هی نشسته لعن بر هارون و مامون می کنند
خود اسیرانند در بند جفای ظالمان
بر اسیران عرب این نوحه ها چون می کنند؟
تا خرند این قوم، رندان خرسواری می کنند
وین خران در زیر ایشان آه و زاری می کنند
#ملک_الشعرای_بهار
@rahenow🗿👈
خود اسیرانند در بند جفای ظالمان
بر اسیران عرب این نوحه ها چون می کنند؟
تا خرند این قوم، رندان خرسواری می کنند
وین خران در زیر ایشان آه و زاری می کنند
#ملک_الشعرای_بهار
@rahenow🗿👈
@rahenow 🗿👈
#ملک_الشعرای_بهار
فـتـنـه ها را آشکار مییینم
دسـت ها تـوی کـار میبینم
حـقـه بازان و مـاجراجویان
بـر خـر ِ خود سوار میبینم ...
آلت دست ارتجاع و فاشیست
چاکران را قطار میبینم
چند لوطی ز کهنه جاسوسان
روز و شب گرم کار میبینم ...
پیشبینی که عاقلان کردند
بعد از این آشکار میبینم
آنکه را داد جان به راه وطن
بی سرانجام و خوار میبینم ...
جمله بیعرضگان جاهل را
داخـل کـار و بــار میبینم
مـلـتـی کـه گـشـت فرامُشکار
بـی تـعـارف حـمـار میبینم ...
@rahenow 🗿👈
#ملک_الشعرای_بهار
فـتـنـه ها را آشکار مییینم
دسـت ها تـوی کـار میبینم
حـقـه بازان و مـاجراجویان
بـر خـر ِ خود سوار میبینم ...
آلت دست ارتجاع و فاشیست
چاکران را قطار میبینم
چند لوطی ز کهنه جاسوسان
روز و شب گرم کار میبینم ...
پیشبینی که عاقلان کردند
بعد از این آشکار میبینم
آنکه را داد جان به راه وطن
بی سرانجام و خوار میبینم ...
جمله بیعرضگان جاهل را
داخـل کـار و بــار میبینم
مـلـتـی کـه گـشـت فرامُشکار
بـی تـعـارف حـمـار میبینم ...
@rahenow 🗿👈
ای جماعت بهر خود هم اندکی غوغا کنید
حال خود را دیده ، واغوثا و واویلا کنید
خانههاتان شد خراب اما صداهاتان گرفت
آخـر ای خانه خرابان انـدکـی نـجـوا کنید
کیسههای خالی خود را دهید آخر تکان
پس تکانی خورده دزد خویش را پیدا کنید
تا به کی با این لباس ژنده میریزید اشک ؟
با جوی ِ غیرت لباس از اطلس و دیبا کنید
کشته شد شاه شهیدان تا شما گیرید پند
بر سر دشمن زنید و خویش را احیا کنید
ای جـوانـان مـدارس بیسـوادان حاکمند
این گـروه بـیـنـوا و سـفـلـه را رسوا کنید
ای دیانتپیشگان دینرفت و دنیا نیز رفت
چشمپوشی بعد این از دین و از دنیا کنید
ثروت ایـران لگدکوب سمند جور گشت
راستی فـکری به حال کـشـور دارا کنید ...
#ملک_الشعرا_محمدتقی_بهار
@rahenow 🗿👈
حال خود را دیده ، واغوثا و واویلا کنید
خانههاتان شد خراب اما صداهاتان گرفت
آخـر ای خانه خرابان انـدکـی نـجـوا کنید
کیسههای خالی خود را دهید آخر تکان
پس تکانی خورده دزد خویش را پیدا کنید
تا به کی با این لباس ژنده میریزید اشک ؟
با جوی ِ غیرت لباس از اطلس و دیبا کنید
کشته شد شاه شهیدان تا شما گیرید پند
بر سر دشمن زنید و خویش را احیا کنید
ای جـوانـان مـدارس بیسـوادان حاکمند
این گـروه بـیـنـوا و سـفـلـه را رسوا کنید
ای دیانتپیشگان دینرفت و دنیا نیز رفت
چشمپوشی بعد این از دین و از دنیا کنید
ثروت ایـران لگدکوب سمند جور گشت
راستی فـکری به حال کـشـور دارا کنید ...
