از تو شهرم قفس است،ای همه آزادی من!
غم مرا هم نفس است،ای تو همه شادی من!
بی تو آوارم و بر خویش فرو ریخته ام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من
منگر اینک به سکوتم که جهانی شر و شور
خفته در سینه ی خاموشیِ فریادی من
نَز تو مجموعه ی آرامشم از هم پاشید
سر نوشتى است پریشانیِ بنیادی من
چون در او، پنجه ی تقدیر به جز باد نکاشت ،
غیر توفان چه درو میکنی از وادی من؟
منم و حیرت و مقصد گم و ره ظلمانی
خود مگر کوکب عشق تو شود، هادی من
بیستون دفتر و ،تیشه قلم و ،شیرین تو
تا چه نقشی بزند، خامه ی فرهادی من
#استاد_حسین_منزوی
@rahenow 🗿👈
غم مرا هم نفس است،ای تو همه شادی من!
بی تو آوارم و بر خویش فرو ریخته ام
ای همه سقف و ستون و همه آبادی من
منگر اینک به سکوتم که جهانی شر و شور
خفته در سینه ی خاموشیِ فریادی من
نَز تو مجموعه ی آرامشم از هم پاشید
سر نوشتى است پریشانیِ بنیادی من
چون در او، پنجه ی تقدیر به جز باد نکاشت ،
غیر توفان چه درو میکنی از وادی من؟
منم و حیرت و مقصد گم و ره ظلمانی
خود مگر کوکب عشق تو شود، هادی من
بیستون دفتر و ،تیشه قلم و ،شیرین تو
تا چه نقشی بزند، خامه ی فرهادی من
#استاد_حسین_منزوی
@rahenow 🗿👈