مشروعیت چیست؟
🔺یعنی قانونی بودن حکومت.
🔺یعنی توجیه عقلی داشتن یک حکومت.
🔺یعنی توجیه عقلی و قانونی داشتن اعمال قدرت یک حکومت.
🔺یعنی اینکه مردم به شایستگی و برحق بودن حکومت برای ساختن قانون های الزام آور، اعتقاد داشته باشند.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
🔺یعنی قانونی بودن حکومت.
🔺یعنی توجیه عقلی داشتن یک حکومت.
🔺یعنی توجیه عقلی و قانونی داشتن اعمال قدرت یک حکومت.
🔺یعنی اینکه مردم به شایستگی و برحق بودن حکومت برای ساختن قانون های الزام آور، اعتقاد داشته باشند.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
❇️ «حاکمیت» چیست؟
🔺حاکمیت، قدرت برتر و بدون محدودیت قانونی دولت بر شهروندان واتباع است و مهمترین وظیفه حاکمیت قانون سازی است.
🔺حاکمیت قدرت سیاسی برتر است ، به کسی واگذار شده که اقداماتش تابع شخص دیگر نیست وبراراده او نمی توان مسلط شد.
🔺حاکمیت قدرت حکمرانی دولت است.
🔺حاکمیت قدرت اصلی ,مطلق ونامحدود بر یکایک اتباع وبر همه مجتمع های اتباع است.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
🔺حاکمیت، قدرت برتر و بدون محدودیت قانونی دولت بر شهروندان واتباع است و مهمترین وظیفه حاکمیت قانون سازی است.
🔺حاکمیت قدرت سیاسی برتر است ، به کسی واگذار شده که اقداماتش تابع شخص دیگر نیست وبراراده او نمی توان مسلط شد.
🔺حاکمیت قدرت حکمرانی دولت است.
🔺حاکمیت قدرت اصلی ,مطلق ونامحدود بر یکایک اتباع وبر همه مجتمع های اتباع است.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
❇️ «ملت» چیست؟
🔺 فرهنگ دهخدا: ملت گروهی از افراد انسانی که بر خاک معین زندگی می کنند وتابع قدرت یک حکومت هستند.
🔺ملت را «جمعی» در چارچوب یک واحد سیاسی، با یک حکومت مرکزی، با ساختاری یکدست برای سازماندهی اقتصاد و نیز قانونگذاری تعریف کرده اند.
♦️ #ملت به مفهوم جدید سه صفت ذاتی را در خود دارد:
1- ملت با حاکمیت واستقلال سیاسی مشخص می گردد
2- تحت اطاعت هیچ قدرت ماورائی وفرانسانی نیست.
3- به خود آگاهی دست یافته وحق تعیین سرنوشت خود را دارد.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
🔺 فرهنگ دهخدا: ملت گروهی از افراد انسانی که بر خاک معین زندگی می کنند وتابع قدرت یک حکومت هستند.
🔺ملت را «جمعی» در چارچوب یک واحد سیاسی، با یک حکومت مرکزی، با ساختاری یکدست برای سازماندهی اقتصاد و نیز قانونگذاری تعریف کرده اند.
♦️ #ملت به مفهوم جدید سه صفت ذاتی را در خود دارد:
1- ملت با حاکمیت واستقلال سیاسی مشخص می گردد
2- تحت اطاعت هیچ قدرت ماورائی وفرانسانی نیست.
3- به خود آگاهی دست یافته وحق تعیین سرنوشت خود را دارد.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
❇️منابع قدرت دولت
♦️الف)منابع محسوس:
1- جغرافیا
2- وسعت سرزمین
3- منابع ملی
4- توان اقتصادی
5- توان نظامی
6- جمعیت
1️⃣جغرافیا: موقعیت و خصوصیات جغرافیایی در تعیین قدرت ملی نقش ارزنده ای دارد. دولت های بدون ساحل محدودیت های زیادی در کسب و افزایش قدرت دارند. سرزمین های کوهستانی را به آسانی نمی توانند تسخیر کرد.
