📚مدیریتِ احساسی-استخاره ای
《با کلاشینکف و بدونِ وسایلِ لازم به شکار تانک رفتیم و بدون شکار برگشتیم》 خامنه ای
#علیرضاموثق
✍سید علی خامنه ای چندی پیش خاطره ای را نقل کرده است راجع به زمانی که چمران و عده ای دیگر، عزم بر عملیات می کنند و خامنه ای از قصدشان و موضوعِ عملیات می پرسد و چمران می گوید که می خواهند به شکار تانک بروند.
خامنه ای خطاب به چمران می گوید:《من هم بیایم؟》و در پاسخ می شنود:《آری》.
در وهله-ی بعد، خامنه ای پس از پوشیدنِ لباسِ سربازی به جای عبا و عمامه، با کلاشینکفِ شخصی اش با آنها راهی می شود؛ البته بدونِ وسایلِ شکار تانک و بدونِ آموزشِ نظامیِ لازم.
سپس تصریح می کند که《البته آنها نیز بدون آر پی جی و با همین وسایل [کلاشینکف و امثالهم] بودند و رفتیم و بدون شکارِ تانک برگشتیم》.
@rahenow 🗿👈
🔻حضار هم قهقهه می زنند و می خندند، در صورتی که اگر شعور داشتند باید گریه می کردند.
چرا؟
چون این خاطره به واقعیتی تلخ و به بخشی ویران-گر از تاریخِ خرد-ورزی و مدیریتِ ما اشاره دارد؛
به دیمی کاری ها و کارهایِ کیلویی و گتره ای و هردمبیل و قاراشمیش؛
به کارهایِ بدونِ تأمل و تخصص و سنجش و برنامه-ریزی و تدبیر؛
به کارهایِ 《احساسی-استخاره ای》 و ...
این فاجعه است که حداقل دو نفر از سران و مسئولینِ ارشد این مملکت؛ یعنی خامنه ای و چمران، بی جهت خودشان (و به تبع، منافعِ ملی) را در معرضِ خطر قرار دهند؛ یعنی بدونِ تمهیدِ لوازم و تدابیرِ لازم و بدونِ ضرورت.
در اینجا مسئله، شخصیتِ حقیقیِ آنها نیست؛ بلکه مسئله، منافعِ ملی و آثار سیاسی و اجتماعی و نظامیِ مرگ یا دستگیریِ آنها در بحبوحه-ی جنگ و در میدانِ نبرد با عراق است.
🔻باری! این خاطره دلالت بر بخشی مهم از واقعیتِ تاریخ ما دارد؛
از انقلاب کردن و خلقِ اسبابِ جنگ و عدمِ پیش-بینی و پیش-گیری در خصوصِ حمله-ی صدام و ادامه-ی جنگ پس از آزاد-سازیِ خرمشهر بگیر تا همین تحریم هایِ اخیر و افزایشِ قیمت بنزین!
اینکه مسئولینِ ما سفارت آمریکا را اشغال می کنند و دیپلمات های آمریکا را گروگان می گیرند (یا از آن اقدام حمایت می کنند) و نیز برایش هر ساله جشن تولد می گیرند، اما هم-زمان از نقضِ حقوق و قوانین بین الملل توسط آمریکا شکایت می کنند و حمله به سفارتِ خودشان را عملی وحشیانه و خلافِ اصول حقوق بین الملل می نامند(!)
اینکه مسئولین ما مرگ بر شیطان بزرگ می گویند و مثل کودکانِ پیش-دبستانی با هیجان و ذوق-زدگی پرچم آتش می زنند و چوب در سوراخِ مار می کنند و در تنورِ بحران و چالش می دمند و بر موشک هایشان شعار مرگ بر اسرائیل می نویسند و از مدت ها قبل، از تاریخِ شروعِ حمله اقتصادیِ ترامپ نیز مطلع اند، اما سر سوزنی برنامه و تدبیر ندارند و تصمیماتی بی سابقه در حوزه-ی سیاست هایِ ارزی و پولی می گیرند و مملکت را به خاک سیاه می نشانند، اما نه از غصه و خجالت دق می کنند و نه استعفا می دهند و نه قبولِ مسئولیت و عذرخواهی می کنند(!)
اینکه ...
تازه با حماقت و وقاحت، مردم را دعوت به امید می کنند!
امید به چی؟ امید به هیچ؟ امید با گول زدنِ عقل و چشمِ خویش؟ امید به شما قومِ ناکارآمد و نخاله-جمع-کن (به جایِ نخبه-جذب-کن) و یا امید به عبور از این نظامِ سیاسی به سمتِ حکومتی دموکراتیک و سکولار (فرا-دینی و نه ضد دینی) و علم-محور و مبتنی بر حقوق بشر؟ پس از چهل سال فرصت و تجربه-ی پسینی، به چه چیز شما امید ببندیم؟
یک رویِ زیاد و یک زبانِ دراز در این مملکت، به جایِ عقلانیت و حریت و شرافت نشسته است.
پایان
@rahenow 🗿👈
《با کلاشینکف و بدونِ وسایلِ لازم به شکار تانک رفتیم و بدون شکار برگشتیم》 خامنه ای
#علیرضاموثق
✍سید علی خامنه ای چندی پیش خاطره ای را نقل کرده است راجع به زمانی که چمران و عده ای دیگر، عزم بر عملیات می کنند و خامنه ای از قصدشان و موضوعِ عملیات می پرسد و چمران می گوید که می خواهند به شکار تانک بروند.
خامنه ای خطاب به چمران می گوید:《من هم بیایم؟》و در پاسخ می شنود:《آری》.
در وهله-ی بعد، خامنه ای پس از پوشیدنِ لباسِ سربازی به جای عبا و عمامه، با کلاشینکفِ شخصی اش با آنها راهی می شود؛ البته بدونِ وسایلِ شکار تانک و بدونِ آموزشِ نظامیِ لازم.
سپس تصریح می کند که《البته آنها نیز بدون آر پی جی و با همین وسایل [کلاشینکف و امثالهم] بودند و رفتیم و بدون شکارِ تانک برگشتیم》.
@rahenow 🗿👈
🔻حضار هم قهقهه می زنند و می خندند، در صورتی که اگر شعور داشتند باید گریه می کردند.
چرا؟
چون این خاطره به واقعیتی تلخ و به بخشی ویران-گر از تاریخِ خرد-ورزی و مدیریتِ ما اشاره دارد؛
به دیمی کاری ها و کارهایِ کیلویی و گتره ای و هردمبیل و قاراشمیش؛
به کارهایِ بدونِ تأمل و تخصص و سنجش و برنامه-ریزی و تدبیر؛
به کارهایِ 《احساسی-استخاره ای》 و ...
این فاجعه است که حداقل دو نفر از سران و مسئولینِ ارشد این مملکت؛ یعنی خامنه ای و چمران، بی جهت خودشان (و به تبع، منافعِ ملی) را در معرضِ خطر قرار دهند؛ یعنی بدونِ تمهیدِ لوازم و تدابیرِ لازم و بدونِ ضرورت.
در اینجا مسئله، شخصیتِ حقیقیِ آنها نیست؛ بلکه مسئله، منافعِ ملی و آثار سیاسی و اجتماعی و نظامیِ مرگ یا دستگیریِ آنها در بحبوحه-ی جنگ و در میدانِ نبرد با عراق است.
🔻باری! این خاطره دلالت بر بخشی مهم از واقعیتِ تاریخ ما دارد؛
از انقلاب کردن و خلقِ اسبابِ جنگ و عدمِ پیش-بینی و پیش-گیری در خصوصِ حمله-ی صدام و ادامه-ی جنگ پس از آزاد-سازیِ خرمشهر بگیر تا همین تحریم هایِ اخیر و افزایشِ قیمت بنزین!
اینکه مسئولینِ ما سفارت آمریکا را اشغال می کنند و دیپلمات های آمریکا را گروگان می گیرند (یا از آن اقدام حمایت می کنند) و نیز برایش هر ساله جشن تولد می گیرند، اما هم-زمان از نقضِ حقوق و قوانین بین الملل توسط آمریکا شکایت می کنند و حمله به سفارتِ خودشان را عملی وحشیانه و خلافِ اصول حقوق بین الملل می نامند(!)
اینکه مسئولین ما مرگ بر شیطان بزرگ می گویند و مثل کودکانِ پیش-دبستانی با هیجان و ذوق-زدگی پرچم آتش می زنند و چوب در سوراخِ مار می کنند و در تنورِ بحران و چالش می دمند و بر موشک هایشان شعار مرگ بر اسرائیل می نویسند و از مدت ها قبل، از تاریخِ شروعِ حمله اقتصادیِ ترامپ نیز مطلع اند، اما سر سوزنی برنامه و تدبیر ندارند و تصمیماتی بی سابقه در حوزه-ی سیاست هایِ ارزی و پولی می گیرند و مملکت را به خاک سیاه می نشانند، اما نه از غصه و خجالت دق می کنند و نه استعفا می دهند و نه قبولِ مسئولیت و عذرخواهی می کنند(!)
اینکه ...
تازه با حماقت و وقاحت، مردم را دعوت به امید می کنند!
امید به چی؟ امید به هیچ؟ امید با گول زدنِ عقل و چشمِ خویش؟ امید به شما قومِ ناکارآمد و نخاله-جمع-کن (به جایِ نخبه-جذب-کن) و یا امید به عبور از این نظامِ سیاسی به سمتِ حکومتی دموکراتیک و سکولار (فرا-دینی و نه ضد دینی) و علم-محور و مبتنی بر حقوق بشر؟ پس از چهل سال فرصت و تجربه-ی پسینی، به چه چیز شما امید ببندیم؟
یک رویِ زیاد و یک زبانِ دراز در این مملکت، به جایِ عقلانیت و حریت و شرافت نشسته است.
پایان
@rahenow 🗿👈
📚 گفتگوی یکی از مسئولان با حضرت آقا!
#علیرضاموثق
🔳 حضرت آقا! می خواستم در موردِ مشکلاتِ موجودِ کشور از شما رهنمون هایِ داهیانه بگیرم! اگر امکان دارد بفرمایید علتِ مشکلات ما چیست؟
🔻 علت همه-ی مشکلات، پیروی نکردن از من است! من سخن الله را به مردم می گویم! مگر نشنیده ای قاضی القضات به آن دانشجو چه گفت؟ بقیه طاغوت اند؛ بقیه بد اند؛ فقط من خوب ام!
🔳 مردمی که شما را مستبد می دانند، چطور قانع شوند که باید از شما پیروی کنند؟
🔻 این اسم اش استبداد نیست! دموکراسی اسلامی است! بپذیرند شهروند درجه-ی دوم و سوم هستند و حجاب اجباری باید باشد و قدرت دست پیروانِ من باید باشد و بپذیرند حق ندارند در قدرت سیاسی وارد شوند، ولی باز از من پیروی کنند و دائم به من کمک کنند و برایم دعا کنند و بعد، اراده کنند و تولید ملی را رشد دهند و اشتغال ایجاد کنند!
🔳 چطور اراده کنند؟
🔻 خب! اراده کنند! یعنی چه که چطور اراده کنند؟!!!
🔳 سرمایه برای تولید و خرید و ورود تکنولوژی از کجا بیاورند؟ در کدام بازار تولیدات شان را بفروشند؟ پول شان را چطور وارد کشور کنند؟ چطور همه-ی صنایع را خودشان تولید کنند؟
🔻 اینها بهانه است! اراده کنند درست می شود! خواستن، توانستن است! من اراده کرده ام و می خواهم با اراده، یک تمدن ایجاد کنم! تولید ماشین و یخچال از تولید تمدن راحت تر نیست؟!!!
🔳 اسرائیل را چکار کنیم؟ آمریکا و غرب به ما ضربه می زنند! بخشی از مردم می گویند به ما چه ربطی دارد که هزینه-ی محو اسرائیل از روی کره-ی زمین را بدهیم؟
🔻 مردم غلط می کنند چنین نظری دارند! من ولی امر آنها هستم و به اذن الله، همه چیزشان دستِ من است! توکل به خدا کنید و به آمریکا پشت کنید و مقاومت کنید و بگذارید آنقدر فشارتان دهد تا خسته شود!
🔳 مشکلات فرهنگی را چکار کنیم؟ بخشی از مردم می گویند که یکسری خرافات و اباطیل و مهملات را سخن الله نمی بینند! در وجود امام زمان شک کرده اند! سبک زندگی شان تغییر کرده! آنها ماهواره و اینترنت دارند! با فرهنگ های دیگر آشنا شده اند! به سخنان ما گوش نمی دهند!
🔻 اینها تقصیرِ جنگ نرم و تهاجم فرهنگی و شبیخونِ فرهنگی و ناتویِ فرهنگی و ستونِ پنجمِ دشمن و نفوذی های دشمن است! آنها را پیدا کنید و به صورتِ فله ای تعطیل شان کنید! روی ماهواره ها پارازیت بیاندازید! مردم هم اگر به خاطرِ امواجِ پارازیت، سرطان گرفتند، می روند به بهشتِ الله! این دفع افسد به فاسد است! اینترنت را فیلتر کنید! بعد، برای مردم یوزارسیف بسازید! خطبه های احمد خاتمی و علم الهدی را پخش کنید! به دختر مردم برای کشفِ حجاب، ٢۴ سال حبس بدهید تا بترسند!
آنها بخاطر مشکلات اقتصادی اینطوری شده اند! مشکلات اقتصادی حل شود، آنها مثل گوسفندی می شوند که به فرمان چوپان گوش می دهد! اسلام و مکتب شیعه-ی ١٢ امامی و تفکر امام راحل، حقیقت محض و اسلامِ ناب است و الله وعده داده که از دین اش محافظت می کند! فضل الهی با ماست! ناامید نشوید!
🔳 حضرت آقا! مردم آخوندها را در خیابان مسخره می کنند! از ما متنفر شده اند!
🔻 این تقصیر روشنفکرانِ غربزده است! به شریعتمداری بگو به آنها تهمت جاسوسی و ناموسی بزند تا ریشه-ی فتنه بخشکد! یکسری علوم انسانیِ اسلامی نیز بسازید که سخنان من و ولایت مطلقه-ی فقیه و غیب شدن امام زمان و عصمتِ کودک هشت ساله را با علم ثابت کند تا دکانِ روشنفکران تعطیل شود!
🔳 ای نایبِ امام زمان! رشدِ اقتصادی به آزادی و به تعامل با دنیا و به جذبِ توریست نیاز دارد! توریست ها اسکول نیستند تا بیایند در اینجا پول خرج کنند و با حجابِ اجباری، عذاب بکشند و یا برای خریدِ مشروب به قاچاقچی مراجعه کنند و مشروبِ مسموم بخورند و سقط شوند! شش میلیارد انسان در دنیا مشروب را حرام نمی دانند! آیا ما برای تفریح به کشوری می رویم که چایی ممنوع باشد؟ مردم خودمان در اولین فرصت، فرار می کنند و می روند، ما چطور نامسلمان ها را برای سیاحت جذب کنیم؟
🔻 کرسی شعر نگو! بروید مثل پیغمبر در شعب ابی طالب، روزه بگیرید و کار کنید و به خدا توکل کنید و اقتصاد را رشد دهید! شما به فضل خدا ایمان بیاورید و اراده کنید! الله خودش وعده داده که پیروزی با ماست!
🔳 آقای من! قربان فرزانگی شما بشوم! برخی به اصطلاح متفکرین می گویند که مردم با زمان پیغمبر فرق کرده اند! امروزه کلی تحصیلکرده داریم! مغزشان طوری شده که انتقاد می کنند! هر چه می گوییم، از ما دلیل می خواهند! کار حضرت رسول خیلی راحت بود! به یک عده عربِ بیابانی و بی سواد می گفت که هفت آسمان و هفت زمین وجود دارد و جهنم ۱۹ دربان دارد و جهان در شش روز خلق شده و شهاب سنگ ها در حالِ دفعِ شیاطینِ بوالفضول که جاسوسی می کنند هستند و آنها نیز باور می کردند و شک نمی کردند! اما اینک جامعه خیلی پیچیده شده!
🔻 گورووووپ! (صدای مغز طرف بر اثر اصابت عصای حضرتِ آقا)
تفکر انتقادی
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
🔳 حضرت آقا! می خواستم در موردِ مشکلاتِ موجودِ کشور از شما رهنمون هایِ داهیانه بگیرم! اگر امکان دارد بفرمایید علتِ مشکلات ما چیست؟
🔻 علت همه-ی مشکلات، پیروی نکردن از من است! من سخن الله را به مردم می گویم! مگر نشنیده ای قاضی القضات به آن دانشجو چه گفت؟ بقیه طاغوت اند؛ بقیه بد اند؛ فقط من خوب ام!
🔳 مردمی که شما را مستبد می دانند، چطور قانع شوند که باید از شما پیروی کنند؟
🔻 این اسم اش استبداد نیست! دموکراسی اسلامی است! بپذیرند شهروند درجه-ی دوم و سوم هستند و حجاب اجباری باید باشد و قدرت دست پیروانِ من باید باشد و بپذیرند حق ندارند در قدرت سیاسی وارد شوند، ولی باز از من پیروی کنند و دائم به من کمک کنند و برایم دعا کنند و بعد، اراده کنند و تولید ملی را رشد دهند و اشتغال ایجاد کنند!
🔳 چطور اراده کنند؟
🔻 خب! اراده کنند! یعنی چه که چطور اراده کنند؟!!!
🔳 سرمایه برای تولید و خرید و ورود تکنولوژی از کجا بیاورند؟ در کدام بازار تولیدات شان را بفروشند؟ پول شان را چطور وارد کشور کنند؟ چطور همه-ی صنایع را خودشان تولید کنند؟
🔻 اینها بهانه است! اراده کنند درست می شود! خواستن، توانستن است! من اراده کرده ام و می خواهم با اراده، یک تمدن ایجاد کنم! تولید ماشین و یخچال از تولید تمدن راحت تر نیست؟!!!
🔳 اسرائیل را چکار کنیم؟ آمریکا و غرب به ما ضربه می زنند! بخشی از مردم می گویند به ما چه ربطی دارد که هزینه-ی محو اسرائیل از روی کره-ی زمین را بدهیم؟
🔻 مردم غلط می کنند چنین نظری دارند! من ولی امر آنها هستم و به اذن الله، همه چیزشان دستِ من است! توکل به خدا کنید و به آمریکا پشت کنید و مقاومت کنید و بگذارید آنقدر فشارتان دهد تا خسته شود!
