@rahenow
556 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
با اینکه گرسنه ایم ایمان داریم
قلب و شکمی عاشق و حیران داریم
در ماه محرّم هوسِ قیمه پلو
ماه رمضان عذاب وجدان داریم

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
همه خرهای دنیا را ستودن              
هزاران شعر بی معنی سرودن،

به دوش خویش بُردن کوه الوند                 
فلات خشک را دریا نمودن ،

از انسان خسیس و گاوسیرت !              
برای قرض یک تومان ربودن ،

به خرها علم شیمی یاددادن                
به علم مردم نادان فزودن،

بدی های تمام مردمان را             
به ضرب و زور و با سختی زدودن،

از آن بهتر به نزد من«رضائی»           
که زیرِدستِ یک گاگول بودن !

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
نوبهار است در آن کوش که خوشگل باشی
ژل بزن تا که تو چسبنده به هر دل باشی

چند دلبر به تو ارسال کنند" اس.ام .اس"
گر تو صیّاد توانمندی و قابل باشی

زندگی هست به کام همه بی خردان
بیخودی سعی نکن آدم و عاقل باشی

درس و دانشکده کشک است نکن خرخوانی
کار بیهوده مکن تا نکند ول باشی

دستمال تو اگر کار کند،در همه جا
گوی سبقت ببری از همه قابل باشی

دلبرا!زهره ام از ترس سبیلت ترکید
شیر غرّان بگریزد چو مقابل باشی

زندگی گرچه همه کشکی و چون باد هواست
لیکن از رشوه مبادا که تو غافل باشی

می گذارد سر تو کاسب بدجنس کلاه
گر تو"فیثاغورث"و"حاکم بابل "باشی

"حافظا" شیشه مزن تا نروی در هپروت
مِی بخور تا که تو مقبول محافل باشی

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
چون "کرونا" به شهر ما آمد
مفتی و پیر و شیخ در رفتند

با " پریناز" و "لیلی" و "شیرین"
"هادی"و"اکبر"و" سحر" رفتند

سوی "اهواز" و "کیش" و" قشم" و "اهر"
هتل و خانه پدر رفتند

گرچه دَم می زدند از خدمت
دست از پا درازتر رفتند

با پرستارهای جان بر کف
حُکما در دل خطر رفتند

دمشان گرم چونکه جان دادند
از جهان خوب و پرثمر رفتند

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
دنیا شده خرابه و خُرد و خمیر چین
مُردند مردمان همه با هفت تیر چین

راهی است منتهی به جهنّم،قبول کن
هرگز مرو به سوی بهشت از مسیر چین

بی معنی است و پوچ و چرند و مزخرف است
شعری اگر که بشنوی از شکسپیر چین

هرگز منوش و تکیه به گفتار او مکن
افتاده موش داخل وجدان و شیر چین

خفّاش خوار لعنتی اند و پلشت و بد
لعنت به خوب و زشت و صغیر و کبیر چین

از چین دفاع می کنی و حق به جانبی
پوشیده ای چرا که کتان و حریر چین

خوشحال می شوند کسانی که کاسبند
گردد کویر لوت اگرکه کویر چین

از ترس پاره پاره و زهره ترَک شوم
در قبر اگر سراغ من آید نکیر چین

شاعر اگرکه شعر سرودی و خواستی
کاری کنی ! اجازه بگیر از سفیر چین

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
بر وسعت پیشانی او تاول بود
تسبیح به دست و بغل منقل بود
اوّل شده در دزدی از ما،آن که
هنگام نماز در صف اوّل بود

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
گرچه متّهم به رانت های مختلف
اختلاس و غارتند
گرچه راس قدرتند
صاحبان برج های مرتفع
با شکوه و شوکتند

بر جَبین شان اگرچه داغ ننگ هست
عشق و حالشان
در بلاد کفر و شهرشان فرنگ هست
نور حق و رحمت اند

گرچه در اداره ها حضورشان
غایب است
مثل من
پشت شان
حرف بد نزن
آی ! احترامشان
واجب است
پیش کسوتند

گرچه دستشان کج است
در پناه ریش های توپی و مرصّع اند
دختران و همسرانشان
پشت بُرقع اند
با خدایشان
گرم ذکر و صحبت اند

تو گمان نکن تمام می شوند
یا که با تصادفات و حادثات
حرام می شوند
بچّه های بچّه های دزدها
تا ابد
توی نوبتند

نور چشم هایشان
در هزار فُرمت اند
"کیش"،"لندن" و "موناکو" و "پاریس"
بی خیالِ عیش و عشرتند
چاق و لاغر و
کوته و دراز
در نماز و در نیاز
سخت گرم لفت و لیس !
غرق در عبادتند

گرچه پول نفت را
میل و حیف می کنند
کیفشان همیشه کوک باد
چون به جای ما
عشق و حال و کیف می کنند

صاحب شعور ملّی اند
در جهان
با مبالغی که اختلاس می کنند
مایه ی غرور ملّی اند
تو گمان نکن
مایه خجالتند

خوب چون نگاه می کنم
مشکل از من است
من چرا به این برادران
اعتراض می کنم ؟
چون که این عزیزکان !
در لباس فقر و دولتند
تحت صد هزار گونه سختی و مشقتند
دزدها
دزد نیستند
خادمان ملّتند

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
روز گرسنگی خرمان را فروختیم
خودکار و شعر و دفترمان را فروختیم

