@rahenow
559 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
"ما" کیست که می‌تواند؟

یکی از مسئولان مجمع تشخیص مصلحت، با تکرار سخن سایر مسئولان بر شعار "ما می‌توانیم" تأکید کرده است.
من نمی‌دانم منظور از "ما" در عبارت "ما می‌توانیم" کیست؟ اگر منظور خودشان هستند؛ پس چرا نمی‌توانند؟ مگر کسی جلوی توانستن آنها را گرفته است؟ اما اگر منظورشان سایر ایرانی‌هاست؛ پس چرا نمی‌گذارند و آنها را از دایرۀ مدیریت و تصمیم‌گیری‌ حذف کرده‌اند؟

#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
در باب "مصلحت"؛ واژه ای که ناصواب هتک حیثیت شد!
نمی‌دانم نخستین بار در تاریخ معاصر ایران چه کسی مصلحت را در برابر حقیقت گذاشت؛ اما هر که بود سبب شد که این مفهوم در جامعۀ "روشنفکری" تا حد عافیت‌طلبی، سودجویی نامشروع شخصی و جمعی، چشم بستن بر بیداد و ستم و حتی توجیه مظالم سقوط کند.
مصلحت از ریشۀ صلاح و به معنای نیک‌اندیشی، خیرخواهی، شایستگی و درستی است و در مقابل مفسده قرار می‌گیرد، نه حقیقت!
در واقع، با بی‌اعتبار شدن مصلحت در جامعۀ ما، سیاست نیز سبب سوء‌فهم و برداشت نادرست شد؛ چرا که سیاست اصولاً بر مفهوم مصلحت عمومی استوار است و بدون آن، به لفاظی‌های توخالی و یا بازی های کودکانه بدل می‌شود که شده است!
تفکر سیاسی شاید چیزی بیش از کشف و تبیین مصلحت عمومی نباشد که آن نیز از راه تعامل فکری امن و آزاد بین "عقلاء" و اجماع نسبی آنان، حاصل می‌شود. بنابراین، حکومت‌ها هر چه را که به نفع گروه حکمرانان و راحتی کار آنان باشد، نمی‌توانند به عنوان "مصلحت" جا بزنند که سکه‌ای قلب و قابل نقد خواهد بود.
در حقیقت، وظیفۀ منتقد سیاسی، نقد مصلحت تقلبی در برابر مصلحت راستین است؛ نه اینکه اصل مصلحت را در برابر حقیقت بگذارد و آن را بالمره رد کند!
ما ایرانیان برای بازسازی مفهوم سیاست، نیاز به بازسازی مفاهیم بسیار داریم و نخستین گام نیز در این مسیر، اعادۀ حیثیت از مقام شامخ مصلحت است!
نسبت مصلحت با حقیقت اما چیست؟ این بماند برای بعد.

#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
پس شما چه کاره‌اید؟

شیخ محمد امامی کاشانی در خطبه های نمار جمعۀ تهران گفته است: "دشمن در همۀ امور برنامه‌ریزی می‌کند تا در عفت دختران و زنان ما و معنویت جوانان و مسائل سیاسی و نظامی ما اثر بگذارد. دشمن اتاق فکر دارد و ما نیز باید اتاق فکر داشته باشیم. او در اتاق فکر می‌گوید چگونه باید دختران اسلامی را بی بند و بار کرد که آنها راه گناه را بروند. این کار دشمن است"!

آنطور که آقای امامی کاشانی می‌گوید گویی تمام تعلیم و تربیت و دیگر امور این کشور در اختیار "دشمن" است و کارها به سرپنجۀ آن می‌چرخد! با این حساب، مجموعۀ حاکمیت این وسط چه کاره است؟ یعنی بعد از چهل سال هنوز یک "اتاق فکر" هم ندارد که تازه امامی کاشانی توصیه به تشکیل آن می‌کند؟
#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#احمد_زیدآبادی

(( روح‌الله زم در دو قاب )) :

چند ماه پیش فیلمی در رسانه‌های داخلی نمایش داده شد که در آن روح‌الله زم را عملا آدمی دلقک‌مآب ، لوده ، بی‌ارزش و فاقد هرنوع دانش و شمّ اطلاعاتی معرفی میکرد و رسانۀ او آمدنیوز هم رسانه‌ای فیک و دروغین بود اما در بیانیۀ فعلی او فردی پراهمیت قلمداد شده که تحت حمایت سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا ، اسرائیل ، فرانسه و دیگر کشورها بوده و در عملیاتی پیچیده دستگیر و گرفتار شده است و این موفقیت آنقدر بزرگ است که مستقیما به اطلاع ملت شهیدپرور ایران میرسد با این وجود خلاصۀ مطلب همان است که #حضرت_حافظ می‌فرماید :

گفت آن یار ، کز او گشت سر دار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

@rahenow 🗿👈
آمن نباش!

