#تفكر
🔴⚫️⚪️ایرج میرزا در وصف حماقت مردم چنین مینویسد
ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ , ﻧﺤﻮﻩ ﺭﺣﻠﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ، ﺭﻭﺯ ﻣﺮﮒ ﻭ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﻭ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﻭ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻭﻟﯽ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺍﺳﺐ ﺷﻤﺮ ﻭ ﯾﺎﺑﻮﯼ ﺣﺮ ﺑﻦ ﺭﯾﺎﺣﯽ ﺭﻭ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ
ﻫﺴﺘﻦ .
ﺍﺯ ﺁﺧﺮﺕ، ﺍﺯﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺑﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ
ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻓﮑﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻦ
ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻤﺶ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺍﺻﻞ
ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ .
شگفتا که ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ﺟﺰﯾﯿﺎﺗﺶ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ
ﻗﺴﻤت هاﯾﯿﺸﻢ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ .
ﺗﻮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﯾﻪ ﺁﺧﻮﻧﺪﯼ بود ﮐﻪ ﻧﺤﻮﻩ ﯼ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺣﻀﺮﺕ
ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻭ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺑﺎ ﻧﺎﻟﻪ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩ .
ﺗﻮ ﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﮎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﺎﻫﺎﺭﻭ ﺍﺣﻤﻖ ﻓﺮﺽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ
ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﯾﺎ ﻫﺮﺩﻭﺗﺎﺵ ﻭﯾﺎ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺗﺎﺵ ...😒
ﻓﻘﯿﻪِ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺭﻓﻊِ ﺣﺠﺎﺏ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻨﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺠﺎﺏ ﮐﻨﺪ ...
ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﮔﺮﮒ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺷﺪ ، ﺑﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺏ ﮐﻨﺪ
ﺯ ﻣﻦ ﻣﺘﺮﺱ ﮐﻪ "ﺧﺎﻧﻢ " ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻄﺎﺏ ﮐﻨﻢ
ﺍﺯﻭ ﺑﺘﺮﺱ ﮐﻪ "ﻫﻤﺸﯿﺮﻩ ﺍﺕ " ﺧﻄﺎﺏ ﮐﻨﺪ.
#ایرج_میرزا
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
🔴⚫️⚪️ایرج میرزا در وصف حماقت مردم چنین مینویسد
ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ , ﻧﺤﻮﻩ ﺭﺣﻠﺖ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ، ﺭﻭﺯ ﻣﺮﮒ ﻭ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﻭ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﻭ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻭﻟﯽ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺍﺳﺐ ﺷﻤﺮ ﻭ ﯾﺎﺑﻮﯼ ﺣﺮ ﺑﻦ ﺭﯾﺎﺣﯽ ﺭﻭ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ
ﻫﺴﺘﻦ .
ﺍﺯ ﺁﺧﺮﺕ، ﺍﺯﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺑﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ
ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻓﮑﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻦ
ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻤﺶ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺍﺻﻞ
ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ .
شگفتا که ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ﺟﺰﯾﯿﺎﺗﺶ ﺳﺨﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ
ﻗﺴﻤت هاﯾﯿﺸﻢ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ .
ﺗﻮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﯾﻪ ﺁﺧﻮﻧﺪﯼ بود ﮐﻪ ﻧﺤﻮﻩ ﯼ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺣﻀﺮﺕ
ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻭ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺑﺎ ﻧﺎﻟﻪ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩ .
ﺗﻮ ﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﮎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﺎﻫﺎﺭﻭ ﺍﺣﻤﻖ ﻓﺮﺽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ
ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﯾﺎ ﻫﺮﺩﻭﺗﺎﺵ ﻭﯾﺎ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺗﺎﺵ ...😒
ﻓﻘﯿﻪِ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺭﻓﻊِ ﺣﺠﺎﺏ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﮐﻨﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺠﺎﺏ ﮐﻨﺪ ...
ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﮔﺮﮒ
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺷﺪ ، ﺑﺮﻩ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺏ ﮐﻨﺪ
ﺯ ﻣﻦ ﻣﺘﺮﺱ ﮐﻪ "ﺧﺎﻧﻢ " ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻄﺎﺏ ﮐﻨﻢ
ﺍﺯﻭ ﺑﺘﺮﺱ ﮐﻪ "ﻫﻤﺸﯿﺮﻩ ﺍﺕ " ﺧﻄﺎﺏ ﮐﻨﺪ.
#ایرج_میرزا
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
@rahenow🗿👈
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار و عقرب گزنده تر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر و شاعر و رمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
#ایرج_میرزا
@rahenow🗿👈
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار و عقرب گزنده تر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر و شاعر و رمال
دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
#ایرج_میرزا
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
"جواب به خرده گير'
شنيدم ياوهگويي هرزه پويي
گدايي، سفله اي، بي آبرويي
چو اشعار حجابم را شنيده
حجاب شرم و عفت را دريده
زبان بگشاده بر دشنام بنده
به زشتي ياد كرده نام بنده
ولي من هيچ بد از وي نگويم
به جز راه ادب راهي نپويم
مرا از فحش دادن عار باشد
كه فحش آيين سردمدار باشد
گذارم امر را در پاي تحقيق
سپس خواهم ز اهل فكر تصديق
«سخن را روي با صاحبدلان است»
نه با هر بيدل بي خانمان است
به قول تو زني كاندر برم بود
منش نشناختم كو خواهرم بود
گرفتم قول تو عين صواب است
نه اين هم باز تقصير حجاب است؟
نبايد منع كرد اين عادت بد
كه كس ناديده بر خواهر بچسبد؟
نه خود اين نيز هم عيب حجابست؟
كه خواهر از برادر كاميابست؟
تمام اين مفاسد از حجابست
حجابست آنكه ايران زو خرابست
تو را هم شد حجاب اسباب اين ظن
كه خواندي مادرت را خواهر من!