#ملک_الشعرا_محمدتقی_بهار
@rahenow 🗿👈
در محرّم، مردمان خود را دگرگون ميکنند
از زمين، آه و فغان را زيب گردون مى کنند
گاه عريان گشته با زنجير ميکوبند پشت
گه کفن پوشيده، فرق خويش پرخون مى کنند
وز دروغ کهنهي « يا ليتنا کنّا معک»
شاه دين را کوک و زينب را جگرخون مى کنند
خادم شمر کنونى گشته اند و ناله ها
با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مى کنند
بر يزيد زنده ميگويند هر دم، صد مجيز
پس شماتت بر يزيد مرده ى دون مى کنند
پيش ايشان صد عبيدالله حاضر، وين گروه
ناله از دست عبيدالله مدفون مى کنند
آيد از دروازهى شمران اگر روزى حسين
شامش از دروازهى دولاب بيرون مى کنند.
گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد
خاک پايش را به آب ديده معجون مى کنند
خود اسيرانند در بند جفاى ظالمان
بر اسيران عرب اين نوحهها چون مى کنند؟!
تا خرند اين قوم، رندان خرسوارى مى کنند
وين خران در زير ايشان آه و زارى مى کنند.
#ملک_الشعراى_بهار
@rahenow 🗿👈
از زمين، آه و فغان را زيب گردون مى کنند
گاه عريان گشته با زنجير ميکوبند پشت
گه کفن پوشيده، فرق خويش پرخون مى کنند
وز دروغ کهنهي « يا ليتنا کنّا معک»
شاه دين را کوک و زينب را جگرخون مى کنند
خادم شمر کنونى گشته اند و ناله ها
با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مى کنند
بر يزيد زنده ميگويند هر دم، صد مجيز
پس شماتت بر يزيد مرده ى دون مى کنند
پيش ايشان صد عبيدالله حاضر، وين گروه
ناله از دست عبيدالله مدفون مى کنند
آيد از دروازهى شمران اگر روزى حسين
شامش از دروازهى دولاب بيرون مى کنند.
گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد
خاک پايش را به آب ديده معجون مى کنند
خود اسيرانند در بند جفاى ظالمان
بر اسيران عرب اين نوحهها چون مى کنند؟!
تا خرند اين قوم، رندان خرسوارى مى کنند
وين خران در زير ايشان آه و زارى مى کنند.
#ملک_الشعراى_بهار
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 محرم از نگاه احمد کسروی
🔸ميبايد از داستان گريه و روضه خوانی نيز جداگانه سخن رانيم، اين نيز زيانهای بسياری را در پی دارد. چنانكه گفتيم نخست از اين راه سودجويی سياسی می کرده اند، به کسی که ستم رسيده، مردم دلهاشان سوزد و خواهان و ناخواهان، هواداری ازو نمايند. از اينرو سران شيعه از ستم ديدگی حسين بن علی به پيشرفت کار خود می افزوده اند. چیزی که هست در آنزمانها کار تنها شعرهایی خواندن و گریستن میبوده، که سالی يكبار و دوبار به آن می پرداخته اند. در زمان خود امامان بيش از اين سراغ نمیداريم. سپس در تاريخها میبينيم که در زمان خاندان بويه در بغداد، روزهای عاشورا تكانی هم در شيعيان پديد می آمده و نمايشی ميرفته. پس از آن يادی در کتابها در اينباره نمیبينيم تا از زمان صفويان دوباره آغاز يافته است. #ملاحسين_کاشفی کتابی درباره داستان کربلا بنام #روضه_الشهدا نوشته بوده و کسانی در نشست ها از آن خوانده، مردم را میگريانيده اند و همانا نام #روضه_خوان از همانجا پيدا شده است.