وای از رسوایی! چیزی بدتر از این خداوند خلق نکرده است! همۀ ابعاد فاجعۀ ساقط کردن هواپیمای اوکراینی یک طرف و کتمان حقیقت و دروغگویی در بارۀ علت آن، طرف دیگر!
یعنی اگر منابع آمریکایی، موشک شلیک شده به سمت هواپیما را در فضا رهگیری و افشا نمی‌کردند، قرار بود علت سقوط هواپیما تا ابد متکوم بماند؟ یعنی آن فردی که موشک را شلیک کرد یا فرمان شلیک داد، نمی‌دانست چه دسته گلی به آب داده است؟ یعنی اصلاً در این باره گزارش نداد؟ یا گزارش دروغ داد؟ یا اینکه او گزارشش را به درستی داد اما قرار شد که فاجعه نادیده گرفته شود؟
آیا وقتی که سخنگوی دولت، مشاور رئیس جمهور، مسئولان هواپیمایی و بسیاری محافل اصولگرا بخصوص رسانه‌های آنها، با ضرس قاطع و اطمینان خاطر کامل، بحث شلیک موشک را "جنگ روانی آمریکا" و "دروغی بزرگ" اعلام کردند، از اصل ماجرا بی‌اطلاع بودند؟ یا اطلاعات دروغ به آنها داده شده بود؟ یا خود در صدد دروغگویی برآمدند؟
هر کدام که باشد یک رسوایی تمام‌عیار است! حالا آنها چطور می‌خواهند چشم در چشم مردم بدوزند؟ چطور انتظار دارند که از این پس مردم حرف آنان را باور کنند؟ چرا فکر کرده‌اند که این دنیا اینقدر بی‌حساب و کتاب است که می‌توان واقعیتی چنین فاجعه‌آمیز را به کلی قلب کرد؟
بارها در این کشور نسبت به کتمان حقایق ورواج دروغ هشدار داده شده بود! چرا کتمان حقایق برای عده‌ای چنان سهل می‌آید که از عواقب آن نمی‌ترسند!
چونک بد کردی بترس آمن نباش
زانکه تخم است و برویاند خداش

#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
حشدالشعبی عراق این بار در قم!

خبرگزاری فارس از ضد عفونی کردن معابر شهر قم علیه ویروس کرونا توسط جمعی از نیروهای حشدالشعبی عراق در روز 16 فروردین خبر داده و در همین رابطه عکس‌هایی را نیز منتشر کرده است.
سال پیش هم نیروهای حشدالشعبی برای کمک به مهار سیل در خوزستان وارد ایران شده بودند که انتقادات و شایعات بسیاری در پی داشت.
اما منظور از حضور نیروهای حشدالشعبی در قم برای ضد عفونی کردن معابر و اعلام خبر آن واقعاً چیست؟
اینکه نیروهای ایرانی خودشان توانایی ضد عفونی کرن معابر را ندارند و مجبور به استفاده از نیروهای عراقی شده‌اند؟
اینکه جمهوری اسلامی اصالتی برای مرزهای سیاسی بین کشورها قائل نیست و تنها مرزهای عقیدتی و ایدئولوژیک را به رسمیت می‌شناسد؟
اینکه نشان داده شود کمک به شکل‌گیری و تداوم حشدالشعبی خارج از قلمرو منافع ایرانیان نبوده و در وضعیت‌های اضطراری این نیروها می‌توانند برای کمک به جامعۀ ایرانی به خدمت گرفته شوند؟
و یا اهداف دیگری از نوع آنچه روزی رئیس پیشین دادگاه‌های انقلاب بر زبان رانده بود؟
هر کدام از این موارد که باشد، موجه نیست!
این در حالی است که می‌دانیم در روزهای اخیر تشنج بین آمریکا و حشدالشعبی در عراق بالا گرفته و دو طرف به تهدید نظامی علیه یکدیگر مشغول‌اند. در این میان، دونالد ترامپ و برخی از مقام‌های نظامی و سیاسی دولت او هم تأکید کرده‌اند که اصولاً جمهوری اسلامی را مسئول هرگونه حملۀ حشدالشعبی به مراکز و منافع آمریکا در عراق می‌دانند و هر نوع حمله‌ای از طرف آنان را با ضربه به ایران پاسخ خواهند داد.
درمقابل این نوع تهدیدها، ستاد کل نیروهای مسلح و مقام‌های وزارت خارجۀ جمهوری اسلامی چند بار تکرار کرده‌اند که حشدالشعبی نیروی عراقی مستقلی است که از ایران دستور نمی‌گیرد و بنابراین، آمریکا حق ندارد حملات احتمالی آنها را به پای جمهوری اسلامی بنویسد!
حالا در این شرایط، اعلام حضور نیروهای حشدالشعبی در قم برای ضدعفونی کردن معابر شهر، آیا جز ارسال این علامت است که "آنها از خودمان هستند"؟
بارها گفته‌ام و اینجا باز هم تأکید می‌کنم که بزرگترین ضعف و نقصان حکمرانی در کشور ما ناآشنایی و یا بعضاً مخالفت با الزامات و ضرورت‌های امر سیاست در عصر ملت - دولت است و قریب به تمامِ هزینه‌های تحمیل شده به کشور در هر دو حوزۀ سیاست داخلی و خارجی هم از همین ناحیه برمی‌خیزد!
#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
ریاکاری سیاسی سنگر فساد است!

