@rahenow
549 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
@rahenow🗿👈
سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار، فصل شکفتن فلز سال سیاه دوهزار...

سال سقوط عاطفه، تا بی‌نهایت زیر صفر
نهایت معراج ذهن اندیشه تفسیر صفر
تو ذهن ماشینهای سرد معنای عشق و احتیاج، روی نوار حافظه یعنی یه درد بی‌علاج...!

سال به بن‌بست رسیدن پنجه به دیوار کشیدن
از معنویت گم شدن تن به غریزه بخشیدن...!

قبـیـله یعنی یه نفر همخونی معنــا نداره
همبستگی خوابیه که تعبیــــر فردا نداره

سال سقوط سال فرار سال گریز و انتـــظار، پاییـــز تلخ و بی‌بهارسال سیاه دوهـــزار

سالی که خون تو رگها نیست، قلب فلزی تو سینه است !
وقتی که تصویر زمان شکستگی آیــــنه ست
قبـیـله یعنی یه نفر، همخونی معنــــا نداره همبستگی خوابیه که تعبیــــــر فردا نداره

تو اون روزهایی که میاد 'کسی به فکر کسی نیست' هرکی به فکر خودشه به فکر فریاد رسی نیست

همه به هم بی‌اعتنــا حتی به مرگ همدیــگه، کسی اگه کمک بخواد کی می‌دونه اون چی میگه !

توی کتابهای لغــــت سفیده برگها همیـشه... نه دشمنی نه دوستی هیچی نوشته نمی‌شه!
این ناگزیره واسه ما سیر صعودی تا سقــوط؛ همیشه قصه صــدا تمومــه با حرف سکوت!

وقتی که آیینه عشق سیاه بشه زیر غبار وقت طلوع فاجعه است می‌رسه سال دوهزار...

#اردلان_سرفراز

#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"حادثه"

خواننده: #داریوش
ترانه سرا: #اردلان_سرفراز
آهنگ: #فرید_زلاند
تنظیم: #آندرانیک

گفتم که چرا دورتر از خواب و سرابی ... خواب و سرابی
گفتی که منم از با تو ولیکن تو نقابی ... اما نقابی
فریاد کشیدم تو کجایی ، تو کجایی
گفتی که
طلب کن مرا تا که بیابی
چون همسفر عشق شدی ، مرد سفر باش ، مرد سفر باش
هم منتظر حادثه ، هم فکر خطر باش ، فکر خطر باش
هر منزل این راه بیابان هلاک است
هر چشمه سرابی ست که بر سینه ی خاک است
در سایه ی هر سنگ اگر گل به زمین است
نقش تن ماتری ست که در خواب کمین است
در هر قدمت خار ،‌ هر شاخه سر دار
در هر نفس آزار هر ثانیه صد بار
چون همسفر عشق شدی ، مرد سفر باش
مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش ،‌ فکر خطر باش
گفتم که عطش می کشدم در تب صحرا
گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا
گفتم که نشانم بده گر
چشمه ای آنجاست
گفتی چو شدی تشنه ترین ،‌ قلب تو دریاست
گفتم که در این راه ،‌ کو نقطه ی آغاز
فتی که تویی تو ، خود پاسخ این راز

@rahenow 🗿👈