🔳 مشکلات فرهنگی را چکار کنیم؟ بخشی از مردم می گویند که یکسری خرافات و اباطیل و مهملات را سخن الله نمی بینند! در وجود امام زمان شک کرده اند! سبک زندگی شان تغییر کرده! آنها ماهواره و اینترنت دارند! با فرهنگ های دیگر آشنا شده اند! به سخنان ما گوش نمی دهند!
🔻 اینها تقصیرِ جنگ نرم و تهاجم فرهنگی و شبیخونِ فرهنگی و ناتویِ فرهنگی و ستونِ پنجمِ دشمن و نفوذی های دشمن است! آنها را پیدا کنید و به صورتِ فله ای تعطیل شان کنید! روی ماهواره ها پارازیت بیاندازید! مردم هم اگر به خاطرِ امواجِ پارازیت، سرطان گرفتند، می روند به بهشتِ الله! این دفع افسد به فاسد است! اینترنت را فیلتر کنید! بعد، برای مردم یوزارسیف بسازید! خطبه های احمد خاتمی و علم الهدی را پخش کنید! به دختر مردم برای کشفِ حجاب، ٢۴ سال حبس بدهید تا بترسند!
آنها بخاطر مشکلات اقتصادی اینطوری شده اند! مشکلات اقتصادی حل شود، آنها مثل گوسفندی می شوند که به فرمان چوپان گوش می دهد! اسلام و مکتب شیعه-ی ١٢ امامی و تفکر امام راحل، حقیقت محض و اسلامِ ناب است و الله وعده داده که از دین اش محافظت می کند! فضل الهی با ماست! ناامید نشوید!
🔳 حضرت آقا! مردم آخوندها را در خیابان مسخره می کنند! از ما متنفر شده اند!
🔻 این تقصیر روشنفکرانِ غربزده است! به شریعتمداری بگو به آنها تهمت جاسوسی و ناموسی بزند تا ریشه-ی فتنه بخشکد! یکسری علوم انسانیِ اسلامی نیز بسازید که سخنان من و ولایت مطلقه-ی فقیه و غیب شدن امام زمان و عصمتِ کودک هشت ساله را با علم ثابت کند تا دکانِ روشنفکران تعطیل شود!
🔳 ای نایبِ امام زمان! رشدِ اقتصادی به آزادی و به تعامل با دنیا و به جذبِ توریست نیاز دارد! توریست ها اسکول نیستند تا بیایند در اینجا پول خرج کنند و با حجابِ اجباری، عذاب بکشند و یا برای خریدِ مشروب به قاچاقچی مراجعه کنند و مشروبِ مسموم بخورند و سقط شوند! شش میلیارد انسان در دنیا مشروب را حرام نمی دانند! آیا ما برای تفریح به کشوری می رویم که چایی ممنوع باشد؟ مردم خودمان در اولین فرصت، فرار می کنند و می روند، ما چطور نامسلمان ها را برای سیاحت جذب کنیم؟
🔻 کرسی شعر نگو! بروید مثل پیغمبر در شعب ابی طالب، روزه بگیرید و کار کنید و به خدا توکل کنید و اقتصاد را رشد دهید! شما به فضل خدا ایمان بیاورید و اراده کنید! الله خودش وعده داده که پیروزی با ماست!
🔳 آقای من! قربان فرزانگی شما بشوم! برخی به اصطلاح متفکرین می گویند که مردم با زمان پیغمبر فرق کرده اند! امروزه کلی تحصیلکرده داریم! مغزشان طوری شده که انتقاد می کنند! هر چه می گوییم، از ما دلیل می خواهند! کار حضرت رسول خیلی راحت بود! به یک عده عربِ بیابانی و بی سواد می گفت که هفت آسمان و هفت زمین وجود دارد و جهنم ۱۹ دربان دارد و جهان در شش روز خلق شده و شهاب سنگ ها در حالِ دفعِ شیاطینِ بوالفضول که جاسوسی می کنند هستند و آنها نیز باور می کردند و شک نمی کردند! اما اینک جامعه خیلی پیچیده شده!
🔻 گورووووپ! (صدای مغز طرف بر اثر اصابت عصای حضرتِ آقا)
تفکر انتقادی
@rahenow 🗿👈
📚 ژنِ خوبِ الهی!
#علیرضاموثق
✍ کاویدنِ بنیان های استبدادِ دینی و نور-افشانی در تاریک-خانه هایِ تئوریکِ آن، به نظر می رسد از اهم اموری است که در زمانه و زمینه-ی ما، ارزش اندیشیدن دارد.
🔻حکومتِ ولایتِ مطلقه-ی فقیه، به بیانی روشن و ساده، در ذات اش، یک حکومتِ موروثی است؛ بدین ترتیب که:
حق حکومت، متعلق به الله است؛ در وهله-ی بعد، الله این حق را به رسول اش تفویض کرد و رسول اش نیز این حق را به امام اول و معصومِ شیعیان داد و بعد، حق حکومت، همینطور به شکلِ وراثتی و از طریقِ ژن هایِ خوبِ الهی، انتقال یافت تا به امام دوازدهم رسید و ایشان نیز بنا بر تدابیر الله غیب شد (البته در این میان، این ژنِ خوبِ الهی حتی به یک کودکِ هشت ساله نیز به ارث رسید)؛
سپس، چند تن از آخوندها که قبیله-ی آنها، ۱۴۰۰ سال در نوستالژیِ قدرت سیاسی، روضه می خواندند و خلفایِ اهلِ سنت را به خاطرِ سرقتِ حق حکومت و ارث پدر آسمانی شان (یعنی الله) نفرین می کردند؛ با یک کاسه-کلک-بازی و بالانسِ تئولوژیک و معجزه-ی تئوریک؛ این ژنِ خوبِ الهی را ناگهان پس از مدتی تعلیق در مجاریِ تاریکِ تاریخ، از آن امام غایب در ۱۲۰۰ سالِ قبل، به آخوندها در ۱۲۰۰ سال بعد، به ارث رساندند(!)
🔻 هرچند در این راستا لازم به ذکر است که آخوندها، قیوداتی در حکمرانی دارند؛
آنها حق ندارند به حکمِ نفس و عقلِ خودشان یا به علم و عقلِ کارشناسان تسلیم شوند؛ بلکه چون بردگانی متعبد، مکلف اند که آموزه ها و اوامر و نواهیِ الله را اجرا کنند؛ اما از بختِ بد متشرعینِ ساده-اندیش، آموزه ها و اوامر و نواهیِ الله نیز یکسری عرفیات و تاریخیات و عرضیات از آب درآمد که بشری و خطاناک و سیاقمند و تخته-بندِ عادات و آداب و معلومات و نفسانیات و مناسبات و فرهنگِ مرد-سالار و سلطانیِ عربِ بدوی و قبیله ای در عصرِ برده-داری بوده است.
از این رو روحانیون با باستان-شناسی در حالِ استخراج اجسادِ مردگان برای تدبیرِ امور زندگان با یک فاصله-ی زمانیِ ۱۴۰۰ ساله هستند و لذا به اقتفایِ تعطیلیِ عقل و اتکاء به نقل، هنوز نتوانسته اند پس از حدودِ نیم قرن زعامت و حکومت، حتی قانونِ لغوِ جوازِ سپوختنِ کودکان در قالبِ ازدواج را تصویب کنند!
🔻 گمان می کنم تا حدودی، یکی از اسبابِ بسیار مهمِ به فنا رفتنِ مملکت در عصرِ اینترنت و ماهواره و هوش مصنوعی روشن شده باشد!
سایر حکومت هایِ استبدادی و موروثی، چون غیر دینی اند، حداقل در این حد الزامی برایِ آتش زدن به عقل و عدلِ زمانه-ی ما ندارند؛ اما حکومتِ استبدادی از نوع دینی-اسلامی و از نوعِ ژنِ خوبِ الهی، چون ملزم به اجرایِ فرامینِ الله (یعنی سلطانِ مستبد و مذکرِ تاریخِ اسلام) است، با عقلانیت و عدالت در زمینه-ی تاریخیِ ما، تضادِ مضاعف دارد.
پایان
سوم دی ماه ۱۳۹۸
تفکر انتقادی
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍ کاویدنِ بنیان های استبدادِ دینی و نور-افشانی در تاریک-خانه هایِ تئوریکِ آن، به نظر می رسد از اهم اموری است که در زمانه و زمینه-ی ما، ارزش اندیشیدن دارد.
🔻حکومتِ ولایتِ مطلقه-ی فقیه، به بیانی روشن و ساده، در ذات اش، یک حکومتِ موروثی است؛ بدین ترتیب که:
حق حکومت، متعلق به الله است؛ در وهله-ی بعد، الله این حق را به رسول اش تفویض کرد و رسول اش نیز این حق را به امام اول و معصومِ شیعیان داد و بعد، حق حکومت، همینطور به شکلِ وراثتی و از طریقِ ژن هایِ خوبِ الهی، انتقال یافت تا به امام دوازدهم رسید و ایشان نیز بنا بر تدابیر الله غیب شد (البته در این میان، این ژنِ خوبِ الهی حتی به یک کودکِ هشت ساله نیز به ارث رسید)؛
سپس، چند تن از آخوندها که قبیله-ی آنها، ۱۴۰۰ سال در نوستالژیِ قدرت سیاسی، روضه می خواندند و خلفایِ اهلِ سنت را به خاطرِ سرقتِ حق حکومت و ارث پدر آسمانی شان (یعنی الله) نفرین می کردند؛ با یک کاسه-کلک-بازی و بالانسِ تئولوژیک و معجزه-ی تئوریک؛ این ژنِ خوبِ الهی را ناگهان پس از مدتی تعلیق در مجاریِ تاریکِ تاریخ، از آن امام غایب در ۱۲۰۰ سالِ قبل، به آخوندها در ۱۲۰۰ سال بعد، به ارث رساندند(!)
🔻 هرچند در این راستا لازم به ذکر است که آخوندها، قیوداتی در حکمرانی دارند؛
آنها حق ندارند به حکمِ نفس و عقلِ خودشان یا به علم و عقلِ کارشناسان تسلیم شوند؛ بلکه چون بردگانی متعبد، مکلف اند که آموزه ها و اوامر و نواهیِ الله را اجرا کنند؛ اما از بختِ بد متشرعینِ ساده-اندیش، آموزه ها و اوامر و نواهیِ الله نیز یکسری عرفیات و تاریخیات و عرضیات از آب درآمد که بشری و خطاناک و سیاقمند و تخته-بندِ عادات و آداب و معلومات و نفسانیات و مناسبات و فرهنگِ مرد-سالار و سلطانیِ عربِ بدوی و قبیله ای در عصرِ برده-داری بوده است.
از این رو روحانیون با باستان-شناسی در حالِ استخراج اجسادِ مردگان برای تدبیرِ امور زندگان با یک فاصله-ی زمانیِ ۱۴۰۰ ساله هستند و لذا به اقتفایِ تعطیلیِ عقل و اتکاء به نقل، هنوز نتوانسته اند پس از حدودِ نیم قرن زعامت و حکومت، حتی قانونِ لغوِ جوازِ سپوختنِ کودکان در قالبِ ازدواج را تصویب کنند!
🔻 گمان می کنم تا حدودی، یکی از اسبابِ بسیار مهمِ به فنا رفتنِ مملکت در عصرِ اینترنت و ماهواره و هوش مصنوعی روشن شده باشد!
سایر حکومت هایِ استبدادی و موروثی، چون غیر دینی اند، حداقل در این حد الزامی برایِ آتش زدن به عقل و عدلِ زمانه-ی ما ندارند؛ اما حکومتِ استبدادی از نوع دینی-اسلامی و از نوعِ ژنِ خوبِ الهی، چون ملزم به اجرایِ فرامینِ الله (یعنی سلطانِ مستبد و مذکرِ تاریخِ اسلام) است، با عقلانیت و عدالت در زمینه-ی تاریخیِ ما، تضادِ مضاعف دارد.
پایان
سوم دی ماه ۱۳۹۸
تفکر انتقادی
@rahenow 🗿👈
📚 ناصر سقای بی ریا (شاگرد مصباح یزدی دارای دکترا از تگزاس آمریکا):
آیت الله بهجت خواب دیدند آیت الله خامنه ای از منبر بالا می روند و رهبر می شوند. از ایشان نقل شده که ایشان این خواب را دیده و تعبیر به همین مسئله شد که ایشان رهبری را به عهده میگیرد و به تدریج در اثر توسل به حضرت ولیعصر رشد میکند و به نهایت میرسد. اگر دقت فرموده باشید، هیچ سخنرانی آیتالله خامنهای نیست؛ مگر آخرِ سخنرانی یادی از امام زمان میکنند. مقید به این هستند که توسل به امام زمان را داشته باشند.»
✍ نقد:
اولاً) میزانِ رشد سید علی خامنه ای و امثال او در مقامِ حاکم را من با شاخصِ تورم و کاهشِ سه هزار برابریِ ارزشِ پولِ ملی طیِ چهل سال و با شاخصِ میزانِ تبعیض و فقر و فساد در جامعه و گسترشِ نارضایتیِ عمومی می سنجم.
ثانیاً) در موردِ ارزیابی احمدی نژاد نیز ابتدا به خواب امام زمان توسل شد؛ اما مصباح یزدی بعداً اعلام کرد که احمدی نژاد سِحر شده؛ پس ظاهراً نیرویِ سِحر از نیرویِ امام زمان، قوی تر است و ممکن است اینبار نیز چنین شده باشد.
ثالیاً) سهم و نقشِ هدایت هایِ داهیانه-ی امام زمان در مشکلاتِ ما چیست؟
#علیرضاموثق
تفکر ا
@rahenow 🗿👈
آیت الله بهجت خواب دیدند آیت الله خامنه ای از منبر بالا می روند و رهبر می شوند. از ایشان نقل شده که ایشان این خواب را دیده و تعبیر به همین مسئله شد که ایشان رهبری را به عهده میگیرد و به تدریج در اثر توسل به حضرت ولیعصر رشد میکند و به نهایت میرسد. اگر دقت فرموده باشید، هیچ سخنرانی آیتالله خامنهای نیست؛ مگر آخرِ سخنرانی یادی از امام زمان میکنند. مقید به این هستند که توسل به امام زمان را داشته باشند.»
✍ نقد:
اولاً) میزانِ رشد سید علی خامنه ای و امثال او در مقامِ حاکم را من با شاخصِ تورم و کاهشِ سه هزار برابریِ ارزشِ پولِ ملی طیِ چهل سال و با شاخصِ میزانِ تبعیض و فقر و فساد در جامعه و گسترشِ نارضایتیِ عمومی می سنجم.
ثانیاً) در موردِ ارزیابی احمدی نژاد نیز ابتدا به خواب امام زمان توسل شد؛ اما مصباح یزدی بعداً اعلام کرد که احمدی نژاد سِحر شده؛ پس ظاهراً نیرویِ سِحر از نیرویِ امام زمان، قوی تر است و ممکن است اینبار نیز چنین شده باشد.
ثالیاً) سهم و نقشِ هدایت هایِ داهیانه-ی امام زمان در مشکلاتِ ما چیست؟
#علیرضاموثق
تفکر ا
@rahenow 🗿👈
📚 چند نفر در حمله-ی موشکیِ سپاه کشته شدند؟ دروغگو کیست؟ ایران یا آمریکا؟
#علیرضاموثق
✍ دروغگویی، یک فعل طبیعی است؛ مثل آب خوردن و راه رفتن؛ دروغگویی یعنی «اِخبارِ خلافِ واقع از رویِ علم و عمد»؛
برای مثال اگر ما شاهدِ یک قتل توسطِ شخصِ الف باشیم و برخلافِ واقع، بگوییم شخص جیم مرتکبِ قتل شده است، دروغ گفته ایم؛
اما کمتر معلمِ اخلاقی گفته است که دروغگویی در هر زمان و مکان و موقعیتی مذموم است؛ مگر امثالِ کانت که مدعی هستند: «تو راست اش را بگو، ولو به خاطر راست گوییِ تو، کائنات نابود شود»؛
برای مثال فرض کنید که یک قاتل، به دنبالِ قتلِ فرزندِ ماست و او را جستجو می کند تا به قتل برساند و ما نیز به دلیل بیماری، توانِ فیزیکیِ دفاع و مقابله با قاتل و امکانِ اطلاع رسانی به پلیس و کمک گرفتن از دیگران را نداریم و فرزند ما نیز در جایی مخفی شده است؛ بعد، آن شخصِ قاتل محلِ اختفای فرزند ما را می پرسد و ماهم به توصیه-ی کانت عمل می کنیم و با راستگویی، محلِ اختفایِ فرزندمان را لو می دهیم(!)
روشن است که عقل سلیم و شهود اخلاقیِ ما چنین صداقت و راستگویی را ممدوح و مطلوب نمی بیند.
از طرفی، اخلاق با موقعیت و مقامی که فعلی را انجام می دهیم مرتبط است؛ اخلاق به یک بیان، «ادبِ مقام» است؛ صلح، ادب خود را دارد و جنگ نیز ادب خود را دارد؛
دروغگویی و فریبکاری و استراقِ سمع و حتی قتل، در خلالِ جنگ، حکمی غیر از زمان صلح دارد؛ فریب دادنِ دشمن در میدانِ جنگ با ارائه-ی اطلاعاتِ خلافِ واقع، مذموم نیست؛ بلکه فضیلت و هنر جنگ است.
🔻 از طرفی، هر دو طرف (یعنی هم مسئولینِ آمریکایی و هم مسئولینِ ایرانی)، سابقه-ی دروغگویی، حتی در امور روشن و غیر ضروری را دارند (هر چند انصافاً ترامپ رکورد دارد و نام اش در گینس باید ثبت شود)؛
اما صرفنظر از کمیت و کیفیتِ دروغگویی هایِ ترامپ، مسئولین ما نیز کم خالی-بندی نمی کنند و حتی آنقدر شعور ندارند که بفهمند، برای مثال وقتی در شورش آبان ماه، آتش زدنِ حدود هزار بانک و مرکز دولتی در ده ها شهر و در این وسعت و یا کشته و زخمی شدنِ صدها نفر در این ماجرا را تماماً به نیروهایِ نفوذیِ خارجی ربط می دهند، مردم می پرسند که «یعنی بدین ترتیب آیا نقشِ نهادهایِ امنیتی پس از چهل سال، نقشِ هویج است؟!!!»