ریچارد نیکسون در کتاب "فرصت را از دست ندهید" خاطره‌ای از سفر خود به یکی از کشورهای آسیای جنوب شرقی نقل کرده است که یادآوری آن برای شرایط امروز ما بسیار درس آموز است.
او می‌گوید، همزمان با سفرش به آن کشور آسیایی، یکی از سناتورهای کشور میزبان، حملۀ لفظی بسیار تند و شدیدی علیه آمریکا و سیاست آن صورت می‌دهد.
نیکسون از این اقدام می‌رنجد و از اعضای سفارت آمریکا در بارۀ آن سناتور پرس‌وجو می‌کند، اما با کمال تعجب از اعضای سفارت می‌شنود که سناتور مذکور از قضا از نزدیک‌ترین دوستان و متحدان ایالات متحدۀ آمریکاست و فقط به منظور گمراه کردن افکار عمومی، آن موضع شدیداللحن را گرفته است!
نیکسون این شیوه را بسیار می‌پسندد و به کارگیری آن را به دستگاه دیپلماسی آمریکا در سایر نقاط جهان توصیه می‌کند!
ظاهراً این پدیده مختص حوزۀ دیپلماسی نیست و در همۀ عرصه‌ها کاربرد دارد! برای نمونه اگر به اظهارنظرهای آن دسته از مقام‌های سابق قضایی که به فساد متهم شده‌اند، نگاهی بیاندازیم، همگی چنان مواضع تند و غلیظ و شدیدی علیه نیروهای منتقد و در دفاع از وضع موجود گرفته‌اند که گویی در حال ایثارجان و مال خود برای حفظ نظام بوده‌اند! اما اکنون مشخص شده است که آنها از این موضوع به عنوان حفاظی برای زد و بندهای فسادآمیزِ خود استفاده کرده و در پشت صحنه، به پر کردن جیب خود از راه‌های نامشروع اشتغال داشته‌اند!
جایی که صداقت در اظهارنظر موجب دردسر شود، چرا افرادی برای پیگیری منافع نامشروع خود، راه ریا و مداهنه و چاپلوسی را در پیش نگیرند؟
ریاکاری و چاپلوسی سیاسی همیشه سنگری برای اهل فساد بوده است، اما تقصیر اصلی متوجه سیاستی است که ساخت این سنگر و موضع گرفتن در پشت آن را سهل و آسان می‌کند!
بی‌دلیل نبوده است که بزرگان تاریخ از مداهنه و چاپلوسی این همه نفرت داشته‌اند تا آنجا که پیامبر اسلام می‌فرماید:
احثوا فی وجوه المداحین التراب
به صورت مدیحه‌سرایان خاک بپاشید!
#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
✔️پرسش‌های مزاحم!

