🔹 #فلسفه یعنی در اتاقی تاریک در جستجوی یک گربه ی سیاه بودن!
🔹 #متافیزیک یعنی در اتاقی تاریک در جستجوی گربه ای سیاه که آنجا نیست!
🔹 #خداباوری یعنی در اتاقی تاریک در جستجوی گربه ای سیاه که آنجا نیست ولی با داد و بیداد بگوییم "یافتمش"!
🔹 #علم یعنی در اتاقی تاریک در جستجوی گربه ای سیاه با یک چراغ قوه!
@rahenow
🔹 #متافیزیک یعنی در اتاقی تاریک در جستجوی گربه ای سیاه که آنجا نیست!
🔹 #خداباوری یعنی در اتاقی تاریک در جستجوی گربه ای سیاه که آنجا نیست ولی با داد و بیداد بگوییم "یافتمش"!
🔹 #علم یعنی در اتاقی تاریک در جستجوی گربه ای سیاه با یک چراغ قوه!
@rahenow
@rahenow
لوتر به حق گفته است که: "خدا بدون خردمندان نمیتوانست باقی بماند."
اما چیزی را که لوتر خوب نگفته آن است که "خدا بدون بی خردان اصلا نمیتوانست باقی بماند."
#فریدریش_نیچه
حکمت شادان
#فلسفه
@rahenow
لوتر به حق گفته است که: "خدا بدون خردمندان نمیتوانست باقی بماند."
اما چیزی را که لوتر خوب نگفته آن است که "خدا بدون بی خردان اصلا نمیتوانست باقی بماند."
#فریدریش_نیچه
حکمت شادان
#فلسفه
@rahenow
https://telegram.me/rahenow🗿
گفتاوردهایی از #کارل_مارکس
آزادی از جمله تجملاتی است که هرکسی توان کسب آن را ندارد.
#آزادی
مذهب، آه ِ شکسته در گلوی محرومان رنجدیده و ریشخند دنیای سنگدلی است که زائیدهٔ روح بیجان شرایط اجتماعی میباشد. دین افیون ملتهاست.
#مذهب
نسبت بین فلسفه و آموختن جهان حقیقی، مانند نسبت بین استمناء و همخوابگی است.
#فلسفه
اتحاد آنهایی که فکر میکنند و لذا رنج میبرند و آنهایی که رنج میبرند و لذا فکر میکنند، شرط دگرگونسازی جهان است.
تلگرام ما:↙️
https://telegram.me/rahenow🗿
گفتاوردهایی از #کارل_مارکس
آزادی از جمله تجملاتی است که هرکسی توان کسب آن را ندارد.
#آزادی
مذهب، آه ِ شکسته در گلوی محرومان رنجدیده و ریشخند دنیای سنگدلی است که زائیدهٔ روح بیجان شرایط اجتماعی میباشد. دین افیون ملتهاست.
#مذهب
نسبت بین فلسفه و آموختن جهان حقیقی، مانند نسبت بین استمناء و همخوابگی است.
#فلسفه
اتحاد آنهایی که فکر میکنند و لذا رنج میبرند و آنهایی که رنج میبرند و لذا فکر میکنند، شرط دگرگونسازی جهان است.
تلگرام ما:↙️
https://telegram.me/rahenow🗿
#فلسفه
تفاوت اعتقادات و باورها با نظریه علمی اینست که "اولی ادعا میکند حقیقی و مطلق و ابدیست، دومی یعنی علم میداند همواره دگرگونی هایی دارد".
کوچکی انسان در برابر عالم هستی این اندیشه را پدید می آورد که نوع انسان هدف کیهان نیست.
خودخواهی انسان اینجاست که در گوشش نجوا میکند که پس اگر من هدف و اشرف مخلوقات نیستم شاید اصلا هدفی نیست.
برتراند راسل ✍
@rahenow🗿👈
تفاوت اعتقادات و باورها با نظریه علمی اینست که "اولی ادعا میکند حقیقی و مطلق و ابدیست، دومی یعنی علم میداند همواره دگرگونی هایی دارد".
کوچکی انسان در برابر عالم هستی این اندیشه را پدید می آورد که نوع انسان هدف کیهان نیست.
