@rahenow
561 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
@rahenow
حسین جنتی ، شاعر غزلسرا در پی شکایت اطلاعات سپاه اصفهان بازداشت شد . اطلاعات سپاه اصفهان از وی بخاطر #شعرخوانی شکایت کرده و اتهام او هم #تبلیغ_علیه_نظام با شعر زیر بوده است @rahenow 🗿👈
#حسین_جنتی

ایرانیا در این شب بی دَر چگونه‌ای ؟
از ظالمی به ظالم دیگر چگو‌نه‌ای ؟

ای خسته از تعفنِ شاهانِ سلطه‌ور
حالا در این فضای معطر چگو‌نه‌ای ؟

ای شانه‌ات سبک شده از رنج ِ تاج‌وتخت
امروز زیر پایۀ منبر چگونه‌ای ؟

ای شاکی از زمین و زمان ، اینک بگو
زیر سُـمِ جناب ِ سکندر چگونه‌ای ؟

ای از قفس پریده به شوق رهاشدن
با هفت گاو گشنۀ لاغر چگونه‌ای ؟

ای از جهان شناخته چاهی و چاله‌ای
یک عمر در مـدارِ مُـدوّر چگونه‌ای ؟

از یک فریب گشته رها این زمان بگو :
حیران میانِ مکرِ مُـکـرّر چگونه‌ای ؟

بر ما گذشت نیک و بدِ روزگار و رفت
تا بینمت که در #صف_محشر چگونه‌ای ..

@rahenow 🗿👈
#حسین_جنتی شاعری که به دلیل خواندن سروده‌هایش در دانشگاه اصفهان با شکایت اطلاعات سپاه اصفهان بازداشت شده بود،همون که اشعار انتقادی خونده بود در دیدار با رهبر، حالا میگه باید ۶ ماه بره حبس.این شعرش حتما یادتونه:
ایرانیا در این شب بی‌در چگونه‌ای/ از ظالمی به ظالم دیگر چگو‌نه‌ای

"دین اگر مرا زِ غم رها نمی‌کند چه می‌کند؟!
بند اگر زِ پای بسته وا نمی‌کند چه می‌کند؟!

اژدهای فقر برّه‌های اعتقاد را درید...
دین اگر که دفعِ اژدها نمی‌کند چه می‌کند؟!

دین چه‌می‌کند که دزد و شحنه پای سفره‌ی هم‌اند؟
باد اگر که کاه را سوا نمی‌کند چه‌می کند؟!"
‌hossein_jannati

@rahenow 🗿👈
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گریبان پاره کن! هان ای برادر، وقت فریاد است،
سکوتت چیست یعنی؟ غیرتت چون شد؟ دهانت کو؟!!

برون انداز مارا زین وطن، ما سخت تنهاییم،
نبینم سر به زانو مانده ای آرش! کمانت کو؟

دوای درد ما اشک است...آری اشک....آری اشک
شراب آورده ام، بنشین برادر! استکانت کو؟!

‌ به هر فصلی غمی، هر صفحه ای انبوهِ اندوهی، 
وطن جان! خسته ام، پایانِ خوبِ داستانت کو؟!

#حسین_جنتی
#وطن
@rahenow 🗿👈
‍ قطعِ قلم، به قیمت نان می کنی رفیق؟
این خط و این نشان که زیان می کنی رفیق!

گیرم درین میانه به جایی رسیده ای
گیرم که زود دکّه، دکان می کنی رفیق!

روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد،
حیرت ز کار و بار جهان می کنی رفیق

تیر و کمان چو دست تو افتاد، هوش دار
" سیب " است ، یا " سر " است ، نشان می کنی رفیق!

کفاره اش ز گندمِ عالَم فزون تر است
از عُمر آنچه خدمت خان می کنی رفیق!

خود بستمش به سنگ لحد، مُرده توش نیست!
قبری که گریه بر سر آن می کنی رفیق!

گفتی: " گمان کنم که درست است راه من"
داری گمان چو گمشدگان می کنی رفیق!!

فردا که آفتاب حقیقت برون زند،
" سر " در کدام " برف " نهان می کنی رفیق؟!!
#حسین_جنتی

@rahenow 🗿👈
@rahenow
🔴عزاداری هزاران نفر از مردم منطقه عین۲ اهواز بدون رعایت پروتکل های مقابله با کرونا 🔹در روزهای اخیر وضعیت کرونایی خوزستان از سفید به وضعیت هشدار تغییر کرد/خوزتاب @rahenow 🗿👈
یک تَن شُکوهِ رزمِ تورا شایگان نگفت
شایستۀ تو آنچه که بایست، آن نگفت!

