@rahenow
557 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
در کتاب قلعه حیوانات بعد از پیروزیشان، یک قانون اساسی معروف به «هفت فرمان» بر روی دیوار مزرعه نوشته می‌شود که شامل بندهای زیر است:
"_ همه‌ی آن‌ها که روی دو پا راه می‌روند دشمن هستند.
_ همه‌‌ی آن‌ها که چهارپا یا بالدار هستند، دوستند.
_ هیچ حیوانی حق پوشیدن لباس را ندارد.
_ هیچ حیوانی حق خوابیدن در تخت را ندارد.
_ هیچ حیوانی حق نوشیدن الکل را ندارد.
_ هیچ حیوانی حق کشتن حیوان دیگری را ندارد.
_ همه‌‌ی حیوانات با هم برابرند."

در اواخر داستان تمام شش فرمان اول از روی دیوار پاک شده و جمله‌ی هفتم نیز به صورت زیر تحریف می‌شود:

''همه‌ی حیوانات باهم برابرند اما بعضی برترند.''

#جورج_اورول
#مزرعه‌ی_حیوانات
@rahenow 🗿👈
حیوانات مزرعه همیشه باید کار
می کردند. نه شیر ِ گاو ها به گوساله هایشان می رسید و نه تخم مرغ ها منجر به تولد یک جوجه!
همه ی دست رنج حیوانات متعلق به آقای"جونز"، صاحب بی رحم مزرعه بود.
غذای حیوانات مزرعه اندک و در حد بخور و نمیر بود. تا جان داشتند از ترس چوب و ترکه کار می کردند.
وقتی حیوانی از کار افتاده می شد، یا کشته می شد و یا در دوردست رها...

دراین مزرعه زاغی بود که رابطه خوبی با آقای جونز داشت. او برای حیوانات مزرعه از دنیایی دیگر حرف می زد.
می گفت ما حیوانات وقتی بمیریم به سرزمین "شیر وعسل" می رویم. آنجا دیگر نیازی به کار کردن نیست.
می گفت سرزمین شیر و عسل آن بالاهاس، بالای ابرها!
حتی ادعا می کرد در یکی از پروازهایش آنجا را به چشم خود دیده است.
بسیاری از حیوانات مزرعه حرف اورا باور می کردند...

#قلعه_حیوانات
#جورج_اورول
@rahenow 🗿👈
‍ این نوع زندگی که ما امروزه داریم،زندگی نیست، رکود است.

مرگ در حال زندگی است.

به تمام این خانه های لعنتی نگاه کن و همین طور به افراد بی هدف داخل خانه ها...!!!

گاهی اوقات فکر می کنم ما همه جسد هستیم،

فقط فرقمان با جسد این است که،

درحالی که ایستاده ایم،

درحال پوسیدن هستیم...

#جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
در عصر ما دیگر چیزی به نام فاصله‌گرفتن از سیاست وجودندارد. همه چیز سیاسی است .و سیاست توده‌ای از دروغ، بهانه جویی، حماقت، نفرت و اسکیزوفرنی است.

#جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
@rahenow
فیلم #زندگی_دیگران را ببینید: @rahenow 🗿👈
فیلم (The Lives Of Others) که ترجمۀ فارسی آن میشود #زندگی_دیگران ، محصول سال ۲۰۰۶ از کشور آلمان است اما هر زمان که آنرا نگاه کنید عجیب و خاص به نظر میرسد ، عجیب به خاطر اینکه متوجه میشوید برای مردم کشورهای دموکراتیک چه اتفاقاتی افتاد و زندگی آنها چگونه به واسطۀ سیاست‌ها و اعمال فشار حکومت‌ دچار نابسامانی شد که آنان راه و روش زندگی دموکراتیک را به بهترین شکل ممکن بیاموزند و خاص به این خاطر که گاهی اوقات شباهت موضوع‌های مطرح شده در فیلم چنان با واقعیت امروز جامعۀ ما نزدیک است که باورنکردنی‌ست !!

در فیلم با حکومت توتالیتری روبه‌رو هستیم که هیچ ارزشی برای زندگی فردی و شخصی شهروندانش قائل نیست و به‌وسیله نیروهای امنیتی که در اختیار دارد خصوصی‌ترین لحظات زندگی آن‌ها را زیر ذره‌بین تجسس‌ خود قرار میدهد و به‌ راحتی خوردن یک لیوان آب برای هنرمندان ، کارگردانان ، نویسندگان و روشنفکران این جامعه پرونده‌ سازی می‌کند و آن‌ها را به زندان می‌اندازد .