خودخواهی انسان اینجاست که در گوشش نجوا میکند که پس اگر من هدف و اشرف مخلوقات نیستم شاید اصلا هدفی نیست.
برتراند راسل ✍
@rahenow🗿👈
#فلسفه
#حقیقت
@rahenow👈
🗯نيچه مى گفت: اينكه اين قدر مى گويند حقيقت، حقيقت، چه كسى اين را در نظر ما اين قدر مقدس كرده است؟ هيچ توجه پيدا كرده ايد كه اولا حقيقت را پيدا كردن هيچ ضرورت ندارد و ثانياً اگر حقيقت را پيدا كرديد، ديگر نمى توانيد زندگى كنيد! مثالى كه او مى زد اين بود: اگر دختر خيلى زيبايى كه به خواستگارى او رفته ايد، خداوند چشمى به شما بدهد كه هفتاد سال ديگرش را ببينيد، فورى برمى گرديد، خيلى خوب است كه نمى بينيد، اگر سرنوشت او را مى ديديد اصلا به خواستگارى او نمى رفتيد. حقيقت به گونه اى است كه نمى توان با آن زندگى كرد.
🕌 عرفا مى گفتند:
اُستن اين عالم اى جان غفلت است هوشيارى اين جهان را آفت است
نيچه مى گفت: همانطور كه لاك گفته است حقيقت نه ضرورت دارد براى زندگى ما، بلكه بالاتر براى زندگى ما مضر است.
🗯لاك مى گفت: مگر انسانهايى كه طى اين قرن ها آمدند و رفتند و ما مى دانيم كه به حقيقت راه پيدا نكرده بودند، مشكلى در زندگيشان پيدا كردند. اگر ما هم همينطور باشيم، يعنى با همين ظنيات خودمان زندگی کنیم هيچ مشكلى پيدا نمى كنيم.
➖به اين وضع كاملا راضى باشد، بداند كه اگر حقائق به او عرضه مى شد انسان تحمل آن را نداشت، به سود اوست كه حقايق به او عرضه نشده است و تلاش در تحرّى حقيقت كوششى بى حاصل ست. حال، اين پرسش از لاك سزاوار است كه اگر ما هستيم و همين ظنيات، پس هر كس هر چيزى گفت وجود دارد، بپذيريم؟ وى مى گفت البته در ميان اين ظنيات محتمل و محتمل تر وجود دارد در دنيا ما بايد بدنبال محتمل ترها بگرديم و آنها را انتخاب كنيم.
https://telegram.me/rahenow
#حقیقت
@rahenow👈
🗯نيچه مى گفت: اينكه اين قدر مى گويند حقيقت، حقيقت، چه كسى اين را در نظر ما اين قدر مقدس كرده است؟ هيچ توجه پيدا كرده ايد كه اولا حقيقت را پيدا كردن هيچ ضرورت ندارد و ثانياً اگر حقيقت را پيدا كرديد، ديگر نمى توانيد زندگى كنيد! مثالى كه او مى زد اين بود: اگر دختر خيلى زيبايى كه به خواستگارى او رفته ايد، خداوند چشمى به شما بدهد كه هفتاد سال ديگرش را ببينيد، فورى برمى گرديد، خيلى خوب است كه نمى بينيد، اگر سرنوشت او را مى ديديد اصلا به خواستگارى او نمى رفتيد. حقيقت به گونه اى است كه نمى توان با آن زندگى كرد.
🕌 عرفا مى گفتند:
اُستن اين عالم اى جان غفلت است هوشيارى اين جهان را آفت است
نيچه مى گفت: همانطور كه لاك گفته است حقيقت نه ضرورت دارد براى زندگى ما، بلكه بالاتر براى زندگى ما مضر است.
🗯لاك مى گفت: مگر انسانهايى كه طى اين قرن ها آمدند و رفتند و ما مى دانيم كه به حقيقت راه پيدا نكرده بودند، مشكلى در زندگيشان پيدا كردند. اگر ما هم همينطور باشيم، يعنى با همين ظنيات خودمان زندگی کنیم هيچ مشكلى پيدا نمى كنيم.