اگر آن زن به سر معجر نميزد
يقين اين شبهه از تو سر نميزد
نفهميده نميگفتي و اكنون
نمي افتاد راز از پرده بيرون
نيانديشيدي اي بيچاره خر
كه خواهر ساز نايد با برادر
حجاب دست و صورت هم يقين است
كه ضد نص قرآن مبين است
#ایرج_میرزا
@rahenow🗿👈
"جواب به خرده گير'
شنيدم ياوهگويي هرزه پويي
گدايي، سفله اي، بي آبرويي
چو اشعار حجابم را شنيده
حجاب شرم و عفت را دريده
زبان بگشاده بر دشنام بنده
به زشتي ياد كرده نام بنده
ولي من هيچ بد از وي نگويم
به جز راه ادب راهي نپويم
مرا از فحش دادن عار باشد
كه فحش آيين سردمدار باشد
گذارم امر را در پاي تحقيق
سپس خواهم ز اهل فكر تصديق
«سخن را روي با صاحبدلان است»
نه با هر بيدل بي خانمان است
به قول تو زني كاندر برم بود
منش نشناختم كو خواهرم بود
گرفتم قول تو عين صواب است
نه اين هم باز تقصير حجاب است؟
نبايد منع كرد اين عادت بد
كه كس ناديده بر خواهر بچسبد؟
نه خود اين نيز هم عيب حجابست؟
كه خواهر از برادر كاميابست؟
تمام اين مفاسد از حجابست
حجابست آنكه ايران زو خرابست
تو را هم شد حجاب اسباب اين ظن
كه خواندي مادرت را خواهر من!
اگر آن زن به سر معجر نميزد
يقين اين شبهه از تو سر نميزد
نفهميده نميگفتي و اكنون
نمي افتاد راز از پرده بيرون
نيانديشيدي اي بيچاره خر
كه خواهر ساز نايد با برادر
حجاب دست و صورت هم يقين است
كه ضد نص قرآن مبين است
#ایرج_میرزا
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
#نكته
طبع من اين نكته چه پاكيزه گفت
سهل بود خوردن افسوس مفت
مردم اين ملك ز که تا به مه
هيچ ندانند جز احسنت و زه
هر كسي اندر غم جان خودست
فارغ از انديشه نيك و بدست
بعد که مُردم، همه يادم كنند
رحمت وافر به نهادم كنند
زانچه پس از مرگ برايم كنند
كاش كمي حين بقايم كنند
دل به كف غصه نبايد سپرد
اول و آخر همه خواهيم مُرد
#ایرج_میرزا
@rahenow🗿👈
#نكته
طبع من اين نكته چه پاكيزه گفت
سهل بود خوردن افسوس مفت
مردم اين ملك ز که تا به مه
هيچ ندانند جز احسنت و زه
هر كسي اندر غم جان خودست
فارغ از انديشه نيك و بدست
بعد که مُردم، همه يادم كنند
رحمت وافر به نهادم كنند
زانچه پس از مرگ برايم كنند
كاش كمي حين بقايم كنند
دل به كف غصه نبايد سپرد
اول و آخر همه خواهيم مُرد
#ایرج_میرزا
@rahenow🗿👈
"این کجا و آن کجا'
@rahenow👈
کارگر در زیر کار و دخترک در زیر یار
هر دو می نالند اما این کجا و آن کجا
یک منار در اصفهان و یک منار زیر پتو
هر دو جنبانند اما این کجا و آن کجا
دختر دروازه غار و دختر دریا کنار
هر دو عریانند اما این کجا و آن کجا
نو عروس در حجله و جنگجو در کار و زار
هر دو خونینند اما این کجا و آن کجا
بند تنبان فاطی و کرست زی زی خانوم
هر دو چسبانند اما این کجا و آن کجا
نیزه داران در مصاف و بیضه داران در لحاف
هردو در رزمند اما این کجا و آن کجا
خشت سازان در بیابان، عشقبازان در اتاق
هر دو می مالند اما این کجا و آن کجا
چرخ و دنده زیر ماشین، مرد و زن زیر لحاف
هر دو درگیرند اما این کجا و آن کجا
میترا با روژ لب، مش حسن با ماله اش
هر دو می مالند اما این کجا و آن کجا
بوسه های دلبر و نقل و نبات و با قلوا
هر دو شیرینند اما این کجا و آن کجا
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا
چکمه خانم شهین و چکمه شمر لعین
هر دو از چرمند اما این کجا و آن کجا
شکر مازندران و شکر هندوستان
هر دو شیرینند اما این کجا و آن کجا
بچه در قنداق و آخوند در وطن
هر دو می رینند اما این کجا و آن کجا
#ایرج_میرزا
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
@rahenow👈
کارگر در زیر کار و دخترک در زیر یار
هر دو می نالند اما این کجا و آن کجا
یک منار در اصفهان و یک منار زیر پتو
هر دو جنبانند اما این کجا و آن کجا
دختر دروازه غار و دختر دریا کنار
هر دو عریانند اما این کجا و آن کجا
نو عروس در حجله و جنگجو در کار و زار
هر دو خونینند اما این کجا و آن کجا
بند تنبان فاطی و کرست زی زی خانوم
هر دو چسبانند اما این کجا و آن کجا
نیزه داران در مصاف و بیضه داران در لحاف
هردو در رزمند اما این کجا و آن کجا
خشت سازان در بیابان، عشقبازان در اتاق
هر دو می مالند اما این کجا و آن کجا
چرخ و دنده زیر ماشین، مرد و زن زیر لحاف
هر دو درگیرند اما این کجا و آن کجا
میترا با روژ لب، مش حسن با ماله اش
هر دو می مالند اما این کجا و آن کجا
بوسه های دلبر و نقل و نبات و با قلوا
هر دو شیرینند اما این کجا و آن کجا
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا
چکمه خانم شهین و چکمه شمر لعین
هر دو از چرمند اما این کجا و آن کجا
شکر مازندران و شکر هندوستان
هر دو شیرینند اما این کجا و آن کجا
بچه در قنداق و آخوند در وطن
هر دو می رینند اما این کجا و آن کجا
#ایرج_میرزا
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
هر چه از خلق نڪو بشنيدم
عملا بين رفيقان ديدم !