2️⃣وسعت سرزمین: سبب ازدیاد قدرت دولت است زیرا امکان اشغال نظامی خارجی را تا حد زیادی منتفی می سازد.
3️⃣ منابع ملی: منظور منابع طبیعی است که هر اندازه زیادتر باشد قدرت دولت را افزایش می دهد و کشور های نیازمند و وابسته را متاثر می سازد.
4️⃣توان اقتصادی : قدرت هر دولت به قابلیت اقتصادی آن بستگی زیادی دارد. امروزه میزان صنعتی شدن کشور ها مهمترین معیار قابلیت اقتصادی است.
5️⃣توان نظامی: دولت برای اعمال قدرت نیازمند قوای مسلح است. توان نیروهای مسلح هر کشور عنصر اساسی در معادله قدرت است.
6️⃣جمعیت: در شرایط متعادل جمعیت زیاد از منابع قدرت دولت می باشد اما در شرایط خاص جمعیت زیاد عامل محدود کننده قدرت دولت می گردد.
#قدرت_دولت
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
♦️الف)منابع محسوس:
1- جغرافیا
2- وسعت سرزمین
3- منابع ملی
4- توان اقتصادی
5- توان نظامی
6- جمعیت
1️⃣جغرافیا: موقعیت و خصوصیات جغرافیایی در تعیین قدرت ملی نقش ارزنده ای دارد. دولت های بدون ساحل محدودیت های زیادی در کسب و افزایش قدرت دارند. سرزمین های کوهستانی را به آسانی نمی توانند تسخیر کرد.
2️⃣وسعت سرزمین: سبب ازدیاد قدرت دولت است زیرا امکان اشغال نظامی خارجی را تا حد زیادی منتفی می سازد.
3️⃣ منابع ملی: منظور منابع طبیعی است که هر اندازه زیادتر باشد قدرت دولت را افزایش می دهد و کشور های نیازمند و وابسته را متاثر می سازد.
4️⃣توان اقتصادی : قدرت هر دولت به قابلیت اقتصادی آن بستگی زیادی دارد. امروزه میزان صنعتی شدن کشور ها مهمترین معیار قابلیت اقتصادی است.
5️⃣توان نظامی: دولت برای اعمال قدرت نیازمند قوای مسلح است. توان نیروهای مسلح هر کشور عنصر اساسی در معادله قدرت است.
6️⃣جمعیت: در شرایط متعادل جمعیت زیاد از منابع قدرت دولت می باشد اما در شرایط خاص جمعیت زیاد عامل محدود کننده قدرت دولت می گردد.
#قدرت_دولت
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
❇️منابع قدرت دولت
♦️ب) منابع نامحسوس قدرت دولت
1️⃣کیفیت رهبری و حکومت ملی : رهبری شایسته و بدور از فساد میتواند منابع ملی را در راستای افزایش قدرت دولت هدایت کند. حکومت فاسد نوعا از این توانایی محروم است.
2️⃣ اراده تخصیص منابع برای دست یافتن به هدف های ملی
4️⃣ روحیه انضباط ، لیاقت و کیفیت نیروهای مسلح
4️⃣توان بالقوه اتحاد دولت با دولت یا دولت های دیگر
5️⃣ارتقای سطح آگاهی سیاسی در میان مردم
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
♦️ب) منابع نامحسوس قدرت دولت
1️⃣کیفیت رهبری و حکومت ملی : رهبری شایسته و بدور از فساد میتواند منابع ملی را در راستای افزایش قدرت دولت هدایت کند. حکومت فاسد نوعا از این توانایی محروم است.
2️⃣ اراده تخصیص منابع برای دست یافتن به هدف های ملی
4️⃣ روحیه انضباط ، لیاقت و کیفیت نیروهای مسلح
4️⃣توان بالقوه اتحاد دولت با دولت یا دولت های دیگر
5️⃣ارتقای سطح آگاهی سیاسی در میان مردم
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
❇️اقتدار چیست؟
✅به بیان ساده، اقتدار یعنی قدرت مشروع، یعنی قدرتی که قانونی بوده و توجیه عقلی و قانونی داشته باشد.
