معروف ترین شعر
#فرخی_یزدی
@rahenow🗿👈
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
می دوم به پای سر در قفای آزادی
با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز
حمله میکند دایم بر بنای آزادی
در محیط طوفان زا ، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد با خدای آزادی
دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین
می توان تو را گفتن پیشوای آزادی
فرخی ز جان و دل می کند در این محفل
دل نثار استقلال ، جان فدای آزادی
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
یادش گرامی
میرزا محمد فرخی یزدی
(تاج الشعرا)
(۱۲۶۸ یزد - ۲۵ مهر ۱۳۱۸)
شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و دموکرات صدر مشروطیت
#فرخی_یزدی
@rahenow🗿👈
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
می دوم به پای سر در قفای آزادی
با عوامل تکفیر صنف ارتجاعی باز
حمله میکند دایم بر بنای آزادی
در محیط طوفان زا ، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد با خدای آزادی
دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین
می توان تو را گفتن پیشوای آزادی
فرخی ز جان و دل می کند در این محفل
دل نثار استقلال ، جان فدای آزادی
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
یادش گرامی
میرزا محمد فرخی یزدی
(تاج الشعرا)
(۱۲۶۸ یزد - ۲۵ مهر ۱۳۱۸)
شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و دموکرات صدر مشروطیت
@rahenow 🗿👈
به نظر میرسد ما با دو گروه از مردم در سرزمین ایران مواجهایم : گروه اول کسانی هستند که گویا از کثافت و لجن موجود در سیاست ، فرهنگ و جامعه لذت میبرند و همچنان حکومت ایران را حکومتی دینی میپندارند ، این افراد تحقیرهای فردی و جمعی را به #جرم ایرانی بودن لمس نکردند ، به اجبار و دخالتهای حکومت در زندگی خصوصی مردم اهمیتی نمیدهند ، شاهد دزدیها و غارتها نیستند ، اعدام ، محرومیت از تحصیل و زندانی شدن اعضای خانوادۀ خود را با دلایل فقهی تجربه نکردهاند ، مجبور به بلندکردن ریش و پوشیدن چادر برای ریاکاری نشدهاند ، تبعیض قومی و نژادی را نچشیدند ، پایشان به دادگاه و پاسگاه و بیمارستان نیفتاده ، بچههای خیابان بر شیشۀ اتوموبیلشان نکوبیدند و هیچ پیرمردی را سر خم کرده در سطل زباله ندیدند ، اینها از کنار زنانی که برای لقمهای نان تن خود را میفروشند عبور نکردهاند و هرگز مخاطب تحریف و سانسور و شکنجه نبودند ...
تجربۀ زندگی در چند دهۀ گذشته و همچنین راهپیمایی امروز نشان میدهد «ما» و «آنها» وجود داریم . ما که از درک آنها عاجزیم و آنها که از درک حقایق تلخ اطرافشان ... درک ما و آنها از ملیت ، وطنپرستی ، اصلاح ، امید و حکومت تفاوت دارد و آنقدر این تفاوت عمیق است که اگر جهان ما جهان افسانهها بود میشد دست به مهاجرتی دسته جمعی بزنیم و در یک جهان موازی ایران خودمان را بسازیم ... چه باید گفت وقتی زندگی آنها در ایرانی دیگر ، در دورهای دیگر و در مختصاتی دیگر میگذرد ، چه باید گفت وقتی هر روز با چشم خود این همه فساد و کثافت را در اطرافشان میبینند ولی باز آن را انکار میکنند ؟ چه بگوییم وقتی آنقدر خودخواه و متکبرند که میخواهند همۀ مردم همان طور باشند که آنها هستند ؟؟ هر چند سهم نسل ما به پای حماقت آنها سوختن شد اما #ما همچنان میایستیم تا نگذاریم «آنها» تاریخ کشورمان را بیش از این تحریف کنند ...
#فرخی_یزدی میگه :
جز قفای کور رفتن علت ِ دیگر نداشت
این فلاکتها که میبینی گریبانگیر ماست ...
گر متاع ِ خانه را بردن مقصر دزد بود
خانه را بیپاسبان ماندن دگر تقصیر ماست ...
