آیا نباید به کودک بگوییم که بیشتر از نصف مردم جهان گرسنه اند و چرا گرسنه شده اند و راه برانداختن گرسنگی چیست ؟ آیا نباید درک علمی و درستی از تاریخ و تحوّل و تکامل اجتماعات انسانی به کودک بدهیم ؟ چرا باید بچه های شسته و رفته و بی لک و پیس و بی سر و صدا و مطیع تربیت کنیم ؟ مگر قصد داریم بچه ها را بگذاریم پشت ویترین مغازه های لوکس خرازی فروشی های بالای شهر که چنین عروسک های شیکی از آن ها درست می کنیم ؟
#ادبیات_کودکان
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
#ادبیات_کودکان
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
ماهی سیاه گفت:« آره غریبه ام. از راه دوری می آیم.»
ماهی ریزه ها گفتند:« کجا می خواهی بروی؟»
ماهی سیاه گفت:« می روم آخر جویبار را پیدا کنم.»
ماهی ریزه ها گفتند:« کدام جویبار؟»
ماهی سیاه گفت:« همین جویباری که توی آن شنا می کنیم.»
ماهی ریزه ها گفتند:« ما به این می گوییم رودخانه.»
ماهی سیاه چیزی نگفت. یکی از ماهی های ریزه گفت:« هیچ می دانی مرغ سقا نشسته سر راه ؟»
ماهی سیاه گفت:« آره ، می دانم.»
یکی دیگر گفت:« این را هم می دانی که مرغ سقا چه کیسه ی گل و گشادی دارد؟»
ماهی سیاه گفت:« این را هم می دانم.»
ماهی ریزه گفت:« با اینهمه باز می خواهی بروی؟»
ماهی سیاه گفت:« آره ، هر طوری شده باید بروم!»
#ماهی_سیاه_کوچولو
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
ماهی ریزه ها گفتند:« کجا می خواهی بروی؟»
ماهی سیاه گفت:« می روم آخر جویبار را پیدا کنم.»
ماهی ریزه ها گفتند:« کدام جویبار؟»
ماهی سیاه گفت:« همین جویباری که توی آن شنا می کنیم.»
ماهی ریزه ها گفتند:« ما به این می گوییم رودخانه.»
ماهی سیاه چیزی نگفت. یکی از ماهی های ریزه گفت:« هیچ می دانی مرغ سقا نشسته سر راه ؟»
ماهی سیاه گفت:« آره ، می دانم.»
یکی دیگر گفت:« این را هم می دانی که مرغ سقا چه کیسه ی گل و گشادی دارد؟»
ماهی سیاه گفت:« این را هم می دانم.»
ماهی ریزه گفت:« با اینهمه باز می خواهی بروی؟»
ماهی سیاه گفت:« آره ، هر طوری شده باید بروم!»
#ماهی_سیاه_کوچولو
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
ماهی کوچولو از آبشار پایین آمد و افتاد توی یک برکه ی پر آب. اولش دست و پایش را گم کرد ، اما بعد شروع کرد به شنا کردن و دور برکه گشت زدن. تا آنوقت ندیده بود که آنهمه آب ، یکجا جمع بشود. هزارها کفچه ماهی توی آب وول می خوردند.ماهی سیاه کوچولو را که دیدند ، مسخره اش کردند و گفتند:« ریختش را باش! تو دیگر چه موجودی هستی؟»
ماهی ، خوب وراندازشان کرد و گفت :« خواهش میکنم توهین نکنید. اسم من ماهی سیاه کوچولو است. شما هم اسمتان را بگویید تا با هم آشنا بشویم.»
یکی از کفچه ماهی ها گفت:« ما همدیگر را کفچه ماهی صدا می کنیم.»
دیگری گفت:« دارای اصل و نسب.»
دیگری گفت:« از ما خوشگل تر، تو دنیا پیدا نمی شود.»
دیگری گفت:« مثل تو بی ریخت و بد قیافه نیستیم.»