🔻 با این مقدمه، در خصوصِ ادعای آمریکا مبنی بر کشته نشدنِ حتی یک نفر در حمله-ی موشکیِ سپاه و در مقابل، ادعایِ طرفِ ایرانی مبنی بر کشته شدنِ ده ها نفر، صرفنظر از حسن و قبحِ اخلاقیِ دروغگویی در این مقام و تلاشِ طرفین برای حداکثرِ بهره-برداریِ داخلی و خارجی از این چلنج، نکته-ی مهمی که احتمالِ صدقِ ادعایِ حکومتِ ایران را تضعیف می کند، این است که چطور در زمان آماده باشِ کامل و اطلاع از حمله، آمریکایی ها تدبیری برای مخفی شدن در پناه-گاه و دفعِ خطرِ مرگ، اتخاذ نکرده بودند؟!
واقعاً چطور یک عده پخمه و اسکول در آمریکا، به چنین سطحی از توسعه-ی علمی و صنعتی و اقتصادی و نظامی رسیده و یک ابر-قدرتِ جهانی شده اند؟!
پایان
بیستم دی ماه ١٣٩٨
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍ دروغگویی، یک فعل طبیعی است؛ مثل آب خوردن و راه رفتن؛ دروغگویی یعنی «اِخبارِ خلافِ واقع از رویِ علم و عمد»؛
برای مثال اگر ما شاهدِ یک قتل توسطِ شخصِ الف باشیم و برخلافِ واقع، بگوییم شخص جیم مرتکبِ قتل شده است، دروغ گفته ایم؛
اما کمتر معلمِ اخلاقی گفته است که دروغگویی در هر زمان و مکان و موقعیتی مذموم است؛ مگر امثالِ کانت که مدعی هستند: «تو راست اش را بگو، ولو به خاطر راست گوییِ تو، کائنات نابود شود»؛
برای مثال فرض کنید که یک قاتل، به دنبالِ قتلِ فرزندِ ماست و او را جستجو می کند تا به قتل برساند و ما نیز به دلیل بیماری، توانِ فیزیکیِ دفاع و مقابله با قاتل و امکانِ اطلاع رسانی به پلیس و کمک گرفتن از دیگران را نداریم و فرزند ما نیز در جایی مخفی شده است؛ بعد، آن شخصِ قاتل محلِ اختفای فرزند ما را می پرسد و ماهم به توصیه-ی کانت عمل می کنیم و با راستگویی، محلِ اختفایِ فرزندمان را لو می دهیم(!)
روشن است که عقل سلیم و شهود اخلاقیِ ما چنین صداقت و راستگویی را ممدوح و مطلوب نمی بیند.
از طرفی، اخلاق با موقعیت و مقامی که فعلی را انجام می دهیم مرتبط است؛ اخلاق به یک بیان، «ادبِ مقام» است؛ صلح، ادب خود را دارد و جنگ نیز ادب خود را دارد؛
دروغگویی و فریبکاری و استراقِ سمع و حتی قتل، در خلالِ جنگ، حکمی غیر از زمان صلح دارد؛ فریب دادنِ دشمن در میدانِ جنگ با ارائه-ی اطلاعاتِ خلافِ واقع، مذموم نیست؛ بلکه فضیلت و هنر جنگ است.
🔻 از طرفی، هر دو طرف (یعنی هم مسئولینِ آمریکایی و هم مسئولینِ ایرانی)، سابقه-ی دروغگویی، حتی در امور روشن و غیر ضروری را دارند (هر چند انصافاً ترامپ رکورد دارد و نام اش در گینس باید ثبت شود)؛
اما صرفنظر از کمیت و کیفیتِ دروغگویی هایِ ترامپ، مسئولین ما نیز کم خالی-بندی نمی کنند و حتی آنقدر شعور ندارند که بفهمند، برای مثال وقتی در شورش آبان ماه، آتش زدنِ حدود هزار بانک و مرکز دولتی در ده ها شهر و در این وسعت و یا کشته و زخمی شدنِ صدها نفر در این ماجرا را تماماً به نیروهایِ نفوذیِ خارجی ربط می دهند، مردم می پرسند که «یعنی بدین ترتیب آیا نقشِ نهادهایِ امنیتی پس از چهل سال، نقشِ هویج است؟!!!»
🔻 با این مقدمه، در خصوصِ ادعای آمریکا مبنی بر کشته نشدنِ حتی یک نفر در حمله-ی موشکیِ سپاه و در مقابل، ادعایِ طرفِ ایرانی مبنی بر کشته شدنِ ده ها نفر، صرفنظر از حسن و قبحِ اخلاقیِ دروغگویی در این مقام و تلاشِ طرفین برای حداکثرِ بهره-برداریِ داخلی و خارجی از این چلنج، نکته-ی مهمی که احتمالِ صدقِ ادعایِ حکومتِ ایران را تضعیف می کند، این است که چطور در زمان آماده باشِ کامل و اطلاع از حمله، آمریکایی ها تدبیری برای مخفی شدن در پناه-گاه و دفعِ خطرِ مرگ، اتخاذ نکرده بودند؟!
واقعاً چطور یک عده پخمه و اسکول در آمریکا، به چنین سطحی از توسعه-ی علمی و صنعتی و اقتصادی و نظامی رسیده و یک ابر-قدرتِ جهانی شده اند؟!
پایان
بیستم دی ماه ١٣٩٨
@rahenow 🗿👈
📚 ظاهراً الله ترامپ را بیشتر دوست دارد!
#علیرضاموثق
✍ آخوندهایِ ما به جهتِ توهم و خود-شیفتگی و فرهنگِ سلطانی و روحِ توتالیتر و شباهت با چهره و شخصیتِ الله، نه تنها قدرتِ سیاسی را منحصر به خویش و ارثِ پدرِ آسمانیِ خویش می دانند، بلکه خرافات را نیز انحصاری و ملکِ طلقِ خویش تلقی می کنند(!)
سقوطِ هواپیمایِ مسافربریِ اوکراینی در تهران، درست ساعاتی پس از حمله-ی موشکیِ سپاه به آمریکا، (در فرضی که به خاطرِ نقصِ فنی یا خطایِ پدافندِ هواییِ ایران باشد و به نحوی از انحاء، کارِ طرفِ آمریکایی نباشد)، همچون یک معجزه و امدادِ غیبی و همچون تیر غیب، به نفعِ آمریکا از آسمان فرود آمد و یک پاسِ گل از طرفِ الله بود به طرفِ آمریکایی، تا با بازیِ حرفه ایِ خویش، گل بزنند و عمومِ رسانه ها به این حادثه مشغول شوند و برایِ جنگ روانی و مخدوش کردنِ چهره-ی جمهوری اسلامی در افکار عمومی، به بهترین نحو از آن بهره ببرند.
تفکر_انتقادی
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍ آخوندهایِ ما به جهتِ توهم و خود-شیفتگی و فرهنگِ سلطانی و روحِ توتالیتر و شباهت با چهره و شخصیتِ الله، نه تنها قدرتِ سیاسی را منحصر به خویش و ارثِ پدرِ آسمانیِ خویش می دانند، بلکه خرافات را نیز انحصاری و ملکِ طلقِ خویش تلقی می کنند(!)
سقوطِ هواپیمایِ مسافربریِ اوکراینی در تهران، درست ساعاتی پس از حمله-ی موشکیِ سپاه به آمریکا، (در فرضی که به خاطرِ نقصِ فنی یا خطایِ پدافندِ هواییِ ایران باشد و به نحوی از انحاء، کارِ طرفِ آمریکایی نباشد)، همچون یک معجزه و امدادِ غیبی و همچون تیر غیب، به نفعِ آمریکا از آسمان فرود آمد و یک پاسِ گل از طرفِ الله بود به طرفِ آمریکایی، تا با بازیِ حرفه ایِ خویش، گل بزنند و عمومِ رسانه ها به این حادثه مشغول شوند و برایِ جنگ روانی و مخدوش کردنِ چهره-ی جمهوری اسلامی در افکار عمومی، به بهترین نحو از آن بهره ببرند.
تفکر_انتقادی
@rahenow 🗿👈
📚 بی کفایتی تا کجا؟
#علیرضاموثق
✍ این آخوندهایِ روضه-خوان و بی کار و مفت-خور، هیچ تخصص و هنر و سواد و شغلی نداشتند، جز《حرف زدن و شعار دادن》؛ برای مثال می رفتند بالای منبر و مقداری در موردِ عدالتِ فلان امام و شجاعت و صداقتِ بهمان امام سخنرانی می کردند و پولی می گرفتند و می رفتند.
این تکرارِ سخنانِ خوب (مثل سخن گفتن از عدالت)، کم کم این توهم را برایشان ایجاد کرد که هم خودشان خوب و عادل اند و هم می توانند آن شعارها و لفاظی ها راجع به مقولات و مفاهیمِ خوب را محقق کنند؛
مغالطه-ی آخوندها بدین شکل بود:
فلان امام ما خوب است=من او را دوست دارم و پیرو او هستم=پس من نیز خوب هستم=پس من می توانم خوبی را در مقامِ عمل محقق کنم(!)
اما اینک پس از چهل سال، بی لیاقتی و بی کفایتی و ناکارآمدیِ این حکومتِ آخوندی، در هر حوزه ای نمایان است؛ از اقتصاد و بانکداری تا محیط زیست و نابودیِ جنگل ها و منابعِ آب زیرزمینی و آلودگیِ هوا؛
بی لیاقتی و بی کفایتی و ناکارآمدیِ این حکومتِ منگول و آخوندی، به شکلِ نمادین، در تشییعِ جنازه-ی قاسم سلیمانی و در مرگِ حدودِ شصت نفر در زیرِ دست و پا جلوه دارد؛
حالا کسی نیست که به این فرعون و امپریالیسمِ کوچولو (در مقابلِ آمریکا و امپریالیسمِ بزرگ) بگوید که به تو چه ربطی دارد بیرون کردنِ آمریکا از منطقه و از دیگر کشورها؟ تو اول الفبایِ کشورت را مدیریت کن الدنگِ بی قواره، بعد، از این شکرهای زیادی بخور!
این حکومت، بدون مراقبتِ لازم در طولِ مبارزه با هیولا، آنقدر به هیولا خیره شد، تا شبیه به هیولا شد! وقتی به مغاکی خیره می شوی، آن مغاک نیز به تو خیره می شود (نیچه).
این حکومت امروزه شبیه به تمامِ چیزهایِ زشتی شده که در قبل از انقلاب ۵۷ به آن اعتراض می کرد؛
تبعیض و ظلم در تمام ارکان و در ذات اش رسوخ دارد؛ حتی در مراسمِ تدفینِ میت نیز تبعیض قائل می شود و اجازه نمی دهد تا مخالفان اش نیز یک مراسمِ فراگیر برای تشییعِ جنازه-ی کشته شدگان در آبانِ سیاه برگزار کنند.
با دروغگویی و پنهان-کاری در اشتباهِ فاجعه-بارِ سپاه و حمله به یک هواپیمایِ مسافربری، می خواستند خبرِ حضورِ بخشی از مردم در مراسمِ کفن و دفنِ قاسم سلیمانی، تحت الشعاع قرار نگیرد و به بهره-برداریِ سیاسیِ آنها آسیب نرسد (یعنی به بهره-برداریِ سیاسی و جناحی حتی از خونِ یک سرباز). خدا می داند که اگر تابعیت و یا ملیتِ تمامِ کشته-شدگان و نیز مالکیتِ هواپیما، ارتباطی با خارج از کشور نداشت و فشار بین المللی نبود، آیا بالاخره حقیقت را می گفتند یا خیر(؟!) و...
پایان
بیست و یکم دی ماه ۱۳۹۸
تفکر_انتقادی
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍ این آخوندهایِ روضه-خوان و بی کار و مفت-خور، هیچ تخصص و هنر و سواد و شغلی نداشتند، جز《حرف زدن و شعار دادن》؛ برای مثال می رفتند بالای منبر و مقداری در موردِ عدالتِ فلان امام و شجاعت و صداقتِ بهمان امام سخنرانی می کردند و پولی می گرفتند و می رفتند.
این تکرارِ سخنانِ خوب (مثل سخن گفتن از عدالت)، کم کم این توهم را برایشان ایجاد کرد که هم خودشان خوب و عادل اند و هم می توانند آن شعارها و لفاظی ها راجع به مقولات و مفاهیمِ خوب را محقق کنند؛
مغالطه-ی آخوندها بدین شکل بود:
فلان امام ما خوب است=من او را دوست دارم و پیرو او هستم=پس من نیز خوب هستم=پس من می توانم خوبی را در مقامِ عمل محقق کنم(!)
اما اینک پس از چهل سال، بی لیاقتی و بی کفایتی و ناکارآمدیِ این حکومتِ آخوندی، در هر حوزه ای نمایان است؛ از اقتصاد و بانکداری تا محیط زیست و نابودیِ جنگل ها و منابعِ آب زیرزمینی و آلودگیِ هوا؛
بی لیاقتی و بی کفایتی و ناکارآمدیِ این حکومتِ منگول و آخوندی، به شکلِ نمادین، در تشییعِ جنازه-ی قاسم سلیمانی و در مرگِ حدودِ شصت نفر در زیرِ دست و پا جلوه دارد؛
حالا کسی نیست که به این فرعون و امپریالیسمِ کوچولو (در مقابلِ آمریکا و امپریالیسمِ بزرگ) بگوید که به تو چه ربطی دارد بیرون کردنِ آمریکا از منطقه و از دیگر کشورها؟ تو اول الفبایِ کشورت را مدیریت کن الدنگِ بی قواره، بعد، از این شکرهای زیادی بخور!
این حکومت، بدون مراقبتِ لازم در طولِ مبارزه با هیولا، آنقدر به هیولا خیره شد، تا شبیه به هیولا شد! وقتی به مغاکی خیره می شوی، آن مغاک نیز به تو خیره می شود (نیچه).
این حکومت امروزه شبیه به تمامِ چیزهایِ زشتی شده که در قبل از انقلاب ۵۷ به آن اعتراض می کرد؛
تبعیض و ظلم در تمام ارکان و در ذات اش رسوخ دارد؛ حتی در مراسمِ تدفینِ میت نیز تبعیض قائل می شود و اجازه نمی دهد تا مخالفان اش نیز یک مراسمِ فراگیر برای تشییعِ جنازه-ی کشته شدگان در آبانِ سیاه برگزار کنند.
با دروغگویی و پنهان-کاری در اشتباهِ فاجعه-بارِ سپاه و حمله به یک هواپیمایِ مسافربری، می خواستند خبرِ حضورِ بخشی از مردم در مراسمِ کفن و دفنِ قاسم سلیمانی، تحت الشعاع قرار نگیرد و به بهره-برداریِ سیاسیِ آنها آسیب نرسد (یعنی به بهره-برداریِ سیاسی و جناحی حتی از خونِ یک سرباز). خدا می داند که اگر تابعیت و یا ملیتِ تمامِ کشته-شدگان و نیز مالکیتِ هواپیما، ارتباطی با خارج از کشور نداشت و فشار بین المللی نبود، آیا بالاخره حقیقت را می گفتند یا خیر(؟!) و...
پایان
بیست و یکم دی ماه ۱۳۹۸
تفکر_انتقادی
@rahenow 🗿👈
📚 ای الله! خودت ما را از دست نماینده ات نجات بده!
#علیرضاموثق
1⃣ سید علی خامنه ای در خطبه هایِ نماز جمعه-ی امروزِ تهران گفت:《مراسم تشییعِ جنازه-ی قاسم سلیمانی و حمله-ی موشکی به پایگاه عین الاسد، یوم الله است و دست الله در حضور مردم در تشییع جنازه-ی قاسم سلیمانی ظهور یافت؛ پس، این نشان می دهد الله با ماست و ما در این راه قطعاً پیروز می شویم》(!)
حال، در رابطه با این بخش از سخنانِ ایشان لازم به ذکر است که فرض کنیم خامنه ای به دلایلی پیروز شود، اما مناقشه در این است که چطور ایشان آن مقدمه را احراز کرد و بعد، از آن مقدمه به نتیجه-ی مذکور رسید؟
کشته شدنِ حدود شصت نفر در زیر دست و پا و در مراسمِ تشییعِ جنازه و یا سقوطِ هواپیمایِ مسافربریِ اوکراینی، از شواهدِ یوم الله بودنِ این ایام است(؟!)
آیا اگر ترامپ ترور شود، طرفداران اش همچون سیل به خیابان هایِ آمریکا نمی ریزند؟ آیا در مراسم تشییعِ جنازه-ی استالین، قیامت نشد؟
عمومِ مردمِ جهان، وقتی سربازی که در میانِ اقدامات اش، از مرزهایِ کشورشان نیز دفاعِ جانانه کرده، ترور می شود، متأثر می شوند و به مراسم تشییع جنازه اش هجوم می آورند.
من نیز که منتقد و مخالفِ الله و اسلام و قرآن و شیعه-گری و ولایت مطلقه-ی فقیه و استبداد دینی هستم نیز از ترور قاسم سلیمانی متاثر شدم و بارها اشک ریختم؛ اما نکته این است که خامنه ای چطور وقتی کار به ایران رسید، دستِ الله را دید؟ استدلال اش چیست؟
از طرفِ دیگر بر فرضِ احرازِ ظهورِ دستِ الله در تشییعِ جنازه-ی قاسم سلیمانی، شاید اراده-ی الله این است که ما همین راه (یعنی سرکوب و استبداد-ورزی در داخل و بعد، از همه-ی جهان، دشمن تر بودن با آمریکا) را ادامه دهیم و از جیبِ مردمِ مستضعفِ داخلی برایِ نابودیِ اسرائیل هزینه کنیم و برای مبارزه با ظلمِ آمریکا در منطقه، بار تمام مسلمانان و ساکنانِ منطقه را به تنهایی از جیبِ مردم ایران بر دوش بکشیم و مآلاً شکست بخوریم و با تورم های نجومی ارزشِ پولِ ملی را سه هزار برابر کاهش دهیم و شصت میلیون ایرانی را محتاجِ صدقه کنیم و در انتها آینه-ی عبرت برای بقیه-ی بندگان خدا شویم! ایشان چطور اراده و نیت و قصد و هدفِ الله را کشف کرد؟
2⃣ خامنه ای گفت، حقیقت (یعنی ذاتِ) مردمی که در مراسمِ تشییعِ جنازه-ی قاسم سلیمانی شرکت کردند را می توان از این عملِ آن مردم فهمید؛ ایشان پیش از این نیز در یک سخنرانی، ذات تمدن غرب را وحشی نامید.
