#طمع
#چوپانی که #سک_گله اش را سلاخی کرد.
این داستان حکایتی واقعی از زمان اشغال عراق توسط نیروهای انگلیسی و برگرفته از ترجمهی داستان «شبکهی دجله» عراق است.
در زمان اشغال عراق توسط نیروهای انگلیسی، جنرال «سانی مود» که در یکی از مناطق عراق حرکت میکرد در میان راه نگاهش به چوپانی افتاد و ایستاد.
به مترجمی که همراه خود داشت گفت برو به این چوپان بگو که جنرال سانی میگوید که اگر این سگ گلهات را سر ببُری یک پوند انگلیس به تو میدهم!
چوپان که با یک لیرهی استرلینگ انگلیسی میتوانست نصف گله گوسفند بخرد! بی درنگ سگ را گرفت و آن را سر برید! آنگاه جنرال دوباره به چوپان داد که اگر این سگ را سلاخی کنی، یک پوند دیگر هم به تو میدهم. و چوپان هم پوند دوم را گرفت و سگ را سلاخی کرد!
سپس جنرال برای بار سوم توسط مترجم خود به چوپان گفت که این پوند سومی را هم بگیر و این سگ را تکهتکه کن! و چوپان پوند سوم را گرفت و سگ گله را تکهتکه کرد!
وقتی جنرال انگلیسی به راه افتاد، چوپان به دنبال او دوید و گفت اگر پوند چهارم را هم به من بدهی، من این سگ را خواهم پخت!
جنرال سانی مود گفت نه! من خواستم که آداب و رفتارهای مردم این مرز و بوم را ببینم و به سربازانم نشان دهم!
تو بخاطر سه پوند حاضر شدی که این سگ گلهات را که رفیق تو و حامی گلهی توست سر ببری، و سلاخی کنی، و آن را تکهتکه کنی، و اگر پوند چهارمی را به تو می دادم، آنرا می پختی!!
و معلوم نیست با پوند پنجم به بعد چه کارها که نخواهی کرد!
آنگاه جنرال سانی رو به سوی نظامیان همراهش کرد و گفت: « مادامی که از این نمونه چوپان در این کشور وجود داشته باشند، شما نگران هیچ چیز نباشید!...»
#پول حتی علايق و احساسات انسان ها را عوض میكند!
از نخل برهنه سایه داری مطلب
از مردم این زمانه یاری مطلب
عزت به #قناعت است و خواری به #طمع
با عزت خود بساز و خواری مطلب
@rahenow 🗿👈
#چوپانی که #سک_گله اش را سلاخی کرد.
این داستان حکایتی واقعی از زمان اشغال عراق توسط نیروهای انگلیسی و برگرفته از ترجمهی داستان «شبکهی دجله» عراق است.
در زمان اشغال عراق توسط نیروهای انگلیسی، جنرال «سانی مود» که در یکی از مناطق عراق حرکت میکرد در میان راه نگاهش به چوپانی افتاد و ایستاد.
به مترجمی که همراه خود داشت گفت برو به این چوپان بگو که جنرال سانی میگوید که اگر این سگ گلهات را سر ببُری یک پوند انگلیس به تو میدهم!
چوپان که با یک لیرهی استرلینگ انگلیسی میتوانست نصف گله گوسفند بخرد! بی درنگ سگ را گرفت و آن را سر برید! آنگاه جنرال دوباره به چوپان داد که اگر این سگ را سلاخی کنی، یک پوند دیگر هم به تو میدهم. و چوپان هم پوند دوم را گرفت و سگ را سلاخی کرد!
سپس جنرال برای بار سوم توسط مترجم خود به چوپان گفت که این پوند سومی را هم بگیر و این سگ را تکهتکه کن! و چوپان پوند سوم را گرفت و سگ گله را تکهتکه کرد!
وقتی جنرال انگلیسی به راه افتاد، چوپان به دنبال او دوید و گفت اگر پوند چهارم را هم به من بدهی، من این سگ را خواهم پخت!
جنرال سانی مود گفت نه! من خواستم که آداب و رفتارهای مردم این مرز و بوم را ببینم و به سربازانم نشان دهم!
تو بخاطر سه پوند حاضر شدی که این سگ گلهات را که رفیق تو و حامی گلهی توست سر ببری، و سلاخی کنی، و آن را تکهتکه کنی، و اگر پوند چهارمی را به تو می دادم، آنرا می پختی!!
و معلوم نیست با پوند پنجم به بعد چه کارها که نخواهی کرد!
آنگاه جنرال سانی رو به سوی نظامیان همراهش کرد و گفت: « مادامی که از این نمونه چوپان در این کشور وجود داشته باشند، شما نگران هیچ چیز نباشید!...»
#پول حتی علايق و احساسات انسان ها را عوض میكند!
از نخل برهنه سایه داری مطلب
از مردم این زمانه یاری مطلب
عزت به #قناعت است و خواری به #طمع
با عزت خود بساز و خواری مطلب
@rahenow 🗿👈