مردی الاغش را به بازار الاغ فروشان برد تا بفروشد. وقتی به بازار رسید، فریاد زد: این الاغ را میفروشم. شخصی به وی نزدیک شد و گفت: الاغت را چند میفروشی؟ مرد گفت: ۳۰ چوق. شخص گفت: میخرم و پول آنرا داد.
بعد وسط بازار الاغ فروشان رفت و گفت: آی مردم، و شروع به تعریف از الاغ کرد که مردی از گوشه بازار گفت: این الاغ را ۴۰ چوق می خرم. دیگری گفت: من ۵۰چوق. مرد دیگری پیشنهاد ۶۰چوق را داد. دیگری ۷۰ و بعدی ۸۰. صاحب پیشین الاغ با خود گفت: الاغی که مردم حاضر باشند ۸۰چوق بخرند را چرا من نخرم. پس دستش را بالا برد و گفت: ۹۰چوق. شخص گفت: ۹۰ چوق یک، ۹۰ چوق دو، ۹۰ چوق سه... الاغ فروخته شد به این مرد در ازای ۹۰چوق.
در این لحظه شخص، مرد را به کناری کشید و گفت: ای مرد، تو هم فروشنده خوبی بودی و هم خریدار خوبی. از شما چندتا در این منطقه هست؟ مرد گفت: زیادیم. شخص گفت از کجا آمدهاید ؟
مرد گفت : از بازار بورس ایران😐
#خر_نامه
#خر_فروشی
#بورس
@rahenow 🗿👈
بعد وسط بازار الاغ فروشان رفت و گفت: آی مردم، و شروع به تعریف از الاغ کرد که مردی از گوشه بازار گفت: این الاغ را ۴۰ چوق می خرم. دیگری گفت: من ۵۰چوق. مرد دیگری پیشنهاد ۶۰چوق را داد. دیگری ۷۰ و بعدی ۸۰. صاحب پیشین الاغ با خود گفت: الاغی که مردم حاضر باشند ۸۰چوق بخرند را چرا من نخرم. پس دستش را بالا برد و گفت: ۹۰چوق. شخص گفت: ۹۰ چوق یک، ۹۰ چوق دو، ۹۰ چوق سه... الاغ فروخته شد به این مرد در ازای ۹۰چوق.
در این لحظه شخص، مرد را به کناری کشید و گفت: ای مرد، تو هم فروشنده خوبی بودی و هم خریدار خوبی. از شما چندتا در این منطقه هست؟ مرد گفت: زیادیم. شخص گفت از کجا آمدهاید ؟
مرد گفت : از بازار بورس ایران😐
#خر_نامه
#خر_فروشی
#بورس
@rahenow 🗿👈