معنی خلق در ايران اين است
بد بود هر كه به ما بدبين است !!!
هر ڪه دم بيشتر از خلق زند
قصدش اين است ڪه تا بيخ ...
#ایرج_میرزا
@rahenow🗿👈
عملا بين رفيقان ديدم !
معنی خلق در ايران اين است
بد بود هر كه به ما بدبين است !!!
هر ڪه دم بيشتر از خلق زند
قصدش اين است ڪه تا بيخ ...
#ایرج_میرزا
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
"انتقاد '
باز برتافت به عالم خورشيد
بر رخ خلق جهان تیغ کشید
شد برافروخته كانون فساد
آتش فتنه در آفاق افتاد
تافت بر خوابگه عالم، نور
باز جنبید و به جوش آمد نور
روي آفاق پر از ولوله شد
راحت و امن ز گیتی یله شد
شير برخاست پي صيد غزال
باز از صعوه نمود استقبال
قحبه بُخل به رخ غازه كشيد
غَرچهٔ مفسده خميازه كشيد
مردمان در تك و پو افتادند
رو به هر برزن و کو بنهادند
گشت بي عاطفتي باز شروع
يافت حرص و ولع و جهل شيوع
آمد از خانه برون شير فروش
كوزهٔ شير پر از آب به دوش
كاسب دزد به بازار آمد
طالب مزد، سر کار آمد
شد برون حضرت شيخ الاسلام
ریش را بسته حنا از حمام
شركتِ خود را در مال يتيم
شفقتی داند بر حال یتیم
صف كشيدند پدرسوخته ها
چشم بر منصب هم دوخته ها
روز آبستنِ رنج و ثعب است
اي خوشا شب كه فراغت به شب است
من همه دشمن روزم كه به روز
کند انواع جنایت بروز
اي خوشا شب كه پس از ساعت پنج
ظلم عاطل شو خسبد رنج
مردم از شر هم آسوده شوند
فارغ از صحبت بیهوده شوند
#ایرج_میرزا
https://telegram.me/rahenow
"انتقاد '
باز برتافت به عالم خورشيد
بر رخ خلق جهان تیغ کشید
شد برافروخته كانون فساد
آتش فتنه در آفاق افتاد
تافت بر خوابگه عالم، نور
باز جنبید و به جوش آمد نور
روي آفاق پر از ولوله شد
راحت و امن ز گیتی یله شد
شير برخاست پي صيد غزال
باز از صعوه نمود استقبال
قحبه بُخل به رخ غازه كشيد
غَرچهٔ مفسده خميازه كشيد
مردمان در تك و پو افتادند
رو به هر برزن و کو بنهادند
گشت بي عاطفتي باز شروع
يافت حرص و ولع و جهل شيوع
آمد از خانه برون شير فروش
كوزهٔ شير پر از آب به دوش
كاسب دزد به بازار آمد
طالب مزد، سر کار آمد
شد برون حضرت شيخ الاسلام
ریش را بسته حنا از حمام
شركتِ خود را در مال يتيم
شفقتی داند بر حال یتیم
صف كشيدند پدرسوخته ها
چشم بر منصب هم دوخته ها
روز آبستنِ رنج و ثعب است
اي خوشا شب كه فراغت به شب است
من همه دشمن روزم كه به روز
کند انواع جنایت بروز
اي خوشا شب كه پس از ساعت پنج
ظلم عاطل شو خسبد رنج
مردم از شر هم آسوده شوند
فارغ از صحبت بیهوده شوند
#ایرج_میرزا
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
" رَم '
@rahenow🗿👈
یا رب این عادت چه می باشد که اهل ملک ما
گاهِ بیرون رفتن از مجلس، ز در رَم می کنند
جمله بنشینند با هم خوب، و برخیزند خوش
چون به پیش در رسند، از همدگر رَم می کنند
همچنان در موقع وارد شدن در مجلسی
گه ز پیش رو گهی از پشت سر رم می کنند
در دم در این یکی بر چپ رود آن یک به راست
از دو جانب دوخته بر در نظر، رم می کنند
بر زبان آرند بسم الله بسم الله را
گوییا جن دیده، یا از جانور رم می کنند
اینکه وقت رفت و آمد بود، اما این گروه
در نشستن نیز، یک نوع دگر رم می کنند
این یکی چون می نشیند، دگری ور می جهد
تا دو نوبت گاه کم، گه بیشتر رم می کنند
فرضا اندر مجلسی گر ده نفر بنشسته بود
چون یکی وارد شود، هر ده نفر رم می کنند
گویی اندر صحنه مجلس، فنر بنشانده اند
چون یکی پا می نهد روی فنر، رم می کنند
نام این رم را چو نادانان ادب بنهاده اند
بیشتر از صاحبان سیم و زر رم می کنند
از برای رنج بر رم مطلقا معمول نیست