دو نفر بر سر فواید و مضرات بالا رفتن از تخته سنگی بلند و صاف و صیقلی به نزاع برخاسته بودند! ظریفی از آنجا گذشت و چون از موضوع نزاع آگاه شد، رو به دو طرف کرد و گفت: شما نخست امکان بالا رفتن از این تخته سنگ را بسنجید و بعد اگر توانستید از آن بالا روید، نزاع را ادامه دهید!
این داستان به بحث‌های تندی که این روزها بر سر توافق استراتژیک 25 ساله با چین بین ایرانی‌ها در گرفته است، بی‌شباهت نیست!
ظاهراً همگی شرایط امکان دستیابی به چنین توافقی را واگذاشته‌اند و بر سر مزایا و مضار آن با هم جدال می‌کنند!
اگر منظور از توافق با چین سرمایه‌گذاری آن کشور در ایران در ازای خرید نفت و در نهایت خنثی کردن تحریم‌های آمریکا باشد، آیا چینی‌ها اصولاً در این شرایط حاضر به پذیرش چنین ریسکی هستند؟
در واقع چنین توافقی، نوعی اعلان جنگ اقتصادی چین به آمریکا و به مخاطره افکندن مناسبات اقتصادی دو کشور است که سالانه به صدها میلیارد دلار سر می‌زند. این ماجرا در عین حال، تجارت صدها میلیارد دلاری سالانۀ چین با متحدان نزدیک آمریکا بخصوص کشورهای عربی حاشیۀ جنوبی خلیج فارس را هم به مخاطره می‌اندازد.
بنابراین، چینی‌ها با چه انگیزه‌ای قرار است تن به توافقی دهند که سالانه هزاران میلیارد دلار هزینه روی دست آنها بگذارد؟ یا به عبارت دیگر، ایران قرار است چه امتیازی به چینی‌ها دهد که چنان ضرر هنگفتی را جبران کند؟
اینها پرسش‌های مزاحمی است که مسئولان ایرانی علاقه‌ای به طرح آنها ندارند چرا که پاسخی برای آنها پیدا نمی‌کنند!
در واقع چینی‌ها فقط در صورتی حاضر به توافقی مبنی بر سرمایه‌گذاری و خرید نفت از ایران می‌شوند که این توافق مناسبات اقتصادی آنها با آمریکا و متحدان نزدیک آن را به خطر نیاندازد! چنین چیزی اما در چه شرایطی ممکن است؟ در شرایطی که آمریکا و متحدانش متقاعد شوند توافق ایران و چین، راهِ تغییر سیاست جمهوری اسلامی در حوزه‌های مورد نگرانی آنها را می‌گشاید!
کسانی که این روزها با افسانه‌پردازی در بارۀ ماهیت روابط چین و دنیای غرب، چیزی مغایر این را القاء می‌کنند، یا قصد فریب خود را دارند، یا قصد فریب مردم را و یا قصد فریب هر دو را!
#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
این بار شکست پدرش را پیدا می‌کند؟

ای کاش حسن روحانی به جای این همه سخنرانی‌های تکراری و پرطمطراق به طور مشخص می‌گفت که چه کسی این کشور را اداره می‌کند!
شاید وی پاسخ دهد که به فرض هم که مشخص شد، چه فایده‌ای برای شما دارد؟ راست می‌گوید! البته که فایدۀ چندانی ندارد! اما حداقل‌اش این است که می‌توان مسئولیت عواقب یک تصمیم خاص را متوجه عامل اصلی آن کرد!
باز هم ممکن است آقای روحانی پاسخ دهد که خب، حالا به فرض که این کار را هم کردید، چه سودی دارد؟ مگر کسی پاسخ‌گویتان است؟ بله سودی ندارد و این را خودمان هم می‌دانیم اما با این همه، از سر کنجکاوی هم شده، دوست داریم بدانیم در این بلبشوی تصمیم‌گیری چه کسی مشخصاً مسئول چه کاری است.
مثلاً همین برگزاری مراسم عزاداری ماه محرم. شخص روحانی گفته است باید برگزار شود اما با رعایت پروتکل‌های بهداشتی. دیگران هم از برخی مقام های دولتی گرفته تا بعضی مراجع و وعاظ و مداحان و امامان جمعه هر کدام به فراخور حال خود نظری داده‌اند. آنچه مسلم به نظر می‌رسد این است که مراسم عزاداری خواه ناخواه برگزار می‌شود. این کار طبعاً عواقبی دارد. منظورم این است که سبب شیوع بیشتر کرونا می‌شود و یا به فرض نمی‌شود.اما اصلاً مشخص نیست که پیامدش را به پای چه کسی باید نوشت. اگر عزاداری‌ها سبب شیوع بی‌رویۀ کرونا شود، از شخص روحانی گرفته تا دیگر کسانی که بر انجام آن پافشاری می‌کنند، به طور قطع خواهند گفت که تقصیری متوجه آنها نیست بلکه تمام تقصیرات متوجه دیگران بخصوص عزادارانی است که شرایط مورد تأکید آنها مثل زدن ماسک و حفظ فاصلۀ فیزیکی را رعایت نکرده‌اند! اما اگر به فرض عزاداری‌ها تأثیر چشمگیر و تعیین‌کننده‌ای بر گسترش کرونا نداشته باشد، ناگهان از هر سو هزاران مدعی پیدا خواهد شد تا به قول خود چنین موفقیت بزرگی را به پای کرامت و درایت و آگاهی و بصیرتِ خاص خود بنویسند و تا می‌توانند مخالفان برگزاری مراسم را شماتت و سرزنش کنند!
ظاهراً مسئولان کشور ما اصرار دارند تا مصداقِ ضرب‌المثلِ "پیروزی هزار پدر دارد، اما شکست یتیم است" باشند، اما فراموش کرده‌اند که این ضرب‌المثل در دوران انقلاب در صنعت رسانه‌ای دیگر جواب نمی‌دهد و افکار عمومی از زیر سنگ هم که شده، پدر شکست را پیدا می‌کنند و مُهر آن را بر جبین‌اش می‌نشانند.
عجالتاً اینکه ما فعلاً حسن روحانی را مسئول عواقب برگزاری مراسم عزاداری ماه محرم می‌دانیم چون او علاوه بر آنکه از برگزاری مراسم جمعی به طور علنی دفاع کرده، ناسلامتی شخص اول اجرایی کشور هم محسوب می‌شود و اگر نخواهد مسئولیت برگزاری یا عدم برگزاری یک مراسم مذهبی را بپذیرد، دیگر چه فرقی با بقال سر کوچۀ ما دارد؟
#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
توافق 25 ساله‌ای که نتیجۀ معکوس می‌دهد!