خود ریختیم بر سر خود خاک و بعد از آن
آن خاک های بر سرمان را فروختیم

ساقی کثیف بود و شرابش تقلبی
نقل و بساط و ساغرمان را فروختیم

چادر نماز مادر و انگشتر پدر
پیژامه ی برادرمان را فروختیم

بودیم چون که امن ترین کشور جهان
با قفل و پنجره،درمان را فروختیم

هم کلیه ی خراب و دل و معده ی تقی
هم چشم هیز جعفرمان را فروختیم

چون فقر خیمه زد به سرای وجودمان
ایمان و روح و باورمان را فروختیم

چوب حراج بر همه چیز وطن زدیم
دریا و رود و بسترمان را فروختیم

سوداگران جنگ فروشیم و وقت جنگ
پوتین،فشنگ و سنگرمان را فروختیم

بودیم رو به موت و به ما وعده ای غذا
دادند و شام آخرمان را فروختیم

پهلو گرفته کشتی ما در کنار غم
چون خاطرات بندرمان را فروختیم

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
کودکی چسبید روزی بر پدر
که فلان اسباب بازی را بخر

بعد از آن شد در پیاده رو ولو
که ندارم جامه و تنبان نو

گفت بابایش که:« جیبم خالی است
جیب خالی مایه بی حالی است

ای پسر جان دست بردار از سرم
سال دیگر من برایت می خرم

وضعمان امسال خیط است و خراب
از گرانی گشته صد جامان کباب

خیز و حالم را مگیر ای در به در
از خر شیطان بیا پایین پسر »!

باز چون فهمید آن طفل فضول
نیست توی جیب بابا هیچ پول

گریه کرد و کودکانه نعره زد
که برو از پیشم ای بابای بد

من نمی دانم چگونه زنده ای
تو تمام سال را شرمنده ای

بی نوایی و فقیری و گدا
رُک بگویم ای پدر پشمی چرا ؟!

ای سبیل تو دو متر و خرده ای !
تو نمی دانی که دیگر مُرده ای !

اُف بر این وضع شلم شوربای تو!
ای پدر من آب گشتم جای تو !

ای شده از بی ریالی مثل موش !
تا به کی این را مخر آن را مپوش ؟!

شعر من دیگر در اینجا شد خراب
شد دچار ترس و لرز و اضطراب

چشمهایش اشک زد از فرط درد
ناگهان افتاد مُرد و سکته کرد !

#علیرضا_رضائی
#کتاب_عاشق_بی_حوصله
صفحه 18
@rahenow 🗿👈
خوب است که بر مردم ما عرض کنند
از تو کمی ای شیخ دغل قرض کنند
تا آخر عمر کاش می شد که تو را
آلوده ایدز و کرونا فرض کنند

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
از چین عَلف و یونجه و کاه آوردیم
مُهر و عَرَق و مِهرگیاه آوردیم
دادیم به جای غرب،آوانس به چین
از مار به اژدها پناه آوردیم

آوانس : امتیاز

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
گفتند که شیر و در جهان یَل هستیم
در دانش و اقتصاد اوّل هستیم
در لیگ جهانیِ رفاه و اخلاق
در حال سقوط و تَهِ جدول هستیم

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
چقدر طبل و ترمپت،خدا زیاد کند
مباد رونق دین را کسی کساد کند

گرفته چاقوی تیزی جوانی آمده تا
غلاف در شکم شمر بدنهاد کند

برای دیدن الوات و بچّه خوشگل ها
ضرورت است که هر دختری جهاد کند

همیشه بیشتر از بیش مخ زنی بکند 
کسی که خرج کرم،ریمل و مداد کند

شدست قاطی جمعیّت آدم مفسد 
که کارهای شنیع و بد و فساد کند 

گران فروش به سوز و گداز می گرید
که اشک و ناله خود توشه ی معاد کند

برای دیده شدن سخت می دَمَد در آن
کسی که مخرج شیپور را گشاد کند

سه ماه رفته بدنسازی آن جوان سوسول
که دور بازوی او چون بقیّه باد کند  

مدام رقص کمر می کند علامت کش
که خلق غمزده را سردماغ و شاد کند 

نگو،قبول ندارم،خودِ تو می دانی
نمی شود که کسی ترک اعتیاد کند

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
نااهل مگویید که اهلیم همه
سرسخت مخوانید که سهلیم همه
هستیم به زیر خطّ فقر و ایضا
بی مایه و زیر خطّ جهلیم همه

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
می گفت پنیر و بسته اش هم نرسید
مُرغانه ی سرشکسته اش هم نرسید
رفتم که بگیرم سبد کالا را
ای دوست به بنده دسته اش هم نرسید

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
در مملکتی که زندگی ذلّت بود
جایی که در آن مُرده فقط راحت بود
بنشینی اگر فکر کنی می فهمی
ویروس خبیث " کرونا " نعمت بود

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
ای وطن ! پیر می فروش ات کو ؟
بانگ شادیّ و نوش نو ش ات کو ؟

شیریّ امّا اسیر کنج ففس
غرّش و یورش و خروشت کو ؟

مُثله و تکّه تکّه ات کردند
لب و بینیّ و چشم و گوش ات کو؟

نیست جز خار و خَس به دامانت
دشت های بنفشه پوشت کو ؟

ضایع،اسقاط کرده اند تو را
خدمات پس از فروش ات کو ؟

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
ای شیخ که هستی اهل تزویر و خلاف
از مرحمتت دهان مردم شد صاف
هر چند کلاه تو ندارد پشمی
هی رنگ بزن کلاهی از شرع بباف

#علیرضا_رضائی
@rahenow 🗿👈
منع بیش از حدّ زنها موجب بی عفّتی است
سدّ اگر مسدود گردد سیل طغیان می کند

#علیرضا_رضائی

@rahenow 🗿👈