ماهی گفت:« من هیچ خیال نمی کردم شما اینقدر خودپسند باشید. باشد، من شما را می بخشم ، چون این حرفها را از روی نادانی می زنید.»
کفچه ماهی ها یکصدا گفتند:« یعنی ما نادانیم؟»
ماهی گفت: « اگر نادان نبودید ، می دانستید در دنیا خیلی های دیگر هم هستند که ریختشان برای خودشان خیلی هم خوشایند است! شما حتی اسمتان هم مال خودتان نیست.»
کفچه ماهی ها خیلی عصبانی شدند ، اما چون دیدند ماهی کوچولو راست می گوید ، از در دیگری در آمدند و گفتند:
« اصلا تو بیخود به در و دیوار می زنی .ما هر روز ، از صبح تا شام دنیا را می گردیم ، اما غیر از خودمان و پدر و مادرمان ، هیچکس را نمی بینیم ، مگر کرم های ریزه که آنها هم به حساب نمی آیند!»
ماهی گفت:« شما که نمی توانید از برکه بیرون بروید ، چطور ازدنیا گردی دم می زنید؟»
کفچه ماهی ها گفتند:« مگر غیر از برکه ، دنیای دیگری هم داریم؟»
ماهی گفت:« دست کم باید فکر کنید که این آب از کجا به اینجا می ریزد و خارج از آب چه چیزهایی هست.»
کفچه ماهی ها گفتند:« خارج از آّب دیگر کجاست؟ ما که هرگز خارج از آب را ندیده ایم! هاها...هاها.... به سرت زده بابا!»
ماهی سیاه کوچولو هم خنده اش گرفت. فکر کرد که بهتر است کفچه ماهی ها را به حال خودشان بگذارد و برود.
قسمتی از #ماهی_سیاه_کوچولو
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
ماهی ، خوب وراندازشان کرد و گفت :« خواهش میکنم توهین نکنید. اسم من ماهی سیاه کوچولو است. شما هم اسمتان را بگویید تا با هم آشنا بشویم.»
یکی از کفچه ماهی ها گفت:« ما همدیگر را کفچه ماهی صدا می کنیم.»
دیگری گفت:« دارای اصل و نسب.»
دیگری گفت:« از ما خوشگل تر، تو دنیا پیدا نمی شود.»
دیگری گفت:« مثل تو بی ریخت و بد قیافه نیستیم.»
ماهی گفت:« من هیچ خیال نمی کردم شما اینقدر خودپسند باشید. باشد، من شما را می بخشم ، چون این حرفها را از روی نادانی می زنید.»
کفچه ماهی ها یکصدا گفتند:« یعنی ما نادانیم؟»
ماهی گفت: « اگر نادان نبودید ، می دانستید در دنیا خیلی های دیگر هم هستند که ریختشان برای خودشان خیلی هم خوشایند است! شما حتی اسمتان هم مال خودتان نیست.»
کفچه ماهی ها خیلی عصبانی شدند ، اما چون دیدند ماهی کوچولو راست می گوید ، از در دیگری در آمدند و گفتند:
« اصلا تو بیخود به در و دیوار می زنی .ما هر روز ، از صبح تا شام دنیا را می گردیم ، اما غیر از خودمان و پدر و مادرمان ، هیچکس را نمی بینیم ، مگر کرم های ریزه که آنها هم به حساب نمی آیند!»
ماهی گفت:« شما که نمی توانید از برکه بیرون بروید ، چطور ازدنیا گردی دم می زنید؟»
کفچه ماهی ها گفتند:« مگر غیر از برکه ، دنیای دیگری هم داریم؟»
ماهی گفت:« دست کم باید فکر کنید که این آب از کجا به اینجا می ریزد و خارج از آب چه چیزهایی هست.»
کفچه ماهی ها گفتند:« خارج از آّب دیگر کجاست؟ ما که هرگز خارج از آب را ندیده ایم! هاها...هاها.... به سرت زده بابا!»