دلیل مخالفت بسیاری از هموطنان با توافق 25 سالۀ ایران و چین کاملاً قابل درک است چرا که چین دولتی غیرشفاف و متمرکز و اقتدارگرا و بیرحم و ناقض حقوق بشر دارد و افزون بر این، سابقۀ امپرتوری آن نشان می‌دهد که به ملت‌های پیرامون خود صرفاً به دیدۀ خراجگزار می‌نگرد. همین نگاه سبب شده است که چینی‌ها از مصادرۀ بندرگاه کشورهایی که از بازپرداخت بدهی‌هایشان به آن ناتوان مانده‌اند، شرم و حیایی به خود راه ندهد.
در کنار این، ایرانیان به خلاف روابط چند صد ساله‌ای که با اروپا داشته‌اند، با چینی‌ها مراودۀ نزدیکی نداشته‌اند و به همین جهت، با برخی آداب و فرهنگ و رسوم آنها بخصوص زبان و نوع رژیم خوراکی آنها احساس بیگانگی عمیق می‌کنند.
با این حساب، روشن است که نسبت به توافقی که در شرایط تحریم و اضطرار بسته شده و مفاد آن هم محرمانه مانده است، سخت نگران باشند.
با این همه، به نظر من، توافق 25 ساله هر محتوا و مضمونی که داشته باشد، تا زمانی که جمهوری اسلامی سیاست منطقه‌ای کنونی خود را تغییر ندهد، هیچ شانسی برای عملی شدن نخواهد داشت.
در واقع، مخالفت چینی‌ها با سیاست ایران در خاورمیانه هیچ تفاوت بنیادی با شرکای غربی آنها ندارد به طوری که حفط موجودیت اسرائیل و امنیت عربستان برای آنها مقدم بر هر نوع رابطۀ صد درصد سودجویانه با ایران است.
بنابراین، چینی‌ها از این توافق نه برای تقویت سیاست جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل و عربستان و دیگر شرکای عرب آنها، بلکه به عنوان اهرمی برای تغییر سیاست منطقه‌ای ایران و کشاندن آن به سر میز مذاکره با آمریکا سود خواهند جست.
به عبارت دیگر، اگر طرفِ ایرانی به منظور تقویت سیاست منطقه‌ای خود و مقابله با آمریکا و متحدانش این توافق را به امضاء رسانده، راه را دقیقاً معکوس طی کرده است! اگر مدیر مسئول کیهان با این واقعیت آشنا بود، در نزاع بر سر توافقنامه، اینطور بی‌محابا خوشحالی نمی‌کرد و از سر غفلت سرنا را از سر گشادش نمی‌زد!
ناگفته نماند، روزگاری که به فرض سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی تغییر کند، نیازی به اجرای کامل این توافق از سوی ایران نیز احساس نخواهد شد.
#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🗿👈
عجب نماینده‌ای!