♦️تعریف اقتدار: قدرت مشروع، قانونی و مقبول را که می باید در شرایط مقتضی مورد اطاعت قرار گیرد اقتدار می نامند.
🔺در اقتدار توجیه و استدلالی نهفته است که آنرا از شکل قدرت عریان خارج می سازد و برای موضع قدرت پذیرفتنی می کند.
🔺قدرت پدر در خانواده از نوع اقتدار است زیرا به دلایل مختلفی قابل توجیه و پذیرفتنی است.
🔺 پس مفهوم اقتدار خاص تر از مفهوم قدرت است. قدرت عام و اقتدار خاص است.
🔺 قدرت زمانی اقتدار میشود که قانونی شده باشد.
((در پست بعدی به تفاوت های میان قدرت و اقتدار خواهیم پرداخت.))
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
✅به بیان ساده، اقتدار یعنی قدرت مشروع، یعنی قدرتی که قانونی بوده و توجیه عقلی و قانونی داشته باشد.
♦️تعریف اقتدار: قدرت مشروع، قانونی و مقبول را که می باید در شرایط مقتضی مورد اطاعت قرار گیرد اقتدار می نامند.
🔺در اقتدار توجیه و استدلالی نهفته است که آنرا از شکل قدرت عریان خارج می سازد و برای موضع قدرت پذیرفتنی می کند.
🔺قدرت پدر در خانواده از نوع اقتدار است زیرا به دلایل مختلفی قابل توجیه و پذیرفتنی است.
🔺 پس مفهوم اقتدار خاص تر از مفهوم قدرت است. قدرت عام و اقتدار خاص است.
🔺 قدرت زمانی اقتدار میشود که قانونی شده باشد.
((در پست بعدی به تفاوت های میان قدرت و اقتدار خواهیم پرداخت.))
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
✳️تفاوت «قدرت» و «اقتدار» :
♦️قدرت به معنای توانایی جلب یا برانگیختن اطاعت است، در حالی که اقتدار به معنای اجرای برخی اعمال با حق وضع قوانین و اداره امور و نظایر آن است.
1⃣ اقتدار، هميشه مشروع و قانوني است؛ اما قدرت مي تواند مشروع يا نامشروع باشد.
2⃣اقتدار، مبتني بر رضايت است؛ اما قدرت اغلب بر زور مبتني است.
3⃣ بنا به سرشت، اقتدار دموکراتيک تر از قدرت است؛ زيرا هميشه قانوني و مبتني بر پشتيباني همگاني
است. اقتدار نشان مي دهد که انسان براي قبولاندن هدف هاي خود چه توانايي هايي دارد؛ در حالي که قدرت،
توانايي انسان براي تغيير رفتار ديگران است.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
♦️قدرت به معنای توانایی جلب یا برانگیختن اطاعت است، در حالی که اقتدار به معنای اجرای برخی اعمال با حق وضع قوانین و اداره امور و نظایر آن است.
1⃣ اقتدار، هميشه مشروع و قانوني است؛ اما قدرت مي تواند مشروع يا نامشروع باشد.
2⃣اقتدار، مبتني بر رضايت است؛ اما قدرت اغلب بر زور مبتني است.
3⃣ بنا به سرشت، اقتدار دموکراتيک تر از قدرت است؛ زيرا هميشه قانوني و مبتني بر پشتيباني همگاني
است. اقتدار نشان مي دهد که انسان براي قبولاندن هدف هاي خود چه توانايي هايي دارد؛ در حالي که قدرت،
توانايي انسان براي تغيير رفتار ديگران است.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
✳️ انواع اقتدار:
1️⃣ اقتدار زورمندانه؛ اقتدار مبتنی بر زور که اقتداری نامشروع است.