در اینجا پرسش این است که اگر انسان ها و تمدن ها ذات دارند و ذاتِ《دیگری ها》وحشی و ذاتِ《خودی ها》الهی و انسانی و اخلاقی و عادلانه است؛ پس ریشه-ی این حجم از خشونت و توحش و جنگ در بین مسلمانان در این ۱۴۰۰ سال و قبل از خلقتِ آمریکا و اسرائیل و غربِ جدید چیست؟ چرا دادگستری هایِ سوئیس به خاطرِ فقدانِ منازعه و حق-کشی در بینِ مردمِ سوئیس در شرف تعطیلی است؛ اما ما با این مردمِ به قول شما غیر وحشی و گل و بلبل و شهید پرور، سالانه حدود ۱۵ میلیون ثبتِ پرونده-ی قضایی داریم؟!
3⃣ هیچ عاقلی غرب را کمیته-ی امداد و نهاد خیریه نمی بیند و قطعاً اگر بتوانند، آش را در کشور ما با دیگ و اجاقِ زیرش می برند و لذا برایِ حفظِ منافع ملی باید قوی شد و قطعاً نیرو و تجهیزاتِ نظامی از عناصر قدرت است و قطعاً باید با داعش مبارزه می شد؛ اما نکته در این است که خامنه ای با کاسه-کلک-بازی و مغالطه، محلِ مناقشه و نقد را جابجا می کند و به نقشِ سرکوب و استبدادِ داخلی در کاهشِ قدرت ملی توجه ندارد و متوجه نیست که آن اشخاصی که عکس قاسم سلیمانی را پاره می کنند، از چه خشمگین اند و به نحو نمادین به چه اعتراض می کنند.
خامنه ای متوجه نیست که با استبداد دینی و حجاب اجباری و سرکوب و تحقیرِ بخشِ مدرنِ جامعه چه آسیبی به قدرت و اقتصاد و منافعِ ملی می زند.
خامنه ای از اهمیتِ مشارکتِ گسترده-ی مردم در انتخابات سخن گفت؛ اما به نقشِ خودش و منصوبین اش در شورای نگهبان و به نقشِ عقبه اش و گشتِ گشتاپویِ ارشادش در ناامید کردن و دفعِ بخشِ مهمی از جامعه توجه نداشت و مثل همیشه، خودش را با الله و محمد بن عبدالله و امامان شیعه هم-ذات پنداری کرد و آیاتی از قرآن که حسبِ ادعا خطاب به پیغمبر است را خطاب به خودش خواند و مجدداً مثل الله همه-ی خوبی ها را از خودش و بدی ها را از دیگران دید و حتی تمام مشکلاتِ جهان اسلام را به غربی ها چسباند(!) گویا اگر خر نباشد، خر-سوار پیدا می شود تا داعش درست کند و مسلمانان را به جانِ یکدیگر بیاندازد(!) و گویا اختلافاتِ خشونت-آمیز، بینِ مسلمین طیِ ۱۴۰۰ سال و قبل از خلقتِ آمریکا و اسرائیل و غرب جدید، وجود نداشته است(!) و گویا یک زمان همین مسلمین نبودند که به غربی ها و به اسپانیا برای غارت و غنیمت و طلا و کنیز حمله کردند(!) و...
🔻 الله خودش کمک کند تا از دستِ نماینده اش دق نکنیم!
پایان
بیست و هفتم دی ماه ۱۳۹۸
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
1⃣ سید علی خامنه ای در خطبه هایِ نماز جمعه-ی امروزِ تهران گفت:《مراسم تشییعِ جنازه-ی قاسم سلیمانی و حمله-ی موشکی به پایگاه عین الاسد، یوم الله است و دست الله در حضور مردم در تشییع جنازه-ی قاسم سلیمانی ظهور یافت؛ پس، این نشان می دهد الله با ماست و ما در این راه قطعاً پیروز می شویم》(!)
حال، در رابطه با این بخش از سخنانِ ایشان لازم به ذکر است که فرض کنیم خامنه ای به دلایلی پیروز شود، اما مناقشه در این است که چطور ایشان آن مقدمه را احراز کرد و بعد، از آن مقدمه به نتیجه-ی مذکور رسید؟
کشته شدنِ حدود شصت نفر در زیر دست و پا و در مراسمِ تشییعِ جنازه و یا سقوطِ هواپیمایِ مسافربریِ اوکراینی، از شواهدِ یوم الله بودنِ این ایام است(؟!)
آیا اگر ترامپ ترور شود، طرفداران اش همچون سیل به خیابان هایِ آمریکا نمی ریزند؟ آیا در مراسم تشییعِ جنازه-ی استالین، قیامت نشد؟
عمومِ مردمِ جهان، وقتی سربازی که در میانِ اقدامات اش، از مرزهایِ کشورشان نیز دفاعِ جانانه کرده، ترور می شود، متأثر می شوند و به مراسم تشییع جنازه اش هجوم می آورند.
من نیز که منتقد و مخالفِ الله و اسلام و قرآن و شیعه-گری و ولایت مطلقه-ی فقیه و استبداد دینی هستم نیز از ترور قاسم سلیمانی متاثر شدم و بارها اشک ریختم؛ اما نکته این است که خامنه ای چطور وقتی کار به ایران رسید، دستِ الله را دید؟ استدلال اش چیست؟
از طرفِ دیگر بر فرضِ احرازِ ظهورِ دستِ الله در تشییعِ جنازه-ی قاسم سلیمانی، شاید اراده-ی الله این است که ما همین راه (یعنی سرکوب و استبداد-ورزی در داخل و بعد، از همه-ی جهان، دشمن تر بودن با آمریکا) را ادامه دهیم و از جیبِ مردمِ مستضعفِ داخلی برایِ نابودیِ اسرائیل هزینه کنیم و برای مبارزه با ظلمِ آمریکا در منطقه، بار تمام مسلمانان و ساکنانِ منطقه را به تنهایی از جیبِ مردم ایران بر دوش بکشیم و مآلاً شکست بخوریم و با تورم های نجومی ارزشِ پولِ ملی را سه هزار برابر کاهش دهیم و شصت میلیون ایرانی را محتاجِ صدقه کنیم و در انتها آینه-ی عبرت برای بقیه-ی بندگان خدا شویم! ایشان چطور اراده و نیت و قصد و هدفِ الله را کشف کرد؟
2⃣ خامنه ای گفت، حقیقت (یعنی ذاتِ) مردمی که در مراسمِ تشییعِ جنازه-ی قاسم سلیمانی شرکت کردند را می توان از این عملِ آن مردم فهمید؛ ایشان پیش از این نیز در یک سخنرانی، ذات تمدن غرب را وحشی نامید.
در اینجا پرسش این است که اگر انسان ها و تمدن ها ذات دارند و ذاتِ《دیگری ها》وحشی و ذاتِ《خودی ها》الهی و انسانی و اخلاقی و عادلانه است؛ پس ریشه-ی این حجم از خشونت و توحش و جنگ در بین مسلمانان در این ۱۴۰۰ سال و قبل از خلقتِ آمریکا و اسرائیل و غربِ جدید چیست؟ چرا دادگستری هایِ سوئیس به خاطرِ فقدانِ منازعه و حق-کشی در بینِ مردمِ سوئیس در شرف تعطیلی است؛ اما ما با این مردمِ به قول شما غیر وحشی و گل و بلبل و شهید پرور، سالانه حدود ۱۵ میلیون ثبتِ پرونده-ی قضایی داریم؟!
3⃣ هیچ عاقلی غرب را کمیته-ی امداد و نهاد خیریه نمی بیند و قطعاً اگر بتوانند، آش را در کشور ما با دیگ و اجاقِ زیرش می برند و لذا برایِ حفظِ منافع ملی باید قوی شد و قطعاً نیرو و تجهیزاتِ نظامی از عناصر قدرت است و قطعاً باید با داعش مبارزه می شد؛ اما نکته در این است که خامنه ای با کاسه-کلک-بازی و مغالطه، محلِ مناقشه و نقد را جابجا می کند و به نقشِ سرکوب و استبدادِ داخلی در کاهشِ قدرت ملی توجه ندارد و متوجه نیست که آن اشخاصی که عکس قاسم سلیمانی را پاره می کنند، از چه خشمگین اند و به نحو نمادین به چه اعتراض می کنند.
خامنه ای متوجه نیست که با استبداد دینی و حجاب اجباری و سرکوب و تحقیرِ بخشِ مدرنِ جامعه چه آسیبی به قدرت و اقتصاد و منافعِ ملی می زند.
خامنه ای از اهمیتِ مشارکتِ گسترده-ی مردم در انتخابات سخن گفت؛ اما به نقشِ خودش و منصوبین اش در شورای نگهبان و به نقشِ عقبه اش و گشتِ گشتاپویِ ارشادش در ناامید کردن و دفعِ بخشِ مهمی از جامعه توجه نداشت و مثل همیشه، خودش را با الله و محمد بن عبدالله و امامان شیعه هم-ذات پنداری کرد و آیاتی از قرآن که حسبِ ادعا خطاب به پیغمبر است را خطاب به خودش خواند و مجدداً مثل الله همه-ی خوبی ها را از خودش و بدی ها را از دیگران دید و حتی تمام مشکلاتِ جهان اسلام را به غربی ها چسباند(!) گویا اگر خر نباشد، خر-سوار پیدا می شود تا داعش درست کند و مسلمانان را به جانِ یکدیگر بیاندازد(!) و گویا اختلافاتِ خشونت-آمیز، بینِ مسلمین طیِ ۱۴۰۰ سال و قبل از خلقتِ آمریکا و اسرائیل و غرب جدید، وجود نداشته است(!) و گویا یک زمان همین مسلمین نبودند که به غربی ها و به اسپانیا برای غارت و غنیمت و طلا و کنیز حمله کردند(!) و...
🔻 الله خودش کمک کند تا از دستِ نماینده اش دق نکنیم!
پایان
بیست و هفتم دی ماه ۱۳۹۸
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
📚 خلطِ مقامِ《فرمانده-ی نظامی-پادگانی》با《رهبریِ تمدنی》
#علیرضاموثق
✍ خامنه ای قطعاً مریدانی نظامی و امنیتی و مذهبی چون قاسمِ سلیمانی دارد که او را نایبِ امام زمان و قرآنِ ناطق می بینند و برایش جان می دهند.
بقیه-ی فرماندهانِ نظامی در جهان نیز سربازان شان را با توسل به اصنافِ روش ها و ارزش ها بسیج می کنند و در جبهه-ی جنگ به رشادت می کشانند؛ یک نمونه-ی بارز اش حماسه-ی روس هایِ کافر در حماسه-ی استالینگراد در نبرد با هیتلر.
اما مهمترین نقصِ سید علی خامنه ای این است که امر بر او مشتبه شده که با فقه صفوی و با مصباح یزدی و حسن رحیم پور ازغدی و پناهیان و چند مداحِ هفت-تیر کش و مآلاً با استخدامِ چند افسرِ جنگِ نرم و مهندسی فرهنگی و با یک مشت بسیجیِ آتش به اختیار، می تواند دلِ عمومِ عاقلان و آزادگانِ جهان را برباید و تمدن بسازد(!) گویا فرهنگ و تمدن، مسجد است که یک نقشه-ی پیشینی بکشیم و اراده کنیم و یک یاعلی بگوییم و چند عمله و بنا استخدام کنیم و آن را بسازیم(!)
حد توهم و تفرعن (که اشتباهاً آن را اعتماد به نفس می نامد) در این شخص چنان است که به جایِ اینکه از فقهی که آداب برده-داری را از زبانِ خدا تقریر می کند و شلاق و سنگسار و قطع دست و پا و جوازِ ازدواج با دختربچه و ارث و دیه-ی نابرابر بین زن و مرد و نابرابریِ حقوقی بینِ کافر و مسلمان دارد و به جایِ اینکه از یقین به یک خرافه و مدعایِ بلادلیل به نام غیب شدن فلان شخص و در کودکی معصوم و امام شدنِ بهمان شخص، از تفکر و عقلانیت و از عقلایِ عالم خجالت بکشد، برایِ متفکرین غربی کُری می خواند و به مسئولینی چون محمد خاتمی می گوید که حرف هایِ آنها را تکرار نکنید و به منابعِ اسلامی تکیه کنید(!)
از مهمترین مشکلاتِ کنونی ما توهم و تفرعنِ این شخص است؛ او در خودش و عقبه اش، استعدادِ آلترناتیو ساختن برای مدرنیسم می بیند و مشکل اش صرفاً سیاست هایِ خارجیِ ظالمانه-ی آمریکا نیست و سیاست هایِ داعشیِ فرهنگی اش در سرکوب و تحقیرِ سبکِ زندگیِ بخشِ مدرنِ جامعه و حجاب اجباری را می توان در این کانتکست فهم کرد؛
خامنه ای (صرفنظر از موفقیت اش در مقام یک فرمانده-ی نظامی و مدیریتِ مریدانش در بسبج و سپاه)، در حالی که نمی تواند حتی یک رهبر سیاسیِ فراگیر و فراجناحی و موفق در داخلِ ایران باشد، سودایِ رهبریِ تمدنی دارد(!)
🔻 توهم-مغالطه-ی خامنه ای این است:
الله، خوب و قدرتمند و عادل و عالمِ مطلق است=من به قرآن و سخن الله و به حقیقتِ مطلق و یک منبعِ عظیم و لایزالِ معرفت دسترسی دارم=من عاشق الله و قرآن و پیرو آنها هستم=پس من می توانم با استمرار در مسیرِ حق، بشریت را نجات دهم و تمدنِ جایگزینِ غرب و تمدن الهی بسازم(!)
خامنه ای فی الواقع، خودش را از مجرایِ این توهم-مغالطه، نه حتی نماینده-ی خدا؛ بلکه خود خدا می بیند و سودایِ کارهایی را دارد که کار خدایان است و گمان می کند که این آرزو-اندیشی هایِ خام و ظاهراً بزرگ، از متفکر و شجاع و قدرتمند بودن اش و از ایمانِ و توکلِ عمیق اش بر می خیزد(!)
امروز نیز در خطبه های نماز جمعه، این معضل بروز داشت؛ خامنه ای مثل مسئولِ یک دولت-ملت و واحد ملی سخن نمی گوید؛ او مثل ناجیِ بشریت و رهبرِ تمام عاقلان و آزادگان و مستضعفانِ جهان سخن می گوید(!)
ایشان می تواند در بخش خصوصی و در مقام یک مرجع تقلید یا نهاد مدنی، منویات اش را پیگیری کند و خودش را ولی امر تمام انسان هایِ جهان ببیند؛ اما در مقام یک مسئولِ سیاسی، باید معطوف به منافعِ ملی و مردمِ رنگارنگِ ایران باشد.
خامنه ای اساساً بخشی از مردم ایران را آدم حساب نمی کند و جوابِ سلام شان را نیز نمی دهد و آنها را به اندازه-ی مریدانش در لبنان و عراق و سوریه و یمن《مردمِ ایران》حساب نمی کند(!)
پایان
بیست و هفتم دی ماه ۱۳۹۸
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍ خامنه ای قطعاً مریدانی نظامی و امنیتی و مذهبی چون قاسمِ سلیمانی دارد که او را نایبِ امام زمان و قرآنِ ناطق می بینند و برایش جان می دهند.
بقیه-ی فرماندهانِ نظامی در جهان نیز سربازان شان را با توسل به اصنافِ روش ها و ارزش ها بسیج می کنند و در جبهه-ی جنگ به رشادت می کشانند؛ یک نمونه-ی بارز اش حماسه-ی روس هایِ کافر در حماسه-ی استالینگراد در نبرد با هیتلر.
اما مهمترین نقصِ سید علی خامنه ای این است که امر بر او مشتبه شده که با فقه صفوی و با مصباح یزدی و حسن رحیم پور ازغدی و پناهیان و چند مداحِ هفت-تیر کش و مآلاً با استخدامِ چند افسرِ جنگِ نرم و مهندسی فرهنگی و با یک مشت بسیجیِ آتش به اختیار، می تواند دلِ عمومِ عاقلان و آزادگانِ جهان را برباید و تمدن بسازد(!) گویا فرهنگ و تمدن، مسجد است که یک نقشه-ی پیشینی بکشیم و اراده کنیم و یک یاعلی بگوییم و چند عمله و بنا استخدام کنیم و آن را بسازیم(!)
حد توهم و تفرعن (که اشتباهاً آن را اعتماد به نفس می نامد) در این شخص چنان است که به جایِ اینکه از فقهی که آداب برده-داری را از زبانِ خدا تقریر می کند و شلاق و سنگسار و قطع دست و پا و جوازِ ازدواج با دختربچه و ارث و دیه-ی نابرابر بین زن و مرد و نابرابریِ حقوقی بینِ کافر و مسلمان دارد و به جایِ اینکه از یقین به یک خرافه و مدعایِ بلادلیل به نام غیب شدن فلان شخص و در کودکی معصوم و امام شدنِ بهمان شخص، از تفکر و عقلانیت و از عقلایِ عالم خجالت بکشد، برایِ متفکرین غربی کُری می خواند و به مسئولینی چون محمد خاتمی می گوید که حرف هایِ آنها را تکرار نکنید و به منابعِ اسلامی تکیه کنید(!)