ماهی سیاه کوچولو هم خنده اش گرفت. فکر کرد که بهتر است کفچه ماهی ها را به حال خودشان بگذارد و برود.
قسمتی از #ماهی_سیاه_کوچولو
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
بیشتر ماهیها، موقع پیری شکایت میکنند که زندگیشان را بیخودی تلف کردهاند. دایم ناله و نفرین میکنند و از همه چیز شکایت دارند. من میخواهم بدانم که، راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟»
📚ماهی سیاه کوچولو
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
📚ماهی سیاه کوچولو
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
تهران دو قسمت دارد: شمال و جنوب.
جنوب پر از دود و کثافت و گرد و غبار است، اما شمال تمیز است. زیرا همهی اتوبوسهای قراضه در جنوب شهر کار میکنند، همهی کورههای آجرپزی آن طرفهاست. همهی دیزلها و باریها از آنورها رفت و آمد میکنند.
خیلی از کوچه و خیابانهای جنوب خاکی است، همهی آبهای کثیف و گندیده جوهای شمال به جنوب سرازیر میشود.
خلاصه، جنوب محلهی آدمهای بی چیز و گرسنه است و شمال محلهی اعیان و پولدارها!
#صمد_بهرنگی
۲۴ ساعت
@rahenow 🗿👈
جنوب پر از دود و کثافت و گرد و غبار است، اما شمال تمیز است. زیرا همهی اتوبوسهای قراضه در جنوب شهر کار میکنند، همهی کورههای آجرپزی آن طرفهاست. همهی دیزلها و باریها از آنورها رفت و آمد میکنند.
خیلی از کوچه و خیابانهای جنوب خاکی است، همهی آبهای کثیف و گندیده جوهای شمال به جنوب سرازیر میشود.
خلاصه، جنوب محلهی آدمهای بی چیز و گرسنه است و شمال محلهی اعیان و پولدارها!
#صمد_بهرنگی
۲۴ ساعت
@rahenow 🗿👈
.
دوم تیر، زادروز #صمد_بهرنگی (1347_1318 _تبریز)
ماهی سیاه کوچولو به خودش گفت:
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید،
اما من تا میتوانم زندگی میکنم
نباید به پیشواز مرگ بروم.
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم مهم نیست.
مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
#ماهی_سیاه_کوچولو /1347
داستان های منتشر شده:
#ماهی_سیاه_کوچولو
#عادت
#تلخون
#اولدوز_و_کلاغ_ها
#اولدوز_و_عروسک_سخنگو
#کچل_کفترباز
#پسرک_لبوفروش
#افسانه_محبت
#پیرزن_و_جوجه_طلایی_اش
#یک_هلو_هزار_هلو
#کوراوغلو_و_کچل_حمزه
دیگر آثار:
#کند_و_کاو_در_مسائل_تربیتی_ایران
#الفبای_فارسی_برای_کودکان_آذربایجان
#اهمیت_ادبیات_کودک
#مجموعه_مقاله_ها
ترجمه ی « #ما_الاغ_ها » از عزیز نسین
ترجمه ی « #دفتر_اشعار_معاصر از چند شاعر فارسی زبان»
ترجمه ی « #خرابکار (قصه هایی از چند نویسنده ی ترک زبان)
ترجمه ی« #کلاغ_سیاهه» از مامین سیبیریاک
@rahenow 🗿👈
دوم تیر، زادروز #صمد_بهرنگی (1347_1318 _تبریز)
ماهی سیاه کوچولو به خودش گفت:
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید،
اما من تا میتوانم زندگی میکنم
نباید به پیشواز مرگ بروم.
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که می شوم مهم نیست.
مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
#ماهی_سیاه_کوچولو /1347
داستان های منتشر شده:
#ماهی_سیاه_کوچولو
#عادت
#تلخون
#اولدوز_و_کلاغ_ها
#اولدوز_و_عروسک_سخنگو
#کچل_کفترباز
#پسرک_لبوفروش
#افسانه_محبت
#پیرزن_و_جوجه_طلایی_اش
#یک_هلو_هزار_هلو
#کوراوغلو_و_کچل_حمزه
دیگر آثار:
#کند_و_کاو_در_مسائل_تربیتی_ایران
#الفبای_فارسی_برای_کودکان_آذربایجان
#اهمیت_ادبیات_کودک
#مجموعه_مقاله_ها
ترجمه ی « #ما_الاغ_ها » از عزیز نسین
ترجمه ی « #دفتر_اشعار_معاصر از چند شاعر فارسی زبان»
ترجمه ی « #خرابکار (قصه هایی از چند نویسنده ی ترک زبان)
ترجمه ی« #کلاغ_سیاهه» از مامین سیبیریاک
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ : باغ بهرنگ
خواننده : سیمین قدیری
این آهنگ برای بزرگـداشت #صمد_بهرنگی با اشاره به عناوین دست نوشتـه هـای صمـد سـاختـه و اجـرا شـد
@rahenow 🗿👈
خواننده : سیمین قدیری
این آهنگ برای بزرگـداشت #صمد_بهرنگی با اشاره به عناوین دست نوشتـه هـای صمـد سـاختـه و اجـرا شـد
@rahenow 🗿👈
چرا دستگیری از بینوایان را تبلیغ میکنیم و هرگز نمیگوییم که چگونه آن یکی بینوا شد و این یکی توانگر، که سینه جلو بدهد و سهم ناچیزی از دارائی خود را به آن بابای بینوا بدهد و منت سرش بگذارد که آری من مردی خیر و نیکوکارم و همیشه از آدمهای بیچاره و بدبختی مثل تو دستگیری میکنم
البته این هم محض رضای خداست وگرنه تو خودت که آدم نیستی
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
البته این هم محض رضای خداست وگرنه تو خودت که آدم نیستی
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
آنکس که کار میکند حق زندگی دارد
و آنکس که حاصل کار و زحمت دیگران را صاحب میشود و به عیش و عشرت میپردازد، باید نابود شود. اگر نان هست، همه باید بخورند و اگر نیست، همه باید گرسنه بمانند و همه باید بکوشند تا نان به دست آید. اگر آسایش و خوشبختی هست، برای همه باید باشد و اگر نیست برای هیچکس نمیتواند باشد.
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
و آنکس که حاصل کار و زحمت دیگران را صاحب میشود و به عیش و عشرت میپردازد، باید نابود شود. اگر نان هست، همه باید بخورند و اگر نیست، همه باید گرسنه بمانند و همه باید بکوشند تا نان به دست آید. اگر آسایش و خوشبختی هست، برای همه باید باشد و اگر نیست برای هیچکس نمیتواند باشد.
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
اجتماعي است كه شما از پدرانتان به ارث خواهيد برد, شما نبايد ميراث پدرانتان را دست نخورده به دست فرزندان خود برسانيد. شما بايد از بديها كم كنيد يا آنها را نابود كنيد, بر خوبيها بيفزاييد و دواي ناخوشيها را پيدا كنيد يا آنها را نابود كنيد. اجتماع ، امانتي نيست كه عيناً حفظ مي شود
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤صمد بهرنگی از آغاز تا پایان
۲ تیر زادروز #صمد_بهرنگی 🌺
از همان کودکی و دوران دبستان، جلو همهچیز علامت سوال گذاشت...
و برای پاسخشان، «دنبال فلک» راه افتاد، کند وکاو و تکاپو کرد تا فرهنگ ساخت و الگویی جلو نسلها گذاشت...
@rahenow 🗿👈
۲ تیر زادروز #صمد_بهرنگی 🌺
از همان کودکی و دوران دبستان، جلو همهچیز علامت سوال گذاشت...