🔹مرتضی آقا تهرانی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به پافشاری و انعطاف ناپذیری خود برای پیشبرد طرحِ موسوم به "#صیانت از حق کاربران فضای مجازی" گفته است: "در یک روز 120 هزار پیج علیه ما راه انداختند، اگر 100 میلیارد پیج هم ساخته می‌شد ما کار خودمان را خواهیم کرد."
ظاهراً دبیرکل سابق جبهۀ پایداری انتظار دارد که مخاطب پس از شنیدن یا خواندن سخنانش بگوید: احسنت! عجب نمایندۀ قاطع و سازش ناپذیری!

🔹مخاطب عاقل اما به او می‌گوید: فردی که که اینطور عیان، افکار عمومی را به هیچ می‌گیرد و به زعم خود، تره هم برای نظرات عموم جامعه خرد نمی‌کند، چه کارش به حضور در مجلسی که ادعای نمایندگی مردم را دارد؟

🔹چنین آدمی می‌تواند با پشت پا زدن به حکومت و دولت و سیاست و حکمرانی و زمامداری، علایق فردی خود را در گوشه‌ای از جامعه دنبال کند و به ریش افکار عمومی هم بخندد. اما در مقام یک مدعی زمامداری، او به چه حق و بنا به چه برهانی آشکارا نظرات مردمی را که مدعی نمایندگی آنهاست، اینطور با افتخار نادیده می‌گیرد و تلویحاً تهدید به آتش کشیدن قیصریه‌ای برای دستمالی می‌کند؟

🔹تصور برخی تحلیل‌گران بر این است که برخی تصمیمات نادرست و پرهزینۀ حکومتی از سر ناآگاهی نسبت به میزانِ حساسیت جامعه به آن موضوع اتخاذ می‌شود، اما جالب اینکه مرتضی آقا تهرانی ضمن اذعان به حساسیت بسیار شدید مردم به بحث اینترنت، باز هم قاطعانه بر اجرای نظرِ مغایر خود با افکار عمومی اصرار دارند.

#احمد_زیدآبادی

@rahenow 🗿👈
فقط حزب‌اللهی‌ها؟

نظام جمهوری اسلامی خودش را صرفاً نمایندۀ قشر "حزب‌اللهی" و منحصراً مدافع حقوق و علایق آنان می‌داند یا اینکه خود را نمایندۀ تمام اقشار ملت و مدافع حقوق ملی می‌شمرد؟
گرچه به لحاظ عملکرد اجرایی، پاسخ این پرسش بر اهل نظر پوشیده نیست، اما به لحاظ نظری، هیچ مسئولی میلی برای شفاف‌سازی در این زمینه ندارد.
من این پرسش ساده اما بسیار اصولی را در برابر مراجع سیاسی و عقیدتی جناح اصولگرا و تمام مسئولان کشور می‌گذارم و از آنها می‌خواهم که بدون عصبانیت و پرخاشجویی و اتهام‌پراکنی، پاسخی رک و روشن و بدون ابهام به آن ارائه کنند.
در واقع پاسخ تئوریکِ شفاف و بدون ابهام اصولگرایانِ حاکم به این پرسش، می‌تواند جهت بحث‌های بنیادیِ حقوق اساسی در بین ایرانیان را روشن کند.
می‌دانم که طبق روالِ معمول، پاسخی به این پرسش داده نخواهد شد و من هم آن را فقط به قصد دریافت پاسخ از آنان مطرح نکردم. هدف اصلی‌ام در حقیقت، برانگیختن آنان به اندیشیدن در این باره و رویارو شدن با تناقض‌های فکری‌شان است تا بلکه در صدد چاره‌جویی برآیند.
قاعدتاً چنانچه اصولگرایان، ملت را فقط در قشر حزب‌اللهی خلاصه بدانند، آنگاه بی‌اعتنایی آنها به وضعیت نویسندگانِ منتقدِ زندانی و همزمان با آن، درخواست دعا برای سلامت یک کارگردان حزب‌اللهی از طریق تریبون‌های رسمی، برای عموم مردم معنی روشن‌تری پیدا خواهد کرد اما اگر ملت را تمام اقشار ملت تعریف می‌کنند، آنگاه باید توضیح دهند پس این چه تبعیضِ آشکاری است که بین اتباع کشور روا می‌دارند؟
#احمد_زیدآبادی
#حقوق_ملی
#حزب_الله
#تبعیض
#نویسندگان

@rahenow 🗿👈
پوتین چگونه حیثیت روسیه را به باد داد!