از مهمترین مشکلاتِ کنونی ما توهم و تفرعنِ این شخص است؛ او در خودش و عقبه اش، استعدادِ آلترناتیو ساختن برای مدرنیسم می بیند و مشکل اش صرفاً سیاست هایِ خارجیِ ظالمانه-ی آمریکا نیست و سیاست هایِ داعشیِ فرهنگی اش در سرکوب و تحقیرِ سبکِ زندگیِ بخشِ مدرنِ جامعه و حجاب اجباری را می توان در این کانتکست فهم کرد؛
خامنه ای (صرفنظر از موفقیت اش در مقام یک فرمانده-ی نظامی و مدیریتِ مریدانش در بسبج و سپاه)، در حالی که نمی تواند حتی یک رهبر سیاسیِ فراگیر و فراجناحی و موفق در داخلِ ایران باشد، سودایِ رهبریِ تمدنی دارد(!)
🔻 توهم-مغالطه-ی خامنه ای این است:
الله، خوب و قدرتمند و عادل و عالمِ مطلق است=من به قرآن و سخن الله و به حقیقتِ مطلق و یک منبعِ عظیم و لایزالِ معرفت دسترسی دارم=من عاشق الله و قرآن و پیرو آنها هستم=پس من می توانم با استمرار در مسیرِ حق، بشریت را نجات دهم و تمدنِ جایگزینِ غرب و تمدن الهی بسازم(!)
خامنه ای فی الواقع، خودش را از مجرایِ این توهم-مغالطه، نه حتی نماینده-ی خدا؛ بلکه خود خدا می بیند و سودایِ کارهایی را دارد که کار خدایان است و گمان می کند که این آرزو-اندیشی هایِ خام و ظاهراً بزرگ، از متفکر و شجاع و قدرتمند بودن اش و از ایمانِ و توکلِ عمیق اش بر می خیزد(!)
امروز نیز در خطبه های نماز جمعه، این معضل بروز داشت؛ خامنه ای مثل مسئولِ یک دولت-ملت و واحد ملی سخن نمی گوید؛ او مثل ناجیِ بشریت و رهبرِ تمام عاقلان و آزادگان و مستضعفانِ جهان سخن می گوید(!)
ایشان می تواند در بخش خصوصی و در مقام یک مرجع تقلید یا نهاد مدنی، منویات اش را پیگیری کند و خودش را ولی امر تمام انسان هایِ جهان ببیند؛ اما در مقام یک مسئولِ سیاسی، باید معطوف به منافعِ ملی و مردمِ رنگارنگِ ایران باشد.
خامنه ای اساساً بخشی از مردم ایران را آدم حساب نمی کند و جوابِ سلام شان را نیز نمی دهد و آنها را به اندازه-ی مریدانش در لبنان و عراق و سوریه و یمن《مردمِ ایران》حساب نمی کند(!)
پایان
بیست و هفتم دی ماه ۱۳۹۸
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
📚 علی مانده و حوض اش!
#علیرضاموثق
✍حکومت ولایت مطلقهٔ فقیه، به دلیل اتلاف منابع، ورشکست شد. این حاکمانِ تنبل و بی سواد، از خون امام حسین و شهدا گرفته تا نفت و آب و جنگل و منابع انسانی، آنقدر بی رویه و مسرفانه خوردند که تمام شد؛ آنها تمام منابع را اتلاف و کفران کردند؛ از جمله منبعِ «زمان» را.
چون کالیگولا و نرون و چنگیز، از حزب توده و چریک های فداییِ خلقِ نامسلمان گرفته تا نهضت آزادیِ نجیب و مسلمان و مسالمت-جو را سرکوب کردند و گیوتین-صفتی و آدم-خواری را به خودی هایی چون منتظری و موسوی و کروبی و خاتمی رساندند و به جهتِ حجم توهم و تفرعن، در لسان خودشان، سنن الهی را فقط برای غیر-خودی ها دیدند و احساسِ «پسر خالهٔ خدا بودن» کردند.
یوم الله را فقط در آنجا دیدند که مردم، فوج فوج قدرت سیاسی را به ایشان تقدیم کردند؛ اما ندیدند که استبداد و ناکارآمدی چون ام الرذایل، سیاه و منفورشان خواهد کرد و مردم را فوج فوج علیه شان خواهد شوراند.
آن زمان که چون ابلهان، از کاسهٔ آشِ یاسر عرفاتِ «فلسطینی-چریک»، داغ تر شدند، ندانستند که تحققِ آرمانِ امام راحل شان، مبنی بر حذف اسرائیل، هزینه دارد و با این رویه، چون کرهٔ شمالی، مردم را به علف خوردن می اندازند.
در این حکومت، یک فاجعه اتفاق افتاد؛ اینکه یک عده آخوندِ روضه-خوان و بی سواد چون جنتی و علم الهدی، شدند جبههٔ حق و نمایندهٔ الله و جبههٔ امام حسین(!) حال، دلیل اش چیست(؟) خدا عالم است(!)
اما ندانستند که اگر حتی خود خدا بیاید و بشود حاکمِ سیاسی، عموم مردم از او، کاهش تورم و اشتغال و امنیت و نظم و حفاظت از محیط زیست و امثالهم را می خواهند و اگر موفق نبود، باید تشریف ببرد و جایش را به شخص دیگری بدهد.
🔻 دلیلِ شکست و فلاکتِ استبداد دینی، روشن و معادله، ساده است؛
ما در این ساختار استبدادی و بسته، چطور نیروهایی پیدا کنیم که هم مسلمان و هم شیعهٔ دوازده امامی و هم انقلابی و هم طرفدار تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه و هم طرفدار مصداق اش باشند و هم نخبه؟ تا ایشان را به مناصبِ مدیریتی و سیاسی بفرستیم؟
در این حکومت، حتی اگر عالم ترین و اخلاقی ترین انسانِ روی کرهٔ زمین، ایرانی باشد، اما مسلمان و شیعهٔ دوازده امامی و طرفدار تئوریِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه که از اصول دین نیست نباشد، نمی تواند کثیری از مناصب سیاسی را تصدی کند؛
لذا به طور طبیعی و به اقتفایِ طبیعتِ عقرب، قحط الرجال ایجاد نموده و سیستم را کوتوله ها، اشغال کرده اند.
برای تقریب به ذهن، مثالی می زنم: اگر شخص مجردی گفت؛ من همسری می خواهم که هم دکتر باشد و هم پولدار و هم زیبا و چشم آبی و هم با قدی بیش از ١٨٠ سانتیمتر و هم مسلط به سه زبان دنیا و هم تک فرزند و هم با موهای مشکی؛ باید فوراً او را به تيمارستان برد! چرا؟ چون، این چنین شیری خدا خود نافرید.
این نظام سیاسی در ذات اش، بیمار است؛ روان-پریش است؛ متوهم است؛ منگول است؛ گور-زاد است؛ هماهنگ با واقعیاتِ انسانی و اجتماعی و جهانی، تکوین نیافته است.
حکومتِ دموکراتیکِ سکولار (فرا-دینی و نه ضد دینی)، توانِ جذب حداکثری دارد؛ اما این حکومتِ استبدادی، به اقتضای مقتضیاتِ ذات اش، تنها توانِ دفعِ حداکثری دارد.
کار به طور طبیعی و به اقتفای ذاتِ استبداد، از سرکوبِ غیر خودی ها گذشت و به دفعِ نایب ولی فقیه و موسوی و کروبی و خاتمی و جبههٔ مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی و.... رسید تا آنکه در ادامهٔ مسیرِ گیوتین-صفتی و آدم-خواری، علی مانده و حوض اش و نیز باتوم و سرنیزه! علی مانده و جنتی و مصباح یزدی و رحیم پور ازغدی و پناهیان و علم الهدی! علی مانده و یکسری روضه_خوان و مداحِ هفت-تیر کش و مذهبیِ خام و عامی.
با چنین وضعی، وقتی مستبدی مجنون، توأمان در حال جنگ با نیمی از مردم خودش (شامل کثیری از روشنفکران و هنرمندان و دانشگاهیان و بخش مدرن جامعه) و نیز نیمی از جهان (آمریکا و اروپا) است؛ نمی تواند اقتصاد را رونق بخشد و لاجرم لشکر گرسنگان، او را به همراهِ میهن، زنده-زنده خواهند خورد.
دغدغه-مندانِ آزادی با دغدغه-مندانِ نان، به یک وجه مشترک رسیده اند و آن خود-آگاهی نسبت به این امر است که استبدادِ دینی، دین و دنیا و اقتصاد و اخلاق و آزادی و عدالت را باهم به باد می دهد.
ولی امر مسلمین جهان پس از چهل سال تجربهٔ پسینیِ مردم، دیگر نمی تواند پشتِ این دولت و آن دولت پنهان شود و عواملِ تمامِ مشکلات را به این و آن ربط دهد و رندانه از مسئولیت-پذیری فرار کند.
ابزارِ «دوژمن» (یعنی دشمن و اولین کلمه ای که خامنه ای در هنگام تولد، پس از لفظ یاعلی به کار برد) نیز از فرطِ استفاده، مستهلک شده است.
اینک کودکانِ بازی گوش، لختی پادشاه را فریاد می زنند. نایب امام زمان و نمایندهٔ الله، به اقتفای سطح قدرت اش، سهم و مسئولیتِ مهمی در مشکلات ما دارد.
پایان
پانزدهم آذر ماه ۱۳۹۸
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍حکومت ولایت مطلقهٔ فقیه، به دلیل اتلاف منابع، ورشکست شد. این حاکمانِ تنبل و بی سواد، از خون امام حسین و شهدا گرفته تا نفت و آب و جنگل و منابع انسانی، آنقدر بی رویه و مسرفانه خوردند که تمام شد؛ آنها تمام منابع را اتلاف و کفران کردند؛ از جمله منبعِ «زمان» را.
چون کالیگولا و نرون و چنگیز، از حزب توده و چریک های فداییِ خلقِ نامسلمان گرفته تا نهضت آزادیِ نجیب و مسلمان و مسالمت-جو را سرکوب کردند و گیوتین-صفتی و آدم-خواری را به خودی هایی چون منتظری و موسوی و کروبی و خاتمی رساندند و به جهتِ حجم توهم و تفرعن، در لسان خودشان، سنن الهی را فقط برای غیر-خودی ها دیدند و احساسِ «پسر خالهٔ خدا بودن» کردند.
یوم الله را فقط در آنجا دیدند که مردم، فوج فوج قدرت سیاسی را به ایشان تقدیم کردند؛ اما ندیدند که استبداد و ناکارآمدی چون ام الرذایل، سیاه و منفورشان خواهد کرد و مردم را فوج فوج علیه شان خواهد شوراند.
آن زمان که چون ابلهان، از کاسهٔ آشِ یاسر عرفاتِ «فلسطینی-چریک»، داغ تر شدند، ندانستند که تحققِ آرمانِ امام راحل شان، مبنی بر حذف اسرائیل، هزینه دارد و با این رویه، چون کرهٔ شمالی، مردم را به علف خوردن می اندازند.
در این حکومت، یک فاجعه اتفاق افتاد؛ اینکه یک عده آخوندِ روضه-خوان و بی سواد چون جنتی و علم الهدی، شدند جبههٔ حق و نمایندهٔ الله و جبههٔ امام حسین(!) حال، دلیل اش چیست(؟) خدا عالم است(!)
اما ندانستند که اگر حتی خود خدا بیاید و بشود حاکمِ سیاسی، عموم مردم از او، کاهش تورم و اشتغال و امنیت و نظم و حفاظت از محیط زیست و امثالهم را می خواهند و اگر موفق نبود، باید تشریف ببرد و جایش را به شخص دیگری بدهد.
🔻 دلیلِ شکست و فلاکتِ استبداد دینی، روشن و معادله، ساده است؛
ما در این ساختار استبدادی و بسته، چطور نیروهایی پیدا کنیم که هم مسلمان و هم شیعهٔ دوازده امامی و هم انقلابی و هم طرفدار تئوری ولایت مطلقهٔ فقیه و هم طرفدار مصداق اش باشند و هم نخبه؟ تا ایشان را به مناصبِ مدیریتی و سیاسی بفرستیم؟
در این حکومت، حتی اگر عالم ترین و اخلاقی ترین انسانِ روی کرهٔ زمین، ایرانی باشد، اما مسلمان و شیعهٔ دوازده امامی و طرفدار تئوریِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه که از اصول دین نیست نباشد، نمی تواند کثیری از مناصب سیاسی را تصدی کند؛
لذا به طور طبیعی و به اقتفایِ طبیعتِ عقرب، قحط الرجال ایجاد نموده و سیستم را کوتوله ها، اشغال کرده اند.
برای تقریب به ذهن، مثالی می زنم: اگر شخص مجردی گفت؛ من همسری می خواهم که هم دکتر باشد و هم پولدار و هم زیبا و چشم آبی و هم با قدی بیش از ١٨٠ سانتیمتر و هم مسلط به سه زبان دنیا و هم تک فرزند و هم با موهای مشکی؛ باید فوراً او را به تيمارستان برد! چرا؟ چون، این چنین شیری خدا خود نافرید.
این نظام سیاسی در ذات اش، بیمار است؛ روان-پریش است؛ متوهم است؛ منگول است؛ گور-زاد است؛ هماهنگ با واقعیاتِ انسانی و اجتماعی و جهانی، تکوین نیافته است.
حکومتِ دموکراتیکِ سکولار (فرا-دینی و نه ضد دینی)، توانِ جذب حداکثری دارد؛ اما این حکومتِ استبدادی، به اقتضای مقتضیاتِ ذات اش، تنها توانِ دفعِ حداکثری دارد.
کار به طور طبیعی و به اقتفای ذاتِ استبداد، از سرکوبِ غیر خودی ها گذشت و به دفعِ نایب ولی فقیه و موسوی و کروبی و خاتمی و جبههٔ مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی و.... رسید تا آنکه در ادامهٔ مسیرِ گیوتین-صفتی و آدم-خواری، علی مانده و حوض اش و نیز باتوم و سرنیزه! علی مانده و جنتی و مصباح یزدی و رحیم پور ازغدی و پناهیان و علم الهدی! علی مانده و یکسری روضه_خوان و مداحِ هفت-تیر کش و مذهبیِ خام و عامی.
با چنین وضعی، وقتی مستبدی مجنون، توأمان در حال جنگ با نیمی از مردم خودش (شامل کثیری از روشنفکران و هنرمندان و دانشگاهیان و بخش مدرن جامعه) و نیز نیمی از جهان (آمریکا و اروپا) است؛ نمی تواند اقتصاد را رونق بخشد و لاجرم لشکر گرسنگان، او را به همراهِ میهن، زنده-زنده خواهند خورد.
دغدغه-مندانِ آزادی با دغدغه-مندانِ نان، به یک وجه مشترک رسیده اند و آن خود-آگاهی نسبت به این امر است که استبدادِ دینی، دین و دنیا و اقتصاد و اخلاق و آزادی و عدالت را باهم به باد می دهد.
ولی امر مسلمین جهان پس از چهل سال تجربهٔ پسینیِ مردم، دیگر نمی تواند پشتِ این دولت و آن دولت پنهان شود و عواملِ تمامِ مشکلات را به این و آن ربط دهد و رندانه از مسئولیت-پذیری فرار کند.
ابزارِ «دوژمن» (یعنی دشمن و اولین کلمه ای که خامنه ای در هنگام تولد، پس از لفظ یاعلی به کار برد) نیز از فرطِ استفاده، مستهلک شده است.
اینک کودکانِ بازی گوش، لختی پادشاه را فریاد می زنند. نایب امام زمان و نمایندهٔ الله، به اقتفای سطح قدرت اش، سهم و مسئولیتِ مهمی در مشکلات ما دارد.
پایان
پانزدهم آذر ماه ۱۳۹۸
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
✍خبر رسید که درست در روز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ و در جشن چهل-چلی انقلاب ۵۷، الله به یکی از ملائکهٔ مقرب خویش که مسئول حوری های پنت هاوس بهشت بود، دستور داد تا به جهنم برود و رضا شاه را احضار کند.
آن فرشتهٔ زیبا-رو و از جنس لطیف که در تمام عمرش در بهشت زندگی کرده بود، به جهنم رفت و از طریق آسانسور وارد قعر جهنم شد و با راهنمایی یکی از ۱۹ دربان جهنم که در قرآن به آنها اشاره شده، به سراغ رضا شاه رفت.
رضا شاه، درست طبق وعده و وعیدهایی که در قرآن برای هدایت خلق الله مندرج است، در حال تحمل مجازات بود؛
رضا شاه در آتش می سوخت و از درد، فریاد می کشید و طلب عفو می کرد و پس از جزغاله شدنِ پوست اش، دوباره پوستِ جدیدی می رویید و آن پوست نیز در آتشِ عذابِ الهی، مجدداً جزغاله می شد و توأمان، مأمورین اجرای احکام جهنم، چرک و خون و مواد مذاب در دهان اش می ریختند.
آن فرشتهٔ زیبا-رو که تاکنون چنین صحنه های خشنی را حتی در فیلم های هالیوود یا شکنجه-گاه آشویتسِ هیتلر ندیده بود، ناگهان پس از دیدن این صحنه، هم زمان با یادآوریِ صدقِ آیاتِ الهی در قرآن، غش کرد و لذا دربان جهنم که همراه او بود مجبور شد به ۱۱۵ (اورژانس جهنم) زنگ بزند.
خلاصه پس از به هوش آمدن، رضا شاه را نزد الله برد و الله پس از دیدنِ چهرهٔ درب و داغونِ رضا شاه، او را به آغوش کشید و بوسید.
رضا شاه که از تعجب کپ کرده بود، پرسید: «چه شده، ای رب العالمین؟»
الله که خیلی مهربان و ارحم الراحمین است، دوباره گونه های سوختهٔ رضا شاه را بوسید و با لبخند به او گفت:
«تو بخشیده شدی! از امروز بیا پیش حوری های بهشتی در همین پنت هاوس! همسرت را نیز بیاور پیش غلمان های بهشتی! چون مردم ایران در طی این چهل سال حکومت دینی، آنقدر گفتند که خداوند پدر و مادر محمدرضا شاه را بیامرزد که تمام اهل بهشت علیه دادنامهٔ اصداری در دیوان عالیِ آخرت، فرجام خواهی کردند و علیه من یک کمپین راه انداختند و هشتک #رضا_شاه_روحت_شاد، ترند اول شد و تمام ۱۲۴ هزار پیامبر ام، در مقابل کاخ من تحصن کردند و از تو شفاعت نمودند. برو فرزند گل ام در بهشت و تا می توانی شراب و عسل بخور و عشق و حال کن که آمرزیده شدی! اما یادت باشد که این نعمت را مدیون آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای و آخوندهای کشورت و چهل سال حکومتِ دینی هستی! یادت هست که چقدر به آخوندها بد کردی؟ شانس آوردی که نسل-شان را از بیخ نکندی!».