2️⃣ اقتدار ناشی از قانون اساسی؛ این نوع اقتدار قانونیست همانند اقتدار رییس جمهور یا فرماندار
3️⃣ اقتدار فرهی؛ از صفات ویژه رهبر وکاریزمای او نشات می گیرد وبر قهرمان پروری یا بر خصلت وصفت ستوده یک شخص متکی است
4️⃣ اقتدار دینی؛ به کسانی مربوط است که درسلسله مراتب دینی موقعیت برتری دارند.
5️⃣ اقتدار آسمانی؛ برای کسانی است که مدعی برگزیده شدن ازجانب خدواندند ومعتقدند خداوند به آنان اقتدار داده است! جیمز اول پادشاه انگلستان ولویی چهاردهم امپراطور فرانسه خود را برگزیده خدا می دانستند!!
6️⃣ اقتدار نیایی؛ همانند انتقال اقتدار پدر به فرزند خویش که در اشکال پادشاهی دیده می شود.
7️⃣ اقتدار نخبگان؛ این نوع اقتدار را گروههای کوچک افراد بر پایه شخصیت, دانش, تخصص یا ثروت خود دارند.
8️⃣ اقتدار سنتی؛ بر عرفهای باستانی, سنتها وقرارهای اجتماعی مبتنی است.
9️⃣ اقتدار قانونی-عقلایی؛ پایه این نوع اقتدار, قوانین کشور است وبطور عمده در نظامهای دموکراتیک وجود دارد.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
1️⃣ اقتدار زورمندانه؛ اقتدار مبتنی بر زور که اقتداری نامشروع است.
2️⃣ اقتدار ناشی از قانون اساسی؛ این نوع اقتدار قانونیست همانند اقتدار رییس جمهور یا فرماندار
3️⃣ اقتدار فرهی؛ از صفات ویژه رهبر وکاریزمای او نشات می گیرد وبر قهرمان پروری یا بر خصلت وصفت ستوده یک شخص متکی است
4️⃣ اقتدار دینی؛ به کسانی مربوط است که درسلسله مراتب دینی موقعیت برتری دارند.
5️⃣ اقتدار آسمانی؛ برای کسانی است که مدعی برگزیده شدن ازجانب خدواندند ومعتقدند خداوند به آنان اقتدار داده است! جیمز اول پادشاه انگلستان ولویی چهاردهم امپراطور فرانسه خود را برگزیده خدا می دانستند!!
6️⃣ اقتدار نیایی؛ همانند انتقال اقتدار پدر به فرزند خویش که در اشکال پادشاهی دیده می شود.
7️⃣ اقتدار نخبگان؛ این نوع اقتدار را گروههای کوچک افراد بر پایه شخصیت, دانش, تخصص یا ثروت خود دارند.
8️⃣ اقتدار سنتی؛ بر عرفهای باستانی, سنتها وقرارهای اجتماعی مبتنی است.
9️⃣ اقتدار قانونی-عقلایی؛ پایه این نوع اقتدار, قوانین کشور است وبطور عمده در نظامهای دموکراتیک وجود دارد.
#سیاست_شناسی
@rahenow 🗿👈
✳️ اقتدارگرایی یا توتالیتاریسم چیست؟
@rahenow 🗿👈
اول. اقتدارگرایی یا توتالیتاریسم شكل ویژهای از حكومتهاست كه با حاكمیتی یكهتاز كه خود را متولی یك جهانبینی جامع و كامل میداند ملازم و همراه است. حاكمیتی كه فراخوان ابنای بشر به این جهانبینی را صرفا نه یك وظیفه كه ضرورتی آنی برای خود فرض میكند
دوم. اقتدارگرایی دشمن بیچون و چرای آدمهاست. اصلا همه را یك شكل و همشكل میخواهد. برای این هدف سودای آن سر ساختن آدمها را دارد و در این مسیر است كه آدمها باید گذشته را فراموش كنند و آن را آنگونه كه اقتدارگرایان میخواهند به یاد آورند
سوم. دولت توتالیتر به دلیل ویژگی دوم یعنی آنكه چون برای فردیت آدمیان حرمت و احترامی قائل نیست، عرصه خصوصی زندگی انسان را نیز به رسمیت نمیشناسد و بالاتر از آن خود را محق و مكلف میداند كه بر تمامی لحظات زندگی تكتك انسانها نظارت كند.