تا توانند از برای گنج ور رم می کنند
گر وزیری از در آید، رم مفصل می شود
دیگر آن جا اهل مجلس، معتبر رم می کنند
هیچ حیوانی ز جنس خود ندارد احتراز
این بشرها از هیولای بشر رم می کنند
همچو آن اسب که بر من داده میر کامگار
بی خبر رم می کنند و با خبر رم می کنند
رم نه تنها کار این اسب سیاه مخلص است
مردم این مملکت هم مثل خر رم می کنند
#ایرج_میرزا
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow🗿👈
یا رب این عادت چه می باشد که اهل ملک ما
گاهِ بیرون رفتن از مجلس، ز در رَم می کنند
جمله بنشینند با هم خوب، و برخیزند خوش
چون به پیش در رسند، از همدگر رَم می کنند
همچنان در موقع وارد شدن در مجلسی
گه ز پیش رو گهی از پشت سر رم می کنند
در دم در این یکی بر چپ رود آن یک به راست
از دو جانب دوخته بر در نظر، رم می کنند
بر زبان آرند بسم الله بسم الله را
گوییا جن دیده، یا از جانور رم می کنند
اینکه وقت رفت و آمد بود، اما این گروه
در نشستن نیز، یک نوع دگر رم می کنند
این یکی چون می نشیند، دگری ور می جهد
تا دو نوبت گاه کم، گه بیشتر رم می کنند
فرضا اندر مجلسی گر ده نفر بنشسته بود
چون یکی وارد شود، هر ده نفر رم می کنند
گویی اندر صحنه مجلس، فنر بنشانده اند
چون یکی پا می نهد روی فنر، رم می کنند
نام این رم را چو نادانان ادب بنهاده اند
بیشتر از صاحبان سیم و زر رم می کنند
از برای رنج بر رم مطلقا معمول نیست
تا توانند از برای گنج ور رم می کنند
گر وزیری از در آید، رم مفصل می شود
دیگر آن جا اهل مجلس، معتبر رم می کنند
هیچ حیوانی ز جنس خود ندارد احتراز
این بشرها از هیولای بشر رم می کنند
همچو آن اسب که بر من داده میر کامگار
بی خبر رم می کنند و با خبر رم می کنند
رم نه تنها کار این اسب سیاه مخلص است
مردم این مملکت هم مثل خر رم می کنند
#ایرج_میرزا
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
#اشک_شیخ
@rahenow🗿👈
نعوذ باالله از آن قطره هاي ديده شيخ
چه خانه ها كه از اين آبِ كم خراب كند
شنيده ام كه به درياي هند جانوري است
كه كسب روزي با چشمِ اشك ياب كند
به ساحل آيد و بي حس به روي خاك افتد
دو ديده خيره به رخسار آفتاب كند
شود ز تابش خورچشم او پر از قی و اشك
براي جلب مگس ديده پر لعاب كند
چو گشت كاسه چشمش پر از ذُباب و هوام
به هم نهد مژه و سر بزير آب كند
به آب ديده سوزنده تر ز آتش تيز
تن ذُباب و دل پشه كباب كند
چو اشك اين حيوان است اشك ديده شيخ
مرو كه صيد تو چون پشه و ذُباب كند
#ایرج_میرزا
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow🗿👈
نعوذ باالله از آن قطره هاي ديده شيخ
چه خانه ها كه از اين آبِ كم خراب كند
شنيده ام كه به درياي هند جانوري است
كه كسب روزي با چشمِ اشك ياب كند
به ساحل آيد و بي حس به روي خاك افتد
دو ديده خيره به رخسار آفتاب كند
شود ز تابش خورچشم او پر از قی و اشك
براي جلب مگس ديده پر لعاب كند
چو گشت كاسه چشمش پر از ذُباب و هوام
به هم نهد مژه و سر بزير آب كند
به آب ديده سوزنده تر ز آتش تيز
تن ذُباب و دل پشه كباب كند
چو اشك اين حيوان است اشك ديده شيخ
مرو كه صيد تو چون پشه و ذُباب كند
#ایرج_میرزا
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
#ایرج_میرزا
دو نـفـر دزد ، خـری دزدیـدنـد
سـر تقسیم بـا هـم جنـگیـدنـد ...
آن دو بودند چو گرم زد و خورد
دزد سوم خرشان را زد و برد ...
@rahenow 🗿👈
دو نـفـر دزد ، خـری دزدیـدنـد
سـر تقسیم بـا هـم جنـگیـدنـد ...
آن دو بودند چو گرم زد و خورد
دزد سوم خرشان را زد و برد ...