➖به اين وضع كاملا راضى باشد، بداند كه اگر حقائق به او عرضه مى شد انسان تحمل آن را نداشت، به سود اوست كه حقايق به او عرضه نشده است و تلاش در تحرّى حقيقت كوششى بى حاصل ست. حال، اين پرسش از لاك سزاوار است كه اگر ما هستيم و همين ظنيات، پس هر كس هر چيزى گفت وجود دارد، بپذيريم؟ وى مى گفت البته در ميان اين ظنيات محتمل و محتمل تر وجود دارد در دنيا ما بايد بدنبال محتمل ترها بگرديم و آنها را انتخاب كنيم.
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
#فلسفه
@rahenow🗿👈
ما انسانها در درجهی اول موجوداتی عقلانی هستیم، چرا که به مدد استفاده از قوهی عقلمان، در اندیشههایمان تأمل میکنیم. علت اینکه میتوانیم از قوهی عقلمان استفاده کنیم، برخورداری ما از چیزی است به نام «خِرد». بدین ترتیب این «خرد» است که حتی جهان بیرونی و فیزیکی را بر ما آشکار میکند: «به عبارت دقیقتر، حتی اعضای بدن ما با حواس و یا قوهی تصور ما ادراک نمیشوند، بکله فقط همین خرد است که موجب ادراک ما از آنها میشود... و علت اینکه میتوانیم آنها را ادراک کنیم نیز دیدهشدن یا لمسشدن آنها نیست، بلکه صرفاً فهمیدهشدن آنهاست.
دکارت تا دریدا
| پیتر سجویک |
ترجمهی محمدرضا آخوندزاده
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
@rahenow🗿👈
ما انسانها در درجهی اول موجوداتی عقلانی هستیم، چرا که به مدد استفاده از قوهی عقلمان، در اندیشههایمان تأمل میکنیم. علت اینکه میتوانیم از قوهی عقلمان استفاده کنیم، برخورداری ما از چیزی است به نام «خِرد». بدین ترتیب این «خرد» است که حتی جهان بیرونی و فیزیکی را بر ما آشکار میکند: «به عبارت دقیقتر، حتی اعضای بدن ما با حواس و یا قوهی تصور ما ادراک نمیشوند، بکله فقط همین خرد است که موجب ادراک ما از آنها میشود... و علت اینکه میتوانیم آنها را ادراک کنیم نیز دیدهشدن یا لمسشدن آنها نیست، بلکه صرفاً فهمیدهشدن آنهاست.
دکارت تا دریدا
| پیتر سجویک |
ترجمهی محمدرضا آخوندزاده
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow🗿👈
چیزها دیده ام ...
مردی دیدم میگفت زن #حرام است
و حرم سرا داشت !
زنی دیدم میگفت چشم مردان کثیف است
و هر روز حریص چشمی نو بود !
جوانی دیدم
پر جوش
پر تپش
پاهایش همه حبس !
بالهایش #شکسته !
پیر مردی دیدم آزاد آزاد ..
ولی راه نمیرفت !
#دلی را دیدم #پر احساس
پر از #موسیقی
پر از نور
پر از آینه
خانه نشین شده بود و تنها !
#مغزی دیدم
پر از #فلسفه
پر از علم
در بند بود !
من گاوی دیدم برای گوسفندان عر عر میکرد !
من گوسفندی دیدم
فقط معده داشت
و کاه میخورد !
من الاغی دیدم
سخنران بود
فلسفه میخواند
#ریاست میکرد !
مردی دیدم #کلیه بر دست
زنی دیدم شرافتش را #حراج کرده بود
دختری دیدم دستهای پدر را میبوسید
و میگفت
همه عروسکها زشتند !
کودکی دیدم
به یک دانه موز چشم دوخته بود
و پدری که جیبش را میگشت
مادری دیدم که استخوان میخرید
برای ضیافتهای شبانه
کودکی دیدم
در صف چهار راه
کاپوت ماشینها را میبوسید
دختری دیدم گل فروش
عشوه می آمد و میخندید
و اشکهای دیشبش هنوز خشک نشده بود
دوره گردی را دیدم داد میزد " شیرمال خرمایی "
و شب گرسنه میخوابید
من #جانبازی را دیدم
#شرافت داشت
غرور داشت
آزاده بود
جوراب میفروخت
من کفتاری دیدم که به لاشه ای تمنا میکرد
کلاغی دیدم که به سایه خود فخر میفروخت
رودی دیدم خشک
دریاچه ای دیدم سپید
خانه ای دیدم خراب
میراثی را دیدم که ویران میشد
پاها خسته
چشمها بسته
دلها کور
مغزها تهی
همه رخوت
همه سستی
اعتیاد
و اینها همه کافیست
تا تو آزاد باشی...
