⭕️روزي در طفوليت حسن مر محمد - صلي الله عليه- را گفت كه مي خواهم بر اُشتري سوار شوم و كمي برانم! محمد گفت: چون باشد كه اُشتر تو شوم؟ حسن گفت: نيكو بود. پس بر دوش او نشست و از اين حجره بدان حجره راند و وقت محمد به غايت خوش گشته بود.در آن حال حسن گفت: اُشتران را مهار مي باشد و شتر من مهار ندارد. محمد گيسوي خود از دو سو بدست طفل داد و فرمود: اين هم مهار اُشتر تو. چون اندكي راند، اين بار گفت: اي جد من، نيكو شتري ليكن شتران آواز برآرند و عٓف كنند و شتر من عٓف نمي كند. مصطفي چون اين شنيد، آواز برداشت كه :" عٓفُو".
"ربيع الابرار- زمخشري"
يقين ندارم اما اين شعر مولانا ظاهرا اشاره به اين داستان داره:
باز نگار مي كشد چون شتران مهار من
باركُشي است كار او، باركِشي است كار من
اُشتر مست او منم، خارپرست او منم
گاه شود سوار من، گاه كشد مهار من
اُشتر من كه عف كند وز سر ذوق كف كند
هردو جهان تلف كند در كف شهسوار من
#كتاب #زمخشري #مولوي
@rahenow🗿👈
"ربيع الابرار- زمخشري"
يقين ندارم اما اين شعر مولانا ظاهرا اشاره به اين داستان داره:
باز نگار مي كشد چون شتران مهار من
باركُشي است كار او، باركِشي است كار من
اُشتر مست او منم، خارپرست او منم
گاه شود سوار من، گاه كشد مهار من
اُشتر من كه عف كند وز سر ذوق كف كند
هردو جهان تلف كند در كف شهسوار من
#كتاب #زمخشري #مولوي
@rahenow🗿👈
⭕️مصطفي با تني چند از ياران از كوچه اي مي گذشتند كه زني از خانه بيرون شد و او را قسم داد كه به خانه وي درآيد. درخانه، آتشي افروخته بود و كودكان زن، برگرد آتش بازي مي كردند، زن از رسول پرسيد كه آيا خداي بر بندگان رحيم ترباشد يا من بر فرزندانم؟ پيغمبر گفت: البته خداي رحيم تر باشد ازآنكه «ارحم الراحمين» اش خوانند. زن پرسيد كه تو پنداري من فرزندان خويش را در اين آتش مي افكنم؟ گفت: نه. زن پرسيد پس خداوند چگونه بندگان را در آتش افكند با آنكه رحيم تر از من است؟…گويند كه مصطفي بگريست و گفت: من خود ندانم، آنچه بر من آمده خوانده ام.
«تعريفات » – سيد شريف الجرجاني ص.82
#كتاب #جرجاني
@rahenow🗿👈
«تعريفات » – سيد شريف الجرجاني ص.82
#كتاب #جرجاني
@rahenow🗿👈
حجاج بن يوسف ثقفي از ايراني ستيز ترين حكام اموي بود كه در زمان او بساط زبان فارسي از دواوين برچيده شد. حجاج در شيعه كشي هم يد طولايي داشت و خود مي گفت كه استعداد عجيبي در شناسايي سرهاي رسيده دارد! اما يكي از دقيق ترين تعابير از شخصيت او در كتاب " المحاضرات" راغب اصفهاني(دارالنشر-بيروت. ص.٤١٧) است:
سليمان بن عبدالملك خليفه اموي به بلال ابي بُرده گفت:حجاج را براي من توصيف كن. بلال گفت:چون زنان فاحشه خود را مي آراست، چون زهاد ريش مي گذاشت، بر فراز منبر چون كشيشان موعظه مي كرد و از منبر كه پايين مي آمد چون فرعون رفتار مي كرد!
#كتاب #حجاج #تاريخ
@rahenow🗿👈
سليمان بن عبدالملك خليفه اموي به بلال ابي بُرده گفت:حجاج را براي من توصيف كن. بلال گفت:چون زنان فاحشه خود را مي آراست، چون زهاد ريش مي گذاشت، بر فراز منبر چون كشيشان موعظه مي كرد و از منبر كه پايين مي آمد چون فرعون رفتار مي كرد!
#كتاب #حجاج #تاريخ
@rahenow🗿👈