@rahenow 🗿👈
دوش مست و بی خبر بگذشتم از ویرانه ای
در سیاهی شب، چشم مستم خیره شد بر خانه ای
چون نگه کردم درون خانه از آن پنجره
صحنه ای دیدم که قلبم سوخت چون جانانه ای
کودکی از سوز سرما می زند دندان به هم
مردکی کور و فلج افتاده ای در یک گوشه ای
دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای
مادری مات و پریشان مانده چون دیوانه ای
چون که فارغ گشت از عیش و نوش آن مرد پلید
قصد رفتن کرد با حالت جانانه ای
دست در جیب کرد و زآن همه پول درشت
داد به دختر زآن همه پول درشت چند دانه ای
بر خودم لعنت فرستادم که هر شب تا سحر
می روم مست و شتابان سوی هر میخانه ای
من در این میخانه، آن دختر ز فقر
می فروشد عصمتش را بهر نان خانه ای
#ایرج_میرزا
@rahenow 🗿👈
در سیاهی شب، چشم مستم خیره شد بر خانه ای
چون نگه کردم درون خانه از آن پنجره
صحنه ای دیدم که قلبم سوخت چون جانانه ای
کودکی از سوز سرما می زند دندان به هم
مردکی کور و فلج افتاده ای در یک گوشه ای
دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای
مادری مات و پریشان مانده چون دیوانه ای
چون که فارغ گشت از عیش و نوش آن مرد پلید
قصد رفتن کرد با حالت جانانه ای
دست در جیب کرد و زآن همه پول درشت
داد به دختر زآن همه پول درشت چند دانه ای
بر خودم لعنت فرستادم که هر شب تا سحر
می روم مست و شتابان سوی هر میخانه ای
من در این میخانه، آن دختر ز فقر
می فروشد عصمتش را بهر نان خانه ای
#ایرج_میرزا
@rahenow 🗿👈
@rahenow🗿👈
✅فردا ۲۲ اسفند سالروز درگذشت #ایرج_میرزا شاعر معاصر است.
در سردر کاروانسرایی تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمایم این خبر را از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که وا شریعتا، خلق روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد تا سردر آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق میرفت که مومنین رسیدند
این آب آورد و آن یکی خاک یک پیچه ز گل بر او بریدند
ناموس به باد رفتهای را با یک دو سه مشت گل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست رفتند و به خانه آرمیدند
غفلت شده بود و خلق وحشی چون شیر درنده میجهیدند
بی پیچه زن گشاده رو را پاچین عفاف میدریدند
لبهای قشنگ خوشگلش را مانند نبات میمکیدند
بالجمله تمام مردم شهر در بحر گناه میتپیدند
درهای بهشت بسته میشد مردم همه میجهنمیدند
می گشت قیامت آشکارا یکباره به صور میدمیدند
طیر از وکرات و وحش از جحر انجم ز سپهرمی رمیدند
این است که پیش خالق و خلق طلاب علوم رو سفیدند
با این علما هنوز مردم از رونق ملک ناامیدند
@rahenow 🗿👈
✅فردا ۲۲ اسفند سالروز درگذشت #ایرج_میرزا شاعر معاصر است.
در سردر کاروانسرایی تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمایم این خبر را از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که وا شریعتا، خلق روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد تا سردر آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق میرفت که مومنین رسیدند
این آب آورد و آن یکی خاک یک پیچه ز گل بر او بریدند
ناموس به باد رفتهای را با یک دو سه مشت گل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست رفتند و به خانه آرمیدند
غفلت شده بود و خلق وحشی چون شیر درنده میجهیدند
بی پیچه زن گشاده رو را پاچین عفاف میدریدند
لبهای قشنگ خوشگلش را مانند نبات میمکیدند
بالجمله تمام مردم شهر در بحر گناه میتپیدند
درهای بهشت بسته میشد مردم همه میجهنمیدند
می گشت قیامت آشکارا یکباره به صور میدمیدند
طیر از وکرات و وحش از جحر انجم ز سپهرمی رمیدند
این است که پیش خالق و خلق طلاب علوم رو سفیدند
با این علما هنوز مردم از رونق ملک ناامیدند
@rahenow 🗿👈
زن قح - به چه می کشی خودت را
دیگر نشود حسین زنده
کشند و گذشت و رفت و شد خاک
خاکش علف و علف چرنده
من هم گویم یزید بد کرد
لعنت به یزید بد کننده
اما دیگر این کتل مثل چیست
وین دسته خنده آورنده
تخم چه کسی بریده خواهی
با این قمههای نا برنده
آیا تو سکینه یی که گویی
سو ایستمیرم عمیم گلنده
كو شمر و تو كیستی كه گوئی
گل قویما منی شمیر النده