#علیرضاموثق
Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
آن فرشتهٔ زیبا-رو و از جنس لطیف که در تمام عمرش در بهشت زندگی کرده بود، به جهنم رفت و از طریق آسانسور وارد قعر جهنم شد و با راهنمایی یکی از ۱۹ دربان جهنم که در قرآن به آنها اشاره شده، به سراغ رضا شاه رفت.
رضا شاه، درست طبق وعده و وعیدهایی که در قرآن برای هدایت خلق الله مندرج است، در حال تحمل مجازات بود؛
رضا شاه در آتش می سوخت و از درد، فریاد می کشید و طلب عفو می کرد و پس از جزغاله شدنِ پوست اش، دوباره پوستِ جدیدی می رویید و آن پوست نیز در آتشِ عذابِ الهی، مجدداً جزغاله می شد و توأمان، مأمورین اجرای احکام جهنم، چرک و خون و مواد مذاب در دهان اش می ریختند.
آن فرشتهٔ زیبا-رو که تاکنون چنین صحنه های خشنی را حتی در فیلم های هالیوود یا شکنجه-گاه آشویتسِ هیتلر ندیده بود، ناگهان پس از دیدن این صحنه، هم زمان با یادآوریِ صدقِ آیاتِ الهی در قرآن، غش کرد و لذا دربان جهنم که همراه او بود مجبور شد به ۱۱۵ (اورژانس جهنم) زنگ بزند.
خلاصه پس از به هوش آمدن، رضا شاه را نزد الله برد و الله پس از دیدنِ چهرهٔ درب و داغونِ رضا شاه، او را به آغوش کشید و بوسید.
رضا شاه که از تعجب کپ کرده بود، پرسید: «چه شده، ای رب العالمین؟»
الله که خیلی مهربان و ارحم الراحمین است، دوباره گونه های سوختهٔ رضا شاه را بوسید و با لبخند به او گفت:
«تو بخشیده شدی! از امروز بیا پیش حوری های بهشتی در همین پنت هاوس! همسرت را نیز بیاور پیش غلمان های بهشتی! چون مردم ایران در طی این چهل سال حکومت دینی، آنقدر گفتند که خداوند پدر و مادر محمدرضا شاه را بیامرزد که تمام اهل بهشت علیه دادنامهٔ اصداری در دیوان عالیِ آخرت، فرجام خواهی کردند و علیه من یک کمپین راه انداختند و هشتک #رضا_شاه_روحت_شاد، ترند اول شد و تمام ۱۲۴ هزار پیامبر ام، در مقابل کاخ من تحصن کردند و از تو شفاعت نمودند. برو فرزند گل ام در بهشت و تا می توانی شراب و عسل بخور و عشق و حال کن که آمرزیده شدی! اما یادت باشد که این نعمت را مدیون آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای و آخوندهای کشورت و چهل سال حکومتِ دینی هستی! یادت هست که چقدر به آخوندها بد کردی؟ شانس آوردی که نسل-شان را از بیخ نکندی!».
#علیرضاموثق
Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
📚انقلاب چهل ساله در چهار سکانس
#علیرضاموثق
✍مندر این پستِ کوتاهِ تلگرامی، سعی کرده ام که در نهایت اختصار، وضعیت و چهره کلیِ نظام ولایت مطلقه فقیه و آنچه پس از انقلاب ۵۷ در این چهل سال گذشته را نشان دهم؛
بياييم جهت رشد نهضتِ توهم زدايى، پديدارها را از زواياى مختلف و با رويکردهاى مختلف نگاه کنيم؛ براى مثال يک مرتبه ماجرایِ انقلاب ۵۷ را (در وهلهٔ نخست، بدون ارزش داورى)، از اين زاويه ببينيم:
1⃣ سکانس اول) عده اى با هم جمع شدند و انقلاب کردند؛ مثل شريعتى و خمينى و منتظرى و طالقانى و شريعتمدارى و رفسنجانى و خامنه اى و مطهرى و بهشتى و مفتح و باهنر و رجايى و خاتمى و کروبى و موسوى و عبدالله نورى و موسوى خوئينى ها و بهزاد نبوى و محسن آرمين و تاجزاده و بازرگان و ابراهيم يزدى و حبيب الله پيمان و داريوش فروهر و بنى صدر و قطب زاده و احسان طبرى و کيانورى و فرخ نگهدار و رجوى يا موتلفه اسلامى و نهضت آزادى و جبهه ملى و مجاهدين خلق و حزب توده و چريک هاى فدايى خلق و ...
2⃣ سکانس دوم) همين ها به سرعت به جان یکدیگر افتادند و در این میان، برخى حذف شدند (مجاهدين خلق و حزب توده و نهضت آزادى و جبهه ملى و چريک هاى فدايى خلق و ...).
3⃣ سکانس سوم) از عده اى که باقى مانده بودند، مجدداً عده اى ديگر حذف شدند و حتی کار به منتظرى و نايب ولی فقيه رسيد.
4⃣ سکانس چهارم) از عده اى که در سکانس سوم فيلم انقلاب ۵۷ باقى مانده بودند، بازهم عده اى حذف شدند و این-بار کار به موسوى و کروبى و خاتمى و رفسنجانى و بهزاد نبوى و محسن آرمين و تاجزاده و عبدالله نورى و موسوى خوئينى ها و سيد حسن خمينى يا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و حزب مشارکت رسيد و همه اين حذف ها فقط طى حدود ۴۰ سال اتفاق افتاد.
🔳 نتيجه-گيرىِ «فلسفى/سياسى/تاریخی/متافيزيکى» از این ماجرا:
🔻خداوند در گذشته براى مجازات و عذاب يک قوم، ايشان را دچار «طاعون» مى کرد؛ اما امروزه دچار «انقلاب» مى کند(!)
🔻انقلاب ها، خصوصا وقتی دینی می شوند، نه تنها فرزندان خود را می خورند، بلکه پدر و مادر و خواهر و برادر و اجداد و فامیل و دوست و رفیق خود را نیز به همراه خود «خدا و دین» می خورند؛
انقلاب ها، «آدم-خوار» و «گیوتین-صفت» اند و وقتی «دینی» می شوند، برای حرکت موتور خود، «دین» را به «نفت» تبدیل می کنند و لاجرم، علاوه بر «آدم-خوار»، «خدا-خوار» هم می شوند؛ انقلاب ها شبیه به «هیولا» هستند.
#انقلاب_۵۷
Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍مندر این پستِ کوتاهِ تلگرامی، سعی کرده ام که در نهایت اختصار، وضعیت و چهره کلیِ نظام ولایت مطلقه فقیه و آنچه پس از انقلاب ۵۷ در این چهل سال گذشته را نشان دهم؛
بياييم جهت رشد نهضتِ توهم زدايى، پديدارها را از زواياى مختلف و با رويکردهاى مختلف نگاه کنيم؛ براى مثال يک مرتبه ماجرایِ انقلاب ۵۷ را (در وهلهٔ نخست، بدون ارزش داورى)، از اين زاويه ببينيم:
1⃣ سکانس اول) عده اى با هم جمع شدند و انقلاب کردند؛ مثل شريعتى و خمينى و منتظرى و طالقانى و شريعتمدارى و رفسنجانى و خامنه اى و مطهرى و بهشتى و مفتح و باهنر و رجايى و خاتمى و کروبى و موسوى و عبدالله نورى و موسوى خوئينى ها و بهزاد نبوى و محسن آرمين و تاجزاده و بازرگان و ابراهيم يزدى و حبيب الله پيمان و داريوش فروهر و بنى صدر و قطب زاده و احسان طبرى و کيانورى و فرخ نگهدار و رجوى يا موتلفه اسلامى و نهضت آزادى و جبهه ملى و مجاهدين خلق و حزب توده و چريک هاى فدايى خلق و ...
2⃣ سکانس دوم) همين ها به سرعت به جان یکدیگر افتادند و در این میان، برخى حذف شدند (مجاهدين خلق و حزب توده و نهضت آزادى و جبهه ملى و چريک هاى فدايى خلق و ...).
3⃣ سکانس سوم) از عده اى که باقى مانده بودند، مجدداً عده اى ديگر حذف شدند و حتی کار به منتظرى و نايب ولی فقيه رسيد.
4⃣ سکانس چهارم) از عده اى که در سکانس سوم فيلم انقلاب ۵۷ باقى مانده بودند، بازهم عده اى حذف شدند و این-بار کار به موسوى و کروبى و خاتمى و رفسنجانى و بهزاد نبوى و محسن آرمين و تاجزاده و عبدالله نورى و موسوى خوئينى ها و سيد حسن خمينى يا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى و حزب مشارکت رسيد و همه اين حذف ها فقط طى حدود ۴۰ سال اتفاق افتاد.
🔳 نتيجه-گيرىِ «فلسفى/سياسى/تاریخی/متافيزيکى» از این ماجرا:
🔻خداوند در گذشته براى مجازات و عذاب يک قوم، ايشان را دچار «طاعون» مى کرد؛ اما امروزه دچار «انقلاب» مى کند(!)
🔻انقلاب ها، خصوصا وقتی دینی می شوند، نه تنها فرزندان خود را می خورند، بلکه پدر و مادر و خواهر و برادر و اجداد و فامیل و دوست و رفیق خود را نیز به همراه خود «خدا و دین» می خورند؛
انقلاب ها، «آدم-خوار» و «گیوتین-صفت» اند و وقتی «دینی» می شوند، برای حرکت موتور خود، «دین» را به «نفت» تبدیل می کنند و لاجرم، علاوه بر «آدم-خوار»، «خدا-خوار» هم می شوند؛ انقلاب ها شبیه به «هیولا» هستند.
#انقلاب_۵۷
Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
📚بزرگترین شارلاتان-بازی تاریخ چیست؟
✍بزرگترین شارلاتان-بازی تاریخ این است که یک سری انسان عامی و متوهم و رمانتیک و جو-گیر و ذوق-زده که نه خود را میشناسند و نه تاریخ و جامعهی خود را می شناسند و نه جهان را می شناسند و نه نحوه-ی تعامل با هسته های قدرت در داخل و خارج از کشور خود را میشناسند و نه واقعیات و امکانات و تناسب-شان با آرمان ها را میشناسند و نه حدود اراده-ی خود در تغییر عالم را میشناسند و نه مدیریت و برنامه-ریزی برایِ تمهیدِ امورِ یک جامعه-ی پیچیده و متکثر در جهان جدید را میشناسند و نه خیلی امور لازم دیگر را میشناسند و مآلاً کل بضاعت تئوریک-شان در حد چند حدیث و آیه و حکم فقهی راجع به مقولاتی چون غسل جنابت است، ابتدا لطف فرموده و انقلاب کنند و بعد که به همه چیز مردم (از دین گرفته تا دنیای چند نسل) گند زدند، به جایِ عذرخواهی و نقدِخویشتن، بگویند: «ما خوب هستیم، اما دشمنانِ بد ما نگذاشتند موفق شویم»(!!!)
🔻نکته: این کلام، از این حیث که انقلاب، همیشه شر است؛ از جمله علیه نظامِ سیاسیِ فعلی، به معنیِ حمایت از رژیم سیاسیِ سابق و انکارِ نواقص اش نیست.
#علیرضاموثق
#انقلاب_۵۷
Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow
✍بزرگترین شارلاتان-بازی تاریخ این است که یک سری انسان عامی و متوهم و رمانتیک و جو-گیر و ذوق-زده که نه خود را میشناسند و نه تاریخ و جامعهی خود را می شناسند و نه جهان را می شناسند و نه نحوه-ی تعامل با هسته های قدرت در داخل و خارج از کشور خود را میشناسند و نه واقعیات و امکانات و تناسب-شان با آرمان ها را میشناسند و نه حدود اراده-ی خود در تغییر عالم را میشناسند و نه مدیریت و برنامه-ریزی برایِ تمهیدِ امورِ یک جامعه-ی پیچیده و متکثر در جهان جدید را میشناسند و نه خیلی امور لازم دیگر را میشناسند و مآلاً کل بضاعت تئوریک-شان در حد چند حدیث و آیه و حکم فقهی راجع به مقولاتی چون غسل جنابت است، ابتدا لطف فرموده و انقلاب کنند و بعد که به همه چیز مردم (از دین گرفته تا دنیای چند نسل) گند زدند، به جایِ عذرخواهی و نقدِخویشتن، بگویند: «ما خوب هستیم، اما دشمنانِ بد ما نگذاشتند موفق شویم»(!!!)
🔻نکته: این کلام، از این حیث که انقلاب، همیشه شر است؛ از جمله علیه نظامِ سیاسیِ فعلی، به معنیِ حمایت از رژیم سیاسیِ سابق و انکارِ نواقص اش نیست.
#علیرضاموثق
#انقلاب_۵۷
Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow
📚 ابراهیم رئیسی:
روشنفکر واقعی، حکیم فرزانه-ی ما، مقام رهبری است. هر کس انتخابات را زیر سئوال ببرد، در جبهه دشمن است.
✍ نقد:
برای مشارکت و یا عدمِ مشارکت در انتخابات در زمان و مکانِ فعلی و در شرایطی که این حکومتِ آخوندی و استبداد دینی به وجود آورده است، می بایست استدلال کرد و این مدعا که《هر چه دشمن گفت، باید خلافِ آن عمل کرد》، بسی عامیانه و ابلهانه است؛ زیرا چه بسا فردا دشمن بگوید:《آب بنوشید و هوا تنفس کنید》؛ آیا در این صورت باید بر خلاف اش عمل کنیم و از تشنگی و خفگی، سقط و تلف شویم؟!
ضمن اینکه آقایان با استبداد-ورزی و ظلم و جهالت، زمینه برایِ سوء استفاده-ی بیگانگان فراهم می کنند، بعد، با یک نوع زرنگیِ آخوندی، می گویند بیایید و به ما《نه به نمایندگانِ راستینِ خودتان که اساساً در حکومتِ ولایتِ مطلقه-ی فقیه، آدم حساب نمی شوند و حقوقِ سیاسی ندارند》رأی دهید تا دشمن از این وضع، به نفعِ خودش استفاده نکند(!)
خب! چرا در این خصوص، فقط ما ملاحظه-ی سوء استفاده-ی دشمن را بکنیم؟ آنهم در راستایِ بقایِ شما در قدرتِ سیاسی؟ یا اساساً آیا راه سومی وجود ندارد؟ اینکه هم به شما و به《استبداد دینی-آخوندی-داخلی》نه بگوییم و هم به استعمار و استکبار خارجی؟ و...
◾️صرفنظر از این امر و نیز صرفنظر از اینکه قاضی القضاتِ این مملکت از فرطِ نبوغ، با این سخن، تعدادِ وابستگان به دشمنانِ خارجی در داخل کشور را به شکلِ نجومی افزایش داد؛ اما نکته-ی مهمتر، تجاوزِ خشنِ و بی رحمانه-ی او به《مفاهیم و زبان》است.
حکومت هایِ مستبد و فاشیستی و توتالیتر برخلافِ آنچه در ظاهرِ امر جلوه می کند، بیش از《جسم و مال》به《روح و فرهنگِ》جامعه خسارت وارد می کنند؛
آنها علاوه بر تولیدِ خساراتِ جسمی و مادی و علاوه بر ستاندنِ آزادی و حقوق و جانِ انسان ها به نحو ظالمانه،《زبان و خانه-ی وجودِ جامعه و فرهنگِ مردم》را نیز به تباهی و فساد و ابتذال می کشند (البته به نظرم در تحلیلِ نهایی، فرهنگِ فاسد، حاکمِ فاسد تولید می کند و حاکم فاسد نیز در رابطه ای متقابل و دو سویه، فرهنگ را فاسد می کند).
قاضی القضاتِ ما به سید علی خامنه ای با ادبیاتی مرید-صفتانه و مداحانه و پاچه-خارانه، لقبِ《روشنفکر》می دهد(!)
به عبارت دیگر و فی الواقع، او یک آخوند و فقیه سنتی و خرافاتی و بی سواد و متعبد و عصر حجری که احکامی چون سنگسار و قطعِ دست و پا و شلاق و جوازِ ازدواج با دختربچه و تبعیضِ حقوقی بینِ کافر-مرتد/مسلمان و زن/مرد و برده/آزاد را سخنِ الله و حکمِ رب العالمین (یعنی ارباب و سلطانِ مستبد و مذکر جهان) می داند و یا به امام زمان و عصمت و امامتِ کودکِ هشت ساله باور دارد و به زیارتِ چاهِ خالی و سیاهِ جمکران می رود را مصداقِ یک مفهوم مدرن به نامِ《روشنفکر》می بیند(!) یعنی مفهومی که قائمه اش، استدلال-گراییِ آبجکتیو و تفکرِ انتقادی است.
بگذریم از اینکه مفاهیمی چون حکمت و فرزانگی را نیز از مضمون تهی و به کاریکاتوری زشت بدل می کند و به سخره می گیرد.
هفدهم بهمن ۱۳۹۸
#علیرضاموثق
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
روشنفکر واقعی، حکیم فرزانه-ی ما، مقام رهبری است. هر کس انتخابات را زیر سئوال ببرد، در جبهه دشمن است.
✍ نقد:
برای مشارکت و یا عدمِ مشارکت در انتخابات در زمان و مکانِ فعلی و در شرایطی که این حکومتِ آخوندی و استبداد دینی به وجود آورده است، می بایست استدلال کرد و این مدعا که《هر چه دشمن گفت، باید خلافِ آن عمل کرد》، بسی عامیانه و ابلهانه است؛ زیرا چه بسا فردا دشمن بگوید:《آب بنوشید و هوا تنفس کنید》؛ آیا در این صورت باید بر خلاف اش عمل کنیم و از تشنگی و خفگی، سقط و تلف شویم؟!