دولت اقتدارگرا، خلوت ذهن آدمی را نیز عرصهای خصوصی به حساب نمیآورد و آن را نیز كنكاش و گزینش میكند تا مبادا آدمی دچار انحراف و انحطاط شود.
چهارم. دولتهای توتالیتر، بر پایة یك اصل مهم بنا میشوند: سادهانگاری هر آنچه در جهان میگذرد. تبیین راهحلهای ساده برای مسائل پیچیده، و با این كار هر آنچه در عالم واقع محقق میشود را انكار میكنند. كسانی كه به این شیوه مُلكداری میكنند خود را جام جهاننمایی میدانند كه برای هر پرسشی پاسخی ساده و موجز در آستین دارند و همه چیز را همیشه میدانند. ساده انگاری واقعیات موجود و تقلیل هر پدیده حتی به غایت پیچیده چیزی است كه همیشه در این گونه دولتها با آن مواجهیم.
پنجم. جامعه مدنی در این نوع از زمامداری محلی از اعراب ندارد. توتالیتاریستها جامعة مدنی را به عنوان واسطة دولت و مردم شامل تمامی نهادها و انجمنهایی كه به واقع ستون فقرات جامعهاند از میان برمیدارند تا شهروندان یكه و تنها در مقابل دولت قرار گیرند و اصلا اقتدار چنین دولتهایی فقط به ازای اضمحلال و نابودی نهادهای مدنی حاصل میشود.
و آخر: در ادامة سادهانگاری و تقلیلگرایی، دولت توتالیتر، ملاك و معیار موفقیتاش را در جذب تودهها میداند بنابراین فارغ از سنجهها و ارزشهای متعارف به هر چیز متوسل میشود تا در كوتاه مدت تودهها را به دنبال خود بكشد، دادن شعارهای عوامفریبانه و سوار شدن بر موج احساسات و خواستههای مردم حتی اگر كوچكترین اعتقادی به آنها وجود نداشته باشد یكی از ابزارهای كاربردی این گونه دولتها به شمار میآید.
#اقتدارگرایی #توتالیتاریسم #تمامیت_خواهی
✅ #سیاست_شناسی
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow 🗿👈
اول. اقتدارگرایی یا توتالیتاریسم شكل ویژهای از حكومتهاست كه با حاكمیتی یكهتاز كه خود را متولی یك جهانبینی جامع و كامل میداند ملازم و همراه است. حاكمیتی كه فراخوان ابنای بشر به این جهانبینی را صرفا نه یك وظیفه كه ضرورتی آنی برای خود فرض میكند
دوم. اقتدارگرایی دشمن بیچون و چرای آدمهاست. اصلا همه را یك شكل و همشكل میخواهد. برای این هدف سودای آن سر ساختن آدمها را دارد و در این مسیر است كه آدمها باید گذشته را فراموش كنند و آن را آنگونه كه اقتدارگرایان میخواهند به یاد آورند
سوم. دولت توتالیتر به دلیل ویژگی دوم یعنی آنكه چون برای فردیت آدمیان حرمت و احترامی قائل نیست، عرصه خصوصی زندگی انسان را نیز به رسمیت نمیشناسد و بالاتر از آن خود را محق و مكلف میداند كه بر تمامی لحظات زندگی تكتك انسانها نظارت كند.
دولت اقتدارگرا، خلوت ذهن آدمی را نیز عرصهای خصوصی به حساب نمیآورد و آن را نیز كنكاش و گزینش میكند تا مبادا آدمی دچار انحراف و انحطاط شود.
چهارم. دولتهای توتالیتر، بر پایة یك اصل مهم بنا میشوند: سادهانگاری هر آنچه در جهان میگذرد. تبیین راهحلهای ساده برای مسائل پیچیده، و با این كار هر آنچه در عالم واقع محقق میشود را انكار میكنند. كسانی كه به این شیوه مُلكداری میكنند خود را جام جهاننمایی میدانند كه برای هر پرسشی پاسخی ساده و موجز در آستین دارند و همه چیز را همیشه میدانند. ساده انگاری واقعیات موجود و تقلیل هر پدیده حتی به غایت پیچیده چیزی است كه همیشه در این گونه دولتها با آن مواجهیم.