تو زینب خواهر حسینی ؟
ای نره خَر سبیل گنده
خجلت نكشی میان مردم
با این حركات مثل جن - ده
در جنگ دو سال قبل دیدی
شد چند کرور نفس رنده
از این همه کشتگان نگردید
یک مو ز زهار چرخ کنده
در سیزده قرن پیش اگر شد
هفتاد و دو سر ز تن فکنده
امروز چرا تو می کنی ریش
ای در خور صد هزار خنده
كی كشته شود دوباره زنده
با نفرین تو بر كشنده
باور نکنی بیا ببندیم
یک شرط به صرفه برنده
صد روز دیگر برو چو امروز
بشکاف سر و بکوب دنده
هی بر سر و ریش خود بزن گِل
هی بر تن خود بمال سنده
هی با قمه زن به کله خویش
کاری که تبر کند به کنده
هی بر سر خود بزن دو دستی
چون بال که میزند پرنده
هی گو که #حسین کفن ندارد
هی پاره بکن قبای ژنده
گر زنده نشد ، عنم به ریشت
گر شد عن تو به ریش بنده
#ایرج_میرزا
انتقاد از قمه زنی در ایام محرم
@rahenow 🗿👈
دیگر نشود حسین زنده
کشند و گذشت و رفت و شد خاک
خاکش علف و علف چرنده
من هم گویم یزید بد کرد
لعنت به یزید بد کننده
اما دیگر این کتل مثل چیست
وین دسته خنده آورنده
تخم چه کسی بریده خواهی
با این قمههای نا برنده
آیا تو سکینه یی که گویی
سو ایستمیرم عمیم گلنده
كو شمر و تو كیستی كه گوئی
گل قویما منی شمیر النده
تو زینب خواهر حسینی ؟
ای نره خَر سبیل گنده
خجلت نكشی میان مردم
با این حركات مثل جن - ده
در جنگ دو سال قبل دیدی
شد چند کرور نفس رنده
از این همه کشتگان نگردید
یک مو ز زهار چرخ کنده
در سیزده قرن پیش اگر شد
هفتاد و دو سر ز تن فکنده
امروز چرا تو می کنی ریش
ای در خور صد هزار خنده
كی كشته شود دوباره زنده
با نفرین تو بر كشنده
باور نکنی بیا ببندیم
یک شرط به صرفه برنده
صد روز دیگر برو چو امروز
بشکاف سر و بکوب دنده
هی بر سر و ریش خود بزن گِل
هی بر تن خود بمال سنده
هی با قمه زن به کله خویش
کاری که تبر کند به کنده
هی بر سر خود بزن دو دستی
چون بال که میزند پرنده
هی گو که #حسین کفن ندارد
هی پاره بکن قبای ژنده
گر زنده نشد ، عنم به ریشت
گر شد عن تو به ریش بنده
#ایرج_میرزا
انتقاد از قمه زنی در ایام محرم
@rahenow 🗿👈
شعری که #ایرج_میرزا گفت ولی کسی بهش گوش نداد اگه گوش داده بودن الان قطعا خبری از آخوند جماعت نبود..:
کودکی پیچیده در قنداق و ملا در وطن
هر دو ریدند اما این کجا و آن کجا
روحش شاد ایرج میرزا که گفت:
در ایران تا بود ملا و مفتی
به روز بدتر از این هم بیفتی
@rahenow 🗿👈
کودکی پیچیده در قنداق و ملا در وطن
هر دو ریدند اما این کجا و آن کجا
روحش شاد ایرج میرزا که گفت:
در ایران تا بود ملا و مفتی
به روز بدتر از این هم بیفتی
@rahenow 🗿👈
نقاب دارد و دل به جلوه آب کند
نعوذ بالله اگر جلوه بی نقاب کند
به احتیاط ز خود دست تَر بگیرد دور
چو شیخ شهر ز آلایش اجتناب کند
کسی که غافل از این جنس بود پندار
که آب پنجه هر گربه را عذاب کند
ولی چو چشم حریصش فتد به ماهی حوض
ز سینه تا به دم خود را درون آب کند
ز من مترس که خانم ترا خطاب کنم
از او بترس که همشیره ات خطاب کند
به حیرتم ز که اسرار هیپنوتیسم آموخت
فقیه شهر که بیدار را به خواب کند
زنان مکه همه بی نقاب می گردند
بگو بتازد و آن خانه را خراب کند
بدست کس نرسد قرص ماه در دل شب
اگر چه طالب آن جهد بی حساب کند
تو نیز پرده عصمت بپوش و رخ بفروز
بهل که شیخ دعا چو عوعوی کلاب کند
به اعتدال ازین پرده ها رهایی نیست
مگر مساعدتی دست انقلاب کند
ز هم بدرد این ابرهای تیرة شب
وثاق و کوچه پر از ماه و آفتاب کنئد
***********
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست
چرا که هر چه کند حیله در حجاب کند
چونیست ظاهر قرآن به وفق خواهش او
رود به باطن و تفسیر ناصواب کند
از او دلیل نباشد سوال کرد که گرگ
به هر دلیل که شد بره را مجاب کند
کس این معما پرسید و من ندانستم
هر آنکه حل کند آنرا به من صواب کند
به غیر ملت ایران کدام جانور است
که جفت خود نادیده انتخاب کند؟
کجاست همت یک هیأتی ز پردگیان
که مَردوار رخ پرده را جواب کند
نقاب بر رخ زن سد باب معرفت است
کجاست دست حقیقت که فتح باب کند
بلی نقاب بود که این گروه مفتی را
به نصف مردم ما مالک الرقاب کند
به زهد گربه شبیهست زهد حضرت شیخ
نه بلکه گربه تشبیه به آن جناب کند