اگر اهل کتاب و داستان‌های شوروی باشید فضای فیلم برایتان قابل درک‌تر می‌شود به خصوص اگر کتاب ۱۹۸۴ #جورج_اورول را خوانده باشید در آنجا صحبت از پلیس افکار میکند : هیچ‌کس نمی‌دانست که پلیسِ افکار ، هر چند وقت یک‌بار یا براساس چه روشی به تماشای زندگی داخلیِ کسی می‌نشیند . حتی می‌شد این گمان را هم پذیرفت که آنها در تمام احوال ، مشغول مراقبت و تفتیش زندگانی همگان بودند و برای آنها این امکان وجود داشت که هر لحظه تصمیم می‌گرفتند سیمِ گیرندۀ خود را به برق بزنند و زندگی هرکسی را در درون خانه‌اش تماشا کنند

#اشتازی یا وزارت #امنیت آلمان شرقی یکی از ترسناک ترین نهادهای امنیتی تاریخ است ، اشتازی حدود ۴۰ سال به نظارت و بررسی فعالیت‌های شهروندان آلمان شرقی مشغول بود و با استفاده از اطلاعات بدست‌آمده هرگونه نا آرامی را در #نطفه خفه می‌کرد ، اشتازی بیش از ۹۱ هزار افسر و ۲۰۰ هزار نفر خبرچین داشت و ماموران آن وظایف خود را در چارچوب #شعار «دشمن کسی است که #دگراندیش باشد»انجام می‌دادند ، خلاصه اینکه سیستم های اطلاعاتی قبل از اشتازی سوءتفاهم به شمار می رفتند اما با این وجود آنها هم مقابل #نارضایتی_مردم متلاشی شدند چرا که یک ملت با مرور زمان درمی‌یابد هرگز نمیتوان با کشیدن بلندترین دیوارها به‌‌ دور مرزهای سیاسی ، جغرافیایی و ایدئولوژی خود مسیر پیشرفت و ترقی را یک‌‌تنه طی کند ...

@rahenow 🗿👈
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جورج_اورول و ادبیات سیاسی!
نگاهى به دو رمان مشهور «قلعه حیوانات» و «١٩٨٤»

مترجم و گوینده: ایمان فانی

@rahenow 🗿👈
باکسر گفت: ولی آسیابِ بادی ما را ویران کرده‌اند. دو سالِ تمام روی آن کار کرده بودیم!
اسکوییلر گفت: چه اهمیتی دارد؟ آسیاب دیگری می‌سازیم. اگر دلمان بخواهد شش تا آسیاب هم می‌توانیم بسازیم. رفیق تو نمی‌توانی عظمتِ کاری را کرده‌ایم درک کنی. همین زمینی که ما الان روی آن ایستاده‌ایم در تصرف دشمن بود و اکنون در پرتو رهبری رفیق ناپلئون، هر وجب آن را پس گرفته‌ایم.
باکسر گفت: پس ما چیزی را که قبلا داشته‌ایم، پس گرفته‌ایم.
اسکوییلر گفت: بله، معنای فتح هم همین است.

📕 قلعه حیوانات
✍🏽 #جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
با منقار بزرگش بــه آسمـان اشاره کرد و با خودنمـایى مى گفت؛ رفقا آن بالا، آن بالا، درســت پشـت آن ابــر سیاه، سـرزمین شـیر و عسل اســت، سـرزمینى کـه مـا حیوانات بدبخت در آنجا بـراى هـمیشـه از رنج کار آسوده خواهیم شد.حتى مدعـى بـود در یکى از پـروازهـاى دور و دراز آنجا را بــه چشم دیده مزارع جاودان و پرچین هـایى که روى آنهـا قنـد و کلوچه مـی‌روییده دیده. خیلى از حیوانات گفته‌هـاى او را باور میکردنـد و منطق شان این بـود؛ که زنـدگى اکنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در این اسـت کـه دنیاى بــهترى در جاى «دیگـرى» وجـود داشـته باشـد!

#جورج_اورول / قلعه حیوانات

@rahenow 🗿👈
ما مالک خانه هایمان نیستیم و در حال پرداخت اقساطی طویل المدتیم
و نگرانیم که مبادا اتفاقی بیفتد که نتوانیم آخرین قسط خانه را پرداخت کنیم.
ما کاملا خریداری شده ایم و هر چه بیشتر پول بپردازیم،
بیشتر فروخته می شویم.