@rahenow 🗿👈
به نظر میرسد ما با دو گروه از مردم در سرزمین ایران مواجهایم : گروه اول کسانی هستند که گویا از کثافت و لجن موجود در سیاست ، فرهنگ و جامعه لذت میبرند و همچنان حکومت ایران را حکومتی دینی میپندارند ، این افراد تحقیرهای فردی و جمعی را به #جرم ایرانی بودن لمس نکردند ، به اجبار و دخالتهای حکومت در زندگی خصوصی مردم اهمیتی نمیدهند ، شاهد دزدیها و غارتها نیستند ، اعدام ، محرومیت از تحصیل و زندانی شدن اعضای خانوادۀ خود را با دلایل فقهی تجربه نکردهاند ، مجبور به بلندکردن ریش و پوشیدن چادر برای ریاکاری نشدهاند ، تبعیض قومی و نژادی را نچشیدند ، پایشان به دادگاه و پاسگاه و بیمارستان نیفتاده ، بچههای خیابان بر شیشۀ اتوموبیلشان نکوبیدند و هیچ پیرمردی را سر خم کرده در سطل زباله ندیدند ، اینها از کنار زنانی که برای لقمهای نان تن خود را میفروشند عبور نکردهاند و هرگز مخاطب تحریف و سانسور و شکنجه نبودند ...
تجربۀ زندگی در چند دهۀ گذشته و همچنین راهپیمایی امروز نشان میدهد «ما» و «آنها» وجود داریم . ما که از درک آنها عاجزیم و آنها که از درک حقایق تلخ اطرافشان ... درک ما و آنها از ملیت ، وطنپرستی ، اصلاح ، امید و حکومت تفاوت دارد و آنقدر این تفاوت عمیق است که اگر جهان ما جهان افسانهها بود میشد دست به مهاجرتی دسته جمعی بزنیم و در یک جهان موازی ایران خودمان را بسازیم ... چه باید گفت وقتی زندگی آنها در ایرانی دیگر ، در دورهای دیگر و در مختصاتی دیگر میگذرد ، چه باید گفت وقتی هر روز با چشم خود این همه فساد و کثافت را در اطرافشان میبینند ولی باز آن را انکار میکنند ؟ چه بگوییم وقتی آنقدر خودخواه و متکبرند که میخواهند همۀ مردم همان طور باشند که آنها هستند ؟؟ هر چند سهم نسل ما به پای حماقت آنها سوختن شد اما #ما همچنان میایستیم تا نگذاریم «آنها» تاریخ کشورمان را بیش از این تحریف کنند ...
#فرخی_یزدی میگه :
جز قفای کور رفتن علت ِ دیگر نداشت
این فلاکتها که میبینی گریبانگیر ماست ...
گر متاع ِ خانه را بردن مقصر دزد بود
خانه را بیپاسبان ماندن دگر تقصیر ماست ...
@rahenow 🗿👈
در کشور ما که دزد را واهمه نیست
جز گرگ، شبان برای مشتی رَمه نیست
آنجا که مَضار هست بهر همه است
و آنجا که منافع است مال همه نیست!
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
جز گرگ، شبان برای مشتی رَمه نیست
آنجا که مَضار هست بهر همه است
و آنجا که منافع است مال همه نیست!
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
بیگناهی گر به زندان مُرد با حال تباه
ظالم مظلومکش هم تا ابد جاوید نیست
وای بر شهری که در آن مزد مردانِ درست
از حکومت غیر حبس و کشتن و تبعید نیست
#فرخی_یزدی این شعر را در سال ١٣١٨ در زندان قصر سروده است
@rahenow 🗿👈
ظالم مظلومکش هم تا ابد جاوید نیست
وای بر شهری که در آن مزد مردانِ درست
از حکومت غیر حبس و کشتن و تبعید نیست
#فرخی_یزدی این شعر را در سال ١٣١٨ در زندان قصر سروده است
@rahenow 🗿👈
غارتِ غارتگران شد مال بیتالمال ما
با چنین غارتگرانی وای بر احوال ما
اذن غارت را به این غارتگران دادهست سخت
سستی و خونسردی و نادانی و اهمال ما
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
با چنین غارتگرانی وای بر احوال ما
اذن غارت را به این غارتگران دادهست سخت
سستی و خونسردی و نادانی و اهمال ما
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
بازگویم اين سخن را گرچه گفتم بارها
می نهند این خائنین بر دوش ملّت، بارها
پردههای تار و رنگارنگی آید در نظر
لیک مخفی در پس آن پرده ها، اسرارها
مارهای مجلسی دارای زهری مهلکند
الحذر! باری از آن مجلس که دارد مارها
دفع این کفتارها ، گفتار نتواند نمود
از ره کردار باید دفع این کفتارها
کشور ما پاک کِی گردد ز لوث خائنین
تا نریزد خون ناپاک از در و دیوارها؟!
مزد کار کارگر را دولت ما میکند
صرف جیب هرزه ها، ولگردها، بیکارها
از برای این همه خائن بُود یک دار، کم
پُر کنید،این پهن میدان را ز چوب دارها
دارها چون شد به پا با دست کین بالا کشید
بر سر آن دارها، سالار ها، سردار ها
فرخی، این خیل خواب آلوده، مست غفلتند
این سخن ها را بباید گفت با بیدارها
👤 #فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
می نهند این خائنین بر دوش ملّت، بارها
پردههای تار و رنگارنگی آید در نظر
لیک مخفی در پس آن پرده ها، اسرارها
مارهای مجلسی دارای زهری مهلکند
الحذر! باری از آن مجلس که دارد مارها
دفع این کفتارها ، گفتار نتواند نمود
از ره کردار باید دفع این کفتارها
کشور ما پاک کِی گردد ز لوث خائنین
تا نریزد خون ناپاک از در و دیوارها؟!