اگر ز آب دست گربه کمی تر گردد
بسی تکاند و بر خُشکیَش شتاب کند
👤 #ایرج_میرزا
@rahenow 🗿👈
نعوذ بالله اگر جلوه بی نقاب کند
به احتیاط ز خود دست تَر بگیرد دور
چو شیخ شهر ز آلایش اجتناب کند
کسی که غافل از این جنس بود پندار
که آب پنجه هر گربه را عذاب کند
ولی چو چشم حریصش فتد به ماهی حوض
ز سینه تا به دم خود را درون آب کند
ز من مترس که خانم ترا خطاب کنم
از او بترس که همشیره ات خطاب کند
به حیرتم ز که اسرار هیپنوتیسم آموخت
فقیه شهر که بیدار را به خواب کند
زنان مکه همه بی نقاب می گردند
بگو بتازد و آن خانه را خراب کند
بدست کس نرسد قرص ماه در دل شب
اگر چه طالب آن جهد بی حساب کند
تو نیز پرده عصمت بپوش و رخ بفروز
بهل که شیخ دعا چو عوعوی کلاب کند
به اعتدال ازین پرده ها رهایی نیست
مگر مساعدتی دست انقلاب کند
ز هم بدرد این ابرهای تیرة شب
وثاق و کوچه پر از ماه و آفتاب کنئد
***********
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست
چرا که هر چه کند حیله در حجاب کند
چونیست ظاهر قرآن به وفق خواهش او
رود به باطن و تفسیر ناصواب کند
از او دلیل نباشد سوال کرد که گرگ
به هر دلیل که شد بره را مجاب کند
کس این معما پرسید و من ندانستم
هر آنکه حل کند آنرا به من صواب کند
به غیر ملت ایران کدام جانور است
که جفت خود نادیده انتخاب کند؟
کجاست همت یک هیأتی ز پردگیان
که مَردوار رخ پرده را جواب کند
نقاب بر رخ زن سد باب معرفت است
کجاست دست حقیقت که فتح باب کند
بلی نقاب بود که این گروه مفتی را
به نصف مردم ما مالک الرقاب کند
به زهد گربه شبیهست زهد حضرت شیخ
نه بلکه گربه تشبیه به آن جناب کند
اگر ز آب دست گربه کمی تر گردد
بسی تکاند و بر خُشکیَش شتاب کند
👤 #ایرج_میرزا
@rahenow 🗿👈
آنان که به شیخ شهر میدان دادند
ایـن مُلک بـه دشمنان ایران دادند
یا از سر ِمزدوری و یا نادانی
پیراهن خود به شوق پالان دادند ...
👤 #ایرج_میرزا
@rahenow 🗿👈
ایـن مُلک بـه دشمنان ایران دادند
یا از سر ِمزدوری و یا نادانی
پیراهن خود به شوق پالان دادند ...
👤 #ایرج_میرزا
@rahenow 🗿👈
#خر_عیسی است که از هر هنری با خبر است
هــر خری را نتـوان گفت که صـاحب هنر است
خوش لب و خوش دهن و چابک و شیرین حرکات
کَـــم خـــور و پـُــردو و بـــا تــربیت و بـــاربـَــر است
خــــــــر عیــسی را آن بی هنــــر انـکـــــار کــنــد
که خود از جمله یِ خرهای جهان بی خبر است
قصــد راکــب را بی هیچ نشــان می دانـــد
که کجا موقع مکث است و مقام گذر است
چون سوارش بَرِ مردم همه پیغمبر بود
او هم اندر بر خـرها همه پیغامبر است
مـَرو ای مرد مســـافر به سـفـر جــز با او
که تو را در همه احوال،رفیق سفر است
حال مَمدوحین زین چامه بدان ای هُشیار
که چو من مادِح بر مدح خری مُفتخَر است
مـن بجـز مِدحَت او مـدح دگــر خــر نکنم
جز خر عیسی گور پدر هر چه خر است
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
راکِب : سوار
جمله ی : همه یِ . کُلّ ِ
بَرِ :پیشِ.در نزد ِ
اندَر : در
چامه :قصیده.شعر بلند.شعر
زین : از این
مادِح :مدّاح .مدح کننده
مِدحت: ستایش
#ایرج_میرزا
#خر_عیسی
@rahenow 🗿👈
هــر خری را نتـوان گفت که صـاحب هنر است
خوش لب و خوش دهن و چابک و شیرین حرکات
کَـــم خـــور و پـُــردو و بـــا تــربیت و بـــاربـَــر است
خــــــــر عیــسی را آن بی هنــــر انـکـــــار کــنــد
که خود از جمله یِ خرهای جهان بی خبر است
قصــد راکــب را بی هیچ نشــان می دانـــد
که کجا موقع مکث است و مقام گذر است
چون سوارش بَرِ مردم همه پیغمبر بود
او هم اندر بر خـرها همه پیغامبر است
مـَرو ای مرد مســـافر به سـفـر جــز با او
که تو را در همه احوال،رفیق سفر است
حال مَمدوحین زین چامه بدان ای هُشیار
که چو من مادِح بر مدح خری مُفتخَر است
مـن بجـز مِدحَت او مـدح دگــر خــر نکنم
جز خر عیسی گور پدر هر چه خر است
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
راکِب : سوار
جمله ی : همه یِ . کُلّ ِ
بَرِ :پیشِ.در نزد ِ
اندَر : در
چامه :قصیده.شعر بلند.شعر
زین : از این
مادِح :مدّاح .مدح کننده
مِدحت: ستایش
#ایرج_میرزا
#خر_عیسی
@rahenow 🗿👈
شنیدم که رندی، به عهدِ قدیم
بیامد به نزدیک شخصی حکیم