پنجم. جامعه مدنی در این نوع از زمامداری محلی از اعراب ندارد. توتالیتاریستها جامعة مدنی را به عنوان واسطة دولت و مردم شامل تمامی نهادها و انجمنهایی كه به واقع ستون فقرات جامعهاند از میان برمیدارند تا شهروندان یكه و تنها در مقابل دولت قرار گیرند و اصلا اقتدار چنین دولتهایی فقط به ازای اضمحلال و نابودی نهادهای مدنی حاصل میشود.
و آخر: در ادامة سادهانگاری و تقلیلگرایی، دولت توتالیتر، ملاك و معیار موفقیتاش را در جذب تودهها میداند بنابراین فارغ از سنجهها و ارزشهای متعارف به هر چیز متوسل میشود تا در كوتاه مدت تودهها را به دنبال خود بكشد، دادن شعارهای عوامفریبانه و سوار شدن بر موج احساسات و خواستههای مردم حتی اگر كوچكترین اعتقادی به آنها وجود نداشته باشد یكی از ابزارهای كاربردی این گونه دولتها به شمار میآید.
#اقتدارگرایی #توتالیتاریسم #تمامیت_خواهی
✅ #سیاست_شناسی
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
✳️ ارتجاع سیاسی
@rahenow 🗿👈
ارتجاع به معنای مبارزه طبقات و اقشار در حال نابودی و زوال علیه جامعه است. سیر جبری تاریخ و مبارزه تودهها جوامع بشری را به سوی رشد و ترقی میبرد و اقشار و طبقاتی را که صاحب امتیازات مربوطه هستند و با سیر آنی جامعه مخالفند و مایلند وضع موجود را حفظ کنند به نابودی حتمی محکوم میکند. چنین است نابودی بردهداران و سپس فئودالها و سپس سرمایهداران، هر یک در دوران تاریخی معین خود مطابق با سطح رشد نیروهای تولیدی. اما این طبقات برای حفظ منافع استثمارگرانه خود، برای حفظ امتیازات و موجودیت خود، با ترقی جامعه در تضاد واقع میشوند و با پیشرفت اجتماعی مخالفت میورزند. مظهر آن مناسبات تولیدی فرسودهای میشوند که به سدی در راه تکامل جامعه بدل شدهاست. بنابر این ارتجاع یعنی دفاع از نظام فرسوده و محکوم به نابودی، و مخالفت با ترقی و پیشرفت.
#ارتجاع_سیاسی
✅ #سیاست_شناسی
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow 🗿👈
ارتجاع به معنای مبارزه طبقات و اقشار در حال نابودی و زوال علیه جامعه است. سیر جبری تاریخ و مبارزه تودهها جوامع بشری را به سوی رشد و ترقی میبرد و اقشار و طبقاتی را که صاحب امتیازات مربوطه هستند و با سیر آنی جامعه مخالفند و مایلند وضع موجود را حفظ کنند به نابودی حتمی محکوم میکند. چنین است نابودی بردهداران و سپس فئودالها و سپس سرمایهداران، هر یک در دوران تاریخی معین خود مطابق با سطح رشد نیروهای تولیدی. اما این طبقات برای حفظ منافع استثمارگرانه خود، برای حفظ امتیازات و موجودیت خود، با ترقی جامعه در تضاد واقع میشوند و با پیشرفت اجتماعی مخالفت میورزند. مظهر آن مناسبات تولیدی فرسودهای میشوند که به سدی در راه تکامل جامعه بدل شدهاست. بنابر این ارتجاع یعنی دفاع از نظام فرسوده و محکوم به نابودی، و مخالفت با ترقی و پیشرفت.
#ارتجاع_سیاسی
✅ #سیاست_شناسی
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.