هرکس که رفت بر سر منبر به نام تو،
جز ناله‌های العطشت، داستان نگفت!

تا اشکِ خلق را به در آرَد ز چشم خشک،
جز مشکِ آن سوارِ ابَر قهرمان، نگفت!

مشکل سر تو بود و دهان تو بود و هیچ
یک تن ز اصلِ قصه از این ذاکران نگفت!

ور گفت از سر تو، زِ نی یاد کرد و بس
ور گفت از دهان تو، جز خیزران نگفت

فهمید ماجرا نه همین گریه کردن است
این راز سر به مهر به پیر و جوان نگفت

دانست اگر تو را بشناسند و بشنوند
طوفان به پا کنند همین مردمان، نگفت!

یک نکته بیش نیست پیام قیام تو
من عاجزم ز گفتن و آن روضه‌خوان نگفت!

‌#حسین_جنتی
‌‌@rahenow 🗿👈
اینک دهان مبند که بعد از وفات هم

از ما اگر که پوست بگیرند دَف شویم!

#حسین_جنتی

@rahenow 🗿👈
کماکان اهلِ سازم، اهلِ آوازم، غزلخوانم
نخست ایرانی ام، آنگاه شاید هم مسلمانم!

به زور از من – زمانی – گنبد و گلدسته رویاندی
شراب آلوده‌ام! پیمانه خیزم! خاکِ ایرانم!

ملول از نعره ی ماسیده ی چنگیزِ خون ریزم...
به غایت خسته از دنباله ی دامانِ مروانم!

الا ای لکّه ی افتاده بر ایوان! چه پنداری؟!
چهل سال است ابرم، پاک استعدادِ بارانم!

مرا در شیشه ی دربسته می خواهی نمی دانی
که بر هم می زند خوابِ تورا غوغای طوفانم!

چنانچون از رگِ تو خونِ اسکندر فرو ریزد،
برون می ریزد از رگ های من خونِ نیاکانم!

#حسین_جنتی

@rahenow 🗿👈
دزدِ طلا گریخت ولی دزدِ گیوه نه!
دردا که در گلویِ گذر، پاسبان یکی‌ست...

#حسین_جنتی

@rahenow 🗿👈
سیاهپوشِ که‌ای؟! آن‌که سربلند گذشت؟!
چراغِ نیزه شد از این جهانِ گَند گذشت؟!

سیاهپوشِ که‌ای؟! آن‌که چون غزالِ جسور،
به‌تاخت از وسطِ حلقه‌ی کمند گذشت؟!

پیاده مانده‌ای و ناله می‌زنی او را،
که تند و تیز، ازین فتنه با سمند گذشت؟!

خمود و لِه شده زیرِ گرانیِ بازار،
گریستی به کسی که "نگفته چند" گذشت؟!

تو چون مگس به سرِ خویشتن بکوب که او،
"عسل‌پسند" زِ سودای "حبه‌قند" گذشت!

اسیرِ خِفّتِ خود باش زیرِ یوغِ ستم،
که آن رهاییِ مطلق زِ هرچه بند گذشت.... 


#حسین_جنتی

@rahenow 🔗👈
اگر زِ گور، به جایی دری نباشد چه؟!
وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟!

گرفتم اینکه دری هست و کوبه‌ای دارد...
در آن کویر، کسِ دیگری نباشد چه؟!

کفن‌کِشان چو در آیم زِ خاک و حق خواهم،
دبیرِ محکمه را دفتری نباشد چه؟!

شرابِ خُلَّرِ شیراز داده‌ام از دست...
خبر زِ خمره‌ی گیراتری نباشد چه؟!

چنین که زحمتِ پرهیز بُرده‌ام اینجا،
به هیچ کرده اگر کیفری نباشد چه؟!

بَرَنده کیست در این بازیِ سیاه و سپید؟
در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟!


#حسین_جنتی

@rahenow 🔗👈
4_5810997851345388840 (1).mp4
280.1 KB
یادم آمد سال‌ها پیش غزلی گفته‌ام با این مطلع:

من، پادشاهِ مقتدرِ کشوری که نیست
دل‌بسته‌ام به همهمه‌ی لشکری که نیست!
.
چند بیت بعدش:
من باورم شده‌ست که در من، فرشته‌ها
پیغام می‌برند به پیغمبری که نیست!
همین...

#حسین_جنتی

@rahenow 🔗👈