مزد کار کارگر را دولت ما میکند
صرف جیب هرزه ها، ولگردها، بیکارها
از برای این همه خائن بُود یک دار، کم
پُر کنید،این پهن میدان را ز چوب دارها
دارها چون شد به پا با دست کین بالا کشید
بر سر آن دارها، سالار ها، سردار ها
فرخی، این خیل خواب آلوده، مست غفلتند
این سخن ها را بباید گفت با بیدارها
👤 #فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟
با نفی بلد ناجی امنیت کیست؟
با زور مرا مگو که امنیت هست
با ناله ز من شنو که امنیت نیست!
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
با نفی بلد ناجی امنیت کیست؟
با زور مرا مگو که امنیت هست
با ناله ز من شنو که امنیت نیست!
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
آدم احساس میکنه که زنده یاد #فرخی_یزدی امروز صبح این شعر رو سروده:
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه در خواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
@rahenow 🗿👈
هرکه شد خام، بهصد شعبده خوابش کردند
هرکه در خواب نشد، خانه خرابش کردند...
بازی اهل سیاست که فریبست و دروغ
خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند...
اول کار بسی وعدهیِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشِ برآبش کردند...
آنچه گفتند شود سرکهیِ نیکو و حلال
در نهانخانهیِ تزویر، شرابش کردند...
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفِ آن طعم دلانگیز کبابش کردند...
سالها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس
بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند...
گفته بودند که سازیم، وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند...
زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما
آنچه سرمایهیِ ایجاد سرابش کردند...
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند...
@rahenow 🗿👈
این ستمکاران که میخواهند سلطانی کنند
عالـمی را کشته تا یکـدم هــوسرانی کنند
تا به کی با پول این یک مشت خلــق گرسنه
صبح عید و عصر جشن و شب چراغانی کنند
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
عالـمی را کشته تا یکـدم هــوسرانی کنند
تا به کی با پول این یک مشت خلــق گرسنه
صبح عید و عصر جشن و شب چراغانی کنند
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
دردی بتر از علتِ نادانی نیست
جز علم، دوای این پریشانی نیست
با آنکه به روی گنج منزل دارد
بدبخت و فقیرتر ز ایرانی نیست
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
جز علم، دوای این پریشانی نیست
با آنکه به روی گنج منزل دارد
بدبخت و فقیرتر ز ایرانی نیست
#فرخی_یزدی
@rahenow 🗿👈
آنان که از فراعنه توصیف میکنند
از بهر جلب فایده تعریف میکنند
در حیرتم ز ملّتِ ایران که از چه روی
معتاد گوشِ خود به اراجیف میکنند؟
آزادی است و مجلس؛ و هر روزنامه را
هر روز بی محاکمه توقیف میکنند
گویند لب ببند چو بینی خطا ز ما
راهیست ناصواب که تکلیف میکنند
فرشِ حصیر و نان و پنیر و مقامِ فقر
ما را توانگران به چه تخویف میکنند؟
#فرخی_یزدی
تخویف = ارعاب، ترساندن
@rahenow 🗿👈
از بهر جلب فایده تعریف میکنند
در حیرتم ز ملّتِ ایران که از چه روی
معتاد گوشِ خود به اراجیف میکنند؟
آزادی است و مجلس؛ و هر روزنامه را
هر روز بی محاکمه توقیف میکنند
گویند لب ببند چو بینی خطا ز ما
راهیست ناصواب که تکلیف میکنند
فرشِ حصیر و نان و پنیر و مقامِ فقر
ما را توانگران به چه تخویف میکنند؟
#فرخی_یزدی
تخویف = ارعاب، ترساندن
@rahenow 🗿👈
یک نفر چینی شود پیدا اگر در خاک ما
هفت جدِ ناکسش را،خاک بر سر میکنیم
غرق در خون میکنیمش،میکشیمش مثل سگ
قامتش را مثل چوبی خشک پرپر میکنیم😡😡
#فرخی_یزدی_امMBH
@rahenow 🗿👈
هفت جدِ ناکسش را،خاک بر سر میکنیم
غرق در خون میکنیمش،میکشیمش مثل سگ
قامتش را مثل چوبی خشک پرپر میکنیم😡😡
#فرخی_یزدی_امMBH
@rahenow 🗿👈