بگفتا تو مردی جهاندیدهای
در اقصای عالم، تو گردیدهای
بفرما که در بینِ نوع بشر
چه دردی بُود بدتر و پر خطر
شنیدم که آن شخصِ نیکو نهاد
جوابِ سوالش، بدین گونه داد
بگفتا که در بینِ نوع بشر
دو بیماریند، پُر ز شرّ و خطر
" وبا " هست اول، بلایی قَدَر
فتد همچو آتش، به نسل بشر
و بعد از " وبا " دردِ دیگر "عباست"
که خود عامل درد و رنج و بلاست
چو شیطان، به زیر عبا پا نهاد
عبا گشت، کانونِ جهل و فساد
عبا را کنون، پرچم جهل دان
فساد و جهالت، بزیرش نهان
چو حاکم شود بر دیاری عبا
در آن نشنوی، غیر صوت عزا
وبا و عبا مثل یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
وبای جهالت، ز زیر عباست
که خود منشاء درد و رنج و بلاست
امان از "عبا" و امان از "وبا"
که شد ملت ما بدان مبتلا
#ایرج_میرزا
@rahenow 🗿👈
بیامد به نزدیک شخصی حکیم
بگفتا تو مردی جهاندیدهای
در اقصای عالم، تو گردیدهای
بفرما که در بینِ نوع بشر
چه دردی بُود بدتر و پر خطر
شنیدم که آن شخصِ نیکو نهاد
جوابِ سوالش، بدین گونه داد
بگفتا که در بینِ نوع بشر
دو بیماریند، پُر ز شرّ و خطر
" وبا " هست اول، بلایی قَدَر
فتد همچو آتش، به نسل بشر
و بعد از " وبا " دردِ دیگر "عباست"
که خود عامل درد و رنج و بلاست
چو شیطان، به زیر عبا پا نهاد
عبا گشت، کانونِ جهل و فساد
عبا را کنون، پرچم جهل دان
فساد و جهالت، بزیرش نهان
چو حاکم شود بر دیاری عبا
در آن نشنوی، غیر صوت عزا
وبا و عبا مثل یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
وبای جهالت، ز زیر عباست
که خود منشاء درد و رنج و بلاست
امان از "عبا" و امان از "وبا"
که شد ملت ما بدان مبتلا
#ایرج_میرزا
@rahenow 🗿👈
ای شیخ! به دست تو اسیرم
بنموده ای از حیات! سیرم
تا حضرت مستطاب عالی
طوری! بشوید بنده پیرم
اینطور نمی شود، از این پس
این ننگ به خود نمی پذیدم
در دشت غزل غزالِ چابک
در قلّه ی طنز نرّه شیرم
عمری خِرِ خلق را گرفتی
بایِست خِرِ تورا بگیرم
یا زنده کنم مرام مردی
یا سر بگذارم و بمیرم
چون قافیه نیست، مثل سعدی
ما هم برویم بند بعدی
اشیاخ، زمان شاه بودند
بر سفره ی دیگران طفیلی
در دوره ی بعد کارشان شد
دعوا سرِ تارِ مویِ لیلی
لمباندن بودجه، دو لُپّی
دزدیدن شمش با تریلی
با زور، حجاب بان چپاندند
در داخل کوپه های ریلی
ملّا پِیِ خاک بر سری رفت
بر همسر خود نداشت میلی
می گفت که باجناق خوب است
گفتیم چقدر؟ گفت خیلی
چون قافیه نیست، مثل سعدی
ما هم برویم بند بعدی
با خیک بزرگ و قد کوتاه
با شکل و قیافه ی مُعَوَّج
پروارِ نزول و سودِ پول است
با مال حرام می رود حج
حاجی که علاقه اش به گریه ست
با شادی خلق می کند لج
گفتند که بوده راهشان راست!
دیدیم که هست دستشان کج
مسروقه ی "دِبش" این چنین شد-
در گوشه ی ذهن من مدرّج
یک چارده است و سیزده صِفر !!!
یا حضرت صاحب الزمان(عج)
چون قافیه نیست، مثل سعدی
ما هم برویم بند بعدی
#خلیل_جوادی
#ایرج_میرزا
ادامه دارد
@rahenow 🔗👈
بنموده ای از حیات! سیرم
تا حضرت مستطاب عالی
طوری! بشوید بنده پیرم
اینطور نمی شود، از این پس
این ننگ به خود نمی پذیدم
در دشت غزل غزالِ چابک
در قلّه ی طنز نرّه شیرم
عمری خِرِ خلق را گرفتی
بایِست خِرِ تورا بگیرم
یا زنده کنم مرام مردی
یا سر بگذارم و بمیرم
چون قافیه نیست، مثل سعدی
ما هم برویم بند بعدی
اشیاخ، زمان شاه بودند
بر سفره ی دیگران طفیلی
در دوره ی بعد کارشان شد
دعوا سرِ تارِ مویِ لیلی
لمباندن بودجه، دو لُپّی
دزدیدن شمش با تریلی
با زور، حجاب بان چپاندند
در داخل کوپه های ریلی
ملّا پِیِ خاک بر سری رفت
بر همسر خود نداشت میلی
می گفت که باجناق خوب است
گفتیم چقدر؟ گفت خیلی
چون قافیه نیست، مثل سعدی
ما هم برویم بند بعدی
با خیک بزرگ و قد کوتاه
با شکل و قیافه ی مُعَوَّج
پروارِ نزول و سودِ پول است
با مال حرام می رود حج
حاجی که علاقه اش به گریه ست
با شادی خلق می کند لج
گفتند که بوده راهشان راست!
دیدیم که هست دستشان کج
مسروقه ی "دِبش" این چنین شد-
در گوشه ی ذهن من مدرّج
یک چارده است و سیزده صِفر !!!
یا حضرت صاحب الزمان(عج)
چون قافیه نیست، مثل سعدی
ما هم برویم بند بعدی
#خلیل_جوادی
#ایرج_میرزا
ادامه دارد
@rahenow 🔗👈