ضمن اینکه آقایان با استبداد-ورزی و ظلم و جهالت، زمینه برایِ سوء استفاده-ی بیگانگان فراهم می کنند، بعد، با یک نوع زرنگیِ آخوندی، می گویند بیایید و به ما《نه به نمایندگانِ راستینِ خودتان که اساساً در حکومتِ ولایتِ مطلقه-ی فقیه، آدم حساب نمی شوند و حقوقِ سیاسی ندارند》رأی دهید تا دشمن از این وضع، به نفعِ خودش استفاده نکند(!)
خب! چرا در این خصوص، فقط ما ملاحظه-ی سوء استفاده-ی دشمن را بکنیم؟ آنهم در راستایِ بقایِ شما در قدرتِ سیاسی؟ یا اساساً آیا راه سومی وجود ندارد؟ اینکه هم به شما و به《استبداد دینی-آخوندی-داخلی》نه بگوییم و هم به استعمار و استکبار خارجی؟ و...
◾️صرفنظر از این امر و نیز صرفنظر از اینکه قاضی القضاتِ این مملکت از فرطِ نبوغ، با این سخن، تعدادِ وابستگان به دشمنانِ خارجی در داخل کشور را به شکلِ نجومی افزایش داد؛ اما نکته-ی مهمتر، تجاوزِ خشنِ و بی رحمانه-ی او به《مفاهیم و زبان》است.
حکومت هایِ مستبد و فاشیستی و توتالیتر برخلافِ آنچه در ظاهرِ امر جلوه می کند، بیش از《جسم و مال》به《روح و فرهنگِ》جامعه خسارت وارد می کنند؛
آنها علاوه بر تولیدِ خساراتِ جسمی و مادی و علاوه بر ستاندنِ آزادی و حقوق و جانِ انسان ها به نحو ظالمانه،《زبان و خانه-ی وجودِ جامعه و فرهنگِ مردم》را نیز به تباهی و فساد و ابتذال می کشند (البته به نظرم در تحلیلِ نهایی، فرهنگِ فاسد، حاکمِ فاسد تولید می کند و حاکم فاسد نیز در رابطه ای متقابل و دو سویه، فرهنگ را فاسد می کند).
قاضی القضاتِ ما به سید علی خامنه ای با ادبیاتی مرید-صفتانه و مداحانه و پاچه-خارانه، لقبِ《روشنفکر》می دهد(!)
به عبارت دیگر و فی الواقع، او یک آخوند و فقیه سنتی و خرافاتی و بی سواد و متعبد و عصر حجری که احکامی چون سنگسار و قطعِ دست و پا و شلاق و جوازِ ازدواج با دختربچه و تبعیضِ حقوقی بینِ کافر-مرتد/مسلمان و زن/مرد و برده/آزاد را سخنِ الله و حکمِ رب العالمین (یعنی ارباب و سلطانِ مستبد و مذکر جهان) می داند و یا به امام زمان و عصمت و امامتِ کودکِ هشت ساله باور دارد و به زیارتِ چاهِ خالی و سیاهِ جمکران می رود را مصداقِ یک مفهوم مدرن به نامِ《روشنفکر》می بیند(!) یعنی مفهومی که قائمه اش، استدلال-گراییِ آبجکتیو و تفکرِ انتقادی است.
بگذریم از اینکه مفاهیمی چون حکمت و فرزانگی را نیز از مضمون تهی و به کاریکاتوری زشت بدل می کند و به سخره می گیرد.
هفدهم بهمن ۱۳۹۸
#علیرضاموثق
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔳 اخیراً شخصی از من پرسید که آینده چه می شود؟
گفتم در دراز مدت، خوش بین ام؛
بچه هایی که در جهان جدید بزرگ می شوند، شاید زیاد از حماقت شان کم نشود، اما به احتمالِ زیاد آنقدر از حماقت شان کم می شود که وقتی بزرگ شدند، باور نکنند که یک آخوندِ بی سواد و بی هنر و روضه-خوان و خرافاتی و قرون وسطایی، نمایندهٔ الله و امام زمان و واجدِ حق انحصاری و ویژه و پیشینی و آسمانی در حکومت کردن است و نیز دیگر باور نکنند که یک سری خرافات و تاریخیات و عرفیات؛ همچون احکام عصر حجر در موردِ شلاق و قطع دست و پا و سنگسار و جوازِ ازدواج با دختربچه و تبعیضِ حقوقی بین زن/مرد و برده/آزاد و کافر/مسلمان، سخن الله و حقِ مطلق است.
#علیرضاموثق
@rahenow 🗿👈
گفتم در دراز مدت، خوش بین ام؛
بچه هایی که در جهان جدید بزرگ می شوند، شاید زیاد از حماقت شان کم نشود، اما به احتمالِ زیاد آنقدر از حماقت شان کم می شود که وقتی بزرگ شدند، باور نکنند که یک آخوندِ بی سواد و بی هنر و روضه-خوان و خرافاتی و قرون وسطایی، نمایندهٔ الله و امام زمان و واجدِ حق انحصاری و ویژه و پیشینی و آسمانی در حکومت کردن است و نیز دیگر باور نکنند که یک سری خرافات و تاریخیات و عرفیات؛ همچون احکام عصر حجر در موردِ شلاق و قطع دست و پا و سنگسار و جوازِ ازدواج با دختربچه و تبعیضِ حقوقی بین زن/مرد و برده/آزاد و کافر/مسلمان، سخن الله و حقِ مطلق است.
#علیرضاموثق
@rahenow 🗿👈
📚در ستایش زنانگی
#علیرضاموثق
✍من حقیقتاً از کودکی، جمع زن ها را از جمعِ مردها، به نحوِ نسبی و طیفی انسانی تر می دیدیم؛ حتی حرف های به اصطلاح خاله-زنکی و عامیانه شان نیز از مردها انسانی تر است (ضمن اینکه به هیچ وجه مرادم این نیست که زن ها بی نقص و کامل و مقدس هستند و یا افکار و ارزش ها و احکام و اهداف و عواطف و رفتارشان، تحتِ سیطره-ی فرهنگِ مردسالار، تأثیرِ منفی نگرفته است).
افتخارِ مردها در بین عمومِ عوامِ جامعه-ی ما، در «اعمالِ خشونت و قلدری و کتک زدن» در یک دعوا و یا «ضخامت و اندازهٔ آلتِ تناسلی» و یا «کثرتِ و تنوعِ گاییدن» و امثالهم است (با الفاظی زمخت و خشن؛ نه مانند لفظ معاشقه) و مآلاً از همه-جایشان بویِ توحش و خشونت بر می خیزد.
زن ها معمولاً در جمعِ خصوصیِ مردها و آنجا که خودشان را بروز می دهند، نبوده اند و از حجمِ توحش و سبوعیت-شان آنچنان که باید مطلع نیستند و البته شواهد می گوید که اخیراً و در نسلِ جدید، وضع کمی بهتر شده است.
من همین زیر ابرو برداشتنِ مردهای جوان را که امروزه باب شده است به فال نیک می گیرم؛ بگذار فرو ریزد آن افتخاراتی که میراثِ گوریل های پشمالو ست؛ بگذار تا بیشتر شبیه به زنان شوند.
◾️آقایان می گویند: «طرف مثل زن گریه کرد»؛ «ای لعنتِ خدا بر آن مردانگی-تان».
ظریف اینکه بعضاً خود زن ها، تحت سیطرهٔ فرهنگ مردسالار، اگر فرزند پسرشان از واقعه ای متأثر شود و گریه کند، می گویند: «مادر! مرد که گریه نمی کند!»؛
لکن اگر مردها گریه کردن برایِ رنجِ دیگران را بیاموزند و رقیق القلب شوند، این حجم از جنگ و غارت و توحش و خشونت، دیگر در جهان وجود نخواهد داشت.
مردها دو چیز را باید بیاموزند تا «آدم» شوند و توحش و خشونت شان، درمان شود:
اول) «گریه کردن و اشک ریختن برایِ رنجِ دیگری ها و غیر خودی ها»
و
دوم) «عشق-بازی».
چطور می توان از جامعه ای که عمومِ مردهایش از ابرازِ محبت به همسرشان به خاطرِ انگِ «زن-ذلیلی» می ترسند، انتظارِ عدالت و دموکراسی و مراعاتِ حقوق بشر داشت؟ شبیه به اینکه از کرگدن و کروکودیل، توقع داشته باشیم، پیانو بزند(!)
پیشنهاد می کنم که فیلم بوفالو ۶۶ که علاوه بر حیث مضمونی، به لحاظ فرمی و سینمایی نیز امتیازِ بالایی دارد را حتماً ببینید؛
ببینید که یک زن، چطور مردی خشن و عاصی را به قول شازده کوچولو، اهلی و آدم می کند.
◾️این سخن، مدعایِ ناموجهی است که عشقِ الهی و آسمانی، حقیقی است و عشقِ انسانی و زمینی، مجازی؛ زیرا ما نمی دانیم که خداوند قطعاً و یقیناً وجود دارد و حقیقی است؛ اما می دانیم که انسان و زمین، وجود دارد و حقیقی است.
از طرفِ دیگر، اگر خداوند وجود داشته باشد، ما از ذهن و افکار و ارزش ها و احکام و اهداف و عواطف اش خبر نداریم؛ حال، وقتی از مختصات و حقیقت و اوصافِ چیزی خبر نداریم، چطور دوست اش بداریم؟ شبیه به اینکه من بگویم: «y را دوست دارم» و وقتی شما می پرسید: «y چیست؟ یا کیست؟»، بگویم: «نمی دانم و تاکنون او را ندیده ام و هیچ اطلاعی از حقیقت و اوصاف اش ندارم»(!) در اینجا با درون-نگری می توان بررسی کرد و دید که چطور یک موجودِ مجهول، می تواند متعلقِ علاقه و محبت ما قرار بگیرد؟
◾️همچنین تجربه-ی پسینی نشان می دهد، دلی که به عشقِ انسانی و زمینی زنده نشده است، عشقِ الهی و خدایش می شود «خدای خون-خوار و خون-ریزِ داعش»؛
می شود خدایِ آن مردِ نیوزیلندیِ تروریست که تنشِ تستوسترون را از لولهٔ مسلسل خارج کرد و خود-ارضایی اش با خون بود؛
می شود خدایِ آیت الله جعفر سبحانی که اخیراً پس از درخواستِ سانسورِ دکتر حسن محدثی از روزنامهٔ اطلاعات (یعنی سانسور و تضییعِ حقوق کسی که مسلمان است؛ ببینید با حقوقِ نامسلمان ها چه می کنند)، افاضه فرمود و عشقِ زمینی و انسانی را در مقابلِ عشقِ معنوی و الهی، معادلِ سقوطِ انسانیت به وادیِ حیوانیت تعبیر کرد(!)
پایان
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍من حقیقتاً از کودکی، جمع زن ها را از جمعِ مردها، به نحوِ نسبی و طیفی انسانی تر می دیدیم؛ حتی حرف های به اصطلاح خاله-زنکی و عامیانه شان نیز از مردها انسانی تر است (ضمن اینکه به هیچ وجه مرادم این نیست که زن ها بی نقص و کامل و مقدس هستند و یا افکار و ارزش ها و احکام و اهداف و عواطف و رفتارشان، تحتِ سیطره-ی فرهنگِ مردسالار، تأثیرِ منفی نگرفته است).
افتخارِ مردها در بین عمومِ عوامِ جامعه-ی ما، در «اعمالِ خشونت و قلدری و کتک زدن» در یک دعوا و یا «ضخامت و اندازهٔ آلتِ تناسلی» و یا «کثرتِ و تنوعِ گاییدن» و امثالهم است (با الفاظی زمخت و خشن؛ نه مانند لفظ معاشقه) و مآلاً از همه-جایشان بویِ توحش و خشونت بر می خیزد.
زن ها معمولاً در جمعِ خصوصیِ مردها و آنجا که خودشان را بروز می دهند، نبوده اند و از حجمِ توحش و سبوعیت-شان آنچنان که باید مطلع نیستند و البته شواهد می گوید که اخیراً و در نسلِ جدید، وضع کمی بهتر شده است.
من همین زیر ابرو برداشتنِ مردهای جوان را که امروزه باب شده است به فال نیک می گیرم؛ بگذار فرو ریزد آن افتخاراتی که میراثِ گوریل های پشمالو ست؛ بگذار تا بیشتر شبیه به زنان شوند.
◾️آقایان می گویند: «طرف مثل زن گریه کرد»؛ «ای لعنتِ خدا بر آن مردانگی-تان».
ظریف اینکه بعضاً خود زن ها، تحت سیطرهٔ فرهنگ مردسالار، اگر فرزند پسرشان از واقعه ای متأثر شود و گریه کند، می گویند: «مادر! مرد که گریه نمی کند!»؛
لکن اگر مردها گریه کردن برایِ رنجِ دیگران را بیاموزند و رقیق القلب شوند، این حجم از جنگ و غارت و توحش و خشونت، دیگر در جهان وجود نخواهد داشت.
مردها دو چیز را باید بیاموزند تا «آدم» شوند و توحش و خشونت شان، درمان شود:
اول) «گریه کردن و اشک ریختن برایِ رنجِ دیگری ها و غیر خودی ها»
و
دوم) «عشق-بازی».
چطور می توان از جامعه ای که عمومِ مردهایش از ابرازِ محبت به همسرشان به خاطرِ انگِ «زن-ذلیلی» می ترسند، انتظارِ عدالت و دموکراسی و مراعاتِ حقوق بشر داشت؟ شبیه به اینکه از کرگدن و کروکودیل، توقع داشته باشیم، پیانو بزند(!)
پیشنهاد می کنم که فیلم بوفالو ۶۶ که علاوه بر حیث مضمونی، به لحاظ فرمی و سینمایی نیز امتیازِ بالایی دارد را حتماً ببینید؛
ببینید که یک زن، چطور مردی خشن و عاصی را به قول شازده کوچولو، اهلی و آدم می کند.
◾️این سخن، مدعایِ ناموجهی است که عشقِ الهی و آسمانی، حقیقی است و عشقِ انسانی و زمینی، مجازی؛ زیرا ما نمی دانیم که خداوند قطعاً و یقیناً وجود دارد و حقیقی است؛ اما می دانیم که انسان و زمین، وجود دارد و حقیقی است.
از طرفِ دیگر، اگر خداوند وجود داشته باشد، ما از ذهن و افکار و ارزش ها و احکام و اهداف و عواطف اش خبر نداریم؛ حال، وقتی از مختصات و حقیقت و اوصافِ چیزی خبر نداریم، چطور دوست اش بداریم؟ شبیه به اینکه من بگویم: «y را دوست دارم» و وقتی شما می پرسید: «y چیست؟ یا کیست؟»، بگویم: «نمی دانم و تاکنون او را ندیده ام و هیچ اطلاعی از حقیقت و اوصاف اش ندارم»(!) در اینجا با درون-نگری می توان بررسی کرد و دید که چطور یک موجودِ مجهول، می تواند متعلقِ علاقه و محبت ما قرار بگیرد؟
◾️همچنین تجربه-ی پسینی نشان می دهد، دلی که به عشقِ انسانی و زمینی زنده نشده است، عشقِ الهی و خدایش می شود «خدای خون-خوار و خون-ریزِ داعش»؛
می شود خدایِ آن مردِ نیوزیلندیِ تروریست که تنشِ تستوسترون را از لولهٔ مسلسل خارج کرد و خود-ارضایی اش با خون بود؛
می شود خدایِ آیت الله جعفر سبحانی که اخیراً پس از درخواستِ سانسورِ دکتر حسن محدثی از روزنامهٔ اطلاعات (یعنی سانسور و تضییعِ حقوق کسی که مسلمان است؛ ببینید با حقوقِ نامسلمان ها چه می کنند)، افاضه فرمود و عشقِ زمینی و انسانی را در مقابلِ عشقِ معنوی و الهی، معادلِ سقوطِ انسانیت به وادیِ حیوانیت تعبیر کرد(!)
پایان
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
📚 اندر حکایتِ آخوند زرنگ!
#علیرضاموثق
✍آخوند زرنگ نامِ موجودی است که خود را نماینده-ی الله و نایبِ امام زمان می داند و در طولِ سال، مدام از《امت اسلامی و شادی قلب امام زمان و اسلام》سخن می گوید و بعد، در شب انتخابات، یاد《ایران》و《مردم》می افتد.
از نظر او، ایران، ملکِ مشاعِ هشتاد میلیون ایرانی نیست؛ بلکه ارث پدر آسمانیِ او و هدیه-ی الله به آخوندهاست و آنها حق ویژه و انحصاری و پیشینی برایِ حکومت کردن بر آن دارند.
در حکومتِ آخوند زرنگ، مانند هیتلر و رضا شاه، با《توسری، به زور، روسری》بر سر بخشی از مردم می کنند و در طولِ سال، آنها را موردِ توهین و تحقیر قرار می دهند و به یک دختر جوان که بدونِ خشونت و به شکلِ مسالمت آمیز به قانونِ فاشیستیِ حجابِ اجباری اعتراض کرده، ۲۴ سال حبس می دهند و بخشی از مردم را اساساً آدم حساب نمی کنند (چه رسد به اینکه آنها را مردم ایران و مالکانِ مشاع و با حقوقِ برابر در ایران به شمار آورند) و بعد، با این وجود در شب انتخابات به همان افراد می گویند:《به خاطر ایران بیایید و به مشروعیتِ حکومتِ آخوند زرنگ رأی بدهید》.
در حکومتِ آخوند زرنگ، حتی تمام مسلمان ها و حتی تمام شیعیان، حق کاندیدا شدن ندارند (چه رسد به لامذهب ها) و جزء مردم حساب نمی شوند و یا نهایتاً مردمِ درجه-دوم تلقی می شوند؛ چون طبقِ قوانینِ حکومتِ آخوند زرنگ، شما باید علاوه بر مسلمان و شیعه بودن، به ولایت مطلقه-ی فقیه که از اصول دین نیست، اعتقاد و التزام داشته باشید تا بتوانید در قدرتِ سیاسی سهیم شوید و حقوقِ سیاسی داشته باشید.