🔹هرچه هست در زمان ما #روضه_خوانی و نمايشهای محرمی یک گرفتاری بزرگی برای ايرانيان گرديده و اين ميدان بی اندازه پهناور شده بود. در شهرهای بزرگ شماره روضه خوانها از دويست و سيصد گذشتی، و بسياری از آنان از آن راه، داراک (مال) اندوخته، توانگر بودندی. برخی نيز به دربار بستگی داشته، لقبهايی از #سلطان_الذاکرين، #ملک_الذاکرين و مانند اينها يافتندی. در سراسر سال روضه خوانيها رفتی. اگر کسی درگذشتی و يا از سفر آمدی و يا عروسی کردی و يا خانه تازه خريدی و يا فرزندی پيدا کردی، در خانه خود روضه خوانانيدی....
🔹شيعی بافهم و باور، کسی بودی که اگر پدرش مرده، به حسين گريد، اگر برادرش درگذشته، ياد عباس برادر حسين کند، اگر پسر جوانی از دستش رفته، علی اکبر را به ياد آورد، اگر عروسی کند، روضه از عروسی قاسم خواناند. یک زن شيعی بايستی هميشه ياد از زينب و ام کلثوم کند و هر اندوهی که رخ دهد، آنرا به کنار گزارده، به اندوه خواهران و زنان حسين گريد. اين دستوری میبود که پیشوایان داده بودند....
🔹از آنسوی چون محرم رسيدی، بسياری از مردم رخت سياه پوشيدندی و از همان روز نخستين در تيمچه ها و کاروانسراها و در خانه های مجتهدان و بزرگان دستگاه سوگواری درچيده شدی. در همه جا روضه خوانيها آغاز يافتی. بازار روضه خوانان بسيار گرم شده، هريكی سوار اسب يا خر از اينجا درآمده به آنجا شتافتی. در هرجايی روضه خوانان همينكه يكی از منبر پايين آمدی، آن ديگری بالا رفتی. در همان هنگام از هر کويی دسته ای راه افتادی. سينه زنها، زنجيرزنان، هر گروهی دنبال ديگری را گرفته، درفشهای بسيار جلو انداخته، با طبل و شيپور، نالان و مويان به راه افتادندی. در بازارها گرديده و به تيمچه ها و خانه های مجتهدان و بزرگان رفته، بدينسان روز را به پايان رسانيدندی. هنگام شام در هر کويی و کوچه ای، دسته شاه حسينی راه افتادی....
🔹از روزهای هشتم يا نهم حسين و عباس و علی اکبر و قاسم و زين العابدين بيمار و زينب و ام کلثوم و سكينه به روی اسبها در بازارها گرديدندی. در تبريز روز نهم شير آوردندی که خود داستانی داشتی. روز دهم يا عاشورا ديوانگی بالا گرفتی. از آغاز روز، صد دسته شاه حسينی راه افتادی....
🔹اروپاییان از سالها کوشیده اند که شرقیان را در نادانیها و دژخوییهایی که میداشته اند و میدارند پایدار گردانند و از این رفتار دو نتیجه خواستنه اند:
- یکی آنکه شرقیان در سایه این کارها ناتوان و درمانده باشند و بآسانی گردن بیوغ چیرگی آنان گذارند.
- دیگری اینکه بهانه در دست باشد و به نیکخواهان جهان که در اروپا نیز فراوانند پاسخی توانند داد.
🔹دو تن از شرقشناسان که یکی #مسیوماربین آلمانی و دیگری #دکترجوزف فرانسوی بوده، در کتابهای خود از کیش شیعی و از این نمایشهای شیعیان ستایشها نوشته اند. و اینها عنوانی بدست ملایان داده که آن دو نوشته را که به فارسی ترجمه شده در دفتری بنام #سیاست_الحسینیه بچاپ رسانیده اند، ولی ما نیک میدانیم که اینان نوشته هایشان جز از راه فریبکاری نیست.
🔹بگفته #مسیوماربین، نصرالدین طوسی کار بسیار نیکی کرده که در زمان تاخت مغولان و در چنان هنگام گرفتاری، کینه شیعی و سنی را فراموش نساخته و مغولان را بسر بغداد برده و کینه از دشمنان خاندان علی جسته است. این بوده آرزویش که شیعیان همیشه چنان باشند و هیچگاه کینه سنیان را از دل بیرون نکرده، به کارهای دیگری نپردازند.
🔹بگفته #دکترجوزف، شیعه گری در نتیجه روضه خوانی پیشرفت بسیاری کرده و او آرزومند میبوده که شیعیان در این راه پیشرفت را هز دست ندهند و بشماره شیعیان (که بکار سیاست اروپایی نیک میخورند) بیفزایند.