و برای پاسخشان، «دنبال فلک» راه افتاد، کند وکاو و تکاپو کرد تا فرهنگ ساخت و الگویی جلو نسلها گذاشت...
@rahenow 🗿👈
آنکس که کار میکند حق زندگی دارد
و آنکس که حاصل کار و زحمت دیگران را صاحب میشود و به عیش و عشرت میپردازد، باید نابود شود. اگر نان هست، همه باید بخورند و اگر نیست، همه باید گرسنه بمانند و همه باید بکوشند تا نان به دست آید. اگر آسایش و خوشبختی هست، برای همه باید باشد و اگر نیست برای هیچکس نمیتواند باشد.
✍🏼 #صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
و آنکس که حاصل کار و زحمت دیگران را صاحب میشود و به عیش و عشرت میپردازد، باید نابود شود. اگر نان هست، همه باید بخورند و اگر نیست، همه باید گرسنه بمانند و همه باید بکوشند تا نان به دست آید. اگر آسایش و خوشبختی هست، برای همه باید باشد و اگر نیست برای هیچکس نمیتواند باشد.
✍🏼 #صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت ۲ تیر، زادروز #صمد_بهرنگی
این آهنگ برای بزرگداشت وی و با اشاره به عناوین دستنوشتههایش، ساخته و اجرا شده است.
آهنگ: «باغ بهرنگ»
موسیقی : بابک بیات
خواننده : سیمین قدیری
@rahenow 🗿👈
این آهنگ برای بزرگداشت وی و با اشاره به عناوین دستنوشتههایش، ساخته و اجرا شده است.
آهنگ: «باغ بهرنگ»
موسیقی : بابک بیات
خواننده : سیمین قدیری
@rahenow 🗿👈
آه گفت : ده سال است كه آب از آب تكان نخورده است. ده سال است كه مرغی نغمه نخوانده.
ده سال است كه پروانهای پر نزده، ده سال است كه درختی جوانه ای نزده است، ده سال است كه تری و طراوت از همه چيز رفته؛
ده سال است كه جوانی زير اين درخت دراز كشيده، ده سال است كه خونش منجمد شده، ده سال است كه دلش نتپيده.
تلخون گفت : تو نخوابيده بودی. تو مرده بودی میشنوی ؟ مرده بودی …
ده سال است كه غمت را می پرورم.
تلخون
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
ده سال است كه پروانهای پر نزده، ده سال است كه درختی جوانه ای نزده است، ده سال است كه تری و طراوت از همه چيز رفته؛
ده سال است كه جوانی زير اين درخت دراز كشيده، ده سال است كه خونش منجمد شده، ده سال است كه دلش نتپيده.
تلخون گفت : تو نخوابيده بودی. تو مرده بودی میشنوی ؟ مرده بودی …
ده سال است كه غمت را می پرورم.
تلخون
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید؛ امّا من تا میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ رو به رو شدم _که میشوم_ مهم نیست؛ مهم اینست که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
✍🏽 #صمد_بهرنگی
📕 ماهی سیاه کوچولو
@rahenow 🗿👈
✍🏽 #صمد_بهرنگی
📕 ماهی سیاه کوچولو
@rahenow 🗿👈
اکنون گوشت تن من از بین میرفت اما هستهام در فکر زندگی تازهای بود.
یک دقیقه بعد ، از هلوئی بنام من، اثری نمیماند در حالی که هستهام نقشه میکشد که کی و چهجوری شروع به روئیدن کند.
من در یک زمان معین هم میمیرم و هم زنده میشوم.
📚یک هلو هزار هلو
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈
یک دقیقه بعد ، از هلوئی بنام من، اثری نمیماند در حالی که هستهام نقشه میکشد که کی و چهجوری شروع به روئیدن کند.
من در یک زمان معین هم میمیرم و هم زنده میشوم.
📚یک هلو هزار هلو
#صمد_بهرنگی
@rahenow 🗿👈