#از_زبان_خرد
در شهریور1320 خورشیدي که سپاهیان روس و انگلیس مرز ایران را شکسته به این کشور درآمدند، در همان روزها من ناچار بودم به شیراز و بوشهر روم، و در اتوبوس که نشستیم یک دسته نیز «زوار» نشستند که از مشهد بازمیگشتند. در میان راه نادانیهایی از آنان دیدم که ناگفتنی است. با آن همه گزندي که به کشور رسیده بود کمترین پروایی نمیداشتند و همه سخنانشان از سفر خودشان و یا از سرگذشتهاي راست و دروغ امامانشان میبود، و پیاپی آواز برداشته «صلوات» میکشیدند. تنها یکبار سخن از پیشامد کشور رفت که یکی چنین پاسخ داد:
«اینها خواهند رفت. روسها در مشهد میگفتند اینجا مملکت امام رضاست، ما نخواهیم ماند».
از شیراز تا بوشهر با دسته دیگري دچار بودم که اگر نادانیهاي ایشان را بنویسم سخن به درازا خواهد کشید. یک مدیر دبستانی به دیگران دستور میداد: «شش قل هواالله بخوانید و به شش سوي خود بدمید و از بمب و از هیچ چیز نترسید». در میان راه جز «صلوات» کاري نمیداشتند و گاهی نیز بدنهادي نشان داده آواز برمیداشتند: «به هر سه خلیفه ناحق...»
از گفتن بی نیاز است که چنین مردمی، با این بی پروایی به آمیغهاي زندگانی و بیگانگی به زمان خود، سرنوشتی جز درماندگی و بدبختی نتوانند داشت، و این سزاي نادانی و گمراهی ایشانست که همیشه توي سري خور بیگانگان باشند. اگر راستی را بخواهیم شیعیان با این گرفتاریهاشان مردم زمان خود نیستند، بلکه مردگان هزار و سیصد ساله اند که به زندگان درآمیخته اند. اینست راه زندگانی را نمیشناسند.
📚 شیعی گری
#احمد_کسروی
@rahenow 🗿👈
در شهریور1320 خورشیدي که سپاهیان روس و انگلیس مرز ایران را شکسته به این کشور درآمدند، در همان روزها من ناچار بودم به شیراز و بوشهر روم، و در اتوبوس که نشستیم یک دسته نیز «زوار» نشستند که از مشهد بازمیگشتند. در میان راه نادانیهایی از آنان دیدم که ناگفتنی است. با آن همه گزندي که به کشور رسیده بود کمترین پروایی نمیداشتند و همه سخنانشان از سفر خودشان و یا از سرگذشتهاي راست و دروغ امامانشان میبود، و پیاپی آواز برداشته «صلوات» میکشیدند. تنها یکبار سخن از پیشامد کشور رفت که یکی چنین پاسخ داد:
«اینها خواهند رفت. روسها در مشهد میگفتند اینجا مملکت امام رضاست، ما نخواهیم ماند».
از شیراز تا بوشهر با دسته دیگري دچار بودم که اگر نادانیهاي ایشان را بنویسم سخن به درازا خواهد کشید. یک مدیر دبستانی به دیگران دستور میداد: «شش قل هواالله بخوانید و به شش سوي خود بدمید و از بمب و از هیچ چیز نترسید». در میان راه جز «صلوات» کاري نمیداشتند و گاهی نیز بدنهادي نشان داده آواز برمیداشتند: «به هر سه خلیفه ناحق...»
از گفتن بی نیاز است که چنین مردمی، با این بی پروایی به آمیغهاي زندگانی و بیگانگی به زمان خود، سرنوشتی جز درماندگی و بدبختی نتوانند داشت، و این سزاي نادانی و گمراهی ایشانست که همیشه توي سري خور بیگانگان باشند. اگر راستی را بخواهیم شیعیان با این گرفتاریهاشان مردم زمان خود نیستند، بلکه مردگان هزار و سیصد ساله اند که به زندگان درآمیخته اند. اینست راه زندگانی را نمیشناسند.
📚 شیعی گری
#احمد_کسروی
@rahenow 🗿👈