هنگامی که کشورهای غربی استقرار ارتش روسیه در مرزهای اوکراین را شاهدی بر نقشۀ پوتین برای حمله به آن کشور اعلام کردند، عموم سران کرملین نه فقط آن را تکذیب کردند بلکه با تمسخرِ پیش‌بینی سران اروپا و آمریکا، آنها را به تجدید نظر در اعتبار منابع جاسوسی خود فرا خواندند.
اینک به رغم همۀ آن انکارها، ارتش روسیه وارد خاک اوکراین شده و مشغول بمباران شهرهای آن کشور است.
در آغاز بحران، مسکو بسیار کوشید تا خود را در موضع دفاع از صلح و در واقع طرفِ قربانی بحران معرفی کند، اما متحدان غربی با اصرار بر اینکه او قصد تجاوز به اوکراین و اشغال خاک آن کشور را دارد، او را به لحاظ تبلیغاتی در جایگاه مهاجم و متجاوز قرار دادند.
اکنون با ورود ارتش روسیه به خاک اوکراین، مهاجم و متجاوز بودن روسیه دیگر فقط جنبۀ تبلیغاتی ندارد، بلکه اغلب مردم جهان آن را پذیرفته و پوتین را افزون بر متجاوز به عنوان "دروغگو" هم می‌شناسند.
دروغگویی امر نادری در سیاست کشورها نیست؛ اما آن هم برای خودش آدابی دارد! پوتین در بحران اخیر حتی آداب دروغگویی را نیز رعایت نکرد و تهاجمی را که برای آن نقشه کشیده بود، بارها و بارها منکر شد، اما بلافاصله آن را طبق همان جدول زمانیِ موردِ پیش‌بینی سران غرب عملی کرد.
با این وضع، می‌توان حیثیت روسیه را در همین گام نخستِ ماجرا در چشم مردم جهان به باد رفته تلقی کرد.
حیثیت کشورها در صحنۀ جهانی، از نوع قدرت نرم است و شأنی حتی فراتر از قدرت نظامی و اقتصادی دارد. چنانچه حیثیت کشور یا رهبری نزد نهادهای غیر دولتی جهان و افکار عمومی کشورها عمیقاً مخدوش شود، هزینه‌های مترتب بر آن، قابل جبران نخواهد بود.
در هر صورت، حملۀ روسیه به اوکراین، تأثیرات بسیار گسترده‌ای بر نظم و امنیت جهان به جا می‌گذارد اما ماهیت این تأثیرات فعلاً مبهم است و به روند بحران بستگی دارد.
در این میان اما آنچه به نظرم بسیار مهم می‌آید، فهمِ نوع تأثیر این بحران بر کشور ما از سوی حکومت و افکار عمومی است.
ما ایرانیان به دلیل سابقۀ تاریخی کشورمان به طور وسیع، فهمی معمولاً اشتباه یا وارونه از تحولات بین‌المللی داریم و هر اتفاقی بخصوص در روابط بین قدرت‌های بزرگ را خارج از منطق واقعی آن تحلیل می‌کنیم. بر همین اساس، بسیاری از ایرانیان تصور می‌کنند که حملۀ روسیه به اوکراین موهبتی برای جمهوری اسلامی است و چه بسا که در داخل نظام نیز این تصور طرفدارانی پیدا کند و سبب تصمیم‌گیری‌های مهلکی شود.
اینکه روسیه درست در آستانۀ احیای احتمالی توافق برجام علیه اوکراین لشکر کشیده است، کاملاً تصادفی به نظر نمی‌رسد، اما اگر به واقع نزد سران کرملین بین حمله به اوکراین و احیای برجام پیوندی برقرار شده باشد، چنین پیوندی فرصتی برای جمهوری اسلامی نیست بلکه تهدیدی خطرناک است.
روسیه می‌داند که برنامۀ اتمی جمهوری اسلامی مورد حساسیت شدید اسرائیل و حامیان آن در سراسر جهان به خصوص آمریکاست. میزان این حساسیت به اندازه‌ای است که لیندسی گراهام عضو متنفذ حزب جمهوریخواه در سنای آمریکا در دیدار اخیر خود از اسرائیل به صراحت تأکید کرد که اوکراین و تایوان مهم‌اند اما ایران تهدید بزرگتری است.
شبیه چنین سخنانی از زبانِ دیگر مقام‌های سابق آمریکا در دولت ترامپ نیز مطرح شده است.
گرچه روسیه به لحاظ منافع امنیتی خود به اندارۀ کشورهای غربی از احیای برجام سود می‌برد، اما این احتمال هم قابل چشم پوشی نیست که پوتین برای کاهش تبعاتِ حمله به اوکراین و آرام کردن غرب، با دولت اسرائیل و حامیان آن در آمریکا بر سر ایران معامله کند.
بر این اساس، اگر احیاناً محافلی در داخل جمهوری اسلامی، بحران اوکراین را به صورت فرصتی برای گریز از احیای برجام و یا امتیازگیری ویژه از غرب تلقی می‌کنند، کاملاً داستان را وارونه ادراک کرده‌اند.
فرصت جاری برای احیای برجام در واقع غنیمتی برای جمهوری اسلامی است. اگر این فرصت با سودای بهره‌برداری از بحران اوکراین از دست برود و یا به آن ماجرا پیوند داده شود، این پیوند برای کشور ما بسیار شوم و نامبارک خواهد بود. پس لازم است تصمیم‌گیران اصلی کشور تسلیم وسوسه‌های برخی محافل نشوند.
#احمد_زیدآبادی
#ولادیمیر_پوتین
#حمله_به_اوکراین
#لیندسی_گراهام
#احیای_برجام
@rahenow 🗿👈
مرزهای فروریختۀ زشت‌گویی