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
چیزها دیده ام ...
مردی دیدم میگفت زن #حرام است
و حرم سرا داشت !
زنی دیدم میگفت چشم مردان کثیف است
و هر روز حریص چشمی نو بود !
جوانی دیدم
پر جوش
پر تپش
پاهایش همه حبس !
بالهایش #شکسته !
پیر مردی دیدم آزاد آزاد ..
ولی راه نمیرفت !
#دلی را دیدم #پر احساس
پر از #موسیقی
پر از نور
پر از آینه
خانه نشین شده بود و تنها !
#مغزی دیدم
پر از #فلسفه
پر از علم
در بند بود !
من گاوی دیدم برای گوسفندان عر عر میکرد !
من گوسفندی دیدم
فقط معده داشت
و کاه میخورد !
من الاغی دیدم
سخنران بود
فلسفه میخواند
#ریاست میکرد !
مردی دیدم #کلیه بر دست
زنی دیدم شرافتش را #حراج کرده بود
دختری دیدم دستهای پدر را میبوسید
و میگفت
همه عروسکها زشتند !
کودکی دیدم
به یک دانه موز چشم دوخته بود
و پدری که جیبش را میگشت
مادری دیدم که استخوان میخرید
برای ضیافتهای شبانه
کودکی دیدم
در صف چهار راه
کاپوت ماشینها را میبوسید
دختری دیدم گل فروش
عشوه می آمد و میخندید
و اشکهای دیشبش هنوز خشک نشده بود
دوره گردی را دیدم داد میزد " شیرمال خرمایی "
و شب گرسنه میخوابید
من #جانبازی را دیدم
#شرافت داشت
غرور داشت
آزاده بود
جوراب میفروخت
من کفتاری دیدم که به لاشه ای تمنا میکرد
کلاغی دیدم که به سایه خود فخر میفروخت
رودی دیدم خشک
دریاچه ای دیدم سپید
خانه ای دیدم خراب
میراثی را دیدم که ویران میشد
پاها خسته
چشمها بسته
دلها کور
مغزها تهی
همه رخوت
همه سستی
اعتیاد
و اینها همه کافیست
تا تو آزاد باشی...
#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
.
آن یکی بچه پروتستان است،
آن دیگری بچه هندو است،
آن یکی بچه مسلمان است،
آن کودک فکر میکند که خداها خیلی زیاد هستند،
آن کودک دیگر حتی یک خدا را هم به زور قبول دارد.
اما چنین تصوراتی از کودک داشتن مضحک است.
برچسب زدن به کودک تازه متولد شده، و او را پیشاپیش بر پایهٔ #دین موروثی والدیناش، یا حتی به ضرس قاطع، پیرو
فلان یا بهمان دین خواندن، بدین معناست که برای کودک اعتقاداتی در مورد کیهان و خلقت، دنیا و عقبی، دربارهٔ اخلاق جنسی، سقط جنین و به مرگ قائل شویم،
این نوعی سوء استفادهٔ ذهنی از کودک است.
#ریچارد_داوکینز #فلسفه
@rahenow 🗿👈
آن یکی بچه پروتستان است،
آن دیگری بچه هندو است،
آن یکی بچه مسلمان است،
آن کودک فکر میکند که خداها خیلی زیاد هستند،
آن کودک دیگر حتی یک خدا را هم به زور قبول دارد.
اما چنین تصوراتی از کودک داشتن مضحک است.
برچسب زدن به کودک تازه متولد شده، و او را پیشاپیش بر پایهٔ #دین موروثی والدیناش، یا حتی به ضرس قاطع، پیرو
فلان یا بهمان دین خواندن، بدین معناست که برای کودک اعتقاداتی در مورد کیهان و خلقت، دنیا و عقبی، دربارهٔ اخلاق جنسی، سقط جنین و به مرگ قائل شویم،
این نوعی سوء استفادهٔ ذهنی از کودک است.
#ریچارد_داوکینز #فلسفه
@rahenow 🗿👈