📘 هوای تازه
👤 #جورج_اورول

@rahenow 🗿👈

هیچ‌ کس قدرت را به قصد واگذاری آن به ‌دست نمی ‌گیرد ...
قدرت وسیله نیست، هدف است.
آدمی دیکتاتوری را به منظور حراست از انقلاب بر پا نمی ‌کند.
انقلاب می‌ کند تا دیکتاتوری را بر پا کند.
هدف اعدام، اعدام است. هدف شکنجه، شکنجه است. هدف قدرت، قدرت است.

#جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
‏اگر خواستید عقیده‌ای را بسنجید ابتدا ببینید افرادی كه پیرو آن عقیده هستند به جامعۀ بشری چه خدماتی کرده‌اند !

#جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
ناظر کبیر در بالای هرم قدرت قرار می گیرد. او قدرتمند و مصون از خطاست.
هر گونه پیروزی ، کشف علمی، کل دانش ، کل عقلانیت، کل سعادت، کل فضیلت به طور مستقیم از رهبری وی سرچشمه می گیرد!

#جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
یک روز (وینستون) متوجه جمعیتی شد که  با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند. با خودش گفت شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد ، مردم  بالاخره طغیان کردند. نزدیک شد، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها به‌شدت پریشان شده بود. یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد. وینستون با تنفر آنها را تماشا می کرد. با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود به طور عجیبی قدرتمند به نظر می رسید! چرا آنها نمی‌توانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟
آنها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید...

#کتاب_۱۹۸۴
#جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
ما مالک خانه هایمان نیستیم
و در حال پرداخت اقساطی طویل المدتیم
و نگرانیم که مبادا اتفاقی بیفتد که
نتوانیم آخرین قسط خانه را پرداخت کنیم.
ما کاملا خریداری شده ایم
و هر چه بیشتر پول بپردازیم،
بیشتر فروخته می شویم.

#جورج_اورول/📚هوای تازه
اولين تأثير فقر، كشتن فكر است يعنى اگر شما به اندازه‌ى كافى بـراى حيات پـول نداشته بـاشيد بردهٔ بى اختيار پول خـواهيد بود همان شرايطى كه طبقهٔ متوسط به‌آن "گذران زندگى" می‌گويند.

👤#جورج_اورول
@rahenow 🗿👈
همیشه شباهنگام پیش می آمد - بازداشت ها بی چون و چرا به وقت شب پیش می آمد. پریدن ناگهانی از خواب، دستی خشن که شانه ی شخص مظنون را تکان میداد، نورهایی که در چشمانش می تابید، حلقه ای از چهره های خشن پیرامون تختخوابش. در اکثر موارد نه محاکمه ای در کار بود و نه گزارشی از جریان بازداشت. آدم ها صرفا ناپدید میشدند، آن هم همواره شباهنگام. اسمشان از دفاتر رسمی برداشته می شد، پیشینه ی تمام کارهایی که کرده بودند زدوده می شد، هستی ایشان انکار می شد و سپس از یاد می رفت. از میان می رفتند، فنا می شدند: بخار شدن معادل معمول آن بود.

👤#جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
#جورج_اورول در (1984) میگه :
ما مردگانیم ، زندگی واقعی ما در آینده‌هاست که آنجا نقش مشتی خاک و استخوان را بازی خواهیم کرد هرچند نمی‌توان گفت این آینده چقدر از ما دور است اما در حال حاضر هیچ‌کاری ممکن نیست جز اینکه مرز عقلانیت را ذره ذره گسترش بدهیم ، صرفا می‌توانیم خرد و آگاهی را سینه به سینه ، نسل به نسل منتشر کنیم . در مقابل پلیسِ فکر راه دیگری وجود ندارد

@rahenow 🗿👈
خاطرات یک دیکتاتور
مردم دو دسته‌اند :

نصف گول میخورند
و نصف گلوله .

#جورج_اورول

@rahenow 🗿👈
همیشه خوک‌ها تصمیم میگرفتند سایر حیوانات هرگز نمی‌توانستند تصمیمی اتخاذ کنند.
ولی رأی دادن را یاد گرفته بودند.

|#جورج_اورول
از کتاب " قلعه حیوانات "

@rahenow 🗿👈