📙 بهاییگری، شیعیگری، صوفیگری
✍ #احمد_کسروی
@rahenow 🗿👈
🔸ميبايد از داستان گريه و روضه خوانی نيز جداگانه سخن رانيم، اين نيز زيانهای بسياری را در پی دارد. چنانكه گفتيم نخست از اين راه سودجويی سياسی می کرده اند، به کسی که ستم رسيده، مردم دلهاشان سوزد و خواهان و ناخواهان، هواداری ازو نمايند. از اينرو سران شيعه از ستم ديدگی حسين بن علی به پيشرفت کار خود می افزوده اند. چیزی که هست در آنزمانها کار تنها شعرهایی خواندن و گریستن میبوده، که سالی يكبار و دوبار به آن می پرداخته اند. در زمان خود امامان بيش از اين سراغ نمیداريم. سپس در تاريخها میبينيم که در زمان خاندان بويه در بغداد، روزهای عاشورا تكانی هم در شيعيان پديد می آمده و نمايشی ميرفته. پس از آن يادی در کتابها در اينباره نمیبينيم تا از زمان صفويان دوباره آغاز يافته است. #ملاحسين_کاشفی کتابی درباره داستان کربلا بنام #روضه_الشهدا نوشته بوده و کسانی در نشست ها از آن خوانده، مردم را میگريانيده اند و همانا نام #روضه_خوان از همانجا پيدا شده است.
🔹هرچه هست در زمان ما #روضه_خوانی و نمايشهای محرمی یک گرفتاری بزرگی برای ايرانيان گرديده و اين ميدان بی اندازه پهناور شده بود. در شهرهای بزرگ شماره روضه خوانها از دويست و سيصد گذشتی، و بسياری از آنان از آن راه، داراک (مال) اندوخته، توانگر بودندی. برخی نيز به دربار بستگی داشته، لقبهايی از #سلطان_الذاکرين، #ملک_الذاکرين و مانند اينها يافتندی. در سراسر سال روضه خوانيها رفتی. اگر کسی درگذشتی و يا از سفر آمدی و يا عروسی کردی و يا خانه تازه خريدی و يا فرزندی پيدا کردی، در خانه خود روضه خوانانيدی....
🔹شيعی بافهم و باور، کسی بودی که اگر پدرش مرده، به حسين گريد، اگر برادرش درگذشته، ياد عباس برادر حسين کند، اگر پسر جوانی از دستش رفته، علی اکبر را به ياد آورد، اگر عروسی کند، روضه از عروسی قاسم خواناند. یک زن شيعی بايستی هميشه ياد از زينب و ام کلثوم کند و هر اندوهی که رخ دهد، آنرا به کنار گزارده، به اندوه خواهران و زنان حسين گريد. اين دستوری میبود که پیشوایان داده بودند....
🔹از آنسوی چون محرم رسيدی، بسياری از مردم رخت سياه پوشيدندی و از همان روز نخستين در تيمچه ها و کاروانسراها و در خانه های مجتهدان و بزرگان دستگاه سوگواری درچيده شدی. در همه جا روضه خوانيها آغاز يافتی. بازار روضه خوانان بسيار گرم شده، هريكی سوار اسب يا خر از اينجا درآمده به آنجا شتافتی. در هرجايی روضه خوانان همينكه يكی از منبر پايين آمدی، آن ديگری بالا رفتی. در همان هنگام از هر کويی دسته ای راه افتادی. سينه زنها، زنجيرزنان، هر گروهی دنبال ديگری را گرفته، درفشهای بسيار جلو انداخته، با طبل و شيپور، نالان و مويان به راه افتادندی. در بازارها گرديده و به تيمچه ها و خانه های مجتهدان و بزرگان رفته، بدينسان روز را به پايان رسانيدندی. هنگام شام در هر کويی و کوچه ای، دسته شاه حسينی راه افتادی....
🔹از روزهای هشتم يا نهم حسين و عباس و علی اکبر و قاسم و زين العابدين بيمار و زينب و ام کلثوم و سكينه به روی اسبها در بازارها گرديدندی. در تبريز روز نهم شير آوردندی که خود داستانی داشتی. روز دهم يا عاشورا ديوانگی بالا گرفتی. از آغاز روز، صد دسته شاه حسينی راه افتادی....