شیخ حمید رسایی در بارۀ انگیزۀ اعتراض‌های اخیر در کشور اظهارنظری کرده است که به دلیل جنبۀ پورنوگرافی آن، از نقلش در اینجا صرف نظر می‌کنم.
اگر به فرضِ شنیع، وضع همان باشد که حمید رسایی توصیف کرده است وی باید عمامه‌اش را بالاتر بگذارد!
او و همفکرانش با ادعای تربیت نسلی منطبق با ارزش‌های دینی، ارکان قدرت را قبضه کرده‌اند، بودجه‌های بی در و پیکر فرهنگی را بلعیده‌اند، فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی رسمی را به انحصار خود در آورده‌اند، تمام تریبون‌های عمومی را به خدمت گرفته‌اند، شخصیت‌های فکری و فرهنگی منتقد را یا در به در کرده‌اند و یا به سکوت و انزوا کشانده‌اند، صدر تا ذیل نظام آموزشی کشور از کودکستان تا دانشگاه‌ها را تحت کنترل خود در آورده‌اند، بعد نتیجۀ کارشان در تربیت نسل باید همانی باشد که خودش ادعا کرده است؟
در واقع حمید رسایی با چنان اظهارنظری خود و نیروهای همسویش را متهم کرده است! لابد خواهد گفت که اینها نتیجۀ فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغاتی او و همفکرانش نیست بلکه نتیجۀ فعالیت‌های دشمنان است. این ادعا هم چیزی جز اعتراف به عجز و شکست و ناکارآمدی نیست؛ زیرا اگر تمام سررشته‌های تحرکات این جامعه به دست دشمنان باشد، خود اینان جز اتلاف منابع، دیگر چه نقشی پیدا می‌کنند؟
ظاهراً زشت‌گویی و فرافکنی در کشور ما حد و مرزش را از دست داده است!

#احمد_زیدآبادی

@rahenow 🗿👈
ته ماجرا!

✍️ احمد زیدآبادی

جمهوری اسلامی در مورد مسئلهٔ حجاب دو راه پیش رو دارد.
راه نخست کنارآمدن با حجاب اختیاری است.
راه دوم اما اصلاً راه نیست، بلکه بیراهه‌ای است که هزینه‌های آن برای مردم و کشور و حکومت خارج از حد تصور برخی متعصبان و افراطی‌هاست.
اگر حکومت تحت فشار قشر تندرو و متعصب تصمیم به ورود به بیراهه گرفته است، لازم است از هم‌اکنون ظرفیت زندان‌های خود را هزاران برابر کند!
از آنجا که زندان هم در این ماجرا بازدارنده نخواهد بود، بنابراین، تحمیل حجاب به عموم زنان به هر قیمت، نیازمند برپایی هزاران طناب دار در هر کوی و برزن است!
ته این ماجرا بدبختانه همین است. آن را به شوخی نگیرید.
#احمد_زیدآبادی
@rahenow 🔗👈