قسمنامۀ صادقانه
به مامای گاوان نازا قسم
به زائوی دنبال ماما قسم
به بابای مامای بیمادری
که زائوش رفته سرِ زا قسم
به بزمچّگانی که گوسالهوار
کنند از سرِ صبح ماما قسم
به پشمی که میریزد از گوسفند
پس از دیدن قوچ زیبا قسم
به نیسان صفری که زرتشت زد
به نام اهورای مزدا قسم
به قیچی جرّاحی قلبِ باز
که جا مانده در کیسهصفرا قسم
به سوراخ در حال رشد اوزون
که خندد به احوال دنیا قسم
به تکلیف ناروشن مدرسه
به گِردی نون الفبا قسم
به پترس که انگشت در چیز کرد
به تصمیم کبرا و صغرا قسم
به افسانۀ بایگانیشده
در آرشیو سرّی سیما قسم
به ایّام تعطیلی ارتحال
که ملّت زند دل به دریا قسم
به هرکولهایی که شلوارشان
شود خیس هنگام دعوا قسم
به تردامنانی که با زهد خشک
نشینند بر تخت تقوا قسم
به پاپی که با بچّههای ردیف
صفا میکند در کلیسا قسم
به جمعی که خوانند با هم همه
نماز عِشا را فُرادا قسم
به معمار کجدست پاساژساز
که دل برده است از ثرّیا قسم
به سیبی که «آدم» ندید و نخورد
ولی خورد تا دید «حوّا» قسم
به بیلی که ناخواسته کارگر
زند بر سر کارفرما قسم
به سَروی که در عین آزادگی
شود بهر یارانه دولّـا قسم
به سلطان «مایبیبی» و شیرِخشک
که نامش نخواهد شد افشا قسم
به فحشی که نالوطیان میدهند
به فیش حقوق هویدا قسم
به ریزهخور سفرۀ انقلاب
که بد خورده افتاده از پا قسم
به بویی که از سفرۀ نفتمان
رسیدهست تا عرش اعلا قسم
به قفلی که با شاکلید حسن
در افسانهها میشود وا قسم
به دستی که میراث ایتام را
کشد وقت تقسیم بالا قسم
به شایستهسالاری دولتی
که با رانت کردهست غوغا قسم
به مسئول خوشخدمتی که سگش
ندارد حقوق و مزایا قسم
به حقّوحسابی که از زیر میز
دهندش بهخورد کشوها قسم
به کارانۀ داخل پاکتی
که نامش بوَد حقّ امضا قسم
به مأمور معذورِ ناحقخوری
که هرگز نخوردهست تنها قسم
به صندوق ارزیِ وقف خواص
به خاصیّت خوان یغما قسم
به باریکی گردن رانتخوار
به گردنکلفتی ناجا قسم
به آمار ناقابل اختلاس
که گفتن ندارد همانا قسم
به عرض دکلهای مفقودمان
به پهنای دیوار حاشا قسم
به سوراخ تنگی که روز جزا
دکل هم در آن میشود جا قسم
به رأیی که با یک ژتون میشود
در ایّام قحطی مهیّا قسم
به کاندید جذّابتر از «ونوس»
به صندوق جادار آرا قسم
به دوران در خوابِ سازندگی
«به دیروز و امروز و فردا قسم»
به فرجام برجامِ مالیده و
به خوشعهدی آمِریکا قسم
که دولت خدای غنیسازی است
به فقری که بابای ما را ... قسم
#محمدحسن_صادقی
@rahenow 🗿👈
به مامای گاوان نازا قسم
به زائوی دنبال ماما قسم
به بابای مامای بیمادری
که زائوش رفته سرِ زا قسم
به بزمچّگانی که گوسالهوار
کنند از سرِ صبح ماما قسم
به پشمی که میریزد از گوسفند
پس از دیدن قوچ زیبا قسم
به نیسان صفری که زرتشت زد
به نام اهورای مزدا قسم
به قیچی جرّاحی قلبِ باز
که جا مانده در کیسهصفرا قسم
به سوراخ در حال رشد اوزون
که خندد به احوال دنیا قسم
به تکلیف ناروشن مدرسه
به گِردی نون الفبا قسم
به پترس که انگشت در چیز کرد
به تصمیم کبرا و صغرا قسم
به افسانۀ بایگانیشده
در آرشیو سرّی سیما قسم
به ایّام تعطیلی ارتحال
که ملّت زند دل به دریا قسم
به هرکولهایی که شلوارشان
شود خیس هنگام دعوا قسم
به تردامنانی که با زهد خشک
نشینند بر تخت تقوا قسم
به پاپی که با بچّههای ردیف
صفا میکند در کلیسا قسم
به جمعی که خوانند با هم همه
نماز عِشا را فُرادا قسم
به معمار کجدست پاساژساز
که دل برده است از ثرّیا قسم
به سیبی که «آدم» ندید و نخورد
ولی خورد تا دید «حوّا» قسم
به بیلی که ناخواسته کارگر
زند بر سر کارفرما قسم
به سَروی که در عین آزادگی
شود بهر یارانه دولّـا قسم
به سلطان «مایبیبی» و شیرِخشک
که نامش نخواهد شد افشا قسم
به فحشی که نالوطیان میدهند
به فیش حقوق هویدا قسم
به ریزهخور سفرۀ انقلاب
که بد خورده افتاده از پا قسم
به بویی که از سفرۀ نفتمان
رسیدهست تا عرش اعلا قسم
به قفلی که با شاکلید حسن
در افسانهها میشود وا قسم
به دستی که میراث ایتام را
کشد وقت تقسیم بالا قسم
به شایستهسالاری دولتی
که با رانت کردهست غوغا قسم
به مسئول خوشخدمتی که سگش
ندارد حقوق و مزایا قسم
به حقّوحسابی که از زیر میز
دهندش بهخورد کشوها قسم
به کارانۀ داخل پاکتی
که نامش بوَد حقّ امضا قسم
به مأمور معذورِ ناحقخوری
که هرگز نخوردهست تنها قسم
به صندوق ارزیِ وقف خواص
به خاصیّت خوان یغما قسم
به باریکی گردن رانتخوار
به گردنکلفتی ناجا قسم
به آمار ناقابل اختلاس
که گفتن ندارد همانا قسم
به عرض دکلهای مفقودمان
به پهنای دیوار حاشا قسم
به سوراخ تنگی که روز جزا
دکل هم در آن میشود جا قسم
به رأیی که با یک ژتون میشود
در ایّام قحطی مهیّا قسم
به کاندید جذّابتر از «ونوس»
به صندوق جادار آرا قسم
به دوران در خوابِ سازندگی
«به دیروز و امروز و فردا قسم»
به فرجام برجامِ مالیده و
به خوشعهدی آمِریکا قسم
که دولت خدای غنیسازی است
به فقری که بابای ما را ... قسم
#محمدحسن_صادقی
@rahenow 🗿👈