🔹اروپاییان از سالها کوشیده اند که شرقیان را در نادانیها و دژخوییهایی که میداشته اند و میدارند پایدار گردانند و از این رفتار دو نتیجه خواستنه اند:
- یکی آنکه شرقیان در سایه این کارها ناتوان و درمانده باشند و بآسانی گردن بیوغ چیرگی آنان گذارند.
- دیگری اینکه بهانه در دست باشد و به نیکخواهان جهان که در اروپا نیز فراوانند پاسخی توانند داد.
🔹دو تن از شرقشناسان که یکی #مسیوماربین آلمانی و دیگری #دکترجوزف فرانسوی بوده، در کتابهای خود از کیش شیعی و از این نمایشهای شیعیان ستایشها نوشته اند. و اینها عنوانی بدست ملایان داده که آن دو نوشته را که به فارسی ترجمه شده در دفتری بنام #سیاست_الحسینیه بچاپ رسانیده اند، ولی ما نیک میدانیم که اینان نوشته هایشان جز از راه فریبکاری نیست.
🔹بگفته #مسیوماربین، نصرالدین طوسی کار بسیار نیکی کرده که در زمان تاخت مغولان و در چنان هنگام گرفتاری، کینه شیعی و سنی را فراموش نساخته و مغولان را بسر بغداد برده و کینه از دشمنان خاندان علی جسته است. این بوده آرزویش که شیعیان همیشه چنان باشند و هیچگاه کینه سنیان را از دل بیرون نکرده، به کارهای دیگری نپردازند.
🔹بگفته #دکترجوزف، شیعه گری در نتیجه روضه خوانی پیشرفت بسیاری کرده و او آرزومند میبوده که شیعیان در این راه پیشرفت را هز دست ندهند و بشماره شیعیان (که بکار سیاست اروپایی نیک میخورند) بیفزایند.
📙 بهاییگری، شیعیگری، صوفیگری
✍ #احمد_کسروی
@rahenow 🗿👈
سیل خونآلود اشکم بیخبر گیرد تو را
خون مردم، آخر ای بیدادگر، گیرد تو را
ای شکرلب، آب چشمم نیک دریابد تو را
وی قصبپوش آتش دل زود درگیرد تو را
ور گریزی زین دو طوفان چون پری بر آسمان
بر فراز آسمان آه سحر گیرد تو را
باخبر کردم تو را خون ضعیفان را مریز
زان که خون بیگناهان بیخبر گیرد تو را
نفرت مردم به مانند سگ درنده است
گر تو از پیشش گریزی زودتر گیرد تو را
کن حذر زان دم که دست عاشق دلمردهای
همچو قاتل در میان رهگذر گیرد تو را
ای خدنگ غمزهٔ جانان ز تنهایی منال
مرغ دل چون جوجه زیر بال و پر گیرد تو را
خاک زیر و رو ندارد پیش عزم عاشقان
هر کجا باشد بهار آخر به بر گیرد تو را
#ملک_الشعرای_بهار
@rahenow 🗿👈
خون مردم، آخر ای بیدادگر، گیرد تو را
ای شکرلب، آب چشمم نیک دریابد تو را
وی قصبپوش آتش دل زود درگیرد تو را
ور گریزی زین دو طوفان چون پری بر آسمان
بر فراز آسمان آه سحر گیرد تو را
باخبر کردم تو را خون ضعیفان را مریز
زان که خون بیگناهان بیخبر گیرد تو را
نفرت مردم به مانند سگ درنده است
گر تو از پیشش گریزی زودتر گیرد تو را
کن حذر زان دم که دست عاشق دلمردهای
همچو قاتل در میان رهگذر گیرد تو را
ای خدنگ غمزهٔ جانان ز تنهایی منال
مرغ دل چون جوجه زیر بال و پر گیرد تو را
خاک زیر و رو ندارد پیش عزم عاشقان
هر کجا باشد بهار آخر به بر گیرد تو را
#ملک_الشعرای_بهار
@rahenow 🗿👈