در حکومتِ آخوندِ زرنگ، به اقتفایِ الله که برایِ جهنم، طبقِ قرآن، ۱۹ عدد دربان برگزیده، یک عده انسانِ عتیقه چون جنتیِ ۹۳ ساله و یکسری انسانِ ماقبلِ ادیسون و ماقبلِ اختراعِ تلفن، در شورای نگهبان گماشته شده اند تا صرفنظر از کثیری از مردم که اساساً به خاطر نوع عقاید و سبک زندگی شان حق کاندیدا شدن ندارند، در میانِ مسلمانان و شیعیانِ معتقد و ملتزم به ولی فقیه، حتی امثالِ علی مطهری را رد صلاحیت کنند و بعد، آخوند زرنگ با این عملکردش باز توقعِ مشارکتِ حداکثری دارد.
آخوند زرنگ، معتقد است که الله با معجزه، قانونِ《علیت》را در مورد او جاری نمی کند و او نتیجه-ی اعمالش را نمی بیند؛ یعنی می تواند به حقوق ما ظلم کند و باز ما مدام عاشق او باشیم و یا به او رأی دهیم.
آخوند زرنگ، با وجودِ قبضه-ی تقریباً تمام قدرت، تقریباً هیچ مسئولیتی در قبالِ مشکلاتِ جامعه قبول نمی کند و فقط خوبی ها را از خودش می بیند و بدی ها را گردنِ دیگران می اندازد و...
پایان
سی بهمن ۱۳۹۸
#قهر_مدنی_فعال
#تحریم_انتخابات
#رأی_نمیدهم_پس_هستم
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍آخوند زرنگ نامِ موجودی است که خود را نماینده-ی الله و نایبِ امام زمان می داند و در طولِ سال، مدام از《امت اسلامی و شادی قلب امام زمان و اسلام》سخن می گوید و بعد، در شب انتخابات، یاد《ایران》و《مردم》می افتد.
از نظر او، ایران، ملکِ مشاعِ هشتاد میلیون ایرانی نیست؛ بلکه ارث پدر آسمانیِ او و هدیه-ی الله به آخوندهاست و آنها حق ویژه و انحصاری و پیشینی برایِ حکومت کردن بر آن دارند.
در حکومتِ آخوند زرنگ، مانند هیتلر و رضا شاه، با《توسری، به زور، روسری》بر سر بخشی از مردم می کنند و در طولِ سال، آنها را موردِ توهین و تحقیر قرار می دهند و به یک دختر جوان که بدونِ خشونت و به شکلِ مسالمت آمیز به قانونِ فاشیستیِ حجابِ اجباری اعتراض کرده، ۲۴ سال حبس می دهند و بخشی از مردم را اساساً آدم حساب نمی کنند (چه رسد به اینکه آنها را مردم ایران و مالکانِ مشاع و با حقوقِ برابر در ایران به شمار آورند) و بعد، با این وجود در شب انتخابات به همان افراد می گویند:《به خاطر ایران بیایید و به مشروعیتِ حکومتِ آخوند زرنگ رأی بدهید》.
در حکومتِ آخوند زرنگ، حتی تمام مسلمان ها و حتی تمام شیعیان، حق کاندیدا شدن ندارند (چه رسد به لامذهب ها) و جزء مردم حساب نمی شوند و یا نهایتاً مردمِ درجه-دوم تلقی می شوند؛ چون طبقِ قوانینِ حکومتِ آخوند زرنگ، شما باید علاوه بر مسلمان و شیعه بودن، به ولایت مطلقه-ی فقیه که از اصول دین نیست، اعتقاد و التزام داشته باشید تا بتوانید در قدرتِ سیاسی سهیم شوید و حقوقِ سیاسی داشته باشید.
در حکومتِ آخوندِ زرنگ، به اقتفایِ الله که برایِ جهنم، طبقِ قرآن، ۱۹ عدد دربان برگزیده، یک عده انسانِ عتیقه چون جنتیِ ۹۳ ساله و یکسری انسانِ ماقبلِ ادیسون و ماقبلِ اختراعِ تلفن، در شورای نگهبان گماشته شده اند تا صرفنظر از کثیری از مردم که اساساً به خاطر نوع عقاید و سبک زندگی شان حق کاندیدا شدن ندارند، در میانِ مسلمانان و شیعیانِ معتقد و ملتزم به ولی فقیه، حتی امثالِ علی مطهری را رد صلاحیت کنند و بعد، آخوند زرنگ با این عملکردش باز توقعِ مشارکتِ حداکثری دارد.
آخوند زرنگ، معتقد است که الله با معجزه، قانونِ《علیت》را در مورد او جاری نمی کند و او نتیجه-ی اعمالش را نمی بیند؛ یعنی می تواند به حقوق ما ظلم کند و باز ما مدام عاشق او باشیم و یا به او رأی دهیم.
آخوند زرنگ، با وجودِ قبضه-ی تقریباً تمام قدرت، تقریباً هیچ مسئولیتی در قبالِ مشکلاتِ جامعه قبول نمی کند و فقط خوبی ها را از خودش می بیند و بدی ها را گردنِ دیگران می اندازد و...
پایان
سی بهمن ۱۳۹۸
#قهر_مدنی_فعال
#تحریم_انتخابات
#رأی_نمیدهم_پس_هستم
/Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
1⃣ علم الهدی و تولیت آستان قدس از مردم خواستند تا به خاطر ویروس کرونا به مشهد مقدس سفر نکنند.
منبع: تسنیم
2⃣ آیا دقت دارید که در عالم واقع و در عمل، خودشان هم به خرافات و اباطیل شان ملتزم نیستند؟
از این امر بگذریم که اگر آن مرحوم می توانست شفا دهد و جان کسی را نجات دهد، در وهله-ی نخست، جان خودش و اولادش را نجات می داد؛
اما اگر طبق ادعای آخوندها، امام هشتم شان توان شفا دادن و تدبیر در امور دنیوی دارد، چرا مردم به مشهد و به حرم اش نروند؟ اگر در زمان سختی از مردم دستگیری نکند، پس صرفاً رفیق دوران خوشی است؟ پس چه زمانی می خواهد به درد مردم بخورد؟
#علیرضاموثق
@rahenow 🗿👈
منبع: تسنیم
2⃣ آیا دقت دارید که در عالم واقع و در عمل، خودشان هم به خرافات و اباطیل شان ملتزم نیستند؟
از این امر بگذریم که اگر آن مرحوم می توانست شفا دهد و جان کسی را نجات دهد، در وهله-ی نخست، جان خودش و اولادش را نجات می داد؛
اما اگر طبق ادعای آخوندها، امام هشتم شان توان شفا دادن و تدبیر در امور دنیوی دارد، چرا مردم به مشهد و به حرم اش نروند؟ اگر در زمان سختی از مردم دستگیری نکند، پس صرفاً رفیق دوران خوشی است؟ پس چه زمانی می خواهد به درد مردم بخورد؟
#علیرضاموثق
@rahenow 🗿👈
📚حکومت دهاتی ها
#علیرضاموثق
✍اسلام و فقه و آخوند، هر سه محصول دهات اند. در اینجا وصف «دهاتی» را با ارزش-داوری به کار نمی برم؛ بلکه آن را به عنوان نحوه ای از زیست و مناسبات و معادلات و معاملات مد نظر دارم.
اسلام و فقه و آخوند، محصول زیست دهاتی و قبیله ای و استبدادی و سلطانی و نظام «ارباب/رعیتی» است. در کل منظومه-ی فکری آنها، به طور طبیعی، نه مفهوم «دولت-ملت» وجود دارد و نه مفهوم «شهروند» و نه مفهوم «بوروکراسی» و نه مفهوم «پارلمان» و نه هیچ مفهومی که برساخته-ی زیست مدرن است.
انقلاب ۵۷ نیز شورش قبیله-ی دهاتی ها علیه اقلیتی بود که می خواستند «فرهنگ شهری و مدرن» را بسط دهند و از قضا اکثریت همان اقلیتی که در ظاهر، «کت و شلوار و کراوات» به تن داشتند و چهار روز بود که از دهات خود دور شده بودند، در راستای میل شدیدِ بازگشت به اصل خویش و در راستای نوستالژیِ «خانه-ی مادر بزرگ»، به قبیله-ی آخوندها پیوستند و البته عموم مناطق شهرهای ما، حتی در همین امروز، همواره «یک دهاتِ بی هویت و زشت و پریشان و آشفته» بوده است (شهرهای ما را که می بینی، باید بگویی صد رحمت به دهات!).
هضم زیست مدرن (از فرهنگ آپارتمان-نشینی تا رانندگی)، برای دهاتی هایِ گوسفند-چران و کشاورزی که تا چندی پیش، خودشان یا پدرشان، سوار بر اسب و الاغ و شتر می شده و با گاو-آهن زمین را شخم می زده، ثقیل است.
دهاتی ها بعد از پیروزی در انقلاب ۵۷، اولین کاری که کردند، جمع کردن مظاهر نوعی از سبک زندگی بود که با زیستِ دهاتی در تضاد بود.
مصادیقی چون تراشیدن ریش، استفاده از کراوات، نشستن روی صندلی در حضور آیت الله خمینی (یعنی برگزاری مراسم ملاقات، بر خلاف عرف مسجد)، استفاده از توالتِ فرنگی، ممنوعیت ازدواج کودکان، دادن حق طلاق به زنان، حجاب اختیاری و ممنوعیت مجازات هایی مثل سنگسار و قطع دست و پا و شلاق، آنهم در ملاء عام، همگی در تضاد با زیست دهاتی ها بود.
دایر کردن نمازخانه در ادارات دولتی و نهادهای حکومتی، به نحوی که در آن، بوی گند عرق پا آدمی را به تهوع می اندازد؛ نماد حکومت ولایت مطلقه-ی فقیه و رسوخ ماهیت دهاتی ها در بوروکراسی مدرن و مآلاً فشل و فلج کردن آن است.
یک دهاتی با فرهنگ قبیله ای، وقتی در حکومت دهاتی ها، موقعیت و مقام ممتاز و قدرت کسب می کند، تا حد ممکن تمام ایل و تبارش را دور خودش جمع می کند و به آنها پست و مقام می دهد.
فرهنگ دهاتی در پوشش و ظاهر مسئولین ما، به درستی با باطن-شان تناسب دارد. تمام مسئولین ریز و درشت ما، از جمله همان مهندس موسوی که تازه نقاش و معمار است، سواد بصری و شعورِ «ست و هماهنگ کردنِ» رنگ پیراهن و کت و شلوار و کفش-شان را باهم ندارند. در از صدر تا ذیلِ این قوم، تنها یک موردِ استثناء وجود دارد و آن شخص، آقای صادق خرازی است.
◾️در انتها باید تأکید کرد که حکومت ما به این اعتبار، بسیار مردمی است. حکومت دهاتی های گوسفند-چران است و از باطن تا ظاهرش شبیه به «خودِ خودِ مردمِ ماست».
پیتزای قرمه-سبزی و دموکراسی اسلامی و علوم انسانی اسلامی و... همگی آشی است که با نوستالژی «دهات» پخته می شود.
ده ها سال صبر و هزینه نیاز است تا این عزیزان، با اولیات و الفباها آشنا شوند و برای مثال، از دیدن موی زن ها و یا از شنیدن صدای آنها، تحریک و حشری نشوند و وقتی به ساحل دریا می روند، به جای خیره شدن به لنگ و پاچه-ی زن و بچه-ی مردم، از آفتاب و دریا و طبیعت لذت ببرند و یا آشغال در ساحل دریا و طبیعت نریزند و یا روزی یک مرتبه به حمام بروند تا بوی گندشان دیگران را در فضاهای عمومی اذیت نکند و یا فوایدِ طبیِ استفاده از توالت فرنگی را تصدیق کنند و یا متوجه شوند که «اسلام» با «دموکراسی و حقوق بشر» جمع نمی شود و یا «علوم انسانی تجربی»، «اسلامی» نمی شود و...
بازنشر: ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
#علیرضاموثق
✍اسلام و فقه و آخوند، هر سه محصول دهات اند. در اینجا وصف «دهاتی» را با ارزش-داوری به کار نمی برم؛ بلکه آن را به عنوان نحوه ای از زیست و مناسبات و معادلات و معاملات مد نظر دارم.
اسلام و فقه و آخوند، محصول زیست دهاتی و قبیله ای و استبدادی و سلطانی و نظام «ارباب/رعیتی» است. در کل منظومه-ی فکری آنها، به طور طبیعی، نه مفهوم «دولت-ملت» وجود دارد و نه مفهوم «شهروند» و نه مفهوم «بوروکراسی» و نه مفهوم «پارلمان» و نه هیچ مفهومی که برساخته-ی زیست مدرن است.
انقلاب ۵۷ نیز شورش قبیله-ی دهاتی ها علیه اقلیتی بود که می خواستند «فرهنگ شهری و مدرن» را بسط دهند و از قضا اکثریت همان اقلیتی که در ظاهر، «کت و شلوار و کراوات» به تن داشتند و چهار روز بود که از دهات خود دور شده بودند، در راستای میل شدیدِ بازگشت به اصل خویش و در راستای نوستالژیِ «خانه-ی مادر بزرگ»، به قبیله-ی آخوندها پیوستند و البته عموم مناطق شهرهای ما، حتی در همین امروز، همواره «یک دهاتِ بی هویت و زشت و پریشان و آشفته» بوده است (شهرهای ما را که می بینی، باید بگویی صد رحمت به دهات!).
هضم زیست مدرن (از فرهنگ آپارتمان-نشینی تا رانندگی)، برای دهاتی هایِ گوسفند-چران و کشاورزی که تا چندی پیش، خودشان یا پدرشان، سوار بر اسب و الاغ و شتر می شده و با گاو-آهن زمین را شخم می زده، ثقیل است.
دهاتی ها بعد از پیروزی در انقلاب ۵۷، اولین کاری که کردند، جمع کردن مظاهر نوعی از سبک زندگی بود که با زیستِ دهاتی در تضاد بود.
مصادیقی چون تراشیدن ریش، استفاده از کراوات، نشستن روی صندلی در حضور آیت الله خمینی (یعنی برگزاری مراسم ملاقات، بر خلاف عرف مسجد)، استفاده از توالتِ فرنگی، ممنوعیت ازدواج کودکان، دادن حق طلاق به زنان، حجاب اختیاری و ممنوعیت مجازات هایی مثل سنگسار و قطع دست و پا و شلاق، آنهم در ملاء عام، همگی در تضاد با زیست دهاتی ها بود.
دایر کردن نمازخانه در ادارات دولتی و نهادهای حکومتی، به نحوی که در آن، بوی گند عرق پا آدمی را به تهوع می اندازد؛ نماد حکومت ولایت مطلقه-ی فقیه و رسوخ ماهیت دهاتی ها در بوروکراسی مدرن و مآلاً فشل و فلج کردن آن است.
یک دهاتی با فرهنگ قبیله ای، وقتی در حکومت دهاتی ها، موقعیت و مقام ممتاز و قدرت کسب می کند، تا حد ممکن تمام ایل و تبارش را دور خودش جمع می کند و به آنها پست و مقام می دهد.
فرهنگ دهاتی در پوشش و ظاهر مسئولین ما، به درستی با باطن-شان تناسب دارد. تمام مسئولین ریز و درشت ما، از جمله همان مهندس موسوی که تازه نقاش و معمار است، سواد بصری و شعورِ «ست و هماهنگ کردنِ» رنگ پیراهن و کت و شلوار و کفش-شان را باهم ندارند. در از صدر تا ذیلِ این قوم، تنها یک موردِ استثناء وجود دارد و آن شخص، آقای صادق خرازی است.
◾️در انتها باید تأکید کرد که حکومت ما به این اعتبار، بسیار مردمی است. حکومت دهاتی های گوسفند-چران است و از باطن تا ظاهرش شبیه به «خودِ خودِ مردمِ ماست».
پیتزای قرمه-سبزی و دموکراسی اسلامی و علوم انسانی اسلامی و... همگی آشی است که با نوستالژی «دهات» پخته می شود.
ده ها سال صبر و هزینه نیاز است تا این عزیزان، با اولیات و الفباها آشنا شوند و برای مثال، از دیدن موی زن ها و یا از شنیدن صدای آنها، تحریک و حشری نشوند و وقتی به ساحل دریا می روند، به جای خیره شدن به لنگ و پاچه-ی زن و بچه-ی مردم، از آفتاب و دریا و طبیعت لذت ببرند و یا آشغال در ساحل دریا و طبیعت نریزند و یا روزی یک مرتبه به حمام بروند تا بوی گندشان دیگران را در فضاهای عمومی اذیت نکند و یا فوایدِ طبیِ استفاده از توالت فرنگی را تصدیق کنند و یا متوجه شوند که «اسلام» با «دموکراسی و حقوق بشر» جمع نمی شود و یا «علوم انسانی تجربی»، «اسلامی» نمی شود و...
بازنشر: ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
Tafakor_e_Enteghadi
@rahenow 🗿👈
✍شنیدم که این گرگِ جنگلِ ولایت، مرحوم شجریان را قبل از فوت و پس از انتقادهایش به نظام حاکم،《پیر-مرد از کار افتاده》نامیده است.
این پرسش به ذهن ام رسید که این غضنفرِ میدانِ سیاستِ اسلامی، چرا نگاهی به آسایشگاهِ سالمندانِ نظام آخوندی و《مجلسِ وای بر خبرگان》که چونان موزه-ی ماموت هایِ فسیلِ ماقبلِ تاریخ است و نیز نگاهی به سن و سالِ نایب امام زمان و جنتیِ پیر-تر از الله نمی اندازد که بعضاً بر روی ویلچر و با چند منصب و مقامِ حکومتی، با وقاحت، شعار جوان-گرایی نیز می دهند؟!
#علیرضاموثق
@rahenow 🗿👈
این پرسش به ذهن ام رسید که این غضنفرِ میدانِ سیاستِ اسلامی، چرا نگاهی به آسایشگاهِ سالمندانِ نظام آخوندی و《مجلسِ وای بر خبرگان》که چونان موزه-ی ماموت هایِ فسیلِ ماقبلِ تاریخ است و نیز نگاهی به سن و سالِ نایب امام زمان و جنتیِ پیر-تر از الله نمی اندازد که بعضاً بر روی ویلچر و با چند منصب و مقامِ حکومتی، با وقاحت، شعار جوان-گرایی نیز می دهند؟!
#علیرضاموثق
@rahenow 🗿👈