکان، بعد از این واقعه شوم و شکست بابک، به گریه و زاری پرداخته‌اند. همگی این روایات و اسناد تاریخی، نشانی از جایگاه مردمی و بشر دوستی وی را ترسیم و بیانگری می‌نماید.

🔆 متون تاریخی ازجمله کتاب: طبری نقل می‌کند که آخرین خواسته #بابک از افشین قبل از مرگش، این بود که به قلعه خود برود و آن شهر سوزانده و تخریب شده را به همراه اجساد همرزمان و یارانش بار دیگر ببیند. توضیح داده می‌شود آن شب، تصادفا مهتابی هم بوده است. بابک توانسته در زیر روشنایی ماه، در میان آوارهای فروریخته، بوی خون و سوختگی و در کنار اجساد کشته‌ها تا سحرگاهان قدم به قدم بگردد. در چنین شب سنگینی که می‌تواند سوژۀ بسیار مهمی برای هنرمندان در ترسیم و آفرینش تصویری این صحنه حزن‌انگیز تلقی شود، بابک این مرد قهرمان و سازش‌ناپذیر، به تک‌تک یاران #خرمی‌اش سرمی‌زده وخاطرات بودن با آنان را به یاد می‌آورده است.
قطعا به چهرۀ یکایک آنان می‌نگریسته، دست در دستشان قرار می‌داده و اشک می‌ریخته.
چنین وفاداری، قدرشناسی و احساس تعلق به جمع، خود به تنهایی از جنس یک ارزش اسطوره‌ای باید تلقی شود که در تاریخ کم‌نظیر است. آنگاه که سپیده دم فرا می‌رسد، وی می‌گوید آماده‌ام تا به مسلخ روم. و او همچنان‌که در زندگی پرافتخارش، اسطوره بود، مرگش هم قهرمانانه بود.

🔆 محتملا با توجه به جایگاه حماسی و عدالتخواهانه بابک نزد توده‌ها، مراسمی در شهرهای آزربایجانی مخصوصا در اردبیل و قره‌داغ به عنوان مراکز فرماندهی وی، برگزار می‌شده است. همچنین به دلیل ساختار فرهنگی آزربایجانی‌ها، گردانندگان این عزاداری، #اوزان‌های مردمی بوده‌اند که طی آن، شجاعت و جوانمردی بابک را مطابق الگوهای آوائی و اشعاری تورکی، نقالی و نوحه‌سرایی می‌کرده‌اند. بدون شک در این نقل و قرائت شهادت، رشادت و مظلومیت #خرمیان، از عناوین و یا قالب‌هایی دیگر و متاخری هم مورد ذکر و استفاده این هنرمندان خلقی قرار داشته است. طبیعتا وجود چنین اتمسفر حسی و عاطفی، باعث ایجاد نوعی از همزادپنداری با برخی از حماسه‌های تاریخی و مذهبی شده است.

🔆حضور اندیشه خرمی و کاراکتر بابک همچنان در تاروپود هویت آزربایجانی تنیده مانده است. حتی در افسانه‌ها آمده که هر سال در سالروز مرگ #فرمانده_بابک، اسب وی از دریاچه #آت_گولی در دامنه‌های #ساوالان بیرون آمده و شیهه می‌کشد و دوباره به آب برمی‌گردد.
به‌عبارتی دیگر، تثبیت یک اسطوره در آمال و آرزوهای ملی و امیدواری برای بازگشت #قهرمان_خلق.

یاد #فرمانده_بابک، همچنان گرامی خواهد ماند.

#رضا_زرگری
kuyum
@rahenow 🗿👈
دکتر رضا براهنی درگذشت
به مدد عشق از گور بیرون‌ات خواهم کشید.


بلند نشو از رختخوابت اما با من بگو گورت کجاست تا ابریشمی از کلمات بر آن بریزم
مرده باد شاعری که راز سنگر و ستاره را نداند
زنده‌باشی تو که این راز را می‌دانستی
و از ورای سینه‌ای سپید که بر آن خیل حوریان خفته بودند چشم‌های مورب آهوان باکره را شیر می‌دادی
به مدد عشق از گور بیرون‌ات خواهم کشید.

قسمتی از شعر بلند اسماعیل.
#رضا_براهنی.
@rahenow 🗿👈
🔴 چه کسی دستور جمع آوری بیلبوردهای تبلیغاتی با تصویر علی کریمی را داد؟

🔹️ بعد از انتشار پست
#علی_کریمی در مورد #نذری، رضا صیادی ، مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران، شخصی بود که دستور جمع آوری بیلبوردهای علی کریمی را داد.

🔹️با روی کار آمدن زاکانی به عنوان شهردار تهران (که خودش کوچکترین تخصص و سابقه مرتبطی با شهرداری نداشت)، او هم همزمان مشابه رئیسی، جمعی از نیروهای بسیجی بی سواد مرتبط با خودش را بدون کوچکترین تخصصی به مناصب مدیریتی
#شهرداری_تهران منصوب کرد.

🔹️از جمله این انتصاب های کیلویی زاکانی، انتصاب
رضا صیادی به سمت مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران بود.

🔹️در مورد
#رضا_صیادی جالب است بدانید: به قول خودش بچه هیاتی است و بسیجی ،و تحصیلاتش هم طلبه حوزه علمیه است! ( آخوند لباس شخصی) و سوابقش هم مدیریت سایت و پیج اینستاگرامی به نام: عقیق

🔹️و جالب است بدانید که این سایت عقیق هم تنها فعالیتش: معرفی برنامه هفتگی مداحان ،هیات ها و محل های پخش نذری است!

@rahenow 🗿👈
‏یک لشکر مامور با دوربین و جلوه‌های ویژه هجوم بردن برای دستگیری زنی که با قوانین قرون‌وسطایی ‎#حجاب_اجباری مخالفت کرده بود. ارازشه از شادی فریاد ‌زدند و فیلمش رو دست‌به‌دست پخش کردند.

مردی جانمازآب‌کش که تا به امروز کلی سمت در حوزه حجاب عفاف بسیج و فرهنگ داشته‌ به جرم تجاوز با هم‌جنس از کار برکنار شده. همون ارازشه دم از حریم خصوصی و آبرو می‌زنند!

از کی تا حالا برای لواط‌کار تقاضای حریم خصوصی دارید ؟!!!

اهان از زمان سعید طوسی !!!

#رضا_ثقتی

@rahenow 🔗👈